کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال نیلوفر ثانی | دیوار
S3 : 12:43:57 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
...

نوشته ای درباره نمایش 11 جریحه روح / فرزاد امینی
منتشرشده در روزنامه اعتماد پنجشنبه 12 تیر99
.
«زبانِ جان‌های عریان »

با اجرای دوباره تئاترها پس از وقفه‌ی چندماهه، فرزاد امینی در اجرای دیگری مبتنی بر حرکت‌نگاری، در ادامه‌ی اجراهای پیشین خود، اینبار یازده داستان کوتاه صادق هدایت از کتاب سه قطره‌خون را انتخاب و دست‌مایه قرارداده و فضای مورد نظر خود را در موازات با جهان هدایت، در سالن تئاتر مستقل تهران، ساخته و برصحنه آورده‌است . چنانکه متن و اجرا و فرم بکارگیری حرکات و میزانس‌ها، هسته‌ی داستانی را نیز معطوف خود قرارداده و آنچه بر صحنه جان گرفته است، مستقل از جهان هدایت است؛ هرچند تلاش پرکردن این ... دیدن ادامه ›› شکاف و نزدیک‌شدن به اتمسفر هدایت را در اجرا می‌توان دید اما به نظر می‌رسد امینی درصدد بوده با دراماتورژی، خوانش شخصی خود را با زبانی از کلمات و حرکات ارائه دهد که ترسیم کاملا منطبقی با داستان‌ها بوجود نیامده و تابعی وفادارانه نباشد.
در چنین شرایطی می‌توان اثر پیش رو را در کلیت خود و مستقل از مبدأ اقتباس، تحلیل و نقد کرد اما با این پیش‌فرض که دارای نقاط و ربط‌های مبهم مرجع نباشد، و بتواند رسایی و تاثیرگذاری موجهی برای ارتباط مخاطب با اثر، بی‌نیاز به اطلاع قبلی از وقایع داستان‌ها ارائه‌دهد. که از این بابت، نمایش 11 جریحه روح، واجد چنین ویژگی نیست و در راستایِ زبان شخصی کارگردان و متنی با انقطاع کلمات و واژه‌نگاری‌های مشدد و پرتکرار، حرکت می‌کند و می‌خواهد درپرتو جذابیت‌های بصری، مواضعی انتقادی نیز عرضه کند. هرچند پرداخت اپیزودها در فراز و نشیب زیادی‌ست با این‌حال هرچه پیش می‌رود زبان شیء و اکسسوارها بعنوان عنصر کارکردی به نجات می‌آید و اثر را از ورطه‌ی بلاتکلیفی به سمت و سوی قائم به خود‌بودن سوق می‌دهد. و اگرچه در برخورد اول همان اسامی و روایت داستانی، پایه و شاکله‌ی متن است اما با نفوذ ذهنیت هنرمند و فرم روایی‌اش، با وجود ابهاماتی رفع نشده، قلمروی خودش را، در بیان جراحت‌های اجتماعی و تاثیر آن بر روح و روان آدمی تعیین می‌کند.
همان چشم‌اندازی که گرچه مورد نظر هدایت نیز بوده، اما فرزاد امینی روایت خودش را در ترکیب سیال و سورئال از حرکات و واگویه‌های اجراگران، در ساحتی می‌سازد که تمایزی مشخص با متن اصلی داشته و آنرا در هر 11 قطعه، حفظ می‌کند. آنچنان که حتی در داستان‌های خطی با فضایی رئال، سبک اکسپرسیونیسم هنرمند، ادامه داشته و مناسبات خودش را بروز می‌دهد بی‌آنکه بخواهد وضوح بیشتری در روایت‌ها بیافریند.
شاید اگر تغیّر طرفداران هدایت را که می‌تواند کاملا منصفانه باشد، کنار بگذاریم، تجربه چنین اجرایی در نوع خود قابل ارزش است که با طرح مضامین انسانی، پدیده‌های اجتماعی و دجالیتی جاری حتی تا عصر امروز، از مرز سرگرمی عبور کند و در ساحت زیباشناختی با حضور بدن‌های ناآرام و اشیائی عرضه شود که طبق اشاره کارگردان در بروشور، حاوی هویتمندی موثری در فرآیند و جریان اجرا هستند و می‌توانند هر کدام به عنوان تکمله‌های دیالوگ‌ها و حرکات و میزانس‌ها، مورد تأویل قرار گیرند.
11 جریحه روح، بیش از آنکه اجرایی فیزکال باشد، مبتنی بر زبان است، زبانی که امینی با اقتباس، آنرا به قلمروی خود آورده و از آن خود کرده‌است. زبانی با پیوندهای سبملیک و تاکید بر وجه تراژیک هر قطعه، عیان‌شدگی جان‌های عریان با سرنوشت‌های عریانی‌ که رابطه‌ی زندگی‌های خاموش‌شده را بار دیگر بر صحنه زنده کند و همسو با شرایط اجتماعی اکنون، تفسیر معنایی بسازد. همان بن‌مایه اندیشه و کلامی از هدایت که دغدغه‌مندی‌اش تا به امروز ادامه دارد.
11 جریحه روح، با وجود طراحی و وجود تئاتریکالیته قابل قبول، در اجرا واجد نقدهای چندی‌ست چنانکه از همان آغاز، بطرز روشنی، تازه‌کار بودن و تیم بازیگری آماتوری را که دارد رنجِ مقبولیت می‌کشد، به وضوح می‌رساند. بیان‌ها به ویژه مسئله مهمی‌ست که یکدست نبوده و از پختگی لازم برخوردار نیست و مشوش‌بودن صحنه را تشدید و میزانسن‌ها را از انسجام تهی‌کرده و گاه بی‌اثر می‌کند. آنقدر صداسازی حلقی، نامفهوم، ناهنجار و مبتدی‌ست که ارتباط مخاطب را بارها با آن فضای سیال ذهنی که در متن حاکم‌ست، قطع کرده و اجازه‌ی درگیرشدن و پیداکردن خط روایی را به او نمی‌دهد. اما به مرور با تغییر این صداسازی، و آرایه‌های آوایی مناسب‌تر، به ویژه در بخش دوم اجرا بعد از وقفه استراحت، تماشاگر مناسبات خودش را با اجرا پیدا کرده و سعی می‌کند بتواند وارد این جرگه شود. هرچند همچنان نیاز به تمرین و تجربه بیشتر برای اجراگران، احساس می‌شود.
قلمروسازی جهان نمایش با سنگ قبرهایی که هوشمندانه همگی دهه‌های اول قرن و همزمان با تاریخ وقایع داستان‌ها هستند، طراحی فکرشده و تغییر لباس‌ها، و دیگر اشیاء، از نقاط قوتی‌ست که کم‌کاری‌های نورپردازی و موسیقی متن را، تقلیل می‌دهد، به ویژه در نیمه‌ی دوم و هنگام استفاده از موسیقی، درک این کم کاری از ابتدای نمایش، بیشتر حس می‌شود. اجرا دارای اضافات زیادی‌ست، مونولوگ‌های مطول و نارسا که هرچند برای فضاسازی آن قطعه نیاز باشد، اما باوجود زمان 180 دقیقه‌ای، نه تنها تاثیر لازم را ندارد حتی واپس‌زنی ذهنی و خستگی جهت امتداد تمرکز را نیز ایجاد می‌کند.
11 جریحه روح، در جهان مستقل خودش، حاصل زحمات بسیار گروهی جوان و کارگردانی خلاق‌ست که برای درک اتمسفر صحنه و اجرا، اگرچه انتخاب سنگینی‌ست اما تجربه‌ای ارزنده‌ است هرچند مخاطب به اندازه آنها از لذت و شعف سهمی نبرد.

نیلوفرثانی
5 تیر99
خیلی کامل و جامع نوشتید بعد از خوندنش دلم خواست دوباره نمایش رو ببینم 👍
۱۸ ساعت پیش
محمد کارآمد
خیلی کامل و جامع نوشتید بعد از خوندنش دلم خواست دوباره نمایش رو ببینم 👍
ارادتمندم جناب کارآمد بزرگوار
ممنونم از وقت وحوصله تون ... باعث افتخاره مطلبم مورد نظرتون قرار گرفت
۱۸ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
با درود

گشایش و جریان دوباره تآتر بعد از 4 ماه وقفه؛ اتفاقِ خوب و حتی لازمی‌ست .وقتی حضور و کارکرد تآتر، در اکنونیتِ ما، گستره‌ی امر اجتماعی و مقاومتی نسبت به جریان های سرکوب و حذف سیستمیِ آن است. با این نکته که تمام افراد مرتبط از تماشاگران تا پرسنل سالن‌ها و گروه اجرایی، بدون سهل‌انگاری، ملزم به رعایت موارد ایمنی و بهداشتی باشند.

قابل ذکرست شناخت و آگاهی از راههای انتقال ویروس کووید 19، مشخص و تا حدود زیادی با رعایت فردی، قابل پیشگیری‌ست، بنابراین ایجاد فضای رعب و بزرگنمایی خطرات آن، بیش از آنکه مخاطرات تآتر باشد، موید بی‌مسئولیتی افرادی، چه مخاطب و چه سالن‌داران ست که بدون توجه به رعایت موارد بهداشتی، بخواهند در سالنها حاضر باشند و سلامت دیگران را به خطر ... دیدن ادامه ›› بیندازند

الزام به رعایت فاصله گذاری اجتماعی چه در سالن و محوطه انتظار (بدون تجمع دوستان وهمراهان) ، استفاده از ماسک در تمام مدت حضور در سالنهای تآتر و حتی پس از خاموشی و اجرا، ضدعفونی سالن با دقت و برای هر سانس، نکاتی ست که به حیات و ادامه نبض تآتر با کمترین خطر ممکن، و احساس امنیت برای دیگر تماشاگران منجر خواهد شد
امیدکه چنین باشد.

نیلوفرثانی

اسطوره‌خوانی پروژه‌ی شنیداری خانه هنرمندان ایران 
به روایت سیاوش پاکراه
منتشر در روزنامه اعتماد سه شنبه 3 تیر 99

اسطوره‌شناسی قدمت بسیاری در علم و هنر دارد به ویژه در هنر تئاتر و سینما، و روآوردن صاحبان اثر به اشا...

اسطوره‌خوانی پروژه‌ی شنیداری خانه هنرمندان ایران
به روایت سیاوش پاکراه
منتشر در روزنامه اعتماد سه شنبه 3 تیر 99

اسطوره‌شناسی قدمت بسیاری در علم و هنر دارد به ویژه در هنر تئاتر و سینما، و روآوردن صاحبان اثر به اشاراتی از اسطوره‌های یونان، همان کاری‌ست که به نظر می‌رسد عصر انسان امروز به آن نیاز دارد.
بازگشت به اسطوره‌ها نه برای قهرمان‌پروری و احیایِ خدایگان و الهگانی که داستان‌هایشان در گروِ ذهن فانتزی و ساخته و پرداخته افسانه‌ای‌ست، بلکه سرنخی برای فهم ظرفیت‌ها و درک تجربه درونی و ساحتِ شناختِ انسان‌ست. انسان امروز که در انفجار عصرمدرن آنقدر از کنکاش‌های خود و هستی‌اش در عمق، دورمانده که لبالب از شتاب و عبور ... دیدن ادامه ›› از هر آن چیزی‌ست که بوی نجات و رهایی از وضع موجود دارد. انسانی که بیش از هر زمانی، در بند است و آزادی‌های تامین‌شده، تجملی و در خدمتِ تکنولوژی و فنآوری‌ به شکلی افراط گونه‌ است.
بازگشت به اسطوره‌ها، بازگشت به آن رهایی و آزادی و شورشی علیهِ مصرف‌شدنِ مدرن‌ست و مقاومتی در برابر عصرِ شتاب و قهرمانانِ دست‌سازی‌ست که اگرچه همگی از اساطیر گذشته وام گرفته‌اند اما میلِ به مکانیکی و ماشینی‌بودن، حضور آنان را از دنیای انسانی، دور و ویترینی می‌کند برای بازتولید باورهای کم‌مایه‌ی تبلور سرمایه و دنیایی مصرفی‌گرا، بی‌آنکه اندیشه مجالی برای بروز بیابد.
اسطوره‌شناسی، نه تنها به عنوان یافتن بُعدی از معنای زندگی، بلکه در جهتِ تجربه‌ی معنای زیستی انسان در تقابل با خدایگانی‌ست که قدرت‌ فراانسانی داشتند اما در نهایت تمام آن قدرقدرتی، نمادی از وجوه انسانی و مدیون به حضور و وجود او، از گذشته تا اکنون‌ست.
بازگشت به اسطوره‌ها، راهی برای شناخت و تحلیل انسانی‌ست که در هزاره‌های پیش، قدرت تخیل و داستان گویی‌اش، چنان وسعت و نفوذ دارد که تا به امروز مانا و ماندگار مانده‌است
خلقت‌ها و آفرینشی که در اساطیر رخ می‌دهد، نمادِ زندگی و وجوه تحول اشکال زندگی انسانی، ساختارهای جمعی، وقایع و جنگ‌ها و مسیرهایی را که طی‌شده و به جهان امروز رسیده است، به معرض می‌گذارد.
اسطوره‌ها، سمبل‌هایی ارائه می‌دهند که بیش از آنکه افسانه و غیر‌واقعی جلوه کند، ذهن بالارونده انسانی را از گذشته تا به امروز در پویشی بنیادی تصویر می‌کند. ریزه‌کاری‌ها زیستی، اخلاق‌مداری، عشق و دانش را در ابعاد انسان‌های بدوی به جهان انسان معاصر می‌آورد که تبارش جلوه‌گاهی از خرد و شورست.
اسطوره‌شناسی، نگاهی به انسان‌شناسی‌ست. با کنکاشی در وضعیت‌های او از دوران گذشته که جز با رجوع به آنان، امکان دیگری در دسترس نیست.
دموکراسی خدایگانی زئوس، عصیانگری پرومته، شور دیونیزوس، احترام و علاقه به جایگاه خانواده‌ هرا، عقل و درایت آتنا، شکوه عشق آفرودیت ، دلاوری هرکول و بسیار انسان‌های هوشمند فانی که هرکدام به مدد و همراهی خدایگان، تاریخ پیشین را ساختند و نقشی برجای گذاشتند.
سیاوش پاکراه، کارگردان و نمایشنامه‌نویس آثار نمایشی چون صوراسرافیل و کوررنگی، در دوران قرنطینه اپیدمیِ کرونا و وقفه اجراهای زنده تئاتری، با خلاقیتی درخشان، از امکان لایو اینستاگرام، سلسله داستان‌های اساطیر یونان را از ابتدای خلقت تا دوران‌های پس از آن، برای علاقمندان ترتیب داد که با روایتی جذاب و خوانشی مسلط، و استقبالی شایان، به پروژه شنیداری اساطیر یونان با همکاری و تهیه‌ی خانه هنرمندان منجر شد که پادکست‌های آن ماندگار بماند و در دسترس همگان قرار گیرد.
این اقدام معاونت هنرى خانه هنرمندان ایران و پیام لاریان، برای ایجاد مرجع و منبعِ منسجم و معتبر از پیدایش جهان و چهره‌نگاری خدایگان با روایتی روان و جذاب، درخور ستایش و قدردانی‌ست که برای درک بهتر مخاطبان تئاتر و متن‌های نمایشیِ با چنین محتوایی، و پیوند قوی‌تر اسطوره‌ها و انسان، در زیستِ امروز او، چنین پروژه‌ای را کلید زدند. پادکست‌ها در سایت شنوتو و صفحات مجازی خانه هنرمندان قابل دسترسی‌ست.

نیلوفرثانی

Ali و امیر مسعود این را خواندند
حمید خورشیدی، شکوه حدادی و رضا بهکام این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
*پست موقت *

در پس تصمیم ستاد کرونا صادر شد؛
🔸اطلاعیه وزارت ارشاد درباره آغاز فعالیت‌های هنری از ابتدای تیرماه
🔹ستاد ملی مقابله با کرونا در جلسه صبح امروز خود با بازگشایی سالن‌های سینما، تئاتر و موسیقی مشروط به رعایت دستورالعمل های بهداشتی از اول تیر ماه موافقت کرد. این خبر را مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در اختیار رسانه ها قرار داد که شرح آن در زیر می آید:👇
💠 در پی درخواست سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، ستاد ملی مقابله با کرونا در جلسه صبح امروز خود با بازگشایی سالن‌های سینما، تئاتر و موسیقی مشروط به رعایت دستورالعمل‌های بهداشتی، استفاده از حداکثر ۵۰ درصد ظرفیت در اختیار از اول تیرماه موافقت کرد. همچنین آموزشگاه‌های قرآنی، هنری، ادبی و سینمایی نیز با رعایت دستورالعمل‌های بهداشتی از ۲۴ خرداد مجاز به ... دیدن ادامه ›› فعالیت شدند.

💠گفتنی است پیش از این وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در نامه‌هایی جداگانه خطاب به وزرای بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و کشور بر تسریع لزوم بازگشایی مراکز فرهنگی و هنری با هدف توجه به معیشت اصحاب فرهنگ و هنر و جلوگیری از ضرر و زیان صاحبان کسب و کارهای فرهنگی و هنری تاکید کرده بود.

💠برخی از اهم دستورالعمل‌های بهداشتی به شرح زیر است:

۱- در مقطع بازگشایی و تا اعلام وضعیت سفید قطعی، ظرفیت فروش بلیت برای هر سالن تا سقف ۵۰ درصد مجاز است.

۲- لازم است هنگام ورود و خروج تماشاچیان و حضور در سالن انتظار، فاصله گذاری ایمن رعایت شود.

۳- در دسترس بودن مایع ضدعفونی کننده برای مراجعه کنندگان الزامی است.

۴- ضد عفونی کامل سینما و سالن‌ها طبق دستورالعمل اعلامی وزارت بهداشت هر روز یک بار الزامی است.

۵- بوفه‌های سینما و سالن‌های هنری و آموزشگاه‌ها موظف به رعایت حداکثر موازین بهداشتی بوده و مجاز به عرضه مواد غذایی، تنقلات و نوشیدنی به صورت فله نیستند.

۶- تمامی هنرجویان آموزشگاه‌ها از وسایل آموزشی اختصاصی استفاده کنند.

7-استفاده از دستکش و ماسک در محیط سالن‌های سینمایی ،هنری و آموزشگاه‌ها برای کارکنان، هنرجویان و مراجعان الزامی است.

۸- با سینماها، سالن‌های هنری و آموزشگاه‌هایی که رعایت دستورالعمل‌ها را نداشته باشند، نسبت به تعطیلی آن‌ها اقدام خواهد شد.

۹- ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان‌ها مکلف به نظارت دقیق بر اجرای دستورالعمل‌ها خواهند بود.
هرچند با توجه به اعلام شروع پیک دوم بیماری به‌نظرم کار اشتباهی داره صورت می‌گیره ولی از طرفی هم نیاز به بازگشایی ها امری ضروری هست.
امیدوارم با رعایت‌های حداکثری (که حداقلش هم میدونم رعایت نخواهد شد) از گسترش بیماری جلوگیری بشه.
نیلوفر ثانی
درود جناب عسگرزاده گرامی سپاس از لطفی که دارید من 3 تا از کارهای فعلی رو دیدم و با وجود نقاط قوت و ضعف، هیچ کدام بسیار ضعیف نبودند و قطعا طرفدارانی خواهند داشت اما برای پیشنهاد دادن چندان باب ...
سلام و سپاس
می فهمم چه می گویید و بی صبرانه منتظر نوشته های ارزشمندتان هستم.
۵ روز پیش، سه‌شنبه
امیر عسگرزاده
سلام و سپاس می فهمم چه می گویید و بی صبرانه منتظر نوشته های ارزشمندتان هستم.
ارادتمندم
۵ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید

نگاهی به پدیده نمایش اینترنتی
«تئاتر آنلاین، تئاتری که نیست»
نیلوفر ثانی
روزنامه اعتماد ؛ چهارشنبه 7 خرداد 99

در وضعیت فعلی موجود در جهان با گسترش بیماری اپیدمی کووید‌19‌ تمام فعالیت‌های هنری و تئاتری دستخوش وقفه...

نگاهی به پدیده نمایش اینترنتی
«تئاتر آنلاین، تئاتری که نیست»
نیلوفر ثانی
روزنامه اعتماد ؛ چهارشنبه 7 خرداد 99

در وضعیت فعلی موجود در جهان با گسترش بیماری اپیدمی کووید‌19‌ تمام فعالیت‌های هنری و تئاتری دستخوش وقفه‌ها و توقفِ اجراها و تولیدات آن شده است؛ وضعیتی که در کشورمان به دلیل شیوعی زودهنگام‌، چاره‌ای جز تعطیلی تمام موسسات و تماشاخانه‌های تئاتری نبوده است. بدون شک، علاقه‌مندان و اهالی تئاتر در این شرایط، بی‌صبرانه منتظر برطرف‌ شدن شرایط نامساعد بیماری، با وجود ریسک بالای تجمع و حضور در سالن‌های تئاتر و تمایل به پیوندی نزدیک به تئاتر، با امکانات موجود دارند.چه آنانی که از طریق پلتفرم‌های ... دیدن ادامه ›› پخش زنده، از سایت‌ها و لایوهای اینستاگرامی، مباحث و گفت‌وگوهایی تئاتری را ترتیب می‌دهند و چه مخاطبانی که به فیلم‌تئاترها و حضور آنلاین در این نشست‌ها علاقه دارند، همگی نوعی مشارکت اجتماعی را در پیوند اهالی تئاتر رقم می‌زنند و خواهان رونق آن در این شرایطند. اما در این میان با نمونه‌های بسیاری نیز مواجهیم که حواشی قابل‌ملاحظه‌ای دارند و مورد نقد بسیاری از صاحب‌نظران در حوزه تئاتر و هنرهای نمایشی نیز هستند. کلاس‌های نمایشنامه‌نویسی، بازیگری و کارگردانی آنلاین، توسط بسیاری از اساتید تبلیغ و ارایه می‌شود و جای پرسش بسیاری را برای آن دسته از تئاتری‌هایی که سالیان سال در این عرصه‌ها مشغول بودند و آموزش داده‌اند، مطرح می‌کند که چطور می‌شود بازیگری و کارگردانی را آنلاین، آموزش داد؟ درحالی که تمام آنچه یک بازیگر باید بیاموزد، فراتر از چند دستورالعمل و تمرین متدهای تیتروار است و اساسا انرژی و حضور در صحنه و تمرینات جمعی است که می‌تواند به جهان بازیگر و هنرمند راه پیدا کند و آن را خلق کرده و بسازد. از طرفی دیگر در این چند روز اخیر با پدیده جدیدی تحت عنوان «تئاتر آنلاین» روبه‌رو شده‌ایم که تبلیغات زیادی را حول این محور که اجرای نمایشی با مدیومی به جز صحنه و حضور زنده و از طریق اینترنت و در غیاب مستقیم تماشاگر، به عنوان تئاتر ارایه می‌کند. آنچه تولید این دست جریان‌هاست، اگرچه از یک متن نمایشی بهره می‌برد اما «تئاتر نیست»، چراکه مهم‌ترین وجه یک اجرای تئاتری را که حضور و زنده ‌بودن در ارتباط بی‌واسطه با تماشاگرست، ندارد. بلکه بیشتر یک برنامه تصویری است که اکت‌های نمایشی را مانند شوهای تلویزیونی به تماشاگران عرضه می‌کند و هر چند به‌صورت زنده و آنلاین اجرا می‌شود اما با میانجی تصویر و دیجیتالی است که اساسا در آن مخاطب هیچ نقشی ندارد و حتی اگر تمام تماشاگران آن حذف شوند هیچ خللی به روند اجرا نه تنها وارد نمی‌شود بلکه اجراگر قادر به درک و ردیابی این حضور و این مشارکت ضلع سوم و بنیادی یک اجرا نیست. او همچنان دارد بدون آنکه اطلاعی از حضور و کنش‌ و واکنش‌های تماشاگر و مخاطبش داشته باشد، روبه‌روی یک لنز دوربین برنامه‌اش را اجرا می‌کند. بنابراین آنچه از این طریق ساخته و پرداخته می‌شود، اساسا حتی «شبه‌تئاتر» هم نیست، مگر تمام معنای تئاتر را که از یونان باستان با معنای لغوی تئاتر یا تئاترون که اشاره به مکان و صحنه و ساحتی از هویت جایی است که در آن اجراگر مستقیما با تماشاگران روبه‌رو و به اجرای نمایش می‌پردازد، دچار تغییرات اساسی دهیم. این دست رویدادها می‌توانند در نوع خود به‌طور مستقل و شاخه‌ای مجزا از تئاتر، یک تولید تصویری باشند که قرار است تماشاگران علاقه‌مند به این ‌دست فیلم‌ها را راضی و خشنود کند اما اینکه مجریانِ آن، با فرصت‌طلبی از یک هنر جاافتاده و معتبر همچون تئاتر و با قصد جایگزینی برای بسته ‌بودن سالن‌های تئاتر، ارایه و عرضه شود، مسیر نادرستی است که نه تنها کمک‌کننده نیست بلکه آسیب‌زننده است و کالایی کردنِ بسته‌های فرهنگی برای مصرف ‌شدن در این روزهای پرمخاطره‌ای است که مخاطب تئاتر را در قالب‌های جعلی تربیت ‌کرده و جاسازی کند. «تئاتر واقعی» چیزی نیست که به‌صورت مکانیکی و بی‌وقفه و بی‌اعتنا به ارتباط با مخاطب تا انتهای خودش پیش برود. تئاتر در ساحتِ خود نیازمند ارتباط مستقیم و بی‌واسطه با تماشاگری است که از این مواجهه به دریافت‌ها و تجربیاتی دست یابد که در هیچ موقعیت دیگری از برخورد با سایر هنرها، حتی حوزه‌های هم‌مرز با تئاتر مانند فلسفه، روانکاوی و امر سیاسی، قابل دریافت نیست. او با حضور در اتمسفر زنده یک اجرا، هم‌نفس با اجراگران و ناظر به کوچک‌ترین رخدادهای روی صحنه است که هر کدام می‌تواند کاملا در بداهه‌ترین صورت خود به اجرا درآید که احتمال هر نوع اتفاق غیرقابل پیش‌بینی و حتی تاثیر بر کل نمایش همواره وجود دارد و وجود صدها چشم و نگاهی که پیوسته و با پیگیری لحظه‌لحظه، بازیگر را مورد تیزبینی و قضاوت خود قرار می‌دهد و آن همذات‌پنداری و تاثیراتی که کاتارسیس ارسطویی را به دنبال دارد، همه و همه از مکمل‌ها و ویژگی‌های اجرای یک تئاتر واقعی است؛ تئاتری که حتی می‌تواند بدون دکور و ملزومات صحنه، بدون کلام، بدون موسیقی و سایر عناصر مداخله‌گر دیگر و تنها با عنصر زنده ‌بودن و مواجهه مستقیم با تماشاگر، خود‌ را خلق و ارایه دهد. اگر مخاطبی نباشد، صحنه و بازیگر، از معنای حقیقی اجراگری خود تهی خواهند شد چه برسد به آنکه اساسا آنچه دارد عرضه می‌شود با حضور دوربین و فیلمبرداری و ارتباط غیرمستقیم، وجوهاتش را از مدیومی دیگر به جز تئاتر به دست می‌آورد.
«تئاتر آنلاین»‌نام غلطی است که آدرس نادرستی به مخاطبانش می‌دهد، آنچنان که بعد از این، پدیده اجرا و تئاترآنلاین در زمره سبک‌های تئاتری جای گرفته و مورد بحث و گفت‌وگو قرار می‌گیرد. درحالی که این پدیده، جریانی تصویری و کاملا نامرتبط با تئاتر است و هر چند می‌تواند به عنوان هنری در این روزهای توقف کار تولید جمعی و اجراهای زنده با حضور تماشاگران، مطرح باشد و برای علاقه‌مندانش سرگرمی و ساعاتی از یک تجربه که چندان هم بکر و نوآور نبوده و بلکه بارها و بارها مشابهاتش چه از برنامه‌های زنده روی آنتن تلویزیون و چه پلتفرم‌های شبکه‌های مجازی، ارایه شده، باشد، اما لازم ا‌ست که موجبات هیجان کاذب و تبلیغاتِ جعلی از بابتِ یک حرکت تئاتری با ایثارگری هنرمندانِ دست‌اندرکارش، برای علاقه‌مندان به این هنر را فراهم نکرده و از آن به عنوان جریانی سازنده در روزهای افول تئاتر و هنرمندان تئاتری، یاد نشود. بالطبع حضور و هرگونه فعالیتی در این وقفه تاریخی، می‌تواند تاثیرات خودش را به همراه داشته باشد اما نه چنان‌که تخریب و آسیب‌زننده به بدنه اصلی هنرهایی همچون تئاتر باشد که برای رسیدن به این جایگاه در طول قدمت نه چندان زیاد خود در ایران، زحمات و خون دل‌های بسیاری به ‌جان خریده‌ است.
خانم ثانی بسیار عزیز،
چقدر حیف که شما هم با این پدیده مخالفید.
۰۷ خرداد
با سپاس از دوست فرهیخته عزیز خانم ثانی
جناب آقای صادقی صرفا در باب گفتمان شما در این خصوص که ((اجرای آنلاین هم جایگزین و خاتمه دهنده ی تیاتر نخواهد بود و در کنار هم ادامه ی مسیر خواهند داد)) موافقم اگر چه ممکن هست ادامه مسیر هم ندهند و حذف و یا تغییر ماهیت دهند که با توجه به اقبال و کاربرد آن در گذر زمان مشخص خواهد شد. فرمودید ((تیاتر روشی برای ابراز و بیان یک ایده ست. ایده ای که در ذهنی شکل گرفته)) آیا اصولا یک ایده می تواند با حذف عناصری مرتبط با خود همچون جامعه هدف، در یک خلاء شکل بگیرد و بر فرض اینکه این شکل گیری صورت بپذیرد آیا قابلیت صحیح اجرایی خواهد داشت. فرمودید ((تاتر موظف به حضور تماشاچی نیست)) این وظیفه نیست بلکه یک کنش و واکنشی متقابل بین بازیگر صحنه و تماشاگر است که در جهت بهبود اجرا و تغییر ابعاد رفتاری و تلنگرهای شخصی در یک اجرای ملموس، شکل می گیرد ممکن است این روش آنلاین به جهت شرایطی ایجاد شده و دوام آورد اما به نظر با حذف محدودیت ها، شرایط ادامه آن بسیار سخت می نماید
behrad rad
با سپاس از دوست فرهیخته عزیز خانم ثانی جناب آقای صادقی صرفا در باب گفتمان شما در این خصوص که ((اجرای آنلاین هم جایگزین و خاتمه دهنده ی تیاتر نخواهد بود و در کنار هم ادامه ی مسیر خواهند داد)) ...
جناب راد عزیز،
خوشحالم که نظرتون رو بیان کردید.
به نظر من ایده، فارغ از هر وابستگی در ذهن شکل میگیره. بعد ایده پرداز با استفاده از ابزارهایی که توشون مهارت داره، اون رو ابراز میکنه. تیاتر، نقاشی، ادبیات و... و این مهارت ایده پرداز با دستیارانشه که می تونه اون ایده رو تبیین بکنه یا نکنه.
البته این کنش و واکنش نتیجه ی حضور تماشاگره، نه الزام آور حضور ... دیدن ادامه ›› تماشاگر.
در طول تاریخ، خیلی ها تلاش کردند چیزهای مختلف رو “تعریف” کنند و در چهارچوبی قرار بدن. اما این کار تقریبا غیر ممکنه. میشه بصورت قراردادی چیزها رو در دسته بندی ها و تعاریفی گنجوند ولی اون تعاریف بیان کاملی از اون “چیز” نخواهند داشت. بلکه بیان کننده ی “نگاه تعریف کننده به اون چیزه”. این چهارچوب ها قراردادی هستند برای راحت شدن فهم ما انسان ها. و پافشاری جهت حفظ اون چهارچوب ها، عملی غیرممکنه. مثل مخالفتهایی که کلیسا با پیشرفت علم می کرد. یا با پرواز.
حمایت کردن از شکل های جدید هنر یا علم یا هر ایده ی جدید، می تونه نتایج شگفت انگیزی داشته باشه.
۱۷ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
امیدوارم همگی دوستان و مخاطبانی که اجراهای آنلاین را مشاهده می‌کنند ، مستحضر باشند که این یک " تئاتر" نیست .
بلکه تنها یک برنامه‎ی تصویری و اجرایِ شو و نمایشِ یک متنی ادبی‌(نمایشنامه)ست .

«تئاتر آنلاین » وجود ندارد همانطور که همزمان نمی شود عنصری ذاتش را از دست بدهد و بازهم همان موجود قبلی باقی باشد.
ذات تئاتر به زنده بودنِ بی واسطه با مخاطب و تماشاگر آن‌ست . بنابراین اجرایی که با واسطه و میانجی به مخاطب عرضه شود ، تئاتر نیست
یک برنامه تلوزیونی با بعد تصویرسازی ست
بنابراین دیدن چنین برنامه‌ای همچون بسیاری از برنامه‌های زنده رسانه‌ای مثل لایوهای اینستاگرامی یا تلوزیونی، چندان چیزی غریب و عجیب و تازه نیست که شعف و ذوق زیادی را برای تماشاگران آن تولید کند. و اگر غیر از این باشد، سوءاستفاده و دادنِ آدرس‌های غلطی‌ست که منحرف‌کننده‌ی هنر و تئاترست.

نقد کاملی دراین باره خواهم نوشت که در جراید و سایتهای تئاتری نیز منتشر شود.

نیلوفرثانی
پیش‌نهاد می‌کنم هرگز در مورد هیچ‌ پدیده‌ای با قطعیت‌ و این‌گونه حکم صادر نکنید
در همه جای دنیا تئاتر دیجیتال و آنلاین در جریان است و اتفاقن‌ اجراست و تئاتر است فقط کافی‌ست در اینترنت‌ تجربه‌های تئاتر دیجیتال‌ را سرچ‌ کنید
پخش آنلاین تئاتر با اجراهای آنلاین بر اساس پلتفرم‌های دیجیتال متفاوت است.
اینجا‌ فضای سایبری همان‌ مکان‌ اجراست و تعامل‌ اجراگر و مخاطب‌ همان ارتباط‌ زنده‌ و پویای مورد نیاز ... دیدن ادامه ›› تئاتر هست
با این حجم از مقاومت و صدور قاطعانه‌ حکم که شما دارید دوستانه‌ پیش‌نهاد می‌کنم از این فضای توسعه‌ یافته با نگرشی توسعه یافته استقبال کنید
و در ضمن جریانی که نوپاست و هنوز دارد امکانات موجود خودش را کشف می کند را به سادگی نمی‌توان تعریفش‌ کرد‌ و حکمش‌ را صادر کرد
پیش‌ از روشن‌گری در جراید خواهشن‌ اندکی تامل و صبوری 🙂
موفق باشید
۱۳ اردیبهشت
خانم ثانی عزیز
یاداشت شما و گفتگوهایی زیر پست را خواندم. به عقیده من نیز تئاتر تعریف ذاتی اش به زنده بودن و حضور در صحنه مخاطب بر میگردد. به عبارت دیگر نشستن مخاطب روبروی اجرا نقطه عزیمت واژه تئاتر است. همانطور که می توانیم نقطه عزیمت سینما را، غیر زنده بودن و عدم نیاز به حضور مخاطب زنده بدانیم. بی شک فیلم را در تلویزیون و یا از طرق مختلف دیگر (نظیر آنلاین یا شبکه های کابلی) می توان مشاهده نمود بی آنکه به ذات آن ضربه بخورد ولی تئاتر این تعریف را نمی پذیرد و قطع شدن ارتباط زنده مخاطب روی تعریف ذاتی آن تاثر می گذارد! و حتی شکل اجرا را می تواند متفاوت نماید. چه بسیار اجرا هایی را به خاطر داریم که با کم و زیاد شدن تماشگرانش، دستخوش تغییر های بزرگ در اجرا شده اند بی آنکه خودشان قصد چنین تغییری را داشته ... دیدن ادامه ›› باشند.
از سوی دیگر قطعا اشکال و تعاریف های بسیار گوناگونی می شود از هر واژه ای داشت و اصولا هر عینکی را که بزنیم با همان عینک می توان تفسیر خودمان را ارائه کنیم. ممکن است این تفاسیر کاملا متضاد و یا دور از هم باشد اما هرکدام جای خود محترم است. همانجور که اقای رضایی عزیز نوشتند این چنین تعریفی هم با اینچنین عینکی می تواند مورد استفاده قرار گیرد و ما نیز تعریف خودمان را داشته باشیم.
۱۸ اردیبهشت
درود جناب علیزاده دوست ارجمندم ممنونم از نظرتون و سپاس از توضیحات خوب و مفیدی که فرمودید ..
۱۸ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
«پست موقت»

همیاری جان
من الان قالب تهی می کنم
پروفایل هامونو دریابید
فقط چندتا از تئاترها و بقیه تجربه ها دیده می شن و با زدن ادامه هم مابقی قابل رویت نیست..
:(((

لطفا همون لیست اسمی رو هم بذارید دوباره
اینطوری اصلا نمیشه براحتی یه تاتر یا گالری یا فیلمی که چندسال پیش دیدیم رو تو انبوه اسامی فرمت جدید پیداکنیم

من چک کردم برای من درست بود
۱۱ اردیبهشت
درود بر شما
بله این بخش های تازه به زودی به پروفایل های کاربران هم افزوده می‌شود.

بخش ساختن متعلق به همه کاربران است و نه فقط ناشران و ... شما هم می‌توانید کتاب‌های مفید و جذابی که دوست دارید در تیوال بسازید تا درباره آن‌ها گفتگو و آشنایی بیشتر شکل بگیرد.
۱۲ اردیبهشت
درود به همیاری عزیز سپاس
۱۳ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
با درود و خسته نباشید به تمام دوستان گروه اجرایی تیوال
چه امکانات کامل و وسوسه انگیزی
و چقدر کاربردی و مفهومی ..
خوشحالم موارد کمبود و نقصان نسخه های پیشین، اینبار مورد نظر قرار گرفته و عاقبت از این وعده بسیار پیش داده شده، به زیبایی پرده برداری شد
هرچند هنوز به نظرمی رسد در مورد امتیازات هنوز جای کار بیشتر دارد . و ایکاش مابین امتیاز اصلی (0/5) یا ( + ، - ) هم درنظر گرفته می شد چرا که برای نمایش‌ها همین میزان کوچک عددی ، تاثیرگذاری زیادی دارد.
ای کاش بابت درج نظر و یا فعالیت هر کاربر و خرید بلیت از تیوال، امتیازاتی برای هر کاربر در نظر گرفته می شد که در بازه زمانی، مشمول پاداش و تسهیلاتی بشود.
و راستش را بخواهید دوست داشتم در پروفایل ها دسته های ترتیب زمانی تعبیه می شد تا مجبور نباشیم برای یافتن یک مطلب‌مان در چند سال گذشته تمام پروفایل را به عقب برویم تا مطلب را پیدا کنیم.
همین دسته زمانی هم ایکاش برای نمایش های هرسال دسته بندی و مشخص بود تا اجراهای هر سال به این صورت بهتر و سریعتر قابل دسترسی می شد.

در ... دیدن ادامه ›› آخر هنوز هم برایم روشن نیست که آیا برگه و یا کانال های ساخته شده به چه ترتیبی قرار خواهند گرفت و چطور در دسترس آسان خواهند بود اما امیدوارم در انبوه و ازدحام گم نشوند و بشود زود پیدایشان کرد.

با کلی خسته نباشید و سپاس صمیمانه از تلاش و ایده های خلاقتان
دوستان همیاری، علی رغم چندبار تلاش امکان ارسال عکس میسر نشد.../ لطفا بازبینی بفرمایید ..باسپاس
۱۰ اردیبهشت
درود پوریای عزیز
خوشبختانه وقتی آگاهی هارو باز می کنیم بالای صفحه تعداد رو در یک پرانتز درج شده داریم
:)
۱۸ اردیبهشت
حق با شماست خانم ثانی عزیز
پرانتز هم غنیمتیست
۱۸ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید

مروری بر تئاتر در سال 98
«برتری متن‌های ایرانی»

سال 98، یکی از سال‌های پربار در تولید تئاتر با حضور کارگردانان حرفه‌ای و پرسابقه و گروه‌های اجرایی جوان‌تر و دانشگاهی، در طی سال‌های گذشته بود.
با وجود تعدد و رشد سالن‌های خصوصی تئاتر و چند سانس متوالی، این فرصت بدست آمد تا اغلب گروه‌های درخواست‌کننده برای اجرای عموم، بتوانند در سال 98 اثرشان را بر صحنه اجرا کنند و مخاطبان بیشتری را به سالن‌ها بکشانند. علی‌رغم افزایش بهای بلیت‌ نمایش‌ها، رشد مخاطبان تئاتر در سال 98 قابل ملاحظه بود.
هرچند در پایان سال و در اسفندماه به دلیلی شیوع بیماری کرونا، و تعطیلی تمام اجراهای تئاتری و هنری، و دو سه جریان اجتماعی و سیاسی، موجب شد که تئاتر 98 با فراز و نشیب‌های زیادی مواجه شود. به ویژه رویداد جشنواره تئاتر فجر که عملا بدلیل انصراف بسیاری از گروه‌های شرکت‌کننده، تنها یک مراسم فرمایشی و ظاهری بود تا کارنامه‌ی ... دیدن ادامه ›› تئاتری یکسال گذشته اهالی تئاتر، که البته همزمان مسیرهای نقد و موضع‌گیری‌های بسیاری را نیز گشود تا جامعه تئاتری با مسئله‌ای روبرو شود که از چهره‌ی بی‌تفاوتی نسبت به امرسیاسی و اجتماعی، و هنری سرگرم کننده، فاصله بگیرد و با ماهیت انتقادی خود به میدان بیاید.

در سال 98، 116 تئاتر را به تماشا نشستم که بیش از 30 اجرا با نام‌های پرسابقه و پیشکسوت تئاتر و تعداد زیادی اجراهای دانشگاهی و مابقی اجراهای اول یا دوم گروه‌های تازه کار بودند که قدم به جرگه حرفه‌ای‌گری گذاشتند.
اینکه میانگین کیفیت آثار نسبت به سال‌های گذشته با وجود کمیت چند برابر، افول داشته، به نظر می‌رسد مورد توافق اغلب مخاطبان جدی و منتقدان تئاتر باشد. به ویژه در آثار کارگردانان حرفه‌ای و قدیمی‌تر تئاتر که با وجود تجربه و سابقه‌ی بسیار، در سال 98 نتوانستند توفیق چندانی در رضایت مخاطبان و منتقدان بدست بیاورند. و با وجود اجراهای موفق سالهای گذشته، در 98 رشد یا تغییر محسوسی در اجراهایشان ارائه نکردند و چه بسا با انتقادهای بسیار جدی نیز روبرو شدند.
اما آنچه سال 98 را از حیث تئاتر قابل قبول و موفق رقم می‌زند، حضور پرتعداد و کم‌نقص دانشجویان تئاتری‌ست که در جشنواره مربوطه در اردیبهشت ماه، خوش درخشیدند و گزینش‌های مناسبی از میان آنان صورت گرفت، که در اکران عمومی نیز مورد اقبال بسیار مخاطبان و علاقمندان تئاتر قرارگرفتند. کار گروهی یکدستی از متن و کارگردانی، بازیگری و اجرا، با چفت و بست‌های مناسب، و تمرین‌های کافی، توانستند در اکران عمومی حتی در میدان رقابت با حرفه‌ای‌ها، پیروز بلامنازع باشند. و این تاثیر جشنواره دانشگاهی، و موفقیتِ کاربست پژوهشکده گروه تحقیق تئاتردانشگاهی، و تزریق نیروهای آکادمی به بدنه تئاتر است.
همان مسیر کمتر مورد توجه گرفته در سال‌های گذشته، و متمرکز در چند سال اخیر که بدون شک یکی از ظرفیت‌های غنی در تولیدات آثار نمایشی و ارتقای آن خواهد بود.
تئاتر 98، رونق نمایشنامه‌های ایرانی با رگه‌های آوانگاردی با حفظ فضاسازی و تئاتریکالیته موردنظر و کارگردانیِ موفق ، نویدی از حضور جوانان خوش فکر و آتیه‌داری‌ست که خواهند توانست تئاتر را با جذابیت و قدرت بیشتری به صحنه ها و معرض دید علاقمندان این هنر زنده و والا بکشانند.

10 تئاتر پیوست، انتخاب های من با نگاهی اغماض‌گرانه، به دعوت روزنامه اعتماد برای سالنامه 99 ، انتخاب و در شماره‌ی ویژه نوروز آن (نیک و بد سال بلوا)، منتشر شده است.
.........................................................................................

10 نمایش برگزیده سال 98
نیلوفرثانی/ سالنامه روزنامه اعتماد

1. فرشته تاریخ / محمد رضایی راد
((فرشته‌ی تاریخ)) نمایشی است که از چند جهت درخور توجه و ستایش‌ست. هم از لحاظ محتوای آن درباره‌ی والتر بنیامین و برشت و فرم روایی و اپیکش که صحنه‌ء تجربی و آموزشی‌ست برای علاقمندان تئاتر و هم از نظر انسجام جذاب و کارکردی به صحنه‌بردن فلسفه و ضرورت تطابق اجرا و مسئله‌ی روز جامعه و امرسیاسی. تئاتری که چندسویه مقتدر و منسجم، آخرین ساعات زندگی بنیامین را در بازداشت، بازنمایی کرده‌است.

2. است / پرنیا شمس
((است)) نمایشی از گروه جوان و دانشگاهی‌ و حاوی مفاهیم ‌اجتماعی دقیق در سیستم آموزشی‌ست. ‌ که با نقدی تیز و دقیق و نگاهی روشنگرانه، بازی‌های روان، تیپ‌های مناسب، و انتقال موفق مفاهیم، ویژگی یک نمایش درخور توجه و قابل‌قبولی را دارد که توانسته اجرایی اندیشه‌ورزانه ارائه دهد.

3.شیهیدن / عباس جمالی
((شیهیدن)) درباره‌ دانشجویانی معترض‌، مبتنی بر حرکات بدن، دیالوگ‌هایی منقطع، با دلالت‌های معنایی‌ که می‌خواهد در ترکیبی از حرکات فیزیکال و کلام، مخاطب را به جهان خود وارد و نیروهای کنش‌مندی را در جریانِ اعتراضات، توقیف‌، و سانسورها فاش و متکثر کند. بخش مهمی از بُعد اجتماعی و سیاسی انسان امروز که تداعیِ تکرارپذیری هر زمانه را دارد.

4. رادیوسیتی / احسان شایان‌فر
((رادیوسیتی)) فراتر از یک اجرای تئاترمستند و بازنمایی برهه‌ای از تاریخ و اتفاق دزدی از سینما رادیوسیتی‌ست؛ و اگرچه درباره یک گروه تئاتری گمنام‌ست اما در فرجام خود آنچه را رقم می‌زند، حرکتی انقلابی و خط گریزی‎ست بر تمام آنچه از ابتدای داستان و نمایش شاهد آن بودیم.

5.مشق شب / امیر نجفی
((مشق شب))، اجرایی دانشجویی و مسلط در بازی و پرداخت به مفاهیمی‌ست که قادرست زاویه دید جدیدی نسبت به خانواده و قدرت، سرکوب و تسلیم‌شدگی را باز آفرینی کند. نکات فکرشده بسیاری در مشق شب وجود دارد که آن را بعنوان نمایشی شسته رفته و پخته، دیدنی می‌کند.

6.امروز روز خوبی‌ست برای مردن / کمال هاشمی
((امروز روز خوبیست برای مردن))، تلفیقی بین مدیوم تئاتر و فیلم، تنها درباره‌ی جنگ نیست، بلکه سوژه‌ای‌ از ابژه‌هایی‌ست که درحال فروپاشی‌اند. ابژه‌های مکانی و انسانی؛ چه از تاثیرات جنگ، که عاملی برای گسست افراد از مکان‌ها و محیط‌هایی‌ست که ریشه در هویت‌شان دارد و چه از منظر انسانی که به دلایل اجتماعی و جغرافیایی و فقدان‌هایِ مادی و معنوی، رو به ویرانی‌اند.

7.مقدس / سعدی محمدی عبد
((مقدس))، هستی کوچک شده‌ای‌ست که انسان معاصر در آن محبوس است. انسانی از جنس رنج و سرشار از غرایز انسانی، با بدن‌هایی که در تلاطم و تقابل با خود و دیگران، در صحنه تئاتر با فرمی غالب و دیالوگ‌هایی کوتاه و مختصر، جریانی از تقابلات زیستی و رفتاری را بازنمایی می‌کند. و ذهن را به اندیشه وا می‌دارد.

8.خاک و تاج / زهرا صبری
((خاک و تاج)) برداشتی از مکبث و هملت، اینبار از زبان راویانِ مرگ در این نمایشنامه‌ها می‌گوید؛ به ویژه زنانی که هرچند نقش‌های اصلی و مقتدر داشته‌اند اما به وادی مرگ، پای گذاشته‌اند.با فرمی جذاب، ترکیبی از عروسک‌های کاغذی و دو اجراگر، همراه بازی با تاروپودهای یک قاب چوبی و نریشنی که راوی گزیده متن‌ها با قلمی جذاب‌ست.

9.صدای آهسته برف / جابر رمضانی
اجرای مجدد ((صدای آهسته برف))، در فرم خاص و با محتوای نقادانه‌ای‌ست که توانسته با کمترین میزان دیالوگ، مفاهیم مورد نظرخود را منتقل کند. دکور و سایر عناصر اجرا، هوشمندانه و بازیگران حرفه‌ای با کارگردانی دقیق و درست، می‌خواهد از شرایط نامساعدی از زندگی انسانی بگوید که برای بقا حتی منجر به تراژدی می‌شود.

10. لانچر 5 / پویا سعیدی . مسعود صرامی
((لانچر 5)) نمایشی موفق، بدون چهره‌های پرسابقه تئاتری، علاوه برآنکه متن پرکشش و معماگونی دارد، در سایر عناصر یک اجرای صحنه‌‍ای نیز موفق است. بازی‌های باورپذیر، ریتم درست و فضاسازی لازم برای درک موقعیت موردنظر، در یک پادگان نظامی‌ست که رئیس آن، بدنبال کشف چند تیراندازی مشکوک است. لانچر5 بدلیل استقبال بی سابقه تماشاگران سه دوره متوالی در سال 98 بر صحنه اجرا رفت.
.
.
از این ۱۰ مورد " است " و " خاک و تاج " رو ندیدم
امروز روز خوبی است برای مردن رو نپسندیدم
و سه نمایش می تونم جای این سه تا بذارم توی لیستم
الویرا ۲۰۲۰
قلب کاغدی شمعدانی های زمین
باق وحش

با بقیش موافقم

و یک سوال
ترتیب یک تا ده بر اساس کیفیت اجراهاست؟
۰۸ اردیبهشت
جناب کیانی گرامی آن موارد مزاح قهرقهری که فرمودید از سن بنده گذشته است.. سپاس از لطف تان و امید درگفتگوهای حضوری به نتایج مناسبتری برسیم .
۰۹ اردیبهشت
نیلوفر ثانی..
عزیز و بزرگوارید...
❤❤❤❤❤
۰۹ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید

روز ملی تئاتر

"چرا باید تئاتر ببینیم؟ "

تئاتر در جامعه‌ی ایران، هنوز آنچنان که باید نه تنها جایگاه ریشه‌دار خودش را، به عنوان هنری تکامل‌یافته باز نکرده، بلکه حتی از ظرفیت‌های مواجهه و کاربردی‌اش در امر اجتماعی غافل است. تئاتر با پیوند در چند حوزه دیگر از اندیشه و زیبایی‌شناسی هنر، و زیست آدمی و نمایی از واقعیت جهان ماست که بیش از هر هنر دیگری، چند وجهی و اصالتی به قدمت بشر دارد. از همان نخستین دیواره نویسی‌ها و ساخت ابزاری برای نمایشی در جلوه‌گاه شکارها و بقا، تا به امروز در مجهزترین سالن‌های تئاتر، در آئینی از مرگ و زندگی و در تباری از حرکت و رقص و ترانه، و در صحنه‌پردازی‌های واقعی و خیال‌انگیز حضور داشته، حتی پیش از شکل‌گیری زبان و نوشتار هم حاضر بوده و همچنان به مسیر خود ... دیدن ادامه ›› ادامه می‌دهد.
تئاتر دیگر تنها یک هنر نیست، امروز تئاتر ضرورت زیست اندیشه‌ورز و رخوت‌زدای انسانی‌ست که در انباشت اطلاعات منحرف‌کننده و توخالی که هرکدام بی‌آنکه دست‌شان را رو کنند، به تخطئه تفکر مستقل فرد، همت‌گماشته‌اند ، رهایی‌بخش‌ست
تئاتر یک متن و چند بازیگر بر صحنه که موضوعی را به نمایش می‌گذارد و به چند مخاطب عرضه می‌کند تا آنها را سرگرم کند، نیست. تئاتر امروز کنشی در بطن جامعه در برابر نیروهای بازدارنده‌ی مسلط به سمت و سوی اندیشه‌ورزی، آگاهی و تغییرست .. تئاتر ظرفیتی‌ست که مخاطب چه بخواهد چه نخواهد، با آن تغییر می‌کند. گاه حتی دامنه این تغییر چنان وسیع‌ست که لذت آشکار و اتفاق روشنی را رقم می‌زند
تئاتر برای جوامعی که دچار سانسورها، ممانعت‌های متعدد فکری و بمبارانِ ایدئولوژیکی چند سویه است، امری ضروری و حتی الزامی‌ست. جامعه‌ای که چندان با مطالعه و تفکر انس و الفتی ندارد، تئاتر محرکی ذهنی و اجتماعی‌ست که او را وارد این وادی‌ها می‌کند. ادبیات را رکنی اصلی از زندگی می‌سازد که بی‌وجود آن، زندگی بشر قابل تحمل نیست و فلسفه را از آن شکل سخت و دشوار و بی‌کاربردش، به خودِ زندگی، و نظریه را به عمل بدل می‌کند.
تئاتر همان مکان مقدسی‌ست که در آن رخدادهای متعددی به وقوع می‌رسد. بالندگی، درک، شعر، شعور و شهودی که مسیر زیست انسانی را با اکنونیتی پیوند می‌زند که هر لحظه با عوامل متعدد بیرونی و درونی، در جدال و کشمکش‌ بوده و لازمه‌ی رشدست. و چه چیزی بهتر و موثرتر و جذاب‌تر از تئاتر و هنر می‌تواند مامن امن و پرچالشی برای او باشد.
مامنی که اگرچه پناه می‌دهد اما خشونت دارد، واگر چه مهرورزست اما بی‌رحمانه می‌تازد. و اگرچه نمایش‌ست اما واقعیت، تولید می‌کند.
تئاتر میل جستجوگری و نوگرایی را پاسخ می‌دهد چراکه همواره برای این امیال، ظرفیتی برای پاسخ دارد. تلاقی عشق و تجربه، اتفاقِ تئاترست .. و جریانی‌ست که دیگر نه درجنبی از زندگی انسانی، بلکه در کانون آن، مستقر و موجودیت دارد. تئاتر از محدوده‌ی دیالوگ و دکور و بازی و صحنه، عبور کرده‌است، از سبک‌ها، ژانر، فرم و محتواها...حتی از مرز اندیشه و تفکر و تعامل، فراتر رفته و امروز خود حرکت، جریانی اکتیو و کنشگری‌ست که عنصر ضروریِ انسانِ زنده است.


نیلوفرثانی
7فروردین 99

چقدر دلمان برای روزهای خوب تئاتر دیدن تنگ شده است. چه لذت های شیرینی داشتیم و فکر میکردم روال طبیعی زندگی است! شاید حال این روزهای ما تلنگری باشد به اینکه : مرگ در سایه نشسته است و به ما مینگرد! ریه های لذت پر اکسیژن مرگ است حتی!
روزها و چیزهای خوبی که قدر ندانستیم.
به امید روزهایی که می آید! به امید روزهایی که باز بتوانیم بنشینیم روی صندلی های نه چندان راحت خیلی از سالن ها ، تئاتر متوسط و تئاتر خوب ببینیم و بیایم دوباره اینجا گفته گو کنیم. چقدر ساده های زندگی مان زیبا بود و ما نمی دیدیم:(.
۰۷ فروردین
خواهش می کنم بانو جان بزرگواریدو سپاس بسیار دارم از محبت سرشار و لطف بی دریغتان .
خدا می داند که چقدر دلتنگ دیدار شما بانوی نازنین و خردورزم و ابرشیر عزیز و گرانقدر و سایر دوستان خوب تیوالی هستم .
به امید دیدارتان
سلامت باشید و پاینده
۰۸ فروردین
نیلوفر گرامی درودی دگر بار بر تو دوست عزیز و با تبریک مجدد سال نو و آرزوی سال خوب در این هجمه های نا امیدی که کورسوی امیدی هم بر آن رویت نمی گردد.
آیا همه اقشار جامعه توانایی بهره گیری از گفتمان تاتر را دارند؟ به تازگی مصاحبه ای از خانم بهناز جعفری دیدم که می گفت حضور بازیگرهای سینما در تاترها باعث رونق و کشاندن مردم به سمت تاتر می شود آیا افراد عامی جامعه که به قصد وقت کشی و یا دریافت پزهای توخالی اجتماعی سالن های تاتر را انتخاب می کنند می توانند مخاطبان خوبی برای تاتر باشند ولو باعث رونق تاتر شوند؟ که تاتر موجبات "بالندگی، درک، شعر، شعور و شهودی" در آن ها را ایجاد نماید. شاملو در مصاحبه ای می فرماید مخاطبین شعر من مردم عوام جامعه نیست اگرچه آن ها را مورد هدف قرار می دهد اما باید خواص و روشنفکر اشعار من را درک کند به زبان ساده به انتقال آن بپردازد به نظر می رسد تاتر نیز از جمله هنرهایی است که "محرکی ذهنی" آنرا نباید در اقشار جامعه یا جامعه‌ای که چندان با مطالعه و تفکر انس و الفتی ندارد، دید بلکه قشر اندیشمند و روشنفکر باید جامعه هدف آن باشد.
۱۸ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید

«تئاتر در وضعیتِ بحران»

با وضعیت پیش‌آمده و شیوع اپیدمی ویروس کرونا، و تعطیلی بیش از سه هفته‌ایِ تمام برنامه‌های فرهنگی و هنری، به‌ ویژه سالن‌های تئاتر و توقف اجراها، گسستی اجباری رخ داده‌ست که وضعیت بحرانی را از بطن جامعه به تئاتر نیز کشانده‌ و هرچند صحنه‌ها در غیابی از بازیگران، متن، کارگردانی و تماشاگرست، اما در حقیقتِ امر، مملو از امر نابهنگام موجود در جامعه و بازنمایی وجه واقعی و تئاتری از جنس حقیقت‌ است. همان حقیقتی که در خیابان‌ها، خانه‌ها، بیمارستان‌ها و سایر مراکزدرمانی، با این بحران دست و پنجه نرم می‌کنند و در تلاطم‌ند.
حقیقتی که به قول آنتونن آرتو، دیگر وجه تمثیلی و بازتولیدی از زندگی نیست، بلکه حقیقت عیانی‌ست که به دلیل این شیوعِ مرگبار، به هر فرد و اجتماعی، قابلیت نفوذ و سرایت دارد. در وضعیت متداوم بین فرد و جامعه، ظهور کرده و به جبریتی ناخواسته، ابراز وجود می‌کند.
دیگر تئاتر، شکلی از هسته بیرونی که در بسیاری از موارد، شکیل، پرزرق و برق، با دکورهای حجیم و سازه‌هایی چشم‌نواز، بازیگرانی موجه و آراسته، دسته‌ موزیک زنده ... دیدن ادامه ›› و بی‌تفاوت به آنچه که در قلب جامعه درحال وقوع است، نیست؛ دیگر تنها معطوف به متن‌ها و قرن‌های پیش‌گذشته، امروزی شده، نیست؛ و مرکزی برای ژست و فیگور و چسبیدن به وجوه درست و نادرست پرداخت و اجرا؛ بلکه کانونی‌ست از همان ویرانی که در ذات تئاتر و تراژدی مرگ و حیات، در ستایش زندگی‌ وجود دارد.
تن‌هایی که براثر ابتلا به این بیماری مرگبار، برتخت‌ها، در خود می‌پیچند، همچون بازیگرانی بر صحنه، واجد معنایی از قدرت و ضعف بشری‌، رخوت‌زدایی از روزمرگی، و عصیانی علیه خمودگی بدن‌های رام‌اند، بی‌آنکه نیاز باشد کارگردانی آن را هدایت کرده و یا تذکر دهد. آنانی که از دست می‌روند، ماهیت دراماتیک را از شکاف بین بازی و تجسم بر صحنه زندگی، برملا می‌کنند و قربانیانی که در آیینی تئاتری، تراژدی انسان امروز را، می‌آفرینند.
رنجی در مرز تراژدی و تقلای زیستن، مبارزه‎ای علیه هر نوع تقلید جعلی، خود عینیتی از تئاتری‌ست که همواره پیوند و ریشه‌ای عمیق در زندگی حقیقی داشته و جدایی ناپذیرست.
این تفاوت عظیم تئاتر با هر هنر دیگری‌ست که مرزی تفکیک‌شده با وضعیت موجود هرجامعه و با وقایع زندگی ندارد. و این ترکیب جدایی‌ناپذیر از سالن‌های تئاتری که علی‌رغم عطشِ علاقمندانش، شقاوتی از فقدان حضور، و مقاومتی علیه موجودی مزاحم و بیگانه است.
اینبار دیگر نویسنده، کارگردان و گروه اجرا، در تکاپوی وام‌گیری از وضعیتی بیرونی نیستند؛ دیگر نیازمند خوانشی شخصی یا حزبی از یک رویداد اجتماعی و جهت‌گیری‌های سیاسی، با تفاسیر پرحاشیه، نیستند؛ اینبار صحنه‌ی خالی، سالنی بدون تماشاگر، سکوتی مملو در عرصه‌ی پرهیاهوی هنر، وجهی بارز و کنش‌مند از ظرفیت تئاتری‌ست که نمی‌تواند جدای از بطن جامعه و مردم باشد.
وضعیتی زنده، حاضر و ناظر بر امر واقع، بی‌آنکه بتوان ذره‌ای آنرا انکار کرد یا نادیده گرفت و یا به زمانی دیگر موکول کرد و یا توسط رسانه‌های دیگر، صورتی مصرف‌شده از آن را، تبلیغ و بازپخش کرد.
تئاتری با حریمی نقض‌شده توسط همان موجودی که در لحظه لحظه‌ی زیست اکنون تمام افراد جامعه، از هر قشر و طبقه، حتی تا محیط شخصی و خصوصی‌شان، منزل، محل‌کار، ماشین‌ها و لباس‌هایشان نفوذ کرده و تهدیدگر شده‌است.
اینک تئاتر، همان صورتی عینی شهری، خیابانی، بومی و جهانی‌ست که در تصرفِ عواقب هولناکی از ابتلا و شیوعِ بیماری همگانی، در معرض خطر بوده و برای عبور از این بحران، نیازمند عفونت‌زدایی و محافظتی دوچندان‌ست. روزهایی که در نهایت سختی، استوار و مقاوم پابه‌پای زندگی، ایستاده ‌است.

نیلوفرثانی
منتشر در سایت هنرنت
ممنون علی جان سپاس خوندی:)
۲۸ اسفند ۱۳۹۸
درود مهدی عزیز پارسال همین وقتا بود که خبرخوش اکران محدود بعضی فیلم های خارجی رو شنیدیم و چقدر مسرت بخش بود که بلاخره نظری به این جریان انداختند اما طبق هرساله با مقاومت شدید تهیه کنندگان و موسسه های تولید سینمایی که وحشت کم شدن اکرانهاشونو داشتند اجازه محقق شدن این برنامه رو نداد.. چه اشاره بجا وخوبی داشتید و امیدوارم کامنت شمارو کسانی که میتوانند دراین مورد قدمی بردارند بخوانند و ما بزودی شاهد این بخش از گسترش ظرفیتها و وسعت هنر در تئاتر و سینما باشیم که بدون شک عرصه رقابت باعث بالا رفتن کیفیت های بیشتر وبهتر دراین حوزه ها خواهد بود
اگر بگذارند...
ممنون از همراهی و لطف شما
۰۲ فروردین
نتیجه مقاومت در مقابل با اکران فیلم خارجی وعدم حضور شرکت های خارجی در حوزه هنر یک نمونه میتوان ابتذال را در هنر ایران دید حالا مقاومت کنند نیتجه اش این میشود که باید ده برابر هزینه کنند تا این تولیدات بی ارزش را جم و جور کنند تا بتونند توی دنیا حرفی برای گفتنند داشته باشند اگه سیاسی هم به موضوع نگاه کنیم این دقیقا اتفاقی است که یه عده از اون طرف میخواستند الان افتاده و در حال شکل گیری هست اونا که پسر پیغمبر نیستند اکثرا بصورت شرکت و موسسه فعالیت میکنند خوب اگه بازاری و گیشه ای به موضوع نگاه کنیم ایران هم میتونه یکی از هدف های درآمد باشد حالا کاری به برنامه های استراتژیک نداریم ما توی این تلاطم و طوفان چیکار کردیم مشکل اصلی بحث منابع مالی هست که توی جیب یک عده میرود و جالب اینجاست که بخش حاکمیتی هم نظارتی ندارد اصلا انگار علم و دانشی ندارد که مدیریت کند هنرمند جزئی از جامعه هست که ناخودآگاه وارد ابتذال شده به خودش هم که بیاد کسی نیست به حرفش نوجه کنند حتی مخاطب ،شاید عصیان کاری انجام دهد دوره سخت و تلخی هست امیدوارم تا چشمانمان سو دارند و...به پای زیبایی ها بنشینیم
۰۲ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
"رنجنامه ممتد "

در صفحه اینستاگرام جشنواره مونولیو بخشی از یک اجرای گذشته از سال 1387 با بازی حسن معجونی، دیروز به اشتراک گذاشته شد که در نگاه اول یادآوری جذاب و تجربه‌ی خوشی‌ برای علاقمندان تئاترست ..
اما به محض آنکه کلیک پخش این تکه فیلم را می زنیم تا این اجرای زبان محور را ببینیم، صدای ممتد شا‌ت‌های عکاسی که گویا در کنار فیلمبردار نشسته، هم به گوش می‌رسد.. بازیگر بر صندلی نشسته و دارد دیالوگش را می‌گوید هیچ اتفاقی بجز ادای متن در آن تکه‌ی 40 ثانیه‌ای و حس بازیگر در اجرای آن بچشم نمی خورد اما بااین وجود چندین و چندبار صدای گرفتن عکس توسط آن عکاس غیرحرفه ای، بی‌ملاحظه و نابلد؛ از آن صحنه در فیلم شنیده می‌شود و آنقدر آن صدا بلندست که حتی بعضی دیالوگ های بازیگر مخدوش به گوش می رسد. عملا بخشی از تاریخ و گذشته تئاتر و این نمایش، با بی‌رحمی سلاخی شده است..چندین عکس از یک صحنه‌ زیر 40 ثانیه؟؟!!!!!..

این سندی‌ست از یک فاجعه، برای عکاسان و تمام کسانی که در برابر این جریان موضعِ بی‌طرفانه ای دارند، که از نزدیک و بسیار واضح شاهد این رنجنامه و تخریب لحظات ... دیدن ادامه ›› مخاطبی باشند که بارها اعتراض می‌کند، برای تماشا و درک یک اثر هنری زنده و تکرار ناپذیر، این صدای نابهنجار و این عدم درک درست از وضعیت موجود توسط عکاسی غیرحرفه ای، چقدر دلخراش و آزاردهنده است
واین اتفاق بسیار تکرار شونده‌ای ست که شاید ما پیش از این نتوانسته بودیم ثبتش کنیم اما همواره زجر و رنجش را برده‌ایم

." لطفا احساس، علاقه، وقت، هزینه و تمرکز تماشاگر تئاتر را با نافهمی خود نکُشید "

نیلوفرثانی
27/ اسفند / 98
پ.ن: لینک زیر، فیلم مذکورست
https://www.instagram.com/p/B9zfLiyA0E0/?igshid=79j0ts4dwtka
چقدر اشاره ی به جا و درستی به این موضوع مهم داشتی نیلوفر عزیز
دقیقا این سند «جنایت» بر تاتر هست!
هم تماشاگر حاضر در سالن و هم تماشاگری که در آینده این فیلمها رو می بینه، همیشه متاثر از این فاجعه ست!
ای کاش هنرمندانی که در کسوت مدرس و مربی به جوانان «تاتر» می آموزند، «احترام به حقوق مخاطب» رو هم در یکی از فصول آموزشی خود بگنجانند!
۲۸ اسفند ۱۳۹۸
درود به شما خانم نیلوفر ثانی گرامی
داغم تازه شد
حالا تصور بفرمایید وسط کنسرت داخل تالار وحدت نشسته اید و سولیست داره پیانو میزنه در طبقات بالا چند نفر به دلایلی میخواهند از سالن خارج و یا وارد بشوند به هر حال در جمعیت و اون فضا و مکان انتظار شرایط پایدار برای همه انسان ها را نمی توان داشت و درب ها باز بسته میشوند به همراه صدای لولایی که بعد خروج فرح از ایران به آن رسیدگی نشده شاید اون عکاس متوجه نبوده فیلمبرداری دارد انجام می شود و خود فیلمبردار هم ناشی بوده فکر اینجا را نکرده خروجی کار بی کیفیتی صدا هست که اصل موضوع میباشد یا اصلا صدا برداری نبوده همانگونه که به همه می گویند تلفن همراه خود را خاموش کنید تا نویز و تداخل در سیستم صوتی به وجود نیاد به ایشون هم میگفتند با یه مدل دوربین بدون صدای شاتر ،عکاسی می کرد اگه عکاس مشکل ... دیدن ادامه ›› آموزش دارد یعنی مدیر تالار وحدت هم روغن برای لولا ندارد و یا لولا مسئول ندارد ویا کارمندان تالار وحدت از درب استفاده نمی کنند واگر واقعا بلد نیستی مسئولیت قبول نکن واگر کارمندان فرمایشی هستند کار انجام نمیدهند وافکاری با این ذهنیت که افرادی که برای تماشا و شنیدن موسیقی وتئاتر به سالن می آیند از قشر بی درد هستند آیا نباید بابت پولی که میگیرند زحمت بکشند وروزی حلال ببرند حالا کارمند که در یک سازمان دولتی و از بیت المال این گونه مراقبت میکند چگونه به خودش اجازه میدهد که به یک عده بگوید قشر بی درد اگه خودش جای اون بود چه می کرد .
هر کسی برای کار نکردن بهانه دارد ولی دلیلی بر درست کار نکردن و کم فروشی نیست
شاید عکاس و فیلمبردار هم می دانسته اما کم فروشی کرده و یا آموزش و تجربه کافی.........مسئول کیست
۰۴ فروردین
درود مهدی عزیز
خب واقعا کامل و بجا اشاره کردید تمام نکات رو و من جز افسوسی که نتیجه اش همین فایل شاهد هست ، چه می توانم بگویم...
چندی پیش کنسرت ریستال پیانویی در سالن رودکی بودیم و دقیقن همین فرمایش شما بطور عینی و روشن ، پیش آمد و اتفاقا مقادیر زیادی در کنار گوش فیلمبرداری که ساکن و ثابت در گوشه ای بود، عکس گرفته شد .. وجای سوال برای من و دوستان همین مسئله بود که خانم عکاس هرچقدر نافهم در درک موقعیت اجرا و تماشاگران باشند که اتفاقا بسیار آزاردهنده بود صدای عکاسی شون اما از آن بدتر، واقعا ضریب هوشی ایشان چقدر بود که متوجه نبودند تمام صدای شاتهای شان در فیلم کنسرت موسیقی هم ضبط خواهد ... دیدن ادامه ›› شد...
بعد از اجرا هم با کارمندان مجموعه و مسئول سالن همین بحث شد که شما پس چه کاره اید... هر مخاطبی که نمیتواند وسط کنسرت عربده کشی کند واین مسئولیت را باید کسی که موظف به اجرای قوانین سالن هست انجام دهد... درهرصورت این مشکلاتی ست که گویی در جامعه ما با گذشت سالها همچنان رفع نشده و باقی ست
در نهایت با تایید جز به جز فرمایش شما عرض می کنم متاسفانه افرادی که وارد، ماهر و دلسوز و ناظر بر امر هنر باشند در مدیریتهای کلان جایی ندارند تا برسد به مدیریت های جز و آنهایی هم که هستند بسیار قلیلند در برابر آن اکثریت نابلد ..

ممنونم از نظر وهمراهی تون
۰۵ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید

بیشتراز دوهفته گذشت و تئاتری ندیدیم و هنوز زنده‌ایم..
تصورش هم سخت بود، حداقل این برای من در طی 8 سال گذشته اولین بارست که تجربه‌اش می‌کنم.
حتی در ایام تعطیلات نوروزی هم اجراها را از دست نمی‌دادم و تئاتر چیزی بود که تمام این سال‌ها هر هفته و حتی چندین بار، در برنامه‌ی زندگی‌ام حضور ثابت داشت.
این یعنی این روزها، نبود تئاتر، خلاء بزرگی‌ست که با هیچ چیز پر نمی‌شود واین زمان بیش از عرف 15 /16 روزی دارد می گذرد که گمان می‌بردیم و تحملش بیش، سخت و دشوارست و توام با رنجی‌ست که از اراده‌امان خارج‌ست. و از آن غم‌انگیزتر، همچنان و شاید تا دوسه هفته‌ی آتی نیز، همین وضعیت وجود داشته باشد.
اما شاید برای جدا نماندن از چنین عشق و نبض حیاتی، خواندن نمایشنامه‌ها و کتاب‌هایی با موضوعیت تئاتر و فیلم تئاترهایی که در دسترسند، فرصت خوبی‌ست تا توانایی درک و شناخت وفهم این هنر را بیش از پیش رشد دهیم و بدست بیاوریم
ما علاقمندان به تئاتر، بی صبرانه در انتظار روزی هستیم که صحنه ها بار دیگر از درخشش وحضور نمایش‌های جذاب بدرخشد و رونق بگیرد.
و امیدواریم در این وقفه‌ی تاریخی، تئاتر نیز فرصت کند، غنی‌تر، اندیشه‌ورزتر و خلاق‌تر به عرصه‌ها بازگردد.


نیلوفرثانی
گردونه کائنات گاهی جوری میچرخه که میزان توان و تحملت رو بهت ثابت کنه یه وقتایی که به خودت میگی قطعاً بدون فلان چیز یا فلان کس خواهم مرد ولی در کمال حیرت با نبودش هم زنده میمونی ، زندگی میکنی ، میخندی ، میرقصی... روح انسان پیچیده موجودی ست که گاهی از گربه هم منعطف تر میشه!
۱۹ اسفند ۱۳۹۸
@میثم عزیز من هم متاسفانه همون آخرین اجرایی شد که در 98 دیدم

@جناب کیانی همچنین برای شما هم سلامتی و موفقیت آرزو دارم

@رویای عزیزم لحظه شماری برای دیدارت

@محمدجان عزیز همیشه بمن لطف داری و بخودم برای داشتن دوستانی یکدل و مهربان مثل شما می بالم
برات آرزوی سلامتی دارم وامیدوارم بزودی برگردی از سربازی و به دیدارت نائل بشیم
۲۰ اسفند ۱۳۹۸
خانم ثانی..
سپاس..
۲۲ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
نوشته‌ای بر نمایش رادیوسیتی / احسان شایان فر
منتشر شده در روزنامه ایران ۹۸/۱۲/۴
"انقلابِ بدن‌ها"

تئاتر چطور می‌تواند تاریخ و رخدادها را از انحصار زمان بیرون بیاورد و اکنونیتی به ‌آن بدهد که با خلق روایت‌ها و رویدادهای در گذشته ‌روی‌داده، وضعیتِ امروزی را از آن، امکان‌پذیر سازد؟ و چگونه با حفظ موقعیتِ زمانی و زیستی تاریخ وقوع، خود تاریخی نو و جاری، به آن ببخشد؟ چشم‌انداز تئاتر، بجز آنکه درگیر درام‌های ساختگی با غلبه‌ی وجه زیباشناسی و حتی بنوعی ادغام تفنن و تفرعن با وزنه‌ای به سمت تجاری‌شدن باشد، چیزی ارائه دهد که از جنس انسان‌ با موجودیتی پایدار در واقعیتِ رخ‌داده‌ای‌ست که هنوز تمام نشده است؟
پاسخ به این سوالات در اجرای مستندی به نام "رادیوسیتی" به‌خوبی قابل دست‌یابی‌ست . و با "شهادت بدن‌ها" و اقرار و اعتراف‌ها، و حضور بازمانده‌ای تا امروز، تئاتری را به نمایش می‌گذارد که حاوی پرونده افراد و یک گروه تئاتری‌ست که اگرچه نتوانستند اجرای عمومی داشته باشند اما در جایی از تاریخ دهه چهل سندیتی ... دیدن ادامه ›› تایید شده دارد.
رادیوسیتی، اگرچه به نظر می‌رسد، بازنمایی برهه‌ای از تاریخ نمایشی ایران و درباره گروه تئاتری به نام "کار" به سرپرستی جلال میرربیعی و چهار عضو دیگر خودست که همزمان با درگذشت شاهین سرکیسیان پایه‌گذار تئاترنوین ایران، در 8 آبان 1345 و تنش‌های بعد از فرار بزرگ سران حزب توده از زندان قصر، وارد آرشیو روزنامه‌ها و گزارشات وزارت اطلاعات ساواک شده‌اند، اما بیش از آن تلاشی‌ست برای هویت‌‌بخشی و تاریخ‌سازی به جریانی که در ازدحام رویدادهای بزرگتر حذف‌شده و مدفون باقی مانده‌بود. رادیوستی، نوعی تاریخ‌نگاری را پیش روی مخاطبانی قرار می‌دهد که اگر چنین اجرایی تدارک دیده‌نمی‌شد، آن وقایع و تاریخ‌ها هم فراموش می‌شد. و این مقاومتی‌ست از سوی یک گروه تئاترامروزی پس از 50 سال، برای پیشگیری از طرد و جداییِ بخشی از تاریخ گروه نمایشی که برای ادامه حیات و فعالیت خود حتی تامرز دستبرد از تماشاگران سینمارادیوسیتی و همکاری با سازمان ساواک رفته است. چنین تایپوگرافی زمانی، با ظرفیت تئاترمستند امکانی‌ست برای بازسازی "رفتارهای احیاءشده" با پژوهش و مصاحبه، بجز آنچه از آنها براساس تحریف و تعریف قدرت و سازمان‌دهی ساواک در تهیه گزارشات اسناد و آرشیو از آنان‌ست.رادیوسیتی، در یک اجرای 80 دقیقه‌ای رخدادهای بسیاری را به صحنه دعوت می‌کند که هرکدام خود منبع تاریخی تا به امروز هستند. و بدین وسیله، مجموعه‌ای می‌سازد که عینیت و طراحی‌اش مشتمل بر اصل رویدادها_ با وجود مدارک و سندها که در پاکتی به هر تماشاگر داده‌می‌شود_ به انضمام خط سیر داستانی از شخصیت‌ها و ساختاربندی اجرایی بر صحنه تئاتر است . با حضور ناظرکلی که درمیانه، عهده‌دار خواندن گزارشات‌ست.
از فرار عبدالحسین نوشین و پناهندگی‌اش به‌مدت دو هفته در خانه عزت‌الله انتظامی تا کوچ ابدی‌اش به روسیه، فوت و فعالیت‌های تئاتری شاهین سرکیسیان که پس از کناره‌گیری از گروه تئاتر هنرملی و تشکیل گروه مستقل خود به نام "مروارید" تا بررسی و علت اتفاق بزرگ دزدی در سینمارادیوسیتی که حین پخش فیلمی از هیچکاک، و ورود شهربانی و اطلاعات‌چی‌ها به ماجرا می‌شود،گرفته تا ردپای حضور مبرم جاسوسان ساواک در عرصه‌های هنری به ویژه فعالیت مامورانی در ردیابی توده‌ای‌ها در این جمع‌ها، و جلب و تحت فشارقرار‌دادن گروه‌های تئاتری برای راپوت‌ها و نفوذی دراین عرصه، حرکتی‌ست که رادیوسیتی نه تنها یک طرفه بلکه با اعلان موجودیت "بدن‌ها " و دریک تعامل چندسویه، مخاطب را وارد تاریخی می‌کند که می‌تواند تا وضعیت امروز تداعی‌گر باشد. تئاتر با تاثیرگذاری زنده‌ی خود، صحه‌ای دیگر برای بازنمایی تاریخی‌ست که گذشته و درعین آنکه آن فقدان را با اجرا رفتارها و گفتگوهای شخصیت‌های موردنظر، جبران می‌کند بلکه از ثبتِ دیجیتالی با لنزی که خود، پس از برداشت، مشمول فقدان و غیاب می‌شود، می‌رهد. این‌چنین تئاترمستند، تفسیری بر "زندگی واقعی" و لمس نزدیکی برای ایما، اشاره، احساس، زبان بدن و "حضوری" می‌شود که خود نبض تاریخ را از آن بدن‌ها تا بدن‌های حاضر در سالن چه اجراگران و چه تماشاگران متصل و منتقل می‌کند. و دایره‌ای از جمعی شکل‌ می‌گیرد که شیفته‌ی تئاتر و آگاهی از طریق این هنرست. به ویژه آنکه در پایان‌بندی داستان خود، آنچه برجای می‌ماند بدون شک ماندگار و تاثیرگذاری ژرف و انقلابی دارد.
حسن بهلولی، توران پاک‌نیت و فریده شاه‌حسینی سه عضو گروه تئاترکار زیرنظر جلال میرربیعی و شاهین سرکیسیان و دختری ارمنی و مهاجر ‌به نام ارگاک میناسیان، درتلاشند هزینه‌ی اجرای نمایش خود را تهیه‌کنند در یک نقشه، آنان چند کبوتر را در میانه پخش فیلم پرندگان هیچکاک در سالن رها می‌کنند که این اتفاق باعث اختلال و شلوغی زیادی در سالن سینما که بیشتر تماشاگرانش از طبقه مرفه بودند می‌شود و این موقعیت برای آنان دست می‌دهد که بتوانند کیف و جیب حاضران را بزنند.
هزینه‌ی اولیه که بدین وسیله بدست می‌آید تنها کفاف تمرین‌ها را می‌دهد دراین حین شاهین‌ سرکیسیان که درتدارک اجرای نمایش "روزنه آبی " از اکبررادی‌ست دچار ایست قلبی شده و در خواب شبانه فوت می‌کند، عواملی چند و ناپدیدشدن جلال میرربیعی همکار سرکیسیان، پای مامور ساواک بنام شراره یا نصیر را به ماجرا باز می‌کند که با تحت فشارقراردادن حسن بهلولی و توران پاک‌نیت آنان را وادار به همکاری و جاسوسی برای ساواک می‌کند. صحنه‌ها براین اساس و گفتگوی مامور شراره با این افراد، طرح و برنامه‌ریزی خود اعضا و سایر اتفاقات‌ست که با بازی قوی هر 5 نفر و فضاسازی درست و موقعیتی احسان شایان‌فر و قلم درخشان مهام میقانی، و ناظرکلی که ربط‌دهنده موقعیت‌هاست، پیوند کانونی موفقی را با هسته اتفاقات و هرکاراکتر، ساخته و پرداخته‌ می‌کند که حتی از لحاظ بصری، لذت‌بخش‌ست.
اما آنچه نمایش رادیوسیتی را حرکتی فراتر ازیک اجرای تئاترمستند و بازنمایی برهه‌ای از زمان گذشته می‌کند، انتخابی‌ست برای این اتفاق و این گروه تئاتری که اگرچه گمنام اما در فرجام خود آنچه را رقم می‌زنند، خط گریزی‎ست بر تمام آنچه از ابتدای داستان و نمایش شاهد آن بودیم. یعنی همکاری اعضای گروه تئاتری با مامورساواک و تظاهر به لو دادن اخبار درون گروهی به او، اما در واقعیت، فریب و فرار از آخرین نقشه دستگیری اعضا توسط ماموران اطلاعات‌ست.. به طوریکه تمام برنامه‌ریزی‌ ماموران برهم می‌خورد و دراین جریان تنها فریده شاه‌حسینی که بر سرقرار سرقت رفته‌است دستگیر شده که پس از مدت کوتاهی آزاد می‌شود.
در فیلم پایانی گفتگوی کوتاهی از صدای زنده‌ فریده شاه‌حسینی جوانترین عضو گروه تئاتر کار، درزمانه حال، پخش می‌شود که همچنان تا امروز از دیگر دوستان خود و سرنوشت آنها بی‌اطلاع است.
اما آنچه معتبر باقی می‌ماند، به مثابه کنش انقلابی‌ افرادی‌ست که در برابر قدرت مسلط به قصد مصادره و ویرانی هنر و وجه انسانی هنرمند، جریانی ساختند که آگاهی مخاطب امروز و صحنه تئاتر عمارت روبرو، از آن جان تازه گرفته است. بازنمایی انقلاب بدن‌هایی که زیر غبار گذشته، مانده‌بودند.
بدون شک "رادیوسیتی"از گروه دشنه، کاری ارزشمند در راستای چند فعالیت دیگرشان برای هم‌پیمانی تاریخ و اکنونیت امروز و ضرورت کنش‌مند تئاتراجتماعی و برملاکردن آن بر مخاطبی‌ست که دستکم اغلب آنان از چنین وقایعی بی‌اطلاعند و اینک مسیر آن گشوده شده‌است.

نیلوفرثانی
روزنامه ایران ۹۸/۱۲/۴
http://www.iran-newspaper.com/?nid=7286&pid=16&type=0
نیلوفرجان تو کانال اینک تئاتر مطلبی رو که در خصوص تئاتر مستند بود خوندم مفهوم مستند در سینما کاملا جا افتاده و روشنه ولی مفهومش رو در تئاتر نمی فهمم.فرق اساسیس با تئاتر تاریخی چیه؟
۰۴ اسفند ۱۳۹۸
خواهش می کنم دوست من امیدوارم بگذره این اوضاع و بزودی برسیم به علایقمون :)
تنت سلامت
۱۳ اسفند ۱۳۹۸
گل گفتییی نیلوفر جان
من رسما دارم دیوونه میشم و بیکارم کلا
هر ۴۸ الی ۷۲ ساعت شاید برم بیرون یه نون بخرم فقط
چقدر دلم تنگه برای همه چیز
یاد اون قرار شهرزاد افتادم
دیدن شما و جناب ابرشیر و سپهر و ماهایا و... که شاید مدتش کم بود اما لذتش عظیم بود و هنوزم که هنوزه به یاد آوردنش دلم رو گرم میکنه
۱۳ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
“حفره‌های زخمی ”

همچنان سوژه‌های پارانوئیدی و اختلالات روانی که منجر به جنون‌های ادواری می‌شود برای نویسندگان و کارگردانان در تئاتر، آنقدر محبوب‌ست که حتی اگر موقعیت پرداخت و یا اطلاعات تخصصی چندانی هم از آن نداشته باشند، اما مورد اقبال قرار می‌گیرند و به صحنه می‌آیند.
زخم معده از مردی روایت می‌کند که از عدم تعادل ذهنی و روانی رنج می‌برد هرچند در صحنه‌های نخست حضور او در دفتر یک روانکاو مبین این‌ست که وی با اطلاع از وضعیت خود در صدد دریافت کمک و مشاوره است اما در جهت بهبود کاری نمی‌کند.. او از درد شدید معده می‌نالد، و درگیر اوهامی از شناخت و احوالات غریب خودست که حتی روانکاو با سوالاتی که سعی دارد او را با وضعیت خود بیشتر آشناکند، راه به جایی نمی‌برد.
“زخم معده” با استفاده از قیاس دردی جسمانی مثل درد معده با دردهای روانی که حتی شدتش بسیار بیشتر از درد جسمی‌ست، به نتایج برآمده از هرکدام تمرکز می‌کند.
دردهایی که برای آنها دارو و قرص و درمانی وجود دارد اما مشکلات روحی_روانی با مصرف چند دارو بهبود پیدا نمی‌کنند اما هردو بعنوان دردی مختل‌کننده روال زندگی فرد می‌شود تا آنجا که حتی بی‌هیچ کنترلی می‌تواند به بروز خطرناک‌ترین رفتارها منجر شود.
زن و مرد، به نظر می‌رسد زوجی ایزوله هستند که تاثیرات بی‌ثباتی شغلی مرد و فعلی ... دیدن ادامه ›› او یعنی ذبح دام‌ها در کشتارگاه، تعادل روانی و ذهنی او را درهم‌ریخته و از او موجودی نامطمئن و نامتعادل ساخته‌است.
متن می‌خواهد با تمرکز بر روحیات و احوالات این مرد، ذهن فروپاشیده و دردهایی که او از آن رنج می‌برد به فضایی از رخداد نهایی برسد که منجر به قتل می‌شود و مرد، روانکاوش را می‌کشد.
توهماتی که در سر او می‌گذرد فانتزی حیوان‌شدگی به او می‌دهد که شباهت نزدیکی به همان گاوهای زیردستش دارد که آنها را سر می‌برد.
با اینحال در ارائه این مفاهیم الکن است و انسجام قدرتمندی را با پرداخت این سوژه در اجرا برقرار نمی‌کند و نمی‌تواند ارتباط معناداری را برای مخاطب بسازد تا قادر باشد وضعیت موجود را بهتر درک کند.
بازی بازیگران قابل قبول‌ست و هرکدام در نقش خود جاافتاده است اما نمی‌تواند زنجیره مورد نیاز از گذرگاه عناصر متعدد اجرایی را به نتیجه قابل درک و مشخصی برساند.
موقعیت‌سازی درهم ریخته‌است، دیالوگ‌ها زیاد، اضافه، و مشوش‌ست و فضای تعلیقی که می‌خواهد زبانی سورئالی را ایجاد کند نیز، بخوبی از آن قابل برداشت نیست که لااقل بتواند با شکست زمان امکانی برای ارتباط ایجاد کند.
سجاد دستیار بعنوان نویسنده و کارگردان، اگرچه هم‌پای بسیاری از متن‌هایی ازاین‌دست بازهم فضای مالیخولیایی انسان معاصر و امروز جامعه را در تناقضات فردی و معضلات بیرونی که مملو از بی‌تعادلی‌ روانی و اجتماعی، خشونت‌های پنهان، و توهمات ذهنی‌ست، ترسیم و طراحی کرده‌است اما چیزی اضافه‌تر و یا ویژگی بارزتری نسبت به سایرین ارائه نمی‌دهد. نه حتی طراحی ویژه برای صحنه‌اش دارد و نه از نورپردازیِ حرفه‌ای بهره برده‌است.
در کلیت، اجرای زخم معده، در اشل یک کار دانشجویی بیشتر قابل ارزیابی‌ست تا اجرایی حرفه‌ای که می‌خواهد جایی در بین رقبای خود برصحنه داشته باشد.

نیلوفرثانی
منتشردر سایت هنرنت
https://www.honarnet.com/?p=6961
نیلوفر ثانی
درباره نمایش پسر i

"موقعیتی هدررفته"

"پسر" نمایشنامه‌ای از سه‌گانه‌ی خانوادگی فلوریان زلر بعد از پدر و مادرست که در سال97 ترجمه و منتشرشده است و علی مقدم برای اجرای نمایش خود به این متن زلر با تراژدی تکان‌دهنده‌اش روآورده و آنرا با بازی خود در نقش نیکلا، نوجوان مورد طرح، بر صحنه آورده‌است.
متن همان ویژگی‌های خاص، لایه‌دار و امروزی که در آثار زلر قابل دریافت‌ست، دارد و اینبار بر بحران‌های نوجوانی 17 ساله متمرکز شده که فرزند طلاق، و متاثر از وضعیت جدایی پدر ومادر خودست.
نوجوانی که دیگر قادر نیست شاد وسرحال باشد و نشانه‌های بارزی از افسردگی، و ناسازگاری دارد
او قادر نیست با رفتار پدرش که سه‌سال پیش آنها را ترک کرده تا با زن دیگری زندگی کند درک کند، با این حال تصمیم می‌گیرد، پس از کشمکشی با مادر، با پدرش زندگی ... دیدن ادامه ›› کند.
داستان نمایش، بر وجهی از روابط پدر و پسری تمرکز دارد که هیچ قضاوتی را از پیش ارائه نمی‌دهد، او اطلاعات مورد نیازی را طرح کرده و مخاطب را در شرایطی قرار می‌دهد که بتواند در وضعیت موجود قرار بگیرد. نوجوانی که به نظر می‌رسد دارای مشکلات زیادی‌ست اما درباره آنها صحبت نمی‌کند. و چنان ناسازگار است که حتی احتمال می‌رود به خودش یا دیگری صدمه بزند .
پیر، پدر نیکلا با آنکه همسر و فرزند خود را ترک کرده وحالا با همسردوم و فرزند کوچکش زندگی می‌کند و وکیل موفقی‌ست اما نگران و دلسوزانه می‌خواهد از نیکلا نیز حمایت کند. او تلاش می‌کند روابط دوستانه‌ای با پسرش برقرار کند اما این تلاش موفقیت‌آمیز نیست و نیکلا که معلوم می‌شود به مدرسه نمی‌رود و حتی خودش را زخمی می‌کند، با رفتاری از سوی پدر مواجه می‌شود که برایش مطلوب نیست، او سرخورده رگ دستش را می‌زند و به نظر پزشکان، لازم‌ست مدتی در بیمارستان روانی بستری شود؛ پس از یک هفته با تعهد پدر و مادر مرخص‌شده و درحالیکه علائم بهبودی را نشان می‌دهد ، در نهایت، خودش را می‌کشد.
زلر داستان پسر را، چنان روایت می‌کند که هشدار قوی و مهمی‌ست از خانواده‌هایی که با وجود داشتن فرزند براحتی تصمیم به جدایی می‌گیرند و بی‌آنکه به عواقب و تاثیرات آن جدایی بر فرزندان، توجه کنند و تنها بدنبال میل و خواسته‌ی خود هستند؛ نه شرایط لازم را برای قبول این جدایی توسط فرزندان مهیا می‌کنند و نه از مشاوران خانوادگی کمک می‌گیرند. این همان نقد بر دنیای مدرن و امروزی‌ست که زلر با طرح سوژه‌ای از وضعیت یک نوجوان بحران‌زده از فروپاشی کانون خانواده‌اش، به انسان معاصر دارد. هراس و ضرباتی که به ویژه فرزندان شکننده‌ و حساس‌تر و تاثیرپذیرتر از این دست ماجراها پیدا می‌کنند آنقدر مخرب‌ست که می‌تواند تا مرز فروپاشی روانی خود آنها، و اقدام به خودکشی منجر شود.
زلر در متن خود، شخصیت‌پردازی موفقی دارد. او کاراکترها را به اندازه و به‌جا معرفی می‌کند و درام را بر موقعیت‌هایی پیش می‌برد که می‌تواند برای مخاطب براحتی ملموس و آشنا باشد.
چنین متن‌هایی با وجود سویه‌های قوی و عمیق روانشناسی و روانکاوی، نیازمند درک درستی از مسئله مورد طرح و سپس پرداخت دقیقی‌ست که اصل مطلب، هدر نرود و بتواند در همان اتمسفر موردطرح، ارائه شود. و از تمام امکانات یک اجرای نمایشی بهره ببرد تا قادر باشد موقعیت‌سازی قابل‌قبولی خلق کند.
"پسر" ، نکات خوبی دارد، انتخاب محسن بهرامی در نقش پدر، که بار اصلی نمایش را برعهده دارد، مناسب‌ست، هرچند اکت‌های او گاهی بیرون می‌زند که نیازست کنترل بیشتری اعمال شود. علی مقدم نیز در نقش پسر، تلاش کرده بتواند درونگرایی و اختلال رفتاری را بازتاب دهد، اما سایر عناصر اجرا در حداقل‌ترین و ابتدایی‌ترین سطح‌ست. و کارگردانی، دچار نقائص متعددی شده و عملا گم می‌شود.
گریم و طراحی لباس دم‌دستی‌ست، موسیقیِ جذابی مورد استفاده قرار نمی‌گیرد که بخشی از فضاسازی را تکمیل کند، اما بیش از همه طراحی‌صحنه آنقدر بدست که اساسا شبیه کارهای دانشجویی با حداقل امکانات‌ست و برای نمایشی که دو تهیه‌کننده دارد، و از فضای خوبی در عمق و سطح صحنه برخوردارست، عملا نقصان بزرگی به حساب می‌آید که حتی تمام زحمات اجرا و فضاسازی را هدر می‌دهد. عملا چیزی به‌ عنوان طراحی هوشمندانه‌ صحنه وجود ندارد. دکور یک مبل است که با گذاشتن و برداشتن چند کوسن، موقعیت‌های مختلف داخلی را، نشان می‌دهد. برای محیط بیمارستان، یک پارچه یکدست آبی روی مبل انداخته ‌می‌شود تا محیط درمانی تداعی‌گر باشد. و دیوارها هم از چندستون کارتن تشکیل شده‌اند که هیچ مناسبتی با مفاهیم و طراحی اتاق‌های منزل ندارد.
طراحی صحنه با وجود تنها سه لوکیشن بسته در متن، می‌توانست آنقدر قوی و همراه با نورپردازی موفقی باشد که زیبایی‌شناسی بصری و تئاتریکالیته مورد لزوم را تأمین کند.
اما به نظر می‌رسد دکور و اکسسوارهای صحنه، برای کارگردان محترم، چندان اهمیت و یا کاربردی نیستند که براحتی از صحنه و نمایش حذف شده‌اند. یا حداقل برای اجرا و تماشاگر خود چنین اعتبار و اهمیتی قائل‌نشده‌است که با نه چندان هزینه اضافی، بتواند کار تکمیل‌تری تولید کند.
نقدی که بر اجرای "پسر" واردست ناموزونی و سرسری‌انگاری بارزی‌ست که قابل مشاهده و دریافت‌ست. و مانند کتابی بی‌جلد و شیرازه‌ای‌ست که بی‌توجه به کمال و انسجام عناصر آن، به مثابه‌ی رفع تکلیف، عرضه شده است..

نیلوفرثانی
منتشر در سایت هنرنت.
https://www.honarnet.com/?p=6955
من خودم که پسر رو ندیدم نیلوفر جان ولی نگاه همیشه تیزبینانه شما خواندنی و جذابه.
و از همین تریبون باید دعوت کنم برای نمایش "پسر" خودمون که به امید خدا ده روز بعد اجراش شروع میشه و من همراه شدم برای این دوره اجرا با دوستان ...
البته فقط هم نامیم و در دو مختصات کاملن جدا از هم ولی نگاه شما و نقد شما همیشه برای ما ارزشمند و منبع یادگیری و اصلاحه دیگه.
۲۸ بهمن ۱۳۹۸
چاکرم
عزیزین شما :)
۲۹ بهمن ۱۳۹۸
خانم ثانی جان خیلی خوب کار را معرفی و بررسی کردید کانلا موافقم ، طراحی بد صحنه و لباس و اکت های بیجای آقای بهرامی بشدت توی ذوق می زد.... ولی با متن من ارتباط خوبی گرفتم.
۰۱ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید

با درود همیاری گرامی

چرا برگه نمایش رادیوسیتی ( ک : احسان شایان فر) که در عمارت روبرو اجرا دارند از تیوال حذف شده؟
ممنون می شم برگه رو ایجاد کنید اگر دیگر قابل دسترسی نیست

سپاس
دوستان رادیوسیتی در عمارت روبرو تا 7 اسفند تمدید شد
نمایش مستند خوبی ست ... اگر مایل بودید به تماشا بنشینید...
نوشته ای بزودی درموردش خواهم نوشت ..
۲۶ بهمن ۱۳۹۸
درود بر شما
ضمن پوزش از تاخیر در مشاهده پیام شما با توجه به تعطیل بودن روز انتشار آن، اجرای مورد نظر شما در سایت‌های بلیت فروشی اعلامی نداشته و از سوی برگزارکننده محترم نیز به تیوال داده نشده است. استعلام از سوی سالن محترم اجرا برای انتشار اطلاعات آن در تیوال در دستور کار قرار گرفت.
با سپاس
۲۶ بهمن ۱۳۹۸
درود و سپاس بیکران همیاری عزیز
ممنون از همراهی و پیگیری که همیشه دارید

۲۶ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید


" تبارشناسی شرارت"

داستان "شازده احتجاب" اثر ماندگار هوشنگ گلشیری، دست‌مایه افشین زمانی برای اجرایی صحنه‌ای شده است که ضمن حفظ فضای تعلیقی و غیرخطی داستان، به اتفاقاتی در همان دوره‌ی زمانی اشاره می‌کند و مخاطب را در این دهلیز تودرتوی داستانی، و تغییرات و زوال انسانی، همراه می‌برد.
اولین صحنه، با خبر مرگ شازده از زبان فخری، خدمتکار خانه اعلام می‌شود. در صحنه‌ای که فاقد دکور با دوخط موازی سفید بر کف، بستری برای رخدادهایی‌ست که " تبارشناسی شجره‌ای" دارد.
آنچه در طراحی نویسنده و کارگردان در شازده احتجاب‌ به صحنه آمده‌، منجر به کالبدشکافیِ زمانی در دوره‌ای از فرهنگ و تاریخ ایران می‌شود که در مرزی از سنت ... دیدن ادامه ›› و تجدد قرار گرفته و ضمن ترسیمی از وضعیت حاکم آن دوره به ویژه در قشری منتسب به شاهزادگان قاجاری، نگاهی منتقدانه را نیز در لایه‌های خود ارائه می‌دهد.
افشین زمانی در طراحی شازده احتجاب، چندان متکی و وام‌گیر از متن اصلی گلشیری نیست و با ویژگی‌های تئاتری و روایتی متنوع‌ و سرراست‌تر در واگویه‌ی اتفاقات، شازده احتجابی با دو بازیگر و کاراکتر مجزا، می‌آفریند که استحاله‌ی انسانی را، به‌موازات، نشانه می‌رود که در ایستادگی‌اش در برابر خاتمه‌ی نسلی عیاش و تمامیت‌خواه، متوسل به عقیم‌کردن خود می‌شود، اما در نهایت دست به قتلی می‌زند که همان ریشه‌ی شرورانه و خونخواهش را برملا می‌کند.
وجه اصلی متن، بر سویه‌های روانشناسی با نقبی بر کودکی شازده احتجاب، برخورد مادر، و خاندانی‌ست که او شاهد تمام آن سختگیری‌ و سرکوب‌ها و ستمی‌ست که بر خواهرش، که همبازی او بوده، رفته‌است و اگرچه منزجر از وضعیتِ حاکم بر آن دودمان‌ست، اما نمی‌تواند از خو، خصلت و تاثیراتِ آنان، بی نصیب بماند. و فخرالنساء، همسرش را که در شب زفاف با عقیم کردن خود، تحقیر و منفور ازخود کرده، در نهایت به قتل می‌رساند.
شازده احتجاب، داستانی برای روایتِ رنج و سرکوب زنانی‌ست که در دورانِ مردسالاریِ محرز، محکوم سرنوشتی شوم و سلطه پذیری هستند که نه می‌توانند انتخابگر باشند و نه از سایه‌ی مهتر مرد بیرون بیایند. حتی اقتدار و جایگاه آنان، بی‌مایه و ساختگی‌ست و از نهاد کینه‌جویی نشأت می‌گیرد. دراین ترسیم، تمام زنانگی آنان در قرارگرفتن کنارمردی خلاصه می‌شود که حتی اگر تن ندهد، تقدیرش به فنا ومرگ‌ست و همواره قربانی مردانی‌ست که چه از شهوت و چه از ضعف، آنان را ناچیز می‌انگارند.
بازی‌ها و طراحی میزانس‌ها، قابل قبول‌ست و به ویژه کاراکتر کودکی و جوانی خسرو، توانمند در ارائه فضا و سویه‌های درونی شخصیت، از ناپختگی، ضعف و وحشت روانی، بخوبی عمل‌کرده و آنرا برای مخاطب ملموس می‌کند. و حتی در شناختِ عمیق‌تر شازده احتجاب در رخدادهای بعد، تاثیرگذاری مطلوبی دارد.
اعلام هر پرده با عنوانی از مراسم مورد طرح، و جاگیریِ بازیگران، رفت و آمدهای‌شان در صحنه و بطور شاخص، صحنه‌های مرگ و تراژیک‌، متناسب و فکرشده‌است. هرچند گاه تعدد این میزان از شلوغی، مغشوشیتی را منتقل می‌کند که با صحنه‌ی بدون دکور همخوانی ندارد.و کاملا این فضای خالی، اتمسفری خنثی ایجاد می‌کند که انرژی اجرا را سلب و هدر می‎دهد. حتی استفاده از دکوری مینیمال می‌توانست تاثیرپذیری قابل قبول‌تری را ایجادکند. لباس‌ها در بازیگران زن، بهتر از مردان‌ست که با کم‌سلیقگی توام‌ است. اما آنچه در این اجرا، فقدانی برای انتقال هسته‌ی معنایی و درونی آن است، تجمع حجم زیادی از خشونت، قتل و شرارت هرفردی‌ست که بنوعی به صحنه و داستان آمده تا بخشی ازاین تاریخ را روایت کند. و این وجه شرورانه، محتوای اثر را دستکاری‌کرده و باورناپذیر می‌کند. گویی در آن برهه هیچ نقطه‌ی سپیدی بجز پارچه‌های کف، در این روایت وجود ندارد.

نیلوفرثانی

منتشر در سایت هنرنت
https://www.honarnet.com/?p=6938

"بازی جسورانه زندگی "

"نمایش ابتدا وارد می‌شود" در نوع خود ویژگی غیرمتعارفی دارد. تمام هسته‌ی اجرا، از یک سکانس پلانِ فیلمی‌ست که شاید اغلب‌مان آن را دیده باشیم، "بازی مرگ" بروس‌لی که به پایان نمی‌رسد و بروس‌لی در میانه‌ی آن نابهنگام می‌میرد وگویی تاریخ با او درهمان فیلم متوقف می‌شود. حرف‌های ناگفته‌ای که از او ماند و حالا فرید یوسفی با استفاده از هنر زنده‌ی تئاتر، بی‌آنکه مسخِ انحصارطلب سینما شود، به شکلی تجربی و خودجوش از آن سکانس پلان، شروع به حرکت می‌کند و بروس‌لی، و حرف‌هایش را به صحنه می‌آورد. قهرمانی در این نزدیکی، که در همین شهر زندگی می‌کند و از جنس مردمی‌ست که می‌شناسیم و بروس‌لی دیگری‌ست.
شبیه‌سازیِ بازیگر نقش اصلی و همان پلان برای گذر از موقعیت تاریخی و ساختِ ادراکی‌ست که هرچند دغدغه‌ی شخصی فرید یوسفی‌ست اما قابلیت تعمیم موضوعی برای هر تماشاگری دارد.
شباهت نزدیک و هم اندازهِ میلاد مرادی با شخصیت بروسلی چه در ظاهر و چه تسلط در انجام حرکات رزمی، با نگاهی به " راه و مسیر انسانی" با هسته‌ی معنایی ... دیدن ادامه ›› فلسفه و حکمت شرق، متن و اجرایی را شکل می‌دهد که هم جنب‌و جوشِ بسیاری دارد و هم گزیده‌گویی‌های حکیمانه را در بطن خود گنجانده تا "راه" گم نشود و با طنز ظریف و جذابش، کشش و گیرایی لازم را برای دنبال‌کردنِ مخاطب داشته باشد. و در عین حال درس‌آموزه‌هایی را پیش بکشاند که موجبات اندیشه و تعمق را نیز در راستای همان ویژگی‌های هنرهای رزمی و ذن، فراهم کند.
در کنار تمامِ ظرافت‌هایی که در اجرا از دکور و تا طراحی لباس و گریم، وجود دارد، موسیقی زنده که شرحش در بروشور اجرا چنین آمده که بدون ساختاری از قبل تعیین شده، و در پروسه اجرا، زاده و انتخاب شده‌است، عنصری‌ست عنان‌گسیخته و ضلعِ مهمی برای حفظ و انسجام عناصر دیگر اجرا، و نقطه قوتی که لذت تماشا را چندبرابر می‌کند. و چنان با بافت اجرا همذات‌ست که زبانی دیگر برای بیانِ محتوا می‌شود.
ابتدا وارد می‌شود، خودش را محدود و کنترل نمی‌کند، آشوبنده‌است و هرچند می‌خواهد در صحنه بی‌مرزی و بدون حفظ خط‌کشی‌های منضبط میزانسنی و توجهی ویژه به نفی مطلق قدرتِ کارگردانی را تجربه و ارائه دهد، اما از شاکله‌ی اصلی منحرف نشده و تعادل خودش را حفط می‌کند. و به معنای واقعی، هر آنچه در صحنه پدید می‌آید و اجرا می‌شود حاصل حضور تمام اعضای گروه، از کارگردانی، متن، بازیگری، موسیقی و طراحی صحنه‌ و سهم تمامِ آنهاست. گروهی جوان که شهوتی برای دیده‌شدن ندارند اما می‌خواهند مورد توجه قرار گیرند و اعلام موجودیت کنند.
فرید یوسفی، در جسارت و شجاعتی قابل تحسین، صحنه را در اختیارِ بازیگرانش با مسیری که می‌خواهد معنای انسان را در برشی دیگر و با پیوندی از مفاهیم فکری و اسرارِ حقیقتی در زندگی، قرار داده و درعین حال بی‌آنکه شعارزده و کسالت بار باشد، جذابیت اجرایی را نیز حفظ می‌کند. شور و زندگی در جای‌جای اجرا قابل شهودست و پیام‌آور آن‌ست.
هرچند ابتدا وارد می‌شود، درلحظه، ساحت خود را می‌آفریند بنابراین ممکن‌ست برای ارتباط با هر مخاطب، چندان موفق نباشد اما بی‌شک برای آنکه این نمایش را، نه اجرایی با نگاهی قالب‌بندی و ساختاری، بلکه وجهی از زندگی و حضور در جریان سیال یک اثر هنری، درک و دریافت می‌کند می تواند لذت منحصری را ایجاد کند.

نیلوفرثانی
نوشته ای بر نمایش مردی که... / رضا مولایی
منتشرشده در روزنامه ایران 15 بهمن 98

"مشاهدات بالینی کم‌عمق"

رضا مولایی که از دانش‌آموختگان تئاتر در موسسه حمیدسمندریان‌ست، یکی از فعال‌ترین هنرمندان عرصه تئاتر و بازیگری‌ست که اجراهای متعددی را در کارنامه هنری‌اش دارد. و دراین مسیر تجربه کارگردانی نیز داشته‌است.
آخرین اثر او "مردی که.." در مقام کارگردان با بازی شیوا اردویی و یک تیم جوان بازیگرست، نمایشنامه‌ای از پیتربروک و هلن اشتاین براساس کتابی از مشاهدات بالینی و کیس‌های مورد تحقیق پزشکی بنام ساکس بعنوان "مردی که زنش را با کلاه اشتباه گرفت"، برای صحنه تنظیم شده‌است.
با این پیش‌زمینه انتخاب این اثر، ... دیدن ادامه ›› گزینش جذاب و قابل تعمقی‌ برای علاقمندان تئاترست.

متن درباره مواجهه و مشاهدات پزشکی‌ست که دریک مرکز نگهداری افراد دچار اختلالات اعصاب و روان و بیماری‌های خاص مربوط به آن، مشغول به‌کار می‌شود و درنظر دارد مسیری به جهان آنان بازکند. و با وجه نمایشی به شناخت بیشتر این گروه، بپردازد. در طی اجرا، بیماران به صحنه می‌آیند و هرکدام درباره‌ی بیماری و اختلال‌شان، توضیحاتی می‌دهند. اما آنچه در نهایت ازاین مواجهه باقی می‌ماند چندان تاثیرگذار نیست. و عملا قادر به نفوذ به ترسیم عمیق و درستی از وضعیت هر بیمار و موارد مورد طرحِ متن اصلی، به مخاطب نمی‌شود.
جهانِ هر بیمار چنان به‌شکلی فانتزی، و غیرقابل باور طرح و ارائه می‌شود که گویی فاقد هرگونه واقعیتی‌ در وجود چنین نمونه‌هایی‌ست. با وجود آنکه، متن اصلی و کتاب مورد نظر دکترساکس، تمرکز بر ارائه‌ نمونه‌هایی واقعی و نادری‌ست که در مراکز ویژه وجود دارند و کمتر با آنها مواجه و معرفی شده‌است، اما چنین آشنایی برای مخاطب برقرار نمی‌شود و او را عملا به دنیایِ متفاوت این گروه پیوند نمی‌زند.
نزدیک‌شدن به این موضوعات، با وجود پیچیدگیِ ذاتی در این گروه از بیماران، تنها یک اجرا و یک تجربه‌ی صحنه‌ای نیست، به ویژه که در همین چند ماهه اخیر، نمایش‌های بسیاری با موضوع تیمارستان و یا پرسوناژهای اختلال روانی، بر صحنه، پیاپی آمده‌اند. لازمه‌ی چنین انتخابی، درک و تحقیق بسیاری از این دسته بیماران خاص‌ست که در اجرا، پرداخت موفقی شکل بگیرد.
"مردی که.." نمایشی‌ست که بیشتر نمونه‌ای کارگاهی و یادآور اجرای پایان ترم‌ست، تا اجرایی حرفه‌ای با المان‌ها و استخوان‌بندی قرص و محکمی که حداقل برای یک اجرایِ قابل قبول، مورد نیازست.
آنچه در صحنه دیده می‌شود، در سطحی ابتدایی، و آماتوری‌ست که قادر نیست در هیچ بخشی، قدرتِ کارگردانی و یا بازیگری، محتوا و فرم را به معرض بگذارد؛ نه محتوا عمقی دارد و نه بازیها چنگی به‌دل می‌زند. صحنه و میزانس‌ها، گاهی چنان شلوغ ومغشوش است که عملا شلختگی غالبی را منتقل می‌کند تا قرار باشد فضاسازی درستی از مرکز نگهداری افراد دچار اختلال اعصاب و روان ارائه دهد.
دکور و صحنه‌پردازی، هرچند تلاش‌هایی دارد اما در جهت تکمیل محتوایی اثر، کارکردی ندارد و عملا نمی‌تواند به‌عنوان یکی از عناصر دخیل در اجرا، تاثیرگذار باشد.
از رضا مولایی با درخشش نقش‌های بسیاری از او، و سابقه حضور سالیان زیاد در حوزه تئاتر، انتظار می‌رفت انتخاب و اجرای متنی صحنه‌ای، چنان باشد که مخاطب پس از تماشای اثر، چیزی با خود برای اندیشه و تجربه، ببرد که چنین مهمی دست نمی‌دهد.

نیلوفرثانی
آااااخ که من چقدر به خاطر اون ۶۰-۷۰ دقیقه ای که برای دیدن این نمایش تلف کردم خودمو سرزنش کردم
۱۷ بهمن ۱۳۹۸
ممنونم میم جان از نظرت چقدر خوشحال شدم نظرتو برام نوشتی ... فکرکنم از معدود کسانی بودیم که دل به دریای این نمایش زدیم :))
۱۷ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید