آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال محمد مجللی | دیوار
S3 : 04:49:39 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
این عکس و این تیتر و این اجرا برای من امید بود و امید بود و امید بود
دیدی از وسط زشت ترین و بزرگترین صخره ها هم گاهی یه جوونه رشد میکنه؟
ما عادت کردیم که رقیب هر بار محکم تر عزم ضربه کنه و هجوم بیاره سمتون، اینکه گوشه ی رینگ منتظر ضربه وایسادیم رو پای قدرت حرف نذار، شاید داریم رقص پای آقامون کِلِی رو تمرین می کنیم چون پایان این سیه شب قطعا سپید است :)
به به، فوق‌العاده بود
ای کاش نمایشنامه رو نخونده بودم تا لذت بیشتری می‌بردم.
چه بازی هایی، چه فیلمبرداری ای، چه موسیقی ای، چه نماهایی، یه لذت بصری ناب بود.
باران کوثری انگار دوباره متولد شده.. آفرین بر تو

پ.ن: تو لیگ های فوتبال معمولا اینطوری هست که اوایل فصل تیم های پایین تر چندتا نتیجه خوب میگیرن و میان صدر، میدرخشن و غرق میشن تو غرور و تیتر رسانه ها و کم کم برمی‌گردن به جایی که بهش تعلق دارن، یعنی اخر جدول. اما مدعی اصلی کم کم همه رو در هم میکوبه و جای خودش رو پس میگیره و دیگه به کسی پسش نمیده.
تیم های دیگه با همون صدرنشینی موقت و دیده شدن و تیر ها ارضا میشن اما مدعی اصلی فقط قهرمانی راضیش می‌کنه
خانم هدیه تهرانی عزیز، به جایگاه اول تون خوش برگشتین خانم ♥️
والا خانم تهرانی عزیز همیشه برای من جایگاه اول داشته از دیرباز تاکنون :)))))))
۲۰ بهمن ۱۳۹۹
محمد مجللی
:))) عمیقأ ناراحت شدم از کاندید نشدنش
اون نیازی به این جوایز نداره.
مهم اینه که جاش توی قلب ماااااااااااااست .
به قول اون دوستمون :
الهی بمیرم براش :)))
۲۰ بهمن ۱۳۹۹
محمد جواد
اون نیازی به این جوایز نداره. مهم اینه که جاش توی قلب ماااااااااااااست . به قول اون دوستمون : الهی بمیرم براش :)))
😂😂😂😂😂👌👌👌👌
۲۰ بهمن ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کاش پژمان جمشیدی بچسبه به همون کمدی هاش، واقعا بد بود....
با خوندن نظرات منتظر یه فاجعه مطلق بودم ولی خب اونقدر هم افتضاح نبود
مجموعه ای از بازی های متوسط رو به پایین، ایده ی نامتعارف و پر از باگ و موسیقی نچسب
کاش سکانس آخر پژمان هم تو خونه بود، راحت می‌شدیم از شرشون :)

پ.ن: منو یاد ملبورن انداخت یکم. ولی اون با اینکه خیلی هم خوب نبود در برابر این شاه بود!
روشن برای من بازی درخشان رضا عطاران، موسیقی جذاب بامداد افشار و تدوین خوب میثم مولایی بود
همین...
دنیای فیلم خیلی برام شکل نگرفت و برای کارهایی که شخصیت ها انجام میدادن قانع نمیشدم. انتظار خیلی بیشتری داشتم
خب همین اول بگم که سینمای آبیار رو دوست دارم و نفس جزو بهترین فیلم هایی بوده که این چند سال دیدم
بازی شاکردوست اینجا هم خوب بود و امسال با تی تی و ابلق فوق العاده ظاهر شده.
هوتن شکیبا اما از تی تی یه سر و گردن بالاتر بود و به دلم نشست
بنظرم انتخاب رادان خیلی مناسب نبود و آشنا زدایی درنیومده بود.
از تاثیر گذاری فیلم هم همین بس که سکانس آخر و موقع تصمیم گیری شاکردوست تو کل سالن کسی نفس نمی کشید و همه زل زده بودن به پرده، بنظرم می‌تونه تو چندین زمینه کاندید بشه.
البته از نظر حرفی که میخواد بزنه و تعریفش از یه زن نجیب بنظرم داره آدرس اشتباهی میده و بخاطر ارزشی بودن کارگردان هست.

و نهایتا اینکه فیلم بشدت استرس زا هست. من رو خیلی متاثر کرد و تا چند ساعت بعد از فیلم استرس داشتم و حالم ناخوش بود
جناب پارسایی
اگر فکر کردین بهتون افتخار میدم و به نمایش تون میگم بدترین تیاتر زندگیم سخت در اشتباه هستین
چون این کار اصلا تیاتر نبود
در اصل هیچی نبود
افتضاح مطلق
هدر دادن وقت و پول
اولین بار تاسف خوردم برای هزینه ای که برای تیاتر کردم
تا آخر زندگیم سمت کاری که اسم شما بین عواملش باشه نمیرم



وقتی یک سرباز در حین سربازی از سربازی که شخص دیگری ساخته اینقدر شاکیه باید اوضاع خیلی خراب باشه😜
۱۶ بهمن ۱۳۹۹
آقا کارامد جان
نکته اینه که این جشنواره اونقدر دوزاری هست که نمایش هاش نه پوستر،نه خلاصه، نه ژانر،نه اسم بازیگر و نه کلا هیچ اطلاعاتی در اختیار آدم قرار نمیدن(پوستر چند روز بعد اضافه شد)
من فقط اسم کارگردان رو دیدم و سابقه اش که چندتا تیاتر موزیکال و بیگ پروداکشن رو صحنه برده و دلم میخواست یه بار تجربه کنم و با خودم گفتم کجا بهتر از فجر! اینجا ۴۰ تومنه ولی بعد جشنواره ۱۴۰ تومن
اینطوری بود که با طناب پوسیده ی خودم رفتم تو چاه و در اعماق تاریکی و سیاهی غرق شدم...
۱۶ بهمن ۱۳۹۹
الان که مقتولی بعدا باهات صحبت میکنم
۱۶ بهمن ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چقدر سخته در مورد این فیلم حرف زدن
دوستش نداشتم ولی نمیتونم بگم فیلم بدی بود
شروع عجیبی داشت که بهم نوید یه سورئال جذاب رو می داد ولی ادامه پیدا نکرد.
بشدت کش دار و خسته کننده بود و میشد یک ساعت کوتاهش کرد
بازی الناز شاکردوست رو دوست داشتم و بنظرم داره مسیر خیلی خوبی رو می‌ره
هوتن شکیبا یه وصله ی اضافه برای فیلم بود و پارسا پیروزفر کاملا معمولی...
فاطمه برادران، سپهر، محسن جوانی، سیدمهدی و سپهر امیدوار این را خواندند
Samira و علی عطاپور این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یه شروع جذاب نوید یه فیلم انتقادی عالی رو بهم داد. تو ادامه یکم ریتم کار برام افت کرد و لزوم وجود یسری صحنه ها یا شوخی های تکراری رو نفهمیدم ولی همچنان بخاطر نیمه ی اول فیلم، استعاره ها و نمادها برای دیدنش از خودم راضی هستم.
بنظرم در هیچ زمینه ای کاندید نمیشه اما در گیشه می‌تونه بشدت بدرخشه

و اینکه الحق که این مملکت یه کارخونه ی پشم بیشتر نیست!
عطاران خوب بود خیلی.
۱۴ بهمن ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
متاسفانه با کار همراه نشدم
بازی و دیالوگ ها برام تکراری و قابل پیش بینی بود
منطق زمانی یکم می لنگید و خیلی جاهاش با هم نمی خوند
و اینکه لطفا فکری به حال نور آخر نمایش بکنید. بیشتر معذب کننده بود تا همراه کننده،چشمام باز نمیشد دیگه...

اما قسمت جذاب تر کار برای من همنشینی با دوستان نازنین و گپ و گفت بعدش بود
بنظرم شب خوب، شبیه که صاحب کافه بخواد کافه رو ببنده و بزور بیرونتون کنه، ولی شما هنوز کلی حرف داشته باشین :)
ممنون از لطفتون
مرسی که نظرتون رو برامون گذاشتید
🙏🎭
۰۴ بهمن ۱۳۹۹
سلام رکسانا جان
چه خوبه دوباره میبینم اینجایی
خیلی خوبم این روزها. تا جایی که چشم کار می‌کنه مشکلی دیده نمیشه و تو ساحل آرامش دارم برای خودم تیاتر میبینم :)

میثم جان 😍😍😍
جات خالی با یه جمع دوست داشتنی رفتیم بیرون و گل گفتیم و گل شِنُفتیم

بچه ها شنبه هم قراره سر نمایش گرگاس دور هم جمع بشیم. بیاین ببینیم همو تا حال دل خوش شود
۰۸ بهمن ۱۳۹۹
محمد مجللی
سلام رکسانا جان چه خوبه دوباره میبینم اینجایی خیلی خوبم این روزها. تا جایی که چشم کار می‌کنه مشکلی دیده نمیشه و تو ساحل آرامش دارم برای خودم تیاتر میبینم :) میثم جان 😍😍😍 جات خالی با یه ...
آره قبلش اومدن اینجا برام سخت بود.
یادم مینداخت چقدر روزهای خوب وشلوغی داشتیم و الان هیچ...
۱۰ بهمن ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اولین باری که خوردم زمین یادمه
یعنی فکر میکنم که یادمه
۴ سالم بود و از سرسره اومدم پایین و ولو شدم کف پارک

اولین باری که ماکارانی خوردم یادمه
یعنی فکر میکنم که یادمه
۵ سالم بود و کل لباسم رو به گند کشیدم

اولین باری که تیاتر دیدم یادمه
این یکی رو مطمئنم که یادمه
از مدرسه اومدم خونه، وسایلم رو انداختم تو اتاق، اومدم پای تلویزیون و شروع کردم به بالا ... دیدن ادامه ›› پایین کردن شبکه ها که یدفعه یه چیزی منو میخکوب کرد، یه چیز عجیب
یه جماعتی که دور یه میز نشسته بودن، دیالوگ میگفتن، نمایش اجرا میکردن و منی که نمی‌تونستم پلک بزنم و روحمم خبر نداشت قراره یه مسیر شگفت انگیز جدید تو زندگیم شروع بشه

شما هم اولین هاتون یادتون میاد نه؟
یعنی.. حداقل فکر میکنین یادتون بیاد؟

شام آخر
تله تیاتری از استاد فرهاد آئیش که هنوزم که هنوزه در من حس شگفت انگیز تجربه ی اولین ها رو زنده می‌کنه


زنده باز تیاتر!♥️
اولین تاتر یه تاتر عروسکی کودک بود اسمش یادم نیست قصه تعدادی ماهی بود یکی از عروسک گردان ها فامیل مون بود و دعوت کرده بود ( فکر کنم دبستانی بودم )

و دیگه سراغ تاتر نرفتم
تا جشنواره فجر سال ۹۳ برادرم گفت یه تاتر هست می گن خیلی خوبه دوستم رفته قبلا کلی تعریف کرده اسم اجرا رو گوگل کردم سایت های محترم دیگر رو آورد و فقط ردیف آخر جا داشت! سریع زنگ زدم و هماهنگ کردم و ۴ تا بلیط ردیف آخر سالن ناظرزاده گرفتم برای اجرای ایران استرالیا _ سجاد ... دیدن ادامه ›› افشاریان اجرای خیلی خوبی بود

بعد از جشنواره اوایل سال ۹۴ دو تا اجرا تو خانه هنرمندان برگزار می شد کامنت _ یوسف باپیری و دژاوو _ مسعود دلخواه
بعد از این دو تا دیگه معتاد شدم و هفته ای دو تا تاتر رو حداقل می رفتم

پ.ن : لیست بلیط های تیوالم رو رفتم چک کردم قبل از این دو اجرا هم اپرای عروسکی سعدی رو دیدم
۰۱ دی ۱۳۹۹
فرزاد جعفریان
منم روز اول دبستان سر از دفتر مدرسه درآوردم ! موقع کلاس بندی یکبار معلم اسمم رو به اشتباه فرناز خوند ! بعد یکی از شاگردها دیگه ول نمیکرد ! هی میگفت فرناز ؟ فرناز ؟! منم زنگ تفریح یه مشت خاک از ...
ای وای😂 اگه پسرم بودید کلی بهتون افتخار می‌کردم که از روز اول مدرسه حقتونو گرفتید😂😂😂
۰۴ دی ۱۳۹۹
فرزاد جعفریان
اولین تئاتری که من دیدم برمیگرده به شونصد و هشتاد سال پیش :))) یه نمایش عروسکی فوق العاده که بخش زیادی از کودکی من رو پر کرد ، شماها اون موقع ها یادتون نمیاد ! مثه الان صد تا کانال فیلم و کودک ...
همیشه شنیدن و خوندن خاطراتتون برام بینهایت جذاب و شیرین بوده آقا فرزاد
همیشه بنویسین برامون :) ♥️♥️♥️
۰۶ دی ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آخه انصافانه اس که این همه منتظر بمونی و ذوق داشته باشی برای دیدن فیلمی ولی آخرش دلت بشکنه و تو رودروایسی با خودت بمونی که مجبور شی فیلم رو تا آخر ببینی و نزنی جلو؟

صفی جان، حقیقتا دلم شکست
دمت گرم که تونستی تا اخر ببینی
۲۳ آذر ۱۳۹۹
اگه این فیلم ساخته اولش بود، قابل قبول بود. ولی به عنوان فیلم دوم از در دنیای تو... خیلی عقب تره. به نظر من خیلی هم شبیه به عاشقانه بمب بود.
۲۸ آذر ۱۳۹۹
بهزاد هندی
اگه این فیلم ساخته اولش بود، قابل قبول بود. ولی به عنوان فیلم دوم از در دنیای تو... خیلی عقب تره. به نظر من خیلی هم شبیه به عاشقانه بمب بود.
سپهر مرسی برای لینک خیلی خوب بود

بهزاد جان دقیقا منم برد تو دنیای فیلم بمب
هرچند بمب رو شیرین تر می‌دونم و برام جذاب تر بود
۲۹ آذر ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یادته بچه که بودی، وقتی روز خوبی نداشتی و بد آورده بودی، موقع برگشت به خونه میدویدی؟ حتی گاهی یواشکی تو راه چند قطره اشک هم میریختی و دعا دعا میکردی تا زودتر برسی خونه و بپری بغل اولین کسی که گیر بیاری. خلاصه اش میشه اینکه تو پناه میبردی به خونه.

من روزهای خیلی بدی رو میگذرونم و اتفاقات بد رهام نمیکنن، اما دیشب پناه بردم به تئاتر. نمیدونستم این کار خوبه یا نه اما دیرتر شروع میشد و دیر تر از سالن میومدم بیرون و دیرتر برمیگشتم به دنیای بیرون پس انتخابش کردم.

و تئاتر چه مهربانانه پناهم داد و غافلگیرم کرد...
نمیدونم چرا ولی کار رو خیلی دوست داشتم. چه موسیقی زنده معرکه ای داشت، مخصوصا خانمی که ویلونسل میزد. ۴ تا بازیگر مجنون هم رو صحنه بودن که لحظه ای بیکار نمیشستن و همش به وجد میاوردنت. حالا فکر کن تو هم وسط صحنه دور میز نشستی و بخشی از اجرائی. میان دم گوشت حرف میرنن، با هندزفریت بازی میکنن و جلوت سالاد میذارن
دمت گرم اقای کارگردان برای دراماتوژیت

دنیای هنر، به همین غم انگیزیه...
خوشحالم که در بطن ماجرا قرار گرفتید، همیشه آغوش اجرای ما برای شما باز هست، هر وقت دلتون تنگ بود مهمان گروه ما باشید
۳۱ شهریور ۱۳۹۹
علی روان بد
خوشحالم که در بطن ماجرا قرار گرفتید، همیشه آغوش اجرای ما برای شما باز هست، هر وقت دلتون تنگ بود مهمان گروه ما باشید
هر اغوشی برای مجللی ما باز بشه، من مشتاقم
ارزوی موفقیت دارم برای خودتون و اجراتون
و ممنونم که در این اوضاع چراع تیاتر رو روش نگه داشتید
۳۱ شهریور ۱۳۹۹
پس یعنی میخوای بهم بگی میثم زیاد وقت نداری از دستش نده آره ؟
۰۵ مهر ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
میلاد جان شجره
اگر این رو میخونی، لطفا اینقدر در حین اجرا به دستات فشار نیار و رگ هات رو برجسته نکن
شاید یکی روبروت نشسته باشه که با دیدن اون رگ های جذاب لعنتی تحریک شه و هر لحظه به این فکر کنه که پاشه و یه انژیوکت از کیفش در بیاره و فرو کنه تو رگ هات :)


پ‌ن: یه تجربه ی دلچسب بود. ساده اما کافی. ۶۰ دقیقه ی تمام لذت بردم.
انژیوکت 😂😂😂
۲۳ شهریور ۱۳۹۹
عوامل محترم نمایش فقرات بی ستون ، امکانش هست این نمایش اجرای سانس زودتر از ۸ونیم بزاره تا ما هم رگهای دست جناب شجره رو ببینیم و مثل مجللی محمد و میگم، متحول بشیم
۲۷ شهریور ۱۳۹۹
رویا
عوامل محترم نمایش فقرات بی ستون ، امکانش هست این نمایش اجرای سانس زودتر از ۸ونیم بزاره تا ما هم رگهای دست جناب شجره رو ببینیم و مثل مجللی محمد و میگم، متحول بشیم
حتما ببین رویا
تجربه ی بدیعی خواهد بود
۲۷ شهریور ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
احتمالا تا آخر زندگیم هر وقت اسم سم شپارد رو بشنوم، یاد ۴ تیر سال ۹۸، نفرین قطحی زدگان، اون حماسه ی لعنتی و حس و حال فوق العاده اش میوفتم...

وای پسر!
میتونم در مورد تک تک ادم های این تصویر ساعت ها حرف بزنم!
از اشکان خطیبی و میر سعید مولویان عزیز بگیر تا نازنین ترین رفیق های دنیا که تئاتر بهم هدیه داد❤

بهار چندبار بهم گفت چطور اینقدر احساساتی هستم😅
ولی شما بگین، چطور میشه با بیاد آوردن اون خاطرات شیرین و این دلتنگی کوفتی، احساساتی نشد؟ :)
شب خیلی ویژه و خاطره انگیزی بود 😊😊
یادش بخیر 😊⁦☘️⁩
۱۹ شهریور ۱۳۹۹
محمد جواد
منم بخداااااا :((( به زودی برای زیارتتون خدمت میرسم اینم بگم که هرکی رو ببینم بغل میکنم ، نگین نگفتی :))))
🥳🤩
۲۲ شهریور ۱۳۹۹
چه حیف که بلیطم برای یک روز دیگه بود ☹
۰۲ مهر ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خواب میبینم تو یه مکعب شیشه ای معلق تو هوا زندانیم، آدمای زیادی دور این مکعب جمع شدن برای دیدن من.
مادرا منو با انگشت به بچه هاشون نشون میدن و در گوش بچه هاشون یچیز میگن که من نمی فهمم، خواب میبینم
خواب میبینم از یه کوه خیلی بلند دارم سقوط میکنم، یه پرنده افسانه ای منو رو هوا میقاپه و برای خوراک بچه هاش میبره
از چشمام شروع میکنن، حتما چشمای خوشمزه ای دارم، خواب میبینم
خواب میبینم توی مدرسه ام، یه پسر خیلی کوچیک، با بچه های بزرگتر از خودم دعوام میشه
اونا همه ی دندونام رو خورد میکنن، خواب میبینم
خواب میبینم تو یه بیمارستان روانی بستری ام، تو یه اتاقی که دیوارای ابری داره
به صورتم دست میکشم ولی صورت ندارم، انگار یه خمیر سفید همه صورتمو پوشونده ، خواب میبینم
خواب میبینم کف یه اقیانوس خیلی عمیق و تاریک دارم شنا میکنم، انگار ... دیدن ادامه ›› آبشش دارم، یه نهنگ خیلی بزرگ به سمتم میاد، منو پشتش سوار میکنه...

==============

چند وقته نمیتونم خوب بخوابم
همش با تن خیسِ عرق کرده و استرس از خواب می پرم
چقدر دلم میخواد پشت اون نهنگ سوار بشم...
من چندوقتی هست که توی خواب زندگی می کنم،از بس این مرز بین خواب و بیداری باریک و باریکتر شده که حتی وقتایی هم که بیدارم فکر می کنم خوابم.اصلا یه زمانی فکر می کردم شاید من خیلی وقته دارم تو خواب خودم زندگی می کنم،شاید یه روزی بیدار شم شایدم نه.بعضی وقتا که خودمو تو خواب و بیداری گم می کنم،پریشون و کلافه میشم.لابد خود من،خود خود من توی همین خواب و بیداری گم میشه که با خودم معذب میشم.شاید خودمو تو همین خواب گم می کنم که وقتی بیدار میشم نمی تونم خودمو پیدا کنم.انگار خواب من یه جهانی هست به اندازه ی من پر از حس های گنگ...
.به هرحال این جهان منه که خواب منه یا خواب منه که جهان منه اما هرچی که هست دوسش دارم چون تو خواب همه چیز قشنگه.همه چیز خوب و حیرت انگیز حتی کابوس هاش چون امید دارم که بیدار میشم،امید دارم که حقیقت نداره.مصیبت وقتی شروع میشه که از خواب بیدار میشم.انگار تموم بدبختی از همین جا شروع میشه...
۱۳ شهریور ۱۳۹۹
مهتا مافی
سلام آقای صادقی گرامی؛ ممنونم که فرستادید. بله واقعا خیلی دلم نمی خواد از این جمع خوب دور بشم ولی هرجوری فکر می کنم نمیشه و مجبور میشم دیر به دیر سر بزنم با این حال ببخشید و دلم نمی خواد صرفا ...
نفرمایید خانم مافی عزیز. این روحیه تون رو عمیقا تحسین می کنم. 🍀
۱۱ مهر ۱۳۹۹
پوریا صادقی
نفرمایید خانم مافی عزیز. این روحیه تون رو عمیقا تحسین می کنم. 🍀
خیلی مچکرم آقای صادقی عزیز.لطف دارید.
۱۷ مهر ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
جانی: بنظر من ادم هایی که تو این کرونای لعنتی ماسک نمیزنن خیلی بیشعورن

رابرت: هه بنظر من! بنظر من نه ، مزخرف نگو
بنظر منی وجود نداره
من نظر تو رو خواستم؟
ولی اره بیشعورن جانی، اونا بیشعورترین بیشعور های دنیان...



پ‌ن: لطفا ماسک بزنین، لطفا رعایت کنید، اشک هممون در اومده. من تقریبا هر روز شیفتم و کمرم داره خم میشه :)
اون ...‌ای که ردیف آخر سمت راست نشسته از همشون بیشعورتره
۱۶ مرداد ۱۳۹۹
لیلا مظاهری
متاسفانه برای کادر درمان روزگار سختیه😔😔
۲۶ مرداد ۱۳۹۹
محمد مجللی
ممنون از همه تون نارنین دوستان، دل ادم گرم میشه از این همه محبت
❤❤❤❤
برای تو، کادر درمان و یادآوری ۴ قهرمانی پیاپی پرسپولیس..
۲۶ مرداد ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تو بیست دقیقه ی اخر کار میشه از آیینه ای که ته صحنه هست, تماشاگرهایی که جلوی ردیف اول نشستن رو زمین رو دید, میشه چشم های خیس شون رو دید, میشه اون چهره ی درهم شکسته شون رو دید
این تیاتره, این زندگی در تیاتره, نه؟
.
.
.
بی حرف اضافه ، بی شعار عاشقانه
این یعنی یک پایان ...
تولد مذگان!

من عاشق اردیبهشتم، به دلایل مختلف و زیادی
بنظرم تک تک روزهاش قشنگن و دوست داشتنی
الان که اینو مینویسم بعد از دوتا شیفت خسته کننده، دراز کشیدم رو تختم، یه قطعه پیانو از پاترلینی پخش کردم و شروع کردم به لیست کردن دلایل علاقه مندیم به این روزهای قشنگ
جالبه تو لیستم یه مورد بود که عجیب پررنگتر از بقیه هست. اردیبهشت میزبان تولد چندتا از دوستای عزیزمه
سه تاشون رو شما ... دیدن ادامه ›› هم میشناسین :)

نیلوفر ثانی عزیز
بی تعارف! عاشق قلمتون هستم، حس خوبی میده، همزمان یاد گرفتن و لذت بردن. چه شاعرانه توصیف میکنین و چه زیبا تشریح میکنین هر آنچه که از آثار دیدین، هر چند مطمئنم این بستر اندازه ی کافی بزرگ نیست که بتونه تمام آنچه در ذهن تون بهش می اندیشین رو پوشش بده. انیمیشن inside out رو دیدین؟ احساس میکنم ذهن تون یه چیزی شبیه اونه :) بنظرم فقط ادم هایی میتونن اینقدر زیبا بنویسن که بتونن دنیا رو هم همینقدر زیبا ببینن...
بنویسین برامون
تولدتون مبارک❤☘

امیرمسعود فدایی عزیز
تو احتمالا نمیدونی، ولی اینجا همه دوستت دارن. اگر یه روز خواندم رو نزنی برامون، نگران میشیم و دلمون میگیره و پرس و جو میکنیم که کجایی؟ تو یه اتمسفر عجیب داری اطرافت که ادم نمیتونه دوستت نداشته باشه و بغلت نکنه. شاید سلیقه ی تئاتریت بد باشه😁 ولی دلت پاکه. عاشق نگاه و وفاداریت به عشقم حتی اگر هنوز به فرجام نرسیده باشه، ولی ته اش روشنه رفیق، نه؟
تولدتون مبارک❤☘

سمیرا خلیفه عزیز
میدونی، وقتی اسم ادم قوی به گوشم بخوره، یاد یه مرد پر زور و با عضله نمیوفتم، یاد یه مرد پر زور خالی هم نمیوفتم، اصلا یاد هیچ مردی نمیوفتم، چون اسم تو تو ذهنم تداعی میشه. یروز یه ادم عزیزی بهم گفت زندگی خیلی حسود و کینه ای هست، اگر ببینه یکی قوی و کاردرسته، هرکاری میکنه به زانو درش بیاره، اما زندگی هرگز نتونست این کار رو در مورد تو انجام بده. هر چقدر بهت سخت تر گرفت، در نهایت این تو بودی که قویتر شدی، امسال لیورپول، تیم مورد علاقم، نتونست بدون شکست قهرمان بشه، ولی تو میتونی
تولدتون مبارک ❤☘

پ‌ن: اقای لهاک، یه تیواله و یه تبریک تولد گفتن از طرف شما
نمیدونم کجایین الان، اما دلم تنگتونه. امیدوارم سلامت باشین و زود برگردین پیشمون ❤
این دومین سالی هست که روی دیوار تیوال دارم سوپرایز می شم
واقعا دارم ایمان میارم به هرچیزی که عشق هدیه بدی، عشق هم دریافت می کنی.. و تیوال با تمام فراز و نشیب هاش برای من جایی ست که با آدمهای لذتبخش و دوست داشتنی‌ش، معنا پیدا می کنه.. چه آنانی که در گروه اجرایی اند وچه کاربرانش که از دوست نزدیک‌ترند
بخودم می بالم و باورکنید امروز به داشتن دوستان تیوالی که بی اغراق خویشاوندند نه فقط دوست، احساس ذوق و شعف کردم
محمد جان ... دیدن ادامه ›› مجللی عزیز
تو خودت یک اردیبهشتی مهربان، و متواضعی که وجودت انتشاری از قدردانی ها، و بیادهم بودن‌هاست
چه از پستها و نوشته های جالب توجهت و چه از روحیه باگذشت و انسان‌دوستانه ات
صمیمانه ازت ممنونم و امیدوارم شایسته دوستی شما مهربانان باشم

بیاد دایه‌ی عزیز که پارسال در چنین روزی ، معرفت و مهر دوستانه اش را نثارم کرد و مرا بیشتر از پیش با تیوالی پیوند داد که به پشتوانه‌ی چنین نیرویی، دیگر ناگسستی ست.
امیدوارم بزودی در تیوال ببینمش
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۹
اردیبهشتی ها، تولدتون مبااارک
۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۹
سلین عزیزم ❣️
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
وقتی تموم شد کاملا غیر ارادی دوباره زدم از اول و تماشاش کردم
انگار که مسخ شده بودم
چقدر زیبا بود
مونولوگ پایانی اقای معجونی، نگه داشتن اشکی که یک ساعت تمام بزور و زحمت تو چشم هات حبس کردی رو غیرممکن میکنه

کسی از دوستان اسم قطعه ای که پایان کار پخش میشه رو میدونه؟
آخ از اون مونولوگ! و اشکی که به خوبی بهش اشاره کردی و دیگه سرازیر شد! حسرت... حسرت... حسرت. اینکه کاش فرصت داشتی تا چیزی رو عوض کنی. جلوی آواری رو بگیری. خواه آوار یک رابطه، یا آوار یک زلزله و مرگ ۵۰ هزار نفر.
۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۹
مجللی جان خیلی خوشحالم که به تاریخ ۹اردیبهشت ماه خوشحالت کردم
خواهش میکنم
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
از جان عزیزترم
در شهریم که با تو برایم غریب نیست
اما دیشب را بی تو در غربت گذرانده ام
سهم من از عشق
گوشه ی سرد و تاریکی از این دنیاست
که با یاد تو گرم و روشن مانده است
کاری کن که باور کنم انتظار خود عشق است
آشکارا نهان کنم تا چند، دوست میدارمت با بانگ بلند
من این فیلم رو ندیدم... ولی موسیقی فیلم که پیمان یزدانیان کار کرده رو خیلی دوست دارم....
۲۶ فروردین ۱۳۹۹
سلام سید مهدیِ گُل،
ای مردِ عادی!
شما اتفاقاً اصلا عادی نیستین. شما باهوش و مهربونین.
خوشحال میشم دوستانِ مجازی رو ببینم. و سپاسگزارم از لطفتون به من.
شاد باشین.
۲۸ فروردین ۱۳۹۹
خانم مریدی عزیز
چون میگذرد غمی نیست
یه روز خوب میاد
۲۸ فروردین ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید