کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال نگار مراد | دیوار
S3 : 07:07:29 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
خسته نباشید به تمام دست اندرکاران اجرای نمایش
ما ایرانی ها ضرب المثلی داریم که میگه : خشت اول چون نهد معمار کج/ تا ثریا می رود دیوار کج
به بیان ساده خشت اول کار که متنه بسیار کجه. متن با دیالوگ ها یا بهتر بگم مونولوگ های برداشته شده از خاطرات افراد مستقیمن بدون هیچ صنعت ادبی و بیان هنری به رو ی کاغذ اومده و جملات دم دستی ترین نوع بیانن. از منظر متن نمی شه برای انتقاد وارد شد چون درد دل یا بهتر بگم دلنوشته ای بیش نیست.
با این حال کارگردان تلاش کرده با درهم ریختن متن از اون فاصله بگیره اما انگار زنجیری نامرئی اجازه ی رهایی به اون نداده و هم چنان بین بودن یا نبودن با متن بلاتکلیفه. سعی شده المان اجرایی به متن اضافه بشه از جمله استفاده از بازیگران فرم یا ورود به حوزه ی اینتراکت اما در نهایت همه ی تلاش ها در همون بلاتکلیفی غرقند. در بازی بازیگران هم این سردرگمی مشهوده این که هنوز نمی دونن باید از چه زاویه ای وارد نقششون بشن و متاسفانه در پایان اجرا دیده میشه که انگار رقابتی بین اونهاس برای اشک گرفتن از تماشاچی یا به روایتی کارکتر من بدبخت تره! دست و پازدن های بی خود و تکراری، گویی برای بیان هر نوع احساس فقط یک شیوه ی بازی وجود داره.
نام نمایش، پوستر و موسیقی اولین انتخاب های موجودند و نه بهترین ها.
این اجرا سعی در بازنمایی مسائل روز جامعه و واقعیاتی داره که همه ی ما با اون آشناییم و مخاطب عام از دیدن این نمایش لذت می بره.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگار مراد
درباره نمایش اُسلو i

هر چیزی که می شه در مورد این اثر نوشت دوستان با ریزبینی و ظرافت پیش از این نوشتن. مخاطبی که به سالن میاد نباید تصور درگیری احساسی با کارکترها یا به قولی هم ذات پنداری داشته باشه. شاید دلیل نارضایتی عموم و یا حتا آزاردهنده بودن کار برای بعضی همینه. از تمرین بیان و بدن بازیگران در شروع کار، تکلیفمون روشن می شه که با فاصله باید با اثر روبرو بشیم.
من در این اجرا که از المان های بصری و فرم بسیار زیاد بهره گرفته از رنگ و ریتم سرشار شدم. و البته از ناپایداری. تصاویر و قاب هایی که باپیری ارائه می کنه همه ناتمامن برعکس انتظار و عادت به تصاویر آشنا خاتمه پیدا نمی کنن و غیر قرینگی عناصر قاب ها که تا پایان کار هم هست مغز وسواسی رو آشفته می کنه. چشم نوازی اجرا به حدی هست که در 100 دقیقه اجرا من چشم از صحنه برنداشتم. این ناپایداری به عنوان کانسپت در ذهن من نشست. ناپایداری صلح، مذاکره، سیاست و حتا خاورمیانه ....
من با دیالوگ ها ارتباط خاصی برقرار نکردم کما اینکه قبل از دیالوگ بدن ها سخن گفته بودن. هر چیزی بیش از این بنویسم تکرار مکرراته که در سایر یادداشت ها آمده.
جعفر میراحمدی و امیرمسعود فدائی این را خواندند
elnaz amirbeygloo و فلورا این را دوست دارند
خانم مراد درود
من هم دیشب کار رو دیدم و به شدت خوشم اومد.
ولی این جمله‌تون رو نمی‌تونم متوجه بشم: "مخاطبی که به سالن میاد نباید تصور درگیری احساسی با کارکترها یا به قولی هم ذات پنداری داشته باشه." اگر بنا باشه با کاراکتر هم ذات پنداری نکنیم پس چرا باید اصلاً ببینیم اون کار رو؟ اصطلاحاً اگر قلاب کار به مخاطب نگیره که کلاً سرگردان می‌شه مخاطب و اگر گیر نکنه اشکال از کاره نه از مخاطب.
کمااینکه من به شدت با تمام مذاکره کنندگان و ... هم ذات پنداری کردم و کاملاً فشاری که روشون بوده و نتیجه‌ای که حاصل کارشون بوده رو حس می‌کردم و (این بار و در این نمایش منحصربه‌فرد) هم دیدم و هم شنیدم.
۱۲ آبان ۱۳۹۸
جناب موسوی و جوانی
ممنون از دقت نظرتون
انتظار هم ذات پنداری نداشتن صرفن یک گزاره است که به کار بردم و هیچ گونه سمت و سوی منفی یا مثبت رو در برنمی گیره. رویکرد کارگردانه که برای اجراش چه تصمیمی می گیره و البته دریافت با مخاطبه.شخصن معتقدم فاصله گرفتن باپیری از متن و تاکیدش بر فرم نمایانگر عامدانه دور شدن از دارم ارسطویی و نگاه به شیوه های جدید اجراییه که شاید با کاتارسیس چندان میانه ای ندارند
۱۸ بهمن ۱۳۹۸
خانم مراد عزیز..
برای من هر چیزی که کارگردان به عنوان فرم بیان
می کنه دو معنی بیشتر نداره..
اول: اگر فرم به گونه دیگری بود نمایش تباه می شد..
دوم: این فرم، بهترین فرم برای اجرای این نمایشنامه
هست...
برای من عدم تطابق فرم و محتوا بود...
و از آن بعدتر به عنوان یک مخاطب حرفه ای تئاتر
نمی دیدمش...
۱۸ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متن قابلیت اجرایی بالایی دارد و تابش انتخاب کرده است که نمایش را با شیوه و طراحی های مینیمال و با تمرکز روی بازی‌ها اجرا کند. فرشته صدرعرفایی نقشی به ظاهر ساده ولی در باطن پر از پیچیدگی را ایفا می‌کند. او ابتدای نمایش با یک سکوت و ایستایی طولانی به تماشاگرش فرصت می‌دهد تا از فضای بیرون سالن فاصله بگیرد و با او همراه شود. و پس از آن با هر حرکت، هر سکوت، هر دیالوگ و هر نگاه، لایه‌ای از کارکترش را می‌نمایاند. او در اداره‌ی صحنه‌ای مینیمال و با میزانسن‌های حداقلی مبتحر و قدرت‌مند عمل می‌کند و گزینه‌ای جز درگیری در طول نمایش و تحسین پس از آن برای مخاطبش باقی نمی‌گذارد. تم نمایش تصمیم است و تابش با استفاده از موسیقی تبتی و هم‌چنین گذاشتن سکوت‌های درست و به‌جا در جای‌جای نمایش، مخاطب را درگیر تصمیمات کارکترها می‌کند تا جایی که خودش را به جای یکی از کارکترها بگذارد و مدام با اطلاعات قطره‌چکانی که در طول نمایش به او داده می‌شود هم هم‌ذات‌پنداری کند و هم قضاوت.
زمان نمایش هم مینیمال است. تنها ۵۰ دقیقه. نمایشی شسته رفته، بدون اضافه‌کاری با اتفاقات درست در جای درست.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگار مراد
درباره نمایش شپش i
پیشنهاد می کنم به تماشای این کمدی جذاب و خوش ریتم چشم وگوش نواز بنشینید و از انرژی مثبت و شور و اشتیاق یک گروه جوان و با انگیزه لبریز بشید.
خسته نباشید به آقای نریمانی عزیز و آقای صفری عزیز و تمام عوامل اجرایی شپش
تماشای این تئاتر رو به همه دوستان به خصوص به تئاتری ها پیشنهاد می کنم.لذت بخش بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خوبی بود
به دوستان عزیز پیشنهاد می کنم و به عوامل هم خسته نباشید میگم
الهام دیانتی این را خواند
نفیسه نوری و ماه منیر تقوی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگار مراد
درباره نمایشنامه‌خوانی رقص مادیان ها i
چه خوبه رازهای یه زن پیش یه زن دیگه. ما توی سرزمین مردونه ای زندگی میکنیم، یرما. مردها رازهاشون رو به هیچ کس نمیگن، حتی به خودشون. برای همین اینجا همه چی سخته، یرما. اینجا حرف ها همه روی زمین میمونن. توی ظرف های دربسته ای که هیچکس رغبت باز کردنشون رو نداره. برای همین نمیشه به آسمون نگاه کرد و گفت: چه آسمون قشنگی.

رقص مادیان ها- ویکتور
تیاتر باران، مژگان ک و پرند محمدی این را خواندند
رها باصفا و نفیسه م این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگار مراد
درباره نمایشنامه‌خوانی رقص مادیان ها i
زن مثه اسبه.وقت سوار شدن اسبتو نوازش کن، اما وقت تاخت شلاقش بزن... زن مثه اسبه با یال اسبت بازی کن، اما گاهی یه ضربه بزن میون چشماش تا بفهمه سوارش فقط تویی... زن مثه اسبه. ریگ و سنگو از سم اسبت بیرون بیار، اما میخ نعلشو محکم توی سمش فرو کن.

رقص مادیان ها- دون پی‌یت‌رو
تیاتر باران، مژگان ک و پرند محمدی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید