تیوال دپارتمان روابط عمومی نورا | دیوار
S3 : 03:30:46
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
تیزر نمایش شاد و خاطره انگیز (قصه علیمردان خان)

از همینک در صفحه اختصاصی این نمایش قابل دانلود می باشد

منتظر نگاه جذابتان هستیم...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
داشت عباس قلی خان پسری
پسر بی ادب و بی هنری
اسم او بود ...

(علیمردان خان )
طراح و کارگردان : سینا نورائی
محل: تماشاخانه فانوس
دوره اجرا: ۰۱ مرداد ۱۳۹۴ - ۰۹ مرداد ۱۳۹۴
ساعت: ۱۸:۱۵

درباره نمایش:

بازی خوانی قصه ی علیمردان خان ، برگرفته از قصه ی ناب و خاطره انگیزی است که سال ها خاطرات را برای همه ی ما به تصویر می کشد. قصه ای که تمامی ما اعم از پیر و جوان ، زن و مرد با آن می خندیدیم ، بازی می کردیم و حتی با آرامی می خوابیدیم.
اجرای این نمایش به صورت تلفیقی از متن ، موسیقی فولکلور و بازی خوانی خواهد بود که به نسبت اجرای گذشته ی همین نمایش تغییراتی در ساختار کمدی خود خواهد داشت.





امیرحسین ضیایی پور، مینا نقوی، وحید هوبخت و مجتبی مهدی زاده این را خواندند
ر. پ و vida amin این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاهی به نمایش پلیس نوشتۀ اسلاومیر مروژک و ترجمۀ بابک تبرایی و کار مهدی صناعتی

ساختن زندان بزرگ

رضا آشفته

فهم پلیس اسلاومیر مروژک بسیار سخت است و برای همین هم در زمان اجرا تبدیل به اثری دور از آنچه باید خواهد شد. فهم آثار مروژک بستگی به درک عمیق از کمدی سیاه، گروتسک، ابزورد (شبه ابزورد) و بلوک شرق اروپایی پس از جنگ جهانی دوم دارد.
پلیس میخواهد ما را متوجۀ یک نظام بسته و تحت فشار بودن مردم در شکل افراطی اش نماید و اینکه اگر قرار باشد همه چیز به زور و ستم بر همگان دیکته شود، نتیجه اش این خواهد بود که به ظاهر همه مطیع و فرمانبر هستند اما در باطن دشمن خونی خواهند بود تا اینکه به دنبال امور کورکورانه باشند . وقتی انسان آزاد است پس نمیشود به دست و پایش بنابر وضع قید و بندهای بیهوده و باطل غل و زنجیر زد. با این تعبیر درک پلیس برایمان راحت تر خواهد شد ... دیدن ادامه » چون درک انسان در طبیعت خودش رمزگشای فهم درستش و به عبارت بهتر یافتن تحلیل درست برای اجرایش در هر نقطه از جهان خواهد بود.
مهدی صناعتی درک درستی از آن وضعیت کاریکاتوروار دارد و بنابر همین رویکرد است که به دنبال بیان یک کمدی و طنز سیاه است که ما را درگیر این وضعیت دوگانه کند که ته بستگیها و وابستگیها به یک نظم ستمگر چگونه خواهد شد. این روایت مروژک از نظام کمونیستی لهستان است که روال درستی در مواجهه با مردم کشورش در پیش نگرفته بود و در نهایت هم این نظم پلیسی و امنیتی فروکش میکند و جایگزینش نظامی مردمسالار بوده است. باید دانست که هر استبدادی تاریخ مصرف دارد به ویژه امروز که رسانه های در دسترس مانع از دوام و بقای زورگویان در جهان خواهد شد.
کارگردان بر آن بوده تا با استقرار رفتارها و روابط قابل استناد و درک در بازیگری و همچنین در ارجاع به تصاویر القاگر و مفهومی در طراحی صحنه و لباس به ارتباطی پویا و مفهوم ساز با مخاطبانش برسد. در اینجا بازیگران دو گونه بازی دارند. یا به آشکار کمدی بازی می کنند مثل گروهبان (مرتضا پورعلی) و ژنرال (محمود نوری) و یا بیان پنهانی از کمدی دارند مثل آخرین زندانی (ابوالفضل محترمی)، کلنل (مهدی صناعتی)، همسر گروهبان (مهسا شاملو) و مامور (رضا شهابی). آن دو نفر بسیار آشکار رفتاری اغراق شده دارند و یا اینکه لحن و بیان کمیکی دارند اما دیگران در ظاهر بازی و شخصیت جدی ای دارند اما در باطن به دنبال ارائه افراد کاریکاتورگونه ای هستند و این دلیلی بر تضاد رفتار در بازیگری است و این صف آرایی به تنوع بازی و چیدمان درستی از بازی ها شده که بشود مراحل غیر قابل پیش بینی را برای درک بهتر و لحظه ای اتفاقات پشت سر نهاد. در این بازی، فراز و نشیبی هم هست که هر یک به نوعی بر روال عادی تاثیرگذارند که بشود در غایت کلیتی طنز و کاریکاتور را جلوه کرد. از سوی دیگر گروتسک هم به واسطۀ ترس و لرز ناشی از اتفاقات و روابط احساس می شود و اینکه فضایی امنیتی ساخته و پرداخته می شود اما می شود به آن لبخند هم زد و ضمن ترسیدن و هولناک بودن از آن لذتی هم برد. این نوع مواجهه است که درک ما را از گروتسکی ویرانگر تشدید خواهد کرد و ظالمانه بودن موقعیت را بر ما گوشزد خواهد کرد.
عناصر بصری هم گویای مطلبی است که بازهم دامنۀ تاثیر را گسترده میسازد. اینکه اتاق رییس پلیس و زندان (اتاق زندانی) تو هم فرو رفته و این فضا تبدیل به خانۀ گروهبان به عنوان یک شهروند میشود، بیانگر بسته بودن تمام شهر و کشور در دوران کمونیستی لهستان می کند. به هر حال این تفکر و ایده مناسب این وضعیت پلیسی و مستبدانه است که فکرش هم تعمیم پذیری وهم میزان پذیرش آنی و درازمدتی خواهد داشت. بنابراین این نوع کار کردن دلالتی آشکار بر درک درست پلیس خواهد کرد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش داستان جالب یک نویسنده
نویسنده: امیرعلی ابراهیمی/ طراح و کارگردان : سینا نورائی / بازیگر: فرزین محدث

نمایش داستان جالب یک نویسنده ، تنها یک شب و فقط دو اجرا خواهد داشت و این دو اجرا را برای حمایت معنوی از عزیزان مبتلا به بیماری ام اس به روی صحنه خواهد برد.

شنبه 23 خرداد ساعت 18:30 و 20 تماشاخانه استاد مشایخی (مان)
واقع در ضلع شمال غربی چهارراه ولیعصر
vida amin و آیدا صنعت کار این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
(رژه تاریکی)

تیزر نمایش رژه تاریکی در صفحه اطلاعات این نمایش قرار گرفت . (لطفا ما را از نظرات خود بهره مند سازید)

نویسنده: امیررضا نوری پرتو . کارگردان : مهشید حسینیان . تهیه کننده و مشاور کارگردان: سینا نورائی
17 تا 30 خرداد . ساعت 18:30 در تماشاخانه فانوس
این ویدئو رو دیدم یاد فیلم دوشیزه و مرگ افتادم
۲۵ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی که اصول حقیقی بازیگری را به رخ خواهد کشید ...
وحید هوبخت و شکوه حدادی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جناب آقای محسن خیمه دوز و نقدی بر نمایش پلیس به کارگردانی مهدی صناعتی

پلیس
نوشته اسلاومیر مرژوک - کارگردان مهدی صناعتی - تماشاخانه فانوس - میدان 7 تیر - 8 شب
***
تحلیل متن
پلیس، متن بسیار جذابی ست که بر مبنای طنز گروتسک (طنز تلخ) دوران تلخ مناسبات توتالیتر را روایت می کند. بلاهت ساختاری پلیس، مردم و حکومتیان چرخه ای از بلاهت و طنز و البته طنز تلخ را می آفریند. فرد انقلابی که سازش می کند و توبه نامه می نویسد و حکومتی می شود، مامور امنیتی که انقلابی می شود، پلیسی که نمی خواهد زندانش تعطیل شود و زندانی اش آزاد شود، چون تنها می شود و درآمدش هم از دست می رود، و مسئولین احمق حکومتی که امنیت گرایی شان دیگر امنیت شان را حفظ نمی کند.
بازی های قابل قبول، میزانسن مناسب و صحنه آرایی مینیمالیستی، از دیگر نقاط قوت نمایش است.
نقد اجرا
پایان نمایش مطابق با متن است ... دیدن ادامه » که با شعار زنده باد آزادی تمام می شود. ولی به نظر می رسد که پایان بندیِ شعاریِ نمایش برای دوران معاصر، مناسب نباشد. و اگر اتفاقِ قبل از پایان بندی، جایگزین این شعارِ سیاسی می شد، نمایش و مضمون آن نمود بیشتری می یافت. همان پایانی که کاراکترهای نمایش با بلاهت تمام دو به دو باهم درگیر شده و هر یک دیگری را به توطئه علیه دیگری متهم می کند. و همهمه صدای آنها در صدای موسیقی فید می شود.
پلیس، از متن های هوشمندانه ای ست که تاتر فرسوده امروز ایران به آن و امثال آن بسیار نیازمند است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرتضی پورعلی / بازیگر نمایش پلیس (به کارگردانی مهدی صناعتی)

وقتی مهدی صناعتی ترجمه‌ی بابک تبرایی از متن «پلیسِ» اسلاومیر مروژک را به دستم رساند و مطالعه‌ کردمش دریافتم می‌ارزد که تا اجرای نهایی‌ش هیچ کار دیگری قبول نکنم و تمام تمرکزم را روی متنی بگذارم که جای خالی‌ش را از خیلی قبل در برنامه‌های تئاتری تهران احساس میکردم،
اما به نظرم چون متنی‌ست که میتواند بر لبه‌ی تند تیغ حرکت کند و اگر اندیشه‌ای قوی پشتِ کارگردانی‌ش نباشد به جای طنز نقادانه و اجتماعی به یک لوده بازیِ کلیشه‌ای تبدیل شود،
همیشه برایم خیلی مهم بود که چه «کسی» قرار است آن را کارگردانی کند.
دوستی من با مهدی صناعتی بر می‌گردد به چند سال پیش و تلاشهایی برای خلق یک پارودی از هملت، که از آنجا اساسن گفتگوهای ما پیرامون کمدی، طنز، تئاتر اجتماعی و همکاری‌م در قالب بازیگر با او در قالب کارگردان آغاز شد، و شناخت بیشترمان از هم در تمرینات «تولد یک مرگ» با حضور مهسا شاملو به اعتلا رسید، و می‌اندیشم که این شناخت و هماهنگیِ بیرونی و درک درونیِ اندیشه‌ای از یکدیگر تاثیری شگرف در همکاریمان داشته، به همین ترتیب دوستیِ قبلی‌م با ابوالفضل محترمی و محمود نوری و مهسا شاملو به این مهم کمک کرد تا در آنات و لحظات تمرینِ این نمایش، یک هم‌گرایی و واکاویِ جمعی و مشترک در پرداختِ لحظاتِ آن احساس کنم.
شاید خاطره انگیز ترین و شخصی ترین لحظات تمرین برایمان روزهای اتودهای آزاد بود که بخش‌هایی از زندگیِ شخصیت‌هایمان (که در متن نیست) را ، در موقعیت‌های مختلف، با یکدیگر، با تمام وجود زندگی میکردیم.
به نظرم خلقِ هنری مستلزمِ:
شناخت هنرمند یا هنرمندانِ آن اثر از خویشتنِ خویش و همکارانشان،
و زلف گره زدن در تار و پودِ «کلمه» ی واحدی که قرار است بیانش کنند،
و شهودِ همه‌جانبه در بستر زمان است.
این زمان است که چهره‌ی واقعیِ لایه‌های پنهانِ یک آدم/پدیده/رخداد را برایمان مشخص میکند.
این زمان است که به انسان می‌آموزد «بیان» در مفهومِ عامِ کلمه چیست و در مفهوم خاصش چگونه باید باشد.
بیانی که قرار است از جانِ انسانی متصاعد شده ،
و در لحظه‌ای انفجاری،
به ... دیدن ادامه » ساحتِ جانِ انسانی دیگر بنشیند.
به زعم من حلقه‌ی گمشده در آثار هنری حرفه‌ای ، نه تکنیک، که عدمِ درکِ صحیح از پدیده‌ای در کالبد زمان است.
با خود می‌اندیشم چگونه میتوان در دو هفته نمایشی به صحنه برد یا آلبومی موسیقایی ضبط کرد یا اجرا؟!
با خود می‌اندیشم چگونه میتوان فیلمنامه‌ای (راست و درست) را در شبی خواند و فردایش در پیشگاه لنزی حساس به حتا حرکت مژه‌ها‌ی پلکِ چشم، جلوه کرد؟!
با این نگاه بود که هر روزِ این هشت ماه را با عشق به دیدارِ دوستانم و خلق و کشفی متفاوت با روزهای پیشین، بر سر تمرین‌های «پلیس» میرفتم.
حال و آنی که بین خود و همکارانم در این نمایش احساس میکنم را تنها دو سه بار دیگر تجربه کرده بودم،
یک جورهایی دلتنگ بودم برای این حسِ هماهنگیِ آیینی.
با اجرای منظم آیینِ به دستِ فراموشی سپرده شده‌ی طی زدن‌ِ پلاتوی تمرین ، (که گویا تنها گروهِ عمل‌کننده به این آیین بودیم در هنرهای زیبا-به گفته علی همتی و امیر میرزایی-) تا آیینِ توپ بازی و آوازخوانیِ جمعی و گپ و گفت‌های فلسفی و عرفانی و کمدی و اجتماعی و علمی مان، که در ظاهر هیچ ربطی به نمایش نداشتند، اما در باطن ما را در روندِ یکی شدن پیش میبردند، یقینم صد چندان شد، که نمایش از گونه‌ی تئاتر، آنگاه از جانِ انسانها برمی‌خیزد که به آغوشِ مادرِ خود یعنی آیین بازگردد.
از زُمره‌ی عادت فرا رَوَد و به درکی نو و لحظه به لحظه در هر روز تمرین و اجرایش برسد.
جذابیت ماجرا در اینجاست که بازیگرانِ این نمایش خود طراحان دیگرعواملِ سازنده‌ بودند، ابوالفضل محترمی (کاریکاتوریست و کارتونیست نامدار) که علاوه بر بازی، جلوه‌های دیداریِ نمایش را طراحی کرد (که مورد اقبال تماشاگران قرار گرفت)،
محمود نوری که در طرح و اجرای صحنه در کنار مهدی صناعتی نقشی اساسی ایفا کرد،
مهسا شاملو که ملودی اصلی نمایش را نغمه پردازی کرد که شد دستمایه‌ی اصلی برای آهنگسازی و سازدهنی نوازی‌ و تنظیم ام.
حتا این گوی انرژی تا آنجا پر مغز شد که دیگر دوستانی که به ما در فرآیند نهایی اجرا پیوستند هم گویی الفتی دیرینه در این نمایش داشته اند.
حضور اکرم صانعی و رضا شهابی و صمد جودکی و آیدا رشدی‌بنام و جهانگیر رمضانی‌نمین چنان این حلقه‌ی مستانگی را گرم کرد که یکی از بی‌حاشیه‌ترین گروه‌های در حالِ حاضرِ تئاتر را شاهدم.
می‌اندیشم که این ابرازِ لطف‌های عزیزان جانم که به تماشای «پلیس» نشسته‌اند، از این مسئله نشئت می‌گیرد،
که فرمود: « آنچه کز دل برآید، لاجَرَم بر دل نشیند.»
هر که به این بزمِ دلدادگی قدم گذاشته و خواهد گذاشت ، قدمش بر قلبم، و خاک ره‌ش توتیای چشمم باد.
نهم خرداد ماه هزار و سیصد و نود و چهار
تهران
مرتضا پورعلی
وحید هوبخت این را خواند
مهدی صناعتی و ندا شاهرخی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از پیروزی توی جنگ ، دیگه کسی نمی پرسه که چقدر سختی کشیدی ...
شکوه حدادی و ذوق زده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دپارتمان رابط عمومی و تبلیغات نورا / آمادگی خود را به جهت حمایت صادقانه و حقیقی خود به تمامی گروه های تئاتری به خصوص گروه های جوان و دانشگاهی ، اعلام می نماید: 77638413
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهدی صناعتی ، پای پلیس را به صحنه تئاتر کشاند ...

به گزارش خبرگزاری آریا،مهدی صناعتی ، فارغ التحصیل کارگردانی تئاتر دانشکده سینما تئاتر که سابقه دوبلاژ ، نویسندگی و دستیاری کارگردانی تئاتر را در کارنامه ی حرفه ای خود دارد ، اینبار به طور مستقل و با طرح و ایده ای خلاقانه ، نمایشنامه پلیس اثر اسلاومیر مروژک که پیش از این تنها دوبار در تئاتر ایران به اجرای عموم درآمده بود را با نگرشی نو و تحلیل های حرفه ای ، کاریکاتورگونه و در خور شان یک کمدی فاخربه صحنه ببرد.
در این نمایشنامه بازیگران : ابوالفضل محترمی، مرتضی پور علی، محمود نوری، مهسا شاملو، رضا قلی پور، مهدی صناعتی و مترجم : بابک تبرایی،دستیار کارگردان : جهانگیر رمضانی،موسیقی : مرتضی پورعلی،طراح صحنه : مهدی صناعتی، روابط عمومی : دپارتمان روابط عمومی نورا عواملی هستند که صناعتی را همراهی میکنند ... دیدن ادامه » .

این نمایش از تاریخ 5 لغایت 29 خرداد ساعت 20 در تماشاخانه فانوس به نشانی : میدان هفت تیر، جنب مجتمع یاس، کوچه آذری، پلاک 25
برای علاقمندان به این عرصه از هنر ، به روی صحنه خواهد رفت.

http://www.aryanews.com/News.aspx?code=20150526130124322&svc=65
مهدی صناعتی و ندا شاهرخی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهدی صناعتی و ندا شاهرخی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید