تیوال نیلوفر ثانی | دیوار
S3 : 04:09:52
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
فرهاد صفاریان

عشق در حیطه ی فهمیدن ما نیست ،بیا برگردیم
آســـمان پاسخ پرسیـدن ما نیست ،بیا برگردیم

گریه هامان چـقدر تلخ ،ببین رنــگ ترحم دارد
تا زمین دشمن خندیدن ما نیست ،بیـا برگردیم

باغ از فطرت این جاده پر از بوی شکفتنها، حیف
شمه ای مهلت بوئیدن ما نیست، بیـــا برگردیم

بال سنگین سفر میشکند، وای ملال انگیز است
هیچکس منتظر دیدن ما نیست ،بیــا برگردیم

مثل گنجیم ،گران سنگ ،کمی وسوسه آمیز، ولی
دزد ... دیدن ادامه » هم مایل دزدیدن ما نیست ،بیـــا برگردیم

خودمانیم ببین ما دلمان را به دو قسمت کردیم
عشق در حیطه ی فهمیدن ما نیست ،بیا برگردیم


یک نفر بود در این شهر که با دل به نگاهش بستیم
خنده اش سرد و غریب است بیا برگردیم
۲۱ آبان ۱۳۹۳
خواهش می شود غزلی جانی :)
۲۱ آبان ۱۳۹۳
ممنونم بهارجان خیلی زیبا بود و البته شبیه هم :)
۲۲ آبان ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عشق با این همه نیرنگ عواقب دارد
جَدَلِ آینه و سنـگ عواقب دارد

رود، بی تــاب برای لب ِدریــاست ولـی
جاده فرسنگ به فرسنگ عواقب دارد

مثل موی تو بلند است و سیاه است و قشنگ
شــب برای منِ ِدلتـــنگ عواقب دارد

باد ،هرزه ست ! برو شــال سـفیدی سرکن
سعی کن صلح کنی ،جنگ عواقب دارد

آخ ! زنبور عسل عاشق چشم مــلکه ست
چشم های عسلی رنگ عواقب دارد


حمیدرضا ... دیدن ادامه » کامرانی
نیلوفر جان چه انتخاب عالی ای، ممنون ):
۱۵ آبان ۱۳۹۳
زیبا بود مرسی نیلوفر جون
۱۵ آبان ۱۳۹۳
خواهش میکنم دوستان خوبم..خوشحالم دوست داشتید :)
۱۵ آبان ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ملوانان زیادی عاشقت شـده اند
منتظرم آب جنازه ها را پس بدهد
ببینم کدامشـان منــم


جلیل صفربیگی

اگه اسم جلیل صفربیگی رو نمیاوردین عمرا نمی تونستم شاعرشو حدس بزنم! :))
۱۴ خرداد ۱۳۹۳
دوست داشتن لهجه درد دارد دور از دلیری های چشم تو..
کاش بودی..


برقرار باشی بانو..
زیبا بود.
۱۵ خرداد ۱۳۹۳
ممنونم جناب تاج میری ارجمند سپاسها از لطف شما

آدم که بداست ناگهان گریه کند
درپیش نگاه دیگران گریه کند
تنهایی هرکسی برایش چاهی است
تا سرببرد درون آن گریه کند
جلیل صفر بیگی
۱۶ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاعران بدون مرز(18)

تمام اصل‌های حقوق بشر را خواندم
و جای یک اصل را خالی یافتم
و اصل دیگری را به آن افزودم

عـزیــز مــن
اصل ســی و یـــکم :

هرانســانی حق دارد هر کســی را که میخواهــد دوســت داشته باشــد.


پابلو نرودا
ترجمه: شاهکار بینش پژوه
فقط دوس داشتن مهم نیست
مهم اینه که آن کسی که دوستش داریم هم اپسیلونی به وجود ما اهمیت بدهد .
۱۲ خرداد ۱۳۹۳
خیلی خوبه ...
۱۸ خرداد ۱۳۹۳
ممنونم اقای ملکی سپاس از شما که خوندید
۱۹ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"دوستت دارم"
و این تنها حرفی ست
که پایش ایستاده ام!

حمید امجدی


* با یادی از دوست خوبمان که جای شعرهای زیبایشان در تیوال خالی ست
و این تنها حرفی ست
که پایش ایستاده ام!
۱۰ خرداد ۱۳۹۳
جایشان سبز.
۱۰ خرداد ۱۳۹۳
اخ اره جاشون واقعا خالیه
۱۳ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اما من
دلتنــگ تـوام
شــعر می‌نویسم و
واژه‌هــایم را کنار می‌زنم
که تو را ببیــنم.


شــمس لنــگرودی
خانم ثانی گرامی واقعا بابت درج این کامنت زیر پست شما شرمسارم ای کاش تیوال عزیز راهی رو برای ارتباط کاربران باز میکرد...
ممکن هست بزرگوارانه ایمیل خودتون رو چک کنید؟مزاحمت های همیشگی :)
۲۶ خرداد ۱۳۹۵
حتما دوستم
۲۶ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاعران بدون مرز (17)

زودتر از من بمیر،
یک کم زودتر از من
تا تو اُونی نباشی که مجبور است راهِ خانهِ را،
تنها برگـردد...

راینر کُنسه

چه آرزوی عاشقانه/دلسوزانه/بی حمانه ای!!!...
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
سپاس اقای غیور عالی بود ممنون
۰۲ خرداد ۱۳۹۳
خواهش می کنم، ممنون از شما به خاطر به اشتراک گذاشتن این قطعه ادبی زیبا.
۰۲ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

سهم من یک غزل از کلِّ غزلها کافیست
لحظه ای در تو نشستن به تماشا کافیست

تو فقط خنده کن و اخم تو دیوانگی است !
من فدای همه ی آن قد و بالا ، کافیست ؟

سال ها فرصت عاقل شدن از دستم رفت
تو شدی قیچیّ و من تکّه مقوّا ،کافیست

زندگی حسّ بدی گشته در این فرصتِ کم
بوسه ی کنج لبت قسمتِ ما را کافیست

موجِ گیسوی تو هست و شبِ طوفانی من
برسانی تو مرا تالبِ دریا ، کافیست !!

آرزو ... دیدن ادامه » داشت ، که مهمانِ تو باشد دلِ من ؛
وعده ی امشب و این هفته و فردا ،کافیست



* عباس آزادمنش *
"موجِ گیسوی تو هست و شبِ طوفانی من
برسانی تو مرا تالبِ دریا ، کافیست !!"

شیرین و دلنشین بود :))
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳
دوباره که شعر رو خوندم یاد این شعر فریدون مشیری افتادم که با صدای شجریان کبیر جاودانه شده:

"من با کمند سرکش و جادویی شراب،

تا بیکران عالم پندار رفته ام.

تا دشت پر ستاره اندیشه های گرم،

تا مرز ناشناخته مرگ و زندگی،

تا ... دیدن ادامه » کوچه باغ خاطره های گریز پا،

تا شهر یادها،

دیگر شراب هم

جز تا کنار بستر خوابم نمی برد.

هان ای عقاب عشق!

از اوج قله های مه آلود دوردست،

پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من،

آنجا ببر مرا که شرابم نمی برد"
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳
بسیار عالی ....واقعا تداعی زیبایی بود سپاس
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاعران بدون مرز (16)

ﺭﮎ ﺑﮕﻮﯾﻢ
ﻣﯽ‌ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺒﻮﺳﻤﺖ
ﭼﻨﺎﻥ ﺑﺎ ﻣﺤﺒﺖ
ﮐﻪ ﺑﺮﺍی ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ
ﺣﺲ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ ﻋﺸﻖ
ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﻣﻦ
ﺗﻌﺎﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ می‌دﻫﺪ ...

" ﺭﯾﭽﺎﺭﺩ ﺑﺮﺍﺗﯿﮕﺎﻥ "

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حال ما با دود والکل، جـا نمی آید رفیق
زندگی کردن به عاشق ها نمی آید رفیق

روحمان آبستن یک قرن تنها بودن است
طفل حسرت نوش ما دنیا نمی آید رفیق

دستهایت را خودت "ها"کن اگریخ کرده اند
از لب معشوقه هامان "ها"نمی آید رفیق

هضم دلتنگی برای موج آسان نیست،آه
آب دریا بی سبب بالا نمی آید رفیق

یا شبیه این جماعت باش یا تنها بمان
هیچ کس سمت دل زیبا نمی آید رفیق

التیام ... دیدن ادامه » دردهای ما فقط مرگ است وبس
حال ما با دود و الکل جا نمی آید رفیق!


سجاد صفری اعظم
مرسی نیلوفرجان ازین اشتراک زیبا..
۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۳
درود جناب کوهی ارجمند ... بزرگوارید
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
روح استاد بزرگ بیدل دهلوی درون این غزل موج می زند.
۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
می ترسم؛
از اینکه دیگر هیچ تنــهایی ای
مرا نترســاند،
می ترســـم

سیامک تقی زاده
برای منهم خیلی ملموس بود حسش .. درود اقای ضیایی عزیز
۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۳
عالی بود ...
۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۳
آیدای عزیزم سپاس
۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاعران بدون مرز (15)

مــردها وقتی عاشق می‌شوند،
به دنیا می‌آیند.
و زن‌ها
عاشق که می‌شوند، می‌میرند!


ویسواوا شیمبورسکا
وقتی که عاشق می شوم شاعر می شوم ... وقتی که عاشق می شوم زیبا می شوم
وقتی که عاشق می شوم دنیایم همچون رنگین کمانِ زیبایی خوش آب و رنگ است آری ، آری من یک زنم و با عشق " هست " می شوم و سرشار از شور و شعف ...
آیدا
۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۳
ویسواوا و آدم های روی پل اش را چند سال پیش کادو گرفتم...چقدر به دردم خورد ......بهم گفت
هنوز جوانی آقا
باید به زندگی ات سر و سامانی بدهی
چه کسی گفته
که زندگی باید دلیرانه سپری شود
۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۳
سپاس آقای ابرشیر ارجمند .. شعرهایش این شاعر لهستانی که جایزه نوبل را هم برده ست را دوست دارم..چه هدیه خوبی گرفتید :)
۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر زنی را نیافته‌ای که با رفتنش
نابود شوی ...
تمام زندگی‌ات را باخته‌ای !
این را
منی می‌گویم که روزهایم را زنی برده است ، جایی دور ...
پیچیده دور گیسوانش ،
آویخته بر گردن ،
سنجاق کرده روی سینه ،
یا ریخته پای گلدان‌هاش ،
باقی را هم گذاشته توی کمد
برای روز مبادا ...


"رضا ولی زاده"
این عالیه ...
۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۳
عالیه این شعر .........................
۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۳
سپاس دوستان ارجمند آقای اسماعیلی گرامی آیدای عزیز و اقای ملکی ... خیر اقای اسماعیلی ادرسی ندارم اما حتما اگر برخورد کردم همینجا کامنت میذارم
۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاعران بدون مرز (۱۴)

یک زن اگر بخواهد،
حتی با صدایش هم می‌تواند در آغوشت بگیرد...!


ایلهان برک
دقیقاً!
یک زن هر چیز را که بخواهد میتواند داشته باشد؛ هر چیز را!
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۳
اقای بیگ محمدی عزیز مدیون محبت شما هستم ...ممنونم از دلگرمی های صمیمی تون ...
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۳
ممنونم کیمیای عزیز خوشحالم مورد توجه شما قرار میگیرند
آیدای نازنین سپاس ازهمراهی وحضورگرمت دوست من
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاعران بدون مرز (13)

مامور اعدام به چی فکر می‌کنه
وقتی شبا از سرِ کار
برمی‌گرده خونه؟
وقتی کنار زن و بچه‌ش می‌شینه
تا یه فنجون قهوه بخوره
یا یه بشقاب نیمرو...
یعنی ازش می‌پرسن:
روز خوبی داشتی،
همه چی مرتب بود...
یا واسه فرار از این سوالا
از بیس‌بال حرف می‌زنن،
از آب و هوا،
از سیاست،
از ... دیدن ادامه » مجله‌های فکاهی و
فیلمای سینمایی؟
یعنی دستاشو نگاه می‌کنن
وقتی قهوه،
یا نیمرو جلوش می‌دارن؟
اگه بچه‌ی کوچولوش بهش بگه:
بیا اسب بازی کنیم بابا!
بیا! اینم طناب،
اون به شوخی می‌گه:
امروز به اندازه‌ی کافی طناب دیدم؟
یا صورتش از شادی موج برمی‌داره و
می‌گه:
تو دنیای معرکه‌ای زنده‌گی می‌کنیم؟
اگه ماه
به پنجره‌ی اتاقِ دختربچه‌ش
که تو خوابِ نازه بتابه و
موهاشو و گوشاشو عینهو مِیِت سفید کنه
مأمور اعدام
چی‌کار می‌کنه؟
باید براش آسون باشه
من فکر می‌کنم
هرچیزی برای مأمور اعدام آسونه...

" کارل سندبرگ"
ترجمه : یغما گلرویی
ذهن منو خیلی درگیر کرد ...
۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۳
اشتراک خوبی بود
.....
ممنونم از نیلوفرخانم
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۳
ممنونم دوستان ارجمندم از توجهتون
جناب بیگ محمدی عزیز سپاس از مهرشما که دریغ نمیکنید ..
۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
غزلی ﺍﺯ ﻏﻼﻣﺮﺿﺎ ﻃﺮﯾﻘﯽ

ﺍﯾﻦ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﻝ ﺗﺎﺯﻩ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ
ﮐـــﻪ ﺑـــﻪ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﻗﻤــــﺮ ﻗﺎﺭﯼ ﻗﺮﺁﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ

ﻣﺜــﻞ ﻣﻦ ﺑﺎﻏﭽـــــﻪ ﯼ ﺧﺎﻧــﻪ ﻫـــــﻢ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﯼ ﺗــــﻮ
ﺑﺲ ﮐﻪ ﻏﻢ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻭ ﻻﻏﺮ ﺷﺪﻩ ﮔﻠﺪﺍﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ

ﺑﺲ ﮐـــﻪ ﻫﺮ ﺗﮑــﻪ ﯼ ﺁﻥ ﺑﺎ ﻫﻮﺳﯽ ﺭﻓﺖ ، ﺩﻟﻢ
ﻧﺴﺨﻪ ﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﺯ ﻧﻘﺸﻪ ﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ

ﺑﯽ ﺷﮏ ﺁﻥ ﺷﯿﺦ ﮐﻪ ﺍﺯ ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﻣﻨﻌﻢ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ
ﺧﺒـــــﺮ ﺍﺯ ﺁﻣﺪﻧﺖ ﺩﺍﺷﺖ ﮐـــﻪ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ

ﻋﺸﻖ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﻋﺰﯾﺰﯼ ﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﻦ ﺍﻭ
ﻧﺮﺩﻩ ... دیدن ادامه » ﯼ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻫﺎ ﻣﯿﻠﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ

ﻋﺸﻖ ﺯﺍﯾﯿﺪﻩ ﯼ ﺑﻠـــﺦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﻘﯿﻢ ﺷﯿﺮﺍﺯ
ﭼﻮﻥ ﻧﺸﺪ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺁﻭﺍﺭﻩ ﯼ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ

ﻋﺸــــﻖ ﺩﺍﻧﺸـــﮑﺪﻩ ﺗﺠــــﺮﺑـــــﻪ ﯼﺍﻧﺴﺎﻧﻬـــﺎﺳﺖ
ﮔﺮ ﭼﻪ ﭼﻨﺪﯼ ﺳﺖ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻃﻔﻞ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ

ﻫﺮ ﻧﻮ ﺁﻣﻮﺧﺘــﻪ ﺩﺭ ﻋﺎﻟـــﻢ ﺧﻮﺩ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺍﺳﺖ
ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ

ﺍﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﮐﻮﭼـــﻪ ﻣﻌﺸﻮﻗـــﻪ ﯼ ﻣﺎ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﯼ
ﺑﺮ ﺣﺬﺭ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻮﭼﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ


ﮐـــﻪ ﺑـــﻪ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﻗﻤــــﺮ ﻗﺎﺭﯼ ﻗﺮﺁﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ...
به به،ممنون
۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۳
چقدر خوب بود!

ﻋﺸﻖ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﻋﺰﯾﺰﯼ ﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﻦ ﺍﻭ
ﻧﺮﺩﻩ ﯼ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻫﺎ ﻣﯿﻠﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
درود نغمه جان ...
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاعران بدون مرز (۱۲)

اگر بتوانم قلبی را از شکستن باز دارم
بیهوده نزیسته‌ام
اگر بتوانم دردی را تسکین دهم
یا کم کنم
یا به سینه سرخی افتاده یاری دهم
به آشیانه‌اش برگردد
بیهوده نزیسته‌ام


امیلی دیکنسون
مترجم : جاوید ثقفی
بمانیم تا کاری کنیم........
۳۰ فروردین ۱۳۹۳
***
۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۳
ساناز بهترین سپاس
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاعران بدون مرز (11)

آنگاه که مرد زنی را برای دوست داشتن نیابد
به جنس سومی بدل می شود
که هیچ ربطی به جنس های دیگر ندارد...

"نزار قبانی"
و این مرد یعنی: جنسِ دستِ سوم!
با تشکر از خانومِ ثانی و نزار قبانی.
۲۹ فروردین ۱۳۹۳
عالی :)
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۳
به به المیرای عزیزم عالی تویی دوست خوبم
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاعران بدون مرز (10)

ﺣﺮﻑ ﺗﻮ ﮐﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ
ﻣــــــــﻦ
ﭼﻘﺪﺭ ﻧﺎﺷﯿﺎﻧﻪ
ﺍﺩﻋﺎﯼ ﺑﯽ ﺗﻔﺎﻭﺗﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ !


ریچارد براتیگان
ریچارد براتیگان که حرف نداره!

روزی زمان خواهد مرد
وعشق
دفنش خواهد کرد

(ر.ب.)
۲۷ فروردین ۱۳۹۳
اقای حیدری عزیز ارشیو من از کتابها نبوده بیشتر از نت بوده ...حقیقتش به چشمم گزیده یا مجموعه ایی از شاعران بدون مرز نخورده اگه هم باشه من ندیدم... اما بطور مجزا بیشتر کتابهای نزارقبانی دیدم و ناظم حکمت ...
۲۸ فروردین ۱۳۹۳
***...
۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
می توان رشته این چنگ گسست
می توان کاسه این تار شکست
می توان فریاد داد:
هان ای طبل گران
زین پس خاموش بمان.

به چکاوک اما!!
نتوان گفت نخوان.


فریدون مشیری
آری
به چکاوک اما!!
نتوان گفت نخوان
و به من
نتوان گفت نخوان
این متن گرانسنگ روان
........
ممنونم از نیلوفرخانم
۲۷ فروردین ۱۳۹۳
درود جناب صدری ارجمند
۲۷ فروردین ۱۳۹۳
خانم ثانی عزیز با شما صحبتی و سوالی داشتم.
و این آدرس ایمیل من هست atousaanezami@gmail.com
امیدوارم افتخار سخن گفتن با شما رو پیداکنم.
آتوسا.
۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید