تیوال نگین | دیوار
S2 : 05:02:16
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نگین
درباره نمایش بینوایان i
با نظر آقای مهدوی که این پایین نوشته موافقم، من داستان رو کامل میدونستم و چند مدل اجرا از بینوایان دیده بودم که یکیشونم موزیکال بود و در نتیجه نمایش به دو سوم که رسید کسل شدم، ولی مثلا برای همراهانم اینطور نشد. به نظرم کسانی که خیلی بدشون اومده موزیکال دوست ندارن یا با قیمت بلیط 185 تومنی انتظار نمایش معرکه ای دارن در حالیکه نمایش متوسط و تجربه ی جالبی بود.
خب وقتی داستان رو کنار میذاریم به مسایل اجرایی و دکور و این چیزا دقت میکنیم که به نظرم تنها مورد خیلی بد دکور زشتی با نمای تخته جعبه میوه ای بود که تو همون بدو ورود به سالن تو ذوق میزد و تا آخر کار هم برام عادی نشد. کاش از یه نمای خنثی تری استفاده میکردن. نورپردازی و تغییر صحنه و اون تصاویر پشتی خوب بود و حس صحنه ها رو خوب القا میکرد ولی باز پخش کلوزآپ شخصیت ها با حرکات آهسته تو گوشه های بالای صحنه ... دیدن ادامه » باز تو ذوق زننده میشد. کاش صحنه های اجرای زنده رو پخش میکردن.
لباس ها و طراحی حرکات خوب، اجرای ارکستر و موسیقی عالی و خوندن بازیگرها قابل قبول بود. بازی ها خوب بود، ولی خب بازیگرانی مثل پارسا پیروزفر و نوید محمدزاده که تو تئاترهایی که بیشتر بار اجرا رو بازیگر به دوش میکشه میدرخشن ممکنه اینجا توقع عمومی رو برآورده نکرده باشن.

من نمایش الیور توییست رو ندیده بودم و تو ذهنم این اجرا رو با موزیکال 2012 بینوایان و یا اجراهای موزیکالی مثل شبح اپرا مقایسه میکردم و با اونا فاصله داشت. اما اینکه توی ایران چنین تئاتری رو ببینم خوب بود و دیدنش رو توصیه میکنم.
سالن بسیار بزرگیه که البته من ازش خوشم نیومد و نمیدونم چقدر مناسب اجراس یا استاندارده فقط میتونم بگم که مدیریت آشفته ای داشت و خود مردم بدون راهنمایی یا کنترل خاصی و نسبتا خوب و با حوصله وارد و خارج میشن، بروشوری در کار نبود. توقع پارکینگ هم نداشته باشین و تو کوچه های دور و بر هتل پارک کنید، نمایش با تاخیر شروع میشه. قبل ورود به سالن برای دو ساعت بی وقفه نشستن آماده بشین.
فرزاد جعفریان این را خواند
علی مهدوی و شگفت انگیز این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به جز قسمت اول نمایش و کلیت طراحی صحنه، از بقیه ش خوشم نیومد. یعنی اول خوب شروع شد و به تدریج خیلی بد شد.
به نظرم نمایشنامه تم روانشناسانه ای که تو کار موراکارمی بود رو حذف کرده بود، و یه موضوع عامه پسند راجع به سبک زندگی و روزمرگی رو باهاش جایگزین کرده بود. این که سعی کرده بود داستان رو ایرانی کنه به خودی خود بد نبود، ولی اگر به زمینه های داستان میمون شیناگاوا پایبند میموند بهتر میشد.
بازی خانم کردا در نقشی که تعریف شده بود خوب بود، منتها تعریف این کاراکتر که روزنامه نگار بود با اون حالت بشاش و پر انرژی یه کم در تناقض با اون روزمرگی و مشکلی بود که باعث فراموش کردن اسمش میشد.
اون تیکه آخر هم که تراپیست برمیگرده خیلی صریح موضوعی که توی کل نمایش مطرح شده رو میگه خیلی بد بود، انگار بخواد تاکید کنه اگه کسی هنوز پیام نمایش ما رو نگرفته، این پیام اخلاقی ... دیدن ادامه » به صورت شفاهی اینه!
کلا صحبتهای آخر تراپیست راجع به روزمرگی با اون آهنگ شاد پایانی و گلدار شدن پشت صحنه رو اصلا هضم نکردم، منو یاد فیلم آتش بس انداخت و روانشناسی پاپ که مورد علاقه م نیست.
فهیمه تردست، علی عبدالرحیم و حامد میم این را خواندند
محمد نادری این را دوست دارد
به نظر من هم موسیقی پایانی با کار هماهنگی نداشت ، ولی در مورد گل های صورتی یکی از دوستان اشاره کردن که گل صورتی نشانه خودشناسی در روانشناسی یونگ هست
۰۶ تیر ۱۳۹۴
کلا صحبتهای آخر تراپیست راجع به روزمرگی با اون آهنگ شاد پایانی و گلدار شدن پشت صحنه رو اصلا هضم نکردم،
من هم با پایانش اصلن ارتباط نگرفتم
کلن اپیزود سوم خوب نبود و پایان بهتری رو متصور بودم برای کار
۱۰ تیر ۱۳۹۴
در مورد پایان نمایش کاملا باهاتون موافقم. این پایان به قول شما کل برداشت دور آزادی که از نمایشنامه اصلی شده رو زیر سؤال میبره.

خانم کردا به ظاهر بشاش بود و نه در باطن، یعنی بشاش بود چون دختر خوبه بود، چون این چیزی بود که ازش میخواستن.
۱۲ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید