تیوال نسیبه | دیوار
S3 : 23:58:06
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
چه اسم خوبی داره "در ستایش خلوت‌گزینی".
و برای منی که بارها و بارها تجربه کردم این خلوت توی دل طبیعت رو خیلی هوس انگیزه.
هرچند شاید که سفر رفتن دسته‌جمعی به خودی خود نقض اون خلوت‌گزینی باشه.
گروه چند نفره خواهد بود؟
Samira، لیلا مظاهری و Negin Fooladi این را دوست دارند
درود بر شما
بین ۲۰ تا ۳۰ نفر
البته در سری برنامه‌های «گشت‌های فلسفی» سعی بر این هست که با روش صحیح گفتگو آشنا بشیم و در مورد موضوعی خاص و در مکانی مرتبط با اون موضوع به تبادل اندیشه‌ها بپردازیم. در این برنامه هم این تبادلات فکری، پیرامون موضوع خلوت‌گزینی ... دیدن ادامه » و تنهایی خواهد بود.
۲۰ مهر
سپاس از توضیحاتتون .
۲۰ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تیوال جان یک سوال و یک پیشنهاد
سوال: چرا با موبایل وب پیج نمی شه لاگین کرد؟ مشکل از پیجه یا گوشی ما؟
پیشنهاد: امکانی برای کاربرا قرار بدید که بتونن آگاهی های مربوط به یک بحث رو ببندند. ینی براشون آگاهی نیاد اگه نمی خوان و اگر هم بخوان درمورد پستی که واکنشی بهش نداشتند آگاهی بیاد.
یعنی کلا بشه تنظیم کرد برای کدوم پست آگاهی می خوایم یا نمی خوایم.
سپاس
توی IOS این مشکل لاگین وجود داره، من هم با آیپد نمی‌تونم وارد اکانت تیوالم بشم.
۰۸ مهر
سحر جان مرسی از راهنماییت. اتفاقا با اون هم امتحان کردم چون فکر می کردم مشکل از بروسره ولی نشد.
حالا صبر می کنیم تا آپدیت جدید تیوال :-)
۰۹ مهر
خواهش می کنم کمکی که نشد البته!
۱۲ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نسیبه
درباره نمایش لاموزیکا سوم i
گاهی واکنشی که بعد از تماشای یه کار داریم، گذشته از خود ِ کار، خیلی بستگی به حس و حال درونیمون داره.
تجربیاتمون، روحیاتمون و هر چیزی از فضای بیرون که اثری در احساساتمون داشته می تونه شکل بده نحوه ی مواجهه ی ما با همچین اثری رو.
مخصوصا اگر نگاهمون به یک اثر نگاه یک منتقد جدی و سختگیر نباشه بیشتر تحت تاثیر این احساسات قرار می گیریم.
نمایشنامه لاموزیکا دومین رو سال ها پیش خونده بودم و با سلیقه ی اون موقع جزو نمایشنامه های خوبم بوده ولی الان و این اجرا چیزی نبود که منو شگفت زده کنه یا لذت عجیب و غریبی بهم بده.

نکته مثبت نمایش نه متن و نه طراحی بلکه بازی خانم یونس تبار بود.

و اینکه من اولین باری بود که توی سالن مکتب کاری می دیدم و حس خوبی به اون سالن کوچیک و دنج داشتم.
چقدر خوب نوشتی نسیبه‌جان
موافقم باهات از سالن دنج و آروم‌ِ مکتب تا بازی خوب تارا یونس تبار و البته امیر کرمی
از تاثیر حس و حالِ لحظه‌ی تماشا و وابستگی اش به برداشت‌های ما از نمایش
ممنون
۰۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
راستش همونقدر که عکاس و تماشاگرنما و سالن نامناسب به تیاتر آسیب می زنه به نظرم گروه بندی و دسته بندی و لشکرکشی هم فضای فرهنگی تیوال رو مسموم و غیرسازنده می کنه.
کامنتای افرادی که با نظر ما مخالف هستند میدون جنگ نیست دوستان.
آرامش خودتونو حفظ کنین!
بله قطعا همینطور هست که میفرماید

ولی شاید تمرکز یک سری از کاربرها به یک موضوع خاص، نه به علت حمایت از دوستانشون، بلکه بدلیل اهمیت موضوع و فراهم شدن بستری برای مطرح کردن دغدغه های چندین ساله باشه
۰۴ مهر
دوست عزیز Misthyrming
قصد ادامه دادن به این بحث رو نداشتم بخاطر برداشت های اشتباهی که شد ازش، ولی می خواستم خدمتتون عرض کنم که همین کامنت شما هم با روح حرف من در تضاده.
من فقط قصدم یادآوری این نکته بود که تخریب و تحقیر و له کردن آدما با ادبیات نامناسب فقط به ... دیدن ادامه » خاطر اینکه نظرشون مخالف نظر ما یا دوستانمون هست قشنگ نیست.
که البته می پذیرم اشتباه کردم این بحثو شروع کردم چون نتیجه ی عکس داد. :-)
۰۸ مهر
صحبت شما تمام و کمال صحیح است
۰۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اول خسته نباشید می گم به عوامل کار.
من لذتی از تماشای این نمایش نبردم. بجز تکراری بودن قصه که اکثرا بهش اشاره کردن نکات منفی دیگه ای هم بود.
بازی های خیلی بی حس و روح و ضعیف، مخصوصا بازیگر مرد (کمال)، البته خانم بهارمست در این زمینه از سایرین کمی جلوتر بودند.
طراحی لباس ضعیف که قرار بود به تنهایی با یه شلوار دمپاگشاد حس و حال دهه 40 و 50 رو منتقل کنه!
دیالوگ های تکراری و ریتم خیلی کند نمایش باعث شد به شدت کسل کننده بشه.
من یک دوره نمایش نامه نویسی گذروندم که گاهی توو کلاس استاد می گفت با فلان تکنیک یا فلان موضوع یه چیزی بنویسین در مدت زمان مثلا 20 تا 30 دقیقه، این متن انگار از دل همچین فضایی درومده بود.
در کل به نظرم متن به پرداخت و بازیگران به تمرین بیشتری نیاز داشتند.

نکته ای رو هم دوستان اشاره کردند در مورد اتفاق دیشب و تذکر دادن اون دوستمون
من تذکر ... دیدن ادامه » دادن رو به شدت می پسندم و تایید می کنم اما نه به اون صورت.
حالا این اتفاق افتاد کارگردان نباید در رورانس بیاد اونجوری برخورد کنه، دوباره اون دوستمون بخوان از کارشون دفاع کنن دوباره بازیگر بخواد وارد بحث شه و ...
اتفاقی که تو رورانس افتاد بسیار غیرحرفه ای و نشون دهنده ی تجربه ی کم عوامل اجرا بود.

بهرحال برای گروه آرزوی موفقیت می کنم و اجراهای خوبی داشته باشید.
موافقم باهات نسیبه جان
یه سوالی هم دارم دهه‌ی چهل جلسات شعر سپید برگزار می‌شد؟ اسم جلسه سپید بود یا شعر سپید خوانده می شد. واقعا برام سواله
۰۴ مهر
نه قربان منظورم شما هم نیستید.
نمی دونم به چه اسم و آیدی‌ای اینجا فعالیت می کنن اون شخص ( گمانم ردای نامریی پوشیدن)
۰۴ مهر
درود وقت شما به خیر
نسیبه خانم تمایل دارید با یک مجله سینمایی همکاری داشته باشید ؟
در صورت تمایل میتوانید با من تماس بگیرید.
۰۴ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نسیبه
درباره نمایش آواز قو i
این دلقک پیر بازم مست کرده ولی نمی دونه واسه کدوم خوشی
نسیبه
درباره نمایش لانچر ۵ i
یه قصه‌ی چفت و بست دار ِ درست و حسابی.
خنده‌، خشم، انزجار همشون به زیبایی منتقل شد به تماشاگر.
آخه چرا بازیا انقد باورپذیر و خوب بود؟
تنها چیزی که اذیتم کرد آخرش همون رسالتی بود که نویسنده انگار روو دوشش حس کرد برای انتقال پیام اخلاقی با اون حرکت آخر ستوان(؟) شایگان.
شاید بهتر بود پرده‌ی آخر حذف می‌شد یا جور دیگه‌ای نوشته می‌شد که انقد واضح و دم دستی نخواد منتقل کنه چیزی رو و توو ذوق نزنه.

و نکته آخر اینکه باز هم مستقل، باز هم ازدحام لابی، کمبود اکسیژن سالن، بلیت خارج از ظرفیت تا خرخره، گرما و صدای شرق شرق باد زدن با برگه‌ها‌، ( به فراخور این ایام هم صدای مداحی و نوحه وسط ِ اجرا!)
و آنچه البته به جایی نرسد فریاد است :-)

درود
به نظرم باید به زمان غیرخطی متوسل میشد: یعنی تماشاچی با پرده اخر، اول مواجه میشد، اینطوری بغض، توی انتهای نمایش میوفتاد و موضوع آنقدر گل درشت نمی‌شد.
۱۴ شهریور
آقای جوانی: چه خوب گفتید!
۱۴ شهریور
ارادتمندم
۱۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نسیبه
درباره نمایش شکم i
چه تلخ و ترسناکه این آینده
چطور بود اجرا؟
۱۲ شهریور
آره دقیقا!
حالا من هی به خودم می‌گفتم که «داری سخت می‌گیری نسیبه».
ولی واقعا شتابزده و بی‌دقت طراحی شده بود.
مثلا مسیری که مادر نیمه‌ی شب از اتاق خوابشون تا آشپزخونه طی می‌کنه با مسیر پدر فرق داره. پدر از توو دیوار رد شد رف توو آشپزخونه!
۱۳ شهریور
درسته ، موافقم باهاتون، فکر کنم دقت لازمی یه نه سخت گیری
۱۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

از تماشای بازیا لذت بردم ولی معتقدم متن می‌تونست بهتر پرداخت بشه و این‌همه شتابزده جلو نره. توقع کاری عاشقانه‌تر، شاعرانه‌تر و پخته‌تر داشتم. کاری که منو همراه نگه داره و مشتاق و کنجکاو تا انتها. یه کار تاثیرگذار همون استانداردی که با اومدن اسم پابلو نرودا میاد به ذهن.
درست متوجه نشدم امشب چی شد که اون‌همه ناراحتتون کرد.
اما خواستم بگم دمتون گرم، عالی بودین، تک‌تکتون عزیز و دوست‌داشتنی هستین.
خانم تیموریان درخشان بودن.
امیرکاوه آهنین‌جان جان که یکی از دلایل تماشای این کار بودن برای من.
اشکان خطیبی هم به نظرم با اون‌ بازی جذاب و اون‌همه جنب‌و‌جوش باید خداروشکر کنند که فقط با یه دررفتگی مواجه شدند.
و دنیا مدنی که در اندازه‌ی بئاتریس خوب بودن و دوست داشتنی.

همینطور دکور خوب، نورپردازی خوب و طراحی لباس جذاب.
خسته نباشید و خوب و موفق ... دیدن ادامه » باشید.
چی شده ؟؟؟
در رفتگی چی ؟؟؟
اشکان جان چی کار کردی با خودت ( سیل اشک و آه )
۰۶ شهریور
نسیبه جان ارادت دارم
به تفضیل در همین صفحه اتفاق دیشب رو تعریف کردم:)
۰۶ شهریور
بئتاریکس کیدو؟ )
۱۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نسیبه
درباره نمایش کوریولانوس i
آقای کوشکی آفرین بهتون برای این تیم هماهنگ و همدل و اجرای عالی‌ای که ارائه کردن
ایده‌ی تردمیل درخشان بود و دم بازیگر اصلی هم گرم
ما که فقط در حیرت اون آمادگی بدنی بودیم و کیف کردیم

آقای رضانیا که من یه بخشایی فقط محو حرکات ایشون بودم و به نظرم پابه‌پای بازیگرا در جنب و جوش و حرکت بودن و عالی

درمورد متن هم بجز کشدار شدن بعضی جاها که کمی خسته کننده می‌شد( مثلا شاید اگه تعداد شعارا کم‌تر بود بهتر بود)، خیلی قابل درک بود و هی آدم توو ذهنش دنبال خاطره‌های مشترک می‌گشت!

فقط یه چیزی که خیلی به نظرم وصله‌ی ناجور و بی‌ربط و شاید «زیادی» اومد، وارد کردن تصنیف استاد و تار و سنتور و در واقع اون ایرانیزه کردن ماجرا بود که توو ذوق می‌زد؛ بدون این ماجراها هم می‌فهمیدیم چقدر شبیهیم :-)

همتونم خسته نباشید
چقدر من رو یاد ولپن انداخت و چقدر همه خوب بودن و خسته نباشین.
امیدوارم اجراهای خوبی داشته باشین.
گروه پشت پرده‌ی موسیقی رو دلم می‌خواست معرفی می‌کردید که توو رورانس اونا رو هم تشویق کنیم.

برادران کوشکی عزیز، شما که انقد خوبین، لطفا یه فکری به حال تهویه سالن و لابی بکنین. واقعا در شان تماشاگر تیاتر نیس این وضعیت ازدحام دیوانه کننده‌ی لابی و ورود و خروج به سالن و تاخیر در اجراها و کمبود اکسیژن سالن.
اون قسمت گالری رو یه سره کنین با لابی دست‌کم؛ چهارتا صندلی بیشتر بذارین.
درسته با همین وضعیت هم همه میان ولی انصاف نیست واقعا!

با این وضعیتی که از گرمای سالن گفتید منم گرما گریز ماتم گرفتم امشب چجوری تحمل کنم جوش نیارم و اب و روغن قاطی نکنم خیلی خوبه
۰۱ مرداد
آره واقعا حرف دل منو زدید، گرمای سالن نمایش واقعا اذیت کننده بود و تاخیر شروع نمایش هم واقعا خستمون کرد.
۰۱ مرداد
تآتر خوبی بود جناب کوشکی وهمه عالی بازی کردند حیف که هوای سالن اصلاً خوب نبود که می شود گفت غیر قابل تحمل بود و تمرکز تماشاچی به هم میخورد همه در حال باد زدن خودشون بودند حیف از این نمایش که در این شرایط دیده شود
۰۲ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نسیبه
درباره نمایش پا i
یه جوری همه دوس داشتن این کارو که آدم فکر می‌کنه اگه بیاد بنویسه این کار یه ایده‌ی خوب داشت با یه پرداخت ضعیف و بازی‌های متوسط ، یه چیزیش می‌شه.
قطعا که زحمت کشیده شده ولی اون تاثیری که بقیه بهش اشاره می‌کنن رو روو من نذاشت.
بازی‌ها هم باورپذیر و اثرگذار نبودن.

توصیه می‌کنم جهت احترام به سال‌ها تلاش درجه یک استاد انتظامی، اسمشونو از روی این سالن بردارین و از مسئولین کنترل بلیت و راهنمای افراد در سالن هم یه تست اعصاب و روان بگیرید.
درود
بازی ها بیشتر نزدیک به سیستم فاصله گذاریست و بر پایه تئاتر روایی برشت کارگردان سعی کرده تا توجه مخاطب به مفهوم منطق روایی معطوف شود تا خلقی دراماتیک.
با احترام
۳۱ تیر
آقای ونائی
یکی از نکته‌های جالبی که برای من وجود داشت مثلا این بود که چقدر ما در معرض قضاوت شدن هستیم اون هم با چشمایی که پا رو از موکت و گربه تشخیص نمی‌دن :-)
۰۱ مرداد
یاسر جان همیشه اون اولین جمله‌ای که بعد از بیرون اومدن از سالن نمایشا می‌گیم گویای همه چیزه :-)
۰۱ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نسیبه متاجی
درباره نمایش بی تابستان i
نمایش متوسطِ خوبی بود؛
به معنی واقعی کلمه متوسط، بدون کشش و با ریتم کند از نظر من.
از نیمه‌های کار می‌شد آخرش رو حدس زد.
اما ایده برف عالی بود
ایده چرخ و فلک
درمجموع طراحی صحنه خوبی داشت.
اما متن می‌تونست قوی‌تر باشه.
آدم از آقای کوهستانی آخه خیلی انتظار داره.
چه تاریخ پر از دردی داریم ما...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستانی که این کارو دیدن یه سوالی:
آیا صحنه‌ی پاره کردن و پخش و پلا کردن کاغذا از دست پریسا توو همه شبا اتفاق افتاد؟
می‌خوام بدونم بداهه بود یا جزو نمایش بود :دی
لیلا مظاهری و ف. بنویدی این را خواندند
محمدرضا مدیری و محمدرضا برقعی این را دوست دارند
خانوم متاجی
با سلام
شبی که من هم اجرای کار رو دیدم بهمین شکل بود
۲۸ بهمن ۱۳۹۷
سلام
من چهارشنبه 24ام دیدم نمایشو.
اگر شبی غیر از اون شب دیدین و این صحنه تکرار شده باید بگم احسنت به اون بازی چون من واقعا فک کردم بداهه‌س و کوشکی عصبی شده.
ممنون که جواب دادین.
۲۹ بهمن ۱۳۹۷
بله همه شبا بود. من شب اول رفتم و واسم سوال بود واقعا.
تو اینستاگرام از آقای کوشکی پرسیدم و ایشونم گفت جزئی از نمایش بود.
واقعا عالی اجرا شد
۲۹ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر من دوس دارم وقتی توی نمایشی انقدر به طراحی فکر می‌شه.
طراحی صحنه، طراحی لباس، نور، صدا...
چه بازیای سخت و خوبی.
همه خوب بودن و صدای اون خانوم هم حتی.
مرسی و خسته نباشید و موفق باشید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چند دقیقه اول فیلمو طاقت بیارین تا کسالت تماشای فیلم مستند بر شما مستولی نشه؛ بعدش بشینین و توو دلتون آفرین بگین به این کارگردان کاردرست.
نسیبه متاجی
درباره فیلم مسخره‌باز i
برای من تماشای این کار لذت محض بود. چشم نمی شه برداری از اونهمه جادو روی پرده.
یک تیاتر تمام عیار روی پرده سینما.
جناب ساز دهنی تئاتر نبود ولی تئاتری بود :) باید ببینید تا متوجه منظور ایشون بشید
۱۳ بهمن ۱۳۹۷
"آدم اگر آدم باشه, باید به یه چیزی اعتقاد داشته باشه"

چند دقیقه بهش فکر کردم.. عجب جمله عمیقیه هاااا.. و چه زیبا که مهم نیست اون چیز، چی باشه،و هر کس باید خودش انتخابش کنه..اینه که زیباست!!

"بماند که این فیلم اصلا باعث شد من عاشق اسم هیچکس بشم"
واقعا ... دیدن ادامه » سینما با ما چه میکنه؟؟ چه جوری میشه آدم زندگیش تحت تاثیر این جادو قرار بگیره؟؟؟ عجیبه واقعا. خیلی عجیب و شگفت انگیزه.. کاش بشه یه روز یه کارگردان بشم..از اون حال خوب کن هاااا..
۱۴ بهمن ۱۳۹۷
وااااااااای.. لعنت بر برادران کوین لعنتییییی
برم بشینم دوباره ای برادر کجایی رو ببینم..
۱۴ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ترکیب علیرضا کوشک جلالی و میثاق زارع که برام خیلی دوست داشتنی هستن منو مشتاق تماشای این مونولوگ کرد و چقدر خوشحالم بابت دیدنش.
با یک بازیگر و یک طراحی صحنه ساده طرفیم ولی انگار واقعا با علی به همون خیابون و محله و خونه می‌ریم و باهاش می‌خندیم و گریه می‌کنیم.
و موسیقی و اون‌ بوها...
برید تماشا کنید تا هست.
لذت بردم.
خسته نباشید و ممنون
ممنون از لطفتون
۰۴ بهمن ۱۳۹۷
خسته نباشید آقای زارع و بدرخشین مدام.

نه آقای سپهر خداروشکر خبری نبود از عکاس.
فقط یه خانومی توو ردیف جلویی ِ من کل نمایشو با موبایلش فیلم‌برداری کرد !
۰۴ بهمن ۱۳۹۷
اون خانوم از اعضای گروه بودن
۰۵ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نسیبه متاجی
درباره سامانه کیف پول i

تیوال جان
من تو حساب کیف پولم موجودی دارم و الان میخوام بلیتی بخرم که از موجودیم بیشتره؛ ولی چرا شما منو مجبور می کنی حتما یکی از مبالغ پیش فرض پیشنهادی رو پرداخت کنم؟
من میخوام فقط به اندازه کسری موجودیم حسابمو شارژ کنم .
من هم همین مشکل رو دارم
۰۳ بهمن ۱۳۹۷
به نظر من سیستم درستی هست، به این شرط که تسهیلات خاصی باهاش اعطا بشه.
الان فکر کنم با خرید از طریق کیف پول، فقط تخفیف اسنپ تعلق میگیره
۰۴ بهمن ۱۳۹۷
متاسفانه تخفیف اسنپ هم خیلی خیلی کم و قابل چشم پوشیه.
از این به بعد سعی میکنم مبلغ کیف پول رو صفر کنم، اصلا توجیه خاصی برام نداره این سیستم.
۲۲ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید