تیوال هیچ کس | دیوار
S3 : 11:25:04
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
مبارک است زاده شهریور! زادروزت، این بار پیشتر گفتم!
گم شده ات پیدا شد! در قابی نهان، دیدمتان!
آن هم مبارک است! مبارک است!
می دانستم، گفته بودم...جام بعدی حذفیست...
گل طلایی به سر ، بنشاندت ،
نوازشت کند، محبتت کند،
دوستت باشد و دوستت بدارد،
هم صحبتت باشد ، پای رمان هایت بنشیند و بخواندت...آی بخواندت...
راستی هر وقت توانستی ، بدهیت را پرداخت کن!
تو به من ، نه نه! به دنیا ، دست کم، یک رمان بدهکاری ...آی بخوانمش...

#مخاطب خاص

از: هیچ کس
مبارکه..:)
۱۸ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پروانه را سوخته دیدم!
شمعی که روشن نبود، هزار سال،
بال هایش را سوخت!
انگار خیالِ شعله شمع ، واقعاً می سوزاند!
بی خیالِ شمع،
انگار خیالِ شعله ، واقعا می سوزاند!
بی خیالِ شعله،
خیال می سوزاند!
بی خیال،
می سوزاند!




من در خیال تو
یک لحظه ی محال
از رقصِ عقربه
در جشنِ ساعتم....
۰۱ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش وقتی آمدم، نرفته بودی!
کاش وقتی نرفته بودی، آمده بودم!
نمی دانم هنوز
کاش می دانستم، چطور می توان قبل رفتنت ، رسید...




محمدرضا هیستیریک، جهان و آذرمهر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روی دیوار کی ، یادگاری نوشتم؟!
دیوار هیچ کس!
شب ازنیمه گذشته، دیر است!
ساعت را عقب کشیده اند ،
وقت اضافه...
باز هم نبودی،
باز هم
شهریوری دیگر تمام شد بی تو!
می ترسم جام بعدی گل طلایی داشته باشد!
من که می دانم گل خواهم خورد! وقتی حریف تو باشی!
فقط بدان جام بعدی حذفیست....




از: هیچ کس
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زاده ی شهریور!
شمعِ سی و اندی
خاموش شد از بازدم آرزوها!
زادروزت شاد!

#مخاطب خاص

از: هیچ کس
تلخ بخوانی ام
یا شاد
رویای من فصل زیبای حضور توست....
.......
۲۳ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رفته بود!
در روشنایی روز ، واضح
دور تر از خیالِ برگشتن
.
.
نزدیک تر از واقعیتِ آمدن
در تاریکی شب ، مبهم
برگشته است!
مجتبی مهدی زاده، بریهه سلیمی، قاصدک، جهان و پیرزاد این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درد بی درمان شدی، خاطره سوزان شدی
دوستت دارم نگفته، بست این دهان شدی
رعد بغض ابرهای پشت این چشمان شدی
نرم نرمک بر فراز روزگاران، تیر این باران شدی
دلبری کردی ندانستی، پیر این حیران شدی
یاد آوردی چگونه جان این بی جان شدی!
به آذین، پیرزاد و هیچ کس این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چشمانت نظاره گر من باشد،
آن چشمان هم از من طلبکارند هم به من بدهکار،
خواهم گفت از هردو،
چشمانت! آه چشمانت...هنوز می شود بر خاکستر آتشی که برافروختند،دست گرم شد.
گرمای سر، که سرگرمی نگاهت هست هنوز...
آی سوخت !
چه؟!
سر انگشت خاطره...
قاصدک، جهان، مریم زارعی، بامداد و پیرزاد این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"فراموش کنید! اینجوری هم برای خودتون بهتره، هم برای من."...
درست گفت! اما فقط قسمت دومش، نه فراموش شد نه بهتر برای من...
شنیده ای که می گویند درد و درمانش یکی است...
درد دارد ، درد داشت، درمانش نشد ، درمانش نمی شود.
"درد بی درمان"
فکر می کردم فحش باشد!
نمی دانستی؟!
نمی دانستم...
قاصدک، جهان، بامداد، مجتبی مهدی زاده و پیرزاد این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید