تیوال *مریم* | دیوار
S3 : 08:56:37
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
*مریم*
درباره نمایش آشپزخانه i
مدیریت محترم تالار مولوی
با توجه به اینکه بارها مشکلاتی که در آن سالن وجود داشته را اینجا مطرح کردیم و شما با حس مسئولیت پاسخگو بودید، این بار هم مساله ای که شب گذشته در تالار مولوی اتفاق افتاد با شما در میان میگذارم.
در دقایق پایانی اجرای بانو آئویی که در واقع لحظات اوج اجرا محسوب میشد، صدای کوفتن و تنظیم کردن آهن آلات از سالن مجاور به گوش می رسید و باعث شد ما در انتهای نمایش نه موسیقی رو بشنویم و نه تمرکزی روی اجرای بازیگر داشته باشیم!
پس از خروج از سالن هم از دوست گرانقدری که در سالن اصلی حضور داشتند پیگیر شدیم که چرا هنگام اجرای نمایش در سالن کناری، سکوت را رعایت نکردند که ایشان فرمودند تشخیص این موضوع با خودشان است!
به نظر بنده، رعایت حقوق تماشاگری که وقت و هزینه و انرژی خود را برای تماشای نمایش گذاشته، بدیهی ترین وظیفه هر تماشاخانه ای است.
بنابراین ... دیدن ادامه » خواهشمندم نظارت موثرتری بر رعایت قوانین و همچنین حقوق تماشاگران و سایر گروههای اجرایی داشته باشید.
حتما با نظارت بهتر و همکاری و همدلی هنرمندان، میتوان از بروز چنین مسائلی پیشگیری کرد.
پیشاپیش از توجه شما سپاسگزارم
متاسفانه صداهایی که از سالن بغل شنیده می شد کاملا آزاردهنده بود
۰۲ آبان
درود بر شما و پوزش به خاطر تاخیر در پاسخ
از توجه و تذکر به جای شما سپاسگزاریم. از بوجود آمدن این مشکل ناخواسته، عذرخواهی کرده و امیدواریم با هماهنگی و تعامل بیشتر بین گروه های نمایشی شاهد اتفاقاتی از این دست نباشیم. همکاران مرکز تئاتر مولوی نیز برای ... دیدن ادامه » ارائه خدمات شایسته به هنرمندان و مخاطبین عزیز از هیچ کوششی فروگذار نخواهند بود.
از اینکه با انتقادات خود زمینه خدمت رسانی بهتر را برای ما مهیا می کنید صمیمانه سپاسگزاریم.
۱۰ آبان
مدیریت محترم مرکز تاتر مولوی
سپاس از توجه شما
۱۱ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش بانو آئویی i
اجرایی جذاب از متنی مشکل!
عناصری که در متن میشیما مورد تاکید قرار گرفته از جمله دو وجهی بودن انسان، وجود آنیما و آنیموس، عشق، نفرت، اغوا، ترس، زندگی، مرگ و... باعث میشه به این متن بگم مشکل!
و البته بنظرم جسارت لازم هست که بری سراغ متنی که همه اجرای استاد بیضایی رو ازش بخاطر دارند!
ولی خوشحالم که تعدادی جوان جسور همت کردند و این متن رو به اجرا گذاشتند.
من با گارد بسته وارد سالن شدم چون همیشه پیش فرضم اینه که نمایشهای شرقی خسته کننده و خشک و کسالت آورند! ولی بسرعت متوجه شدم با اجرایی خلاقانه و خوش فرم روبرو هستم. از طراحی نور، دکور و موسیقی خیلی راضی بودم. فکر میکنم همه ی اعضای گروه به جان مایه ی اصلی متن پی بردند و اون رو کشف کردند و به همین سبب همه عناصر اجرا یکدست بود. اجرای بازیگران خصوصا بازی بدن فائزه بختیار کاملا راضی کننده ست و بنظرم فقط نیاز ... دیدن ادامه » هست که آقای اشرفی روی کاراکترشون بیشتر کار کنند چون بنظرم بازی شون مقداری اغراق آمیز بود که البته قاعدتا بخاطر تاثیرپذیری از نقش های مقابل شون این اتفاق افتاده.
حیف که حضور عکاسان با سمفونی شاترها باعث شد چنان که باید از این اجرا لذت نبریم.
از اعضای محترم گروه سپاسگزارم که در جلسه گفتگوی پس از اجرا شرکت کردند و براتون آرزوی موفقیت میکنم
#من یک تماشاگرم
سلام خانم مریم
ای کاش قرار گروهی را زودتر قبل از اینکه نمایش شروع به فروش کند ترتیب دهید تا افراد قبلش تنهایی نمایش را نروند. چون بعضی نمایشها تخفیفات روزهای اول یا سانس های مشخص دارند و به محض شروع فروش افراد ممکن است اقدام کنند.
۰۴ آبان
سلام جناب مقیمی
البته تلاشمون هست که اجراها رو زودتر ببینیم پیش از اینکه دوستان انفرادی اقدام کنند ولی خب مساله اینه که در هفته دو یا حداکثر سه تا قرار میتونیم هماهنگ کنیم و از اونجایی که تعداد نمایشها زیاد هست، قرار گذاشتن در هفته اول برای تمام نمایشها ... دیدن ادامه » میسر نیست. ولی همچنان اولویت این هست که زودتر قرارها رو اطلاع رسانی کنیم تا بصورت گروهی نمایشها رو ببینیم.
و البته گاهی اوقات از کیفیت نمایشها اطلاعی نداریم و ناچاریم صبر کنیم تا اطلاعات مناسب بدست بیاریم
ممنونم از توجهتون
۰۴ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قبلا فکر میکردم چه خوب که گروهی در ایران هست که جرأت داره علیرغم حواشی ها و دردسرهایی که متنهای پینتر داره، اونها رو برای اجرا انتخاب کنه!
ولی حالا جناب قادرپناه یک ریسک بزرگتر کردند و سراغ نوشتن متنهای اینچنینی رفتن که حتما برای گروه چالشی سخت و لذتبخش بوده و البته مشکلات خودش رو هم بدنبال داره!
کشف این متن پیچیده و پر از گره برای من لذتبخش بود و سبک کارگردانی هم مشابهت زیادی با اجراهای قبلی ریگولیتو داشت!
در خصوص بازیها ضمن احترام به همه عزیزان، بنظرم خانمها موفق تر عمل کردند و البته توضیحات گروه رو در خصوص تغییرات لحظه آخری در متن و دیالوگها شنیدیم که ظاهرا دلیل بعضی ناهماهنگی ها بوده!
همچنین ترجیح میدادم از موسیقی به شکل موثرتر و مناسبتری استفاده میشد! از دکور هم توقع بالاتری داشتم که ظاهرا در این مقوله هم شکل سالن باعث شده شرایطی به گروه ... دیدن ادامه » تحمیل بشه که انتظارش رو نداشتند.
در مجموع احساس میکنم احتیاج دارم یک بار دیگه این اجرا رو ببینم چون بنظر میاد شاید در طول اجرا به تکامل بیشتری برسه.
ممنونم از گروه اجرایی محترم که بعد از اجرا در جلسه گفتگو شرکت کردند بخصوص از جناب بهنام شرفی که علیرغم اینکه در حین اجرا آسیب دیدند، تا پایان نمایش درد رو تحمل کردند و به کارشون ادامه دادند و دقایقی در جلسه شرکت کردند، امیدوارم بزودی بهبودی حاصل بشه.
و البته سپاس ویژه از آوا فیاض عزیز برای هماهنگی و لطف بی پایانش
#من یک تماشاگرم
منم میام برای دیدن دوباره
۰۱ آبان
@ نماینده محترم گروه اجرایی، سپاس از لطف شما
۰۲ آبان
چرا من اعتقاد دارم:)) ۵۰ درصد در دور دوم حلال:)) .انشالله خدمت میرسیم.

باشه مریم جانم
۰۲ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایده این کار جذاب هست چون قراره متنی کلاسیک و بسیار مشهور بصورت امروزی روایت بشه. چنین تصمیمی ریسک بزرگی برای نویسنده و کارگردان هست چراکه رفتن به سمت متون کلاسیک (که اجراهای قوی از آنها دیدیم) و امروزی کردن آنها، میتونه چالش برانگیز باشه که بنظرم گروه به خوبی از عهده انجام این کار برآمدند.
خصوصا بازیگران که با توجه به تغییرات پی در پی اتمسفر اجرا، کار سختی داشتند.
همچنین با توجه به برخی محدودیتها، نیاز به هوشمندی هایی در کارگردانی و بازیها احساس میشه که تا حد رضایتبخشی این اتفاق افتاد ولی بنظرم هنوز هم امکان بهتر شدن برای این اجرا وجود داره و در نهایت تلنگری برای مخاطب هست که احتمال رخ دادن چنین اتفاقهایی برای هر خانواده ای وجود داره و ای کاش هرکس قبل از هر اقدامی به عواقب آن فکر کنه ...
سپاس از گروه محترم اجرایی که در جلسه گفتگو با تماشاگران ... دیدن ادامه » شرکت کردند
# من یک تماشاگرم
بسیار ممنون از حضور و بیان نظر صمیمانه تون مریم خانم عزیز
آرزوی بهترین ها براتون❤️
۲۹ مهر
ممنونم از لطف تون
۲۹ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تاریخ فروش بلیط احتمالا ۲۲ مهر هست که به اشتباه ۲۲ آبان درج شده
درود بر شما
تاریخ درج شده پیرو اعلام گروه محترم اجرایی نوشته شده بود که اصلاح شد.
با سپاس از شما
۱۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش جمعه‌کُشی i
بنظرم ما خوش شانس هستیم که امکان تماشای آثاری از گروه های پیشکسوت برامون فراهم شده. نسلی که تاتر رو نه بعنوان یک شغل یا منبع درآمد بلکه در اصل بعنوان مسیری برای تعالی و کمال خودشان و تماشاگران، نگاه می کردند.
اجراهایی ساده، ملموس و بی ریا که میشه با تک تک کاراکترها ارتباط برقرار کرد و اونها رو بین خانواده و دوست و همسایه، یافت!
دیدن این اجراها میتونه کمی حال و هوای گروه های اولیه تاتر رو برامون بازسازی کنه.
گروههایی که اعضای اون با هم زندگی میکردند، می خواندند و می نوشتند و تمرین می کردند. از جوانی با علاقه شروع به کار کردند و تا چند دهه با عشق به کارشون ادامه دادند.
و جالب اینکه در عین سادگی متن و اجرا، هر تماشاگری میتونه این عشق رو از روی صحنه احساس کنه.
جناب خلج بزرگوار، از شما ممنونم که با مهربانی پدرانه، ما رو پذیرفتین و اجازه دادین این حس ... دیدن ادامه » عمیق عشق به تاتر رو بعد از اجرا هم درک کنیم.
ای کاش که فرصت بیشتر بود و میشد ساعتها این جلسه دلنشین رو ادامه داد.
از تک تک اعضای محترم گروه هم سپاسگزارم که در جلسه صمیمانه با تماشاگران شرکت کردند.
همه شما الگوی ارزشمندی برای گروه های جوانتر هستین و امیدوارم همه قدردان وجود و حضور شما روی صحنه باشند.
# من یک تماشاگرام
*مریم*
درباره نمایش بهار شکنی i
خب خودمم نمیدونم نظرم در مورد این اجرا چیه!
شاید اگر ده سال پیش همچین اجرایی می دیدم، شگفت زده می شدم! ولی الان می تونم بگم کمی سر در گم شدم.
متوجه بودم که متن چه هدفی داره ولی خب در حال حاضر نمیشه گفت که چنین متن هایی برای مخاطبان جذاب هستند چون نمونه های خوبی ازشون دیدیم و شاید کمی توقع مون بالا رفته باشه.
از بازی خانم ها راضی بودم.
موسیقی کلافه ام کرد ولی در عوض طراحی نور برام خیلی جذاب بود.
بنظرم برای این متن کمی زود بود که اجرا بره. نیاز بود که گروه بیشتر با متن کلنجار برن و در مورد اتمسفر کار به وحدت نظر برسند.
در مجموع کار شریفی هست و براتون آرزوی موفقیت می کنم.
# من یک تماشاگرم
مریم جان مثل همیشه با درایت و مهربانی نوشتی ..
من هم با بیشتر فرمایشاتت موافقم ..بهارشکنی اثری معطل ، نارس و سردرگم است
بعد از تماشای نمایش داشتم فکر می کردم با نمایشی پرنخوت و ادا و مدعا هم مواجهیم .. واژه ادا را از این جهت به کار می برم که پشت این فرم ... دیدن ادامه » و بازی ها و جابه جا شوندگی در متن ، تازگی و بدعتی وجود نداشته ، به قول شما نمونه های اصیل تری از آن دیده ایم .. این نمایش هیچ اثر و تاثر عمیقی بر من نگذاشت
خیلی ارادتمندم دوست فرهیخته و متینم
۰۷ مهر
ممنونم اردشیر جان از مشارکتت
دقیقا موافقم
بیشتر انرژی این گروه، صرف فرم اجرایی شده بود بدون اینکه ارتباط مشخصی با متن پیدا کنه
بهرحال چون اجراهای راضی کننده ای از این گروه دیده ایم، مشتاق اجرای منسجم تری بودیم. امیدوارم بزودی شاهد این اتفاق باشیم
۰۷ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش خاندان چن چی i
سپاس از گروه محترم این نمایش که روزی رو برای اجرای خبرنگاران و عکاسان مشخص کردند.
امیدوارم این الگو توسط سایر گروههای گرانقدر هم مورد استفاده قرار بگیره. پیروز باشید
# من یک تماشاگرام
من یک تماشاگرم
۰۶ مهر
اصلاح شد زهره جانم
۰۶ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این سوژه بکر نیست و انتخابش ریسک بزرگی بوده!
خطر پس زدن این متن توسط مخاطب وجود داشت ولی ظاهرا نویسنده و کارگردان بقدری با متن کلنجار رفته و از زوایای مختلف بهش نگاه کرده که هم هیجان کار حفظ شده، هم هیچگونه ملال و خستگی توسط تماشاگر حس نمیشه.
اندازه بازیها کاملا مناسب هست و هیچ اغراقی مشاهده نمیشه. دکور هم با سالن منطبق بود و هم با اجرا. و نکته مهم فضای نوستالژیک این اجراست که با توجه به جوانی تمامی اعضای گروه، بسیار خیره کننده بود و واقعا باعث شد که اجرا رو بسیار دوست داشته باشم!
در خصوص ماجرای عکاس ما خیلی با هم گپ زدیم.
در اجرای دیشب خانم جوانی حضور داشتند که از ابتدای نمایش (زمانیکه هنوز فضا تاریک بود و هیچ تحرکی در صحنه وجود نداشت) شروع به عکاسی کردند! چندین عکس از تاریکی گرفتند و تمام عکسها رو چک کردند! در دقایق اولیه اطرافیان این خانم کلافه شدند و پچپچه ی اعتراض از اون سمت به گوش میرسید! یک نفر جاشو تغییر داد و سایرین شروع به تذکر کردند ولی این ایشون به روالشون ادامه دادند. بیشتر تماشاگران در اون سمت سالن، نریشن ابتدایی رو از دست دادند! بعضی ها چشمانشون رو بستند یا با دستهاشون دو طرف صورتشون رو پوشاندند!
بعد از نریشن و پیش از آغاز اجرا، یکی از دوستان تذکر دادند به اون خانم.
با صدای بلند گفتند چون نمیشد از جاشون بلند بشن و بهشون نزدیک بشن.
تذکر دادند چون اگر این روال ادامه پیدا میکرد، وقت، انرژی، اعصاب و پول خیلی از تماشاگران هدر میرفت و با اون وضعیت چیزی از اجرا متوجه نمیشدند!
تکرار کردند چون عکاس جوان به تذکرات نجواگونه سایرین توجهی نکرده بودند!
شاید این برخورد بنظر سختگیرانه بیاد ولی در اون چند ثانیه سکوت پیش از اجرا، گزینه های دیگری برای نجات تعداد زیادی تماشاگر از اون وضعیت ناراحت کننده وجود نداشت.
البته اون خانم عکاس تا پایان اجرا به عکاسی ادامه دادند.
ولی نکته مهم حضور عکاسی در ردیف جلوی من بود! آقای رضا جاویدی. ایشون در نهایت دقت، بدون سر و صدا، بدون هیچگونه تحرک و مزاحمت و در نهایت مهارت حرفه ای، تعداد محدودی عکس گرفتند بطوریکه هیچکس متوجه حضور ایشون نشد.
پس میشه بدون آزار سایر تماشاگران، از اجرا عکاسی کرد. عکاسی از تاتر مهارتی ست که باید به عکاسان جوان آموزش داده بشه. صرف اینکه کسی عکاسی بلد باشه، نمیتونه عکاس تاتر باشه. بنظرم نهادهای مرتبط و مسئول باید برای جوانان علاقمند به این کار، دوره های آموزشی برگزار کنند تا این عزیزان به راه و روش عکاسی «در سالن تاتر» اشراف پیدا کنند و نه خودشون اذیت بشن و نه باعث رنجش سایر تماشاگران باشند.
از گروه محترم این نمایش ممنونم که باعث شدند گفتگوی مفید و صمیمانه پس از اجرا داشته باشیم،
مطمئنم با این عشق و‌ تعهدی که به تاتر دارین، در آینده شاهد اجراهای بسیار خوبی از شما خواهیم بود.
# ... دیدن ادامه » من یک تماشاگرم

مریم جان رویکرد مشفقانه ، همراه و بزرگوارانه تو نسبت به مسایل و مصائب ستودنی است.. درود بر شما
فکر می کنم‌ پدیده حضور عکاسان مزاحم تقریبا در هر مقطعی از یک دوره اجرایی با راهکارهای بسیار خوبی که بهشون اشاره کردی (آموزش عکاس آماتور و حضورعکاس حرفه ای) ... دیدن ادامه » خاتمه پیدا نمی کنه..(شاید سوال مهم اینجا این باشه که چرا این همه عکاس بعضا مزاحم در طول یک اجرا بدون اجازه و آگاهی مخاطبان در سالن حضور داره؟؟).. اما شاید نهایتا کنترل این جریان ضد حقوق تماشاگران تاتر به خواست گروه های اجرایی و کنترل کارگردان و گروه میسر و عملی خواهد بود ... در برخی از موارد به درخواست بازیگر یا بازیگرانی که مثلا عکس هایش در نمایش از زاویه مناسبی که آنها دلشان می خواسته، برداشته نشده، از عکاس مجددا درخواست حضور در سالن می کنند.!!
پدیده های اینچنینی که مدتها است ما تماشاگران تاتر با آن مواجه هستیم همراه با پدیده های دیگری مثل باجگیری تبلیغاتی که دوستان عزیزمان به تازگی در تیوال افشا کردند ،همگی مولود نگاه تجارت زده و کالایی به تاتر است و گروه های اجرایی در به وجود آمدن چنین وضعیتی نقش پر رنگی دارند...
واقعا ایکاش تصمیم سازی های فرهنگی به سویی برود که به بلیط نمایش هایی که داعیه فرهنگی دارند سوبسید پرداخت شود که نه تماشاگران اهل فرهنگ و نه گروه های اصیل تاتری که به کارشان اعتقاد راسخ دارند،کمتر دچار مشکلات تهیه و تماشای تاتر باشند... تکلیف نمایش های سرگرمی ساز و اصحابش هم با آخرین متدهای جذب مشتری که روشن است.. از استخدام سلبریتی و شعبده بازی و لنترانی و... در نمایش ها گرفته تا پرداخت مواجب به برخی از تماشاگران و افراد مشهور برای تبلیغ به شرط بلیط مجانی!
ببخش پرحرفی کردم
۰۴ مهر
ممنونم اردشیر جان از توجهت
بله متاسفانه هم ما بعنوان تماشاگر و هم گروههای اجرایی با معضلات عجیبی مواجه شدیم که به نظرم تنها راه حل این مسائل این هست که در فضایی محترمانه در موردشون گفتگو کنیم و نظرات هم رو بشنویم.
آنچه که ما در این مدت متوجه شدیم اینه ... دیدن ادامه » که مساله حضور عکاس به اون شدتی که برای تماشاگران آزار دهنده ست، برای بازیگران نیست! البته شاهد برخوردهای تندی از سوی سرشناسانی مثل رضا بهبودی، مهدی کوشکی یا مهدی پاکدل بودیم ولی خب این دوستان بیشتر به نور موبایل معترض بودند تا دوربین عکاسی.
وقتی با گروهها صحبت میکنیم، و توضیح میدیم که چه آزار عمیقی هنگام حضور عکاس غیر حرفه ای در سالن به ما تحمیل میشه، تازه متوجه عمق فاجعه میشن!
یا اون مساله بلیط رایگان که متاسفانه بعضی گروه ها بصورت ناخواسته و از سر دلسوزی (با این تصور که بعضیها توان مالی خرید بلیط ندارند) وارد ماجراهای پیچیده و عجیبی شدند که حقیقتا ناراحت کننده بود!
من هنوز هم معتقدم که هر مشکلی در سالن تاتر وجود داره باید در موردش گفتگو بشه. در این گفتگوها نکات بسیار امیدوار کننده ای دیدم. جوانانی که نسبت به تاتر بسیار متعهدند. اهل مطالعه و آگاه نسبت به کاری که دارن انجام میدن. و از همه مهمتر بسیار مشتاق شنیدن و اهل تعامل. من خیلی خیلی به این نسل امید دارم و بنظرم اگر روحیه شجاعانه و جستجوگر این عزیزان، با تجربیات سالها تاتر دیدن ما تلفیق بشه، اتفاقات بسیار خوبی رقم خواهد خورد
۰۴ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش عمل i
در بعضی اجراها به نظر میاد قراره بیشتر تبحر بازیگرها محک زده بشه! چنین چالشهایی هم برای بازیگران جذاب هست و هم برای تماشاگران!
تعویض پی در پی صحنه و دیالوگهای مسلسل وار (که شاید مجال شنیدن همه ش رو نداشته باشیم) و بازی متضاد با فضایی که شاهدش هستیم، همگی چالش برانگیز هستند و بقول گروه اجرایی، قصد دارند مخاطب رو گوشه ی رینگ گیر بندازن تا حتی لحظه ای فرصت جدا شدن از فضای نمایش رو پیدا نکنه!
من حقیقتا با موضوع کار ارتباط برقرار نکردم، شاید به این دلیل که بطور کلی همیشه از دور شاهد این مسائل بودم و همیشه به قدری برام رنج آور بوده که نه راجع بهش چیزی می خوانم و نه می بینم! ولی کاملا مشخص هست که متن نمایش نامه بر اساس تحقیقات مفصل نگارش شده، کارگردانی با انگیزه و تکنیک مشخص انجام شده. طراحی نور و صحنه کاملا در خدمت اجراست و از همه مهمتر بازیگران که با ... دیدن ادامه » صد در صد انرژی روی صحنه ظاهر میشن و هیچ کاستی در کارشون مشاهده نمیشه.
برای این گروه «پرتلاش» و صمیمی آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم همیشه اجراهای درخشان داشته باشید
# من یک تماشاگرم
خیلی ممنون از آرزوی زیبا و اشتراک احساستون مریم عزیز❤️
۰۲ مهر
@ جناب آغاز گرامی
@ خانم طاهری عزیز
سپاس از توجه و مهربانی شما
۰۲ مهر
ایرادات نمایشنامه ای دارد..
نقدی نوشتم بخوانید..
۱۶ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش پنجاه پنجاه i
امشب شاهد هنرنمایی ۳۵ جوان بودم که برای این اجرا با همه وجود به روی صحنه آمدند!
بازم سوالم رو تکرار میکنم: «چطور اینقدر شجاعانه بازی کردین؟»
این بچه ها از وقت و زندگی شون گذشتن، از سلامتی شون گذشتن، حتی از موهای سرشون گذشتن که یک عالمه کشف و شهود و عشق تجربه کنند!
خیلی وقت بود بعد از اجرا قلبم اینقدر دیوانه وار خودشو به قفسه سینه ام نکوبیده بود! خیلی وقت بود با پاهای لرزان و گلویی ملتهب از سالن خارج نشده بودم!
من هزاران کلمه از شرایط دردناک زندگی آدمها خواندم ولی این روایت، تاثیر عمیقی روی روحم گذاشت!
از فضای سالن به بهترین شکل استفاده شده و دکور به نحوی ست که تماشاگر میتونه خودش رو جزئی از اجرا بدونه!
گریم و طراحی لباس هم کاملا در خدمت اجراست
برای تک تک این هنرمندان تازه کار بهترین آرزوها رو دارم و امیدوارم تمام اجراهاشون در آینده، مثل اولین ... دیدن ادامه » کارشون، عالی باشه
هماهنگی متن و اجرا باعث شد دوباره یادم بیاد اجرای کارگاهی خوب، یعنی چه؟!
از گروه محترم ممنونم که با رویی گشاده پذیرای گفتگوی پس از اجرا بودند
#من یک تماشاگرم
چه عالی..
۳۰ شهریور
مریم جان پیش نیازی چیزی میخواد بدونم واسه دیدنش؟خوندن نمایشنامه ای چیزی ...؟
۱۱ مهر
نه عزیزم
هیچ پیش نیازی لازم نیست
برو اجرا رو ببین و کیف کن :)
۱۲ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش مشق شب i
چقدر اتمسفر بکر اجراهای خوب دانشجویی رو دوست دارم.
مغزهای جوان، روحهای جستجوگر، بدنهای آماده و اجراهای عصیانگر!!
ایده ای جذاب و شجاعانه و اجرایی یکدست و خوش ریتم و هماهنگ باعث شد دوباره سرشار بشم از پویایی و هیجان کارهای گروهی جوان و یکدل!
وجود اینهمه سکون و انتظار نه تنها باعث ملال و خستگی تماشاگر نمیشه، بلکه تمام لحظات نمایش، جذاب و پرکشش هست و این یعنی از شروع شکل گیری متن تا تمرین و اجرا، همه چیز درست برنامه ریزی شده و به تمام جزئیات از قبل اندیشیدن!
همچنین سپاسگزارم از این گروه نازنین که در گفتگوی صمیمانه ی بعد از اجرا شرکت کردند و برای اینکه اینقدر مشتاق و تشنه شنیدن نظرات منصفانه مخاطبان بودند، قطعا این خوی و منش شایسته ی شما پیشرفت بیشتری رو براتون به دنبال داره
براتون آرزوی موفقیت میکنم
# من یک تماشاگرم
مریم جانم مرسی از متن خوبی که درباره گروه تیاتر گردی و گروه های حامی نوشته بودید. من به داشتن دوستان بافرهنگی مثل شما افتخار می کنم. دوست دارم از نزدیک ببینمتان، دوستتان دارم.
۳۱ شهریور
ممنونم، من هم امیدوارم الهه جان
۳۱ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش تصعید i
عاشق بچه های نمایش عروسکی ام
افرادی خلاق، تلاشگر، صبور، متمرکز، متواضع و عاشق تاتر :)
دمتون گرم
حیف که اجرای آخر بود، خیلی دلم میخواست همه رو به دیدن این کار دعوت کنم
لذت بردم از اینهمه تمرکز و توجه به جزییات
لذت بردم از اینهمه هماهنگی
لذت بردم از اینهمه دغدغه مندی و آگاهی
و مهمتر از همه، لذت می برم از اینهمه عشق به هنر تاتر عروسکی توسط جوانان این سرزمین
میخواستم حسابی تشویق تون کنم، حیف که رورانس نداشتین
# من یک تماشاگرم
عههههه.... تموم شد ؟؟ :((
۱۶ شهریور
روی دشمنت شطرنجی :))
۱۶ شهریور
:))
۱۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش آواز قو i
شما یک بازیگر راست راستی هستین!
توی این دوره برهوت شما واقعا یک بازیگر راست راستی هستین آقای پورصمیمی!
بنظرم تمام دانشجویان بازیگری باید روی دو زانو بنشینن و این بازی رو نگاه کنند تا بیاموزند که چطور همزمان چند نقش رو میشه تلفیق کرد، چطور همزمان میشه نگاه، میمیک صورت، حرکت بدن، تن صدا و ریتم و حس رو مدیریت کرد.
چطور میشه طوری روی صحنه تاثیرگذار بود که حتی سکوت و خاموشی هم باعث نشه که تماشاگر ازت چشم برداره!
کاش روی انسجام متن و کارگردانی وقت بیشتری گذاشته میشد و ای کاش برای این اعجوبه بازیگری، رورانس باشکوهتری پیش بینی بشه.
عمرتون دراز و تنتون سالم و نفس تون گرم عالیجناب سعید پورصمیمی
# من یک تماشاگرم
سپاس از نظر شما.و قدم دانشجویان عزیز هم به روی چشم
۱۵ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چندتا درد دل:
دیروز دو اجرا در تاترشهر دیدم
تاتر شهر! نه گلریز یا لاله زار!
اولی اجرای آرش که کاری رزمی و حماسی بود. هنگام ورود یک آقایی اصرار میکردند که پسر حدودا 5 ساله شونو بیارن داخل سالن. از ایشون اصرار و از مسئولین سالن انکار. بالاخره علیرغم مخالفت مسئولین سالن، بچه رو وارد سالن کردند و خب طبیعی هست که از بدو ورود بچه شروع به حرف زدن کرد و پدر بزرگوار ناچار شدند دستشون رو بگذار روی دهان بچه (!) باورتون میشه؟!
میخواستم برگردم بهش بگم بذار بچه حرف بزنه ولی تورو خدا مراقب باشین خفه نشه!!
بعدش هم واسه اینکه سر این کودک بینوا رو گرم کنند، گوشی رو درآوردن و براش فیلم گذاشتن که صحبت نکنه!
میدونم چشماتون گرد شده از تعجب ولی همه اش عین واقعیته!
اجرای دوم نمایش کریملوژی که یک مونولوگ ریتمیک و ضربی هست که با توجه به حجم زیاد دیالوگ ها، بازیگر این کار نیازمند ... دیدن ادامه » به تمرکز خیلی زیادیه. بعد یه خانمی پشت سر من نشسته بودند (ردیف دوم) که تا بازیگر شروع به خواندن اشعار میکرد ایشون بشکن می زدند :) زیباست نه؟!
:(((
۱۱ شهریور
کریمولوژی و رگ دو نمایشی بود که من این ماه دیدم و از دست تماشاچی هاش کلافه شدم
۳۱ شهریور
اتفاقا ما هم از مافیای جدیدی که تماشاگران محترم (!) با گروه های نمایشی محترم تر (!) سر بلیت های رایگان و ....درست کرده اند، بسیــــــــــــار کلافه ایم :|
۰۲ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش کریملوژی i
مجید رحمتی بازیگریه که وقتی یک کار ازش ببینی دیگه فراموشش نمیکنی!
اولین مونولوگی که ازش یادمه مجلس نقالی رومئو و ژولیت بود که فکر کنم سال ۸۷ اجرا شد و سال بعدش هم کارگردانی مونولوگ منتشا که مهران رنجبر بازی کرد و هر دو از اجراهای خوب جوانان تازه کار اون سالها بود!
الانم داره استادی خودش رو در این اجرا به رخ میکشه!
گریم متفاوت (که اگر بیرون می دیدمش محال بود بشناسمش)، طراحی لباس خیلی خوب و طراحی صحنه خوب در کنار بازی مسلط مجید رحمتی، باعث میشه پراکنده گویی در متن و هیجان و بی نظمی بعضی تماشاگران رو نادیده بگیرم و از این اجرا لذت ببرم!
کاش تعداد نقش هایی که بازی کرد رو می شمردم ...
ممنونم از گوش شنوای جناب رضا بهرامی :)
# من یک تماشاگرم
توصیه اش میکنین پس؟
۱۱ شهریور
عالیه
البته کلا فکر کنم ده اجرا باقی مانده
۱۴ شهریور
فعلا فقط برای هفته آینده و 24 تا 26 شهریور بلیط فروشی انجام می شود. دوشنبه آینده چطوره؟
۱۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیاری جان
یک درخواست دارم
لطفا اگر ممکنه شرایط هماهنگی قرار رو در برگه نمایش فراهم کنید.
در حال حاضر آیکون قرار در برگه ها وجود نداره و فقط روی دیوار میشه قرار هماهنگ کرد که قطعا با وجود کامنتهای بسیار زیاد، بعد از یکی دو روز، پیدا کردن اون قرار غیر ممکن میشه!
ممنون از توجه تون
درود بر شما
نکته به جای شما در دستور کار تیم فنی است.
۰۹ شهریور
ممنونم از توجه تون
۰۹ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش برداشتن i
بنظرم تجربیات شخصی هر فردی، در برداشتش از این اجرا به شدت تاثیرگذار هست!
سکون در این اجرا، فرصتی هست که قبل از هر تصمیمی، هر کلامی، هر نگاهی و ایجاد هر افسوسی، اندکی فکر کنیم!
فکر کنیم اگر این فرد رو لحظه ای دیگه از دست بدیم، الان با او چه رفتاری خواهیم کرد؟
به او لبخند میزنیم؟ نگاهش میکنیم؟ دستش رو میگیریم؟
یا مثل همیشه بی توجه و با عجله از کنارش عبور میکنیم چون فکر میکنیم تا ابد وقت داریم؟
بنظرم مهمترین آورده این اجرا، تلنگری به مخاطب هست که به یاد داشته باشیم هرچند بنظر میاد خیلی زمان داریم ولی بالاخره لحظه پایانی وجود داره و شاید اون لحظه همین الان باشه!
سپاس بیکران از گروه محترم که هم روی صحنه و هم پس از اجرا صادقانه و صمیمانه پذیرای ما بودند، پیروز باشید
# من یک تماشاگرم
*مریم*
درباره نمایش گریزلی i
گریزلی نمایش «یکدستی» هست!
هیچکس در هیچ مقامی قصد نداره خودش رو به رخ بکشه، همه فقط تلاش کردند که این اجرا رو به «صادقانه ترین» شکل ممکن به روی صحنه ببرند.
متن به شکلی نوشته شده، انگار که نوشته نشده!
کارگردانی به شکلی هست که انگار کارگردانی وجود نداره!
بازی به شکلی که انگار بازیگری وجود نداره!
در طول اجرا بنظر میاد یه غریبه یه جایی بهت برخورد کرده و داره واسه ت خاطره تعریف میکنه یا از امیدها و خیالپردازی هاش میگه!
تو حرفهاشو می شنوی، باهاش همراه میشی، بغض میکنی، میخندی، بهش امید میدی و در نهایت ازش جدا میشی و به این فکر میکنی که چقدر زندگی آدمها شبیه همدیگه ست...
ممنون از این گروه مهربان و با معرفت که در گفتگوی بعد از اجرا صمیمانه حضور پیدا کردند
# من یک تماشاگرم
چقدر با حرفهاتون موافقم :))
۰۶ شهریور
عزیزمی نرگس جان
تو که خودت مصداق بارز آرامش و مهربانی هستی
۰۶ شهریور
سپاس از شما..
۰۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش همان چهار دقیقه i
من یک شانس بزرگ آوردم که اول همان چهار دقیقه رو دیدم و بعد چهار دقیقه! بنظرم اگر گروه اجرایی هم همین روال رو در پیش بگیرند و اجرای "همان" رو اول قرار بدهند، تعلیق و جذابیت هر دو اجرا بیشتر میشه!
بهرحال فضای خیال انگیز همان چهار دقیقه رو خیلی دوست داشتم و بنظرم در هر دو اجرا، بازیگران به خوبی از عهده ی اجرا برآمدند.

# من یک تماشاگرم
عه :)) من که میگم چار دقیقه رو باید اول دید :)
اصن میشه چار دقیقه رو دید و همان شون رو ندید
هر چند به شخصه همان رو خیلی بیشتر دوست :)
یه پالس هایی از همان رو بدونید که دیدنش و کشف کردنش براتون جذاب تر میشه
۰۲ شهریور
دقیقا مریم عزیز درست می گی .. صدایش به مادربزرگ کشیده لابد...
سه سال پیش در نمایش دیابولیک: رومئو و ژولیت آتیلا پسیانی هم در قسمتهای کوتاهی می خواند و همانجا قابلیت صدایی اش را ارایه می داد.
۰۲ شهریور
نه نیلوفر جان
هک نشدم
بزودی یه سری کد ارسال خواهم کرد :))
۰۲ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید