تیوال محمد شمالی | دیوار
S2 : 20:26:22
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
هرچقدر بلیط فروشی سال گذشته جشنواره فیلم فجر اسفناک، مایوس کننده، عذاب آور و فاجعه بود امسال به تمیز ترین شکل ممکن توسط سایت سینماتیکت انجام شد اول تبریک میگم به گردانندگان این سایت محترم، دوم به مسئولین تصمیم گیرنده جشنواره که با این انتخاب به شعور مخاطبین جشنواره که همون مردم باشند نهایت احترام گذاشتند.
سایت سر وقت باز شد تمام مراحل انتخاب سینما، سری فیلم ها، پرداخت و نهایتا انتخاب صندلی در کسری از دقیقه انجام شد. تنها مشکلی که برای شخص من پیش امد انتخاب صندلی بود که یکی از صندلی های انتخابیم بعد از انتخاب من فروخته شده نشون داده میشد (بدلیل انتخاب همزمان افراد ممکنه پیش بیاد) و مجبور به انتخاب دو صندلی تکی در دو جای متفاوت شدم که پس از مدتی همون صندلی انتخاب شده اول مجددا خالی نمایش داده شد که اونم با دوبار تماس گرفتن محترمانه برام اصلاح ... دیدن ادامه » کردند. بعض تیوال نباشه واقعا کارشونو به نحو احسنت انجام دادند، لذت بردم.
فقط ای کاش ستاد جشنواره مثل سالیان پیش همون یکی دو ردیف آخر رو از گردونه فروش اینترنتی خارج می‌کرد. امسال اکثر سالن‌ها "نیمه" عقب‌ترشون قابلیت انتخاب صندلی "برای عموم" نداشت. به عنوان تماشاگر چندین ساله جشنواره از دو هفته قبل بلیت می‌گیری ... دیدن ادامه » و می‌ری ردیف‌های جلو می‌شینی در حالیکه تماشاگر گذری پفیلا به دست یه ربع قبل از شروع سانس می‌ره و بلیت صندلی وسط مثلا ردیف سوم رو می‌گیره!
ولی جای شکرش باقیه که از کابوس پارسال سینوگرام جستیم.
۳۰ دی ۱۳۹۶
دانش جان گراند سینما سن مرتفعی نداره ولی با این حال فشار رو گردن هست تا آخر سانس
۳۰ دی ۱۳۹۶
حق با شماست...اما درکنارش لذت غرق شدن در تصویر رو هم داره
۰۱ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اینکه روز واقعی پایان بعضی اجراها هیچ وقت مشخص نیست و سه روز سه روز به تاریخ پایان نمایش اضافه میشه فقط و فقط رفتار کاسبکارانه و ارزش قائل نبودن برای مخاطب رو نشون میده .. وقتی نمیدونی فرصت اینو داری که تو روز موردنظر بلیط بگیری یا نه و مجبور میشی تو روزی که دلخواهت نیست بلیط بخری بعد ببینی علیرغم چیزی که عنوان شده روزهای بعدی باز شدن ..
باد با خود خواهد برد
شکوفه های گیلاس را
تا سپیدی ابرها.


به یاد عباس کیارستمی در اولین سالگرد درگذشتش ..
"یک روی پنجره به سمت من است
روی دیگر به سمت عابری که می گذرد"

عباس کیارستمی
یادش گرامی
۱۴ تیر ۱۳۹۶
" کار هنر قضاوت کردن نیست . کار هنر به فکر واداشتن است . "

عباس کیارستمی
روحش شاد
۱۵ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جوابیه تئاتر باران به یادداشت محمد یعقوبی

مدیرمسئول محترم روزنامه «شرق» در پاسخ به مطلب سراسر توهین و افترای جناب آقای محمد یعقوبی تحت عنوان «بزرگ‌ترین اشتباهم در سال ٩٥» مندرج در صفحه ١٤ روزنامه شماره ٢٨٨٥ مورخ ٢٢/٠٣/١٣٩٦ مقتضی است، طبق ماده ٢٣ قانون مطبوعات، جوابیه زیر جهت تنویر افکار عمومی در همان صفحه و ستون شماره آینده روزنامه درج گردد. بدیهی است درج این جوابیه نافی حقوق این تماشاخانه در شکایت علیه نامبرده و روزنامه «شرق» نخواهد بود.
پیرو یادداشت سراسر توهین و افترای «بزرگ‌ترین اشتباهم در سال ٩٥» جناب آقای محمد یعقوبی، تئاتر باران به‌منظور روشن‌شدن اذهان عمومی و صیانت از بخش خصوصی تئاتر کشور و همه هنرمندان عزیزی که شأن تئاتر و به‌ویژه تئاتر خصوصی برایشان مهم بوده و هست چند سطری در پاسخ به این یادداشت تقدیم می‌شود.
جناب آقای یعقوبی‌ ای کاش این‌گونه نمی‌شد.‌ ای کاش اجازه می‌دادید اختلاف بین ما، بین ما بماند. همه انسان‌ها ممکن است در برخی امور با کارفرمایشان به اختلاف برخورد کنند. ولی راه‌های مدنی و به دور از طرح اتهامات بی‌اساس، وجود دارد برای حل این اختلافات. برای چند‌ هزار دلار عایدی لازم نبود این مسیر را تا به اینجا پیش بیایید.
تئاتر باران خوشبختانه در بازی شما نیفتاد و علی‌رغم همه اقداماتی که کرده‌اید تاکنون خویشتن‌داری از خود نشان داده است. ما به هیچ عنوان فکر نمی‌کردیم شما و دیگر عوامل نمایش آیس‌لند در تصمیم‌تان برای اجرای اثری که تئاتر باران تهیه‌کننده و تولید‌کننده آن بوده است در کشور کانادا ثابت‌قدم باشید.
آری! درست است مردم شریف و دوستدار تئاتر؛ جناب آقای یعقوبی، همه این اتهامات و توهین‌ها را منتشر کردند چون ماه‌هاست بین ما اختلاف است در اینکه آیا ایشان اجازه دارند اثری که متعلق به تئاتر باران است را بدون کسب رضایت ما در کشور کانادا اجرا کنند یا خیر؟ ما رضایتی نداشتیم، اما سکوت کردیم و سعی کردیم با مذاکره و اعلام عدم رضایت‌مان به شما جلوی این اقدام شما را بگیریم؛ ولی با پیش‌دستی شما درگیر این بازی رسانه‌ای سخیف و به دور از انصاف شدیم. در روزهای گذشته خبرنگاران بسیاری تماس می‌گرفتند و می‌پرسیدند چه شده است ولی تئاتر باران باز هم با خویشتن‌داری و سکوت کرد. سکوت کردیم تا ببینیم آیا عوامل نمایش آیس‌لند به‌راستی در کشور کانادا به روی صحنه می‌روند یا خیر؟
بگذریم... . اجازه دهید پاسخ شخصی را بدهیم که قطعا از وی شکایت خواهیم کرد و تا دریافت کامل خسارت‌های مادی و معنوی که به تئاتر خصوصی باران زده است، عقب نخواهیم نشست.
جناب آقای یعقوبی اجازه دهید با تک‌تک جملات و واژگان خودتان پاسخ‌تان را بدهیم «تئاتر باران یک دام است» دام چند ده‌ میلیونی، دام بدی نیست. اگر دام بود، چرا چهار اجرای مختلف و دو ورک‌شاپ در این دام به صحنه بردید و برگزار کردید؟ چرا بعد از اجرای اول و دوم و به قول خودتان با آن همه ظلمی که رفت و با آن همه درایت و ذکاوت و هوشیاری که مدعی‌اش هستید، پایتان را از این دام بر نکشیدید؟ چرا از بدو ورودتان به ایران تا لحظه خروج‌تان لحظه‌ای آن را رها نکردید. چرا وقتی حدود چهار ماه در دام بودید آه از نهادتان برنخاست؟ چرا وقتی قراردادهای آن‌چنانی و چندین برابر حقوق و دستمزد واقعی خودتان و همسرتان را امضا می‌کردید آه از نهادتان برنخاست؟
ما هم اعتراف می‌کنیم که بزرگ‌ترین اشتباه‌مان در سال گذشته تهیه و تولید دو نمایش ماه در آب و آیس‌لند و حمایت و بهادادن به این دو اثر بوده است. به این حرفتان هم صحه می‌گذاریم که ما نالایقیم که اگر نبودیم چنان قراردادهایی (که بعید می‌دانم در تمام طول این سال‌هایی که خودتان و همسرتان تئاتر کار می‌کنید حتی رنگ چنین ارقامی را دیده باشید)، با شما نمی‌بستیم.
شنیده‌اید که قرار است فیلم ماه در آب و آیس‌لند منتشر شود. اول) از کجا شنیده‌اید؟ دوم) درست شنیده‌اید اما کجای این کار ناشایست است؟ سوم) از نمایش «ماه در آب» فیلمی که قابل انتشار باشد وجود ندارد و خودتان خوب می‌دانید که موضوع اختلاف ما نمایش آیس‌لند است. پس فرافکنی نکنید. چهارم) چه کسی حق را مشخص می‌کند؟؟
شما در استخدام تئاتر باران بوده‌اید برای کارگردانی و نویسندگی در نمایش «ماه در آب» و در سمت دراماتورژ در نمایش «آیس‌لند» چه خوب و چه بد کارتان را انجام داده‌اید و پول‌تان را گرفته‌اید و بعید می‌دانم حقی مبنی بر مداخله در امور تهیه‌کننده و صاحب مادی اثر داشته باشید.
اتفاقا ما در روزهای فیلم‌برداری و تا همین چند وقت پیش هیچ قصدی مبنی بر انتشار فیلم نداشتیم. هنوز هم اقدامی نکرده‌ایم اما این به معنی آن نیست که افرادی که در استخدام تئاتر باران برای تولید یک تئاتر بوده‌اند و دستمزد خود را هم گرفته‌اند اجازه تعیین‌تکلیف برای حقوق مادی و معنوی ما داشته باشند. به فرض که ادعای شما درست و مقرون به صحت باشد، از شما به‌عنوان یک حقوق‌دان بعید است قبل از آنکه به‌زعم خودتان جرمی اتفاق بیفتد افترا بزنید و بخواهید به‌عنوان کسی که فقط استخدام بوده برای انجام کاری، اجازه بدهید یا ندهید.
نکته بعدی درمورد نامه به نویسنده آیس‌لند: اگر خاطرتان باشد قراردادی که جناب‌عالی با تئاتر باران درخصوص نمایش‌نامه منعقد نموده‌اید تحت عنوان «نماینده نویسنده و مترجم» است و تئاتر باران دراین‌خصوص شما را تنها به‌عنوان یک نماینده می‌شناسد ولاغیر و هر زمان که بخواهد و صلاح بداند با اصیل (نویسنده و مترجم) هرگونه مکاتبه‌ای یا مذاکره‌ای که در جهت احقاق حق خود و آنها لازم بداند، انجام دهد. جناب‌عالی موظف بوده‌اید در قبال پولی که به‌عنوان نماینده نویسنده و مترجم دریافت نموده‌اید سند معتبر ارائه کنید که این مهم تاکنون صورت نگرفته است.
از هرچه بگذریم از اتهام سرقت ادبی به تئاتر باران نمی‌گذریم، گفته‌اید «کسی که یک در میان نمایش بدون اجازه نویسنده و مترجم در سالنش اجرا می‌رود». نمی‌دانم چقدر این چند سال نبودن‌تان، باعث عدم آگاهی‌تان از شرایط اجرای نمایش در ایران است. مدت‌هاست یعنی بیش از عمر تئاتر باران که هیچ نمایشی بدون اجازه کتبی نویسنده و مترجم و رضایت برای اجرای متنش پروانه نمایش نمی‌گیرد!! بر فرض محال که تئاتر باران بخواهد نمایش‌نامه‌ای را بدون اجازه نویسنده و مترجمش به روی صحنه ببرد. سازوکار مرکز هنرهای نمایشی چنین اجازه‌ای نمی‌دهد. متأسفانه آن‌قدر از تئاتر ایران دور افتاده‌اید که حتی از این اتفاقات ارزنده هم بی‌اطلاعید و بی‌اطلاعی‌تان باعث ایراد تهمت به ما شد.
فکر ... دیدن ادامه » نمی‌کنم زبان انگلیسی‌ندانستن زشت‌تر و مشمئزکننده‌تر از استفاده از اثری باشد که تئاتر باران بالغ بر صد‌ میلیون تومان برایش هزینه کرده و شما و همسرتان که در استخدام تئاتر باران بوده‌اید به‌راحتی و بدون آنکه حقوق مادی و معنوی صاحب اثر را در نظر بگیرید، اقدام به اجرای آن در کانادا کرده‌اید.
بارها از کلمه بی‌کفایت استفاده کرده‌اید. سؤال اینجاست که آیا شما میزان و مقیاس سنجش کفایت و لیاقت هستید؟
از کفایت مدیران این تئاتر همان بس که با شجاعت و تهور قدم در راهی گذاشته‌اند که شما سال‌ها جرئت نزدیک‌شدن به آن را هم نداشتید و آرزوی دست‌نیافتنی‌تان بوده است.
تئاتر باران مالک ابدی نمایش آیس‌لند نیست. اما مالک دست‌مزد بالایی است که باز هم از روی حسن‌نیت به کارگردانش پرداخت کرده است. مالک تیزرهایی است که مبلغ زیادی برایشان هزینه کرده و شما بدون اجازه از آنها استفاده کرده‌اید. مالک تمام هزینه‌های انجام‌شده برای تمرین و آماده‌سازی نمایشی است که شما حاضر و آماده و با نگاهی حق‌به‌جانب در کانادا به صحنه برده‌اید. مالک لوگو تایپی است که گرافیست محترم برای نمایش اجراشده در تئاتر باران طراحی کرده و دستمزد دریافت کرده است که همه اینها منحصرا متعلق به تئاتر باران است.
مدام از گروه‌تان صحبت می‌کنید. تئاتر باران با هیچ گروهی برای نمایش‌هایی که شما هم در آن نقشی داشته‌اید قراردادی ندارد. تئاتر باران افرادی را برای نقش‌های هنری مختلفی استخدام کرده و دستمزدشان را تمام‌وکمال پرداخت کرده است. البته این افراد هم به‌زودی باید پاسخ‌گوی اقدامات خود که موجب لطمه به حقوق مادی و معنوی تئاتر باران شده‌اند، باشند.
جناب آقای یعقوبی
شما واقعا هوادار تئاتر خصوصی هستید؟؟ چرا؟ چون به دنبال انتفاع از آن هستید. و خودتان بهتر می‌دانید که پس از توافق برای اجرا در تئاتر باران با شما همین مدیران بی‌کفایت و نالایق ساعت‌ها وقت گذاشتند، جلسه گذاشتند که مجوز اجراهایتان را بگیرند. اما شما متوجه هیچ‌کدام از اقدامات ما نشدید و انصافا این حجم ناسپاسی گمانمان نبود.
در بخش دیگری گفته‌اید «ماه در آب» پرفروش را در بوق و کرنا کرده‌اند. «ماه در آب» یکی از ده‌ها نمایش پرفروش تئاتر باران بوده که آن هم با زحمت‌های فراوان تئاتر باران توانسته پرفروش شود و به رسم پایان هر سال گزارشی خبری و آماری از طریق روابط‌عمومی مجموعه منتشر شده است. جناب آقای یعقوبی‌، ای ‌‌کاش به‌جای این همه نیش‌وکنایه و توهین، از بخش خصوصی و مدیران آن تشکر می‌کردید که چگونه متن شما را انتخاب کرد، نمایش را تهیه و‌ میلیون‌ها تومان هزینه کرد و کمپین تبلیغاتی خوبی را سازمان داد تا تئاتر شما بتواند پرفروش شود. هنر تهیه‌کننده تئاتر همین است که بتواند تئاتر پرفروش تولید کند.
جناب آقای یعقوبی، فرموده‌اید ناگزیر شدید از ٢٠ درصد قراردادتان بگذرید!!! ما مظلوم‌نمایی کرده‌ایم!!! منتی نیست. خودتان قبول کردید دستمزد کمتری بگیرید و پیشنهاد کردید به خاطر زیان‌ده‌بودن پروژه ماه در آب، که قبل از آمدنتان آن‌قدر به خودتان و آن متن مطمئن بودید که ادعا می‌کردید ١٥هزار تماشاگر خواهید داشت و منتظر آمدنتان هستند و برای دیدن نمایشتان صف کشیده‌اند، دستمزد کمتری بگیرید. گرچه وقتی بارها به دلیل عدم استقبال مخاطب از نمایشتان سانس‌های ویژه آن را کنسل می‌کردیم اصرار داشتید حتی با وجود تعداد بسیار اندک تماشاگر هم کار اجرا شود!!!!
در پایان ما هم به هم‌صنفان خودمان، کسانی که با عشق و علاقه به تئاتر، سرمایه، وقت و امکاناتشان را وقف کرده‌اند، توصیه می‌کنیم مواظب باشید با سرمایه شما اثری تولید نشود که تمام زحمتش را شما بکشید و وقتی اثر به نتیجه و پختگی رسید با این بهانه که مدت قرارداد با شما تمام شده است، جای دیگری و به‌خصوص در خارج از کشور و فروش بلیت به دلار اجرا شود. تازه بدون احتساب مبالغ دریافتی از اسپانسرها... .
سایت خبری تئاتر - محمد یعقوبی: سالن تئاتر باران یک دام است

نمایش «آیسلند» به کارگردانی آیدا کیخایی و با نمایشنامه‌ای از نیکلاس بیلون، که در تئاتر باران به روی صحنه رفته بود درگیر حاشیه شد.
پایگاه خبری تئاتر- دوات: این نمایش در اوایل زمستان سال گذشته در تئاتر باران به روی صحنه رفت و بیش از یک ماه به اجرای خود ادامه داد. حال بعد از گذشت چند ماه آه از نهاد عوامل این اثر هنری درآمده و لب به شکوه گشوده‌اند.
در همین راستا، محمد یعقوبی، کارگردان نام آشنای تئاتر و دراماتورژ که عضو پیوسته کانون نمایش‌نامه‌نویسان و کانون کارگردانان خانه تئاتر ایران هم هست در نامه‌ای به اقدامات اخیر مدیریت تئاتر باران واکنش نشان داده تا از خسارت مادی و معنوی که ممکن است به این اثر وارد شود جلوگیری کند.
جدا از اختلافاتی که در طول اجرایی نمایش وجود داشته است، حال احتمال آن می رود که ویدیوهای ضبط شده از اجرای آیسلند بدون رضایت عوامل آن به فروش برسد.
از طرفی به گفته یعقوبی شیطنت‌هایی هم برای ایجاد کدورت میان نویسنده اثر و گروه انجام شده، نامه‌ای به زبان انگلیسی البته از نوع دست و پا شکسته که از طرف مدیر خانه باران برای نیکلاس بیلون ارسال شده است تا احتمالا عمر همکاری این نویسنده با گروه مذکور را کوتاه کند.
یعقوبی در یادداشت خود آورده است:

من محمد یعقوبی اعتراف می‌کنم بزرگ‌ترین اشتباه سال گذشته‌ام این بود که در سالن تئاتر باران نمایش‌‌ ماه در آب را به روی صحنه بردم. و بعد اجرای آیس‌لند به کارگردانی آیدا کیخایی اشتباه دیگر گروه ما بود. حقیقت این است که گمان نمی‌کردیم با مدیرانی تا این اندازه نالایق، بی‌کفایت و بدحساب در این سالن روبه‌رو خواهیم بود. چرا حالا پس از گذشت چند ماه صدایم درآمده؟ چون گمان می‌کردم درک‌شان باید کرد. تئاتر خصوصی نیازمند حمایت است و چه. ولی دیگر رفتارهای ناشایست مدیران این سالن از حد و اندازه گذشته است. باخبرشده‌ام که درصددند فیلم اجرای ماه در آب و آیس‌لند را به فروش برسانند که البته طبق قراداد چنین حقی ندارند. در هیچ جای قراداد ما با آنان اشاره‌ای به حق فیلم‌برداری و فروش این نمایش‌ها نشده و این‌که در زمان اجرا پذیرفتیم از هر دو کار فیلم‌برداری شود دلیل‌ش این بود که به ما گفتند برای آرشیو سالن همه‌ی نمایش‌ها را فیلم‌برداری می‌کنند. حالا می‌دانم که دیگر حتا نباید اجازه بدهم برای آرشیو هم از کارهایمان فیلم‌برداری کنند. این یاداشت هشداری است مانند دوربینی که به اصطلاح نصب می‌کنند تا یادآور شوند که این مکان مجهز به دوربین است . پس امیدوارم این یادداشت باعث پیش‌گیری از جرم توسط مدیران سالن تئاتر باران شود وگرنه ‌چنان‌چه باخبر شویم دو تئاتر نام‌برده به صورت فیلم یا هر شکل دیگر پخش و به فروش می‌رسد از مدیران سالن تئاتر باران و پخش‌کنندگان فیلم‌ها شکایت خواهیم کرد.
خبر دیگر این‌که یکی از مدیران سالن تئاتر باران هفته‌ی گذشته در نامه‌ای به نیکولاس بیلون نویسنده‌ی آیس‌لند مدعی شده که بابت اجرای این نمایش سه هزار و نه‌صد دلار امریکا به عنوان دست‌مزد نویسنده پرداخته است و با این اظهار کذب ناشیانه به خیالش خواسته رابطه‌ نویسنده و گروه ما را پرتنش کند و مانع اجرای آیس‌لند در تورنتو شود. و من روزهایی را به یاد می‌آورم که هر بار پی‌گیرانه از این مدیر می‌پرسیدم چرا قرارداد برای حق و حقوق نویسنده و مترجم را آماده نمی‌کند تا امضا کنم و او هر بار بهانه‌ای می‌آورد و به روزی دیگر موکول می‌کرد. فهماندمش که اجرای هر تئاتر بیش از هر چه مدیون نویسنده‌ای است که متن آن نمایش را نوشته است و ما باید به نویسنده‌ اثر و البته مترجم نمایش آیس‌لند حق‌شان را بپردازیم. گروه تئاتر این‌روزها در این سال‌ها کوشیده برخلاف رسم رایج در ایران مطابق قانون جهانی کپی‌رایت حقوق مادی نویسنده را بپردازد. قرار بر پرداخت پانزده میلیون تومان بود ولی سرانجام به پرداخت سیزده میلیون تومان رضایت داد و توانستم قرارداد را به هر زبانی بود امضا‌شده از او بگیرم که طرف دیگر آن من به عنوان مدیر گروه تئاتر این روزها بودم به نمایندگی از نویسنده و مترجم. حالا کسی که در سالن تئاترش یک در میان نمایش‌هایی بدون اجازه نویسنده یا مترجم بدون رعایت حقوق مادی و معنوی نویسنده و مترجم به روی صحنه می‌رود دایه‌ مهربان‌تر از مادر شده و به نویسنده‌ آیس‌لند نامه‌ای نادرست نوشته است سراپا غلط و من در عجبم از این همه اهمال و کوته‌فکری کسی که حتی به فکرش نمی‌رسد یک فرهنگ لغت انگلیسی را بازکند و بفهمد واژه‌ نمایش‌نامه‌نویس به زبان انگلیسی چه می‌‌شود و به دانش اندک خود اکتفا نکند. نامه‌ این مدیر که مثال بارز تراژدی‌کمدی است از این قرار است:
Hello
Dear Mr.Nicolas Bilon
Im Khayyam
Director of Baran Theater
Regarding ... دیدن ادامه » the Iceland Play
Narrated by you
Directed by Aida Keykhaee
Took to the stage in December/ 2016
Location :Baran Theater
Question
Did you receive 3900 Us$
as for your Narration ?

Your prompt reply will be appreciated
Best Regards
ایشان گرچه دانش اندکی در نگارش به زبان انگلیسی دارد که هیچ عیب نیست ولی استعداد فراوانش در دروغ‌گفتن با کم‌ترین کلمات عیبی نابخشودنی است. در همین نامه‌ کوتاه دو حرف کذب گفته است. یک این‌که به خلاف ادعا کرده سه هزار و نهصد دلار امریکا بابت حق نویسنده به ما پرداخته است ولی مبلغی که ما از او دریافت کردیم سیزده میلیون تومان بوده و سه هزارو نهصد دلار امریکا ادعاشده در هیچ زمانی در یک سال گذشته برابر با سیزده میلیون تومان نبوده و همواره نزدیک به پانزده میلیون تومان بوده است. صحبت کذب دیگرش این است که القا کرده مبلغ کذب مذکور فقط متعلق به نویسنده بوده. مدیر سالن تئاتر باران به خوبی می‌‌دانست که قرارداد ما با او بابت نویسنده و مترجم بوده است پس چرا ادعا می‌کند فلان مبلغ را بابت نویسندگی پرداخته است؟ ایشان با این امید که شاید ما به رسم خودش حق نویسنده را نپرداخته باشیم به نویسنده نامه نوشته ولی با این فرض که شاید هم به او پرداخته باشیم عددی دروغین به عنوان رقم پرداختی اعلام می‌کند که احتمال برهم‌زدن رابطه‌ کاری گروه ما با نویسنده را بیش‌تر کند.
ما البته مطابق قرادادمان مبلغ مندرج در قراداد را به نویسنده و مترجم پرداخته بودیم ولی این رفتار غیرحرفه‌ای و غیراخلاقی وادارمان کرد در نامه‌ای دقیق به نویسنده‌ نمایش‌نامه‌ آیس‌لند توضیح بدهیم که ما هرگز پولی به دلار دریافت نکرده‌ایم و مقداری هم که بنا به قراداد دریافت کرده‌ایم با سه هزار و نهصد دلار امریکا برابری نمی‌کرده است. ناگزیر شدیم این مطلب بدیهی را به نویسنده‌ نمایش‌نامه‌ یادآور شویم که واحد پول ایران ریال است و در ایران مرسوم نیست مردم به هم دلار ردوبدل کنند. تلاش مدیر بی‌کفایت سالن تئاتر باران برای به‌هم‌زدن رابطه‌ ما با نویسنده البته به جایی نرسید. دلیل این بدرفتاری‌های مدیران سالن باران این است که مدعی هستند مالک ابدی نمایش آیس‌لند هستند و اجرای آن در هر جای جهان بدون اجازه‌ آنان ناممکن است. ولی البته قراداد گروه ما با آنان برای همان تعداد اجرا با مبلغ مشخص بوده که متاسفانه همان مبلغ مندرج در قراداد آیس‌لند را هم تمام و کمال به هیچ‌یک از دست‌اندرکاران نمایش آیس‌لند نپرداختند.
من همواره گفته‌ام که هوادار وجود و روند رو به ‌رشد سالن‌های خصوصی تئاتر ایران هستم و هنوز هم ترجیحم این است که در سالن‌های خصوصی تئاتر کار کنم ولی این نهال نازک تئاتر خصوصی با وجود چنین افراد نالایق و بی‌اخلاقی بدون شک نخواهد بالید. پس این یادداشت فرصتی است تا همکارانم در تئاتر را باخبرکنم که سالن تئاتر باران یک دام است و هشدارشان بدهم که بدون شک با اجرا در این سالن به مشکل برخواهند خورد. با مدیران بدحساب و حتی بی‌مسئولیتی سروکار خواهند داشت. فقط برای روشن‌شدن بیش‌تر ناگزیرم مطرح کنم که پس از اجرای نمایش ماه در آب که همین سالن به عنوان پرفروش‌ترین نمایش سال گذشته در این سالن نامش را در بوق و کرنا کرده است من ناگزیر شدم از بیست ‌درصد دست‌مزدم چشم بپوشم. از آن‌جا که مبلغ مندرج در قراداد من با آنان فیکس بود و هیچ تبصر‌ه‌ای در آن نبود که به تهیه‌کننده اختیار کاستن از مبلغ به بهانه‌ فروش کم بدهد از یاد نمی‌برم چه مظلوم‌‌نمایانه از من خواهش کرد رعایت حال‌شان را بکنم و من دل‌سوزانه پذیرفتم. از دل‌سوزی و بخشش به او پشیمان نیستم ولی با مقایسه‌ مظلوم‌نمایی آن روزش و رفتار این روزهایش نتیجه می‌گیرم ذره‌ای خلوص در آن خواهش نبود فقط فریب بود و دروغ. برای آنان که همین روزها نمایش‌‌شان در سالن تئاتر باران به روی صحنه است احساس هم‌دردی می‌کنم و بردباری برای‌شان آرزومندم. و به آنان که هنوز با این سالن وارد مرحله‌ قرارداد نشده‌اند هشدار می‌دهم از این دام بپرهیزند و بدانند که مسئولان تئاتر باران به قرارداد خود هم پای‌بند نیستند.

تئاتر چگونه دَخلِ یک جریان مسموم شد؟

مخاطب تئاتر را گمراه کرده‌اند و با برخی چهره‌های درآمدزای سینمایی که اخیرا پرکارتر هم شده‌اند، مشغول درآمدزایی‌اند. آنجا که کالایی دست دوم در یک بسته‌بندی تازه به مخاطب عرضه می‌شود.

به گزارش تئاتر آنلاین؛ “نمایش‌های بازتولید شده” این موضوعی‌ست که طی سال‌های اخیر بارها به محل چالش تبدیل شده است. آنجا که برخی از کارگردان‌های تئاتر ازجمله محمد یعقوبی معتقدند بازتولید یک نمایش نه تنها کار غلطی نیست بلکه می‌تواند به پخته‌تر شدن و به‌روز شدن اجزای مختلف نمایش کمک کند و به عنوان مثال قصه را تغییر دهد، کارگردانی متفاوتی را باعث شود یا حتی با طراحی تازه‌تری در بخش‌های صحنه و نور به مخاطب تئاتر عرضه شود. این تغییرات البته در نمایش‌های محمد یعقوبی دیده می‌شود اما برخی از تهیه‌کنندگان و کارگردان‌های ... دیدن ادامه » تئاتر قاعده بازی را به هم زده‌اند. آنها نمایش‌هایی را دوباره روی صحنه می‌برند که هیچ تغییری در آنها دیده نمی‌شود بنابراین این سوال مطرح می‌شود که بازتولید برخی نمایش‌ها چه ضرورتی پیدا کرده است؟ پاسخ روشن است. جریانی که بخصوص طی سال‌های اخیر سعی کرده تئاتر را به جایی برای کاسبی تبدیل کند حالا با تکیه بر ستاره‌ها قصد دارد اسفند را نیز با درآمدی هنگفت به پایان برساند و این زمستان هنری است که متاسفانه سایه انفعال مرکز هنرهای نمایشی را نیز بالای سر خود می‌بیند.

بیایید داستان را دوباره مرور کنیم…. تئاتر باید چگونه جایی باشد؟ مگر نه اینکه بسیاری از اساتید و صاحبنظران عرصه تئاتر معتقدند تئاتر عرصه‌ای مقدس است که می‌بایست به رشد و شکوفایی فرهنگی بینجامد. جایی که قرار است استعدادهای جوان و خوش‌آتیه کشف و به عرصه‌های حرفه‌ای معرفی شود و صد البته در کنار قرارهای درست و به‌جایی که در تئاتر به یاد داریم درآمدزایی و نفع بازیگران و گروه‌های مختلف تئاتر ازجمله آماتور و حرفه‌ای نیز می‌بایست در دستور کار قرار بگیرد اما شرایط این روزهای تئاتر را دقیق‌تر نگاه کنید. گروه‌های جوان چگونه درحال بلعیده شدن هستند؟ ببینید چقدر دیده نمی‌شوند وقتی جریان مسمومی که متشکل از برخی تهیه‌کنندگان و کارگردان‌های تئاتر است با بهره‌برداری از برخی نام‌ها و چهره‌ها در حال تغییر دادن ذایقه مخاطبان تئاتر می‌شوند. این جریان که همواره در برخی از سالن‌ها و مراکز مهم تئاتر تهران از رانت قابل توجهی برخوردار است چقدر به ساحت حقیقی تئاتر فکر می‌کند؟ این سوال بیشتر شبیه یک شوخی است چون اساسا در چنین شرایطی فکر کردن به ساحت حقیقی تئاتر و اینکه در قبال کالای فرهنگی که به مخاطب مان عرضه می‌کنیم باید احساس تعهد کنیم، چیزی شبیه یک رویا یا شوخی بی‌مزه است.

اتفاقی که این روزها در تئاتر رخ داده تاسف‌بار است. چه مخاطب تئاتر را گمراه کرده‌اند و با برخی چهره‌های درآمدزای سینمایی که اخیرا پرکارتر هم شده‌اند، مشغول درآمدزایی‌اند. آنجا که کالایی دست دوم در یک بسته‌بندی تازه به مخاطب عرضه می‌شود. بنابراین در چنین آشفته‌بازاری گروه‌هایی که ماه‌ها زحمت می‌کشند تا به حق‌شان برسند و دیده شوند چه راهی پیش رو دارند؟ باید خود را به مافیای تئاتر وصل کنند؟ باید سبک کاری‌شان را تغییر دهند و بروند دنبال چهره‌ها و ستاره‌هایی که برایشان سالن‌های پرمخاطب را تضمین می‌کند؟ یا باید بمانند و درجا بزنند و بیش از پیش خسته شوند؟ چه باید کرد؟ مرکز هنرهای نمایشی چرا یک بار برای همیشه تکلیف خود را با جریان مسمومی که سعی دارد صحنه تیاتر را به دخلی پررونق و دایمی تبدیل کند، مشخص نمی‌کند؟ اساسا برخی تهیه‌کنندگان با چه رویکرد یا معیاری در تئاتر این عنوان را یدک می‌کشند؟ مگر نه اینکه در سینما که همه عنوان‌هایش صاحب تعریف حرفه‌ای شده است، به سختی یک فرد عنوان تهیه‌کننده را به دست می‌آورد. چرا در تئاتر این تعریف اساسا درنظر گرفته نمی‌شود؟ اینها سوالاتی است که احتمالا مدیران فرهنگی پاسخ‌هایش را می‌دانند اما ….

تئاتر حالا پر شده از نمایش‌های بازتولید. بازتولیدهایی که بوی کاسبی می‌دهد. کاسبی آنهم در زمستان قرارهایی که بارها تکرارش کردیم اما به وعده‌مان عمل نکردیم.

منبع: ایلنا
انگار زدن هشتگ بازتولید :)
۰۸ اسفند ۱۳۹۵
این انتقادات به جای خودشون قابل بحثند امّا:

اولاً بازتولید یک تئاتر برای پخته‌تر شدنش و بیشتر دیده شدنش توسط آنان‌که قبلاً دیده‌اند و لذت برده‌اند یا آنان‌که ندیده‌اند و آوازه‌اش را شنیده‌اند و می‌خواهند ببینند چه ایرادی دارد؟!

ثانیاً حضور ... دیدن ادامه » بازیگران محبوب سینما در تئاتر اگر به عنوان بازیگر تئاتر کارشون رو خوب و درست و باورپذیر ارائه بدهند و باعث بازگشت سرمایه‌ی تهیه‌کنندگان تئاتر بشوند چه اشکالی دارد؟!

ملتفت اصل حرف شما مبنی بر حمایت از جوانان تئاتر هستم البته.
۰۸ اسفند ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تا بوده همین بوده .. فقط کافیه ببینید معترضین امروز وقتی ریش و قیچی دست خودشون بوده چه شاهکار هایی رقم زدند

نگاهی به سیمرغ و نامزدهای عجیب بهترین فیلم ده سال اخیر/ آیا سیمرغ امسال بی اعتبار شده است؟

نامزدها و برنگان سیرغ جشنواره فیلم فجر در سال های اخیر همواره با تصمیمات عجیب همراه بوده است

به گزارش سلام سینما، اعتراضات به نامزدهای سیمرغ سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر در این دوره بیش از هر دوره دیگر در جشنواره سر و صدا کرده است، اعتراضاتی که قطعا منطقی و ریشه در ساختار اشتباه جشنواره فیلم فجر دارد. و تا زمانی که جشنواره فیلم فجر این ساختار اشتباه را ادامه دهد این نامزدها و سیمرغ های عجیب همچنان سر و صدا خواهند کرد.

با بررسی تنها بخش بهترین فیلم در 10 سال اخیر متوجه خواهیم شد که سیمرغ جشنواره فیلم فجر سال ها زیادی است در حال از دست دادن اعتبارش می باشد. در بسیاری از این سال ها فیلم هایی جایزه بهترین فیلم را دریافت کرده اند که حتی لایق حضور در بین نامزدهای بهترین فیلم نبوده اند. و جالب اینجاس برخی از معتریضین جشنواره امسال خود در این داوری های عجیب و سیمرغ های دریافتی عجیب سود بردند.



بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر:

بهترین فیلم: روز سوم

نکته ... دیدن ادامه » جالب در این سال، عدم حضور فیلم های پا برهنه در بهشت، سنتوری و خون بازی حتی در بین نامزدهای بهترین فیلم می باشد.

داوران: شهریار بحرانی ، محمد داوودی، جواد طوسی، عبدالحمید قدیریان، محمدعلی نجفی ، علی نصیریان ، محمدرضا هنرمند



بیست و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر:

بهترین فیلم: تردید

در این دوره جشنواره فیلم درباره الی موفق به دریافت عنوان بهترین فیلم نشد.

داوران: حسن بلخاری ، ابراهیم حاتمی کیا ، داوود رشیدی ، منوچهر شاهسواری ، رسول صدرعاملی، مجید مجیدی مارک باشه بخش



بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر:

بهترین فیلم: جرم

در این دوره از عجیب ترین اداوار داوری های جشنواره است. در حضور فیلم جدایی نادر از سیمین موفق ترین فیلم تاریخ سینمای ایران جایزه بهترین فیلم به فیلم جرم رسید. اما این دوره وقتی عجیب تر می شود که فیلم های یه حبه قند، اینجا بدون من، سعادت آباد در جمع نامزدهای جشنواره قرار نگرفتند و البته ححضور فیلم های سی و سه روز و آسمان محبوب در جمع نامزدهای بهترین فیلم یک شگفتی بزرگ در جشنواره بوده است.

داوران: جهانگیر الماسی، مجید انتظامی، ابوالقاسم طالبی، جابر قاسمعلی، حسن عباسی ، علی معلم

سه داور در روز اختتامیه به حالت قهر به این مراسم نیامدند و گفته می شود علی معلم در نامزدها و داوری های این دوره به شدت تاثیر گذار بود.



سی امین جشنواره فیلم فجر:

بهترین فیلم: «گیرنده» و «روزهای زندگی» بصورت مشترک

این دو فیلم در حالی جایزه بهترین فیلم را دریافت کردند که فیلم های پذیرایی ساده، ملکه و بوسیدن روی ماه در لیست بهترین فیلم های این دوره جشنواره قرار داشتند. و فیلم های برف روی کاج ها و پله آخر لایق حضور در بخش بهترین فیلم شناخته نشدند.

داوران: یدالله صمدی، مجید انتظامی، داوود میرباقری، ابوالقاسم طالبی، احمدرضا معتمدی، داوود رشیدی، علیرضا رئیسیان، اسفندیار شهیدی و جمال شورجه



سی و یکمین جشنواره فیلم فجر:

بهترین فیلم: استرداد

در این دوره جشنواره فیلم های دربند، دهلیز اصلا دربین نامزدهای بهترنی فیلم قرار نگرفتند. و فیلم استرداد در رقابت با هیس دخترها فریاد نمیزنند و قاعده تصادف به عنوان بهترین فیلم شناخته شد.

داوران: مصطفی شایسته، بهروز افخمی ، سید ضیاالدین دری، جمال شورجه، رسول صدرعاملی، مهدی فخیم زاده، داود میرباقری



سی و دومین جشنواره فیلم فجر:

بهترین فیلم: آذر، شهدخت، پرویز و دیگران

آذر، شهدخت، پرویز و دیگران که حضورش در بین نامزدها با تعجب همراه شده بود. در حضور فیلم های چ ، شیار 143، قصه ها و رستاخیز جایزه بهترین فیلم را کسب کرد. فیلم های عصبانی نیستم و چندمتر مکعب عشق از آثار درخشان این دوره جشنواره بودند که موفق به حضور در نامزدها نشدند.

داوران: فرهاد توحیدی، محمد داودی، مجتبی راعی، محسن شاه ابراهیمی، پرویز شهبازی، کیانوش عیاری، فرامرز قریبیان، هوشنگ گلمکانی


سی و سومین جشنواره فیلم فجر:

بهترین فیلم: رخ دیوانه

در این دوره جشنواره فیلم مزار شریف در حالی در جمع بهترنی فیلم ها قرار گرفت که فیلم های کوچه بی نام، خانه دختر ووو درفهرست بهترین فیلم قرار نگرفتند.

داوران: مجید مجیدی ، عبداله اسکندری ، محمد بزرگ نیا ، عزیز ساعتی ، علیرضا شجاع نوری ، جواد طوسی ، مهتاب نصیر پور



سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر:

بهترین فیلم: ایستاده در غبار

ایستاده در غبار که هم مورد استقبال منتقدان و مردم قرار گرفته بود . اما دریافت تنها یک سیمرغ به جز سیمرغ بهترین فیلم و شکست ابد ویک روز با 9 سیمرغ از اتفاقات عجیب این دوره بود. اما اتفاق عجیب تر این دوره نامزدهای بهترین فیلم بودند. حضور امکان مینا و آخرین بار کی سحر رو دیدی در نامزدهای بهترین فیلم از عجایب این دوره جشنواره فیلم فجر بود. فیلم های بادیگارد، لانتوری، اژدها وارد می شود و سیانور موفق به حضور در بین بهترین فیلم نشدند.

داوران: ابوالحسن داوودی، محمد داوودی، مجتبی راعی، سید جمال ساداتیان، منوچهر شاهسواری، مهدی فخیم زاده و نیکی کریمی



بیست و ششمین و بیست دوره جشنواره فیلم فجر غیبت فیلم کنعان در بین نازدهای بهترین فیلم باعث تعجب برخی منتقدان شد و بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر که با تحریم برخی چهره های سینمایی و مردم به علل سیاسی همرا شده بود از دوره های کم حاشیه جشنواره بود.

جشنواره فیلم فجر سال ها با انتخاب های عجیب در نامزدی و برندگان در حال از دست دادن اعتبار خود می باشد. و امسال با گاف های بزرگ در نامزدی بخش های فنی این اعتبار بیش از هر سالی در حال رفتن می باشد.

کاش جای تسویه حساب های شخصی و صنفی، فکری برای اصلاح ساختار جشنواره فیلم فجر شود.

جشنواره فیلم فجر تنها جشنواره ای در دنیا می باشد که 13 جایزه در اختتامیه آن اهدا می شود. این میزان جوایز فقط در جشن های سینمایی ( بررسی فیلم های طول سال) اهدا می شود. جشنواره فیلم فجر تنها جشنواره ای می باشد بیش از 30 فیلم در بخش مسابقه دارد. معمولا آثار بخش مسابقه جشنواره کمتر از بیست فیلم می باشد.

تعداد نمایش فیلم ها در زمان جشنواره فیلم فجر یک رکورد در دنیا محسوب می شود.

جشنواره فیلم فجر تنها جشنواره ای می باشد جوایز آن پیش از اختتامیه لو می رود.

جشنواره فیلم فجر ده ها ایراد اساسی دارد که تا برطرف نشدن آن قطعا سیمرغ همچنان بی اهمیت تر خواهد شد.
مهشاد، روشنک و ماکان ش. بابکی این را خواندند
شاهین و وحید مقدم این را دوست دارند
بی سوادی داوران یا نفوذ بر آنان و بی عدالتی در توزیع جوایز در تعدادی از دوره های جشنواره فجر محرز است. کدام عقل سلیمی حضور فیلمهای کم نظیری چون پابرهنه در بهشت یا یه حبه قند را کامل نادیده می گیرد و به فیلمهای دیگر آن سال، جایزه می دهد؟
مساله اینجاست که ... دیدن ادامه » حواشی جشنواره امسال، تنها محدود به ناداوری در حق یک یا دو اثر شاخص نیست ؛ حواشی از زمان کنار زدن تعدادی از آثار از شرکت در رقابت آغاز شد، با اعلام نامزدها به آن دامن زده شد و با اخبار اخیر، اوج گرفت. چنین حجم اشتباهاتی بیسابقه است.
گذشته از این، گسترش شبکه مجازی بیش از گذشته منجر به پخش سریع این اخبار و در نتیجه تشدید واکنش می شود.
۲۱ بهمن ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ببینم ایرانشهر دیگه پیش فروش بلیط تیاتر اشو تو تیوال نمیذاره ؟! فقط گیشه نت ؟!!
زهرا این را خواند
رومینا خلج هدایتی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام کسی از دوستان از اجراهای بعدی سالن استاد ناظرزاده کرمانی خبرداره ؟!
از نهم آذر نمایش خانواده در این سالن اجرا اجرا میشه
۲۷ آبان ۱۳۹۳
بنظرم محل اجرا قبل از این سالن دیگه ای بود .. یا من احتملا اشتباه میکنم ..
بهر حال بسیار متشکرم !
۲۷ آبان ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید