تیوال مجتبی سلیمان زاده | دیوار
S3 : 06:53:25
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
من اساساً نسبت به هیچ جشنواره ای هیچ گونه دید مثبتی ندارم... بطور کلی جشنواره ها در بهترین حالت وظیفهٔ سیاستگزاری در زمینهٔ تنظیم ذائقهٔ مخاطب و بتبع اون دستورالعمل نحوهٔ تولد فیلم برای ماه ها و سالهای آینده رو بعهده دارند. شاید یه زمانی، حداقل سه دههٔ پیش، انسانهای بزرگی هنوز پیدا میشدن که جشنواره ها با آویزون شدن به اونها سعی می کردند اعتبار برای خودشون کسب کنند. اما امروزه روز با گسترش فضای مجازی و تسلط اون بر اذهان و افکار عمومی، دیگه براحتی میشه یک شبه اعتبار رو سفارش داد...* بگذریم، من هنوز فیلمهای جشنوارهٔ ونیز امسال رو ندیدم اما برام بسیار شگفت انگیز بود که فیلم متری شیش و نیم هیچ شیر طلائی، نقره ای، مفرغی، چدنی حتی خروس قندی هم نگرفت، علیرغم اینکه این فیلم بمراتب از خیلی جهات از بسیاری از فیلمهایی که در سال گذشته یا این سالهای اخیر یه ... دیدن ادامه » شیری روباهی اسبی شتری خروس قندی ئی چیزی گرفته بودند بهتر بود. عکس العمل ونیز در قبال متری شیش و نیم یا اساساً سینمای ایران بیشتر به یک سکوت مرگبار و نادیده انگاشتن شبیه بود تا داوری و احتمالاً این سیاست جدید جشنواره ها نه تنها در قبال سینمای هنری ایران، بلکه هر گونه از سینما که دارای استقلال، وجه هنری اصیل، تشخص و اندیشه ورزی است، خواهد بود تا هر گونه مانع و مقاومتی از برابر سرمایه سالاری برداشته بشه.
جای تأسفه که دیگه احتمالا در سالهای آینده باید با مقوله ای به نام هنر در سینما بطور کامل خداحافظی کنیم (اگر چه الآنش هم جز سایهٔ محوی از اون باقی نمونده) و سینما جز ابزاری برای پولسازی، تلقین ذهنی، آماده سازی اذهان برای پذیرش سیاستها و تخدیر نخواهد بود.
_____________________________________________
*من نسخهٔ نهایی فیلم تاد فیلیپس رو هنوز ندیده ام، ولی آیا غیر طبیعی نیست که مخاطب یک فیلم با یه کارگردان درجهٔ سه و چهار، از یک سال قبل از ساخته شدنش با هجمه ای از پروپاگاندا، نقدهای مثبت و کف و سوت، جوری دچار شست و شوی مغزی بشه که اصلاً ذهنش فرصت متوجه شدن به هیچ سمت دیگه ای رو پیدا نکنه؟ فکر کنم حجم تبلیغات این فیلم قبل از ساخته شدنش، با کل بودجهٔ چندین کشور دنیا روی هم برابری کرده باشه.
مجتبی جان
از وقتی سیاست قاطی هنر شده
و باعث اعمال فشار و تصمیم گیری اصلی
به جای اهالی فرهنگ شده
شک نکن که به خاطر انزوای این روزهای ایران
از سوی باقی کشورها و تحریم های بسیار
این فیلم هم قربانی سیاستمداران کشورهای صاحب سبک سینما شده
و به قول معروف سناریو جای دیگه نوشته شده
و چند خیمه شباز ماهر فقط اجرا می کنند.
نمونه ... دیدن ادامه » بارزش جشنواره فیلم فجر خودمون
که ثانیه نود تمام تماشاگران رو
خیلی خوب،شگفت زده می کنه
و با نتایجی که اعلام می کنه
حیرت اکبرآقا سوپری محل رو هم برمی انگیزه
و اون هم از این بازی کثیف مطلع میکنه،
و این وسط فقط ما هستیم که هر ساله
با شوق و ذوق فراوان برای دیدن فیلم های جشنواره
سر و دست می شکونیم تا علایق مون برطرف بشه.
ونیز،کن،اسکار،برلین،...
همه اسیر سیاست هستند نه طی کردن هنر و مسیر.
۱۹ شهریور
آخ گفتی مجتبی جان...
یه زمانی همین تئاتر یه مفری بود که هنوز آلوده به مسائلی مثل تجارت و بازار آزاد و مسائل جناحی... نشده بود و ما مثل والها، پس از ساعتها شنا کردن در اقیانوس مشکلات و مسائل روزمره، ساعتی برای تنفس خودمون رو به ساحل تئاتر می رسوندیم تا نفس ... دیدن ادامه » تازه کنیم و خودمون رو برای سانس بعدی غوطه ور شدن در مشکلات آماده کنیم...
اما الآن دونه دونه آخرین سنگرهای فرهنگی ما هم به دست بازار آزاد، تجاری سازی، جناحی گری و... فتح میشه. این تنها مشکل ما نیست همه جای دنیا همینه... مگه روسیه دیگه تارکوفسکی و تولستوی و داستایفسکی یا پوشکین به دنیا میاره، مگه از ژاپن امروز اوزو و کوبایاشی درمیاد، مگه دیگه فرانسه ملویل داره، مگه آمریکا جان فورد و وایلر و کوبریک می سازه...
۱۹ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مشتی ضد و نقیض که مذبوحانه برای تئاتر شدن و مأیوسانه برای فلسفی نمودن دست و پا می زند.
درود
میشه چندتا از این ضدونقیض هایی رو که می‌فرماید بیان کنید لطفاً؟
۱۱ مرداد
درود مجدد بر خود شما،
نخست آنکه وجیزه های اینجانب قطره هم محسوب نمی‌شود، عاجزم از ادراک آنکه چرا در چشم سرکار «مشت مشت» جلوه کرده‌است.
دوم آنکه ای بسا چیزی که برای شما رسماً «نشد» است، برای دیگری نقداً «بشد» باشد.
سوم آنکه هیج «ماهوی» استانداردی در ... دیدن ادامه » هیچ کجای تاریخ تعریف «ماهوی» نشده است و هر کسی حق دارد با هر میزان «ماهوی» ئی، «ماهوی» خودش را ماهیتاً داشته باشد؛ شما هم «ماهوی» خودتان را حمل کنید حتی اگر با «ماهوی» بنده یا هر کس دیگر، مغایرت «ماهوی» داشته باشد.
چهارم آنکه همانگونه که از وجیزه‌نویسی من هویداست، آرمانم جلوگیری از اتلاف وقت خلایق است، و هر آینه مفیدتر از این کار برای صرف وقت نیافته‌ام. شما هم اگر وجیزه‌های من را اتلاف وقت می‌شمارید وقتتان را صرف خواندن و ذهن تان را درگیر تعمق در معانی آنها ننمایید، انشاالله مشغله مناسبتر یافت خواهد شد.
و در نهایت اینکه موفق خشک احتمال کپک زدن کمتری دارد تا موفق تر.
۱۲ مرداد
صرفاً برای رفع عاجریت در ادراک:
مشتی ضد و نقیض که مذبوحانه برای تئاتر شدن و مأیوسانه برای فلسفی نمودن دست و پا می زند.
"مشتی..." دقت بفرمایید: مشتی
صفات تفصیلی را با اسم درآمیختن خود نهایت طنازی است
چه خشک چه غیرخشک برقرا باشید واینکه هر چیز تری ... دیدن ادامه » کپک نخواهد زد این را منی که صنایع غذایی خوندم قطعاً خوب می‌دانم

۱۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یعنی هنوزم از اینجور فیلمها ساخته می شه؟!
___________________
پ.ن: والا اگه از راشهای این فیلم یه مستند راجع به جنگلهای زاگرس ساخته می شد، خیلی بیشتر دیدنی می بود.
امیر، الیاس نوبری و سپیده این را خواندند
ماهرو رستمی، محسن جوانی و فهیمه تردست این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زنده، چشم نواز، اصیل... در زمانه ای زندگی می کنیم که باید از دیدن یک فیلم خوب، شگفت زده شد.
این فیلم، آشغالی است دوست داشتنی...
مینیمالیسم... یا... هیچی مالیسم...
مجتبی سلیمان زاده
درباره نمایشنامه‌خوانی بیرون از مولینگار i
دم همه دوستان گرم، که در این برهوت مهر و فرهنگ و اندیشه چشممان را به دیدارتان روشن کردید و دلمان را به همتتان گرم... و چه نیکو که از پس سالیان دیدارها با دوستان فرهیخته ام تازه شد... مسیرتان مستدام
بسیار بسیار ممنونم از این همه لطف و نگاه مثبت به ما و تلاش های ما
دیدار با شما هم برای بنده لذت بخش بود آقای سلیمان زاده عزیز و وقتی گفتین شب شیرین و به یادموندنی ای ساختین برامون به شدت خوشحال شدم و خیالم راحت شد که اون اتفاقی که دنبالش بودیم رخ داد.
ممنون ... دیدن ادامه » از حضورتون، لطفتون و آرزوی شیرینتون
۱۱ آذر ۱۳۹۷
جمع دوستان جمع بوده و من کم سعادت که نتونستم خودمو برسونم
حمید عزیز امیدوارم به همراه دوستان دیگر ،این نمایش رو به اجرا ببرید
۱۱ آذر ۱۳۹۷
قربان شما آقای تهوری عزیز، ممنونم که به یادمون بودین، بنده هم امیدوارم شرایطی مهیا بشه که بتونیم بیشتر از این متن لذت ببریم و با اجرایی شایسته میزبان شما باشیم.
۱۱ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک اثر ادبی و نه یک اثر دراماتیک، همین.
(بیشتر یک مقاله یا انشاء)
ببا سلام یک سوال دارم چرا امتیاز, این نمایش خانم ماهیان را کم xدادید اشکال در کجاست؟ نمایش نامه است؟
۱۵ آبان ۱۳۹۷
درود بر شما خانم مینا،
والا نمایشنامه که نمیشه گفت، بیشتر یک انشائی بود که سر کلاس خونده شد.
۱۵ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب داشتم تنها و طبق عادت، توی خیابان انقلاب قدم می زدم، رسیدم به میدون فردوسی، تماشای اثر بی بدیل زنده یاد استاد ابوالحسن خان صدیقی، یک بار دیگه عظمت کار حکیم طوس و تلاش اون بزرگمرد رو برای نجات ایران در ذهنم مجسم کردم، و بعد خاطرم رفت سمت یاقوت سرخپوش و افسانهٔ عشق ابدیش که هنوز هم نیروی مرموزش در این مکان جاریه، بعد هم چشمم به ساختمان غریب بانک شهر و صرافیها افتاد، ذهنم پرواز کرد...
دلار... سکه... طلا... طلاق... ازدواج... پوشک... تحریم... پراید... لاستیک کامیون... کارت سوخت... پورشه... شکست عشقی... افسردگی... دارو... شیمی درمانی... کلیه... وامِ مسکن... ضامن... ضامن دار... زورگیر... دعوا... زندان... مهریه... اختلاف خانوادگی... بی کاری... کارتن خواب... خاله یه فال می خری؟!... کودک کار... کارگاه تعطیل... ورشکستگی... شیشه... کریستال... علف... دود... خلاف... پلنگ... صیغه... چترباز... شیخ نشین... ... دیدن ادامه » مهاجرت... فرار مغزها... پذیرش... کانادا... امارات... داعش... قاچاق... کولبر... کارگر... کارمند... معلم... شرمندگی جلوی زن و بچه... اختلاف طبقاتی... مدیر... هیات علمی... ژن خوب... دانشگاه بی ثمر... پزشک... اورژانس... تجویز غلط... نظام پزشکی... نظام آموزشی... کنکور... استخدام... درآمد... قرارداد... دلال... باشگاه... فوتبالیست... بدنسازی... پودر فاسد... خیابانِ ناصرخسرو... احتکار... لوازم یدکی... مازراتی... شمال... جاده... تصادف... دیه... دادگاه... اسیدپاشی... مافیا... سینما... سالن خالی... سالن پر... تئاتر لاکچری... سلبریتی پر مدعا... مخارج زندگی در فرنگ... دلار... میدان فردوسی... خیابان انقلاب...
به خودم اومدم، احساس کردم که خسته شدم... خسته... از اینهمه هیاهو... شلوغی... خسته از این دور باطل... فقط خسته، «نه ناامید»، دیگه تئاتر رفتن هم که تنها تنفسگاه من بود، خستگیمو در نمی کنه، پیشنهاد شما چیه برای خستگی در کردن؟
اندر معایب به دنیا اومدن در خاورمیانه لعنتی.. واقعا لعنتی..
چی کار باید کرد واقعا؟؟؟؟
خییییلی بهش فکر میکنم منم..ولی انگار باید زد بر طبل بی عاری..باید بی خیال شد..واقعا اگه آدم دنبال بدبختی تو دنیا بگرده، حتی اگه نباشه هم پیدا میکنه..
به شخصه به رویا پناه ... دیدن ادامه » میبرم..رویا پردازی تنها چیزیه که واسم مونده.. و امیدِ رسیدن بهش..و مهمتر از همه دنبال نکردن اخبار!!!!!!
۲۷ مهر ۱۳۹۷
اینکه به ساحت غیرانسانی توجه کنید هم یه چاره س.
۲۵ آبان ۱۳۹۷
هر جا که بریم گزیری از انسان نیست، مگر اینکه از انسانیت خود هم بگریزیم...
۲۵ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باتلاقی از دیالوگ... همین.
حاجی ناامیدمون نکن
ندیده دل بسته اش شدم
۲۶ مهر ۱۳۹۷
والا با کمال شرمندگی، همین چند کلمه هم که گفتم، خیلی جلوی خودمو گرفتم...
۲۶ مهر ۱۳۹۷
:|||||
۰۵ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جا داره از تیوال به خاطره ایجاد امکان تنوع در امتیازدهی و افزودن گزینه های مختلف و امکانات پرکاربرد، سپاسگزاری کنم، فقط ایکاش یک گزینهٔ «نمی خواهم ببینم» هم اضافه می کرد.
___________________________________________
مثلاً: نمی خواهم ببینم... عمراً اصلاً الی ابد... اگر خورشید را در دست راستم بگذارید و ماه را در دست چپم... حاشا و کلا... never ever never و... البته همه اینها رو می‌شه در گزینه «کارمند» هم خلاصه کرد.
حراج!!!
تقریباً همه جای دنیا هر شهری، بازار حراجی دارد که با نام روزی از روزهای هفته شناخته می شود، جمعه بازار، پنج شنبه بازار... اما تهران منحصر به فرد است، حراجی دارد که در هیچ کجای دنیا همتا ندارد، حراجی که برخلاف بازارهای دیگر قدمت و اصل و نسب و ریشه و تباری ندارد، موجودی نوظهور و هیولاوش... «جُزشنبه بازار»....
آری در تهران قصرهایی هستند که در آن تئاتر حراج می شود و مشتریانش نه من و تو مردمان کوچه و بازار، معلم و کارمند و کارگر و دانشجو... که شیفتگان معامله هستند... طبیعیست خُب، اینجا حراجی است.
شاید سال ها بعد
یاد کـسایی بیفتیم
که وقـتی یادمون می افتاد
رفـیق صداشـون می کردیم
سرمـون رو پایین بگـیریم و
یه نفس عمیقی هم بکشیم
.
.
دیگه یاد گرفته باشیم
هر ... دیدن ادامه » رفاقـتی به معـنای
بانـد و بانـد بازی نیست
و هر بانـد بازی
به معـنی رفاقـت نیـست
.
.
تا یکی از
بدترین مراحل گـذر عمـر را
بی اعـتبار شـدنِ معـنیِ رفاقـت
حساب کنیم
همان حقـیرترین انـسان هایی که
حرمـت دوران دوسـتی را
در وقـت دشمـنی
به حراج می گذارند
حراجی صدر در صد آف
.
.
شاید سال ها بعد
به بعضی ها بگوییم
حتما فروشگاهی بزن
چون "فروشنده" خوبی شدی
از بس که رفیق هایت را
فروختی و فروختی و فروختی
.
.
.
#مجتبی
۱۹ مهر ۱۳۹۷
نفست گرم، مجتبی جان...
ایزد را سپاس
که ما بچه های پایین
همین کارمندها و کارگرها...
هنوز روی رفاقتمان
اتکت «فروشی نیست» چسبانده ایم...
چه کنیم دیگر...
اگر اهل معامله بودیم،
که کارمند نمی شدیم ما بچه های پایین!
۱۹ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
معمولا وقتی کسی بخواد همه چی بگه، آخرش هیچ چی نمیگه. همین.
#بی_انصاف
۲۱ شهریور ۱۳۹۷
نمی دونم چرا بدون اینکه معاشرت یا آشنایی طولانی ای با هم داشته باشیم ضمن ارادت فراوان، می تونم باهات راحت باشم.
زمانه با دل یکی مثل شما هیچ کاری نمی تونه بکنه. خیالت راحت.
۲۱ شهریور ۱۳۹۷
پس زبان همدلی خود دیگر است
همدلی از همزبانی خوشتر است
عباس عزیز، دلت همواره زبانت باد و زبانت دل... همواره
۲۲ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جامه‌ای مرصع بر تن متنی تنک، کوته، فقیر، کم‌مایه و نامرغوب (مثل بیشتر آثاری که در سالهای اخیر اجرا می‌شود)
________________________________________________________________________________________________
پ.ن: به یکی گفتند حرف بزرگ بزن، گفت: کرگدن، فیل، اسب آبی...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تنها چیزی که تو این نمایش دستگیرم شد اینه که دسته سمت چپ صندلی B3 ردیف یک سالن سمندریان از دسته سمت راستش یه چند میلیمتر کوتاهتره... همین.
چی کشیدی تو اون یه ساعت جان برادر؟؟ :)))
۱۱ شهریور ۱۳۹۷
آقای سلیمان زاده
با درود
چقدر خوب احساس خودتون رو بیان کردید
۱۸ شهریور ۱۳۹۷
سپاس از شما جناب تقوی نژاد، البته باید از گروه محترم هم سپاسگزار بود که چقدر خوب این حس رو در ما ایجاد (یا شاید هم بیدار) کردند.
۱۸ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
والا صلاحیت اون رو در خودم نمی بینم که راجع به «بد» و خوبش نظر بدم، ولیکن اگر کسی به من می گفت که شما امشب چهل و پنج دقیقه به یه گونی شلغم یا سیب ترشی چشم دوختید، قابل هضم تر از این می بود که بهم بگن که شما امشب ۴۵ دقیقه به تماشای یه تئاتر نشستی...
در این حد؟؟
کاش بیشتر توضیح میدادید که چی انقدر آزاردهنده بود!
۰۷ شهریور ۱۳۹۷
حالا همه این ها به کنار، تحمل پروفایل های یک روزه که یک ساله توی تیوال مد شدن با اون به به و چه چه کردناشون حتی واسه داغون ترین نمایش ها به کنار
شیوه تبلیغ جالبیه حتما جواب داده که مثل قارچ دارن همه جای تیوال رشد میکنن، به این نمایش کاری ندارم چون ندیدمش ... دیدن ادامه » نمیتونم فعلا در موردش نظری بدم کلی گفتم چون بحث هایی اینجا مطرح شده
۰۸ شهریور ۱۳۹۷
آخ گفتین آقای امیر
۰۸ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بی گمان کمال یافته ترین و پخته ترین اثر امیررضا کوهستانی می بود، اگر مهرِ باطل شدِ «میکروفون» رویش نمی خورد.
حیف! واقعا حیف! بیشتر برای خودشون حیفم اومد تا خودمون. یه "ظَلمتُ نَف٘سی" اساسی بود!
۱۶ مرداد ۱۳۹۷
دوست عزیز
بنظرم این به نوعی،کچ فهمی به حساب میاد.صحبتی هم که شما میکنید،فقط یه نظر ه نه وحی منزل پس میتونه اشتباه باشه
۲۲ مرداد ۱۳۹۷
جناب فریبرز،
نکته در اینه که کج شما راست منه، و البته بنده هیچ اصراری ندارم که حضرتعالی رو با زور به موازات خودم دربیارم. میل خودتونه، دوست داشتین راست خودتون باشید، دوست نداشتین کج خودتون باشید.
۲۳ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تربیت اقتصادی و تئاتر:
امروز یکی از کسانم که قربانی یکی از این مؤسسات مالی است داشت از وضع اسفناکش نزد من درد و دل می کرد، در حین شنیدن حرفاش یاد خاطراتی افتادم. چند سال پیش که تازه تازه داشت این موسسه های مالی رنگارنگ رونق می گرفتند و مردمان رو با سودهای ۲۰ و ۳۰ و... n درصدی اغوا می کردند، همین فرد به من توصیه کرد که من هم دار و ندارم رو برداشته به فلان موسسه اعتباری که سود خفنی می ده واگذار کنم... من هم بهش پیشنهاد کردم که بره و نمایشنامهٔ «کسب و کار آقای فابریزی» آلبرت هوسون رو -که جناب دکتر خاکی به شایستگی ترجمه کردند- بخونه که البته اون گرامی توصیه ما رو جدی نگرفت و نیز بنده رو متهم به غیر واقع بینی و همگام نبودن با مناسبات روز و غیره کرد...
الآن که سالها گذشته و اون دوست گرامی متاسفانه سرمایه بسیاری رو از دست داده -و البته اگر چه من هم چیز خاصی به ... دیدن ادامه » دست نیاوردم ولیکن دست کم چیزی هم از دست ندادم- به این فکر می کردم که چقدر می تونه تئاتر مهم باشه و انسانها رو علاوه بر تمام کارکردهاش، تربیت هم بکنه، همچنین اینکه جایگاه تئاتر امروز ما کجاست و آیا نمایشنامه های امروزی که در بهترین حالت جز سرگرم کنندگی یا ایجاد بازیهای زبانی اغوا کننده، به اعتراف نویسنده های خودشون رسالتی برای خودشون قائل نیستند (و به این افتخار هم می کنند) می تونند واجد اثر گذاری باشند؟ آیا کارکرد اصلی تئاتر تنها در همون یک یا چند ساعت و دقیقه اجرا بر روی صحنه و فضا-زمانِ سالن باید خلاصه بشه؟ آیا تئاتری خوبه که ما رو از فکر کردن به مشکلات زندگانی لااقل برای دقایقی باز بداره، یا برعکس چشمان ما رو به حقایقی که معمولاً از اونها غافلیم باز کنه؟ آیا تئاتر برای تئاتر یا تئاتری هاست، یا برای کارمندها، کارگرها، معلمها، دانش آموزان، مغازه دارها، مادرها... در جمله: «جامعه»
تئاتر رسالتش آگاهی دادن و مبارزه با جهل و خرافه است.
امیدوارم تئاتر برای همه اقشار جامعه، باعث سرگرمی و تفریح باشه همراه با روشنگری، البته اگه وضعیت اقتصادی اجازه بده
همیشه از نظرات ارزشمندت دوست گرانقدر بهره برده ام. سپاس
۱۱ مرداد ۱۳۹۷
رضای عزیر، شما همواره به اینجانب مرحمت دارید.
متأسفانه هر چه می‌گذره بیشتر احساس می‌کنم که تئاتر این مملکت در حلقه بسته‌ای که ساکنینش با نام «تئاتری‌ها» از خودشون یاد می‌کنند منحصر و محدود می‌شه، و من نوعی، دیگه کمتر بعنوان یکی از آحاد جامعه ارتباط ... دیدن ادامه » و اتصالی با این حلقه در خودم احساس می‌کنم.
۱۳ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کمتر توفیق اون پیش میاد که با این حجم عظیم از پرت و پلا، یکجا ملاقات کنی!
آقا نمیدونم چرا بعد نمایش آهواره یاد شما افتادم و فکر میکردم بعد نمایش یک چیزی در همین حدود بگید :))
ولی من خیلی دوست داشتم نمایش رو
ولی در هر صورت من که به شخصه از خوندن جمله ی های یک خطی شما کیف میکنم :)
۰۳ مرداد ۱۳۹۷
نظر لطف شماست بانو تردست، ولیکن تصورش رو بکنید که ویروس عقاید بنده بخواد تکثیر بشه... نمی دونم ابعاد اون اپیدمی چگونه خواهد بود؟!
۳۰ مرداد ۱۳۹۷
خواهش میکنننننم
اتفاقا باید تکثیر بشه .
:)
۳۰ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تنها یادگاری که از این نمایش برام موند:
«تئاتر سمّه...»
سلام، خوشحالیم که نمایش ما رو دیدین

و ممنون ازاینکه وقت گذاشتین و نظرتون رو نوشتین


باتشکر
۳۱ تیر ۱۳۹۷
تئاتر با وجود شما مخاطبین عزیز زنده ست، تشکر و احترام به مخاطب از اولویت گروه ماست
۳۱ تیر ۱۳۹۷
جناب ژیان، ضمن سپاسگزاری مجدد، باید عرض کنم که احترام حقیقی به مخاطب در کیفیت و نحوه اجرا تجلی پیدا می‌کنه نه در بکار بردن واژه‌هایی از قبیل، تشکر و مرسی و دم همتون گرم... اگر گروهی استانداردهای کیفی اجراء رو رعایت کنه، بهترین احترام رو به مخاطب گذاشته ... دیدن ادامه » و اگر اونها رو رعایت نکنه حتی اگه به سبک مسیح ناصری تک تک مخاطبینش رو هم پاشویه کنه، احترامی به مخاطبش قائل نشده.
در هر حال این سبک از تشکر (کامنت گذاشتن پای هر پستی) در ساحت ادبیات کهن پارسی در بهترین حالت از مصادیق حشوه
۰۲ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید