تیوال | نیلوفر ثانی درباره نمایش آئورا: "تن‌وارگی، مسخ و رخوت" آنتون آرتو در
S3 : 07:48:22
نیلوفر ثانی
درباره نمایش آئورا i

"تن‌وارگی، مسخ و رخوت"

آنتون آرتو در بیانیه‌ی تئاترخشونت می‌گوید: باید توجه همه را به جنبه‌ی جسمانی تئاتر جلب کنیم چون تئاتر نیازمند بیان درفضاست که امکان آن را فراهم می‌آورد که ابزارهای سحرآمیز هنر وسخن، در ‌خوانشی نوینی بهم بیامیزند و باهم کارشوند. نتیجه این که تا وقتی که تئاتر به زبان خود نرسد به نیروهای عملی خاص خود نیز نخواهد رسید.

اینکه افسانه‌های روم باستان همواره دستاویز جذابی برای تئاتر خشونت و آرتویی‌ست این امکان را فراهم می‌آورد که فرمی از تئاتر خشونت در صحنه به جریان افتد تا قادر باشد با حرکات بدن، موسیقی، آواها و حرکت هارمونی و ضرباهنگ‌ها در بیان به تمرکزی برسند که انسجام کلیت اجرا را حفظ کند.
رنجی که درصدد رسیدن به لذتی‌ست، رستگاری‌بخش؛ و تبدیل به واقعیتی کند که برای انسان معاصر امروز نیز تداعی‌گرست. قلب و احساس را چنان بخراشد وجراحت بزند که به احساسی واقعی برسد. چراکه احساسات خموده و فرسوده‌ی انسان امروز، نیازمند بیداری‌ست. آنچنان که بار دیگر نسبت به رنج و بیان بدنی بازیگر، حساس و برانگیخته شود. و آنچه بر صحنه می‌بیند، شمایلی از رخدادی بداهه‌وار و تکرارناشدنی باشد.

آئورا اگرچه در امتداد فرم روایی و اجرایی گروه "بین" به کارگردانی شهاب آگاهی‌ست، که مجدطاهری کارگردانش، خود نیز از بازیگران ثابت آن اجراهاست اما با ترکیب سه تراژدی سوفوکل با کاربرد بیشتری از دکور و امروزی‌تری از موسیقی آوایی، استقلال خودش را پی‌ریزی می‌کند، تا آئین دیگری از جنبه‌ی شاعرانه‌ی تئاتر را در آشوبی، بی‌رحمانه ضربآهنگ‌ها را درهم بریزد و شکل طاعون‌وار دیگری بر صحنه ترسیم کند. صداها و آواها را به خدمت می‌گیرد تا وجدی همراه با سرخوش کردن، افسون کردن، تغزل حرکت توام با رنجی در تراژدی انسان محصور در تقدیر را بازنمایی کند. از محدوده‌ی مسلط زبان با کلیشه معانی دور می‌شود تا تماشاگر را به سطوح دیگری از دریافت وحس و شهود پیوند بزند.
با تمام این‌ها که در آئورا به چشم می‌خورد و کوبه‌های ممتد،آواهای مداخله‌گر در دیالوگ‌ها، و فرم جنون اجرا، اگر نتواند معنایی از تراژدی اودیپوس و شهر تبس و آنتیگونه بیش از دریافت‌های پیشین تماشاگر بسازد ناکارآمدست. اما آئورا با سختی در صحنه، بارها خود را می‌زاید ، بیمار می‌کند، به جنون می‌رساند و می‌میرد و بار دیگر از لاشه‌ی خود برمی‌خیزد. بی‌قاعده بازی می‌کند تا قلمرواش را خود بسازد و باز بکوبد.
خط روایی اجرا چنین روندی را می‌سازد و در صحنه‌ی پایانی به اوج می‌رسد.
یک سوم ابتدای نمایش با تاخیر خود را به مرز پختگی و جاافتادگی می‌رساند،تداخل آواها و دیالوگ‌ها مخدوش کننده‌است، اما به مرور قدرتش را باز می‌یابد و پیش می‌رود.
آئورا، حاصل تلاش و تمرین‌های بارز گروهی جوان‌ست که به اجرای آئینی تئاتر، تراژدی شقاوت‌وار، و مرزانگیختگی در انهدام سکون تن و رخوت نیروهای مخاطب، در اندازه‌های قابل قبول، عمل می‌کند. او رنج می‌دهد، کلافه می‌کند، می‌خراشد و زخم می‌زند و چونین، به زبان خاص خود با تماشاگر گفتگو می‌کند.
اگر مخاطبی رنج بکشد، آزار ببیند و با تراژدی وقوع یافته در صحنه، همراه شود، آئورا، طاعونش را سرایت داده‌است. و تئاتر را به مثابه‌ی محلی برای تخلیه‌ی عفونت و آلام انسان معاصر، از سه تراژدی سوفوکل که بسیار تطابق امروزی دارد،به‌کمک می‌گیرد.
رنج بازیگران، تقلایِ رهایی از تن‌وارگیِ رخوت‌زده و به‌هوش آوردن نیروهای نهفته در تن‌ست که می خواهد "ندانستن" را بروبد و از تماشاگرش سلب کند.
تراژدی ... دیدن ادامه » برای تلف شدن نیست، دردی برای دردست که نقطه ی ثقلش را در حرکات بدن، و شاعرانگی آوا و موسیقیِ همریخته از جان، جای داده است.
آئورا، نفسی تازه برای صحنه‌ای‌ست که چنین تجربه‌هایی را برای ادامه‌ی حیات خود،نیازمندست و الا در رخوت تن‌پروری، از دست می‌رود.
دکور، موسیقی، اجراگران، با تمام توان این گروه جوان، برصحنه حاضرست، آنچه باقی می ماند، کسب مهارت و تجربه هایی ست که بارها وبارها باید بر صحنه بجوشد و بزید تا کمال یابد.

صحنه‌ی پایانی، اوجی خودجوش از هیاهویِ آشوبناک تجمعی‌ست که درگیر می‌کند و به شعف می‌رساند. و این راز شگفت چنین تئاتری‌ست.

نیلوفرثانی

منابع:
تئاتر وهمزادش/ آنتونن آرتو/ نسرین خطاط
مرگ، آن یگانه و هنرتئاتر/هوارد بارکر / علیرضا فخرکننده
نشر در هنرنت
https://www.honarnet.com/?p=5080
انرژی که از گروه های جوان اجرا کننده نمایش ها دیده می شود واقعا قابل ستودن است. امیدواریم با حمایت تماشاچیان و فضای ایجاد شده توسط کارگردانان و تهیه کنننده گان برای قشرهای جوان، شاهد جلوگیری از زخم های ممتد بر پیکره تاتر گردیم
۱۶ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید