تیوال امید | دیوار
S3 : 17:35:13
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
امید
درباره نمایش شیروانی داغ i
در کنار بازی خوب اغلب بازیگران این نمایش، نمیتونم به بازی ضعیف آقای دانایی اشاره نکنم که حتی صداشون دینامیک لازم رو نداشت. حس و حرکات که بماند. از همون ابتدای کار هر بار ایشون شروع به دیالوگ گفتن میکردن، حس میکردم از نمایش به بیرون پرتاب میشم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر تنها داشته من از دو بار دیدن این نمایش، فقط و فقط اشتیاق به مطالعه تاریخ معاصر باشه (که صد البته فقط این نیست و بیش از اینه) برای من کافیه!
(امیدوارم منظورم رو رسونده باشم)

تشکر فراوان از آقای پاکدل عزیز، تشکر و باز هم تشکر
با سلام یک راهنمایی می خواستم از دوستان اخیرا زمانی که در تیوال می خواهم وارد شوم ونظرات دوستان را رویت کنم نمی توانم لدود نمیشود با تلفن .منظورم است حتی علامت ورود هم در بالای صفحه نمی اید باید چکار کنم . تشکر. اندروید است.
۱۹ اسفند ۱۳۹۵
همراه .
۱۹ اسفند ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای بار دوم نمایش رو با دقت دیدم و میتونم بگم لذتی که بردم تقریبا با بار اول برابر بود.
متوجه یک نکته شدم که برام عجیب بود و اون اینکه وقتی که شخصیت "کلاش" از حسرتهاش تو زندگی میگفت، فرشته داشت گناهانش رو پاک میکرد. جالب بود و عجیب!!

حیفم اومد که چیزی نگم و مجدداً از گروه تشکر نکنم. ممنون
"کلاه آهنی‌ها به صحنه باز می‌گردند"
سلام:
بی‌شک شما دوست فرهیخته آگاهید که در روزگار مدرن امروز، هیچ محصول و اندیشه‌ای بدون پشتوانه‌ی مردمی، نمی‌تواند به بقای خود ادامه دهد. تئاتر نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ برای مخاطبش آفریده می‌شود و تئاتر ... دیدن ادامه » بی‌مخاطب هرگز وجود نداشته است. به عبارت دیگر، تماشاگر تئاتر فقط مصرف کننده نیست؛ بى تردید یکى از ارکان اصلى آن است.
گروه نمایش "برای کلاه آهنی‌ها" به خود می‌بالد که موفق شده در اجراهای پیشین نمایش خود، بهترین، مهربان‌ترین و دلسوز‌ترین تماشاگران را پذیرا باشد. باور این مهم را، شما و دیگر عزیزان دوستدار تئاتر با یادداشت‌های پرمهر و حمایت‌های بی‌دریغ‌تان به ما ارزانی داشته‌اید.
حال، ما سرخوش و دل‌گرم به حضور شما و دوستان‌تان، دوباره از روز ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ (برای آخرین بار) و فقط به مدت ۱۵ شب به صحنه بازخواهیم گشت، تا دیگربار لذت وصف‌ناپذیر هم‌نفسی با تماشاگران‌مان را تکرار کنیم.
به امید آن‌که بار دیگر ما را لایق حمایت مهربانانه‌ی خود بدانید.
کوچک شما
پژمان عبدی
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نوشته نقد نیست، صرفا نظرات یک تماشاچی غیرحرفه ایست.
دیشب این نمایش رو دیدم و به طور کلی باید بگم بسیار لذت بردم. نکاتی رو که از دیشب به ذهنم اومده رو بیان میکنم.

یک - بازیها فوق العاده و بدون اغراق بودند و شخصیتها به نظرم خوب درآمده بودند. به دلیل ریتم تند کار، و دیالوگهای زیاد و صحنه های شلوغ از نظر گفتاری، نیاز به تمرکز بالایی بود که انصافا همه بازیگرها به خوبی از عهده این کار براومدند. خصوصا از بازی آقای پژمان عبدی و خانم مهتاب شیروانی به وفور لذت بردم.

دو - یک ایرادی که به کار وارده (قاعدتا از نظر من) اینه که من حس خستگی و کلافگی شخصیتها رو در انتهای کار خوب درک نکردم. منظورم اون حسیه که کلاشینکنف رو به استیصال رسوند. با وجود اینکه بازی خوب بود ولی موقعیت برای من خیلی قابل درک نبود. در طول نمایش این حس که "اینها الان کلافه ان و دیگه به اینجاشون ... دیدن ادامه » رسیده" منتقل نشد. به همین دلیل برام تعجب آور بود که "چرا اینا اینقدر دارن حرص میخورن. اینجایی که اینا هستن که داره اینقدر بهشون خوش میگذره و میگن و میخندن!"

سه- موقعیت های جذاب و بعضا جدیدی رو تو کار باهاش مواجه شدم که باعث میشد بسیار لذت ببرم و از لذت بردنم هم لذت ببرم! مراقبت آرپیاجی از جسدش در مقابل حشرات و جانورها، تلاش بیهوده کلاشینکنف برای بازگشت به جسمش، استفاده فرشته از قدرتش تو بازی گل یا پوچ، مفهوم امکان گناه کردن پس از مرگ (!)، این حس آشنا که "باید همیشه نگران عبور از خط قرمزها بود حتی اگر خودت به درستی علت وجود اون خط قرمز رو ندونی"، اینکه اگه پیغامها زیاد بشه، ممکنه یه سریشون دیر برسه یا اصلا نرسه (که نشون میده شاید دعاها و رازونیازها ممکنه به راحتی به مقصد نرسن!) و ...

چهار - و آخر اینکه به توصیه آقای عبدی و در حد وسع خودم اطرافیان به دیدنش ترغیب کردم. هرچند شاید دیر باشه.

تشکر فراوان بابت لذتی که از دیشب میبرم.
دیدگاه شما از این حیث برایم بسیار جالب است که ما در تحلیل محتوا با مواضع مختلف و نگرش متضاد این نمایش را به نظاره نشسته و با آنکه برداشت های گوناگونی داشتیم، هر دو حظ وافر بردیم.
سپاس.
۲۸ بهمن ۱۳۹۵
کیان گرامی
کاملا متوجه اون فضای ابزورد حاکم بر کار هستم و با شما در مورد تفاوت در نگرش تاحدود زیادی موافقم. فقط یک توضیح که در واقع با اشاراتی که داشتم در متن، میخواستم بگم که اگر قائل به وجود ماوراءالطبیعه و دنیایی ماورای دنیای موجود باشیم نیز فضای آن ... دیدن ادامه » دنیا چیزی بهتر از آنچه در این نمایش دیدیم نخواهد بود. در هر دنیایی، روابط و قوانین حاکم، از جنس آنچه در این دنیای خودمان شاهد هستیم و در نمایش به آن اشاره شده بود، خواهد بود.
و باز بسیار بسیار سپاسگزارم که من رو قابل مباحثه دونستید.
۲۸ بهمن ۱۳۹۵
"کلاه آهنی‌ها به صحنه باز می‌گردند"
سلام:
بی‌شک شما دوست فرهیخته آگاهید که در روزگار مدرن امروز، هیچ محصول و اندیشه‌ای بدون پشتوانه‌ی مردمی، نمی‌تواند به بقای خود ادامه دهد. تئاتر نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ برای مخاطبش آفریده می‌شود و تئاتر ... دیدن ادامه » بی‌مخاطب هرگز وجود نداشته است. به عبارت دیگر، تماشاگر تئاتر فقط مصرف کننده نیست؛ بى تردید یکى از ارکان اصلى آن است.
گروه نمایش "برای کلاه آهنی‌ها" به خود می‌بالد که موفق شده در اجراهای پیشین نمایش خود، بهترین، مهربان‌ترین و دلسوز‌ترین تماشاگران را پذیرا باشد. باور این مهم را، شما و دیگر عزیزان دوستدار تئاتر با یادداشت‌های پرمهر و حمایت‌های بی‌دریغ‌تان به ما ارزانی داشته‌اید.
حال، ما سرخوش و دل‌گرم به حضور شما و دوستان‌تان، دوباره از روز ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ (برای آخرین بار) و فقط به مدت ۱۵ شب به صحنه بازخواهیم گشت، تا دیگربار لذت وصف‌ناپذیر هم‌نفسی با تماشاگران‌مان را تکرار کنیم.
به امید آن‌که بار دیگر ما را لایق حمایت مهربانانه‌ی خود بدانید.
کوچک شما
پژمان عبدی
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امید
درباره نمایش یافت آباد i
اولین کاری که از سید محمد مساوات دیدم، "خا. نه. وا. ده" بود و اونجا بود که تصمیم گرفتم هیچ کاری از ایشون رو از دست ندم. "یافت آباد" رو دیدم. ترجیح میدادم جای اون، "خا. نه. وا. ده" رو یک بار دیگه میدیدم.
همچنان منتظر تکرار تجربه ی خوشایند دیگری مثل "خا. نه. وا. ده" از آقای مساوات هستم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امید
درباره نمایش بیضایی i
امشب این نمایش رو دیدم. صرفنظر از اینکه من از کار قبلی کارگردان (نمایش خانه واده) بسیار بیشتر لذت برده بودم، انتظار داشتم اینجا، توی تیوال، نقدهای بیشتر و بهتری بخونم. انتظاری که به هیچوجه برآورده نشد. فقط یک نوشته بود که من رو - که به اندازه کافی حرفه ای نیستم که به تنهایی از چنین آثاری رمزگشایی کنم- کمی کمک کرد. باقی نوشته ها به صورت کلی نوشته شده. مثلا "میزانسن عالی"، "حرکات عالی"، "نورپردازی فلان"، "حتما ببینید" و ... البته و صد البته که هر کس -مثل خود من- حق داره هر چیزی ک فکر میکنه به نمایش مربوطه رو اینجا بنویسه، ولی شخصا انتظار داشتم اینجا نوشته های پربارتری بخونم که من رو تو فهم محتوای اثر، زیبایی ها یا نقاط ضعف اثر و این جور چیزها بیشتر آشنا کنه.
درد دلی بود که حس کردم در جمع تئاتری ها میتونم بکنم.
کار چطور بود جناب امید ؟ کاش شما نقدی مینوشتیدید در موردش !
۰۷ آبان ۱۳۹۴
خانوم مارال
حقیقتش اینه که -همونطور که گفتم- اونقدر حرفه ای نیستم که بتونم نقدی بنویسم. قطعا نظراتی در موردش دارم ولی در حدی که بنویسم، خیر. ولی حس خوشایندی بهم دست داد از اینکه دعوت شدم به نقد نوشتن. ممنونم از شما.
۰۷ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این فیلم رو دیشب دیدم.
(موارد 4 و 5 به این نوشته اضافه شده اند)

1) نماها و تصاویر بسیار زیبایی توش بود که دیدنش لذتبخشه.

2) دیدن فیلم تا انتها واقعا حوصله میخواد ولی من دوام آوردم. در واقع میتونم بگم علیرغم اینکه کاملا متوجه اتفاقاتی که داره تو فیلم میفته نبودم (به علت پیچیدگی زیاد و در عین حال، شاید سادگی زیاد!) ولی انگار یه جوری مسخ شده بودم و تا انتهای فیلم رو دیدم. عبارت "مسخ شدن" رو البته یکمی با اغراق به کار بردم.

3) بعد از فیلم واقعا دیوانه شدم که برم در موردش بخونم تا بفهمم فیلمو. خیلی ساده بگم: معتقدم که خیلی چیزا در فیلم هست که میشه و باید بفهمم. تا وقتی که بیشتر در مورد این فیلم ندونم آروم نمیشم!

4) توی فیلم سکانس های فوق العاده طولانی وجود داره که اجراشون به نظر من خیلی خوب در اومده.

5) موسیقی فیلم از نظر من فوق العاده است. موتیفی که تکرار میشه خیلی تاثیرگذار بود.

امیدوارم دوستان بیشتری فیلم رو ببینن تا بشه بیشتر در موردش حرف زد.


زمان فیلم چند دقیقه است؟
۱۶ بهمن ۱۳۹۳
در واقع سینمای ثقفی همین حال و هوا رو داره
امیر حسین ثقفی آینده سینمای ایران هست به زعم من.
۱۶ بهمن ۱۳۹۳
آقای باقری، زمان فیلم چیزی در حدود 105 الی 110 دقیق است
۱۶ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به دوستان.
من این فیلم رو امروز تماشا کردم و میخوام اینجا از دوستان کمک بگیرم برای رفع شدن بعضی ابهامات. خیلی ممنون میشم اگر نظراتتون رو در مورد هر کدوم از موارد بگین.
1) اولین نکته اینکه من واقعا متوجه نشدم -در واقع بهتره بگم "قانع نشدم"- که فیلم بر اساس یه اتفاق واقعی ساخته شده یا خیر. اگر اشتباه نکنم هیچ جایی از فیلم این نکته صراحتاً گفته نمیشه.

2)اگر بپذیریم که داستان واقعیه، اونوقت بعضی از شخصیتهای فیلم، که ازقضا بازیگر نیستن و دارن نقش خودشون رو بازی میکنن، به شدت به نظرم مصنوعی میرسه. نمونه بارزش شخصیت مجید. در تمامی صحنه های مصاحبه و گفتگو انگار که داره بازی میکنه. و با توجه به اینکه فیلم در مورد ناپدید شدن و به کما رفتن دو تن از دوستان، یا حداقل همکارانش، هست ولی اصلا اضطراب طبیعی و قابل باوری نداره و به نظر نمیرسه که بازگویی خاطرات ... دیدن ادامه » داره اذیتش میکنه. بازی رضا بهبودی، خصوصا در سکانسی که داره با دکتر صحبت میکنه و از نگرانی هاش میگه، به نظر من بسیار بیشتر از واکنش های مجید طبیعی، مستندگونه و رئال میاد!

3) به نظرم فیلم قصد داره وجود "نفر سومی" رو به زور به بیننده القا کنه، شاید برای اینکه حس رمزآلود و هیجان بیشتری به فیلم بده. ولی در هر دو موردی که به عنوان شاهد نقل میکنه به نظر میرسه امکان توجیه وجود داشته باشه.
1-3 در مورد صحنه ای که تو خونه مرتضی فیلمبرداری میشه و لحظه از خواب پریدن مریم رو به تصویر میکشه، من لزوم حضور این نفر سوم رو متوجه نمیشم. مگه این مرتضی نیست که در حال فیلمبرداری از همسرشه؟
2-3 در صحنه گفتگو با مرده شور هم که میشه اینطور توجیه کرد که از اواسط گفتگو، مرتضای دوربین-به-دست دوربین رو روی میز (یا جایی شبیه به اون میذاره) که با توجه به بی حرکت موندن دوربین بعد از این لحظه معقول به نظر میرسه، و خودش وارد کادر میشه.
شاهین نصیری، پیمان لسان و سارا_ز این را خواندند
امید عزیز کارگردان هم تو مصاحبه اش چند وقت پیش به این مساله اشاره کرد که این فیلم هیچ مبنای واقعی نداره و این نوع ساختار مستند و تاکید بر واقعی بودنش برای ایجاد حس ترس در بیننده بوده چون در ایران به لحاظ جلوه های ویژه و این تکنیک ها، ما توانایی لازم رو ... دیدن ادامه » برای ایجاد ترس نداریم.
۲۸ آذر ۱۳۹۳
آقای امید
هیچ کدوم از اون فیلم ها سعی ندارن به ما بگن که واقعی هستن، که اگه داشته باشن، مثل این فیلم، به نظر من میشن دروغ...من که هیچ فیلم دیگه ای رو ندیدم که بهم بگه واقعیه، و واقعی نباشه!
من از خیلی از فیلم هایی که میدونستم واقعی نیستن، ترسیدم و هنوز هم ... دیدن ادامه » میترسم! ولی هیچ وقت ازشون به خاطر القای این ترس ناراحت نبودم...این موضوع واقعی بودن یا نبودن خیلی بر وحشتم می افزایه!! واسه همین الان خیلی دلخورم :(
۲۸ آذر ۱۳۹۳
بله، هیچ فیلمی نمیگه من واقعی هستم و در عین حال هیچکدوم هم به صراحت نمیگن "من دروغ هستم".
متوجه دلخوریتون هستم و حتی خود من هم گاهی حرصم میگیره از اینکه گول خوردم. بعد از دیدن هیچ فیلم دیگه ای همچین حسی نداشتم. ولی حرفم اینه کهاین حس دلخوری ما شاید ... دیدن ادامه » و فقط شاید به این دلیل ایجاد شده که فیلم از حیله های واقعی تری برای فریفتن من و شما استفاده کرده.
در هر صورت حرف شما رو میفهمم و لازمه که بیشتر روی این مسئله فکر کنم تا بفهمم که چی شد!
۲۸ آذر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید