آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال مونا ب | دیوار
S3 : 07:51:33 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
مونا ب (monaba)
درباره نمایش لانچر ۵ i
سر گروهبان : چند ماه خدمتی شما؟

سرباز : ۹ ماه قربان

سرگروهبان : پس حامله شدی ؟ هان ...؟؟ میدونی که اینجا کجاست؟
اینجا کجاست آقای صادقی؟

آخر دنیا قربان
جلال : راستی اسمت چیه؟ ..... سما؟ سما ! انگار "شما " بوده نقطه هاشو شستن شده سما :)))))... آره بی نمک بود ولی تو بانمکی
............................................

(صدای گزارش فوتبال از رادیو : لوکاکو)
پیرمرد :هی آقاااا برای چی بسته سیگارتو میندازی تو خیابون؟
(صدای رادیو : همچنان لوکاکو)
جلال : اههههههه میدونی منو اینو کجا انداختم ، این همه راه اومدی اینو بگی؟
پیرمرد : بله ، اصلا برای همینم سوار اتوبوس شدم ، دورترم میرفتی دنبالت میومدم
(لوکاکو)
جلال : هنوزم از شماها هست ؟ من فکر کردم منقرض شدید
(نفر پنجم ... دیدن ادامه ›› رو هم جا میذاره لوکاکو)
....................................................


جلال : نیمه ی گمشده ی من چه کسی میتونه باشه؟؟؟؟؟
بهمن : عجب
جلال : یک سگ ژرمن شپرد هم داره اسمش نونوکه
بهمن : نونوک اسم سگه؟ بهش میخوره یک عارضه تو ماکیان باشه
..............................................



ماری : تو باید به جلال بگی غذای من شور بود؟ چرا به خودم نمیگی شاهرخ ؟ چرا آخه با من روراست نیستی؟
شاهرخ : گفتم یکم خوش نمکه ، یک امشب فشارخونم بالاست
ماری : یهو امشب فشارخون دار شدی ؟ اصن هر چی شور ، خوش نمک من تو اون غذا نمک میوه ریخته بودم شاهرخ ، من میدونم چجوری باید از تو مراقبت کنم
شاهرخ : من دوستت دارم ماری ، من دستپختتو دوست دارم ، تو هر گهیییییییییییی درست کنی من دوست دارم ماری
انگار شما بوده، شستنش نقطه هاش پاکش شده :)
۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مونا ب (monaba)
درباره نمایش سیزیف i
امتیاز ۳/۸ ؟؟؟؟ واقعااااا؟ لعنتی تو خودِ خود شاهکار بودی
اون گرجی فوق العاده رو دیگه تا مدتها نمیشه رو صحنه دید
برید ببینید و ۵ ***** بدید
تمام...
تنها نکته مثبت کار بازیگر توانمند مردش بود و بس 2 هم زیادش بود این کار
۱۲ آبان ۱۳۹۷
نمیدونم چرا بعضی ها دوست دارند این نمایش رو بد جلوه بدن، از همون روز اول و کامنت های اول متعجب شدم از این ماجرا!!! این که به مذاق بعضی از دوستان خوش نیومده کاملا امر عادی ه ولی اینکه هی کامنت تخریبی بزاریم رو نمیفهمم.
۱۲ آبان ۱۳۹۷
خب شما خوشتون اومد تا حد اعلا بالا بردین ما خوشمون نیومد. گناه کردیم؟ بنظر من هم فقط بازی اقای گرجی خوب بود. و اصلا ارزش دیدن نداشت کار. ما تیاتر بین های همیشه گی تیاتر هستیم. با کسی هم خصومتی نداریم
۱۲ آبان ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مونا ب (monaba)
درباره نمایش سیزیف i
من زیر زاییدن زاییدم
من اگر دلم بخواد مشکلات فلسفی زندگیم بیشتر بشه باید کیو ببینم؟
مونا ب (monaba)
درباره نمایش فلیک i
سم : آخ این مالنا عجب فیلمی بود !

اوری : وایییییییی.....اونجاش که مونیکا بلوچی نشسته همه مردها سیگار تعارفش میکنن !!!!!

سم : نه اون صحنه بود پسره از روزنه در مونیکا بلوچی رو دید میزنه ؟ ببیننننننننن....... من با اون صحنه بالغ شدم !!!!!
بعدا دیالوگ رو عوض کردند: ..... من با اون فیلم صحنه خراش برداشتم !!
۱۱ شهریور ۱۳۹۷
جناب بولو من اجرای آخرشونو دیدم گفت بالغ شدم
درنتیجه دوباره درستش کردن :-)
۱۱ شهریور ۱۳۹۷
خب خدا رو شکر :))
من وقتی کاری رو برای بار دوم می‌بینم و چنین تغییرهایی می‌بینم حرصم می‌گیره.
۱۱ شهریور ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مونا ب (monaba)
درباره نمایش فلیک i
اوری : امروز سالگرد روزیه که خودکشی کردم

رز : تو خودکشی کردی؟ با چی؟

اوری : با پونز

رز ( از خنده غلط میزند) : با پونز آخه؟؟؟؟؟ : ))))))) ببخشید ولی تا حالا ندیده بودم کسی با پونز خودکشی کنه..... بعد ببینم پونزها رو مشت مشت خوردی یا دونه دونه؟؟؟؟؟ ......اوری پونز خوردی بعدش پنچر نشدی؟؟؟؟

معرکه بود این صحنه :))
۲۷ تیر ۱۳۹۷
عالی بود این صحنه
۱۰ مرداد ۱۳۹۷
یعنی چی ؟ من آخرشو نفهمیدم!
۲۹ مرداد ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ME EN PIERE


......................
بیرون موشه
تو خونه پلنگه
عاطفه گندم آبادی و سپیده این را خواندند
farhad riazi، علی ابراهیم و sanazpch این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
داوود یک شعر بخون

چی بخونم ؟؟؟

یک شعر دیگه ....یک شعر بخون با اون صدات که عین جاروبرقی غم و انده رو از دل آدم میکشه بیرون .....مثل سلام سلام

باشه

به تصویر درختی
که در حوض
زیر یخ زندانی ست،
چه بگویم؟
من تنها سقف مطمئنم را
پنداشته بودم خورشید است.....

تو از قصد این شعر رو میخونی هر بار

چرا ... دیدن ادامه ›› ازقصد؟؟؟؟ اینم یک شعره دیگه دنیا

نه تو دقیقا هربار باید همون شعری رو بخونی که تو برگه بازجوییت زیر سوال رابطه داشتن با زنهای دیگه نوشته بودی....تا منو اذیت کنی
تا دوباره اون سه ماه لعنتی رو یاد من بیاری ...داوود تو نمیدونی من تو این شعر ابدی شدم

بیژن الهی رو کی میشناسه؟شاعر این شعر.چه کتابی از ایشون تو بازار موجوده؟
۳۱ مرداد ۱۳۹۶
کدومش قشنگه؟سبک شعرش رو خوشم اومد.کدوم رو توصیه میکنید؟و کارهاشون ممنوع که نیست؟راحت پیدا میشه؟
۳۱ مرداد ۱۳۹۶
همه کتاب هاش راحت پیدا می شه
هر ۴ تا خوب هستند
۳۱ مرداد ۱۳۹۶
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مونا ب (monaba)
درباره نمایشگاه دماغ به دماغ i
چه خلوت شده اینجا....عزیزم
اینو باید رفت ...باید قدم زد تو فضای خاصش ، باز حظ بصر برد
ابرشیر این را دوست دارد
چقدر عالی که مونا ب گرامی با سلیقه ی هنری بالایشان دوباره پیشنهادهای خوب را در تیوال به اشتراک می گذارند. امیدوارم که مستدام باشد.
سپاس
۰۹ خرداد ۱۳۹۶
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من نمیدونم واقعا کارگردان نمایش براساس چه تفکری در آوای تیوال میگه که ترجیحم اجرا در سالن ۶۰نفره دانشگاه هست تا سالن ۱۰۰نفره ارغنون در حالی که امروز به حدی تعداد تماشاگران وی آی پی و خارج از ظرفیت زیاد بود که روی پله ها و ردیف جلو روی زمین کامل پر و سالن به حدی گرم و تراکم زیاد که حتی نمیشد بازیگران نمایش رو درست دید
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یاد پرویز ،شهدخت ، آذر و دیگران افتادم

یکم خلاقیت :))))
مرضیه یادگاری و مرتضا این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مونا ب (monaba)
درباره نمایشگاه واحد خاکدان i
تجربه وضعیت بینابینی در غربت به استفاده از تمهیداتی چون چندپارگی ، بریکولاژ و فضاهای چند ساحتی انجامیده که خاکدان را قادر ساخته تا رویکردهای غربی را جذب و در راستای امکانات خلاقانه آفرینش هنری تعدیل و اصلاح کند . جایگاه بینابینی این آثار به آنها امکان داده تا اشکال فرهنگی دورگه ایی پدیدآورند و دیدگاههای متکثر خود را در برخورد چندگانه شان نشان دهند .مهاجرت به حاکدان فرصت شناخت ، تحمل و ارزشگذاری جایگاه ابهام بینامتنیت را داده که مشخصه هویت فراملی است


پ.ن : دیدن این نمایشگاه رو از دست ندید دوستان
عطیه تقوی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مونا ب (monaba)
درباره نمایشگاه لبه i
چه عنوان بکری
سیامک قلی زاده این را خواند
ذوق زده این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چقدر خوبه بتونی سرت رو بزاری رو شونه کسی که نیست ، بغل بکنی کسی رو که رفته

-----------------------------------------------------------------------------------------------

من تو رو بغل میکنم ، تو منو بغل میکنی ، اونموقع به خودکفایی میرسیم

-----------------------------------------------------------------------------------------------
میخواستم بهش بگم اونشب که تو رفتی خواستگاری لاله ، من تو دمای -6 درجه بهش اس ام اس زدم، اون گوشی رو خاموش کرد ، اس ام اسم یخ زد
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

تنها ... دیدن ادامه ›› ایراد لاله این بود که رفت دانشگاه . بهش گفتم چرا دانشگاه تهران ، لااقل میرفتی دانشگاه امام صادق ، یا دانشگاه امام حسین ، مالک اشتری ، الزهرا اصلا ، آخه دانشگاه به تو چی از کشاورزی یاد دادن ، من خودم بهت تمامشو یاد میدادام ، داشت ، کاشت ، برداشت
تو میخندیدی من بذر میپاشیدم ، تو نگاه میکردی من درو میکردم
با هم نماز جماعت میخوندیم بارون بیاد لاله ، همه جای استان فارسو سیل برداره اما یک قطره بارونم سروستان نیاد
من مرده اون یک نفریم که دوست نداشته , چرا تنها آخه :-)
شدن دو تا!
ولی اگه این ۲ تا نبودن واقعن رکورد شگفت انگیزیه ۱۰۴ تا لایک بدون دیسلایک.
۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چقدر بد بود خدا , توصیه ام اینه چکناوار جان یک دور کتاب رنگ ایتن رو بخونید , رنگهارو بشناسید , کمپوزیسیون هیچی حالا
پیمان لسان و عطیه تقوی این را خواندند
مونا.ب گرامی
متاسفانه نمی دانم چرا ایشان این نمایشگاه را که فاقد اصول اولیه ی نقاشی و به ویژه رابطه ی نقاشی با موسیقی بود برگزلر کردند.من این نمایشگاه را دیدم و بسیار افسوس خوردم،حیف است که پیش کسوتانی که سال ها در عرصه ی موسیقی فعالیت داشته اند،نسبت به خودشان سخت گیر نباشند.به قول سهراب من کسانی را می شناسم که از دست شعر به پلیس شکایت برده اند.هنر این چنین کار می کشد و باز هم متوقع است.ابوالقاسم سعیدی ،که به باور من بزرگترین نقاش معاصر ایرانی است،اولین نمایشگاه اش را در سن 90 سالگی،و پس از شصت و چند سال نقاشی برگزار می کند.
گاهی این بزرگان هنر را که آدمی می بیند،وحشت برش می دارد،با خود می گوید که تو چه می کنی و چه می نویسی،و که ای ؟!عده ای هزار جهد می کنند که هنرشان را بپوشانند و امثال من میلیون ها بار تلاش می کنیم تا خودمان را جلوه بدهیم ،آن هم چه جلوه ای!
اما باز هم به ایشان احترام می ... دیدن ادامه ›› گذارم و امیدوارم که در عرصه ی موسیقی کارشان پیشرفت کند و موفق باشند.
و امیدوارم شما نیز که در این عرصه می نویسید و فعالیت می کنید،پایدار باشید و از کارتان بهره بگیریم.
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۵
بنده که کمترینم , همین خرده روایتهای مینیمال هم با ترس و لرز است
بزرگداشت سعیدی , عصار , لاشایی , عربشاهی در گالری شهریور و باقی گالریها اتفاقات خوب سال گذشته بود
ولی در مورد جناب چکناواریان اصلا متوجه نمیشم که با چه رویکردی این نمایشگاه برگزار شد , آن هم در گالری خانه هنرمندان که کمتر بار مجال به جوانان معاصر اما با استعداد می دهد
مایه تاسف بود واقعا
چیدمان , آثار , کیوریتوری , همه و همه نشان از لابی گری و بی دقتی بودند و لاغیر
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مرتضی : بگو ببینم کی صورتتو خط انداخته
امیر : به شما ربطی نداره , هریییییییی
مرتضی : آراممممممم باش حیوان جان



سمیه : لیلا اون ماتیکت رو کم کن مرتضی و محسن گیر ندن بهت , تاریک نشده زود برگرد خونه

لیلا :گه نخور



مامان: خراب شه خونه ایی که بزرگتر نداره , شما دوتا کی میخواین آدم شین
مرتضی : چی گفتی مامان ؟ خونه ایی که بزرگترش تو باشی بهتر ... دیدن ادامه ›› از این نمیشه , د آدم چی جواب تو رو بده
مامان : خدا جواب منو با وجود شماها داده
مرتضی: گورب گور بشه اون آقامون که مرد , شما رو انداخت وبال گردن من



محسن : این از بچگیش همینطور بود تو مدرسه سر این دعوا راه مینداختم , بعد به جا اینکه بیاد هوا منو داشته باشه , سوامون میکرد , من مثل تو نیستم , زیر آب داداشمو بزنم و بگم جا اینکه نره دسشویی تو دبه میشاشه

محسن :جایی نرو باهات کار دارم
مرتضی : من با تو کاری ندارم
محسن : نگاه کنین جلو دیگران چجوری جواب منو میده , بعد میگین چرا فحش خارمادر میدی بهش
شهناز :محسن , خارمادر مرتضی کیه؟
البته اون دیالوگ وسطى رو یه چیزاییش رو جا انداختى ، مثلاً قبل از اینکه مرتضى بگه"خونه اى که بزرگترش ..." میگه : " چى گفتى مامان ؟ "

ولى کلاً حافظه ات خیلى خوبه :))
۲۷ اسفند ۱۳۹۴
مرسی , درستش کزدم -)
۲۸ اسفند ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
_میگفت صداها موندگارن
_ یک مدت بود که من ناخوش احوال بودم
_هر روز میومد بالا سرم صدای نفسهامو ضبط میکرد , اگر شما بودی عاشق همچین کسی نمیشدی ؟


مونا ب (monaba)
درباره فیلم من i
آذر : صداتو درست کن امیر , این صدات زیادی احساساتیه, صدای مردونه نیست

امیر: الان همه صدای نازک و حس دار دوست دارن

آذر : درست بخون , وقتی میخونی صدای مرغی میدی که داره تخم میزاره

امیر: همایون شجریانو میشناسی؟ اصلا آهنگهاشو شنیدی؟ وقتی باهات حرف میزنه انگار یک بچه دبستانی داره انشا میخونه , ولی وقتی آواز میخونه برگهات میریزه

آذر :تو وقتی حرف میزنی , من برگهام میریزه
...........................

آذر : پول میخوام , دویستا جور کن

ملیحه : از کجا بیارم؟ دویستا داشتم ... دیدن ادامه ›› که فست فودمو میزدم , دیگه زمین میخواستم چیکار؟ اصلا دنگ میخوای؟ یک دنگش مال تو

آذر :فقط نقد میخوام , خرج دارم میرم میام باید پول تو جیبم باشه

ملیحه : صدتاشم ندارم

آذر : از اینا بگیر , از همینا که تو جلسه ان , میخوای من بگم؟ الانم که همه دلها آماده , کمک کنن خوب

ملیحه : اینا پولشون کجا بود

آذر :پس کار تعطیل

ملیحه : هی من هیچی نمیگم باز منو عصبی میکنه

آذر : شوهر کن عزیزم , شوهر کن آروم میشی !