کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال ماهور | دیوار
S3 : 06:44:44 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
چشمهای تو شبیه هیچ کس نیست وقتی قرار است شعر شود
یا برای من باران،،،

و اینگونه من به چشمهای تو مبتلا شدم...
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
به قصه هزار و یک شب که برسیم
من به بالین تمام تاریخ خط میکشم
و من داستان عشق را اینگونه شروع میکنم
بگو یکی بود و یکی هرگز نبود.....
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
امان از ادمها که دم رفتنشان هم که باشد به اندک تومان زندگیشان می اندیشند.. چه دور های فاصله دار است بین عشق و وحدت ما ..چه دیر به نقطه می رسیم که همه چیز را با هم بخواهیم ..امان از این انتهای سخن که هرگز شکل دوست داشتن نمیگیرد.
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
هراسی نیست وقتی راه رسیدن به خدا پر از واژه است..و ما برای رسیدن به او بی انتها می روییم
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
تو همیشه مهمان شعر هایم بودی
و من میزبان هزار ساله ی تو .....

از ؛ وقتی جوانتر بودید!
۲۳ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
هرگز از طاقت دوست مگو....

که دلم خون است
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
رهرویی گفت بیا
زاهدی گفت بشین
و تو آمدی
من‌ نه بنشستم
نه آمدم
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
گاهی فهماندن چیزی ورای یک اندیشه معمولی و خاک خورده بسیار سخت و طاقت فرسا است و بدتر از این احساس های رسوب شده تلنمبار شده است ..احساس و فکر انسان هر از چند گاهی باید دستی بخورد جدا از لکه گیری گاهی نیاز به تعویض دارد..احساس های رسوب شده ای هستند که از جنس قیر سیاه چسبانک، و ما بی آنکه آن را ببینیم یا بشناسیم گرفتارش می شویم ..وقتی به این احساسات قیر مانند نزدیکتر بشوی تو را به سمت آن می برد تا جایی که پاهای آدم به آنجا گیر کند و رهایی از آن کار ساده ای نیست ..این افراد می شوند بیمارگونه و مریض ، و ما ها می شویم قربانی...
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
سرابی نبود برای اسماعیلِ هاجر
چون اسماعیل را حاجت عشق بود ..
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
روزگار سهل و آسان می گذرد ...من مانده ام راه بی پایان دوست داشتن های تو...
آری تو ..که خط بطلان همه داشته ها و نداشته های من هستی....
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
هیچ چیز و هیچ کس نمی تونه جای خودمون پر کنه اما نه برای وقتی که با خودمون غریبیم..برای وقتی به خودمون به وسعت یک دنیا نگاه می کنیم..پر خروش و پر عصیان ..رها از همه قید و بندها و بایدها...می تونیم برای هر قدمی که به خودمون نزدیک بشیم جشن بگیریم اون وقته که میشه با دیگران هم بود ..نه بودن تکراری و خسته کننده بودن هایی از پس یک ماجرایی عظیم..حتی اگر آنها غافل باشند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
فکر کن اگر آدمیزاد رو زبان کلام نبود ..و فقط آدمها با چشمهاشون صحبت می کردند..شاید اون موقع این همه تضاد نبود
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
کاش میشد قدر زندگی را در ابتدای هر فصلی شروع کرد..کاش هرگز برای فرداها منتظر نمی ماندیم... اکنون ها همه مسیر بود و بس...و ذهن خالی از هیچ چیز میشد..کاش جایش را احساس پر میکرد..احساس عمیق ..چقدر این روزها احساس ‌گم شده زندگی ماست
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم
که چراغ ها و نشانه ها را در ظلماتمان ببیند
گوشی که صداها و شناسه ها را در بیهوشی مان بشنود
برای تو و خویش روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیرد
و زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشد
و بگذارد از آن چیزها که در بندمان کشیده است
سخن بگوییم...
مارگوت بیکل...ترجمه شاملو
صد تصویر از تو به جا ماند
هیچ کدام نبود شکل وفا..ترنج
مرتضی کلانی، امیر هوشنگ صدری و سید فرشید جاهد این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
تو عاشق باش صبوری کردنش با من
تو لیلی باش مجنون شدنش با من
تو گیسو پریشان کن دیوانه شدنش با من
تو شاعر باش ردیف و قافیه اش با من
تو دلدادگی کن سودای غمت با من
تو همراه باش راه عبورش با من
تو وفایی کن سجده کردنت با من
تو دلبری کن پروانه شدنت با من
خلاصه بگویمت تو یکتایی کن.....
آنکه سر کویت جان بدهد با من.............تابستان سوزان 96..ترنج
امیر هوشنگ صدری، سارا صادقیان و سید فرشید جاهد این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
حرفهایی باقی مانده در دل
آشوبی است از جاودانه ترین روزهای سخت
که بر پیکر تنم راه جاودانه اش
را در این بیغوله زمانه فریاد می کشد
من در انتها و ابتدایی هر راهی که باشم
نامت را بر عرصه این تاریخ بی رحم فریاد می کشم
تو قشنگ ترین قاتل زمان بودی برای من
و من عاشق ترین دلداده این سرسپردگی...ترنج
تیلا بختیاری، سید فرشید جاهد و کاوه ت این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
جان بی جمال جانان میل جهان ندارد
هر کس که این ندارد حقا که آن ندارد
با هیچ کس نشانی زان دلستان ندیدم
یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد
هر شبنمی در این ره صد بحر آتشین است
دردا که این معما شرح و بیان ندارد
سرمنزل فراغت نتوان ز دست دادن
ای ساروان فروکش کاین ره کران ندارد
چنگ خمیده قامت می‌خواندت به عشرت
بشنو که پند پیران هیچت زیان ندارد
ای دل طریق رندی از محتسب بیاموز
مست است و در ... دیدن ادامه ›› حق او کس این گمان ندارد
احوال گنج قارون کایام داد بر باد
در گوش دل فروخوان تا زر نهان ندارد
گر خود رقیب شمع است اسرار از او بپوشان
کان شوخ سربریده بند زبان ندارد
کس در جهان ندارد یک بنده همچو حافظ
زیرا که چون تو شاهی کس در جهان نداردً..

قلم موی احساس ات را بیاور
تا بر بوم عشق زیباترین تصویر را
بر دیوار زندگی به یادگار بگذاریم...ترنج
ای که در پناه توام این همه راه ناپیدا
شب و روز به دنبال توام تا به کجاها
غمی سنگین در درون قلبم میکند من را رها
تا به آغوشت آیم گم شوم از فرداها
تو بگو چه کنم چاره از کجا جویم از این بت ها
قلب من نمی داند از کجا آید به سوی تو این روزها
تاریخ عشق تو انقضا ندارد زین سوی بیدادها
دلی که می تپد سوی تو این روزها
یادگار عشقی است ماندگار در جبرها
آمدن و رفتم برای چه بود؟! نمی دانم !
زین سوی رویا ها تا ابد در ... دیدن ادامه ›› این دنیا
تو باشی خواب بالینم تا عمرها
جهان درونم با تو می جوشد تا انتها
صبر میکنم در رهت ای عشق تا ناکجا ها
بر سر بالینم چون آمدی با وصال در این شبها
میکنم خویشتن رها تا برای همه ثانیه ها.....ترنج..خرداد۹۶
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
از حاکم شهر پرسیدن در طلب چه هستی
گفت باده ای که مرا مست کند
گفتند این همه باده سرا
گفت,: نی .باده آن است که یار غمخوار و من به تماشا
گفتند چون است مجنون باشی یار غم دیده کنی
گفت آنچه شما غم بینید من شکر می بینم
چون یار به هیچ دنیا خویی نگرفت
انگاه وعده دیدار نزدیک است....ترنج