تیوال نیلوفر ثانی | دیوار
S3 : 17:35:44
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
من بی تو
من بی عطر ِدست هایت
در آستانه ی ِسردی ِیک زمستان ِممتدم
در پسامرگ ِبهاری که
در گلوگاه پاییز
نام تورا میبرد و به انتهای خویش میرسد
و دردی خونین
به کوچ آخرین پرستـو گره میزند
من بی تو
من بی عطر ِزندگی
درواپسین لحظه ی خویشم
تو غرق عطر انار و باران
سرخوش ِآمدن پاییـزی
من در غربت ِزوال ِبرگ های پریشان
سرگردانم
تو ... دیدن ادامه » در انتــظار تماشای ِیک دل سیر
یلدایی
من بوقت ِتلاشی ِنستوه ِامیــد
لب مرزم
جان میکند این تخدیر ِآخرین
این نمانَم ِاشک های سُریده بر گونه
این غروب ِ آرزو
این امیدِ تلالوی ِصبحی در عمق ِچشم های تو
و بخواب میرود این حقیقت ِنشئه ی داشتنت
دراین صبوری اندوه رنگ
دراین آخرین پاییز
دراین آخرین بدرود ِبن بست ...

نیلوفر ثانی
شهریور94
بى نهایت زیبا..
۲۶ شهریور ۱۳۹۴
در سمفونی مرگ،پا و برگ سرود ممتد سرسام سر می دهند و با شیون مغز استخوان در برف سرما سوز زمستان همنوا می شود... آری تمرین فردای سبز این گونه می کنیم...

حس مرا این شعر اینگونه به وجد آورد...

زیبا سرودی، بانوی حس واژه ها
۲۹ شهریور ۱۳۹۴
درود جناب سنایی دوست ارزشمندم ممنونم از لطفتون
واینگونه تا هزاره های پی در پی در زمان تکثیر میشویم ...
۳۱ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوســتم بدار
حلول ِنیــلوفری درسنـگ
به اعجـاز بـاران ِتو بود..

نیلوفر ثانی

تایپوگرافی شعر:
http://s6.picofile.com/file/8199868868/%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D9%85_%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%B1.jpg
خاتم ثانی شب خوش من دیروز از یکی از دوستان شنیدم که شما مجموعه اشعارتون رو منتشر کردین از این بابت صمیمانه به شما تبریک می گم و امیدوارم هر روز موفق و موفق تر باشین
۲۵ تیر ۱۳۹۴
لطف ومحبت داری وخوشحالم از داشتن دوستان خوبی که وجودشون لذت بخشه ..
امیدوارم بیشتر ببینیمت صبا جان ..
۲۸ مرداد ۱۳۹۴
خیلی بزرگواری نیلوفرجان هروقت کتابت به دستم رسیو ازخوندنش لذت بردم یادمهربونیات میوفتم ایشالا:)ممنون
۲۸ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو را دیدم
در هاله ای از مه
در نم نمای روشنـای ِصبحی
که تا انتهای افق دامن کشـید
در صبوری ِتابنــاک ِفرصتی
که مجال خودنمــایی یافت
در عبور نســیم از سطح ِسنگ
در هوای سَـروی
که از بــهار میخواند

تورا دیدم
خلوص ِتعبیر ِعاشقانه ایی
و آشنای زمزمه های خلوت تنــهایی
نشانی از اجابت ِرویـا
وتعبیر خوابی که عین ِبیداری ست

تورا ... دیدن ادامه » دیدم
در عرصه ی انتــظار
در آشوب ِراههای بسیـار
در تقلای ِمقصـدی که دور بود
و آمدنی که اتفــاق نمی افتاد
وآئینه ای که لحظه ای
دوراز غبــار نمی ماند

تورا دیــدم
ضرب آهنــگ ِزندگی
در طپش های ِدل ،نواختن گرفت
و ترانه ی امیـد
سرآغاز ِتماشــایی ترین لحظه ها

چه بوی ِبهار نارنجـی
چه پرنده هایی باز گشـته از کوچ
چه پروانه هایی ،آمده از پیله برون
و چه بــارانی..
زمین دوباره زیبــا شد..

تورا دیدم
جهانی درمن غرق ِتماشا شد ...

نیلوفر ثانی
موسیقی بی کلام :
Ardemund Orchestra - Fairy Dream
http://s3.picofile.com/file/8190709934/Ardemund_Orchestra_Fairy_Dream.mp3.html
چه عجب خانم ثانی! خیلی وقت بود از شما شعری نخونده بودم.
تو را دیدم...
جهانی در من غرق تماشا شد...
۲۲ تیر ۱۳۹۴
به دوستان خوبم که مهر و لطفتشان از واژه ها میگذرد و بر دلمان سرازیرمیشود

رد میشـود از واژه
میگذرد از زمان
میبــارد بر صورتَ‌م
بارش ِخنــده های ِتو ...

نیلوفر ثانی
۲۸ تیر ۱۳۹۴
ممنونم ابرشیر عزیز
و بیکران سپاس


و با درود به خانم ثانی ارجمند و مهربانمان .
۲۸ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به خواب هزارساله ی درختی آمدی
که درغیاب پرنده
آنقدر تقدس یافت که دخیل بند زائران شد
تو از هر پرنده آشناتری
ازهر معجزه
حقیقی تر
و چشمهایت روشنی بخش ِ تمام اعصار ِتاریکی

من آن درختم
شاخه شاخه ام ازخیال تو
میل جوانه گرفت
و رکود سالیان پی درپی
راهی به اعتلای یکباره

من گذشته ام از عبور فصلها و روزها
از ... دیدن ادامه » انجمادها و برهوت ها
وامروز در آخرین لحظه های تنفس ِخاکستری
سبزینه ی هوای تو درمن دوید
هیاهوی زندگی بیدار شد
ریشگی به موطن ِعشق
دوباره جان گرفت

حال برمزار هرچه رخوت و درماندگی
مرگ و نیستی
انتظار و تباهی
به اشتیاق بودنت ،میخندم
تاهزارسال ِدیگر
دل به آمدنت میبندم

نیلوفر ثانی
دهم خرداد94
موسیقی بی کلام از SecretGarden
http://s3.picofile.com/file/8190520650/03_Songs_from_a_Secret_Garden_Www_AvazMusic_coM_.mp3.html
عالی مثل همیشه...
۱۲ خرداد ۱۳۹۴
درود لیلاجان ممنونم از توجهت ...:)
۱۴ تیر ۱۳۹۴
بانو ثانی گرامی حقیقتا از لحن صمیمی و ساده اما تاثیر گذار شما حیرت زده شدم!
سبزینه ی هوای تو در من تراوید...
۲۶ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهــار تویی
که هرشاخه ی ِشکسته ام
باتو هـوس ِجوانه میکـند ..

نیلوفر ثانی
31 اردیبهشت 94
تایپوگرافی شعر :
http://s3.picofile.com/file/8189995968/%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1_%D8%AA%D9%88%DB%8C%DB%8C.jpg
زیباست
۰۳ خرداد ۱۳۹۴
بی نهایت زیبا..
مرسی بسیار..
۲۴ تیر ۱۳۹۴
درود برشما ممنونم ...
۲۴ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دریغ از سیاهی تنهایی
که با تو اسیر روشنی میشود
و کام آرزوهای محال
چه گوارا

بی تو چقدر خالی ام
حتی از سکوت ِسنگ
از نجوای رویش ِسبز
از تقلای ِشب پره ها
از آمرزش ِمدام عشق

و باتو چه سرریزم
از شعله های شرر بار اشتیاق
از عبور ماه نشین ِشب
از تماشای شکوه ِ سرو
از ... دیدن ادامه » شراب کهنه ی چشم هات

باتو که از یاد نرفتنی
از حرف نگفتنی
از کلام و واژه نمیشود رها شد از سرودنت
نمیشود پشت کرد به اینهمه اتفاق شاعری

ساده میشوم
برای عبور از لب هایت
که طعم زندگی میچکاند
به جان خسته ام
وهوس انگیز پر میشود
مزه مزه ، از عشق
ذائقه ی دلم

فریفته میکنم این لحظه را
مفتون بودنت
لبریز تو
که دراین بی اعتباری
تنها کسری از یک خاطره نباشد


نیلوفر ثانی
عالی بود...عالی...

۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴
عالیه...
۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴
درود سهیلا جان ممنونم عزیزم
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ببخشید شما ؟!!
آلزایمرم باز عود کرده ست
کسی شبیه تو بود
یا تو شبیه کسی ؟!!
اینبار یادت باشد
ناآشنایی گاهی بهتر از
رو کردن خاطره های خاکستری ست ...

نیلوفر ثانی
*
شمارا اگرچه نمیشناسم اما چقدر شبیه آن آشنای ِ من هستید ... همانکه از چشمانش باران عشق میبارید و از نفس هایش عطر ِماه و اقاقی و دست هایش همیشه ی خدا ، طعم اردیبهشت میدادولبخندش بوی انار ..
همانکه همیشه سرو بود ،قامت ایستاده و استوار و اگردلش میگرفت ، گوشه ی دامنم به اشکی سبک میکرد دلش را ... و باز لبخند و مهربانی ، میپاشید به رنگ باهم بودن...
شعر حرف اول و آخرمان و نت های سکوت مملو از حرفهایمان
وعشــق تسکین دردهای بی شمارمان، وقتی از زخم های پی در پی
دست یکدیگر را گرفتیم ، وقتی از آه ، به مرهم بوسه رسیدیم

شمارا ... دیدن ادامه » اگرچه نمیشناسم اما چقدر نگاهتان آشناست ... همان اندوه محزون همیشگی ، همان برق جسارت از دل خواستن ، همان وفاداری ِحتی به بند ِهزار بن بست ...همان نگاه سرشار از شب ... همان آسودگی ِاطمینان بخش
همان همیشه ماندن ... اما ...
نه شما را نمیشناسم شما که امروز آمده اید ،حتما روزی ، جایی ، کسی را ترک کرده ای ، روزی رفته اید ... شاید همان روز ، همان مانده پشت سر ، همان تَرَک خورده از بغض های فرو خورده وُ اشک ِگوشه ی چشم ، شاید همان، من بودم

آلزایمرم عود کرده ست ...
نه شمارا نمیشناسم
این روزها دیگر آدمی ، هیچ آدمی را نمیشناسد ...
نگاه نکنید به سلام ها ، درودها
به آمدن ها ، دوستت دارم ها
اینها همه افتراهایی ست که به حقیقت میزنند
آدم ، آدم ست ... هزار تکه میشود اما ، آدم نمیشود ...

نیلوفر ثانی
اردیبهشت 94
خانم ثانی عزیز ، خیلی زیبا و با احساس بود .پیروز و پاینده باشید.
۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
حتما روزی .. جایی.. کسی را ترک کرده ای... :(
۱۴ تیر ۱۳۹۴
سپاس لیلا جان :)
۱۴ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روزی شهادت میدهی
هر حرف که گفتیم
هر شعر که خواندیم
طعم انار و دارچین داشت
و جهان ِما
به اندازه ی بوته ی یاسی بود
آویخته از لب هایمان

نیلوفر ثانی
تایپوگرافی شعر:
http://www.8pic.ir/images/nexpwqpf1vl9a4bgczub.jpg

عالی بود بانو...
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
شما لطف دارید،،،،، نفرمایید.
استفاده می کنم و از لحظات شاعرانه تان لذت میبرم....ممنون که هستید
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
شمادوستان فهیم و باارزش تیوالی ، افتخار من هستید ..
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ببین همین بهار موعد هم
بی تکلم یک ریز حرفهای بارانی ات ،طراوتی ندارد
ببین همین سال مردگی از نبود دستهایت شروع شده
همین بی پرندگی از آسمان
همین بی ریشگی از شاخه ها
ببین تو نباشی روزهای کشدار ِزندگی ، خمیازه های بلند خداست
وقتی عشق هست و دست هایش را نمیگیریم
بی قراری هست و نمیبینیم

شاید باید قراری بگذاریم
روبه روی هم توی یک کافه ، فنجانی قهوه و بی حرف
و هزار نگاه بدهکار مانده از سالها ، قبل
شاید دیگر وقت تمام شدن اینهمه بی خاطرگی ست
اینهمه صندلی ِخالی روبرو
اینهمه شعر ِبی مخاطب
اینهمه ... دیدن ادامه » اردیبهشت ِ بی عطر دلدادگی
شاید دیگر وقت ِتمام شدن ِ لحظه های بی بوسه َست
وقت ِعبور از ِپرسگی های مدام بی طپش
وقت ِسررفتن از انبوه ِثانبه های کسل
شاید وقت ِخیرگی به حلقه های موی افتاده بر پیشانی ست
وقت ِمحو برق چشم های بارانی
وقت ِعاشقی

شاید وقت آن رسیده باشد ...
بیا قراری بگذاریم..

نیلوفر ثانی
بهار94
خیلی زیبا بود بانو نیلوفر عزیزم...
شاید وقت آن رسیده باشد...
۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
روبروی هم توی یک کافه... :)
همیشه دلم میخواد این صحنه پراز حرفایی باشه که رنگ خاطرش هیچوقت کمرنگ نشه...
۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴
خاطره را باید ساخت ... اگر عشق اشاره ای بکند
۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در روح ِکلمات ِمن
دمیده ای
من کاتب ِعطر ِنفس های توام

نیلوفر ثانی

تایپوگرافی شعر :
http://www.8pic.ir/images/g2u8xupnwyp59nqi0uz4.jpg
مثل همیشه زیبا
۱۶ فروردین ۱۳۹۴
خانم ثانی گرامی ، درود بر شما . خیلی خوشحال می شوم که شما را دوباره در شب شعر " کافه الف " ببینم . متاسفانه بعد از اولین جلسه شب شعر که من شما را ملاقات کردم و از طریق فراخوان شما به این جلسه آمدم ، دیگر و در دوجلسه قبل حضور نداشتید . امیدوارم بار دیگر ... دیدن ادامه » شما در جلسه شب شعر حضور یابید.هم صحبتی با شما برای من و سایر دوستان لدت بخش است .به امید دیدار مجدد . پایدار باشید .
۲۳ فروردین ۱۳۹۴
جناب کلانی ارجمند پوزش مرا صمیمانه بپذیرید که متاسفانه حضورم در دوجلسه ی گذشته یکی بدلیل ترافیک کارها در روزهای اخر سال و جلسه ی گذشته بدلیل کسالتی که داشتم مقدور نشد ... اگر سعادتی باشد حتما درجلسه ی آتی خواهم بود و ازمحضر شما و دوستان خوبم بهره خواهم ... دیدن ادامه » برد
ممنونم از بزرگواریتان که یادم کردید
۲۴ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهار همین نزدیـکی ست
شبیه ِخنــده های ِتو
شبیه بوسه هـایت
در برهوت ِسـکوت
بر صحن ِعریان ِاحسـاسم
.
من درختی در انتظار ِشـکوفه باران
عاصی از رخوت ِزمسـتان
چشم درچشـمت
به لمس ِبهــار ِتو
دسـت تحویل ِسال را میبوسم
چه باک
باران و شـور و شـفا
بوی معـطر ِشعر
گمگشتگی زمین وُ زمان
بهـار ... دیدن ادامه » بودن توست
بهــار بهــار
::
در آمد وُ شد بی وقفـه ی سـالها
به سلوک ِکاشـفان
در کسوت ِشــاعران
به همدستی ِجنون و کلام
بر پنجره ی نگاه ِتو
حـلول کرده ام
چه تابناک طعم بودنت
چه درخشـان آمیختگی مرزها
چه آرام تعبـیر منزلت ِعشـق
چه آفتـاب
چهار گوشه ی نمـُور جان
.
من مختـصر در حـروف ِنام تو
در زمزمه های اشـتیاق
در امتداد لحظه های ناب
کمین چیدن ِبهـار تو
ساعت نشین ِشـروع سال میشوم
چه باک
بهار همین نزدیکی ست
بهـار بودن توست
بهــار بهــار

نیلوفر ثانی
26اسفند 93

چقدر زیبا بود...
:(
!
۲۹ اسفند ۱۳۹۳
بانو ثانی نازنین...
هرچند دیر ولی آرزوی خوش کردن که زمان نمیخواهد..
آرزوی بهترین احوال را برایتان دارم پراز عشق بی درد وبی ناراحتی!
۱۹ فروردین ۱۳۹۴
لیلای خوب و مهربانم ممنونم از لطفت که دنیایی ارزشمندست ..
برای تونیر بهترین لحظه های خوش پیش رو باد ... که عزیزی
۱۹ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اینجا دلی
غرق ِخون َست
عشق را بگیر
تفهیم ِاتهـام کن

نیلوفر ثانی
اسفند93

تایپوگرافی شعر :
http://www.8pic.ir/images/f0n1sxrov0a8lei5pk93.jpg
:) درود
آقای ابشیرینی
۱۸ اسفند ۱۳۹۳
نبُوَد سهم من از واژه ی عشق
چیزی جز خونِ دل از حسرتِ عشق

اگه جایِ شِکوِه ها گریه کنم
کوه را یک شبه آوار کنم

۱۹ اسفند ۱۳۹۳
جناب سلیمی ارجمند
*
شانه به شانه ات ایستاده ام
ای عشق
تا فرجام زندگی مگر
در دست های ِتو
اتفاق افــتد ...
نیلوفر ثانی
۲۰ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

حواست هست ناجی کلمات من شده ای،
که در شط جنون
خودرا به آب و آتش میزنند ؟

دستم به واژه خو گرفته بود
تو نبودی و من
در انتهایی ترین کنج ِمویه
عاری از هر کلام و شعر بودم

تو نبودی و من
در شأن ِفانوس خیال
درسایه های ممتد
اسیر بودم

تو ... دیدن ادامه » نبودی و من
تنهاتر از همیشه
دور از عطر اقاقی و یاس
رسالتم را گم کرده بودم
و حواسم بی لمس بلندی سپیدار
در افول مدام حقیقت
زوال را تکرار میکرد

تو نیودی و من
دلخون رویایی که برایم بند می بافت
و آشفته ی حضرتی
که به ایمانم میخندید
و غروری که دریأسی مفرط
به جانب بیهودگی
سرازیر میشد

وامروز که بیدارم در چشم های تو
و سبزم در دست هایت
سر به گوشه گوشه ی تو
بهار‌‌ نام تو شده ام
تو ناجی ِ هرباره ی کلمات من
من درموسم ِبازگشت ِتو
همیشه گل بارانم ...


نیلوفر ثانی
اسفند93
بسیار زیبا
۱۳ اسفند ۱۳۹۳
زیبا بود
من در موسم بازگشت تو
همیشه گل بارانم
۱۳ اسفند ۱۳۹۳
درود و سپاس دوستان ارجمتدم..
متین عزیز،سارای مهربان ..جناب معتمد ..ممنونم از لطفتان
۱۳ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من به جانب ِروشن ِروایت تو
به دست چینی کلمات آمده ام
از لب هایت سیب
از چشم هایت
اشاره میچکد
و من فکرمیکنم چه خوب ست
دوباره باتو
پرت ِسرزمینی دور شوم...

نیلوفر ثانی
زیبا بود
۱۱ اسفند ۱۳۹۳
زیباست
۱۱ اسفند ۱۳۹۳
ممنونم دوست ارجمند
۱۱ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلم گرفت
از احتضار ِاینهمه شعر
از بوسه های پَر
بر قساوت ِقفس
دلم گرفت از نبودن ِتو
از نبود ِاعجاز عشق
تا آخرین نفس


نیلوفر ثانی
سه ستاره
۰۹ اسفند ۱۳۹۳
به جان شعر می افتد
نبودت
میسوزد واژه...
۱۲ اسفند ۱۳۹۳
دوست ارجمند آقای نوبهاری خوش قریحه ..
صورت شعر سرخ ست
نمیایی و هرروز
با نام تو
آبرو داری میکند
ن.ثانی
۱۲ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو رفتی وُ من
در آسـتانه ی ِآغازی دیگرَم

آغـاز ِتمـام شـدنَم..

نیلوفر ثانی

تایپوگرافی شعر :
http://www.8pic.ir/images/3rsc43cx9u2w7irextr9.jpg

حقیقتیه.

۰۶ اسفند ۱۳۹۳
:(( بسیار زیبا
نیستی...
ودر من فصلی شروع می شود
به نام پایان

۱۲ اسفند ۱۳۹۳
سپاسگزارِ شما دوست ارجمندم اقای نوبهاری
عالی نوشتید ...
۱۲ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حال ِدلباختگان منتظر ِدوردست
شبیه آن بادبادک ِگیر افتاده
میان ِشاخه های ِدرخت ...
شاید دستی
شاید بادی
شاید ایستاده مردن

نیلوفر ثانی
خشک و زرد شدن بادبادک زیر آفتاب رو انگار به چشم میشه دید...
عالی بود ..
۰۳ اسفند ۱۳۹۳
شرمنده می نِـموئی؟!:))
گران بها قطع به یقین نوشتار شما بود...
۱۰ اسفند ۱۳۹۳
عزیزی :))))
۱۰ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میکشم
طرح ِ تســخیر ِقـلب تورا


متهــم میشوم به
کودتــا ...

نیلوفر ثانی
تایپوگرافی شعر
http://www.8pic.ir/images/yhq2ezmcst60njtc6rct.jpg
تعبیر بسیار زیبایی ست .همیشه بر این نظر بوده ام که به کار گیری واژگان جدید در نوشتار ادبی ، جسارت می خواهد و این جسارت را ما در وهله اول از حافظ عزیز یادگرفته ایم . مثلاً آن جا که می گوید : مزرعه سبز فلک دیدم و داس مه نو | یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو .
" ... دیدن ادامه » مزرعه سبز فلک " ، یک وازگان نو و تر و تازه است .
شما هم ، بانوی گرامی ، " کشیدن طرح تسخیر قلب " را به کار برده اید،
و این واژه زیبایی ست . پیروز و پایدار باشید ، دوست عزیز .
۲۸ بهمن ۱۳۹۳
قشنگ بود...مرسی خانم ثانی گرانقدر با ذوق
۲۹ بهمن ۱۳۹۳
سپاس از وجود و دوستی شما ابرشیر ارجمند
۳۰ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو میدانی
ویرانی یعنی چه؟

و از دوری باران و بهار
گریستن ،التیام رنجی نیست
التهاب ِتبخیر ِبرکه را
و دراتفاق عابر
یک سلام ِخالی
عبور ِبن بست ِکوچه را

زخم های مرا دیده ای و اشک های مرا شمرده ای
تو میدانی
چه عمقی دارد اندوه ِبی خلاص
و چه دردی دارد
قصه ی ِناتمام
وچه ... دیدن ادامه » تنهاست ماه بی آسمان
ماهیِ بی دریا

رج به رج مرا خوانده ای و کلمات مرا
به عطر همدلی خود آغشته ای
و میشناسی
آشفتگی راه ِقاصدک
به دست ِبادها
و پریشانی تک درخت
بی اطراق پرنده ها

تو میدانی
جستجوی نور در سریر سحر
پرسه های مدام در هجمه ی تاریکی ست
و زاییدن شعر از بطن سکوت
چله نشینی ِواژه ها
در صحن ِآزادی ست
که درد دارد محبس ِخاموشی
به جبر ِبی رویا
و پرمیشود از غفلت
بالهای بی پرواز

تو میدانی و من در آخرین روزن
در هجوم مدام دلتنــگی
به تلفظ نام تو زنده ام
مونس ِصبر ِصمیمی
من از درگاه کلمات ممنوعه
به هبوط ِهجرت وتنهایی
افتاده ام
و سهم بهشت را
بی هیچ طغیان ،باخته ام

اینک تمام جهان در من
خلاصه ی یک آواز غمگین ست
در غربت ِچشم براهی
درغروب ِسرخ ِبی تکلم
وتو میدانی
من لبریز تمام ویرانی ِانتظارم

نیلوفر ثانی
بیست و دوم بهمن 93

موسیقی بیکلام
John Williams
Theme from Schindlers list
http://s5.picofile.com/file/8169989342/John_Williams_Theme_from_Schindlers_list_www_vmusic_ir_.mp3.html
چونان همیشه
زیبا..

درود بانو ثانی
۲۵ بهمن ۱۳۹۳
درود نسیم جان .. ممنونم از لطفت ..مشتاق دیدار
۲۵ بهمن ۱۳۹۳
سعادتی است دیدار مجدد شما دوستان پرانرزی
۲۷ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تکیه به شانه ات
بزرگم میکند
_ تمام قد ِعشق _
خسته است پرنده ی کوچک
پنـاه تو کجاست..؟

نیلوفر ثانی

تایپوگرافی شعر:
http://www.8pic.ir/images/vwmezzwrj1xi7cxgm3bz.jpg
بانو جان
بسیار زیباست...
۲۰ بهمن ۱۳۹۳
مرضیه ی خوبم ممنونم از لطف و حس انرژی بخشت ...خوشحالم میپسندی:)
۲۱ بهمن ۱۳۹۳
درود دوست بزرگوارم اقای ابرشیر عزیز ... من از شما ممنونم که مرا میخوانید..:)
۲۱ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید