تیوال نیلوفر ثانی | دیوار
S3 : 14:09:32
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
گزارشی از روزنخست نوزدهمین جشنواره‌ی تئاتر آئینی_سنتی
دوشنبه 21 مرداد98

در نخستین روز نوزدهمین جشنواره‌ی تئاترآئینی_سنتی درتهران، دو اجرای "کابوس‌های مرد مشکوک" به کارگردانی ملیکا رضی از تهران و "آبگوشت زهرماری" حسین اسدی کاری از گروهی بوشهری در سالن سایه و چهارسوی مجموعه تئاتر شهر به اجرا درآمد.

کابوس‌های مرد مشکوک، اگرچه شاخص‌های تئاترسنتی ایرانی و سیاه‌بازی در آن حائض اهمیت‌ست اما ازجایی به بعد متن واجرا دچار افت می‌شوند.
بازی بازیگران جاافتاده و قوی‌ست اما حتی بازی‌ها، ریتم و خط روایی داستان، قادر نیست تا انتها دریک سطح از انرژی و کیفیت باقی بماند کاراکترها، سرسری پرداخته شده‌اند و به نظر می‌رسد، متنی شتابزده تنها با المانهای تئاتر سنتی، سرهم شده تا اوقات خوش و طنزی را برای تماشاگران فراهم آورد.موسیقی زنده سرصحنه جذاب و کارآمدست و به خوبی تکمیل کننده‌ی روند داستان وهمسو با رخدادهای آنست اما بازنمایی به شیوه‌ی موثری برای ربط تاریخی و یا تئاتر ایرانی و روحوضی نمی‌شود.

کابوس‌های مرد مشکوک، کابوس مردی‌ست که درگیر یک سری اتفاقات در شورش اهالی چاله میدان می‌شود و ماجراهایی را پیش می‌آورد که حکایتی از فساد حکومتی و بلبوشیِ اجتماعی آن زمان‌ست.. ترانه‌های فولکلور ایرانی_سنتی را که قدیم‌ترها درمحافل زنانه می‌خواندند و بزم می‌گرفتند، دراین نمایش اجراگران ،اجرا می‌کنند که اوقات مفرحی را سبب می‌شود.
نمایش با حدود ۹۵ دقیقه زمان اجرا، زیاده‌گویی دارد و از جایی به بعد اضافاتش، خسته کننده می‌شود.

*
” آبگوشت زهرماری” کاری از شهرستان خارک و با تطبیق آئین و سنت محلی بوشهری، با آواها و موسیقی آن منطقه، متنی از آرش آبسالان را به صحنه می‌آورد که با کارگردانی حسین اسدی، درخور توجه و تحسین‌ست.

آنچه بر صحنه اجرا می‌شود،حرفه‌ای، و حاصل تلاش و تسلط این گروه شهرستانی در اجرایی سنگین و پراز نقش های متعدد و بازی در بازی‌ست که با موسیقی جذاب زنده و سرصحنه، چنان چفت و بست درخشانی دارد که مخاطب را با آئین و نمایشی صحنه‌ای_سنتی، همراه می‌کند
اتفاقات ... دیدن ادامه » در مطبخ خان بوشهر برای چاره‌جویی مطبخیان به برگرداندن اشتهای خان به خوردن خوراک می گذرد ودست آخر به آبگوشتی زهرماری ختم می‌شود.

نورپردازی، دکور ، بازیهای گیرا و تمرین شده، حاصل زحمت گروهی‌ست که بدون شک با تمرین‌های زیادی همراه بوده است.
آبگوشت زهرماری، ضمن پرداخت به داستانی بومی وتاریخی، فانتزی مورد نظر خودش را نیز پیش می برد اگرچه متن در بخش‌هایی افت و خیز دارد اما پایان‌بندی، ناامید کننده است.
بااین حال، برای دیدن یک نمایش آئینی و سنتی ایرانی، با جذابیت و کمدیِ پنهان در آن، “آبگوشت زهرماری ” انتخاب مقبولی‌ست که تماشاگر را راضی و خوشنود، بدرقه می‌کند.

نیلوفرثانی
گزارش اختصاصی برای سایت پایگاه خبری تئاتر
شناسه خبر : 57087 | تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۸:۰۳ | ارسال توسط : پایگاه خبری تاتر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جشنواره ی تئاتر ، تجربه ای برای مخاطبان و علاقمندان تئاتر یا اصحاب و اهالی رسانه؟؟
"رفع تکلیف یا هدفی ارتقایی ؟"

بازهم با معضل فروش بلیت های جشنواره ی تئاتر در سالهای اخیر روبرو بودیم .. با اعلام قبلی دبیرخانه جشنواره جمعه 19 بهمن ساعت 12 ظهر سایت ایران نمایش اقدام به فروش بلیت همگانی کرد درحالیکه از دوروز قبل، با کدخبرنگاری ، اهالی رسانه می توانستند براحتی برای هر نمایش باظرفیت های بسیار محدود ساان ها که بطبع تعدادی از جایگاه ها برای داوران ومهمانان در نظرگرفته می شود، بلیت شان را تهیه کنند.
در ساعت مقرر نمایش "مقدس" سعدی محمدی، در سالن حافظ با آن تعداد زیاد صندلیها ، "ظرفیت تمام شده" اعلام شده بود و سهم تماشاگر عادی و حتی دانشجویان (0) شد
نمایش "یک تئاتر کوچک از انتهای دنیا" فرانسه در سالن حافظ نیز با همین مشکل حتی "بدون صندلی" هم هیچ ظرفیتی برای خرید وجود نداشت .
سایر نمایش های خارجی هم بدلیل سالن هایی با ظرفیت کم ، ردیف های آخر و در حد چند صندلی فقط باقی مانده بود
سالن اصلی تئاتر شهر، سهم تماشاگر تئاتر ردیف 10 به بعد بود .. یعنی 9 ردیف کامل در انحصار مهمانان و خبرنگاران ...
این سیاست نادرست و تقسیم جایگاه ها و سهمیه ی الویت بندی شده نامتناسب برای مهمانها و خبرنگاران، از اساس تبعیض شدید به علاقمندان و تماشاگران تئاتری ست که مجدانه سالها از تئاتر حمایت کرده اند و نیازمند تجربه های جدیدتر و ارتباط با امکان های دیگری از هنرهای نمایشی و صحنه ای هستند درحالیکه از نظر دست اندرکاران جشنواره ی تئاتر، وجناب برهانی مرند(دبیر جشنواره که استاندارد این جشنواره را جهانی اعلام کردند) گویاحضور خبرنگاران الویت ست و تنها یک ردیف آخر هر سالن در نمایش های خارجی به تعداد کمتر از انگشتان دست ،سهم مخاطبان...
حال سوال این ست:: ؟ اگر ظرفیت های سالن ها کم ست، چرا تمهیدات و برنامه های درست تری فکر و اجرا نمی شود ، اگر کافی ست چرا باید چنین تقسیم نادرستی آنهم برای نمایش هایی که تنها یک یا دو اجرا دارند درنظرگرفته شود؟
اگر جشنواره ی تئاتر، کاری فرمالیستی و صرفا تبلیغاتی از یک رزومه ی کاری ست ، روشن کنید که علاقمندان تکلیف وانتظارشان را بدانند
نه با تیترهای درشت و خودنمایانه از تبلیغات محیطی جشنواره در مترو و اتوبوس ها ،خوشحال باشید و جلب نظر کنید که چه خدمتی برای تئاتر دارد صورت می گیرد درحالیکه حتی قادر نیستید برای تعداد اندکی از تماشاگرانش ظرفیت سازی کنید.
جشنواره ی تئاترهم دارد به یک مراسم فرمایشی و سفارشی تبدیل می شود که اساسا قصد و هدفی برای رونق هنر و اعتلای هنرهای نمایشی ندارد بلکه تنها می خواهد اعلام حضور کند و بس ...

نیلوفرثانی
20بهمن ... دیدن ادامه » 97

خانم ثانی عزیز نکات بسیار خوبی رو اشاره کردید،من هم دیروز بلافاصله بعد از باز شدن سایت فروش با این مشکلات مواجه شدم،و متاسفانه چنتا تاتر خارجی رو از دست دادم،چون از همون اول ظرفیت‌ها پر شده بود،تاسف انگیزه سیاست غلط و شیوه ی نادرست تقسیم بلیطها توسط ... دیدن ادامه » مسولین جشنواره،توهین آمیزه این رفتار و قطعاً توهین به شعور مخاطبیه که یک سال منتظر چنین رویدادیه،مخاطبی که امید میبنده به دیدن چنتا تاتر خوب خارجی و بعضاً داخلی،ولی با این سیاست‌های غلط و تأسف بار مجریان جشنواره روبرو میشه.
۲۰ بهمن ۱۳۹۷
درود بر شما خانم ثانی

ابتدا تشکر میکنم از یادآوری ها و اشارات درستی که داشتید و همین طور اجازه میخوام دو پی نوشت کوتاه در همین مورد داشته باشم:

+ ابتدا اینکه اگر ابتدا تا انتهای جشنواره تئاتر فجر رو مرور کنیم و برای مثال بازه زمانی دو دهه اخیر رو، اتفاقی ... دیدن ادامه » که افتاده بیشتر نوعی توافق برای تبدیل جشنواره به "دورهمی برای تحمیل سلیقه رسمی" بوده، شاهد مثال ش رو اگه راه دور نریم میشه در برنامه اجراها دید که یازده مورد از اجراها شامل نمایش هایی میشه که طی ماههای اخیر نوبت ها رو داشتند و یک سالن هم که طی هر روز جشنواره فقط یک نمایش از متولی محترم ش رو اجرا داره
اصلا نمیخوام اشاره کنم به تجربه فستیوال تئاتر دوبلین و اینکه تقسیم فرصت ها و دعوت سرمایه گذارانی که ماهیت فرهنگ و هنر رو درک میکنن از سراسر دنیا چقدر فرصت به هنرمندان مستقل میده تا نه فقط از ایرلند بلکه از سراسر دنیا دوبلین رو هدف گذاری کنند برای ارتقاء سطح بازی ها و دانش تئاتر خودشون، ولی در مقیاس خود ایران هم حقیقت اینه که جشنواره فجر و جشنواره ها -به استثنای تئاتر دانشگاهی که بنیان ش فرق میکنه- بیشتر همون کارکرد تحمیل سلیقه رسمی شون رو حفظ کردن، فقط فرق ش اینه که بقیه سال فضا بخشنامه ای تر هست و اینجا محترمانه تر !

++ دوم اینکه فکر میکنم مساله " درخشش پرستی " بعضی هنرمندان و اساتید محترم هم مزید بر علت شده تا مثل اجراهای طول سال که بلیت های ردیف جلو رو برای حامیان شون میگذارن و کمی تا قسمتی به بعضی همکاران من در روزنامه ها و سایت ها انرژی میدن برای تبلیغ کارشون سمت و سوی قضیه رو کلا عوض بکنند؛ خصوصا که اینجا دست دولتی هم در کار هست برای ترویج یک سلیقه مشخص که اگر این مدلی بودید می تونید رو حمایت x و yحساب باز کنید و زنده بمونید اگه نه سالن های خصوصی هست و ممیزی و بایکوت محترمانه که تازه، گروههای خارجی هم اومدن اجرا داشتن و این تحمیل سلیقه خاص و رسمی رو مهر تایید زدن

شادکام و پاینده باشید
۲۳ بهمن ۱۳۹۷
درود آقای عسگری عزیز ممنونم برای توضیحات کاملتون و اشتراک شون باما.. بله کاملا متوجه این دست جریان ها می شود شد و البته جالب آنکه آنچه ابراز یا تبلیغ می شود جهتی متفاوت دارد . ما در شرایطی از جامعه هستیم که گویا همه چیز حتی در سطح برنامه های کلان تر هنری ... دیدن ادامه » و فرهنگی رنگ و روی تظاهر و منفعت جویی های شخصی پیدا کرده واین از اسف بارترین اتفاق هاست
۲۳ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


کنش هنرمند تئاتر معاصر

تئاتر هرگز به سالن ها ختم نمی شود. نمی شود تاثیرات، فرم ها و محتوای بیانی تئاتر را تنها در انحصارِ گروه اجرایی و مخاطبِ صِرف دانست .نمی توان آنرا در چهارچوب های حصاری، و محدود به صحنه فروکاست. تئاتر باوجودِ بار معنایی، فکری و تاثیرگذاری اش، تا فراسوی دیوارهای سالن های نمایش ، حتی تا نهاد جامعه و مردم، گسترده می شود. تئاتر ارتباطی چند سویه و امتدادی بی انتها دارد. و هنگامی که هسته وجوهره ی حرکت آن، فعال شود، امواج آن منتشر می شود.

تئاتر می تواند، در حرکتی، کنش‌مند، با اتفاقات روز جامعه همنوازی کند، به آنها واکنش نشان دهد و بازتابی از آن، به نحوی انتقادی و مقاومتی باشد.. هم می تواند ،خود را در لایه های زمخت، بی تفاوتی چنان بپیچد که به آنچه پشت دیوارهایش در بطن جامعه، در درون مردم، درحال اتفاق ست، وقعی نگذارد.

هنرمند تئاتر می تواند، تئاتر را در مسیرِ احقاق حقوق مردم پیش ببرد،یا می تواند تنها برای قشر کوچک مرفه ای که تنها نیازمندِ مصرف کالای فرهنگی برای تسکینِ دمل های مدعی فرهیختگی ست ، نمایش تولید کند. و به اسم تئاتر فاخر و پرهزینه، سرگردنه ی مال اندوزی، تفکر و اندیشه ی مخاطب را راهزنی کند.

هنرمند تئاتر می تواند با تئاتر، معترض و منتقد باشد، می تواند خواهان اصلاحاتِ لازم برای غنا واعتلای تئاتری باشد که وجه مهمی از فرهنگ یک جامعه را برعهده دارد ... و یا می تواند، تایید کننده ی سیستمی باشد که تیغ های آخته بر روح و جسم تئاتر بر واردکردن زخم های پیاپی برآن، کشیده است .
می تواند انقلابی، آزادمنش، پویا و سلطه ستیز باشد، می تواند رخوت زده، تجملگرا، تجاری، مرعوب و سلطه پذیر باشد.
هنرمند تئاتر می تواند همگام با تئاتر به تغییر، بهبود و رهایی بیندیشد، می تواند از آن، سکوی پرتابی برای پر کردن جیب هایش از منفعت های مالی وتجاری بهره ببرد

هنرمند تئاتر می تواند در سالن های 5 ستاره، با انواع زرق و برق و ستاره های سینمایی، با کپی کاری های دسته چندم از اجراهای خارجی، با هزینه های گزاف ، برای خودش روزمه ی کاری پر کند و هم می تواند، در جهت اعتراض به شیوه ی گیشه محورانه ی موجود که ایجاد اندیشه و فکر و استقلال را از تئاتر می گیرد، علی رغم امکان بهره مندی از سالن های خصوصی، در سالنی دولتی دانشگاهی ، با حداقل بهای بلیط، اجرا برود.
هنرمند ... دیدن ادامه » تئاتر می تواند با ورکشاپ های به شرط اجرا، هنرجویان متعددی را با چند برابر نرخ متعارف، جذب کند و دست آخر به بهانه های قابل حدس، با چنددوره تمدید کلاس ها، از دور خارج کند
هنرمند تئاتر می تواند، بهای بلیت را بدعت و نامتعارف نرخ گذاری کند، در سالنی دولتی، ونه بازسازی شده، با صندلی های فرسوده، خودش کارگردانی کند، بازی کند، مونولوگ تحویل دهد و بجای ارائه و انتقالِ هنر، کاسبی کند.
هنرمند تئاتر می تواند مدعی حرکت اجتماعی و تولید هنر و فرهنگ برای طبقه ی متوسط و فرودست جامعه باشد اما مقاصد حزبی و ایدئولوژیکیِ منسوخش را متناقضانه باهنرِ ابزاری، درسالن های شمال شهر تبلیغ کند. و برای اثبات برتری جاه طلبانه اش، درحالیکه مجال هیچ نقدی را علیه اجراهایِ خود نمی دهد، نقادانه هر گروه نمایشی دیگری را که تلاشگرانه تولیدگرند، آمرانه بکوبد و متلاشی کند.

هنرمند تئاتر می تواند پرسشگرانه، از آنچه بطور ناخوشایندی در سراسر تولیدات نمایش های تجاری، با اتکا بر منفعت یک سویه ی صاحبان هنرست ، واکنش نشان دهد، بپرسد و پاسخ بخواهد.

هنرمند تئاتر می تواند با مخاطبش تعامل، نقد، و گفتگو پیشنهاد کند و موقعیت و بستر آن را فراهم کند .
مخاطبی که نقد ونظر او را از ارکان مهم یک اثرهنریِ صحنه ای بداند و تعاملی پیش ببرد.
وضعیت معاش اقشار مختلف تماشاگران را در نظر داشته باشد، و دراین برهه ی بحران، بیش از آنکه به سود چند برابری بیندیشد، به تولید و ادامه ی چرخه ی ارتباطی تئاتر و مخاطب اندیشه ورزش و پیوندی که نه صرف سرگرمی و تخلیه های روانی، بلکه تلنگرهای فکری و کنشمندست، اقدام ورزد.

هنرمند تئاتر می تواند گوش هایش را بگیرد اما جیب هایش را گشوده نگه دارد ، و یا می تواند، برای تنفس تئاتر درهوای تازه، زیر بارِ سفارش های سیستمی، ملاحظه کاری های مصلحتی، و فشارهای خارجی، نرود و حرکتی فعال و موضعی مشخص اتخاذ کند.

هنرمند تئاتر می تواند، با دستمزدهای چند ملیونی، وغیرمتعارف، بدون توجه به همدستی با تولیدگران نمایش هایی با هزینه های کمرشکن بلیت های چندصد هزارتومانی، بر تماشاگری که مشخصا دیگر قشر تئاتربین و فکور نیست، بی اعتنا به وضعیت حاکم بر جامعه اش، دستی در ویرانی تئاتر مستقل و جوانان هنرمند وگمنام دراین عرصه باشد، می تواند با مقاومت در برابر این چرخه ی معیوب، واکنش نشان دهد، اجتناب کند و موضع روشن داشته باشد.

هنرمند تئاتری که در مواجهه با شرایط نامطلوب اینروزهای تئاتر، سکوت اختیار می کند، و با وجود فعالیت در محیط های مجازی، تنها به تبلیغ و عکس های کافه و سفر و خانوادگی اش اقدام می کند، یعنی از تئاتر وکنش های آن هیچ نمی داند. و تنها برای ژستِ هنرمندی ، خودش را به تئاتر سنجاق می کند. و بدون شک ارتباط هایی با نظام مسلط دارد که درصورت هرگونه واکنش، منفعت هایش به خطر می افتد.
هنرمند تئاتر ،هنرمندی ست که می داند تئاتر، مسئولانه ،در مرکز کنش های سیاسی واجتماعی ،فرهنگی و هنری جامعه است. او صرفا یک تماشاچیِ وضعیت های اجتماعی نیست بلکه در صدد بازگرداندن تئاتر به دل مردم و شهر ست .. درصدد احیای تئاتر مردمی ست .
با تمام آنچه آمد ، کنش هر هنرمند تئاتری ِمعاصر ، در تاریخ هنر ثبت خواهد شد
درودو احترام به آن هنرمندانی که نه ردای هنر را به زر و زور می خواهند و نه مقهور منفعت طلبی های جاه طلبانه اند.

نیلوفرثانی
دی 97
درود بر ذهن و زبان و قلمتان بانو

قلندران حقیقت به نیم جو نخرند
قبای اطلس آن کس که از هنر عاریست
۱۷ دی ۱۳۹۷
کاملا با نظرت همسو هستم نیلوفرجان، شاید امثال این نظرات در دایره ی مخاطبین تئاتر محدود هست و همین مسیر اجراها رو به سمت دیگری می بره، امیدوارم کارگردان های محترم به شکلی محدود به مخاطب این زمان نگاه نکنن و در جستجوی مخاطب پایدار تئاتر باشن و آثاری ماندگارتر ... دیدن ادامه » خلق کنن، احتمالا برای خود هنرمند هم این ماندگاری، مغتنم خواهد بود
ممنون دوست عزیزم از طرح این موضوع که مجالی برای گفت و گو باز کرد، بلکن عده ای حتی اندک از دست اندرکاران هم بشنوند
۲۲ دی ۱۳۹۷
درود و سپاس بسیار مریم جان به امیددیدار و گفتگوی بیشتر باتو دوست خوبم
۲۴ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه هیدر یلدایی جذابی تیوال جان :)

"یلدای تیوال و دوستان مبارک "
یلدای شما هم مبارک نیلوفر جان *_*
۲۸ آذر ۱۳۹۷
یلدا بر شما هم مبارک نیلوفر جان
۰۱ دی ۱۳۹۷
رویاجانم ممنونم عزیزجان ... حال واحوالت همیشه بهار
۰۱ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
" خرید بلیت " از تیوال یا سایت های محترم دیگر ؟!!

دریک نگاه اجمالی از نمایش هایی که خرید بلیت شان از تیوال یا سایت های دیگرست ،بخوبی روشن می کند که هدفِ و نظر سازندگان و یاتهیه کنندگان آنها چه سمت و سویی دارد.وانتظارشان از آن اثر هنری چیست... در مقابل تماشاگر این تئاترها، در مواجه با چه وضعیتی هستند...

تکلیف ایران کنسرت/نمایش ، کاملا روشن ست، تنها بلیت فروشی بدون امکان درجِ نظرِ مخاطب ...
آنهایی که می خواهند قیمت های نجومی داشته باشند ،یا نمایش شان را درحد یک مجموعه ی سرگرم کننده، دوراز حاشیه ، سانسور نظرها و گیشه مدار باشد، بدونِ تردید اجرای شان را در ایران کنسرت عرضه می کنند. جایی که تماشاگرانش نه می توانند اظهار نظری کنند و نه مخاطبان حرفه ای تئاتر مرتب به آن سر میزنند چراکه صرفا بلیت فروش ست.. جمعیت مورد نظر این سایت‌ها همان هایی هستند که شوق و ذوق دیدن کنسرت ها ،وتئاترهای لاکچری ترغیب شان می کند بهای غیرمتعارف و نامعقولی بپردازند بهمین دلیل تولیدکنندگان این نمایش ها برای اعلام سایت بلیت فروشی، بهر بیلبورد و پوستر و تیزری چنگ می اندازند. این تبلیغات واضح ست که برای معرفی کیفی اثر نیست بلکه فقط فلش هایی برای راهنمایی جیب ها به سامانه ی بانکی آنهاست .و دراین راه حتما ازچند چهره ی سینمایی هم که فلش را "های لایت" کنند، استفاده می شود .

"تیکت8 " اگرچه تئاتری تر ست اما، بازهم نمایشی که می خواهد، دوراز نظر و جنجالِ تماشاگر، فقط دل به مِهر گیشه اش ببندد و خرجش را درآورد ، آن سایت محترم رابرای بلیت فروشی انتخاب می کند که قریب به اتفاق این نمایش هاهم ، کمدی هایی حاویِ میانمایگی و ابتذال و سرگرمی صرفند .. یا آثاری که از نقد مخاطب هراس دارند چراکه امکان درج بسیار محدودی برای نظر مخاطب وجود دارد که عملا ویترینی غیرقابل استفاده است .. اما رسالتِ کشاندن مردم عادی تر را به سالن های تئاتر بخوبی ایفا می کنند. هرچند مردم عادی تری که از سالن این نمایشها با تعیین قیمت بالاتر از عرف دارد، امکانِ خرید داشته باشند .

تیوال اما جسورانه موضعش روشن است . نمایش هایی را جذب می کند که نیازمند تعامل مستقیم با مخاطب دارد. چه برای شناخته شدن، چه محک خوردن... اجراهایی که خودشان را در گردونه ی هر نقد و نظری می اندازند و حتی اگر موافق نباشند ، اما درِ بحث و گفتگو را نمی بندند. تولیدکنندگان این آثار بخوبی می دانند، پایگاه اصلی اثر شان در ذهن و اندیشه و نظر تماشاگران ست نه فقط وخلاصه در جیب ها و کارتهای بانکی شان.
می دانند که از بستر این گفتگوها، اعتراض ها، نقدها و ابراز احساس ها می توانند به جمع بندی و حقانیت حقیقی اثرشان پی ببرند. نگاه بسیاری از مخاطبان پیگیر تئاتر، موشکافانه، ریز و دقیق و چنان حرفه ای ست که محروم ماندن از آنها، فقدان کیفی و ارزشی برای هر نمایش محسوب می شود.. وآنها آنرا نمی خواهند.
آنها بی آنکه لازم باشد تکرار یا یادآوری کنند، معلوم ست که اثرشان را هم برای مخاطب عام تر وهم عاشقان تئاتر و تئاتر بین ها می سازند و آنها را رکن مهمی در تعاملات و ارزش واعتبار اثرشان می دانند. پیگیر نظرات هستند و در فکر اصلاح و رفع موارد مورد بحث ند. حق نقد و بیان را لازم می دانند و تیوال را بهمین دلیل برای ارائه ی اثر هنری شان انتخاب می کنند.بعضی از آنها حتی با آشنایی با کاربران این سایت در همین بستر گفتگوهای نمایشی، دعوت به دیدن و نقد اثرشان دارند .

اما گروهی که بجز تیوال سایت دیگری را برای فروش بلیت اثرشان ،انتخاب می کنند، از نقد و نظر فراری اند،آنها بی دردسر می خواهند بلیت شان را بفروشند و یک دوره اجرا بیایند و بروند و چه بهتر بجز صدای دست و تشویق، صدای دیگری را نشنوند. آنها عملا بااین انتخاب، پیام وهدف خود را از تولید و ساخت اثر نمایشی شان ،به تماشاگر اعلام می کنند. و این اعلامی مشخص ست : آنها به وضوح ، به مخاطب تاکید ،تذکر و سفارش می کنند که حواس تان باشد، کار من بی نقص، همه چی تمام و بدون نیاز به نقد و بررسی و نظر تماشاگرست واصلا اهمیتی ندارد نظرشما چیست. من کارم را عالی ساخته ام تا بفروشد و درآمد مالی ام را داشته باشم .و این میان، بجای نظر ونقد و تعامل با مخاطبان، سود من ست که اهمیت والویت دارد. بهای بلیت نمایشم گران ست؟ تخفیف نداریم؟، تهویه سالن ،تاخیر، کیفیت اجرا و هرچیز دیگری هم باشد ، مهم نیست ... مهم دو وچند سانس و بارها تمدید و پربودن سالن اجرایی مهم ست که سود مارا تامین کند".
حتی بیشتر دوست دارند در تیوال هم برگه ای برای نمایش شان نباشد تا مخاطبی هوس نکند نقد ونظری درمورد کارشان بنویسد اما خوشبختانه همچون همین مطلب که به بررسی وضعیت سایت های داخلی بلیت فروشی یک اجرای تئاتری ، پرداخته، امکان درج نظر ، و ایجاد گفتگوهای متعدد و متنوع با سایر مخاطبان در تیوال وجود دارد واین صدایی ست که هرچقدر سایت های بلیت فروشیِ کم خطر تر و محدود تری هم رشد و ساخته شوند ، همچنان قابل طنین و شنیدن است .
تماشاگر ... دیدن ادامه » تئاتر با چنین رویکردهایی در خرید بلیت آثار نمایشی روبروست .. حال این روند چقدر سازنده و چقدر مخرب ست قابل تحقیق ست ..

نیلوفرثانی
26آذر 97
پ.ن :1/بدیهی ست آنچه در مطلب فوق آمد، شامل 100% هر نمایش و سایت مربوطه ی فروش بلیتش نیست بلکه بعنوان یک برآیندجمعی وکلی مورد بحث قرار گرفته ست..
چه بسا آثاری که در چهارچوبهای یادشده قرار نمی گیرند نیز اقلیتی بوده اند...
2/ این مطلب جنبه ی انتقاد ، تخریب و یا تبلیغ هیچکدام از سایت های ذکر شده را ندارد ، بلکه تنها بررسی ِ امکانات و شرایط موجود است .
واقعا متشکرم حرف دل ما رو زدین.
۲۶ آذر ۱۳۹۷
جناب مرادی عزیز، این آقا هاشم ما خیلی وقتا حتی بیشتر از حد و اندازه های خودش بود ولی خیلی وقتها هم عجیب رو مخ بود و از یه پاس تکضرب هم عاجز، من اون موقع هاش ملاکم بود برادر :))))
۲۸ آذر ۱۳۹۷
بله متوجه ام جناب جعفریان عزیز ❤️
۲۸ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


"تئاتر میلیاردی برای بی‌نوایان"

اینروزها از پروژه ی جدید تئاتری موزیکال و پر دبدبه با نام " بینوایان " اثر معروف ویکتورهوگو صحبت می شود که تبلیغاتش را از مدتها پیش وقتی هنوز بازیگرانش مشخص نبودند در بیلبوردهای بزرگ سطح شهر با "به زودی " آغازکرد و خودش را در ذهن مردمی که هرروز می دَوند تا با شرایط فاجعه بار نابسامان اقتصادی این روزها، زندگی شان پیش برود، با تناقضی آشکار، از نامِ تئاتر تا مکان اجرا، تحمیل کند.
تئاتری که حسین پارسایی، پس از الیورتوئیست طی زنجیره ای درهمان سبک و سیاق، اینبار دریک سالن مجلل رویال در هتل 5 ستاره اسپیناس پلاس با امکانات بالای موسیقی و کنسرت و جایگاه های وی آی پی و ویژه، تئاتری موزیکال را به صحنه می برد.
سالنی که با ظرفیت بالای خود حدود 2500 نفر و اجاره بهای بیش از 55 میلیون تومان برای هرشب، و هزینه های مجزا برای سیستم صوتی و موسیقی، انتخاب شده و سلبریتی های پرفروش و پولساز هم برای نقش های اصلی گزینش شده اند، سلبیرتی هایی که برای هر شب اجرای خود دراین تئاتر نیز، مبالغ چند میلیونی دریافت می کنند تا میزبان مخاطبانی باشند که قراراست "بینوایان" را بر صحنه ببینند.
با یک حساب بسیار ساده، وبا یک اجرای 60 روزه و حدود تقریبی هزینه ها،ومنطق سرمایه گذاری، می توان تخمین زد برای سود دریافتی قابل توجه سرمایه گذاران این تئاتر، بهای بلیط برای هر تماشاگر باید حدود 250 هزارتومان باشد.
آنچه که امروز بعنوان پرسش ها و دغدغه های اهالی تئاتر مطرح است، این ست که با وجود شرایط نابسامان معاش جامعه و فروپاشی و بحران اقتصادی موجود، درحالیکه بسیاری از مردم در مضیقه ی گذرانِ روزانه ی زیستی خود هستند،و مبلغ ریالی 4 بلیط ازاین نمایش،هزینه ی یک ماه زندگی یک خانوار است، و درحالیکه تئاترپیشرو و تاثیرگذار دارد به محاق می رود، اجرای چنین تئاترهایی با قیمت های نجومی بلیط هایشان، که صرفا و مشخصا برای یک طبقه ی مرفه و سرمایه دار و تنها براساس صحنه آراییِ شکیل و زیباگرایی ست ،چه لزومی دارد؟
حضور بازیگران و هنرمندانی که همواره، مردمی بودن شان را در صفحات اجتماعی و تریبون های مختلف، ادعا کرده اند، و معترض به وضعیت اقتصادی هستند، چه معنایی بجز وارد دایره یِ بی تفاوتی به اکثریتِ مردم، به قیمتِ درآمدِ نجومی چندشب اجرا، و تقویتِ روالی دارد که تئاتر را هرچه بیشتر به محدوده ی افراد خاص می راند؟
اگر قرار است خصوصی سازی تئاتر منجر به "تئاترِخصوصی" و "اشرافی" شود، وتنها درخدمت درصد بسیار کمی از جامعه قرار گیرد، آیا نقش آگاهمندی و پیشرو بودن هنر و تئاتر، معنای متناقضی برای ادامه ی جریانِ فعال و حیاتِ او نخواهد بود؟
آیا تئاتر بیش از آنکه نیازمند سالنی 5 ستاره و هزینه های عجیبِ حضور چند سلبریتی دریک اجرا، وموزیک و رقص باشد، نیازمند ارتقایِ سطح محتوایی و فرمی نیست؟و نیازمند زیرساخت ها و شرایطی که باعثِ حضور اکثریت "مردم " و علاقمندانِ بیشتر هنر، باشد؟
آیا در طی سالهای اخیر با روندخصوصی سازی تئاتر، انحراف این روند به سمت تئاتر تجاری و گیشه ای و استفاده از چهره های سینمایی و متن های کمدی و مبتذل، با نرخ های نامتعارف بهای بلیط ، و درنتیجه ایجاد جمعیتی جدید بعنوان مخاطبانِ تئاتر که دیگر نه برای دریافت و اندیشه، بلکه فقط برای سرگرمی و خندیدن و ژست های متفرعنانه تئاتر بین شده اند، نبوده است؟
آیا نبض تئاتری که روزگاری پیشروِ تفکر روشنفکری و پیشگام ِاندیشه ورزی و جریان مولف هنر بوده است، دراین تنگنا همچنان خواهد زد؟
آیا تئاتری که درایران هنوز قدمت چندانی ندارد، و با تلاش و زحمات بسیاری از گذشتگان و استاتید این حوزه که با انواعِ ممنوعیت ها و موانع، سعی کردند چراغ تئاتر را روشن نگه دارند، راهی وادیِ لوکس نشینی نخواهد شد که مخاطب اندیشمندش را با کیسه های زراندوز تعویض می کند؟

آیا ... دیدن ادامه » تئاتری که مدتهاست "کاپیتال" شده و عملا (بجز درمواردی نادر) از دسترس سایر علاقمندانش در شهرستانها و تغذیه ی تئاتر از ایده ها و منابع غنی نمایشنامه نویسی بومی و غیر مرکزی،خارج و تنها معطوف به پایتخت نشینان شده است، کم کم از دسترس آنان نیز خارج و تنها ویژه ی قشر سرمایه دارو مرفه ای خواهد شد که اساسا در سیطره ی سرمایه داری، آنقدر مصرف کننده اند که حتی تئاتر را نه برای محتوا و تاثیراتِ اندیشه سازش، بلکه برای ارضای شهوتِ لوکس بودنش ، آنهم در سالنی هرچه مجلل تر وکمتر عمومی بودن، می خواهند؟!

آیا برای تئاتری که سالهاست خصوصی شده وحتی آنان که سالهاست دراین حوزه تهیه کنندگی و کار می کنند، تهیه ی تئاترهای پر هزینه اشان در یک محدوده ی مشخص ست ، درچنین سرمایه گذاری عظیمی که هزینه هایش بیش از 4 میلیارد و سود درآمدش بیش از بودجه ی کل یکسال تئاتر کشور ست ،می تواند ازیک بخش خصوصیِ مستقل باشد؟

درطی این سالها اسپانسرهای خصوصی رویدادهای هنرهای نمایشی، بسیار سخت، جذب می شوند چرا که می دانند برگشت سرمایه ی آنها،بدلیل مخاطبان محدود و احتمال توقیف نمایش ها بی نظارتِ مشخص، به هدف سرمایه گذاری شان نزدیک نیست .. و تنها در شرایطی که تضمین این برگشت وجود داشته باشد حاضر به همکاری هستند همین هزینه های گزافِ هر اجرا و مشکلات معیشتی هنرمندان، و از طرفی دور شدن از ماهیتِ مردمی و هدفمند تئاتر، استفاده از بازیگرانِ چهره و متن های کمدی عامه پسند و بعضا چند اشاره ی گل درشت سیاسی، در سالن های خصوصی، با افزایش بهای بلیط ، امری ضروری کرده است که در نهایت باعث ایجاد قشر جدیدی از مخاطبین تئاتر شده که بیشتر از آنکه فرهیختگی را دنبال کرده و پرروش دهد، بدنبالِ رنگ و لعابِ ظاهری و سلفی های متعدد با سلبریتی، و تظاهر به علاقمندی هنری ست که با محتوای آن هیچ نسبتی ندارد. او اساسا اصل تئاتر را دنبال نمی کند، حتی اگر تبدیل به گروهی تئاتربین شده باشد.
هاینر مولر نمایشنامه نویس مطرح آلمان شرقی، می گوید: در کاپیتالیسم نمایشنامه نویس باید کمدی می نوشت و در استالینیسم او مجبور بود تراژدی بنویسد.

این همان سیطره ی سرمایه داری بر هنر و تئاتر است که چنگال هایش را بر بدنه ی تئاتر مولف و جریان ساز و مردمی، با توجیه فراروی از ممیزی های دولتی و ساختار تئاتر دولتی به تئاتر خصوصی و آزاد، حتی با وجود همان نظارت ها و مرزهای سیستمی، هرچه بیشتر فرو می کند چنانکه بعد از چند سال از ایجاد تئاترخصوصی و سالن های مستقل (مستقل در تعیین بهای گیشه، نه عملا در محتوا و ساخت) ازنمایش هایی با نرخ بلیط دوبرابر و سه برابر ، امروز به نمایشی می رسیم که میانگین نرخ بلیط آن 7 برابر است.. واین جهشی ست که آینده ای رقت بار را برای تئاتر رقم خواهد زد وقتی تمامِ فاکتورها و معیارهای یک نمایش صحنه ای را از آگاهی، اندیشه ورزی ،خلاقیت و تجربه های آوانگاردی، به جهتِ سرمایه محوری،و رقابتی بین مافیاهای کیسه اندوز حوزه ی تئاتر ،سوق می دهد و تئاتر را آلوده ی پول های کثیفی می کند که نه تنها رشد محتوایی ندارد بلکه براساس همان صرف هزینه های هنگفت و بزک دوزکِ بصری و فرمی، به ابزاری برای تحمیقِ جمعیتی تبدیل می شود که بدون داشتن تحلیل و توقعِ ادراک هنری، اشیاءِ مصرف کننده ای می شوند که منطق سرمایه داری و اپورچونیستی ِعده ای سودجو آنها را می بلعد. و تفاله ای پس می دهد که مفتون و مرعوب همین ساز و برگ سالن مجلل رویال هال ها، سلبریتی ها و گریم ها و دکوری باشند که تفاخری کاذب و فرهیختگیِ منفی،احساس ِخاص بودن شان را تقویت کند، شهوتی که مصرانه می خواهد،اختلاف طبقاتی اش را حفظ و برخ بکشد، بی آنکه بدانند، نه آنها و نه تئاتری که دریافت ها و باروری آگاهی و زیباشناختی اش، بلکه تنها استخراجِ اسکناس هایی مطرح ست که از جیب آنها به پروارتر شدنِ سرمایه گذارها و جسورتر شدن برای ادامه ی پروژه های "تئاترِ وال‌آستریتی"* ختم خواهد شد
و زنجیره ای از کارکرد سرمایه را در قالبی از اندیشه خلط خواهد کرد که دیگر نه تنها مخرب و بازوی قلع و قمع تئاتر وهنر، بلکه، در جهت پیاده سازی برنامه ای ست که طبق چارچوب های تفکر مسلط اجرایی شود و یکی از مسیرهای مهم ، معتبر و جریان ساز اندیشه و باروری و رشد ذهنی و درونی افراد جامعه را سلب و محو خواهد کرد.
تئاترهای وال آستریتی، نه تنها مخدوش کننده ی حقیقت تئاتر، بلکه مسدود کننده ی پویایی و مرگِ جریانی ست که سالها برای آن خون دل ها رفته است و این حق تئاتر ومخاطبانِ واقعی اش نیست.
این چونین در طی سالهای آینده، به دلیل خالی تر شدن سبد اقتصادی و توانایی مالی افراد ازاجراهای هنری وتئاتری ، دیگر اثری از یک تئاتری که اساسا اندیشه ساز و تولید محتوای فرهنگی و فکری ست، نخواهد بود.


نیلوفرثانی
6مهر97

منابع:
1/مقاله ی :تئاتر وال استریتی / محمد رضایی راد
2/چیزی شبیه بازیافت زباله/ گفت‌وگو با رضا سرور/ شهریور97
3/تئاتر کاپیتال: نگاهی به تئاتر تهران و شهرستان‌ها
4/سایت سورانتو / سامانه ی آنلاین اجاره ی سالن های تهران
خانم ثانی متاسفم که تئاتر هم مثل همه موجودیت های دنیا در خدمت مرفه بی دغدغه ایست که برای سرگرمی شدن می آید
و ........
و البته آقای پیروز فر نوید محمد زاده قبلاً هم در خدمت هنر زوال یافته وپر زرق و برق سرگرم کننده بوده اند
تکلیف کارگردان هم که معلوم است
اثر ... دیدن ادامه » بازبینی نشده و مجوز گرفته نشده تبلیغات چند صد میلیونی میکند و ........
هیچ نهادی ناظری هم نیست که سوالی بپرسد
۰۷ مهر ۱۳۹۷
یکشنبه ۲۹ مهر ساعت دو پیش فروش جدیده به دلیل استقبال بی نظیر تماشاگران به قول خودشون ! تقریبا تو ده روز ده سانسو کامل فروختن و فکر میکنم تا روز اولین اجرا تقریبا بلیت های یک ماه بعدشو کامل فروخته باشن !
۲۹ مهر ۱۳۹۷
بله برای من افرادی که کم هم نیستند وازاین نمایش استقبال کردند بیشتر جای تعجب و نقد داره تا اصولا چنین حرکت هایی
۲۹ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیز طبق صحبت های قبلی درمورد نحوه ی صحیح عکاسی در تئاتر با اجازه و سپاس از دوست هنرمند وفرهیخته ی عکاسمان آقای رضاجاویدی متنی را که دراین باره نوشته و برای همکاران شان منتشر کرده اند ،درج می کنم برای اطلاع ما مخاطبان و احقاق حقوقمان برای داشتن شرایطی مناسب جهت دیدن یک نمایش ، وهم اطلاع دوستان عکاس که واقعا از آنها میخواهیم با مطالعه این متن ،آنرا الگو قرار دهند تا تاتر کماکان ، در محیطی انرژی بخش و دلچسب اجرا شود .
"ازهمیاری گرامی تیوال می خواهیم این نوشته را برای مدتی پررنگ نمایند تا در معرض دید همگان قرار گیرد."
با سپاس بسیار
**

سلام
وقت شما بخیر
ضمن عرض ادب و احترام خدمت دوستان و همکاران حرفه ای و پیشکسوتان عکاسی
خدمت اون دوستانی که تازه وارد این عرصه شدند و اولین تجربه های عکاسی تئاتر رو دارن پشت سر می‌گذارند،
عاجزانه خواهش می کنم به این موارد دقت بفرمایید
این ها مواردی نیستند که قانون ممنوع کرده باشه و اگر رعایت نکنید کسی بتونه شما رو بازخواست کنه
اما بسیار مهم هست برای وجهه کاری عکاسی تئاتر و احقاق حقوق مخاطب محترم تئاتر موارد زیر رعایت شود:

1) عکاسی با فلاش و دوربینی که چراغ فوکوس دارد، دست بردن در نورپردازی کارگردان محسوب می شود و با اینکه شما تشریف ببرید روی صندلی داخل صحنه بشنید تفاوتی نمی کند.

2) ... دیدن ادامه » صدای بیپ فوکوس دوربین به راحتی در اولین صفحه منوی تمام دوربین ها قابل خاموش کردن است، این صدا حواس پرتی زیادی ایجاد می کند، به یکی از دوستان عکاس گفتم چرا این صدا رو خاموش نمی کنی در زمان اجرا، گفت صداش رو دوست دارم که البته حرف شون متین، بنده هم دوست دارم در سالن نمایش محسن چاوشی رو با صدای بلند گوش بدم اما برای این کار از هدفون استفاده می کنم تا مزاحم بقیه نباشم.

3) لحظات سکوت نمایش اغلب جزء تاثیر گذار ترین زمان های نمایش هستند، به هیچ عنوان در سکوت نباید صدای شاتر شنیده شود، اگر صحنه فوق العاده ای در سکوت نمایش دیدین، می تونید با فشردن نیم شاتر و قفل فوکوس منتظر اولین صدا در صحنه باشید تا هم اون لحظه رو از دست نداده باشید و هم مورد اعتراض تماشاچی واقع نشید.

4) دست جمعی به عکاسی نمایشی که اجرای عکاسانش نیست تشریف نبرید، بسیار دیده شده خانم و آقا ویا حتی سه نفر در یک ردیف در لحظات جذاب هم زمان شاتر می زنند و بعد عکس ها رو باهم مقایسه می کنند.

5) نور صفحه دوربین در منوی گوشی به راحتی قابل تنظیم است، حتما نور رو در کمترین حالت قرار بدین.
وقتی تنظیمات شما از یک صحنه درست باشد و عکس مناسبی گرفتین غالبا باقی عکس ها از همان صحنه اگر نور تغییر نکرده باشد، درست خواهد بود، به دوربین و هنر عکاسی تون اعتماد کنید و تک تک فریم هاتون رو چک نکنید.

6) برای دوربین های عکاسی کلید شاتر برای ثبت لحظه ها قرار میدهند و برای دوربین های فیلمبردای کلید رکورد که 25 الی 30 تصویر بر ثانیه به صورت مداوم از صحنه عکسبرداری می کند. جدای از دوربین های بدون آینه و بریج که کیفیت دوربین های دی اس ال آر رو ندارند، شاتر تمام دوربین ها صدای به وضوح قابل شنیدنی دارد، خوب به صحنه نگاه کنید و مانند یک شکارچی که تعداد تیرهای محدودی دارد، لحظات خاص رو شکار کنید، اگر قرار باشه ما برای هر لحظه ای شاتر بزنیم پس ارزش پردازشی که در ذهن عکاس هنگام گرفتن عکس رخ می دهد چه می شود؟
حداقل بین هر شاتر دو دقیقه زمان بدین مگر اینکه صدای موسیقی یا بازیگر اونقدر بلند باشد که صدای شاتر شنیده نشود.
اگر دوربین مجهز به سایلنت شاتر دارید مجاز هستید فقط کمی بیشتر شاتر بزنید.

7) اگر به دلایلی حتما مایل هستید تعداد زیادی عکس، از یک نمایش بگیرید، فقط در اجرای ویژه عکاسان به دیدن نمایش تشریف ببرید.

8) به غیر از اجرای عکاسان که شرایط ویژه خودش رو داره، در زمان اجرا نباید حرکت کنید در سالن، رفتن داخل صحنه باعث میشه تمام فوکوس چشم تماشاچی از صحنه به سمت شما برگرده، این اتفاق اگر در ردیف اول وسط هم نشسته باشید موقع چک کردن عکس ها در صفحه دوربین هم پیش میاد که باید با دقت این کارو انجام بدین تا چشم تماشاچی به سمت دوربین شما نچرخه.

این ها مواردی هستند که تقریبا تمام کسانی که به صورت حرفه ای کار عکاسی تئاتر رعایت می کنند، پس اگر مایل هستین به جای تازه وارد ، حرفه ای به نظر برسید، می توانید به عنوان اولین گام های عکاسی تئاتر موارد بالا رو رعایت بفرمایید.
از همه دوستان هم خواهش دارم برای اینکه بیشتر از این به نفهمی و شعور پایین متهم نشیم، اگر به همچین مواردی برخورد کردین خیلی محترمانه حتما تذکر بدین تا فضای عکاسی تئاتر بهتر و مناسب تر هم برای عکاس و هم برای تماشاچی تئاتر باشد.
با احترام
رضا جاویدی

ممنون از شما
۰۵ مرداد ۱۳۹۷
سلام
وقت بخیر
دوستان کسى میتونه راهنماییم کنه که براى عکاسى نئاتر چه جورى باید اقدام کنم؟
۰۸ مرداد ۱۳۹۷
حانیه جان موسسات آموزش عکاسی زیادی هستند که بخش ویژه ای برای عکاسی تئاتر دارند ... درحال حاضر یکی از عکاسان خوب و حرفه ای تئاتر آقای بابک حقی کلاسهایی دراین باره دارند میتوانید به اینستاگرامشان مراجعه و بیشتر پرس وجوکنید babak.haghi.artworks
۱۰ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"بمناسبت ِرونمایی نمایشنامه ی اودیسه "

شنبه 25 خرداد مراسم رونمایی از چاپ و نشر نمایشنامه ی " اودیسه " نوشته ی امین طباطبایی در کافه رد برگزار شد .
نمایشنامه ای که توسط آرش دادگر ، بهار 95 در سالن حافظ به زیبایی و قدرت به اجرا درآمد ..که با متن گیرا و فلسفی خود ، مرا واداشت تا دو بار به دیدن این نمایشِ160 دقیقه ای بنشینم.وهربار از این اقتباس ِاساطیری، مجذوب متنی شوم که جسورانه به دغدغه ی جهان امروز با ظرافت ها و اشارات مستقیم بدون لفافه مندی های محافظه کارانه، و سرگردانی ِانسان معاصر ، می پردازد.
اولیس، ذهن انسان امروزست که دیگر نمی خواهد به باورهای کهن و پوسیده ی ِگذشتگان، سرخم کند و نه در اوهام ِفانتزی ِپرستش، متبرک باشد.
می خواهد جستجوگرانه، حرکت کند، بشناسد،بیاموزد و چرایی های ِهزارساله را پاسخ دهد.و دراین مسیر حرفها و تجربه هایش را به دیگران بگوید ..
اولیس نماد تفکر انتقادی ِدنیای معاصرست .چنانچه به قوی ترین باور جهان هستی، چنان چنگ می زند و رودرو می شود که نفس در سینه ی مخاطب برای فرجام این ماجرا،حبس می ماند.ازجنگ ،از کشتار،از پرستش بی اساس،بیزارست ..جهانی میخواهد در آرامش و زمانی که به رسیدن ختم شود .
"دوست داشتن، دوست داشته شدن،بخشیدن؛ این چیزها زیاد روی من اثر نداره زو! آخه من خیلی کم به خاطر دیگران احساساتی می شم. من رقت آورم، رقت آور زو !" *
قلم بی نظیر امین طباطبایی در نگارش اودیسه، نه اغراق ست نه زیاده گویی، بلکه نشانی از نویسنده ای ست که هنر تئاتر ما به دانش فلسفی،اسطوره ای،ادبی ،انتقادی و هنرمندی اش نیاز دارد چراکه او تنها ازجنس کلمه و قلم و ادبیات نیست. اوخود بازیگری ست که با روح صحنه و حرکت سیال ِتئاتر آنقدر درآمیخته که می تواند هرآنچه می نویسد به معنای کامل اجرایی و تئاتری باشد .
شادی بی وصفی ست که اکنون این نمایشنامه ی ارزشمند برای علاقمندان در دسترس ست و صد البته باعث افتخاری مضاعف برای من که مزین به امضای نویسنده ی خوب ِآن ست .. متنی که می توان بارها و بارها با حظ خواند و از آن با تفکر و اندیشه لایه های بیشتری را مکاشفه کرد . ...
صمیمانه برای این هنرمند ونویسنده ی خوب مان آرزوی موفقیت های بیشتر دارم و بی صبرانه منتظر آثاربعدی اش هستم ...

نیلوفرثانی
* :ازمتن نمایشنامه
نمایشنامه اودیسه / امین طباطبایی
نشر ... دیدن ادامه » نودا / بها:10 هزارتومان
خانم ثانی عزیز واقعاً چیزی که عامّهٔ مردم ازش سردرنیارن می‌تونه «متنی باشه که جسورانه به دغدغه ی جهان امروز با ظرافت ها و اشارات مستقیم بدون لفافه مندی های محافظه کارانه، و سرگردانی ِانسان معاصر ، بپردازد» ؟!
این رو جدی می‌پرسم ها
شما خودت رو با بقیه ... دیدن ادامه » مقایسه نکن، چند درصد مردم ذهن انتزاعی و مطالعات فلسفی امثال شما و ابرشیر گرانقدر رو دارن؟!
آیا امثال این نمایشنامه‌ها می‌تونه تغییری در رفتار عامّهٔ مردم ایجاد کنه؟!
شاید هنر این باشد که اون مطالب بلند فلسفی رو در قالبی ساده‌تر بیان کرد تا تمام مردم ازش لذّت و استفاده ببرند.
۲۸ خرداد ۱۳۹۷
ببخشید کامنت قبلیم نصفه شد ، ویرایشش کردم مجدد.
الان که رفتم مطلب اون موقعم رو بعد از اجرای جشنواره خوندم یادم افتاد که چقدر دوستش داشتم و ازش لذت بردم.
۲۸ خرداد ۱۳۹۷
بلههه من دیدم شماره گذاشتید اما رفرش کردم تغییری حاصل نشد :)) ممنون الان خوندم ... کاملا موافقم راستش اجرای دیر راهبان که از کیومرث مرادی درحال اجرا در سالن چارسو هست منو بیاد نمایش کالون انداخت که موضوعیت مشابه دارنداما سطحش پایین ترست .. حق باشماست حسام ... دیدن ادامه » منظور در آن نمایش و اودیسه خوش درخشید ..آخ آخ اسب برای منهم یک ناامیدی شدید بود :(
خواهش میکنم ممنون ازشما دوستان خوبم که همراهید میکنید و گفتگوهای لذتبخشی را ممکن می سازید .
۲۸ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیاری گرامی
با درود
باتوجه به نزدیک شدن زمان شروع جشنواره ی تئاتر فجر (28 دی ماه) درمورد پیش فروش بلیط اجراها اطلاع رسانی میفرمایید؟ چه زمانی و به چه صورت شروع خواهد شد؟

با سپاس

http://fitf.theater.ir/file/3/attach2018013007507914243358.pdf
جدول نمایش ها جهت اطلاع دوستان
دوست هنرمندم بابت اطلاع رسانی ات و جدول برنامه های اجراها بسیار سپاسگذارم.
۲۰ دی ۱۳۹۶
@جناب حسین مردی عزیز درود و ارادت دوست گرامی
@خواهش میکنم آقای فتحیان عزیز منهم با پیشنهاد خوب شما موافقم و منتظر رأی و نظر دوستان هستم
۲۱ دی ۱۳۹۶
ممنونم نیلوفر جان منم همچنین
۲۳ دی ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با درود

خب برام همیشه جالبه بخشنامه ی لغو ِبرنامه ی هنری فقط شامل تاتر هست ونه سینما
با هر اتفاقی یا رویداد یا مناسبتی که آیه ی خدا غلط میشود با اجراهای هنری ، این تاتر است که قربانی اول ست و اجراهایش روز قبل و همان روز و حتی تا پسین روزهای بعد لغو و کنسل میشود چراکه مخاطبانش باید در اندوه و عزاداری بسربرند اما سینما که اصولا ربط مستقیم تری با سرگرمی ، خنده و تفنن دارد همچنان برقرار و باقی ست ..
حالا عزای عمومی و همدردی در سوگ هموطنانمان البته جای خودش را دارد اما چرا فقط تاتر؟ وسینما ها در تمام سانس هایشان امروز فعالند ...
اگر کسی ربطش را میداند مرحمت کند مارا روشن کند ...

سپاس
دوست خوبم‌نیلوفر جان من فکر کردم با اعلان عزای عمومی همه مراکز فرهنگی و هنری تعطیل هستند..
انگاری تاتر به هر بهانه ای باید به محاق رود...
اصلا چرا نباید ضمن احترام و یادآوری عزیزان درگذشته... همدردی واقعی را با تخصیص بخشی از فروش بلیط همه برنامه ها از ... دیدن ادامه » جمله سینماها در این روزها نشان داد؟
۲۳ آبان ۱۳۹۶
نیلوفر عزیز و مهربانم,
گفتار شما به دیده منت بر جان و دل پذیرفته است, آنچه عرض کردم نظر شخصیم فقط در خصوص اتفاق اخیر بود نازنینم.
۲۳ آبان ۱۳۹۶
عزیزمن هستید پرند جان .... در نگاه ِانسانی و مهرآمیزت کوچکترین شکی ندارم ... و چقدرهم خوب دراین موارد همیاری های جامعه ی تاتر و مخاطبان مسنجم وبارز باشد ...ممنونم بانو جان
۲۳ آبان ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود بر تیوال وایده ی خوب ِکیف پول
تخفیف های مناسب با امکان بهره گیری از موجودی کیف پول ، سود دوسویه ست ...
امیدواریم این تخفیف ها برای تمام نمایش ها و سایر برنامه های هنری امکان پذیر باشد ..

.
.
تنها با یک کلیک بدون هربار پروسه ی وارد کردن شماره ی کارت و رمزها و تاریخ اعتبار کارت ، میتوان در کسری از ثانیه بلیط مورد نظر را تهیه کرد
امیدوارم همکی کاربران ازاین روش بهینه استفاده کنند و سود ببرند ...
.

سپاس و قدردانی از تلاشتان
مگه قابل استفاده شده؟
۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۶
درود همیاری عزیز ... سپاس از زحمات شما و ایده های خوبی که میتواند سهولت خرید و بهره بری از امکانات سایت را بیش از پیش برای کاربران فراهم کند ... خوشحالیم تیم متخصص تیوال ، مسیر کاربردی تری را پیش میروند ..
.
.
متاسفانه اپلیکیشن تیوال بروی گوشی های آیفون برای ... دیدن ادامه » خرید بلیط با مشکل مواجه ست ... یکبار اپلیکیشن را ریمو و مجدد نصب کردم اما همچنان مشکل وجود دارد
با بخش مربوطه درمیان خواهم گذاشت سپاس از مساعدت شما ..
۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۶
سلام دوستان من برای پنجشنبه ساعت 21:30 کنسرت مازیار فلاحی ردیفه 18 یه جای خوبه سالن به ارزش هر بلیط 80هزار تومان تهیه کردم ولی نمیتونم برم، هر کدوم از دوستان که تمایل دارند از این بلیط استفاده کنند با من تماس بگیرند. 09122943874
۰۳ خرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با درود
همیاری عزیز
حال که ستاره ی ِبخت ما از آسمان سر زده و اپلیکیشن آیفون نیز رونمایی گردید و دلمان را با تخفیف های ِشورانگیز آب نمودید مساعدت بفرمایید لااقل بتوانیم از این بزم حال خوشی بهره ببریم
خرید را میزنیم نمیتوانیم صندلی انتخاب کنیم و باقی ماجرا هم منتفی ست ورود میزنیم پرت میشویم در سافری
شناسه (نام کاربری) را وارد میکنیم و رمز را ، قبول نمیفرماید ...هرچه به خدا و کائنات قسمش میدهیم والا بلا همین رمزمان ست نشان به آن نشان در سایت هم باهمین رمز ورود اجلال میفرماییم اما باز میزند " رمزتان نادرست ست " دلش باما صاف نیست انگار...

سپاس داریم اگر بررسی بفرمایید و مشکل را رفع نمایید لااقل دستمان به آن ضریح متبرک برسد ..

متشکرم
رومینا جان انتخاب صندلی رو از اپلیکیشن داری؟
نمیشه انتخاب کرد ..
۰۴ خرداد ۱۳۹۵
رفیق جان انفاق کن درست میشه ، اپلیکشین دلخوره از زندگی بورژوازیت :))
۱۹ خرداد ۱۳۹۵
از دست تو مهدی جان :)))
۲۰ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

" 14 اردیبهشت روز بازیگر مبارک باد "

به تمامی دوستان ِخوب ِتیوالی مشغول در این حرفه و هنرمندانی که با احساس و مهارت ِخاص شان
لحظه های زیبایی را برای ما ساختند این روز را تبریک می گوییم
موفق و پایدار و همیشه هنرمند صحنه های ِبی بدیلی از زندگی باشید ..

خانم ها/ آقایان
بانو ناهید حدادی _ بیتا نجاتی _مارال عظیمی _محمدرضا ایمانیان_بهرنگ نیرومند_لیلی شجاعی _ماکان عزیز _تینوش صالحی _فرشته حسینی _محمد شفایی _عمو فرهاد قصه ها_عقیل بهرامی_مهر آفرین بهروان _
مهسا باقری_ امیرکاوه آهنین جان _محمدرضا سجادیان

پ .ن :دوستان یاری بفرمایید با حافظه ی جمعی لیست را کامل کنیم :)
تبریک به همه دوستان و بزرگوارانی که زندگی را تئاتر میکنند و در تئاتر زندگی
۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵
خانم ثانی عزیز باز هم ممنون از محبت و لطف زیادی که دارید
امیدورام تئاتر همیشه از همراهی افرادی چون شما بهره مند باشد
موفق و شاد باشید
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵
نیلوفر عزیز من این پست پر مهرتون رو تازه الان دیدم. عذرم رو بپذیرید که کم به تیوال سر میزنم. سپاس از اینکه به یاد من هم بودید و مثل همیشه محبت بسیارتون شامل حال منه. گرمای رفاقتتون پایدار.
۰۶ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیاری گرامی

با سپاس بیکران برای تغییر پروفایل های کاربران با مشخص شدن ِ تفکیکی ِارزش گذاری تماشاگران به نمایش های دیده شده
و سایر تغییرات ِنرم افزاری ...

به امید هرچه بهتر شدن کیفیت این سایت خوب و رضایت کاربران آن ...

واقعا سایت خوب و مفیدی شده همه برای تماشاگر و هم برای فروش بیشتر تئاتر
۰۸ آذر ۱۳۹۴
درود جناب تهوری ارجمند
امید که تیوال و کاربرانش هرروز درخشان تر از روز قبل باشند
۰۹ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بی واسطه دوستت دارم
مجموعه شعر کوتاه
نیلوفر ثانی

نمایشگاه کتاب تهران - شبستان اصلی - راهروی 28 غرفه ی 21 - انتشارات بهار سبز
(پنج شنبه 24اردیبهشت- 3 تا 5 بعدازظهر مشتاق دیدارتان)
http://www.8pic.ir/images/z8p67m3ihe7lk7yzykfl.jpg
تبریک نیلوفر جان. چرا زودتر خبر ندادی؟ شاید تازه رسیده به نمایشگاه. داغ داغ :)
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
سلام

علیرضا هستم،
امیدوارم حالتان خوب باشد.

دلم میخواهدامروز یک تئاتر شاد ببینم،
میتوانید یک کار شاد برای معرفی به یک هموطن معرفی کنید؟
امیوارم تا عصر این پیام را ببینید و پاسخ دهید.

با سپاس
۰۸ مرداد ۱۳۹۴
سلام جناب نوژن ارجمند
البته ایکاش این پست رو در بخش تاتر درج میکردید تا دوستان بیشتری به شما پاسخ بدهند
منظورتان تاتر شاد اگر کمدی ست که درحال حاضر پیشنهادی ندارم
اما اکر تاتری که از دیدنش حس مفرح داشته باشید فکرمیکنم " اسم " گزینه ی خوبی ست
موفق ... دیدن ادامه » باشید
۰۸ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اندر وقایع اتفاقیه تیاتر (نسخه ی دوم )

" لحظه ای از ذکر و نام خدا غافل نشوید ، تئاتر یکی از راههای رسیدن به خدا "
سالن تاریک میشود و نمایش شروع میشود ...سرِ ردیف چهارم سالن سایه با دیدی خوب محو تماشای نمایشی هستی که بازیگران بنامی دران ایفای نقش دارند
منهم که با تمام قوا زوم کرده بودم روی دیالوگها و اکت بازیگران ... مبادا بخشی از دست برود که اتفاقا دراین نمایشهای حاضر که سطحی فوق ِدرک مخاطبان عام دارند، بعدا متهم نشوی به اینکه کار قوی بود شما نکته اش را نگرفتی ...خلاصه انکه درحال کنکاش های ذهنی و ربط دهی این ماجرا به آن دیالوگ و آن دیالوگ به ان حرکت بازیگر وگه گاه روشن وخاموش شدن صفحات گوشی ها ، صدای تق تقی بگوشم رسید ...
پاشنه ی کفشی بود که از سر بی حوصلگی به کف کوبیده میشد ؟پرنده ای به سقف سالن نوک میزد؟ یا صدای توهمات ِ مغزم بود؟ شما فرض کنید ... دیدن ادامه » در آن تاریکی که نور صحنه هم زیاد به آن منطقه نفوذ پیدا نمیکرد مگر میشد منبع صدارا یافت؟ ... خلاصه هرچه سعی کردم نشنوم و بیخیال شوم نشد که نشد تق ، تق ، تق ...اصلا صدایش یه جور بامزه ای بود ...
نفر بغل دستیم که کاملا آرام و رام نشسته و مشغول تماشا بود ... ان طرف تر هم همینطور و ان طرفی تر هم ... واووووو بله منبع نویز مزاحم با ریز و درشت کردن چشمهاو بکارگیری تمام سوی باقی مانده دران تاریکی عاقبت کشف شد ...میتوانید حدس بزنید چه بود؟
برادر گرامی اهل ذکری ، تسبیح میچرخاندند ... احتمالا از آن دانه درشت ها که بفاصله ی چند نفر براحتی بگوش بنده میرسید ... البته راههای رسیدن به خدا بسیار ست ... و البته از هر زمانی برای این رستگاری باید بهره برد حتی وقتی درحال تماشای تیاتر هستی .... اما درعجبم ان دوستان اطراف ایشان چقدر خیر و ثواب برای خودشان خریدند که کوچکترین تذکری جهت وارد نیامدن خللی دراین سیر ِسلوک ، ندادند ... بنده هم با تمام کش و قوسی که میتوانستم بخودم بدهم به نفر دوم بعد از خود میرسیدم نه چهارم ... این بود که یک تئاتر را با همراهی ذکر و دعا به تماشا نشستیم والبته به دلمان ماند بعد از پایان نمایش به ان برادر گرامی بگوییم " اخوی قبول باشد " ...
ومن الله توفیق

شهریور 92
سالن سایه – تاتر شهر

در عجبم که آن دوستان اطراف ایشان چقدر خیر و ثواب برای خودشان خریدند که کوچکترین تذکری جهت وارد نیامدن خللی در این سیر و سلوک ندادند.

به تعدا آدم های روی زمین راه هست برای رسیدن به خدا ...
رضا مارمولک
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
خانم حدادی عزیزم جدای از طنزو گاها خنده و تعجبی که این اتفاقات نصیبمون میکنند ، فرهنگ لذت بردن اما همراه با احترام به حقوق دیگران باید در رفتارتماشاچیانمون نهادینه بشه .. بخصوص در بخش تئاتر که هرگونه بی مبالاتی سبب بهم خوردن تمرکز تماشاگر و بازیگران ... دیدن ادامه » میشه ..
امیدوارم با دقت و توجه بیشتر به این امور ، بتونیم لذت بیشتری از دیدن یک اثر هنری ببریم ... :)
۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۴
بله جناب ابرشیر عزیز امیدوارم که دعاهایمان مقبول افتد .

خانم ثانی گرامی و بزرگوارم کاملا" با شما موافقم .
۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"اندر وقایع اتفاقیه ی تیاتر " (نسخه ی اول)

دلت هوس دیدن یک تئاتر تعریف شده، میکند که دست برقضا در سالنی کوچک با صندلی های فشرده در ردیف های کم اجرا میشود ... چقدر خوشحالی که توانستی در یکی از صندلی های با دید خوب سالن ، انهم در مرکز ان جا بگیری.
درحال کیفور بودن و نگاه انداختن به بروشور نمایش ، مسئول محترم اجرا یکی از عکاسان ارجمند را در صندلی پشت سر شما جا میدهد ضمن اینکه عکاس محترم از اطرافیان عذرخواهی میکند (گویا خود میداند چه عذاب الیمی را میخواهد نازل کند) شوک دوم وارد میشود و به فضای کناری (فضای بین دو ردیف صندلی های راست و چپ) عکاس دیگری راهنمایی میشود حالا حساب کنید محاصره ی کاملا بی دفاع بین دو عکاس قَدر (از اندازه ی لنز دوربین هایشان میشد فهمید با چه جدیتی برای امرخطیر عکس برداری آمده اند) نمیگذارد نفست بالا بیاید ...
به محض خاموش شدن ... دیدن ادامه » چراغها ، شلیک یک بند چلیک چلیک گرفتن عکسها شروع میشود ،اصلا انگار با هرژست و فیگور بازیگر این تویی که داری تیرباران میشوی از آن طرف از شانست باید دو عکاس کاملا حرفه ای به تورت بخورد که حاضر نیستند حتی یک حرکت بازیگران را در هیچ شرایطی از دست بدهند راه میروند چلیک ، میخندند ،چلیک ، خم میشوند ، داد میزنند ، پلک میزنند ،خیره میشوند، خیره میشوند ، خیره میشوند چلیک چلیک چلیک ...(البته شما ضربدر 10کنید چون اگر هرکدام از عکسهای خراب شود یا کادرخوب در نیاید ، یدک ان موجود باشد)
خلاصه انکه احتمالا میدهی تا آخر نمایش کاملا از سمت یک گوش در کری کامل بسر خواهی برد حالا بماند که موسیقی متن تئاتر موردنظرت شده ست صداهای پی در پی گرفتن عکس ها و از دست رفتن بخشی از دیالوگها ...
در پایان هم با اتمام نمایش ،دو عکاس عزیز را میبینی که در کمال خونسردی و احتمالا شعف فراوان برای شکار صحنه های بکری از نمایش، ادوات جنگی خودرا در کوله هایشان جاسازی کرده و میروند
تو میمانی و یک گوش نیمه شنوا که تا ساعتهای متمادی فقط برایت چلیک چلیک میکند ...

پاورقی :مسئول محترم اجرا ، حضور عکاسان هنرمند جای خود اما برای حفظ و ارزش زحمات کار نمایشی خودتان هم که شده لااقل جاهای مناسبی به انها اختصاص دهید ونه همزمان دوعکاس درکنارهم آنهم درست مرکز جمعیت تماشاگران در سالنی کوچک که صدای نفس هاهم از چند متری شنیده میشود چه برسد به .....
و در آخر برای چندمین بار ، روز و اجرای اختصاصی عکاسان دقیقن بهمین دلیل مشخص میشود ... لطفا کمی بیشتر به دیگران احترام بگذاریم ...


اسفند 93
چهاراه ولی عصر - تماشاخانه استاد مشایخی
به محض خاموش شدن چراغ ها.شلیک یک بند چلیک چلیک گرفتن عکی ها شروع می شود.اصلا انگار با هرزست و فیگور بازیگران این تویی که داری تیر باران می شوی ... چلیک چلیک چلیک
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۴
رفرش بفرمایید یک ساعت پیش چاپ شد آمد به باجه ... :))
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
عالی ...مرسی...
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گزارش " شب شعر بیستم "
7اسفند 93- پنج شنبه
کافه الف
عصری دلپذیر در کنار دوستان ِجان با شعرخوانی و گفت و شنود سپری شد سپاس از حضور تک تک دوستان و خیرمقدم به عزیزانی که به جمع ما پیوستند و محفل مارا گرمتر از پیش کردند
دراین جلسه سخن از شاعری گفتیم که در جوانی سری پرشور ، انقلابی و احساسی لطیف داشت .. و توانست با اشعار ،نوشته ها،نمایشنامه ها و تفکراتش در طی زندگی کوتاهش ،تاثیری عمیق بر ادبیات جهان داشته باشد ... آنقدر که امروز هم همواره از او سخن بمیان می آید ...
خواب هایم بوی تن تو را می دهد
نکند
آن دورترها
نیمه شب
در آغوشم می گیری؟
لورکا
الحق این جلسه شعرهای زیبایی از دوستان شنیدیم و لذتی وافر بردیم ... چه احساس ضربه ای که با چند شعر کوتاه بسوی مان شلیک شد و چه نفوذ عمیقانه ای که از شعرهای بلندتر دریافتیم ...
شعر براستی جادو میکند ... وما هرروز در این جادو بیشتر غوطه میخوریم
در پایان نقدو بررسی نوشته های نیلوفر ساسان فر عزیز هم با تفصیل انجام شد بااین امید که نظریات چراغ راهش باشد برایش آرزوی موفقیتهای بیشتر داریم
جلسه ی بعدی جمعه 22 اسفند تعیین شد که تایید نهایی متعاقبا اعلام میشود
تم ... دیدن ادامه » : کفش
شاعر منتخب :مهدی اخوان ثالث (م.امید)
دوست برگزیده ی نقد آثار : آقای مجتبی تاج میری
تا باد قرار ِشعر و گرم باد شور ِعشق ..

* دوستانی که در جلسه حضور داشتند درصورت تمایل در نظرها اشعاری را که خواندند درج نمایند ...
لحظه ی دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام ،مستم
باز می لرزد ،دلم ،دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
های ! نخراشی به غفلت گونه ام را ،تیغ
های ، نپریشی صفای زلفکم را ،دست
و آبرویم را نریزی ،دل
ای نخورده مست
لحظه ی دیدار نزدیک است...
"مهدی اخوان ثالث"
۱۱ اسفند ۱۳۹۳
درخت اما . . .

خیلــی دوستش داشتم نیلوفرجان...کوتاه,ساده,زیـبـاو پر مفهوووم..
تم جلسه درخت بود,اگر درست یادم مونده باشه... :-)

دوست داشتم بقیه ی دوستان هم همراهی ِ بیشتری اینجا می کردن, که ما هم که دوست داریم باشیم ولی نمی تونیم, مستفیض شیم... فی المثل همین شعری که شما از لورکا تو پست گذاشتید رو من خونده بودم ولی نمی دونستم از لورکا ست!!! اصولآ لورکا نخوانده ام :)) و با همین یادداشت شما یاد گرفتم و حس خوش آیندی بهم دست داد... و اینکه لطف کردی شعری که گفته بودی رو برام گذاشتی که بخونم خوشحالم کرد...

برای جلسه ی بعدتون هم تا اسم اخوان رو دیدم, این شعری که در کامنت اول گذاشتم برام تداعی شد و چقدررر دوستش دارم... خیلی خیلیی... بجای من یکی این شعرو بخووونه تو جلسه با یادی سبز از من :))))))) D: خلاصه که دلمان کوک ِ دلتان است و مشایعت می کنیم از راه ِ دور... :-)

و ... دیدن ادامه » در پایان حضور دوستانه ت نیلوفر عزیز دل گرمی ست...
پایـنـــده باشــی
۱۳ اسفند ۱۳۹۳
فرناز مهربانم ممنونم از محبت و لطفت ... منتظر حضورگرم خودت هستیم ... با نوشته های زیبات و انتخاب های نابت ...
ارزومندبهترین ها برای تو عزیز
۱۸ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"گزارش جلسه ی نوزدهم شب شعر "
93/11/24 کافه الف
من از نهایت شب حرف می‌زنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف می‌زنم
اگر به خانه من آمدی برای من
ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه
که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم
فروغ فرخزاد
درود به همراهان عزیز
با یادی از شاعر جسور و عصیانگرمان ،فروغ در سالگرد از دست دادنش ...فرصت مغتنمی بود در کنار دوستان ِجان از او بگوییم و یادش کنیم و شعری از " زن " بخوانیم و گوش بسپاریم به رنج هایش ، زیبایی هایش و توصیفات ِ بدیع ِ ویژه اش
ﻣﺴﺌﻮﻝ ﻧﻬﺎﯾﯽ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺟﻬﺎﻥ
ﺁﻏﻮﺵ ﻋﺠﯿﺐ ﺣﻀﺮﺗﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ' ﺯﻥ' ..
سیدعلی صالحی
چه خوب افتخار حضور دوستانی را داشتیم که آشنایی شان ، حال محفلمان را خوش تر کرد تا باشد از این حضورهای معطر و تر کردن لب ، به طعم ِجادویی شعر ...

جلسه ... دیدن ادامه » ی آتی : بیستمین شب شعر
پنج شنبه 7 اسفند ساعت 5:30 الی 7:30 بعد ازظهر
مکان : کافه الف
تم : " درخت "
شاعر منتخب :" فدریکو گارسیا لورکا "
دوست برگزیده ی آثار :خانم نیلوفر ساسان فر

تو از میان نارون ها ، گنجشک های عاشق را
به صبح پنجره دعوت می کردی
وقتی که شب مکرر می شد
وقتی که شب تمام نمی شد ..
فروغ فرخزاد

مشتاق دیدار وحضور دوستان ِاهل شعر و ادبیات تیوالی در این محفل هستیم ...
تا باد قرار شعر و گرم باد شور عشق ..

* دوستانی که در جلسه حضور داشتند درصورت تمایل در نظرها اشعاری را که خواندند درج نمایند ...
این لبـــخند ِتلخــی
که در پشت ِ ســکوت ِ زنــانه
محـــو مــانده ،
این شـــوق به نمـــایاندن زیبـــایی
که در حصار حـَـلال ها وُ حـَــرام ها
کــور مانده
بازهــم
از فراسـوی هـــزاره های ِ تاریــک
روشــنی بخش ِ دلــهای ِماتــم زَده َ ست
وجســارت ... دیدن ادامه » بروز ِ بی بدیل زنـــدگی
از میان ِ مشت های ِ زور و تحمیــــل ست

به لبــخندی از زن
لحـــظه ای درنگ ،
ســاعت ها بایــد ،به تمــاشــا نـشست ..

نیلوفر ثانی
۲۷ بهمن ۱۳۹۳
درود متین جان ... منکه بشخصه از دیدار و آشنایی شما خیلی خوشحال شدم و مطمئنم وجود دوستان اهل قلم و خوش ذوقی مثل شما و مهتاب عزیز غنای محفل مارا بیشتر از قبل میکند .. بازهم خوش آمد به شما عزیزان و منتظر دیدارمجددتون هستیم
۰۲ اسفند ۱۳۹۳
نیلوفر عزیز ممنونم
از بودن در کنار دوستانی مثل شما خیلی لذت بردم
۰۳ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"گزارش جلسه ی هجدهم شب شعر "
93/11/9 کافه ایل

با سپاس از همراهی دوستانی که دراین جلسه حاضربودند وبا شعرخوانی و گفتگوهای ادبی همراهی کردند وخیرمقدم به دوستانی که تازه به جمع ما پیوستند وحضورشان غنای بیشتر محفل مابود
شعرهایی با تم نور و گفتگو درباره ی شاعر این هفته "احمد شاملو" با تبادل نظرات دوستان آغازگر جلسه بود.. که در نظرها تعدادی از آنهارا خواهید خواند ...
در ادامه روال همیشگی شعر خوانی و لذت مضاعف شنیدن شعرها با صدای خود دوستان و درپایان گفتگو درباره ی شعرهای دوست خوبمان " شهرزاد مقدادی " لحظات ماندگاری را برایمان رقم زد
برنامه ی آتی :
جلسه ی نوزدهم شب شعر
جمعه 24بهمن 5 تا 7 ( مکان متعاقبا اعلام خواهد شد)
تم : " زن "
شاعر منتخب : فروغ فرخزاد ( بمناسبت سالگرد درگذشتش )
دوست برگزیده ی نقد آثار : آقای جاوید حلم زاده

با سپاس از زحمات دوستانی که در برپایی این جلسات تلاش میکنند و با یادی از دوست خوبمان مازیار مجد که بی صبرانه منتظر جضور دوباره اش در جمعمان هستیم
* دوستانی که در جلسه حضور داشتند درصورت تمایل در نظرها اشعاری را که خواندند درج نمایند ...

مرهم زخم های من
کنج لبان توست
بوسه نمیخواهم چیزی بگو

"احمد شاملو"
۱۲ بهمن ۱۳۹۳
دوست خوبم آقای کوهی انجام وظیفه ی کوچکی بود
به امید دیدار شما خوبان
۱۳ بهمن ۱۳۹۳
یاسمن خوبم ... حضورت همچو نامت عطراگین ست ... قلمت مانا و نویسا
۱۳ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید