تیوال ذوق زده | دیوار
S2 : 06:46:06
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سلام
ازین اجرا غافل نشوید. یک مونولوگ‌ با متن خوب با اجرای علیرضا نراقی و همراهی زینب گرمارودی با حرکات فرم. واقعن درخور توجه و تماشاست.
ذوق زده
درباره نمایش پپ i
سلام
به هنر این گروه ایمان دارم منتها نمایش برای من بی ارزش بود.
من اجرای دوشنبه شب که به گمانم شب دوم اجرا بود را دیدم.
برعکس فرمایش شما، به نظرم موضوع و پرداخت متن عالی بود اما مشکل، اجرای نه چندان گیرای آن و در نهایت عدم رضایت تماشاگر از بازیها بود.
۵ روز پیش، پنجشنبه
دوست من، جناب ذوق‌زده؛ از بذل توجهتان به نگاه اینجانب ممنونم. بله فکر می‌کنم موضوع نمایش امری بود که بسیاری از جوانان و خانواده‌ها خواهی نخواهی درگیر آن هستند و البته سوالهای خوب و به جا و البته چالشهای ذهنی درخوری توسط متن ایجاد می‌شد. اما اجرای آن ... دیدن ادامه » متاسفانه به نظرم برای من به شخصه اصلن جذابیت نداشت و جز چالش جابجایی بازیگران و تغییر مرجع زبانی پدر و پسر؛ هیچ ابتکاری دیده نمی‌شد و این تنها ضعف مشهود در اجرا نبود. اما با آن بخش از فرمایش شما در باب صلاحیت به هیچ وجه نمی‌توانم موافق باشم. شما به عنوان کسی که نمایش را تماشا کرده‌اید، مخاطب آن نمایش هستید. هیچ ضعفی و هیچ تفسیری (اعم از دانش و آگاهی) موجب نمی‌شود که کسی مخاطب نمایشی که اجرای عام دارد نباشد. به نظرم این زیبایی هنر است. هنر همچون دریایی از پیام است و هر کس به قدر ظرفیت و تفکر خود از آن برداشت کرده و بهره می‌برد. منتهی کسی بیشتر از آن بهره می‌برد و کسی کمتر. برای همین چنین مرزبندی خاصی را خصوصن در وادی هنر در نظر نگیرید. تا آنجا که هنر هست و فکر هست؛ صلاحیت اندیشه و بیان نظر و مواجهه کلام وجود دارد. این زیبایی هنر در به چالش کشیدن نظرات مختلف در موضوعی واحد است، به ابزار هنر و زیبایی.
۴ روز پیش، جمعه
پارسای عزیز ممنون از توضیحاتت. به شخصه چون فضای ذهنی و نگرش متفاوتی نسبت به این موضوع دارم و به نوعی دغدغه ام ازین جنس نیست، گمانم این بود نمایش برای من کار نمی‌کند. به نظرم آمد یک نگاه از روی جوانی درین اثر وجود دارد که پختگی لازم را ندارد و همچنین پیش ... دیدن ادامه » فرض هایی در مورد مخاطب دارد که لزومن درست نیست. بنابراین عدم موفقیت نمایش از دید من نه از بابت ضعف هنری گروه که از بابت این نگرش ناپخته است که عملن دایره مخاطبین نمایش را بسیار محدود کرده، محدودتر از آنچه خودشان هم تصور میکردند. شاید برای چند تن از هم‌نسلانشان اتفاقن نمایش تأثیرگذاری باشد‌ اما من و شما حالا یا از قصد و یا ناخواسته در دایره کوچک مخاطبین نمایش قرار نمی‌گیریم. به همین جهت برخلاف شما که عدم موفقیت نمایش را حاصل از ضعف در ارائه ی محتوای نمایش می‌دانید، من مشکل را در ضعف خود محتوا می‌دانم.
۴ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
عروسکی دوستان این نمایش را از دست ندهید.
با تماشای این نمایش حال خوب تئاتر و هنر حقیقی که عشقست را به خاطر آورید. از قضا حال غریب کارگاه نمایش درین یادآوری یاریگر خوبیست.
یه چیزی هم الآن متوجه شدم که علیرضا ناصحی کارگردان و یکی از عروسک گردان های نمایش، گوینده داداش گلم در کلاه قرمزیه
۱۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
چون جزو اولین نفراتی هستم که نمایش را دیدم خواستم بگویم اگر سؤالی دارید ازم بپرسید.
در کل تماشایش را پیشنهاد میدهم. اصلن فارغ از نمایش این گروه تماشاییند. یعنی هیچ کاری هم نکنند به نظرم انرژی و حال خوبشان را دریافت میکنید و لذت میبرید.
در ضمن سبک نمایش تا حدی فیزیکال هم هست. حداقل میتوان گفت بدن بازیگران سهم عمده ای درین اجرا دارد.
دوست عزیز
کار کمدی که نیست خدایی نکرده؟؟ :)
و اینکه دیالوگا شعر ه، نثر ه چطوریه؟
به داستان شاهنامه چقد وفاداره و آیا مدرن شدن متن، ضربه‌ای نزده به کار؟
ممنون
۲۰ خرداد
موافقم و ایشالا ادامه می‌دیم تا یه راه مناسبیم براش پیدا کنیم
سعی می‌کنیم به قانونشم مسلط شیم که در چه حدی هس
۰۱ تیر
به امید خدا
۰۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ذوق زده
درباره نمایش شهر ما i
سلام

نمایش سه پرده ست. اجرای پرده ی اول از هر نظر عالیست. آنقدر خوب که دوست داری زمان کش بیاید تا بیشتر فرصت داشته باشی ازش لذت ببری. به نظرم آمد دارم یکی از بهترین نمایش هایی که تا به حال دیده ام را تماشا می‌کنم. اما متأسفانه از پرده ی دوم هر چه پیش می‌رود نمایش افت می‌کند. انگار کمتر به نمایش دل داده و سرسری از آن عبور کرده باشند. بنابراین حس و حال و فضای متن به درستی درنیامده و اجرا نمی‌تواند تأثیرگذاری متن را داشته باشد به طوری که حتی در نظر مخاطب متن بی مایه جلوه می‌کند حال آنکه مشکل از اجرای سطحی متن هست.

به هر حال اینطور به نظرم می‌آید که مناسبات و الزاماتی وجود داشته که دست کارگردان را بسته وگرنه مطمئنم حسن معجونی هوشمند تر ازین هست که اجازه دهد کار به این صورت پیش رود.

اگر همان اواسط اجرا اعلام می‌کردند بقیه داستان را خودتان بروید ... دیدن ادامه » از روی نمایشنامه بخوانید من کاملن از نمایش راضی بودم.

پ. ن. این یادداشت از صفحه اینستاگرام zoghejari به فرموده رضا بولو ی عزیز بازنشر شد.
عرض کردم، فرموده چیه؟ :))))
۰۹ خرداد
ذوق زده جان خوش برگشتی خیلی وقته غیبت داشتی :)
۲۴ خرداد
ممنون مینا جان
چه مهربونین شما
راستش درین حد رو قبلنم حضور دااشته ام
۲۴ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام

حالا تخفیف تپلش بود، سالن ناظرزاده اش بود، کم تماشاگر بودنش بود، حضور ندا مقصودیش بود، نمایشنامه ی وسوسه برانگیز تیتوس آندرونیکوسش بود، ساعت و روزش بود، دیروز یعنی چهارشنبه روزش بود بالاخره نمایشی از مسعود طیبی ببینم و از تماشایش هم راضی و خشنودم.

جالبه دقیقن در یادداشت قبلیم در مورد نمایش «شهر ما» که در همین سالن بغلی یعنی سمندریان اجرا میرود، به مناسبات و الزاماتی که وجود داشته اشاره کردم و در مورد این نمایش هم همین موضوع صدق می‌کند. به نظر می‌رسد در واقع می‌توان به طور کلی از مناسبات و الزامات این روزهای تئاترمان صحبت کرد که گویی گریبان‌گیر بسیاری از نمایش هاست.

اجرای چنین اثری از شکسپیر قطعن نیاز به پروداکشن قوی دارد که متأسفانه نبودش کاملن محسوس است. نبود این پشتوانه نمایش را جمع و جور کرده. نمایش کشش بسیار خوبی دارد اما متأسفانه بدون طمأنینه پیش می‌رود. بیشتر شاهد دنباله ای از حوادث هستیم تا دیدن پیش زمینه های آنها و یا فرصتی برای نزدیک شدن به شخصیت ها و حتی از دیالوگ های جاندار شکسپیری هم چندان خبری نیست و موسیقی هم چندان مجالی برای همراهی با نمایش نمیابد و کلن صحنه ها پرداخت کافی ندارند.

آرون شخصیت اگزوتیک نمایش هست به همین دلیل کنجکاوی برانگیز و جذاب و تماشاییست و جا داشت بیشتر بدو پرداخته میشد به خصوص تماشای زوج آرون و تامورا را به زوج باسیانوس و لاوینیا ترجیح می‌دادم.

جهت نزدیک تر شدن به شرایط روز سیاسی، به نظر می‌رسد تغییراتی نسبت به متن اصلی وجود دارد که به طور مشخص در مورد شخصیت تیتوس مشهود است. به علاوه شاهد ارجاعات مستقیمی به برخی ازین دست موارد جاری هستیم. اما جالب بود این بار این ارجاعات اذیتم نکرد، شاید به دلیل صراحتش و اینکه به خوبی فاصله اش از متن مشخص بود. چیزی شبیه به نمایش در نمایش اتفاق می‌افتاد؛ انگار بازیگر از نقشش خارج می‌شد، وارد نقش جدیدش در آن صحنه ی ارجاعی میشد، و دوباره با پایان آن صحنه به نقشش در نمایش شکسپیر بازمیگشت.

مسعود طیبی نشان می‌دهد تئاتر سیاسی را خوب می‌شناسد و موفق شده یک اثر سیاسی را به روی صحنه آورد. گرچه مناسبات و الزامات نمایش شاید تا حدود زیادی از همین بابت بوده باشد اما خوشحالم هنوز هم تئاتر سیاسی نفس می‌کشد و من هم موفق به تماشایش شده ام.

حضور مسعود طیبی برای تئاتر ما ارزشمند است. امیدوارم مردم هم با تماشای نمایشش از تئاتر به خصوص تئاتر سیاسی حمایت کنند. نمایش های آتیش را دنبال می‌کنم.

پ. ... دیدن ادامه » ن. این یادداشت از صفحه اینستاگرام zoghejari به درخواست مسعود طیبی عزیز بازنشر شد.
یه زحمتی بکش یادداشت قبلیت رو هم بذار تو برگه "شهر ما". وصف حال و نظر منم بود... مخصوصا اون جمله آخرش. حیف شهر ما
۰۹ خرداد
خواهش میکنم آقای دکتر اشراقی گرامی، موفق باشید
۱۰ خرداد
از توضیحاتتون سپاسگذارم.
۱۰ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ذوق زده
درباره نمایش نامه نویس i
سلام
بازم یه نمایش خیلی خوب که نظری در موردش نیست و حیفه واقعن دیده نشدن همچین نمایش هایی. توجه کنید که آلن بنت همون نویسنده ی تئاتر پسران تاریخه

البته توصیه میکنم بلیط ردیف اول رو بگیرید چون متأسفانه فاصله ی بین ردیف صندلی ها خیلی کمه. البته خیلی وقته سالن مشایخی این مشکل رو داره و عملن سالنی بود که من سمتشم نمی‌رفتم اما امیدوارم با این نمایش های خوبی که حالا داره توش اجرا میشه یه فکری به حال این وضعیت بکنن. واقعن اگه ردیف های دو به بعد بشینید و دو طرفتون هم پر باشه حس اسیر بودن بهتون میده
سلام :)
شما چقدر کم پیدا شدید...
۱۵ بهمن ۱۳۹۷
این نامه نویس رو دیدم، جناب ذوق زده درست گفتند، کار خوبیه
۱۶ بهمن ۱۳۹۷
خدا رو شکر دوست داشتی کیا جان، ممنون
۱۷ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ذوق زده
درباره نمایش چخوفناک i
سلام
چون دیدم اینجا کسی نظری نداده وظیفه خودم دونستم بگم آب دستتونه بذارین زمین برین این نمایش رو ببینید.

البته اینو بگم که ارجاعات هنری زیاد داره به خصوص به نمایش های چخوف و شکسپیر بنابراین برای کسی که باهاشون آشنایی نداره درک کار سخت میشه. به خصوص آشنایی با نمایش های باغ آلبالو و هملت و یه کوچولو سه خواهر لازمه و همچنین آشنایی با فریدا کالو و رابطه اش با دیه گو ریورا.
به به ذوق زده ی عزیز
کجایید ؟
غیبتتان زیاد شده
ممنون که نظرتان را نوشتید . کنجکاو شدم برای دیدنش
سپاس
۰۷ بهمن ۱۳۹۷
با درود و سپاس ذوق زده جان
نمایش های پیشنهادی شما در اکثر موارد دیدنی بوده
ممنونم
برقرار باشید
۰۷ بهمن ۱۳۹۷
همینطور نمایش های پیشنهادی شما @شکوه
۰۷ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
ازین پس میتونید نظراتم رو در اینستاگرام دنبال کنید.
https://instagram.com/zoghejari?utm_source=ig_profile_share&igshid=1lp0tucf2vzzf

روزگارتون بخیر
میترا و امیرمسعود فدائی این را خواندند
عباس الهی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
یه تئاتر همه چیز تمام که معنای تئاتر و آرتیست بودن رو به ما یادآوری می‌کنه.
به هیچ وجه از دستش ندید.
این تئاتر پارودی هملت شکسپیر هست، بنابراین آشنایی با داستان هملت حتمن پیشنهاد میشه
ذوق زده
درباره نمایش بوی خواب i
.سلام
کارهای استاد سلیمی را باید دید. جریان اصلی تئاتر باید همین باشد اما برعکس آنقدر از اصالت تئاتر فاصله گرفته ایم که پاک فراموشش کرده ایم. و خدا را هزاران بار شکر که امثال سهراب سلیمی بزرگ هنوز در این خاک هستند تا با آثارشان تئاتر اصیل را به ما یادآوری کنند. امیدوارم این اندک فرصت های تلنگر خوردن که هنوز باقیست را غنیمت بشماریم.

موضوع نمایش برای من بسیار جذاب بود و خیلی با آن ارتباط برقرار کردم. دیالوگ ها هم تا نیمه های نمایش بسیار دقیق و سنجیده است اما در ادامه ازین جذابیت و دقت و گیرایی و قدرت اولیه ی متن کاسته میشود، گرچه همچنان تا انتهای نمایش شاهد لحظات و دیالوگ های بسیار زیبا و شنیدنی ای هستیم و البته استاد سلیمی هوشمندانه با ترفندهای دیگر این کاستی در متن را می‌پوشانند.

کارگردانی، طراحی صحنه، نورپردازی و موسیقی بسیار خوب هستند و ... دیدن ادامه » طبیعتن با حضور سه بازیگر کاربلد شاهد بازی های خوبی هستیم؛ به خصوص دیدن جناب قاسم زارع بر صحنه ی تئاتر شیرینی و لذت خاصی به همراه دارد که انصافن هم بازی بسیار به یاد ماندنی ای ارائه میدهند.

انشاءالله استاد سلیمی عزیز برقرار باشند و همچنان توفیق آموختن از ایشان را داشته باشیم. به همه ی عوامل این نمایش شریف خداقوت میگویم و از ایشان سپاسگزارم.
سلام
به شخصه خیلی از نمایش لذت بردم. یکی از بهترین نمایش های تجربی ای بود که تا به حال دیده ام و یکی از بهترین نمایش های امسال برای من که حتمن در ذهنم میماند. بازی ها و کارگردانی قابل توجه هست و موسیقی به خوبی به خلق فضا کمک میکند. نمایش هر چه به پایان نزدیک میشود تعاملی تر، هیجان انگیز، مفرح و جذاب تر میگردد. به لحاظ سبک و سیاق تا حدودی مرا یاد نمایش «تله موش» کار دوست هنرمندم سیاوش حیدری انداخت که آن هم برگرفته از هملت شکسپیر بود. البته به لحاظ محتوایی کاملن متفاوت هستند.

دوستداران تئاتر تجربی چند روز باقیمانده ازین نمایش را که به اعتقاد من اتفاق ویژه ای برای تئاتر تجربی و مستقل ماست از دست ندهند.
ذوق زده شدی ذوق زده جان؟
۲۰ مهر ۱۳۹۶
همینطوره ماهرو جان ⁦⁦-)⁩
۲۱ مهر ۱۳۹۶
توقیف شد دیگه ولی الآن که دوباره اجرا داره ایشالله میبینم باز
۱۸ آبان ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
اول اینکه امیدوارم این روند اجرای نمایشنامه های خارجی در تماشاخانه سنگلج ادامه پیدا کند همان طور که در گذشته ی پر افتخارش وجود داشته و باز هم امیدوارم سنگلج با اجرای چنین نمایش های از صمیم دل به آن روزهای با شکوه برگردد و حالمان را خوش کند.
در مورد نمایش فقط میتوانم بگویم که خیلی بد می‌کنیم اگر این نمایش را برای تماشا انتخاب نمیکنم. نمایشی با متنی بینظیر و درگیر کننده و کارگردانی خلاق.
به به چه امیدبخش ...:)
۰۵ مهر ۱۳۹۶
عرض ادب و احترام دارم بانو حدادی عزیز

امیدوارم نمایش تمدید شه تا دوستان بیشتری فرصت تماشای اون رو درین سالن دوست داشتنی پیدا کنند و برای شما هم یک شب به یاد ماندنی رقم بخوره.

خوشبختانه دریافت و نگاه شما به من نزدیکه و همواره با پیشنهادات و نظزاتتون ... دیدن ادامه » یاریگر و راهنمای من بودید.

سپاس از توجهتون
سلامت و شاداب باشید⁦☺️⁩
۰۶ مهر ۱۳۹۶
سپاسگزارم ذوق زده ی گرامی
نظر لطفتان است
پاینده باشید


۰۶ مهر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
بد دوره زمانه ای شده. میای تیوال را نگاه میکنی میبینی صد تا نمایش هست ولی بین این همه دو تا کار، تازه شاید خوب باشد. قدیم ها جمعن ده تا نمایش بود که حداقل نصفشان خوب بود.
یعنی حساب کنید چه قدر انرژی دارد به هدر میرود.
بد دوره زمانه ای شده.
دقیقا من تو این ماه فقط دوتا نمایش تونستم پیدا کنم که ارزش دیدن داشت اونم که یکیشو کنسل کردن یکی ام بلیطاش فروشیده شده #هییی
۳۰ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
من خیلی از فرهیختگی به دور هستم اما شعورم درین حد میرسد که فرهیختگان را دوست داشته باشم.

بعضی آثار هنری به مخاطب احساس بزرگی و شکوه و عظمت میدهند، مخاطب را بزرگ میکنند، در مخاطب احساس عزتمند بودن ایجاد میکنند. من اغلب این حس را در موسیقی تجربه کرده ام. مسلم هست این دست آثار، در قدم اول به شعور مخاطبشان احترام میگذارند.

الآن برای من این وجه از نمایش برجسته تر به نظر میرسد شاید چون متأسفانه خیلی به ندرت سعادت دیدن چنین نمایش هایی را پیدا میکنیم. من در پایان نمایش بیشتر ازینکه بخواهم تشویق کنم ترجیح میدادم سر تعظیم فرود آورم در برابر این گروه حقیقتن بزرگ.

قطعن هر چه فرهیخته تر باشید بهره و حظ مضاعفی از این نمایش خواهید برد. اما لازمه ی محظوظ شدن از این نمایش نه فرهیختگی، که شعور است. پس من تماشای این نمایش را به نسبت شعوری که دارید توصیه ... دیدن ادامه » میکنم.

خود استاد حسینی عزیز در انتهای نمایش عنوان کردند که بر خلاف رویه ی ایشان برای این اجرا متأسفانه تنها دو ماه فرصت تمرین داشتند و خب با اینکه بازی ها عالیست اما هماهنگی کامل به خصوص در رقص های جمعی هنوز حاصل نشده و طبیعتن این هماهنگی با گذشت زمان به سطح مطلوب نزدیک خواهد شد. با این وجود توصیه ی من تماشای این نمایش در اولین فرصت ممکن است چرا که اجراهای اول در عوض هماهنگی تمام، با بکری و تازگی خاصی همراه هستند؛ دیدار اول همیشه جایگاه ویژه ای دارد. به علاوه جا دارد این نمایش را بیشتر از یک بار بلکه بارها و بارها دید پس با تأخیر در تماشای آن، فرصت دیدارهای دوباره را از خود دریغ نکنید.

در بروشور نمایش توضیح داده شده که این نمایش قسمت دوم از یک سه گانه با عنوان کلی "همیشه از تو، همیشه از من" در ستایش عشق و هنر است که بخش اول آن با عنوان "دیوان غربی-شرقی" پیشتر اجرا شده که البته من متأسفانه موفق به تماشای آن نشدم. در ضمن عنوان شده که بخش پایانی این تریلوژی به نام "پارتی پنته زیله‌آ " در آینده ی نزدیک اجرا خواهد شد. به یاری حق انشاءالله

جالبه بگم نمایش من را به یاد "کافه لته" عاطفه تهرانی و "بازگشت به خانه" رامین معصومیان و فرید قادرپناه هم انداخت. جای گفت و گو پیرامون این نمایش بسیار هست که رفقای فرهیخته حتمن در موردش خواهند نگاشت.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ذوق زده
درباره نمایش مهاجران i
سلام
دیشب نمایش را دیدم. البته اوایلش که گویا خیلی جذاب هم بود را از دست دادم، از آنجایی که فیلم شروع میشود رسیدم. بنابراین سعی کنید مثل من دیر نرسید چون اگزیت بدون تأخیر و حتی شاید چند ثانیه زودتر از ۷ نمایش را شروع میکنند. در همین راستا به عنوان پیشنهاد باید بگویم به نظرم میرسد زمان ایده آل برای اجرا در سالن انتظامی در روزهای کاری ساعت ۱۹:۳۰ هست.

اما از نمایش برایتان بگویم که واقعن متن جذابیست یعنی در واقع موقعیت جذابیست و حتمن متن وسوسه کننده ای هست برای اجرا که بابت انتخابش از آقای خامنه ای متشکرم.

درین متن ما با دو شخصیت مهاجر مواجهیم که من یکی را عامی و دیگری را تحصیلکرده مینامم. در واقع دو فرد از دو طبقه ی کاملن متفاوت. اما چیزی که من از نمایش برداشت کردم این بود که دقیقن تفاوت این دو صرفن برآمده از اختلاف طبقاتی ای بوده که در وطنشان وجود داشته وگرنه این دو نفر گویی یک نفر هستند همانسان که در نمایش میبینیم اکنون که هر دو به واسطه ی مهاجرت با هم در شرایط یکسانی قرار گرفته اند این شباهت ذاتی کم کم بروز میکند. آنها در سطح کاملن متضاد با هم به نظر میرسند؛ دو شخص با ارزش ها، سلایق، دغدغه ها و درک متفاوت اما هر چه به لایه های درونی آنها نزدیک میشویم پی میبریم هر دو نهادی یکسان دارند و بر اساس مکانیزمی مشابه عمل میکنند.

اما آشکار شدن این واقعیت برای هر دو شخصیت داستان ما تلخ است. این همنشینی هم به کارگر سرزنده و سرحال ابتدای نمایش پوچی زندگیش را مینماید و او را به مرز خودکشی میکشد و هم تحصیلکرده ی خود برتر بین را به پوچی فرهیختگیش میرساند و او را میشکند تا در رختخوابش بگرید. بنابراین مهاجرت موجب میشود شخصیت های داستان به شناخت برسند اما از طرفی این شناخت انگیزه ی مهاجرتشان را به چالش میکشد و آنها را در موقعیتی ناگزیر و پایانی تراژیک قرار میدهد.

اما اجرای گروه اگزیت چه قدر در رساندن این مفاهیم موفق بوده؟
نخست اینکه شخصیت تحصیلکرده و سابقه و انگیزه اش برای من تا حدی گنگ باقی ماند که البته این شاید با دیدن دقایق ابتدایی نمایش برطرف میشد. در کل به نظرم میرسد که در حذفیات از متن نمایش مقداری زیاده روی شده.

همانطور که اشاره کردم متن نمایش روند ثابتی ندارد و در کل به سمت یک اوج یا فروپاشی پیش میرود اما من اجرای نمایش را چندان با افت و خیز ندیدم و متأسفانه تا حدی اجرا یکنواخت بود. البته اتفاقن با این وجود متوجه گذر زمان نشدم اما بیشتر ازین جهت این را طرح میکنم که این یکنواختی به درک نمایش ضربه میزند. البته با صحنه هایی مثل صحنه ی رقص که من خیلی دوستش داشتم یا پاساژهای بین صحنه ها و ازین قبیل میشود تا حدود خوبی این یکنواختی را کمرنگ کرد اما منظور من بیشتر ایجاد افت و خیز در صحنه های متفاوت نسبت به هم هست.

بازی های نمایش قابل قبول هستند ضمن اینکه از قضا من هر دو عزیز بازیگر این نمایش را هم دوست دارم اما انتظار داشتم پیچیدگی شخصیت ها و رفتارهایشان را بیشتر در بازی ها ببینم. در تقابل این دو شخصیت نوعی ابهام وجود دارد و شاهد چرخش های زیادی هستیم حتی گاهی آدم فکر میکند شاید دارند همدیگر را بازی میدهند اما در بازی بازیگران این چند لایگی، پیچیدگی ، چندگانگی و رمز و راز کمتر به نظر میرسد.

البته ... دیدن ادامه » هم در مورد ریتم نمایش و هم ظرافت بیشتر در بازی ها، صندلی های خالی سالن میتواند یکی از دلایلی انرژی پایین سالن و بالتبع بازیگران باشد که از گرمای اجرا میکاهد.

در نهایت برای گروه اگزیت آرزوی موفقیت و عاقبت به خیری دارم.

پ. ن. خواهشی از آقای خامنه ای دارم که قسمتی از متن که عامی نشسته و کنسرو تحصیلکرده را میخورد و تحصیلکرده دور میز میچرخد و از این میگوید که صدای طبقه بالایی ها را از طریق لوله های آب و دریچه ها میشنود را برایم اینجا بفرستند.

پ پ ن. یک خواهش دیگر هم دارم که لطفن سلام من را به آقای میرزابابایی برسانید که متأسفانه دیشب حضور نداشتند.
پرندیس این را خواند
محمد رحمانی، عالیا، مهرداد خامنه ای و رضا تهوری این را دوست دارند
ذوق زده عزیز سلام. ممنون از حضورت و تحلیلت از نمایش. خوشحال شدم از دیدار مجددت.
در مورد در خواستت باید بگویم که متن نمایش در وبسایت اگزیت بخش نشریات هست و قابل دسترس همگان. البته آن قسمت را برایت در زیر همین پست خواهم گذاشت.
حتما سلام تو را به آقای میرزابابایی ... دیدن ادامه » خواهم رساند.لطف داری.
پی نوشت: بازیگران در پایان نمایش اتفاقی به من گفتند آقایی ردیف جلو نشسته بود و انقدر وول میخورد و با پاهاش سر و صدا می کرد که به سختی تمرکزمان را حفظ کردیم. این را گفتم تا به مجموعه دلایلت اضافه کنی. نکته جالب اینکه آن آقا خود تو بودی :-))))
۲۳ مرداد ۱۳۹۶
تو ایران خودمون هم سابق بر این شاید همچین نمونه ای بوده باشه. البته الآن هم گاهی نمایش هایی که تو کافه ها اجرا میرن یا بعضی نمایش های محیطی نزدیک به این فضا میشن. در کل برمیگرده به اینکه شما از قبل چه قراری با تماشاگرت گذاشته باشی و انتظار درستی از هم داشته ... دیدن ادامه » باشید.
۲۳ مرداد ۱۳۹۶
دقیقا
۲۳ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
پیشنهاد میکنم به جای تماشای این نمایش، فیلم بسیار ارزشمند سارا از استاد مهرجویی را تماشا کنید.
https://g.co/kgs/Scdorj
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ذوق زده
درباره نمایش اگه بمیری i
سلام
من یک ویژگی ای دارم که وقتی متن نمایش قوی هست همینقدر که کارگردان درش گند نزده باشد، برایم کفایت میکند تا گوهر درون متن را دریافت کنم و ذوق زده شوم. نمایش "اگه بمیری" اینچنین است برخلاف اکثر اوقات که یا اساسن متن نمایش ها قوی نیست یا کارگردان یک گندی درش بالا آورده.

این ذوق زدگی باعث میشود نواقص نمایش کمتر به چشمم آید و این البته برای وقتی که میخواهم در مورد نمایشی بنویسم یک ویژگی منفیست.

اتفاقن تخفیف شب گذشته ی نمایش باعث شده بود نمایش را در جمعی از دوستان ببینم که از قضا اغلب آنچنان نظر مساعدی نسبت به نمایش نداشتند و به خصوص بر این نظر بودند که نمایش باید کوتاه تر شده و با ریتم تند تر پیش برود. من این دیدگاه را ناشی از ماندن در سطح و عدم دستیابی به عمق نمایش میدانم. به اعتقاد من اگر مخاطب به لایه های عمیق تر و اساسی تر متن توجه کند متوجه ... دیدن ادامه » میشود که ریتم و زمان نمایش کاملن در جهت بیان و کشف همین لایه های درونی تر است.

کاراکترهای این نمایش همگی به نوعی دوست داشتنی هستند و هر یک شیرینی خودشان را دارند. به علاوه صحنه های خوب، دوست داشتنی و دیدنی ای در این نمایش وجود دارد که از آن جمله دوست دارم به صحنه ی گفتگوی پیر و لورا در دفتر کار پیر اشاره کنم وقتی موسیقی پس زمینه به زیبایی به خلق فضا کمک میکند و به نوعی مکمل حرف های پیر هست.

لطفن بیشتر ازینجور نمایش ها برای ذوق زدگی من بسازید.
سپاسگزارم

پ. ن. همانطور که دوست عزیزم مجتبی سلیمان زاده فرمودند، من هم خواهش میکنم در اجراهای بعدی از میکروفن استفاده نکنید. واقعن حیفه این بازیگرها نیست که ما صداشون رو مستقیم نشنویم؟!!!
چقدر حستون نزدیک بود به حس من بعد از دیدن این نمایش
و موافقم که این استفاده از میکروفن اصلا دل چسب نیست
۰۴ مرداد ۱۳۹۶
از آشناییتون خوشبختم فاطمه بانوی عزیز، خوبه آدم کسانی رو بشناسه که حسش رو درک میکنند. البته نزدیکی حس ها، دریافت و ادراک در زمینه های مختلف متفاوته اما میشه گفت حداقل درین مورد هر دو با نمایش ارتباط گرفتیم و به حس و دریافت مشترکی رسیدیم.

یکی از خوبی ... دیدن ادامه » های تئاتر همین تجربه ها و خاطرات مشترکی هست که رقم میزنه و باب دیالوگ و گفتگو رو بین آدم ها باز میکنه.
۰۴ مرداد ۱۳۹۶
براوو!! و البته عین همین احساس رو بنده نسبت به نمایش دوزخ داشتم
۱۱ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
چرا فروش بلیط نداره پس؟
رحمان حسینی این را دوست دارد
خواهش می‌کنم،نمایش خیلی خوبیه،ببین و کیف کن.
۲۵ تیر ۱۳۹۶
متشکرم
۲۵ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ذوق زده
درباره نمایش مفیستو i
سلام

خوشبختانه آنچه گفتنی داشتم را دوست فرهیخته ام بابک نیستانکی عزیز در نقدش آورده. فقط اضافه میکنم که انتخاب این متن در مقطع زمانی کنونی، انتخاب هوشمندانه ای از سوی جناب دلخواه عزیز، و شایسته ی توجه از سوی هنرمندان و مخاطبین هنر هست؛ باشد که شاهد تعالی هنرمندان و جایگاه هنر در کشورمان باشیم.

به علاوه لازم میدانم اشاره کنم که این تئاتر مورد نادریست ازین نظر که هم خود یک تئاتر سیاسیست و هم در مورد سیاست و رابطه ی هنرمند با آن، تئاتر سیاسی و تا حدودی نقد چنین تئاتریست، حال آنکه کمتر شاهد اجرای تئاتر سیاسی به معنای حقیقی آن در ایران هستیم.
علاوه بر متن و بازی خوب اعضا . یک خسته نباشید هم به تیم موسیقی اثر باید گفت
۱۵ تیر ۱۳۹۶
متشکرم، همینطوره جناب فرامینی، این موسیقی هست که اجازه نمیده تماشاگر گذشت زمان رو حس کنه.
۱۵ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید