تیوال نسترن ربانی | دیوار
S2 : 14:04:41
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
این که کارگردان و نویسنده این جسارت را داشتند که تماشاچیان هم وارد نمایش کنند به نظر من قابل تقدیر و خلاقانه است ،فقط یک نکته ، تماشاگر بازیگرها صدای رسایی نداشتند و کسانی که در ردیف های بالاتر نشسته بودند صدای آنها را نمی شنیدند ،من به نظرم بهتر بود بهشون میکروفون می دادید.
نمایش خوبی بود.از دیدنش لذت بردم و قابل تامل بود.ارزش دیدن داشت.
این نمایش بیشتر از هر چیز برای من تداعی مفهوم انتخاب بود.چون حتی تماشاگر ،بازیگرها هم انتخاب می کردند که چه اتفاقی بیفتد و بهترین دیالوگ به نظر من دیالوگ یک تماشاگر بازیگر بود که در روزی که من نمایش را دیدم به ایمان که بین انتخاب پرستو و پریماه گیر کرده بود اینگونه مشورت داد که :مشکل از اون دختر هایی نیست که باهاشون بودی ،مشکل از خودته.سعی کن خودت را تغییر بدی.
ما هر روز و هر ثانیه داریم انتخاب می کنیم.این که بریم ... دیدن ادامه » یا نریم.رابطه برقرار کنیم یا نکنیم و .....و خیلی اوقات بیشتر از این که فکر کنیم که شاید باید خودمان را تغییر بدهیم به این فکر می کنیم که شرایط بهتر را انتخاب کنیم.
از این قسمت به بعد متن من احتمال لو دادن نمایش را دارد.
با اینکه همه ما می دانیم که شرایط کشورمان خیلی خوب نیست ولی باز هم من خود پرستو را مقصر می دانم.پرستو در اول نمایش خودش انتخاب کرد که نامزدش را تنها بگذارد و بدون هیچ توضیحی به او به آمریکا برود و تنها شود و بعد در آخر نمایش دیدیم که همین تنهایی باعث پرواز عمودی پرستو شد و دیگه براش فرقی نداشت ،چه به وطن برگردد و چه در آمریکا بماند ،باز هم تنها بود.
طبق تئوری انتخاب ، سام می توانست در آمریکا دوام بیاورد ،چون نیازش به عشق و تعلق خاطر کم بود و بیشتر نیاز به قدرت داشت .
به هر حال یادمون باشه که ما هر ثانیه داریم انتخاب می کنیم و بهتره بیشتر انتخاب کنیم که خودمان را تغییر بدهیم تا دیگران را.روی خودمان بیشتر کار کنیم ،چون بیشترین آدمی که می تونیم تغییر بدهیم خودمونیم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من این نمایش را چند سال پیش توی تئاتر شهر دیدم و بهترین نمایشی است که تا به حال دیدم.موسیقی سنتی قشنگی داشت ،خنده دار بود ،متن نمایش نامه خوب نوشته شده بود و مهم تر از همه مفهوم خیلی مهمی داشت .کاملا مناسب برای بالابردن سطح فرهنگ جامعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
طراحی صحنش خیلی خلاقانه بود .یک لحظه توش داشت که موسیقی خیلی قشنگی زده می شد و کلی دست از گودال های زیر صحنه بیرون اومده بود و ادوات موسیقی دستشون بود و مثلا اونها داشتند می زدند که برای من خیلی دلنشین بود ولی من بسی بیشتر از اینها از یک تئاتر انتظار دارم.هیچ چیز برای فکر کردن به من نداد.یادمه آخرش به دوستم گفتم این نمایشه عشق رو خیلی مسخره نشون داده بود.یعنی چی؟ با یک گرد گل عاشق اولین کسی می شدند که می دیدند ؟ یاسی هم با خنده گفت شاید می خواست بهمون بگه که عشق همین قدر مسخرست.:)
نقد نمایش تو سایت تیوال هم خوندم دو نفر گفته بودند به نظرشون جناب شکسپیر صنعتی و سنتی را با هم می زده که این نمایش را نوشته ،منم موافقم.:)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازیگر آقای می سی سی پی،آقای محمد صادق ملک همان گودرز در سریال بانوی عمارت هست و اینهمه تغییر در بازی دو نقش واقعا فوق العادست!
مینا &۱۲، حدیث سیدی و مریم شریعتی این را خواندند
شیما قاسمی و حمیدرضا مرادی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آقای می سی سی پی فوق العاده بود.آرامشی که داشت و در صداش نمایان بود و خوشحالی از اثبات حکم اعدام سی صد و پنجاه نفر!هنرپیشش عالی بازی کرده بود.کودکانه حرف زدنش هم فوق العاده بود.
تئاتر رو دوست دارم.چون قابلیت این رو داره که یکی دو ساعتی از دنیای یکنواخت دورت کنه و پرتت کنه توی دنیایی که هر کاری توش ممکنه.دنیایی پر از خلاقیت و رنگ!
خلاقیت توی کار و چگونگی وارد شدن آقای کنت به روی صحنه از نظر من بسیار شیرین بود و کاملا جسارت و اعتماد به نفس می خواست.
این نمایش نشانگر شخصیت های مختلف بود ،با طرز فکر کاملا مختلف!هر کدام نماد یک نوع طرز فکر.
آناستازیا در لحظه زندگی می کرد و به وضوح بیان شده بود که آنچنان هم که شما فکر می کنید در لحظه زندگی کردن عالی و فوق العاده نیست.
شخصیتی که بیشتر از همه من را به خودش مشغول کرد خود آقای می سی سی بود.شخصیتی که خودش را آدم مذهبی می دونه و اعتقاد داره باید قانون موسی را کامل اجرا کنه ولی در پشت شخصیتش نشون می ده کمبودهای دوران کودکیش بوده که تورات را جلوی پاش گذاشته و بهش آرامش داده و در آخر تصمیم ... دیدن ادامه » می گیره تا خودش هم گناهکار باشه تا اینکه فقط نظاره گر گناه باشه!این شخصیت من رو یاد حرفی از دکتر شیری می اندازه ،زن ممکنه بیش از حد به معنا روی بیاره تا کمبودهای زندگی واقعی خودش رو نمی بینه.به راستی به چه دلیلی به مذهب روی می آوریم؟
از این تئاتر خوشم اومد چون من رو به فکر وا می داره.روی آوردن به مذهب هم ممکنه حجابی باشه برای پنهان کردن نقصمون!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوست داشتم بیام این نمایش را ببینم ولی از آنجایی که این تماشاخانه صندلی هاش خیلی ناراحته و حتی اونقدر با صندلی جلو فاصله نداری که بتونی پات رو بندازی رو پات! نمی یام.نمی دانم که چرا خیلی از کارهای خوب تو تماشاخانه ای به این بی کیفیتی برگزار می شه!!!
AlolA این را پاسخ داده‌است
خانم ربانی این نمایش رو از دست ندید،ردیف یک صندلی‌های یک تا پنج و شانزده تا بیست به فروش میرسه.در مورد کلیّت نوشتتون کاملاً با شما موافقم،متأسفانه.
۰۷ اسفند ۱۳۹۵
من هم با اینکه نمایش رو از دست ندید موافقم. به اضافه این که نمایش مدتش خیلی طولانی نیست که اذیت بشید و انقدر سرگرمتون میکنه که حواستون از ناراحتی صندلی پرت شه.
۰۸ اسفند ۱۳۹۵
موافقم. بعد از دیدن نامه های عاشقانه از خاورمیانه تو این سالن به خودم قول دادم هیچ اجرایی رو تو این سالن نبینم. یادمه تا فرداش پادرد داشتم. ولی به قول دوستان از کار استاد کیانیان نمیشه گذشت.
۱۱ اسفند ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی خوب بود نمایش ولی سالن پالیز خیلی فاصله صندلیهاش کمه .بدترین سالن نمایشی است که تا به حال رفتم!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
_ کشیش اون مرده بیا براش دعا بخون و راه بهشت رو بهش نشون بده.
_ من فقط راه جهنم رو بلدم بهش نشون بدم. ( در حال مستی و هپروت )
_ راه جهنم را که همه بلدند هنر داری راه بهشت رو نشون بده.
راستش من یک مشکلی که با این کار داشتم این بود که این متن بر اساس داستان رمئو ژولیت بود و خود داستان نبود و من چون خود داستان را نخونده بودم و ندیده بودم کمی برام مبهم بود.مثل وقتی که با دوستم رفتیم نمایش ترور و اون چون داستان واقعی امام علی ع و ابن ملجم را نمی دانست گیج شده بود.
نقش کشیش واقعا کارش را خوب انجام داده بود و باورپذیر بود و دیالوگاش قابل تامل!
یک نکته جالبی که این تئاتر برای من داشت این بود که چقدر عواملش باز هستند و راحت ژولیت پسر عموش را بقل کرد و.... بعد دیدم این دو نفر خواهر برادرند.قبلا نمی دونستم!
در ضمن من جای ژولیت بودم با پسرعموم ازدواج می کردم.چون خوشتیپ تره قشنگ هم آواز می خونه.
این تئاتر بهترین تئاتری نبود که تا به حال دیدم و یکی از بزرگترین اشکالاتش اینه که خیلی ذهن رو درگیر نمی کنه و چیزی برای فکر کردن بهت نمی ده کاری که اکثر ... دیدن ادامه » نمایش ها ی خوب می کنند ولی از ترکیب عکس سلفی گرفتن و در واقع تکنولوژی روز در کار لذت بردم
موسیقی کار و نی انبان به صورت زنده کاملا متناسب با کار و زیبا بود.
خانم ستاره پسیانی اشوه گری هاش کاملا قابل باور بود.
و در واقع روح عشق شیطانی که مثل اینکه همان معنای دیابولیک هستش کاملا در کار هویدا بود.

آیدا طاهرزاده، ماهور و هانا این را خواندند
محمد رحمانی، سپیده seyedan و شاهین این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید