تیوال | نیلوفر ثانی درباره نمایش کرونوس: " رجعت به رستگاری " ماهیت زمان و آخرالزمانی،
S3 : 07:51:46
نیلوفر ثانی
درباره نمایش کرونوس i

" رجعت به رستگاری "

ماهیت زمان و آخرالزمانی، همواره بعنوان موضوعاتی جذاب و معماگون، بر اندیشه آدمی بوده‌است . پس از تفاسیر و نظریه‌های تکمیلی درباره‌ی بُعد زمان، جهان‌های موازی و شکست قواعد، ابهام و درک چگونگی آن، با داستان‌ها و تصویرسازی‌های متعددی مورد توجه قرارگرفت که هرکدام دست‌مایه آثاری در هنر و ادبیات شده‌اند.
برگسون درباره ماهیت زمان، دریچه های جدیدی را گشود؛ او باور داشت که زمان را، با انطباقِ موضعی معادلات ذهنی و تبدیل آنها به حالت‌های جدید و با عنصر "یادآوری" می‌توان فهمید. دونوعِ یادآوری، یکی خاطره که کیفی‌ و نتیجه کارکرد ذهن و ادراک شهودی‌ست و وابسته به مکان نمی‌باشد؛ و دیگری حافظه، که یادآوری کمّی‌ست و از فعالیت سلول‌های مغزی با مکان‌مند کردن پدیده‌ها،حادث می‌شود.
آنچه پل ارتباطی ذهن با گذشته و بقای آن‌ست،"به‌خاطرآوردن" است .خاطره از جایی در اعماق آگاهی به سطح می‌رسد و هر آنچه که در ارتباط با گذشته است، حتی با علم به این که زمان از لحظه‌ی وقوع آنها گذرکرده، با "به‌خاطر آوردن" زنده می‌شود و به زمان حال می‌پیوندد.
تمام آنچه در کرونوس نیز رخ می‌دهد در چهارچوب همین نظریه برگسون‌ست ..کلید واژه‌ها بخوبی درمتن آمده و از حافظه و خاطره درهمین راستا بهره گرفته است ،بازگشت به گذشته‌ای که از دست‌رفته و انسانی که در معرض نابودی‌ست. و اگر نتواند زمان را دستکاری کند، محکوم به فناست..
کرونوس، نمایشی با ایده‌ی شکست زمانی‌ و فرجام بشر در سده‌های آتی‌ست. و از عامل "به‌خاطر آوردن" که مبتنی بر ادراک وشهود ذهنی و یادآوری خاطرات‌ست، وجهی از زمان را به نمایش می‌گذارد.که اگرقادر باشد از تله‌ی زمانی عبورکند، نجات یافته‌است.
داستان در لامکانی و در زمانی بسیار بعدتر درحال گذرست .. هم‌زمانی که گویا در دایره‌ای به گذشته بسیاردور و زمانِ آغازین پیدایش بشر درحیات، رجعت کرده، جهانی که آدمی در مخاطره‌ی انقراض‌، اموراتش با شکار می‌گذرد و هر آن احتمال مدفون شدن‌ش در تغییرات محیطی و زیستی وجوددارد، اگر نتواند خود را نجات دهد.
دوره‌های این انقراض درمتن با عنوان موج اول و دوم و سوم، جهانی را تغییر داده‌اند که در آن انسان‌های بسیاری یا مرده‌اند یا در دشت گمشده‌اند. آنانی باقی مانده‌اند که توانسته اند برای "بقا"راهی پیداکنند. این میان تعداد زنان بسیارکم‌ست اما یکی از آنهاست که قادرست جهش زمانی را دستکاری کند و آن را به گذشته و قبل ازظهور موج‌ها برگرداند. مردان باقی مانده و او که حافظه‌ی قویتری دارد و سنش بیشترست بدنبال آن زن و امکان بازگشت به گذشته‎ی بشری‌ست .
کرونوس "زن" را امکانی برای بقا و ادامه‌ی زیست بشر معرفی می‌کند، و یادآور می‌شود اوست که قادرست انسان را به امنیت و سامان پیشین خود بازگرداند. اما از آنجایی که بشر در چرخه‌ی زمان و سیالیت ذهن، گیر افتاده و قادرنیست از خاطره ابزاری برای تبدیل شهود به ماده بهره ببرد، باز به همان نقطه ی پیشین باز می‌گردد. صحنه‌ی پایانی به نخستین صحنه در دایره‌ای بسته زمانی، گویی که هیچ لحظه ای نگذشته‌است، منتهی می‌شود.این سیر باطل، تا ظهور "زن" و "رجعت به رستگاری" ادامه دارد.

کرونوس، با پیچ وتاب‌هایی در متن، قصد ایجاد جذابیت‌های بیشتر، توام با پیچیدگی‌هایی دارد که بیش از آنکه کمک‌کننده در رسایی داستان و وقایع باشد، آنرا کلاف سردرگمی می‌کند که اتصال مخاطب با پیوند وانسجام خط روایی، گسسته و گم می‌شود.درعینی که ظرفیت تبدیل شدن به متنی قوی و پیوسته را دارد و تابخش‌هایی با قدرت پیش می‌رود اما در هجمه‌ی چندخرده واقعه، متوقف می‌ماند.
بازی‌های قوی و بیش ازهمه ابراهیم‌ناییج، مسلط وخیره کننده است.موسیقی زنده وهمگام با رخدادهای صحنه، تاثیرگذاری مطبوعی ایجاد می‌کند که منتقل کننده‌ی فضای موردنظرست. گریم و طراحی لباس ونور فکرشده و متوازن‌ست. دکور با امکان تغییر چون عقربه‌های ساعت/زمان ،متحرک در صحنه می‌چرخد. دیوارهای فلزی و دریچه‌هایی کوچک به جهان بیرون، آشکارا در بیانی دیگر از رویدادهای آخرالزمانی آینده‌ی بشری‌، طراحی هوشمندی‌ست. کمبود موادغذایی، ودست آخر نابودی نسل بشر بدست خوداو،پیش بینی های کرونوس،خدای زمان اساطیری برصحنه است.
کرونوس، نمایشی‌ست که بیش از نقدهای وارده، بعنوان متنی که توانایی انعکاس "ایده تئاتری" یعنی امکانی از نظارت چشم‌سوم به صحنه‌ای را دارد که توانسته وجهی از امکان‌های متعدد واقعیت زیست انسانی را، مطرح و به معرض نمایش بگذارد. در غوغایی که اغلب متن واجراهای رئالیستی قادر به بازنمایی دقیق و بدون افتادن در ورطه‌ی ابتذال،تکرار، اغراق و روزمرگی نیستند، توانسته قدرت انتزاع و خلاقیت نویسنده‎ای وطنی را به رخ بکشد که نوید، "ایده تئاتری" های موفق تری را درآینده می‌دهد.
تئاتری ... دیدن ادامه » که بتواند، مرزهای تجربه‌ی مادی را با بهره از مفاهیم تجریدی، به فهمی نو، نزدیک کند، اتفاق قابل ستایش و شریفی‌ست.

نیلوفرثانی

منتشر در سایت هنرنت
https://www.honarnet.com/?p=4455
منتشر در روزنامه آرمان 29 خرداد 98
http://www.armandaily.ir/fa/pdf/main/2046/16
بسیار زیبا و دلنشین بود خانم ثانی
اما بحث جهان موازی در این نمایش را مخالف هستم.
چیزی بعنوان جهان موازی قابل طرح در این نمایش نیست
با توجه به ماهیت اقتباسی کرونوس در این نمایش تنها یک خط سیری مشخص در یک فضای معلوم اتفاق افتاده است.
۳۰ خرداد
درود بسیار جناب جعفریان عزیز ..ممنونم از وقت وحوصله تون، اشاره به "جهان های موازی" درابتدای متن مربوط به جذابیت های زمان و کنکاش های جدیدی ست که بر آن قابل فرض هست...
درمورد نمایش جایی به جهان موازی اشاره نکردم اما در بخش هایی از نمایش که چند اتفاق، ... دیدن ادامه » مشابه سازی می شود، می توان تصور کرد که چندان هم دوراز امکان نباشد . :)
۳۰ خرداد
بله متوجه شدم
با احترام فقط اضافه میکنم که
با توجه به فرضیه جهان موازی و اینکه دنیای کرونوس بعنوان یک تایتان باستانی و پدر اساطیری چون زئوس و پوزیدون و هادس و عنوانی مثل سلطان زمان است، هیچ زمانی بحث جهان موازی مطرح نشده است
جهان موازی فرضیه است در ... دیدن ادامه » قرن ۲۱ مطرح شده است و
نمایش فانتزی کرونوس یک داستان بدور از موضوع اصلی کرونوس است و فقط ماهیت زمان او بصورت کاملا اقتباسی مطرح شده است.
۳۰ خرداد
بله در نمایش کرونوس که مربوط به سده های آتی‌ست مسلما بحث کرونوسِ اساطیری صرفا استعاره ای ست در وجود تغییرات وحاکمیت زمان
بهمین دلیل عرض کردم جهانهای موازی چندان دوراز تعبیر ذهن نیست که البته مدنظر من نبوده است
۳۰ خرداد
ممنون خانم ثانی عزیز
من همچنان با بحث جهان موازی مخالفم
عرایض بنده صرفا به جهت عنوان نمایش است
اگر اسم این نمایش، دکتر استریج هم باشد بحثی نیست اما کمترین انطباق را دارد
بنظر من عنوان نمایش کمی اغراق امیزه یا شاید کم ربط ، بحثی توی خط داستان و نمایشنامه ... دیدن ادامه » ندارم .
۳۰ خرداد
با سلام
البته بر اساس نظریه زمان هایدگر ، اگر ساحت زمان را در معنای کلمه حذف کنیم و آن را طبق یکی از دیالوگهای نویسنده یک بازی فرض کنیم(دیالوگی که زن در اثر خطاب به یاف تکرار می کرد) و بر این اساس از محتوا رها شویم و به کارکرد فرم برسیم تنیدگی روابط پدر ... دیدن ادامه » و فرزندان در واقعه داستان در عطف با مفهوم باستانی کرونوس یک خلق موازی است.
با احترام
۳۰ خرداد
جناب جعفریان عزیز خب بهتر متوجه منظورتون شدم ... اگر راستش را بخواهید اتفاقا من ، عنوان نمایش را در ارتباط معنایی همراستایی با متن دیدم ..
کرونوس می تواند در نمایش فوق بعنوانِ خدای زمان یا خدای خاطره و یادآوری مطرح شود که اساسا برای شگست ذهنی بشر در محدودیت ... دیدن ادامه » زمان و چهارچوب غیرقابل تغییرش ، قائل شد ...این بحث که آنچه در گذشته از نظر زمانی رخ داده می تواند بارها تکرار شود واساسا دوره های زمانی با آنچه حواس ما از آن درکی دارد متفاوت ست و دائم درحال تکرارند.، بی ربط به اتفاقات اجرا نیست ....چنانکه انسان های قرنهای بعدی بسیار شبیه انسانهای اولیه شده اند ... از طرفی با یک خلاقیت در تغییر جنسیتی، کرونوس اینبار زنی ست که او قادرست ،تعیین کننده امور و وضعیت بشری باشد ..بنابراین انتخاب نام کرونوس چندان هم بی ربط تلقی نمی شود.
۳۰ خرداد
جناب بهکام عزیز بسیار ممنون از نکته و اشاره ی خوبتون ... هایدگر بحث هستی وزمان رو با تعریف های سه گانه از زمان داره که می توان از آن نظرهم دراین باره استفاده کرد..
سپاس از همراهیتون
۳۰ خرداد
درست میفرمایید خانم ثانی
مجددا چند بار متن شما رو خوندم و به خود نمایش هم فکر کردم
و زاویه دید شما را به این نمایش درک کردم.
بی ربط تلقی کردن نام نمایش کمی سختگیرانه است که از این بابت نظرم تعدیل شده است.
خب من قبل فکر میکردم با دکور یا یک کاراکتر غول ... دیدن ادامه » پیکر روبرو میشم ... و ادامه داستان

جناب بهکام عزیز ممنون میشم کمی بیشتر توضیح بدید
۳۰ خرداد
خانم ثانی ارادتمندم،
حسب الفرموده جناب جعفریان لینک مقاله که نگارش ساده ای دارد را قرار میدم ولی در رابطه با القای مفاهیم فرم و محتوا به موازات تعریف فلسفی هایدگر از زمان اگر بحثی باقی بماند در خدمت خواهم بود برای دفاع.
با احترام
نویسنده مقاله ترانه ... دیدن ادامه » جوانبخت و بر اساس منبع:
مفهوم زمان و چند اثر دیگر- مارتین هایدگر- ترجمه علی عبداللهی- نشر مرکز- ۱۳۸۳- تهران
link>>>>>
https://hupaa.com/20000000000002732/%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%B1
۳۰ خرداد
ممنون جناب بهکام عزیز
حتما این مقاله را میخونم و یه نگاهی هم به کتاب اودیسه هومر خواهم زد و بعد از نتیجه گیری، عرایضم را ارسال میکنم.
بیشتر مشکل من ماهیت کرونوس است که توی پست دیگه نوشتم اصلا مشخص نیست وقتی اسم کرونوس به گوش میرسه با چی طرف هستیم.
یک ... دیدن ادامه » تایتان باستانی، یا سیاره، یک ماشین غول پیکر بیگانه، و یا ...
۳۰ خرداد
جناب جعفریان عزیز شاید بهتر بدونید که بسیاری از متفکران لزوم بازگشت به اساطیر رو گوشزد کردند و می کنند... اما نه در شکل و شمایل کهن شان مثلا همان جثه و هیبت ... اینکه بازگشت به اساطیر امکان دریافت ها و داستان هایی را بازتولید می کند که انسان امروز به آن افسانه ... دیدن ادامه » ها با نگاه و تحلیل نوینی نیازمندست .. راه برون رفتی ازاین مخمصه ی بی انگیزگی و "بی قهرمانی" ...
بنابراین در جهان امروز ما حتی اگر قرار به بهره وری از مفاهیم و نقش های اساطیر باشد، چه جذاب تر که منطبق با حال و وضع انسان امروز باشد...نه آن غولهای هزارهای پیشین :)
بااین پیش زمینه حتما موارد بیشتری از کرونوس ها،زئوس ها ، هادس ها ،پرومته ها ، ودر سطحی دیگر اودیسه ها، مده آها و ... در زندگی امروزی خواهیم دید و شناخت...و شایدهمین جذابیت بکارگیری نوینی از اساطیر باشد
ممنون از اینکه به گفتگو نشستید ..
۳۱ خرداد
ممنونم دوست ارجمندم جناب بهکام از معرفی مقاله ی خوب و بحث هایدگر...
۳۱ خرداد
بزرگوارید خانم ثانی؛
جناب جعفریان مستدام باشید.
❤️❤️
۳۱ خرداد
خانم ثانی عزیز
بله درک میکنم و ظاهرا تمام دنیا نسبت به اساطیر یونان واکنش نشون میدن ،در تصدیق فرمایشات شما، اساطیر یونان مخصوصا در بحث روانشناسی و موضوع تیپیکال شخصیتی امروز بعنوان پرچم دار، نقش آفرینی میکنند.و از قضا بسیار جذاب هستند.
۳۱ خرداد
ممنونم از نقد و نگاهتون خانم ثانی
۰۲ تیر
احترام و سپاس جناب صفری...
۰۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید