آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نسیبه | دیوار
S3 : 06:08:38 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
نسیبه (nasibeh)
درباره نمایش نقره‌ای i
توو این نمایش شماره صندلی روی بلیت معنی نداره چون شما اقلیتی هستید در اکثریت رفقای گروه اجرایی که حق دارن هرجا دوس دارن بشینن! شبیه مهمون ناخونده وسط یه دورهمی دوستانه!
کلا نیم ساعت تا ۴۰ دقیقه زمان اجراست ولی هرکی هم هروقت برسه می‌تونه بیاد توی سالن و قدمش سر چشم.
آقایون عکاسا هم بشینن ردیف اول وسط و یه کله چیلیک چیلیک عکس بگیرن.
اساسا شما به عنوان یک تماشاگر کم اهمیت‌ترین بخش این نمایش هستید.
از خود نمایش هم چیزی نمی‌گم که دلم خیلی پُره!
شهرزاد تنها تغییری که کرده اضافه کردن مالیات روی قیمت بلیط هاست
۲ روز پیش، یکشنبه
سیدمهدی
والا میثم جان، نسیبه شون قبلاً به من عنوانمو اعطا کردن 😁🙃😁 من یکی دو درجه پایینتر از گلادیاتورم 😅😅👻
نسیبه شون چه عنوانی داده که خودش خبر نداره؟
باید مراسم رسمی برگزار شه مث ملکه انگلستان بیام از اون چوبا بزنم رو شونه تون!
فعلا هم محمدجواد در اولویت دریافت نشانه!
۱۴ ساعت پیش
نسیبه
نسیبه شون چه عنوانی داده که خودش خبر نداره؟ باید مراسم رسمی برگزار شه مث ملکه انگلستان بیام از اون چوبا بزنم رو شونه تون! فعلا هم محمدجواد در اولویت دریافت نشانه!
ایشالا ایشالا، بریم شهرزاد وایستیم اون وسط مراسم اکولیدو برگزار کنیم 😁😁
بعلهه. اول محمد جواد، اصلا من حاضرم خودم سرباز محمدجواد بشم
۱۳ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
همیاری جان
به جای اینکه نظر معترض‌ها رو هاید کنی.
جلوی این اکانتای تازه از راه رسیده که دارن می‌تازونن رو بگیر!
یه قانونی چیزی بذار که کل دیوار پر نشه از تعریف تمجیدای بی‌پایه و اساس فک و فامیل عوامل با اکانتای یه روزه! بخدا برا خود تیوالم بهتره!
چندبار بگیم تا گوش بدی عزیزُم؟
خب حرص می‌خوریم.
نرود میخ آهنی در سنگ
دقیقا ! یه نمایش دیدم جز چند اجرای پر فروش بود کامنت ها رو که دیدم رفتم اکانت هاشون چک کردم همه چند روز اخیر ساخته شده بود !
یا تمهیداتی اندیشیده بشه که لااقل بتونیم خودمون صفحه هر نمایشیو که نمیخوایم درموردش چیزی بخونیمو میوت کنیم
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نسیبه (nasibeh)
درباره نمایش حظیان i
چرا هیچ عکسی از این کار نیست که مخاطب تا یه حدودی با شکل کار، دکور و لباس و فضاش آشنا شه؟!
دست‌اندرکاران محترم لطفا رسیدگی کنید!
دلارام زرگر، علی ژیان، گروه جارچی و mahdi yeganeh این را خواندند
میم این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نسیبه (nasibeh)
درباره نمایش حظیان i
ممکنه یه اجرای ویژه بذارین که زمانش کمی دیرتر باشه؟
mahdi yeganeh، گروه جارچی و علی ژیان این را خواندند
با توجه به اینکه زمان اجرا ۳ ساعته و محدودیت رفت و آمد بعید می دونم اجرای دیرتری بتونن داشته باشند
سپهر
کیان جان تو لیستم نبود الان کامنت آقای متاجی رو دیدم در موردش احتمالا تو این هفته برم ببینمش
آقا سپهر فضاش همون فضای کارای کوشکی با شاگرداشه‌ها!
خشونت و خون و کثیف‌کاری و اون دست ماجراها
گفتم بگم شاید دوس نداشته باشی
البته من خودم دوس داشتم کارو
نسیبه
آقا سپهر فضاش همون فضای کارای کوشکی با شاگرداشه‌ها! خشونت و خون و کثیف‌کاری و اون دست ماجراها گفتم بگم شاید دوس نداشته باشی البته من خودم دوس داشتم کارو
خیلی ممنون بابت توضیح تون
چون اصلا فضاهای کارش رو نمی پسندم، گفتم شاید اینجا تغییر کرده باشه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
از صب که می‌رفتیم سرکار ذوق اینو داشتیم که امروز بلیت نمایش داریم و روز آسون‌تر می‌گذشت.
غروبی می‌رفتیم مستقل نمایش تماشا می‌کردیم؛
بعدش می‌رفتیم شنفدیدارجای شام می‌خوردیم با چای ِ بعد ِ شام؛
بعدشم پیاده گز می‌کردیم تا میدون ولیعصر.
نمایشو دوس داشتیم یا نداشتیم، حرف می‌زدیم درباره‌ش و حالمون خوب بود.
حالا هیچ‌کدومشو نداریم؛ همشون غیب شدن.
هوا هم انقد سرده که حال قدم زدن نیس.
یه جوری شده زندگی که هی دلمون می‌خواد اوضاع و احوال روو به عقب برگرده. ویروسا برگردن توو خفاشا و غیب شن، هواپیماها برگردن روو باند و عقبکی برن سر جاشون، ... دیدن ادامه ›› همه کارت پروازا رو پس بدن برگردن خونه، خونا از کف خیابون جمع شن، گلوله‌ها برگردن توو خشاب. ما از میدون ولیعصر عقبکی برگردیم خیابون خارک، خیابون رازی، زیر پل کالج و بی ماسک خنده‌ی همو تماشا کنیم از دور که می‌رسیم به هم...
چقد اصلا باید برگرده عقب که ما خوب ِ خوب شیم؟

بی ماسک. خنده‌.
همین دو تا برای من کافیه.


زودتر، هم شما، هم همه‌مون خوبِ خوب شیم 🤲🏻
البته ما مثل شما مرفهین نبودیم که تو یه روز هم پول مستقلو داشته باشیم، هم چیزای خوشمزه شنفدیدارو
ولی واقعا کاش هرچه زودتر برگرده به روزای قبل کرونا
خیلی داره سخت میگذره این روزا
دلتنگی و دوری امونمونو بریده :(

سیدمهدی
البته ما مثل شما مرفهین نبودیم که تو یه روز هم پول مستقلو داشته باشیم، هم چیزای خوشمزه شنفدیدارو ولی واقعا کاش هرچه زودتر برگرده به روزای قبل کرونا خیلی داره سخت میگذره این روزا دلتنگی و ...
سید مهدی مستضعف...
منتظران انقلاب مستضعفان و پابرهنگان هستیم، تئاتر نمیریم
همینجا هستیم..
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خوب گوش می‌دادم تا چیزی نشوم.
صدای آمدنِ تو، هذیانِ زنی پابه‌ماه بود.
چیزی نمی‌شنیدم از آن صدا، که نگاه داشت.
در خیالِ نگاهِ تو، من چند ساعت دورتر بودم.
چهارشنبه بود.
تو بلندبالا بودی.
فکر نکرده بودم به آن بلندی!
نگاهم می‌گشت در تو، پیِ راحتیِ بامن‌بودن.
شرم نداشتم؛ که عجیب بود!
راحت بودم تا جایی که می‌شد فکر کرد پنج‌شنبه است؛ و بی‌خیالیِ فردایِ تعطیلِ درآمیختن ... دیدن ادامه ›› با کلمه، نزدیک.
تو آن کلمه بودی؛ بی‌جمعه.
آن غریبه‌ی دور، آن دورِ غریب، آن رفتارِ ناآرام، آن دل‌واپسیِ شب‌بیدارمانی، آن تنهایی دونفره، آن چای دونفره، کتاب‌های دونفره، خوابِ دونفره، تاریکیِ دونفره، ابهامِ دونفره، مالیخولیایِ دونفره، ریشِ دونفره، سکوتِ دونفره، وقاحتِ دونفره، شادکامیِ دونفره، اندوهِ دونفره، وجدِ دونفره، بوسه‌ی دونفره، تنِ دونفره، آغوشِ دونفره، صبحِ دونفره، خداحافظیِ دونفره.
«نزدیکی» در ما لکنت داشت؛
شبی که ماه زایید؛ و روشن شد آن اضطرابِ مدام؛
که کلمه «تن» شد و پوشیدیم.
تمامِ صبح‌ها پنج‌شنبه‌اند؛ چرا که بوی تو، از مشامِ چهارشنبه نمی‌افتد.

{#}بیژن_الهی
یکی از خوبیای این هندزفری‌های بی‌سیم و ترکیبشون با حجاب اسلامی اینه که می‌شه بدون توضیح به کسی، کل ساعتای پیل‌افکن ِ کاری رو به موزیکای دلخواهت گوش بدی.
گاهی میری برای بار هزارم تمام موزیکای توی "دف دف" رو پلی می کنی و مست می‌شی با موسیقی دلخواهت.

گاهی برای بار یک میلیونیوم پلی لیست موزیکای مشترکت توو چت با کسی که باهات هم سلیقه‌س رو می‌ذاری پلی شه و از عذاب دادن خودت با دلتنگی لذت می‌بری.

گاهی هم رندم یکی از اپلیکیشنای پخش موزیک رو باز می‌کنی تا خودش انتخاب کنه برات (که سلیقه‌ت رو هم حفظه از قبل)

این حالت آخر می‌تونه خیلی باحال غافلگیرت کنه؛ اینه که وسط کار و بارای آدم بزرگی ِ یه روز کاری، وقتی دلت پره از همه چی و بی‌حوصله‌ترینی و به اندازه کافی ... دیدن ادامه ›› هم نخوابیدی و دلتم تنگه و کلا یه مصیبتی هستی که دست و پا داره!، یهو (از روی علاقه‌ت به موسیقی نواحی احتمالا، یا از سابقه‌ی گوش دادنت به "شعر یادُم رَ...") یه موزیک برات پخش می‌شه که میگه:

مو تِیناااا به قربون تو و چیشات بگردُم
کُنُم غوص توو چیشات یه دو سالی بر نگردُم 
بشُم غرق تو موهای بلندت
بمیرُم عزیزُم ناز بالای بلندت

اگه شما هم دوس دارین موسیقی جنوب رو و انرژی مثبتتونم افتاده به "سیریا بند" گوش بدین...

https://beeptunes.com/album/561835461/%D9%85%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D9%88%D8%AA%D8%A7%DB%8C%DB%8C

از کلِ این آلبوم همین "کُنُم غوص توو چیشات یه دو سالی بر نگردُم" برای من کافی بود 😌
هندزفری بیسیم عملکرد اول رو تو ما آقایون نداره متاسفانه (بله به‌ حجاب اجباری برای آقایان)
ولی مورد های بعدی که گفتی عجیب قابل لمس بود برام...
خصوصا پلی لیست چت های تلگرام. من حتی مورد هایی دارم که اون آدم دیگه تو این دنیا نیست اما رد آهنگ ها و خاطره ها، انگار ابدیه

به به چه البومی هم گذاشتی، برم پلی کنم :)
محمد مجللی
هندزفری بیسیم عملکرد اول رو تو ما آقایون نداره متاسفانه (بله به‌ حجاب اجباری برای آقایان) ولی مورد های بعدی که گفتی عجیب قابل لمس بود برام... خصوصا پلی لیست چت های تلگرام. من حتی مورد هایی ...
بذا این امکانات مال خودمون بمونه. انقدر حسود نباش آقا مجللی :دی
و چه تلخه از دست دادن و هی با نبودن آدما مواجه شدن :-(
امان از این فضای مجازی و یادگاریایی که از آدما باقی می‌ذاره.
دوس داشته باشیش امیدوارم.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
"گاهی که خاکستری می‌شوی تکلیفت را با خودت نمی‌دانی، هیچ چیز خوشحالت نمی‌کند، از چیزی هم نمی‌رنجی، فرقی نمی‌کند که بعدش چی می‌شود.
گاهی بی آنکه هرگز به چیزی فکر کرده باشی خوابش را می‌بینی، و بعد هی از خودت می‌پرسی تعبیر این خواب چیست؟ حالت خوش نیست، بد هم نیست، ولی با یک کلمه یا یک تصویر شبت زیبا می‌شود، یا چنان از تلخی ِ روزت مکدری که دلت می‌خواهد دوباره بخوابی و به همان خواب برگردی …"

همیشه وقتی کتابامو یکی امانت می‌بره حرص ِ خوندنشون هی میاد . . .
نسیبه (nasibeh)
درباره فیلم رضا i
چه فیلم عجیبی.
چقد شبیه زندگیای واقعیمون بود...
پویا، سپهر و celine این را خواندند
دیار، Samira، جعفر میراحمدی، رویا کاظمی، مریم زارعی، محمدرضا برقعی و مریم این را دوست دارند
به من خیلی حال داد دیدنش...
سیدمهدی
عههه، شما بودید همراه جناب منتاجی؟ ای وای، نه من که نشناختم. شرمنده‌. حتی با ایشونم فقط به قول شما یه سلام علیک شد. من و آقا فرزاد و محمد جواد و celine عزیز بودیم اون شب، حیف شد، کاش میشناختم، ...
خواهش می‌کنم.
من با فرض اینکه آقای جعفریان منو می‌شناسه دیگه معرفی نکردم خودمو.
آقای محمدجواد و سلین جان رو هم متاسفانه نمی‌شناختم به چهره.
امید که فرصت ِ دوباره فراهم بشه.
نسیبه
خواهش می‌کنم. من با فرض اینکه آقای جعفریان منو می‌شناسه دیگه معرفی نکردم خودمو. آقای محمدجواد و سلین جان رو هم متاسفانه نمی‌شناختم به چهره. امید که فرصت ِ دوباره فراهم بشه.
بله حتمن، ایشالا بزودی
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نسیبه (nasibeh)
درباره کتاب تجریش i
در جهانی زندگی می‌کنم که همین حالا زنی آن سر ِ دنیا سرش را از غصه بین دست‌هایش گرفته و آرزوی مرگ می‌کند و این سر ِ دنیا زنی شادترین روز ِ زندگی‌اش را جشن می‌گیرد.
مردی تیغ اصلاحش کند است و صورتش را زخم می‌کند و مردی دیگر در فکر آخرین تار ِ مویی است که باید روی ِ سرش بکارد...
لعنت به تدوین موازی!
زنی شلوار جین ِ شوهرش را اتو می‌کند و مرد روز ِ تولد زنی دیگر را به خاطر می‌سپارد، تقویم ورق می‌خورد و زیرسیگاری پر می‌شود، تابستان تمام می‌شود و ویار هندوانه می‌آید، هواپیما بلند می‌شود و دلتنگی فرود می‌آید، بیست سالگی می‌رود و هوس می‌آید، همه‌چیز را از دست می‌دهی تا به خیال ِ خودت همه‌چیز به دست بیاوری و ناگهان هیچ‌چیز به دست می‌آوری.
نه چیز را داری نه همه‌چیز را؛ چیز گرفتار همه‌چیز است و همه‌چیز خود گرفتار چیزی دیگر است که تازه از راه رسیده. شاید با همین فرمول احمقانه بتوانم بگویم که حتی وقتی تو را دارم، تو را ندارم. وقتی دوستت دارم، از تو می‌گریزم و دوستت ندارم. وقتی در خانه هستی در خانه نیستی و هیچ‌وقت هیچ‌چیز و هیچ‌جایی نیستی، حتی هیچ هم نیستی.
لعنت به تدوین موازی!!!!
محمد مجللی
نسیبه جان این کتاب، رمان هست؟ میشه یکم در موردش بگی این تیکه که گذاشتی عجیب خوب بود.
بله
در مورد روزگار مردیه که همسر و فرزندش از ایران رفتن و تنها شده.
البته کتاب چندان جذابی برای همه نیست چون ریتم کندی داره ولی خیلی بستگی به احوال خواننده داره.
اگر کافه پیانو رو خونده باشین کمی نزدیکه به اون داستان ( البته فقط کلیت کار).
۰۱ شهریور
نسیبه
بله در مورد روزگار مردیه که همسر و فرزندش از ایران رفتن و تنها شده. البته کتاب چندان جذابی برای همه نیست چون ریتم کندی داره ولی خیلی بستگی به احوال خواننده داره. اگر کافه پیانو رو خونده باشین ...
اتفاقا کافه پیانو رو همین هفته ی پیش خوندم و خیلی دوست داشتمش.
ممنونم
۰۱ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
همیاری جان با تشکر از همه چیزای خوبی که توو نسخه جدید بهمون دادین.
لطفا خودتون رو به یه حداقل سطحی از سرعت عمل متعهد کنین.
آخه واقعا یه پست که عکس‌ یا ویدیو داره یا یه برگه کتاب یا یه کانال درست کردن چند ساعت باید توو صف بررسی بمونه؟
آیا اینجوریه که مثلا یه نفر مسئول ممیزی کردنه که ساعت کاریش هم 8 صبح تا 4 بعدازظهره؟ هر پستی خارج از این بازه باید ساعت‌ها بمونه توو صف بررسی؟
این نکته رو من زیاد دیدم که بچه‌ها بهش اشاره کردن و اصلا باورم نمی‌شه این سطح از اهمیت ندادن به رضایت کاربرها.
همیاری محترم، مسلماً دغدغه های تیوالو هممون درک میکنیم که خب ممکنه عکس یا فایلی آپلود شه که باعث دردسرتون بشه، مخصوصا با حجم زیادی از دلواپسان که همه جا دنبال گرفتن آتویی هستن تا بوق و کرنا کنن که وااای همه ارزشها از دست رفت...
ولی مسئله سرکار خانم نسیبه و خیلی از کاربرای دیگه و تجربه هایی که خود من هم دچارش شدم اینه که وقتی انقدر زمان میبره تایید شدن پستمون، دیگه اون مطلب به قول قدیمیا بیات شده و تازگیشو از دست داده، و بدیش اینه دیگه رغبتی نمیکنیم دوباره پستی با این مشخصات بذاریم.
حالا که این امکان ویژه فراهم شده من هم خواهش میکنم هم روند بررسی سریع‌تر بشه، هم زمان تایید شدن پست مدنظر باشه برای ثبت روی دیوار، نه زمانی که پست گذاشته شده.
گروه همیاری (support)
درود بر شما
از رضایت کلی شما از امکانات تازه تیوال بسیار خوشحالیم و انرژی ما را در این تلاش بی‌وقفه دوچندن می‌کند.

نقد شما و دیگر کاربران عزیز در این‌باره کاملا به جاست و اتفاقا از سوی ما بسیار جدی گرفته شده‌است، که به این شکل در حال رسیدگی‌است:
۱. عکس و فیلم در دیوار از شکل نبازمند تایید خارج شد و از این پس این‌گونه دیوارنوشته‌ها هم بی‌درنگ منتشر می‌شوند و الگوی نظارت پس ... دیدن ادامه ›› از انتشار (مشابه دیوارنوشته‌های متنی) برای آن‌ها هم در نظر گرفته‌شد.
۲. برای رسیدگی به ساخت و ویرایش برگه‌ها و کانال‌ها، نیز نیروی اختصاصی در نظر گرفته‌شد که انتظار داریم به زودی تفاوت ملموسی در زمان رسیدگی از سوی کاربران احساس شود. (هنوز فرآیند مربوطه نهایی نشده‌است و در نظر داریم این نیرو از دو هفته آینده فعالیت خود را آغاز نماید) البته همچنان به شیوه ۲۴ ساعته نمی‌رسیم اما سرعت رسیدگی از وضعیت کنونی به مراتب بهتر می‌شود.
گروه همیاری
درود بر شما از رضایت کلی شما از امکانات تازه تیوال بسیار خوشحالیم و انرژی ما را در این تلاش بی‌وقفه دوچندن می‌کند. نقد شما و دیگر کاربران عزیز در این‌باره کاملا به جاست و اتفاقا از سوی ما ...
سپاس همیاری جان
۲۹ مرداد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دلم برای صدای فین فین آدما وسط نمایش تنگ شده
برای صدای خنده‌ی اونی که همیشه خنده‌ش طولانی‌تر از بقیه می‌شه و همه از خنده‌ش دوباره می‌خندن
برای ببخشید ببخشید گفتن و به زور از بین صندلیای کناری راه باز کردن
برای صدای خانم علو، اون آقای پالیز (سپند) و خانوم مستقل که می‌گن گوشیاتونو خاموش کنین و هیشکی گوش نمی‌ده
برای وقتایی که وسط یه تیاتر بد گیر می‌کنی و راه فرار نداری و فقط چشاتو می‌بندی که چرت بزنی دست کم!
این فیلم تیاترا که وسطش باید به هزارتا کار برسی و هی مجبوری بزنی از عقب‌تر دوباره ببینی بدتر باعث غصه‌ست.
چه کردی با دلخوشی ما آقای کرونا؟
بچه‌های تیاتری واقعا توو این روزگار چیکار باید بکنن؟ اونایی که افتادن به کتاب چاپ کردن و اینا نه! اونایی که حتی پول اجاره پلاتو ندارن بدن!

ایرانی ها : پوسیدیم تو این خونه، باید بریم سفر..
بازگشت از سفر و رسیدن به خانه
آخی!! هیج جا خونه آدم نمیشه..
......
نمیشد دلت واسه یک چیز دیگه تنگ شه..
مثلا کافه بعد تئاتر..
۱۵ مرداد
فک نمی‌کنید مشکل از کوتاه یا بلند نوشتنتون نیس و از جای دیگه‌س که “خیلی‌ها” متوجه ربط حرفاتون نمی‌شن؟
یا شایدم اعتقاد دارین هوش “ایرانی‌ها” کم‌تر از اونه که معنی انتزاعی مینی‌مال‌ها یا مطول‌های شما رو متوجه بشه!
بهرحال شاید بهتر باشه قبل از کامنت گذاشتن کمی چیزی که می‌خواین بنویسین رو سبک سنگین کنین که از ارتباطش به موضوع مورد بحث مطمئن باشین و مجبور نشین برای اجتناب از پاسخگویی فینگلیش تایپ کنین!
نسیبه
فک نمی‌کنید مشکل از کوتاه یا بلند نوشتنتون نیس و از جای دیگه‌س که “خیلی‌ها” متوجه ربط حرفاتون نمی‌شن؟ یا شایدم اعتقاد دارین هوش “ایرانی‌ها” کم‌تر از اونه که معنی انتزاعی مینی‌مال‌ها یا مطول‌های ...
آفتاب آمد دلیل آفتاب... ( لهجه ترکی)
فکر کنم برای فیلم مارال دهه ۷۰ بود...

در مورد پیشنهادتان:
" شاید بهتر باشه قبل از... "
پیشهاد بسیار خوبی است، تلاش کنیم ( هَمه با هم)
فعالیت آن گسترش یابد.

بست ریگاردز
❤❤❤❤😄😄😄😄
۱۶ مرداد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید

مگر آدم می‌تواند چشمایش را ته رودخانه باز کند؟ آن‌جا تاریک نیست؟ گیاه ندارد؟ ماهی چطور؟ از آن می‌شود آسمان را دید که حتماً دیگر آبی نیست . ته آب چطور می‌شود فهمید که امروز چند شنبه است؟ نباید صداهای زیادی داشته باشد. آن‌جا گوش‌های آدم پر از مورچه نمی‌شود و کرم‌ها و مارمولک‌ها توی دهان آدم وول نمی‌خورد. زیر سقفی با گچ بری‌های آب، در اتاق‌هایی با دیوارهای آب، هیچکس نمی‌تواند بفهمد که دیگری دارد گریه می‌کند.

بیژن نجدی
یوزپلنگانی که با من دویده‌اند


https://www.aparat.com/v/OJW1v
امان از دلبری های این کتاب 🌸🌸
میم
امان از دلبری های این کتاب 🌸🌸
آمان آمان :-)
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کاش اجرای ویژه بذارین
در ساعتی زودتر
پویا فلاح این را خواند
< نظر مورد پاسخ، در دسترس نیست >
یادداشت کارگردان رو گذاشتم کنار!
دلم تیاتر می‌خواد بخدا نسخ‌ام (ایموجی اشک و آه)
< نظر مورد پاسخ، در دسترس نیست >
به نظرم چنین اشاراتی از سمت کارگردان دلیل دیگه داشت
بهرحال کارکردن متن های هدایت اونقدر سخت و حساسه که با این توضیحات مولف می خواد به همه استقلال و نرفتن زیرسایه هدایت رو گوشزد کنه و جهان خودشو ارائه بده
< نظر مورد پاسخ، در دسترس نیست >
من از فرزاد امینی سه تاکار دیدم و به نظرم قابل اعتناست و صاحب سبک خودش هست
و من به شخصه پیگیر اجراهاش هستم
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
...توو سکانس آخر وقتی با غمگین‌ترین ترانه‌ی ممکن آدما دارن می‌رقصن...

حالا چی ژوزه؟
مهمونی تموم شده
چراغا خاموشن
ملت رفتن
شب سرد شده...

https://soundcloud.com/gooshe3/jose
بی هیچ نام می‌آیی
اما تمام نام‌های جهان باتوست
وقت ِ غروب،
نامت دلتنگی‌ست
وقتی شبانه چون روحی عریان می‌آیی،
نام تو وسوسه است
زیر ِ درخت سیب،
نامت حوّاست
و چون به ناگزیر
با اولین نفس که سَحَر می‌زند می‌گریزی،
نام گریزناکت،
رویاست…

حسین منزوی

چقدر خوب بود
قبلا نخونده بودمش
۱۱ فروردین
چقدر کیف داد خوندنش
۱۱ فروردین
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
توو این ایام که بیشتر وقت برا خودمون داریم (و منو یاد تابستونای دوران مدرسه می‌ندازه) کنار فیلم دیدن و کتاب خوندن و همه کارایی که دوس داریم؛ می‌تونیم پادکست هم گوش بدیم. بجز پادکستای تخصصی که هرکسی بسته به نوع کارش و مطالعاتش گوش می‌ده، پادکستای عمومی که من دوسشون دارم و گوش می‌دمو بعضیاشونو اینجا می‌گم و شما هم اگه بلدین بگین که اگه من دنبال نمی‌کنم بدونم :-)

پادکست دیالوگ باکس
پادکست احسانو (احسان عبدی‌پور) ❤️❤️
پادکست چنل بی و بی‌پلاس
رادیو مرز
پادکست جعبه (منصور ضابطیان)
رادیو دیو
پادکست آلبوم

و خیلیای دیگه با موضوعات جذاب موسیقی و تاریخ و ادبیات...

رادیو "روغن حبه‌ی انگور" و رادیو "چهرازی" هم جزو بهترینا بودند
۲۵ اسفند ۱۳۹۸
آره ولی دیگه نمی‌سازن چیزی خیلی وقته.
حالا چهرازی چرا ولی فواد و هایده پیداشون نیس :دی
جعبه‌ی شماره هفت رو گوش بده بامزه‌س.
۲۵ اسفند ۱۳۹۸
چهرازی قسمت جدید داد :دی
۲۶ اسفند ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
همیاری جان
شما برای استرداد بلیت‌ها پول رو در واقع از گروه‌های نمایشی پس می‌گیرین؟
آیا جایی هست که آدم اعلام کنه پول بلیتاشو نمی‌خواد و منتظر اجرا می‌مونه هر چند ماه که لازمه؟
شاید اینجوری بشه کمی به کاهش فشار روی گروه‌ها کمک کرد.
ضمن اینکه در این آشفته بازار و در صورت ادامه‌ی این تعطیلی‌ها خود ِ تیوال هم احتمالا حالش چندان خوب نخواهد بود.

من بلیت دو تا نمایش رو داشتم که یکیشو به کیف پولم برگردونین و یکیش مونده. واقعا اگر حق انتخاب می‌دادین من ترجیح می‌دادم صبر کنم برای اجراها.
آفرین
همین
۱۹ اسفند ۱۳۹۸
درود
بله متاسفانه بلیت دوم رو هم به زور بهم پرداخت کردین :دی
کاش یکم زودتر پیشنهاد می‌دادم، شاید بچه‌ها هم همراهی می‌کردن.
واقعا اوضاع غم‌انگیزیه و امیدوارم گروه‌های نمایشی و سالن‌ها و کسب‌و‌کارهای اینترنتی بتونن به سلامت بگذرونن این ایامو.
۱۹ اسفند ۱۳۹۸
چقدر کیف کردم از خوندن این پیشنهاد
دمت گرم
۲۰ اسفند ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
و دلتنگی به هزار زبان در سخن است...
دلتنگی تماشای تیاتر توو سالنای راحت و ناراحت؛
دلتنگی قدم زدن بعدش و چای خوردن توو کافه‌های دوروبر و حرف زدن از تک تک ثانیه‌های نمایشا...
چیه این وامونده دل...

یه دلتنگی توام با خستگی
اینو کاف گذاشته بود:

خیلی خستم رئیس
خسته از تنها سفرکردن
تنها مثل یه چلچله زیر بارون
خسته از اینکه هیچ وقت رفیقی نداشتم تا پهلوم باشه و ازم بپرسه از کجا اومدم به ... دیدن ادامه ›› کجا میرم یا چرا
انقدر خسته ام از اینکه آدم ها همدیگر رو اذیت می کنن
خسته از تمام دردهایی که تو دنیا حس می کنم و می شنوم هر روز
دردام بیشتر میشه...

The Green Mile 1999
۱۲ اسفند ۱۳۹۸
خستگی ِ این روزا خستگی از نتونستن و نبایده.
بهترین رفیق دنیارم داری ولی نمی‌تونی ببینیش، نباید ببینیش...

راستی این روزا بیشتر می‌فهمم چقد شماها آدمای مهم و باارزشی هستین؛ شما پرستارا.
۱۲ اسفند ۱۳۹۸
سوال منم همینه نسیبه جان
واقعا اون بهترین رفیق رو داشتیم؟
واقعا تنها نبودیم؟
پس چرا این فکر لعنتی منو ول نمیکنه که انگار وضع همیشه همین بوده، فقط الان عینک خوش بینی رو برداشتیم؟
آش همیشه همین آش بوده و الان فقط ادویه هاش رو برداشتیم؟
کاش بعدش لااقل زندگی ها خوش رنگ و لعاب تر شه

آره دم پرستار ها گرم از جون و دل دارن مایه میذارن

۱۲ اسفند ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید