تیوال | نیلوفر ثانی درباره نمایش خون به‌پا می‌شود: "شکسپیری تهی ازشگفتی" اساسا اجرای متن‌های
S3 : 06:57:51

"شکسپیری تهی ازشگفتی"

اساسا اجرای متن‌های شکسپیری حتی اگر اقتباس یا برداشت آزاد باشد، نیازمند تبحر و شناخت کافی از متون وعناصر مهم آن‌ست که بتواند در اجرا، به ماهیت اصلی دلهره، اضطراب، حساسیت، و خشونتی همراه با نگاهی معاصرسازی شده، نزدیک شود. و به‌خوبی و شگفتی یک اثر هنری شکسپیری به‌جا و درخور، به‌مخاطب عرضه شود و او را با فضای رعب‌آور، و خشونت‌طلبی که در جهان امروز نیز به کرات قابل لمس و تجربه‎است، ارتباط ایجاد کند.
"یان کات" نظریه‌پرداز شهیر تئاتر، می‎گوید:" معاصر بودن به‌معنای ارتباط میان دو زمانه است : اولی زمانی است که شخصیت های نمایش در آن به سر می‎برند و دومی زمانی که بر تماشاگران می‎گذرد. هرگاه در اجرایی این دو زمان دقیقن به یکدیگر متصل شوند ،شکیپیری که معاصرماست پدیدار می‌گردد. "
به‌نظر می‌رسد نمایش "خون به‌پا می‌شود" چه درمتن شهرام احمدزاده و چه در اجرا و کارگردانی مسعود طیبی، با چنین نگاه معاصرسازی شده‌ای، تولید شده‌است. از گریم و طراحی لباس تا نحوه ی بیان و دیالوگ‌ها، و دخل و تصرف‌هایی که در متن اصلی روی داده.
اما این تغییرات، بدون قاعده و چنان وصله‎ی ناجوری‎ست که هرکسی حتی اگر متن اصلی را نخوانده باشد کاملا متوجه می‎شود چه قسمت‎هایی از نمایش، سلیقه‌ای و بدقواره به متن اصلی سنجاق شده است. به ویژه بخش‌هایی که کاراکتر"باسیانوس" به‎شکل شبح بالدار چندین بار بر لاوینیا ظاهر می‌شود، چنان کمیک و نامتجانس است که قاعده و سازوکار نمایش را بشدت متزلزل می‎کند. و از روند کلی خشونت و تراژدی آن، به‌طرز واضحی منحرف و سقوط می‎کند. سقوطی که درکنار بازی اغراق‎شده‎ی ایمان اشراقی در نقش باسیانوس منجر به ویرانی کل ماهیتِ شکسپیری نمایش می‎شود.
ارتباطی که در یک مسیرِ مشخص به سختی بین تماشاگر ومتن و اجرایی باسرعت بالای تعویض صحنه‌ها، درحال شکل گیری‌ست، تکه‌تکه‌شده و از هم فرو می‌پاشد. از جایی به‎بعد، متوجه می‌شویم دیگر با اثری فاخر با محتوای شکسپیری مواجه نیستیم بلکه یک ترکیب کاملا شخصی و درهم ریخته ای‌ست که نه می‌تواند وفادار به‌متن باشد و ‌نه استقلال خودش را بدست بیاورد.نه استفاده تکراری و کلیشه‌ی لباس‌های چرم و زنجیر و نقش‌های حیوانی، نجات‌دهنده است و نه دکلمه‎خوانی و باراحساسی ورمانتیک جواب می‎دهد. چه‌بسا بشدت آنرا عامه‌پسند می‌کند.
نمایشنامه‌ی "تیتوس آندرونیکوس" اولین تراژدی شکسپیرست که طبق نظر پژوهشگران متونش، خود فاقد جاافتادگی و پختگی لازم هر کارکتر و فضای کلی‌ست. درام و تراژدی در مراحل اولیه ذهنیت شکسپیر درحال شکل‌گیری‌ست و هنوز به بلاغت و فصاحت خاصش نرسیده، درمتن 35 نفر کشته و مشخصا 10 مرگ فجیع دارد که خواننده را دلزده وخسته می‌کند. بااین حال وقتی "پیتر بروک" با بازی سرلارنس الیویه آنرا به اجرا و نمایش درمی‎آورد چنان شاهکاری می‌سازد که متن برای تماشاگران صدچندان محبوب‌تر جلوه می‌کند. اما آنچه در "خون به پا می شود" برصحنه می‌آید، پروسه کاملا خلاف جهتی‎ست. متنی که کمتر در ایران اجرا شده، با متنی دستکاری و رمانتیزه شده تبدیل به‌یکی از ملال آورترین اجراهایی می‌شود که درچندسال اخیر از شکسپیر دیده‌ایم .
بازی بازیگران نیز به‌همین دلیلِ تغییرات نامتجانس، دچار بیرون‌زدگی و ناهماهنگی‌ست. ریتم‌ها گاه از دست می‌رود و مکث‌های زیاد مانع حفظ انسجام می‎شوند. خسرو شهراز با پیشنه‌ی مسلم درامر بازیگری، درنقش خود جانیفتاده، و از آن حضورِ پرصلابتِ صحنه‌ای خبری نیست.
تنها امین طباطبایی در نقش ساتورتینوس، توانسته درک درستی از کاراکترش را با تغییرات اعمال شده، ارائه دهد.اما در نهایت در بهم‌ریختگی سایر عناصر ذوب ومحو می‌شود.

شاید متون شکسپیر که پرتعداد‌ترین اجرای تئاتری در کل جهان‌ست، این امر را مشتبه کند که اجراهایی ساده و پرظرفیتی هستند که به‌راحتی می‌تواند مورد انتخاب هرکارگردانی قرار بگیرد اما آنچه لازمه این تعداد تکرارست، بازنمایی بهتر از هسته شناسی تراژدی و خشونت‎هایی‌ست که درک متفاوت‌تر و عمیق‌تری را برای مخاطب ایجاد کند. نه آنکه بیش از آنکه یک اجرای صحنه‌ای کمال‎یافته باشد، بازخوانی متنی باشد که مورد هجوم دستکاری‎های ناشیانه نیز قرار گرفته‌است
البته که ظرفیت های درخشان و فراوان نمایشنامه‎های شکسپیر چنان عظیم‌ست که به‌راحتی می توان با تغییرات هدفمند و معاصرسازی شده، درقالب فرم و محتوایی کارکردی به اجرا درآید، اما اگر تنها آنچه برداشت شود، سلاخی های متعدد،جلوه‌های بصری و شاعرانگیِ فانتزی و رمانتیزه باشد، نه تنها قادر به ارتباط با مخاطب دوستدار شکسپیرنیست، بلکه از وجاهت هنری لازم نیز بی بهره می‌ماند.
"خون به پا می شود" می‌توانست تئاتر موفقی باشد اگر درک و شناخت عمیق‌تری از شکسپیر، در متن و اجرا و تغییراتِ اعمال شده اش، وجود می داشت و تماشاگر را با امکان‌های کنش‌مند بیشتری از او آشنا می‌کرد.

نیلوفرثانی
منبع: ... دیدن ادامه » شکسپیر معاصرما/ یان کات/ رضاسرور/نشربیدگل

https://www.honarnet.com/?p=3668
درود و عرض ادب
ممنون از نقد دقیق ، گویا و ارزشمندت
طبق معمول استفاده کردم
۳۱ اردیبهشت
نیلوفر عزیزم چقدر اشارات درست و به جایی داشتی
به واقع اگر هر نویسنده یا کارگردانی قصد کردند متنی از شکسپیر رو به صحنه ببرند، ابتدا باید با بینش نسبت به زمان نویسنده و همچنین آگاهی از زمان حال، تعادلی ایجاد کنند که مخاطب با درک درستی از اون اثر (البته ... دیدن ادامه » با دید امروزی) روبرو بشه.
به صرف اینکه پاره هایی از یک متن به هم تنیده بشه، نمیتوان مدعی نوآوری در اجرا یک متن کلاسیک بود!
ممنونم بخاطر تحلیل کاملی که ارائه کردی دوست خوبم
۳۱ اردیبهشت
عرض درود و ارادت
مثل همیشه عالی
۳۱ اردیبهشت
@دوست خوبم آقای حسین مردی عزیز ممنون از همراهی و لطف همیشگیت

@مریم جان عزیزم همونطور که بارها خودت هم تماشاگر اجراهای مدرن ومعاصر سازی شده ی بسیاری از شکسپیر بودی بهتر ازمن درک و تفاوت مشخصی را دراین مقوله داری که چه المانهایی می تواند اجرای متون شکسپیر ... دیدن ادامه » را تبدیل به خلاقیت ونوآوری و مقبول کند و چه اجرایی عقیم و نارسا باقی می ماند.
مکبث / شاه لیر و هملت های آوانگارد و پیشرو در اجراهای درخشان بارها برصحنه دیده ایم و همونطور که اشاره ی دقیقی داشتی بینش و ارتباط معنایی ومحتوایی با اثار شکسپیر برای موفقیت اثر هرکارگردانی ضروری ست .. اینکه اجرایی بدلایل زیاد نمی تواند درجایگاه درستی قرار بگیرد بدون شک ضعفی ست که درخوانش متن اصلی رخ داده جابجایی سرخود وقایع که اتفاقا زنجیره ی معنایی دارند، کم و زیادکردن متن به سلیقه و دلخواه شاید بزرگترین رنجی ست که این نمایش می برد. امیدوارم شاهد اجراهای موفق تری از این نمایشنامه نویس بزرگ باشیم

@ارادت و سپاس بیکران آقا فرزاد عزیز.. ممنون از محبت ولطف همیشه دوستانه تون
۳۱ اردیبهشت
درود بر شما بانو ثانی عزیز و بزرگوار
نقدتان بسیار جامع و زیبا بود و با هر آنچه در مورد این نمایش به رشته ی تحریر درآورده اید هم نظر هستم،نگاه تیزبین و قلم شیوای شما بانوی خردمند همواره تحسین برانگیز است.
مانا باشید و قلمتان همیشه سبز.
۳۱ اردیبهشت
@مختارجان بایزیدی عزیز ،سپاس بسیار که حضور ونگاهت را دریغ نداری وهمراه و همکلامید..چه حس خوبی بهتر ازاین که با دوستان خوب تئاتربینم همنظر باشم..برای شماهم، ایام بکام ..
۳۱ اردیبهشت
خانم ثانی عزیز از طرف ویلیام شکسپیر داغدار از شما تشکر می‌کنم.
۳۱ اردیبهشت
درود و احترام بولوجان ... امیدوارم تجربه‌مندی دوستان محترم دراین اجرا موجبات موفقیت‌های بیشتر و دقیق تر رو در آینده رقم بزنه ...:)
۳۱ اردیبهشت
درود خانم ثانی
با عمده موارد ذکر شده از طرف شما همسو هستم ولی با چند مورد نه؛
با احترام
۳۱ اردیبهشت
جناب بهکام عزیز درود و احترام
بله نقطه نظرات شمارو در مطلبتون خوندم و خوشحالم اجرا با دریافت ها و سطح سلیقه و نظزتون جذاب وهمسو بوده...
متاسفانه من بجز دیدن بازیگران محبوب روی صحنه، لذتی نبردم ..
۳۱ اردیبهشت
البته این نمایشنامه در متن اصلی هم دچار ضعف هست به همین دلیل این ضعف در متن شهرام احمدزاه هم خودش را لاجرم نمایان کرده. ضمن این که این کار اولین بار هست که در ایران یک نوسینده و یک کارگردان به سراغش رفتن و این خودش عالیه ...
۰۱ خرداد
خانم ثانی نازنین
۰۱ خرداد
مثل همیشه پرفکت نیلوفر جانم❤
۰۳ خرداد
رویاجان عزیزم ممنونم از لطفی که همیشه بمن داری :)
۰۴ خرداد
سلام و وقت بخیر میگم خدمت خانم ثانی و باقی دوستان
میخوام بپرسم این روزهای تعطیلی سینما و تاتر دوستان اطلاع دارند گالری ها باز هستند یا خیر؟ و احیانا جایی در مرکز شهر گالری خوبی در حال برگزاری باشه که پیشنهاد کنند؟
۰۴ خرداد
درود زهره جان عزیز تاجایی که اطلاع دارم گالری ها دراین ایام باز هستند بجز تعطیلات رسمی مثل روز دوشنبه ..بااین حال شاید بهتر باشه قبل از رفتن به هرکدام تماس بگیرید چون گالری ها براحتی برنامه هاشون رو تغییر می دهند.
گالری شیرین 1/2 / اثر/ طراحان آزاد مورد ... دیدن ادامه » های جذابی هستند
۰۴ خرداد
خیلی خیلی ممنون خانم ثانی
۰۴ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید