تیوال *مریم* | دیوار
S3 : 06:01:51
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
من جزء اون دسته آدمهایی هستم که اول صدای آقای میکائیل شهرستانی رو در رادیو شنیدم، شگفت زده شدم، شنونده همیشگی صداش شدم و بعد از چند سال تصویرش رو دیدم.
الانم اقرار میکنم که نسبت به صداشون همون حس رو دارم. ایشون با صداش میتونه کارکتر خلق کنه، تصویر سازی کنه، طراحی صحنه و لباس انجام بده و کلا شنونده رو ببره در جهانی که همه ش مخلوق صدای خودشه
دیشب اجرایی دیدیم که به نظرم نباید می دیدم، بلکه باید می شنیدیم، چون شنیدنش بسیار لذتبخش تر از دیدنش بود (البته شنیدن صدای آقای شهرستانی و نه شنیدن متنی که به نظرم از عدم انسجام کافی رنج می برد.) کلاژ کردن نمایشنامه های مشهور و مختلف بارها توسط نویسندگان انجام شده ولی مخاطب انتظار داره این تلفیق براش لذتبخش باشه که متاسفانه در این اجرا برای من این اتفاق رخ نداد
بنابراین تمرکزم رو گذاشتم روی صدای بازیگر و سعی ... دیدن ادامه » کردم از همین بخش لذت ببرم
در واقع همه چیز تحت تاثیر قدرت صدا و تسلط بر گویندگی آقای شهرستانی بود، هم متن، هم کارگردانی و حتی بازیگری ایشون. ولی خب قاعدتا اگر ایشون چنین توانمندی نداشتند، احتمال عدم رضایت مخاطب از این اجرا بسیار زیاد میشد
تلاش و تسلط استاد شهرستانی ستودنی بود و براشون بهترین آرزوها رو دارم
مریم...دوستت دارم...کلا
۶ روز پیش، دوشنبه
خواهش میکنم آقای Ali
بله من هم کلاژهای خوبی در ذهن دارم
یکیشون پروژه پایان نامه آرمان طیران بود بنام مکلت (مکبث و هملت) که برشهای بسیار مناسبی رو از هر دو نمایشنامه میکس کرده بود و از دو کار تراژدی، یک کمدی موفق ساخته بود!
۶ روز پیش، دوشنبه
ممنون اقای الهی و مریم خانم گرامی.
۶ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش نگهبانان تاج محل i
من قبول دارم که هر شخص یا گروهی که در این اوضاع نابسامان، تاتر کار میکنند، قطعا دغدغه مندند!
بخصوص گروههای فاقد سلبریتی!
احترام این گروه هم واجب، ولی خب چه اصراریه وقتی نه متن منسجم هست، نه دیالوگها حفظ شده، نه آمادگی کامل وجود داره، لزوما کار بیاد روی صحنه؟
اگر قرار بود دو نفر صرفا کنار هم بایستند و دیالوگ بگن که خب میشد فایل صوتی این کار منتشر بشه که قطعا میزان تپق و فراموش کردن دیالوگ هم کمتر میشد! ضمن اینکه من متوجه نشدم چرا بعضی جملات بارها و بارها تکرار شد؟ این موضوع بشدت تماشاگر رو خسته میکرد طوریکه حس کردم بیشتر از یک ساعت از اجرا گذشته ولی در کمال تعجب دیدم هنوز نیم ساعت هم نشده! اون چند ثانیه حرکتی هم که در دو سه مرحله به عنوان رقص اجرا شد که هیچی اصلا!
باید اعتراف کنم احترام به محاسن سپید بازیگر پیشکسوت کار باعث شد وسط اجرا سالن رو ترک ... دیدن ادامه » نکنم!
قطعا از مدیریت سالن مولوی انتظار میره که در خصوص کیفیت نمایشهایی که در این سالن اجرا میشه، دقت بیشتری داشته باشند
برای این گروه آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم در آینده کارهای بهتری ازشون ببینیم
مریم گرانقدر خوشحالم همیشه با انصاف و لطف نظرت را درباره نمایش ها با ما در میان می گذاری
سپاس از شما
۱۰ دی
راستش آقای بابک من همیشه سعی میکنم نکات مثبت اجراها رو ببینم چون میدونم که اجرای نمایش در شرایط فعلی جامعه ما بسیار کار دشواری هست و متوجه زحماتی که افراد و گروه ها متحمل می شن هم هستم. در این کار هم قطعا تلاش زیادی صورت گرفته بود، خصوصا بازیگر پیشکسوت ... دیدن ادامه » که از بیان و بازی شون مشخص بود سالها تمرین و ممارست داشتند و قطعا برای حضور ایشون روی صحنه بسیار ارزش قائلم. همچنین رفتارشون با مخاطب سرشار از احترام بود. ولی خب قطعا این نمایش، کاری نبود که بتونه مخاطب همیشگی تاتر رو راضی کنه و حتی با سطح متوسط هم فاصله داشت. الان دیگه زمانی نیست که بشه با فریاد زدن و آه کشیدن، تماشاگر رو تحت تاثیر قرار داد و یا اینکه اگر احساس کنیم یه جمله ای مهم هست بیست دفعه تکرارش کنیم!
اینها باعث ملال و خستگی تماشاگر میشه! امیدوارم گروه محترم متوجه باشند که صرفا احترام و ارزشی که برای اونها قائل هستیم باعث میشه نکاتی که به ذهن میرسه رو باهاشون در میان بگذاریم. امیدوارم در اجراهای آتی موفق تر باشند
۱۱ دی
:((
*مریم* خانم خیلی مدیونتیم که ما را از رنج های بسیار می رهانی
۱۱ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش هتل کوهستانی i
امیدوارم همیشه همینطور باشید! دقیق، منظم، باهوش، متمرکز
امیدوارم بازم از این کارها ببینیم! تمرین شده، سروقت، با گریم و لباس و دکور خوب و مهمتراز همه متن، کارگردانی و بازیهای خوب
اگر دوست بغل دستی صد بار در بطری آب رو باز و بسته نمیکرد و کل طول اجرا با سر و صدا آدامس نمی جوید، میتونستم از این یک ساعت بعنوان یک «مدیتیشن» یاد کنم!
بمیرم :)))))
۰۶ دی
متاسقانه هم در سینما و هم در تاتر هستند کسانی که با ادامس جویدن و تخمه و پفک و چیپس خوردن مخل اسایش دیگران بشن.و حتی در جایی که بازیگر به فراخور متن و نمایش و نقشش اهسته دیالوگ میگه تماشاچی داد میزنه میگه من نمیشنوم. بلندتر بگو.
در مورد مدیتیشن هم بجا گفتید. ... دیدن ادامه » چون به منم آرامش داد.
۰۸ دی
@ عبدالهی جان :))
@ جناب راقب بسیار ممنونم از توجهتون، اجرای شما اینقدر برام جذاب بود که علیرغم شرایط، از کل لحظات لذت بردم و کاملا با نمایش همراه بودم.
دیگه با این اتفاقات کوچک هم اخت شدیم :)
باز هم ممنونم از توجه تون و منتظر اجراهای بعدی شما هستم
@ هستی ... دیدن ادامه » جان چی بگم؟! مائیم و یه تاتر و یه فیلم و یه تعدادی تماشاگرنما که چاره ای نداریم جز تحمل شرایطی که ایجاد می کنن
۰۸ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش موی سیاه خرس زخمی i
کاش این داستان «خرید با کارت دانشجویی فقط از گیشه» در سالن مولوی حل میشد!
سالنی که متعلق به دانشگاه و قشر دانشجو هست عملا داره حق انتخاب صندلی و برنامه ریزی درست رو از مخاطبان دانشجوی خودش سلب میکنه فقط به خاطر مبلغی تخفیف!
هر چی بیشتر بهش فکر میکنم متاسف تر میشم!
تقریبا در هر دوره، برای یکی از نمایش ها با این عبارت درخشان روبرو میشیم و شکر خدا هیچکس هم خودش رو موظف به پیگیری یا پاسخگویی نمی دونه!!
چه عجیب
توی مولوی که کارت رو چک میکنن و اگه همراه آدم نباشه اون مقدار باقی مونده رو دریافت میکنن که...
دیگه این کارا لازم نیست که...
۰۴ دی
درسته دو روز مونده .اما من امروز متوجه شدم و گفتم شما رو هم در جریان بذارم.
این قضیه ی دانشجویی فقط از گیشه حل شده و الان از سایت هم میشه دانشجویی خرید.
۱۹ دی
ممنونم نفیسه جانم
بله خداروشکر این مساله حل شده
ضمن تشکر از مدیریت تالار مولوی، امیدوارم دیگه شاهد همچین مساله ای نباشیم
۲۰ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش بدون تماشاگر i
یه متن متوسط، یه علی سرابی تکراری، یه آزاده صمدی کم رنگ!
در مجموع (با توجه به انتظار از گروه) خیلی متوسط
مریم جان مگه شما تو گروه تحریم شهرزاد نیستی؟
۰۱ دی
اشکال نداره، صحبت طوری و مشورت طوری باش برخورد کن
منم که راضی :)
۰۱ دی
:) چشم
۰۱ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش پرومته/ طاعون i
وقتی بهرام بیضایی رفت با خودم گفتم دیگه تمام شد!
دیگه نمیتونم نمایشی ببینم که همزمان هم دیالوگهای آهنگین داشته باشه، هم طراحی صحنه و لباس چشم نواز و هم کارگردانش موفق شده باشه از تمام استعدادهای بدنی، کلامی، موسیقایی و حتی تنفسی بازیگرانش استفاده کرده باشه!
ولی الان با اجرای این کار باعث شدین دوباره امید در قلبم ریشه بزنه!
قطعا بیشتر تماشاگران روی این موضوع توافق دارند که متن این کار باعث سردرگمی تماشاگر میشه ولی بنظر میاد هدف کارگردان بیشتر تصویرسازی برای مخاطب هست تا قصه گفتن!
از اونجایی که ما به کشف(!) متن عادت داریم، ممکنه بیشتر انرژی مون رو برای این اکتشاف مصرف کنیم ولی تصمیم دارم برای بار دوم این اجرا رو (فقط) ببینم و لذت ببرم
منم برای سکند دفعه هستم ولی فقط و فقط ردیف 1 میخوام که کلن 1 ساعت خودم باشم و خدا پرومته و بروبچ
خداوکیلی عجب اجرای نابی بود دست مریزاد دارن
۳۰ آذر
چه مییییی‌کنه این شاعر :))
۰۲ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش زندگی در تیاتر i
آقای مولویان عزیز
امکان نداره یه نفر آدم حسابی نباشه و بتونه خودشو توی دل مردم جا کنه
امکان نداره یکی بدون تلاش و زحمت، بدون شب تا صبح بیداری و صبح تا شب ناله، بتونه قهرمان یه تیم بشه
امکان نداره که شجاعت ترک کردن خونه و شهر رو نداشته باشی و راه موفقیت رو پیدا کنی
امکان نداره با معرفت نباشی و همچین مسولیتی بذارن روی دوشت!
یکی از بچه هایی که تبریز درس میخوند بهم گفت چطوری در روزهای سختی و غریبی و تنهایی دستشو گرفتی و هواشو داشتی که شاید اگر کمکهات نبود الان در یکی از بهترین دانشگاهها ادامه تحصیل نمیداد!
شاید همه بگن خوش به حالت که بازیگر خوبی هستی
خوش به حالت که همه دوستت دارن
خوش به حالت بخاطر اینهمه استعداد
ولی من میگم خوش به حالت که اینهمه آدم حسابی هستی
این موفقیت نوش جونتون
اگر صدای این تشویق ها تهدید (!) هم هست، یعنی شجاعت و عرضه شو داشتین ... دیدن ادامه » که وارد این گود بشین
پس همینطور قوی و با صلابت به کارتون روی صحنه ادامه بدین و موفق تر از قبل باشید
مریم جان، ایشااااالا نیاد پستتو بخونه م.مه :)))
[با شعله فندک انگشت سبابه اش را می سوزاند]
۲۵ آذر
بترکه چشم حسود و بخیل (اسپند را در آتش می ریزد) :)))
۲۵ آذر
:)) آخه واسه مارو نخوند خانم معلم :(
۲۵ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش زندگی در تیاتر i
حالا هی تمدید کنید :)))
:))))))))
یعنی اعصابم خورد شداااااا
مجبور شدم برای اینکه رفیقم هم دوس داشت ببینه برای شنبه باز بلیط بگیرم مریم
دیگه دو روز پشت سر همش رو تا حالا ندیده بودم :))))
۲۱ آذر
نمیذارن راحت روز آخرو برید مریم خانم و دل بکنید :)
انصافانه نیس واقعا :)
۲۱ آذر
دقیقا عبداللهی جان
خیلی بی انصافمدارانه ست ...
۲۱ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش تن شوری i
واقعا واسه منم سواله که مبنای قیمتگذاری برای یک اثر نمایشی چیه؟!
ما برای اطلاع یا اعتراض نسبت به قیمت هر کالایی، مرجعی بنام سازمان تعزیرات داریم که به موارد اینچنینی رسیدگی میکنه یا مثلا قیمت بلیط سینماها بنا بر کیفیت و درجه ای که دارند مشخص میشه، ولی ظاهرا برای تاتر چنین قوانینی وجود نداره و هیچ متر و معیاری هم مد نظر نیست و هر گروهی بر مبنای سلیقه شخصی اقدام به تعیین قیمت میکنه!
دیگه اینکه این کار چه عواقبی داره و کیفیت تماشاگران رو تا چه حد تحت الشعاع قرار میده امری بدیهی هست که بارها در موردش صحبت شده.
نمیدونم مطرح کردن این موضوع در سایت محترم تیوال مشکل ساز هست یا نه! ولی بنظرم همین که این برگه در این سایت ایجاد شده به این معناست که گروه اجرایی به مطالب مورد طرح در این سایت توجه دارند و این جای خوشحالی و امیدواری داره.
بنظرم چنین اعتراضاتی ... دیدن ادامه » بسیار ارزشمنده و نشانگر این مطلبه که تعداد بسیاری از مخاطبان همیشگی تاتر، مشتاق دنبال کردن آثار این هنرمندان هستند و سعی در حمایت از این آثار دارند ولی قاعدتا این حمایت و توجه باید دو طرفه باشه.
با توجه به شرایط اقتصادی که همه اقشار جامعه از اون متاثرند، توقع میره که هنرمندان اولین قشری باشند که شرایط رو درک کنند و تا جایی که براشون امکان داره سعی کنند با طیف گسترده تری ارتباط برقرار کنند نه اینکه رفتارشون به گونه ای باشه که «خب اگر چنین بودجه ای ندارید، مشکل خودتونه، میتونید تشریف نیارید تاتر»!
واقعا این اعتراضات از سر اشتیاق و دلسوزی برای آینده تاتر این مملکته و امیدوارم بجای پاک کردن صورت مساله یا سکوت و بی توجهی، یا اقدام مناسبی انجام بشه و یا پاسخی قانع کننده و منطقی بشنویم!
برای تمام اعضاء این گروه هم از صمیم قلب آرزوی موفقیت میکنم حتی اگر بدلیل قیمت بلیطش نتونم اجراشون رو ببینم
با درود مریم خانم تقریبا با تمام نوشتتون موافقم به جز انجا که فرمودید توقع میره هنرمندان ... اصولا بنده کم ترین توقع رو از قشر هنرمند و یا به ظاهر هنرمند(بستگی به تعریفتون از هنر داره ) بخصوص قشر سینما ، موسیقی و تئاتر ندارم و متاسفانه کمترین فرهنگ و اخلاق ... دیدن ادامه » را در این قشر (اکثرشون و البته نه همشون ) میبینم بیایید تعارفات را کنار بگذاریم ...
۱۹ آذر
آره سپهر
واسه منم همینطوره، اولش کامنتها با تاخیر میرسید ولی الان اصلا نمیاد :(
من شرمنده اون دوستانی ام که نمیتونم نظرشون رو ببینم و احیانا پاسخی بدم
نیلوفر جان آخه چرا :(((
۲۶ آذر
حضور سلبریتی روی صحنه تئاتر به ندرت این سه پیامد رو در پی نداره:قیمت بالای بلیط و جنس تماشاگر معلوم الحال و کیفیت پایین اجرا.
اینکه تئاتر تجاری جای تئاتر هنری را بالکل بگیرد هیچ دور نیست و صرفنظر از ساختارهای اجتماعی و سیاسی موثر،این مدعیان هم در این ... دیدن ادامه » قهقرا مسئولند.جای تعجب نیست که بیشتر این هنرمندان،اصلا و اساسا هنرمند پیشرو نیستند و از قضا با ساختارهای اجتماعی و سیاسی موجود هم سنخیت دارند.
۲۶ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش خرده نان i
اگر استعداد رضا بهبودی نبود، چطوری این تغیُّر رو میشد در این کاراکتر دید؟!
باعث میشه شوپه باهات بیاد بیرون از سالن، بیاد توی خیابون، توی خونه ت، طوریکه انگار هیچوقت قرار نیست از ذهنت بیرون بره!
طراحی فضای صحنه و لباس و ... باعث شد یاد پدر ژپتو بیفتم!
عاشق بوی چوبهای دکور هم بودم
بازی خانم اقبال نژاد هم بسیار دلنشین و دلپذیر بود
و در نهایت سپاس از آقای سلیمانی برای اجرای این کار شریف
گویا باز سعادت ازم روگردون بود،ندیدمت :(((
۱۸ آذر
دقیقا کاری که رضا بهبودی انجام داد همین بازی سازی بود آقای سیف
امیدوارم شما هم اجرا رو ببینید و لذت ببرید
۲۰ آذر
سپاس از شما
۰۱ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش زندگی در تیاتر i
لطفا دیگه این اجرا رو تمدید نکنید. من یا دارم زندگی در تاتر می بینم یا سیزیف یا دوباره زندگی در تاتر.
اگر بیست سال دیگه هم تمدید بشه، ما یا باید هی اینو ببینیم یا اونو!
این که نشد که!
کار و زندگی داریم.
فعلا هم اجرای آخرو گرفتم که خیالم راحت باشه اجرای آخره و بعدش دیگه هی دلم قیلی ویلی نمیره و اغفال نمیشم که برم واسه دفعه نمیدونم چندم این کارو ببینم!
فقط بیزحمت اجرا که تمام شد، رابرت رو بدین من ببرم واسه خودم. میخوام بشینیم هی به زمین و زمان فحش بدیم با هم :)
یا آقای مولویان لطفا بگین شما این رابرت رو از کجا گرفتین، منم برم بگیرم واسه خودم!
قول میدم اگر لازمش داشتین بهتون امانت میدم
منم دقیقا روز آخر رو گرفتم که دیگه مغزم متوجه بشه تموم شده و رها کنه...
البته امیدوارم تمدید هم بشه همچنان D:
۱۸ آذر
پس ردیف دو وسط
سفارشتونو بکنم به دوستانی که اونشب هستن :))
۱۹ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش پرومته/ طاعون i
تایم اجرا چقدره؟
والا من یجایی 1 ساعتو دیدم
ولی تقریبا تو هیچ خبری یا حتی سایت اعلام همه تیاترای تیاتر شهر هم این یکی مدت زمان نداره!
۱۸ آذر
کاربر فوقانی سلام..فوقانی چیه؟؟ :))))
۲۶ آذر
کاربر "R 0 y a" :
ایشالله تو زندگی تون همه ی اشک ها، اشک شوق باشن
۲۶ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش روزمرگی i
دختر نازنینی در گیشه مهرگان هست که میخوام بابت لطفش اینجا ازش تشکر کنم
افسانه زنگنه عزیز، از مهربانیت ممنونم
امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشی
*مریم*
درباره نمایش هار i
ایده این اجرا نو‌ نیست ولی اجراش به نظرم نیازمند شجاعته!
یکنواختیه اجرا ممکنه تماشاگر رو اذیت کنه و اینکه مثالهای متعدد و‌گل درشت یه جاهایی خسته کننده میشه ولی در مجموع بنظرم قطعا ارزش وقت گذاشتن داره
مطمئنا رو به پیشرفت هستین و امیدوارم موفق باشید
دو دو تا کردم دیدم تحمل گرمای مولوی و ندارم
۱۵ آذر
رویا خانم
چقدر بامزه و عجیب
من بعد از دیدن هار رفتم گالری آران دیروز...

+ حتما برید یه روز دیگه کارا رو ببینید.
۰۸ دی
جدن نفیسه خانم .
چه جالب اره حتمن میرم (البته انشالله:)))))) )
۰۸ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش زندگی در تیاتر i
دیگه رابرت و جان اعضاء خانواده مون شدن
یادمون میمونه چطوری نگاه میکنن یا مثلا لباسهاشون تغییر کرده یا ناراحت میشیم از اینکه آرنج رابرت زخم شده
چرا ویرگول رو حذف کردین از صحنه قایق؟
تورو خدا مراقب خاطرات ما باشین :))
ممنون که همچنان پرانرژی ادامه میدین
قبلا بیشتر میخندیدم، این سری بیشتر بغض کردم. به نظرم دارم به هسته مرکزی اجرا نزدیک و نزدیکتر میشم ...
چون دوستتون دارم یه پیشنهاد دارم، بنظرم بهتره اون کرم سی گل رو از روی میز بردارین یا روی اسمش رو بپوشونید
من کرم نیوآ دارم اگه دوست داشته باشن با یک بیلیط طاق میزنم:)))
۰۷ آذر
عالیه غزل جان
امیدوارم حساااااابی کیف کنید
۱۰ آذر
ممنون مریم جوووووونم لطف داری عزیزم فقط خیلی امیدوارم حذفیات نسبت به اجرای گذشته نداشته باشه.
۱۱ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش مرگ در می‌زند i
تا یک ساعت قبل از اجرا تصمیم قطعی نگرفته بودم و خیلی بی انگیزه و بی حوصله طور رفتم ولی اینقدر راحت به همه چیز خندیدم که کلا حالم خوب شد
کلا روح وودی آلن در تمام متنهایی که نوشته پرواز میکنه.
یه روز باید روح اونم به چنگ بیارم :)))
بی شک وودی الن یکی از نوابغ قرن ما خواهد بود
۰۶ آذر
بله مریم‌جان، قربانی شدم چه جور هم! تموووووم نمی‌شددددد.... هزار سال گذشت در نظرم.
۷ ساعت پیش
یکی از این تئاتر هم نیست نقش ابراهیم رو درست بازی کنه
۶ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره فیلم گلدن تایم i
چه خوب این برگه ایجاد شد. ممنون همیار گرامی :)
خوب آقای بولو اصلا قصدم از درخواست ایجاد صفحه این بود که شما نظرتون رو بنویسید :))))و بپرسم طبق صحبت نخ تسبیح و این حرفا من راستش هرچی فکر کردم ارتباط بین اپیزودها رو نتونستم پیدا کنم ممنون میشم یه توضیحی از برداشتتون بنویسید.
۰۶ آذر
باعث افتخار من هست در کنار رفیق عزیزی چون شما باشم و چه چیزی بهتر و بالاتر که فیلم هم ببینیم , بولو راضی کن بریم گلدن رو یه بار دیگه ببینیم :))) نشد بریم لازانیا رو ببینیم :)
۲۷ آذر
سعادتیه واسه من..آخ آخ آخ عالیییییه
رضا جان رخ نمی‌نماید وگرنه چه ترکیبی برای دیدن وای آمپول یا پاستاریونی :)))
۲۸ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش همین حوالی i
چی شد؟ جشنواره مقاومت کنسل شده یا چی؟
الان که خوشبختانه فروش هفته آینده هم روی سایته
گویا این سالن از رزرو جشنواره خارج شده و اجرای دوستان از دوشنبه ادامه پیدا می کنه.
۰۲ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره فیلم هندی و هرمز i
دریای جنوب یه ویژگیهایی برای من داره
مثلا کنارش که می ایستم انگار دنیایی روبروم ترسیم شده که علیرغم سختیها نمیخوام ترکش کنم چون دوستش دارم
یا به نظرم آبی تر از بقیه دریاهاست
یا بااینکه فقط روی صخره ها ایستادم و نگاهش کردم، اینقدر نمک بهم پاشیده که وقت برگشتن، مزه شورش رو حس میکنم
یا وقتی ترکش میکنم انگار بخشی از وجودم رو اونجا کنار دریا جا گذاشتم که باعث میشه هم خوشحال باشم و هم غمگین
همه این حس ها رو بعد از دیدن این فیلم هم داشتم...
Ali و Captain این را خواندند
نیلوفر، میترا، رضا بولو، عباس الهی، رضا غیوری، __ و فرزاد جعفریان این را دوست دارند
درسته...یه حس عجیبی داره...مثل یه جور کشش.... یه نیروی قوی که میخواد بکشتت تو خودش...مثل همه چیزهای بزرگ و عظیمِ جهان...
در تمام نماها و سکانسهای فیلم دریا حضور داشت. یا خودش بود یا نشانه ای از اون...
۰۴ آبان
اوه! خوب شد گفتین آقای غیوری
حواسم نبود :))
اصلاح شد
۰۶ آبان
ارادتمند
۰۶ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش نام‌ بُرده i
اجرای جذابی بود، فقط ای کاش در صحنه پایانی (رقص اصغر!) تماشاگران به جای زل زدن به صحنه، به تصاویر روی دیوار نگاه میکردند. بنظرم پایان بندی زیبایی رو با این طراحی رقم زدند ولی با نگاه کردن به دوستان روبرو و پشت سر، متوجه شدم که اغلب صحنه رو تماشا میکنند که واقعا حیف بود
منم جزو اون دسته زل‌زنندگان به رقص اصغر بودم! اگه بار دومی تو کار بود به توصیه شما عمل می‌کنم؛ البته اگه اصغر شانس بیاره و قبلش فراموش کرده باشم خشاب سلاح‌کمریم رو حداقل با یه فشنگ ناقابل پر کنم :)
۰۲ آبان
کلا مثبت ترین نکته ش اصغر پیرانه! :))
۰۵ آبان
خوشحالم که من بیشتر صحنه های روی دیوار رودنبال کردم
۱۰ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید