آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال محمد مجللی | دیوار
S3 : 00:19:13 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
متاسفانه با کار همراه نشدم
بازی و دیالوگ ها برام تکراری و قابل پیش بینی بود
منطق زمانی یکم می لنگید و خیلی جاهاش با هم نمی خوند
و اینکه لطفا فکری به حال نور آخر نمایش بکنید. بیشتر معذب کننده بود تا همراه کننده،چشمام باز نمیشد دیگه...

اما قسمت جذاب تر کار برای من همنشینی با دوستان نازنین و گپ و گفت بعدش بود
بنظرم شب خوب، شبیه که صاحب کافه بخواد کافه رو ببنده و بزور بیرونتون کنه، ولی شما هنوز کلی حرف داشته باشین :)
ممنون از لطفتون
مرسی که نظرتون رو برامون گذاشتید
🙏🎭
۱۲ ساعت پیش
درباره منطق زمانی هم برای همراه شما نوشتم
متاسفانه از کار جدا شدید و اصلا متوجه تاریخ ها نشدید و کلا اشتباه متوجه شدید
ارادت بسیار🙏🎭
۱۲ ساعت پیش
کهبد تاراج
درباره منطق زمانی هم برای همراه شما نوشتم متاسفانه از کار جدا شدید و اصلا متوجه تاریخ ها نشدید و کلا اشتباه متوجه شدید ارادت بسیار🙏🎭
بله شاید هم برداشت من اشتباه بوده
خداقوت برای کار در این روزهای سخت 👌
۱۲ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام رفقا
تو این دلتنگی لعنتی، بالاخره یه فرصت پیش اومده که بتونیم ببینیم همدیگه رو و کیف کنیم تا تنور دلمون گرم بشه

جمعه قراره همراه با سمیرا، سپهر، آقا کیانی و آقا کارآمد بعد از سانس ساعت ۵ نمایش یاماها دور هم جمع بشیم
بیاین یکم گپ بزنیم تا بشوره ببره :)
فقط اگر تشریف میارین همینجا اعلام کنین تا بتونیم کافه رو هماهنگ کنیم
🍀😌
آقا فرزاد گفت اجرا رو نمیاد ولی قبلش میاد دم سالن بچه ها رو ببینه
۳ روز پیش، پنجشنبه
محمد مجللی
پس حداقل قبلش رو بیا آقا فرزاد رو ببینیم با هم :)
حتما نیم ساعت قبل اجرا میام
۳ روز پیش، پنجشنبه
پیشنهاد می کنم حتما برای فردا لباس خیلی گرم بپوشید. امشب که خیلی سرد بود و به گفته ی اکیوودر، فردا سردتر هم هست.
۳ روز پیش، پنجشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اصلا کاری ندارم سریال قورباغه خوبه یا نه
ولی خیلی ها لابه لایه کامنت ها اشاره کردن که یا اکانت دارن تو پلتفرم های پخش فیلم و سریال داخلی یا که اخیرا خریدن

بذارین یه یادآوری بکنم که یادتون بیاد اینا کین
اینا همون هایی هستن که جای رقابت اومدن همه ی سایت های رقیب رو له کردن و ناجوانمردانه بستن
همونا که ادعای جانماز آب کشیدن دارن ولی دزدتر از همه ان و حق کپی رایت نمیدن
همونا که حتی به زیرنویس هم رحم نمیکنن و میدزدن و اسم مترجم رو پاک میکنن
همونا که حتی تاب کامنت انتقادی رو ندارن و سریع پاکش میکنن تا یه مشت به به و چه چه باقی بمونه

نکنین آقا
بهشون کمک نکنین...
از فردایی میترسم که حق انتخاب فقط بین خودروی داخلی باشه
اینترنت داخلی داشته باشیم و فیلمی رو فقط بتونیم ببینیم که اونا اجازه بدن
فقط از خبرهایی مطلع بشیم که اونا بسازن
فقط از انجام کارهایی بربیایم که اونا بخوان
از منزوی تر شدن می ترسم
نیلوفر
میدونی؟ این داستانِ کره شمالی به نظرم خیلی بانمکه...یعنی خب خیییلی از ما ها که نرفتیم و نمی دونیم چیه و چه خبره؟و تمام اطلاعاتی که داریم از طریق رسانه ها به دستمون رسیده دیگه...که خب نمیتونه ...
یادت نره من یازده دوازده سال صبح تا شبم با کره ایها گذشت و چندبار حداقل تا جنوبیشون رفتم و چیزهایی که اونجا شنیدم و میدونستن خیلی از اون چیزی که ماها فکر میکنیم بدتره، واقعا وحشتناکه، بسیاری از همکاران توی کره شمالی فامیل داشتند و روزی نبود که براشون غصه نخورن، ذر این مورد شک به خودت راه نده
من هم مثل تو نمی دونم سریال قورباغه یا نه..
حتی نمی دونم خود قورباغه هم خوبه یا نه..
ولی می دونم قورباغه نیلوفر را دوست داره و روش تخم ریزی می کنه...
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نوفل برگشته
به به چه خوب
امااا
این یه فرصت طلایی بود که یه سالن جدید و مطابق با استاندارد های روز بسازن
در عوض چی میبینم؟
حتی نکردن یه دسته ی صندلی بین صندلی ها بذارن :)
صندلی ها از همیشه کوچیک تر شدن، ردیف ها بشدت نزدیک شدن و باید مثل چوب دوساعت خودت رو جا کنی روشون و حتی نتونی پات رو تکون بدی
دم شما گرم
دست مریزاد
رو سفیدمون کردین
توقع عامل بدبختیه، یک ایرانی میدونه بدنیا آمده زجر بکشه، پس بخودت تکیه کن، دوست نداری از اینا برو یک سالن گل و گشاد دلباز بزن برای خودت و دست از درخواستهای نامعقولت بردار
محمد کارآمد
توقع عامل بدبختیه، یک ایرانی میدونه بدنیا آمده زجر بکشه، پس بخودت تکیه کن، دوست نداری از اینا برو یک سالن گل و گشاد دلباز بزن برای خودت و دست از درخواستهای نامعقولت بردار
چشم آقا :(
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اولین باری که خوردم زمین یادمه
یعنی فکر میکنم که یادمه
۴ سالم بود و از سرسره اومدم پایین و ولو شدم کف پارک

اولین باری که ماکارانی خوردم یادمه
یعنی فکر میکنم که یادمه
۵ سالم بود و کل لباسم رو به گند کشیدم

اولین باری که تیاتر دیدم یادمه
این یکی رو مطمئنم که یادمه
از مدرسه اومدم خونه، وسایلم رو انداختم تو اتاق، اومدم پای تلویزیون و شروع کردم به بالا ... دیدن ادامه ›› پایین کردن شبکه ها که یدفعه یه چیزی منو میخکوب کرد، یه چیز عجیب
یه جماعتی که دور یه میز نشسته بودن، دیالوگ میگفتن، نمایش اجرا میکردن و منی که نمی‌تونستم پلک بزنم و روحمم خبر نداشت قراره یه مسیر شگفت انگیز جدید تو زندگیم شروع بشه

شما هم اولین هاتون یادتون میاد نه؟
یعنی.. حداقل فکر میکنین یادتون بیاد؟

شام آخر
تله تیاتری از استاد فرهاد آئیش که هنوزم که هنوزه در من حس شگفت انگیز تجربه ی اولین ها رو زنده می‌کنه


زنده باز تیاتر!♥️
اولین تاتر یه تاتر عروسکی کودک بود اسمش یادم نیست قصه تعدادی ماهی بود یکی از عروسک گردان ها فامیل مون بود و دعوت کرده بود ( فکر کنم دبستانی بودم )

و دیگه سراغ تاتر نرفتم
تا جشنواره فجر سال ۹۳ برادرم گفت یه تاتر هست می گن خیلی خوبه دوستم رفته قبلا کلی تعریف کرده اسم اجرا رو گوگل کردم سایت های محترم دیگر رو آورد و فقط ردیف آخر جا داشت! سریع زنگ زدم و هماهنگ کردم و ۴ تا بلیط ردیف آخر سالن ناظرزاده گرفتم برای اجرای ایران استرالیا _ سجاد ... دیدن ادامه ›› افشاریان اجرای خیلی خوبی بود

بعد از جشنواره اوایل سال ۹۴ دو تا اجرا تو خانه هنرمندان برگزار می شد کامنت _ یوسف باپیری و دژاوو _ مسعود دلخواه
بعد از این دو تا دیگه معتاد شدم و هفته ای دو تا تاتر رو حداقل می رفتم

پ.ن : لیست بلیط های تیوالم رو رفتم چک کردم قبل از این دو اجرا هم اپرای عروسکی سعدی رو دیدم
فرزاد جعفریان
منم روز اول دبستان سر از دفتر مدرسه درآوردم ! موقع کلاس بندی یکبار معلم اسمم رو به اشتباه فرناز خوند ! بعد یکی از شاگردها دیگه ول نمیکرد ! هی میگفت فرناز ؟ فرناز ؟! منم زنگ تفریح یه مشت خاک از ...
ای وای😂 اگه پسرم بودید کلی بهتون افتخار می‌کردم که از روز اول مدرسه حقتونو گرفتید😂😂😂
فرزاد جعفریان
اولین تئاتری که من دیدم برمیگرده به شونصد و هشتاد سال پیش :))) یه نمایش عروسکی فوق العاده که بخش زیادی از کودکی من رو پر کرد ، شماها اون موقع ها یادتون نمیاد ! مثه الان صد تا کانال فیلم و کودک ...
همیشه شنیدن و خوندن خاطراتتون برام بینهایت جذاب و شیرین بوده آقا فرزاد
همیشه بنویسین برامون :) ♥️♥️♥️
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آخه انصافانه اس که این همه منتظر بمونی و ذوق داشته باشی برای دیدن فیلمی ولی آخرش دلت بشکنه و تو رودروایسی با خودت بمونی که مجبور شی فیلم رو تا آخر ببینی و نزنی جلو؟

صفی جان، حقیقتا دلم شکست
دمت گرم که تونستی تا اخر ببینی
اگه این فیلم ساخته اولش بود، قابل قبول بود. ولی به عنوان فیلم دوم از در دنیای تو... خیلی عقب تره. به نظر من خیلی هم شبیه به عاشقانه بمب بود.
بهزاد هندی
اگه این فیلم ساخته اولش بود، قابل قبول بود. ولی به عنوان فیلم دوم از در دنیای تو... خیلی عقب تره. به نظر من خیلی هم شبیه به عاشقانه بمب بود.
سپهر مرسی برای لینک خیلی خوب بود

بهزاد جان دقیقا منم برد تو دنیای فیلم بمب
هرچند بمب رو شیرین تر می‌دونم و برام جذاب تر بود
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یادته بچه که بودی، وقتی روز خوبی نداشتی و بد آورده بودی، موقع برگشت به خونه میدویدی؟ حتی گاهی یواشکی تو راه چند قطره اشک هم میریختی و دعا دعا میکردی تا زودتر برسی خونه و بپری بغل اولین کسی که گیر بیاری. خلاصه اش میشه اینکه تو پناه میبردی به خونه.

من روزهای خیلی بدی رو میگذرونم و اتفاقات بد رهام نمیکنن، اما دیشب پناه بردم به تئاتر. نمیدونستم این کار خوبه یا نه اما دیرتر شروع میشد و دیر تر از سالن میومدم بیرون و دیرتر برمیگشتم به دنیای بیرون پس انتخابش کردم.

و تئاتر چه مهربانانه پناهم داد و غافلگیرم کرد...
نمیدونم چرا ولی کار رو خیلی دوست داشتم. چه موسیقی زنده معرکه ای داشت، مخصوصا خانمی که ویلونسل میزد. ۴ تا بازیگر مجنون هم رو صحنه بودن که لحظه ای بیکار نمیشستن و همش به وجد میاوردنت. حالا فکر کن تو هم وسط صحنه دور میز نشستی و بخشی از اجرائی. میان دم گوشت حرف میرنن، با هندزفریت بازی میکنن و جلوت سالاد میذارن
دمت گرم اقای کارگردان برای دراماتوژیت

دنیای هنر، به همین غم انگیزیه...
خوشحالم که در بطن ماجرا قرار گرفتید، همیشه آغوش اجرای ما برای شما باز هست، هر وقت دلتون تنگ بود مهمان گروه ما باشید
۳۱ شهریور
علی روان بد
خوشحالم که در بطن ماجرا قرار گرفتید، همیشه آغوش اجرای ما برای شما باز هست، هر وقت دلتون تنگ بود مهمان گروه ما باشید
هر اغوشی برای مجللی ما باز بشه، من مشتاقم
ارزوی موفقیت دارم برای خودتون و اجراتون
و ممنونم که در این اوضاع چراع تیاتر رو روش نگه داشتید
۳۱ شهریور
پس یعنی میخوای بهم بگی میثم زیاد وقت نداری از دستش نده آره ؟
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
میلاد جان شجره
اگر این رو میخونی، لطفا اینقدر در حین اجرا به دستات فشار نیار و رگ هات رو برجسته نکن
شاید یکی روبروت نشسته باشه که با دیدن اون رگ های جذاب لعنتی تحریک شه و هر لحظه به این فکر کنه که پاشه و یه انژیوکت از کیفش در بیاره و فرو کنه تو رگ هات :)


پ‌ن: یه تجربه ی دلچسب بود. ساده اما کافی. ۶۰ دقیقه ی تمام لذت بردم.
انژیوکت 😂😂😂
۲۳ شهریور
عوامل محترم نمایش فقرات بی ستون ، امکانش هست این نمایش اجرای سانس زودتر از ۸ونیم بزاره تا ما هم رگهای دست جناب شجره رو ببینیم و مثل مجللی محمد و میگم، متحول بشیم
۲۷ شهریور
رویا
عوامل محترم نمایش فقرات بی ستون ، امکانش هست این نمایش اجرای سانس زودتر از ۸ونیم بزاره تا ما هم رگهای دست جناب شجره رو ببینیم و مثل مجللی محمد و میگم، متحول بشیم
حتما ببین رویا
تجربه ی بدیعی خواهد بود
۲۷ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
احتمالا تا آخر زندگیم هر وقت اسم سم شپارد رو بشنوم، یاد ۴ تیر سال ۹۸، نفرین قطحی زدگان، اون حماسه ی لعنتی و حس و حال فوق العاده اش میوفتم...

وای پسر!
میتونم در مورد تک تک ادم های این تصویر ساعت ها حرف بزنم!
از اشکان خطیبی و میر سعید مولویان عزیز بگیر تا نازنین ترین رفیق های دنیا که تئاتر بهم هدیه داد❤

بهار چندبار بهم گفت چطور اینقدر احساساتی هستم😅
ولی شما بگین، چطور میشه با بیاد آوردن اون خاطرات شیرین و این دلتنگی کوفتی، احساساتی نشد؟ :)
شب خیلی ویژه و خاطره انگیزی بود 😊😊
یادش بخیر 😊⁦☘️⁩
۱۹ شهریور
محمد جواد
منم بخداااااا :((( به زودی برای زیارتتون خدمت میرسم اینم بگم که هرکی رو ببینم بغل میکنم ، نگین نگفتی :))))
🥳🤩
۲۲ شهریور
چه حیف که بلیطم برای یک روز دیگه بود ☹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خواب میبینم تو یه مکعب شیشه ای معلق تو هوا زندانیم، آدمای زیادی دور این مکعب جمع شدن برای دیدن من.
مادرا منو با انگشت به بچه هاشون نشون میدن و در گوش بچه هاشون یچیز میگن که من نمی فهمم، خواب میبینم
خواب میبینم از یه کوه خیلی بلند دارم سقوط میکنم، یه پرنده افسانه ای منو رو هوا میقاپه و برای خوراک بچه هاش میبره
از چشمام شروع میکنن، حتما چشمای خوشمزه ای دارم، خواب میبینم
خواب میبینم توی مدرسه ام، یه پسر خیلی کوچیک، با بچه های بزرگتر از خودم دعوام میشه
اونا همه ی دندونام رو خورد میکنن، خواب میبینم
خواب میبینم تو یه بیمارستان روانی بستری ام، تو یه اتاقی که دیوارای ابری داره
به صورتم دست میکشم ولی صورت ندارم، انگار یه خمیر سفید همه صورتمو پوشونده ، خواب میبینم
خواب میبینم کف یه اقیانوس خیلی عمیق و تاریک دارم شنا میکنم، انگار ... دیدن ادامه ›› آبشش دارم، یه نهنگ خیلی بزرگ به سمتم میاد، منو پشتش سوار میکنه...

==============

چند وقته نمیتونم خوب بخوابم
همش با تن خیسِ عرق کرده و استرس از خواب می پرم
چقدر دلم میخواد پشت اون نهنگ سوار بشم...
من چندوقتی هست که توی خواب زندگی می کنم،از بس این مرز بین خواب و بیداری باریک و باریکتر شده که حتی وقتایی هم که بیدارم فکر می کنم خوابم.اصلا یه زمانی فکر می کردم شاید من خیلی وقته دارم تو خواب خودم زندگی می کنم،شاید یه روزی بیدار شم شایدم نه.بعضی وقتا که خودمو تو خواب و بیداری گم می کنم،پریشون و کلافه میشم.لابد خود من،خود خود من توی همین خواب و بیداری گم میشه که با خودم معذب میشم.شاید خودمو تو همین خواب گم می کنم که وقتی بیدار میشم نمی تونم خودمو پیدا کنم.انگار خواب من یه جهانی هست به اندازه ی من پر از حس های گنگ...
.به هرحال این جهان منه که خواب منه یا خواب منه که جهان منه اما هرچی که هست دوسش دارم چون تو خواب همه چیز قشنگه.همه چیز خوب و حیرت انگیز حتی کابوس هاش چون امید دارم که بیدار میشم،امید دارم که حقیقت نداره.مصیبت وقتی شروع میشه که از خواب بیدار میشم.انگار تموم بدبختی از همین جا شروع میشه...
مهتا مافی
سلام آقای صادقی گرامی؛ ممنونم که فرستادید. بله واقعا خیلی دلم نمی خواد از این جمع خوب دور بشم ولی هرجوری فکر می کنم نمیشه و مجبور میشم دیر به دیر سر بزنم با این حال ببخشید و دلم نمی خواد صرفا ...
نفرمایید خانم مافی عزیز. این روحیه تون رو عمیقا تحسین می کنم. 🍀
پوریا صادقی
نفرمایید خانم مافی عزیز. این روحیه تون رو عمیقا تحسین می کنم. 🍀
خیلی مچکرم آقای صادقی عزیز.لطف دارید.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
جانی: بنظر من ادم هایی که تو این کرونای لعنتی ماسک نمیزنن خیلی بیشعورن

رابرت: هه بنظر من! بنظر من نه ، مزخرف نگو
بنظر منی وجود نداره
من نظر تو رو خواستم؟
ولی اره بیشعورن جانی، اونا بیشعورترین بیشعور های دنیان...



پ‌ن: لطفا ماسک بزنین، لطفا رعایت کنید، اشک هممون در اومده. من تقریبا هر روز شیفتم و کمرم داره خم میشه :)
اون ...‌ای که ردیف آخر سمت راست نشسته از همشون بیشعورتره
لیلا مظاهری
متاسفانه برای کادر درمان روزگار سختیه😔😔
۲۶ مرداد
محمد مجللی
ممنون از همه تون نارنین دوستان، دل ادم گرم میشه از این همه محبت
❤❤❤❤
برای تو، کادر درمان و یادآوری ۴ قهرمانی پیاپی پرسپولیس..
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تو بیست دقیقه ی اخر کار میشه از آیینه ای که ته صحنه هست, تماشاگرهایی که جلوی ردیف اول نشستن رو زمین رو دید, میشه چشم های خیس شون رو دید, میشه اون چهره ی درهم شکسته شون رو دید
این تیاتره, این زندگی در تیاتره, نه؟
.
.
.
بی حرف اضافه ، بی شعار عاشقانه
این یعنی یک پایان ...
تولد مذگان!

من عاشق اردیبهشتم، به دلایل مختلف و زیادی
بنظرم تک تک روزهاش قشنگن و دوست داشتنی
الان که اینو مینویسم بعد از دوتا شیفت خسته کننده، دراز کشیدم رو تختم، یه قطعه پیانو از پاترلینی پخش کردم و شروع کردم به لیست کردن دلایل علاقه مندیم به این روزهای قشنگ
جالبه تو لیستم یه مورد بود که عجیب پررنگتر از بقیه هست. اردیبهشت میزبان تولد چندتا از دوستای عزیزمه
سه تاشون رو شما ... دیدن ادامه ›› هم میشناسین :)

نیلوفر ثانی عزیز
بی تعارف! عاشق قلمتون هستم، حس خوبی میده، همزمان یاد گرفتن و لذت بردن. چه شاعرانه توصیف میکنین و چه زیبا تشریح میکنین هر آنچه که از آثار دیدین، هر چند مطمئنم این بستر اندازه ی کافی بزرگ نیست که بتونه تمام آنچه در ذهن تون بهش می اندیشین رو پوشش بده. انیمیشن inside out رو دیدین؟ احساس میکنم ذهن تون یه چیزی شبیه اونه :) بنظرم فقط ادم هایی میتونن اینقدر زیبا بنویسن که بتونن دنیا رو هم همینقدر زیبا ببینن...
بنویسین برامون
تولدتون مبارک❤☘

امیرمسعود فدایی عزیز
تو احتمالا نمیدونی، ولی اینجا همه دوستت دارن. اگر یه روز خواندم رو نزنی برامون، نگران میشیم و دلمون میگیره و پرس و جو میکنیم که کجایی؟ تو یه اتمسفر عجیب داری اطرافت که ادم نمیتونه دوستت نداشته باشه و بغلت نکنه. شاید سلیقه ی تئاتریت بد باشه😁 ولی دلت پاکه. عاشق نگاه و وفاداریت به عشقم حتی اگر هنوز به فرجام نرسیده باشه، ولی ته اش روشنه رفیق، نه؟
تولدتون مبارک❤☘

سمیرا خلیفه عزیز
میدونی، وقتی اسم ادم قوی به گوشم بخوره، یاد یه مرد پر زور و با عضله نمیوفتم، یاد یه مرد پر زور خالی هم نمیوفتم، اصلا یاد هیچ مردی نمیوفتم، چون اسم تو تو ذهنم تداعی میشه. یروز یه ادم عزیزی بهم گفت زندگی خیلی حسود و کینه ای هست، اگر ببینه یکی قوی و کاردرسته، هرکاری میکنه به زانو درش بیاره، اما زندگی هرگز نتونست این کار رو در مورد تو انجام بده. هر چقدر بهت سخت تر گرفت، در نهایت این تو بودی که قویتر شدی، امسال لیورپول، تیم مورد علاقم، نتونست بدون شکست قهرمان بشه، ولی تو میتونی
تولدتون مبارک ❤☘

پ‌ن: اقای لهاک، یه تیواله و یه تبریک تولد گفتن از طرف شما
نمیدونم کجایین الان، اما دلم تنگتونه. امیدوارم سلامت باشین و زود برگردین پیشمون ❤
این دومین سالی هست که روی دیوار تیوال دارم سوپرایز می شم
واقعا دارم ایمان میارم به هرچیزی که عشق هدیه بدی، عشق هم دریافت می کنی.. و تیوال با تمام فراز و نشیب هاش برای من جایی ست که با آدمهای لذتبخش و دوست داشتنی‌ش، معنا پیدا می کنه.. چه آنانی که در گروه اجرایی اند وچه کاربرانش که از دوست نزدیک‌ترند
بخودم می بالم و باورکنید امروز به داشتن دوستان تیوالی که بی اغراق خویشاوندند نه فقط دوست، احساس ذوق و شعف کردم
محمد جان ... دیدن ادامه ›› مجللی عزیز
تو خودت یک اردیبهشتی مهربان، و متواضعی که وجودت انتشاری از قدردانی ها، و بیادهم بودن‌هاست
چه از پستها و نوشته های جالب توجهت و چه از روحیه باگذشت و انسان‌دوستانه ات
صمیمانه ازت ممنونم و امیدوارم شایسته دوستی شما مهربانان باشم

بیاد دایه‌ی عزیز که پارسال در چنین روزی ، معرفت و مهر دوستانه اش را نثارم کرد و مرا بیشتر از پیش با تیوالی پیوند داد که به پشتوانه‌ی چنین نیرویی، دیگر ناگسستی ست.
امیدوارم بزودی در تیوال ببینمش
۱۶ اردیبهشت
اردیبهشتی ها، تولدتون مبااارک
۲۷ اردیبهشت
سلین عزیزم ❣️
۲۸ اردیبهشت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
وقتی تموم شد کاملا غیر ارادی دوباره زدم از اول و تماشاش کردم
انگار که مسخ شده بودم
چقدر زیبا بود
مونولوگ پایانی اقای معجونی، نگه داشتن اشکی که یک ساعت تمام بزور و زحمت تو چشم هات حبس کردی رو غیرممکن میکنه

کسی از دوستان اسم قطعه ای که پایان کار پخش میشه رو میدونه؟
آخ از اون مونولوگ! و اشکی که به خوبی بهش اشاره کردی و دیگه سرازیر شد! حسرت... حسرت... حسرت. اینکه کاش فرصت داشتی تا چیزی رو عوض کنی. جلوی آواری رو بگیری. خواه آوار یک رابطه، یا آوار یک زلزله و مرگ ۵۰ هزار نفر.
۰۸ اردیبهشت
مجللی جان خیلی خوشحالم که به تاریخ ۹اردیبهشت ماه خوشحالت کردم
خواهش میکنم
۰۹ اردیبهشت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
از جان عزیزترم
در شهریم که با تو برایم غریب نیست
اما دیشب را بی تو در غربت گذرانده ام
سهم من از عشق
گوشه ی سرد و تاریکی از این دنیاست
که با یاد تو گرم و روشن مانده است
کاری کن که باور کنم انتظار خود عشق است
آشکارا نهان کنم تا چند، دوست میدارمت با بانگ بلند
من این فیلم رو ندیدم... ولی موسیقی فیلم که پیمان یزدانیان کار کرده رو خیلی دوست دارم....
۲۶ فروردین
سلام سید مهدیِ گُل،
ای مردِ عادی!
شما اتفاقاً اصلا عادی نیستین. شما باهوش و مهربونین.
خوشحال میشم دوستانِ مجازی رو ببینم. و سپاسگزارم از لطفتون به من.
شاد باشین.
۲۸ فروردین
خانم مریدی عزیز
چون میگذرد غمی نیست
یه روز خوب میاد
۲۸ فروردین
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
همدم این روز های من دیدن سریال کمدی فوق العاده ی office هست.
نمیتونم بگم چقدر عاشقشم!
امروز وقتی قسمتی که میدیدم تموم شد، دیدم چشم هام ناخوادگاه خیس شده...
حالا قضیه چی بود؟

پم و جیم دوتا همکارن که از همدیگه خوششون میاد ولی نمیتونن مطرح کنن، میزشون کنار همدیگه هست و کل روز رو با هم میگذرونن، اما بخاطر یه اتفاقی، یه روز جیم مجبور میشه میزش رو عوض کنه و بره یه جای دیگه بشینه و کلی حالش گرفته میشه، از پم دوره، نمیتونه باهاش گپ بزنه و از اون بدتر انگار پم اصلا فراموشش کرده و بهش اهمیتی نمیده. کل قسمت بهت تلقین میشه که گول خوردی و رابطه ی عاشقانه ای انگار وجود نداشته، اخر روز، وقتی جیم میاد سر میزش، میبینه رو تلفنش کلی پیغام داره، وقتی چک میکنه، میبینه پم هر ساعت زنگ زده بوده و با ذوق از همه چی حرف ... دیدن ادامه ›› زده براش...
جیم با قشنگ ترین لبخند دنیا، کتش رو میپوشه و میره خونه

تو این سریال دارم زیبا و بالغ ترین رابطه ی عاشقانه ای رو میبینم که تو هیچ سریال دیگه ای از جمله friends, how I meet your mother, shameless, big bang theory و... ندیدم...

براتون تلفن هایی پر از پیغام نشنیده، آرزو میکنم :) ❤
چرا من هیچ وقت نتونستم سریال ببینم... ؟! نمیدونم!
۰۴ فروردین
ممنون، جناب کارآمد... حتما و با کمال میل.
۰۵ فروردین
مریم جان
شکسته نفسی نکن رفیق :)

اقا کارامد جان، من کی باشم که رو حرف شما حرف بزنم اصلا...
یکم فکرم درگیر شد
راستش من خیلی از اون جداشدن ناگهانی لیلی تو فصل های اول و رفتن دنبال آرزوها و تجربه های جدید لذت بردم و تحسینش ... دیدن ادامه ›› هم کردم.
وقتی افیس رو تموم کردم سعی میکنم یه مقایسه ی جامع تو ذهنم انجام بدم
مرسی از مصداق خیلی خوبی که اوردین :)

خانم مریدی جان
خوشحالم اغوا شدین :)
چه اشاره ی خوبی هم به موسیقی کردین
باعث شدین برم تو گالری موزیکم بگردم و دوباره بشنوم موسیقی بینظیر سریال رو
سریال you هم که جناب کارامد معرفی کرد، سریال بدی نیست، هر چند نمیدونم چرا به روحیات من نخورد و فقط چند قسمت تونستم ببینم...
۰۵ فروردین
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من از اون بچه های پر شر و شور هیچوقت نبودم، ولی یه ۳۶۵ روز سال بود و یه چهارشنبه سوری...
چقدر ذوق داشتم براش، پول تو جیبی چند روزم رو جمع میکردم تا بشه ۵۰۰ تومن و برم یه بسته ترقه بگیرم، از این سیگارت ها که نصفش هم پوچ بود!
چقدر خوش میگذشت، وقت استرس روشن کردن ترقه و ترسیدن برای ترکیدنش تو دست رو نمیگم ها، بودن نزدیک بهترین دوستا و مهمتر از اون کنار خانواده و اهمیت ندادن به فردا رو میگم، زندگی تو لحظه و قهقه زدن از ترسیدن آبجی بزرگه از ترقه و فرار از دست دمپایی پرتاب کردن هاش...

امروز چهارشنبه سوریه
و همه ی اون رویاهای شیرین حالا خیلی دور بنظر میان
دارن ... دیدن ادامه ›› صدام میکنن

- مجللی، نوبت شیفتت شده، تا صبح دم در باید وایسی

باید برم، هم امروز، هم لحظه ی سال تحویل، همیشه باید دم در باشم، کاش حداقل به بچه هایی که تو ماشینن و در جواب دست تکون دادنم برام لبخند میزنن، خوش بگذره...

چهارشنبه سوری تون مبارک ❤
کاش موقع بچگی هم رفیق بودیم
باز تو بیرونی و یه چیزهایی میبینی، ما که تو خونه ایم و همونقدرم نمیبینیم ؛)

نگران نباش مجللی جان، روزهای خوب نزدیکه
❤ ❤ ❤
۲۷ اسفند ۱۳۹۸
نولان‌باز ما چطوره؟
۲۳ فروردین
عه سلام رکسانا جان، از این ورا :)
یه عالمه دورم از همه چی و همش شیفتم، پس جات خالی نیست
روزهامو با دیدن تریلر TENET نولان سر میکنم :)
تو چطوری؟ همه چی خوب پیش میره؟
۲۳ فروردین
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یادمه تو دبستان عاشق زنگ انشا بودم، میتونستم برم پای تخته، زل بزنم به روبرو، به بچه ها، به پنجره ی آخر کلاس که اگر تو عمق قابش میرفتی اون ته ها میتونستی نوک دماوند رو ببینی و شروع کنم به خوندن نوشته هام که روز ها براشون وقت گذاشته بودم. همکلاسی ها زیاد گوش نمیدادن، ولی معلم مون با ذوق گوش میداد و هر بار ایراد هام رو دلسوزانه می گرفت
فکر میکردم این اوج لذت هست، بایستی روبروی جمعیت و براشون تک گویی کنی
۱۰ سال گذشت
رسیدم به دوشنبه ۲۴ دی ماه، این بار نشستم روبروی کسی که قرار بود متن بخونه برام، درسته خبری از قله ی دماوند تو ته پنجره نبود اما عوضش لذت لایتناهی و عمیقی بود که به سمتم شلیک میشد و نفس کشیدن رو بر من سخت می کرد و تو سرم فریاد میزد در مورد اوج لذت اشتباه کردم... این بار نه فقط معلم بلکه همه ی هم کلاسی هامم غرق بودن تو اجرا
آقای مجید رحمتی
آقای ... دیدن ادامه ›› مهران رنجبر
آقای رضا بهرامی
شما هنرمندانه من و تمامی تماشاگران رو ممتد و پیوسته شگفت زده کردین

و اسکار شلیک نهایی، تعلق میگیره به تقدیم نمایش به جانباختگان هواپیما و نکوهش اشتباه کنندگان در رورانس
ممنون برای ارائه ی هنر واقعی در این سیاه روزگار که زیبایی نایاب شده.

پی نوشت: مرسی رویای عزیز که منو مصمم کردی خواب نمونم، برم و ببینم و کیف کنم :)
پی تر نوشت: خانم رضایی مرسی پایه ی تئاتر دیدن هام هستین. خیلی گلین :)
خدا سایه منو از رو سر تاتر ایران بر نداره:)))
الان جمله اتو راجب خودم میرم استوری اینستام میزارم:))
۲۴ دی ۱۳۹۸
میثم چقدر خوشحالم زنگ انشا برای تو هم مهم بوده
دقیقا منم منتظر موضوع بعدی بودم با همه ی وجودم تا به چالش کشیده بشم

میلاد از اول هم معلومه انشات خوب بوده رفیق :)

خانم نوری چقدر خفن شدی، اصطلاحات خارجکی بکار میبری. همینه که دیگه تحویل نمیگیری و جمعه نمیای پس
پاندا :))) چقدر عشقن اینا اخه
۲۵ دی ۱۳۹۸
سلام دوستان فردا منم جور کردم بیام با شما مانستر رو ببینم .
۲۶ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دوست عزیزی که در مورد این کار کنجکاوی
میشه کمتر از یک دقیقه وقت بذاری و بخونی منو؟
معمولا این رو نمیخوام از خواننده‌ و بنظرم درست هم نیست اما حکایت امشب فرق داره با همه ی قصه ها و افسانه ها؛
قصه ی امشب، قصه ی مقدس عشق هست.
الان که دارم اینو مینویسم، موسیقی متن وال-ای رو پلی کردم. انیمیشنش یادته رفیق؟ اونم قصه ی عشق بود، یه عشق غریب، یه عشق عجیب، یه عشق عجیب غریب که فارغ بود از کلام، از زبان، از سخن
درست مثل تئاتری که امشب دیدم، اما این برعکسش رو به نمایش کشید،عشق با حرف زدن، حتی شده حرف نامربوط، نامفهموم، حرف نامفهوم نامربوط، حرف زدن برای حرف نزدن، حرف نزدن برای حرف زدن، برای عشق
برای یک سال تمرین
یک سال سختی
یک سال عاشقی

دیشب با یه دوست عزیزی در مورد ملت عشق صحبت میکردم و اینکه گفته بود ۴۰ روز برای اثبات عشقت باید صبر کنی
آقای ... دیدن ادامه ›› شمس...
پس حکم اونی که ۳۶۵ روز صبر میکنه چیه؟

به احترام عشق به تئاترِ گروه اجرایی به تماشای این اثر رفتم
سوادش رو ندارم که تخصصی از کم و کیف کار بگم

ولی اگر بخوای که برات دلی بگم
خلاصه اش میشه

عشق پاکه ، عشق راهش رو پیدا میکنه، حتی بین صندلی های خالی، بین بی توجهی و کنسل شدن ها
عشق عجیب و غریب راهش رو پیدا میکنه
دست مریزاد آقا حمید رضا، قلب بهت برای عشقت
ای بابا،
دلم خواست دوباره ببینمش...
۱۷ دی ۱۳۹۸
نخیر
گفتن چون مجللی نمیاد بسته ایم:(
۲۰ دی ۱۳۹۸
مجللی که نیاد، ساندویچی سعدی که هیچی، تعطیل عمومی اعلام میشه کل شهر))
۲۱ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام حمیدرضا جان مرادی
نمیدونم من رو بخاطر میاری یا نه
ولی مدت زیادی هست که کمابیش در جریان تمرینات و تلاشت برای این اجرا بودم
نمیدونم برای همین کار بود یا کار دیگه که حتی دعوت کردی از بچه ها بیان سر تمرین و حسرت نیومدن به دلم موند
ولی نمیذارم حسرت دیدن خود کار به دلم بمونه
فارغ از خوب یا بد بودن تئاترت
دلم میخواد بیام، دلم میخواد همه بیان
که بدونی کاری که براش زحمت کشیدی و برات عزیزه، دیده میشه
میدونم مهمه برات چون خودم کشیدم از دیده نشدن کارهایی که براشون از جون مایه گذاشتم رو
ولی این ... دیدن ادامه ›› بار اینطوری نمیشه
حداقل همین یه بار
دلم میخواد بدونی مخاطب تئاتر به اینکه زحمت کشیده شده برای یه اثر اهمیت میده
به اینکه بازیگر ها تازه از یه هفته قبل انتخاب نشدن اهمیت میده
به اینکه حتی ۱۰ جلسه ی تمرین هم نداشتن اهمیت میده
شاید به روش نیاره، ولی خب میفهمه:)

دلت روشن باشه آقای مرادی عزیز
آنچه از دل بر آید لاجرم بر دل نشیند :)
محمد عزیز و دوست داشتنی بله به خاطر میارم شما رو و این آشنایی باعث افتخاره منه
بله سر همین کار بود که از دوستان خواهش کردم تشریف آوردن و برای حضور شما کم سعادت بودیم
بله ما از دی ۹۷ شروع کردیم تمرین تا دی ۹۸ اجرا رفتیم با کلی سختی سختی سختی تو این یک سال .
ممنونم از مهر و محبتت ، بودن شما و امثال شما ما رو دلگرم میکنه ، تاتر زنده نگه می داره ، انگیزه میده چون می بینه هنوز هم انسان هایی هستند که دغدغه شون تاتر هست
و چقدر پیامت برام آرامبخش بود و دلگرمی
با افتخار منتظر حضورتان هستم محمد عزیز ❤❤
۱۵ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید