تیوال *مریم* | دیوار
S2 : 08:36:38
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
*مریم*
درباره نمایش تصعید i
عاشق بچه های نمایش عروسکی ام
افرادی خلاق، تلاشگر، صبور، متمرکز، متواضع و عاشق تاتر :)
دمتون گرم
حیف که اجرای آخر بود، خیلی دلم میخواست همه رو به دیدن این کار دعوت کنم
لذت بردم از اینهمه تمرکز و توجه به جزییات
لذت بردم از اینهمه هماهنگی
لذت بردم از اینهمه دغدغه مندی و آگاهی
و مهمتر از همه، لذت می برم از اینهمه عشق به هنر تاتر عروسکی توسط جوانان این سرزمین
میخواستم حسابی تشویق تون کنم، حیف که رورانس نداشتین
# من یک تماشاگرم
عههههه.... تموم شد ؟؟ :((
۱۶ شهریور
روی دشمنت شطرنجی :))
۱۶ شهریور
:))
۱۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش آواز قو i
شما یک بازیگر راست راستی هستین!
توی این دوره برهوت شما واقعا یک بازیگر راست راستی هستین آقای پورصمیمی!
بنظرم تمام دانشجویان بازیگری باید روی دو زانو بنشینن و این بازی رو نگاه کنند تا بیاموزند که چطور همزمان چند نقش رو میشه تلفیق کرد، چطور همزمان میشه نگاه، میمیک صورت، حرکت بدن، تن صدا و ریتم و حس رو مدیریت کرد.
چطور میشه طوری روی صحنه تاثیرگذار بود که حتی سکوت و خاموشی هم باعث نشه که تماشاگر ازت چشم برداره!
کاش روی انسجام متن و کارگردانی وقت بیشتری گذاشته میشد و ای کاش برای این اعجوبه بازیگری، رورانس باشکوهتری پیش بینی بشه.
عمرتون دراز و تنتون سالم و نفس تون گرم عالیجناب سعید پورصمیمی
# من یک تماشاگرم
سپاس از نظر شما.و قدم دانشجویان عزیز هم به روی چشم
۱۵ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چندتا درد دل:
دیروز دو اجرا در تاترشهر دیدم
تاتر شهر! نه گلریز یا لاله زار!
اولی اجرای آرش که کاری رزمی و حماسی بود. هنگام ورود یک آقایی اصرار میکردند که پسر حدودا 5 ساله شونو بیارن داخل سالن. از ایشون اصرار و از مسئولین سالن انکار. بالاخره علیرغم مخالفت مسئولین سالن، بچه رو وارد سالن کردند و خب طبیعی هست که از بدو ورود بچه شروع به حرف زدن کرد و پدر بزرگوار ناچار شدند دستشون رو بگذار روی دهان بچه (!) باورتون میشه؟!
میخواستم برگردم بهش بگم بذار بچه حرف بزنه ولی تورو خدا مراقب باشین خفه نشه!!
بعدش هم واسه اینکه سر این کودک بینوا رو گرم کنند، گوشی رو درآوردن و براش فیلم گذاشتن که صحبت نکنه!
میدونم چشماتون گرد شده از تعجب ولی همه اش عین واقعیته!
اجرای دوم نمایش کریملوژی که یک مونولوگ ریتمیک و ضربی هست که با توجه به حجم زیاد دیالوگ ها، بازیگر این کار نیازمند ... دیدن ادامه » به تمرکز خیلی زیادیه. بعد یه خانمی پشت سر من نشسته بودند (ردیف دوم) که تا بازیگر شروع به خواندن اشعار میکرد ایشون بشکن می زدند :) زیباست نه؟!
:(((
۱۱ شهریور
گلبرگ جانم
یک قرار جمعه هم داریم واسه پنجاه پنجاه
امیدوارم هر کدوم رو که تونستی بیایی و ببینیمت بزودی
۱۲ شهریور
عه الان چک میکنم مریم جون مرسی :)
به امید دیدار عزیزم:*
۱۲ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش کریملوژی i
مجید رحمتی بازیگریه که وقتی یک کار ازش ببینی دیگه فراموشش نمیکنی!
اولین مونولوگی که ازش یادمه مجلس نقالی رومئو و ژولیت بود که فکر کنم سال ۸۷ اجرا شد و سال بعدش هم کارگردانی مونولوگ منتشا که مهران رنجبر بازی کرد و هر دو از اجراهای خوب جوانان تازه کار اون سالها بود!
الانم داره استادی خودش رو در این اجرا به رخ میکشه!
گریم متفاوت (که اگر بیرون می دیدمش محال بود بشناسمش)، طراحی لباس خیلی خوب و طراحی صحنه خوب در کنار بازی مسلط مجید رحمتی، باعث میشه پراکنده گویی در متن و هیجان و بی نظمی بعضی تماشاگران رو نادیده بگیرم و از این اجرا لذت ببرم!
کاش تعداد نقش هایی که بازی کرد رو می شمردم ...
ممنونم از گوش شنوای جناب رضا بهرامی :)
# من یک تماشاگرم
توصیه اش میکنین پس؟
۱۱ شهریور
عالیه
البته کلا فکر کنم ده اجرا باقی مانده
۱۴ شهریور
فعلا فقط برای هفته آینده و 24 تا 26 شهریور بلیط فروشی انجام می شود. دوشنبه آینده چطوره؟
۱۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیاری جان
یک درخواست دارم
لطفا اگر ممکنه شرایط هماهنگی قرار رو در برگه نمایش فراهم کنید.
در حال حاضر آیکون قرار در برگه ها وجود نداره و فقط روی دیوار میشه قرار هماهنگ کرد که قطعا با وجود کامنتهای بسیار زیاد، بعد از یکی دو روز، پیدا کردن اون قرار غیر ممکن میشه!
ممنون از توجه تون
درود بر شما
نکته به جای شما در دستور کار تیم فنی است.
۰۹ شهریور
ممنونم از توجه تون
۰۹ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش برداشتن i
بنظرم تجربیات شخصی هر فردی، در برداشتش از این اجرا به شدت تاثیرگذار هست!
سکون در این اجرا، فرصتی هست که قبل از هر تصمیمی، هر کلامی، هر نگاهی و ایجاد هر افسوسی، اندکی فکر کنیم!
فکر کنیم اگر این فرد رو لحظه ای دیگه از دست بدیم، الان با او چه رفتاری خواهیم کرد؟
به او لبخند میزنیم؟ نگاهش میکنیم؟ دستش رو میگیریم؟
یا مثل همیشه بی توجه و با عجله از کنارش عبور میکنیم چون فکر میکنیم تا ابد وقت داریم؟
بنظرم مهمترین آورده این اجرا، تلنگری به مخاطب هست که به یاد داشته باشیم هرچند بنظر میاد خیلی زمان داریم ولی بالاخره لحظه پایانی وجود داره و شاید اون لحظه همین الان باشه!
سپاس بیکران از گروه محترم که هم روی صحنه و هم پس از اجرا صادقانه و صمیمانه پذیرای ما بودند، پیروز باشید
# من یک تماشاگرم
*مریم*
درباره نمایش گریزلی i
گریزلی نمایش «یکدستی» هست!
هیچکس در هیچ مقامی قصد نداره خودش رو به رخ بکشه، همه فقط تلاش کردند که این اجرا رو به «صادقانه ترین» شکل ممکن به روی صحنه ببرند.
متن به شکلی نوشته شده، انگار که نوشته نشده!
کارگردانی به شکلی هست که انگار کارگردانی وجود نداره!
بازی به شکلی که انگار بازیگری وجود نداره!
در طول اجرا بنظر میاد یه غریبه یه جایی بهت برخورد کرده و داره واسه ت خاطره تعریف میکنه یا از امیدها و خیالپردازی هاش میگه!
تو حرفهاشو می شنوی، باهاش همراه میشی، بغض میکنی، میخندی، بهش امید میدی و در نهایت ازش جدا میشی و به این فکر میکنی که چقدر زندگی آدمها شبیه همدیگه ست...
ممنون از این گروه مهربان و با معرفت که در گفتگوی بعد از اجرا صمیمانه حضور پیدا کردند
# من یک تماشاگرم
چقدر با حرفهاتون موافقم :))
۰۶ شهریور
عزیزمی نرگس جان
تو که خودت مصداق بارز آرامش و مهربانی هستی
۰۶ شهریور
سپاس از شما..
۰۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش همان چهار دقیقه i
من یک شانس بزرگ آوردم که اول همان چهار دقیقه رو دیدم و بعد چهار دقیقه! بنظرم اگر گروه اجرایی هم همین روال رو در پیش بگیرند و اجرای "همان" رو اول قرار بدهند، تعلیق و جذابیت هر دو اجرا بیشتر میشه!
بهرحال فضای خیال انگیز همان چهار دقیقه رو خیلی دوست داشتم و بنظرم در هر دو اجرا، بازیگران به خوبی از عهده ی اجرا برآمدند.

# من یک تماشاگرم
عه :)) من که میگم چار دقیقه رو باید اول دید :)
اصن میشه چار دقیقه رو دید و همان شون رو ندید
هر چند به شخصه همان رو خیلی بیشتر دوست :)
یه پالس هایی از همان رو بدونید که دیدنش و کشف کردنش براتون جذاب تر میشه
۰۲ شهریور
دقیقا مریم عزیز درست می گی .. صدایش به مادربزرگ کشیده لابد...
سه سال پیش در نمایش دیابولیک: رومئو و ژولیت آتیلا پسیانی هم در قسمتهای کوتاهی می خواند و همانجا قابلیت صدایی اش را ارایه می داد.
۰۲ شهریور
نه نیلوفر جان
هک نشدم
بزودی یه سری کد ارسال خواهم کرد :))
۰۲ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش لاموزیکا سوم i
بعضی حس ها در وجود آدم اونقدر ته نشین میشه که فراموششون میکنیم ولی میدونیم که هنوز در وجودمون هستند و ممکنه چند روز دیگه یا چند سال دیگه یه جایی دوباره در وجودمون شعله ور بشن!
ما میلیاردها انسانیم با میلیاردها عشق و نفرت ته نشین شده در وجودمون!
اینقدر دور شدیم از حس درونمون که انگار هزار سال پیش بود که عاشق یا متنفر بودیم و همزمان اینقدر این حسها درونمون قوی هستن که شک داریم حتی بعد از مرگ هم از دستشون بدیم!
تمام جملاتی که در این متن وجود داشت میتونه توسط هر کسی در زندگی گفته بشه! بالاخره سهم هممون محفوظه!! :)
هر دو بازیگر بخوبی از عهده نقششون برآمدند و جناب تهرانی هم قصد داشتند مخاطب رو به تفکری عمیق و طولانی وادار کنند که بنظرم کاملا موفق شدند
ممنونم از هر دو بازیگر گرانقدر که با روی گشاده و اخلاق نیکو، پذیرای گفتگو و شنیدن نظر مخاطبان بودند ... دیدن ادامه »
شش هفت بار پشت سر هم خوندم..چقد خوب نوشتی..چقد خوبی..❤❤❤
۳۰ مرداد
ممنون از شما که به تماشا نشستید.
۳۰ مرداد
@ لطف داری محمدجواد عزیز
@ خانم یونس تبار گرامی، ممنونم
۳۰ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش برداشتن i
گروه محترم اجرایی، با توجه به اینکه برنامه شروع اجراها چند بار تغییر کرده و هماهنگی برای دیدن این نمایش، مقداری به سختی انجام شد، میخوام خواهش کنم در صورت امکان تخفیف پلاس رو برای روزهای آینده هم لحاظ کنید. ممنونم
دانشجویی هم فراموش نشه :(
۰۴ شهریور
بله بله
قطعا استفاده از تمام تخفیفها بخصوص در روزهای اول اجرا، فرصت تماشای نمایش برای تعداد بیشتری از افراد رو فراهم میکنه
۰۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش دریم لند i
اجرای لذتبخشی بود!
ایده ای جذاب با شروعی هیجان انگیز که در میانه کار با تغییر فرمان، از مسیر خارج میشه ولی دوباره راه خودش رو پیدا میکنه!
شاید بنظر بیاد متن از انسجام کافی برخوردار نیست ولی در عوض، توجه به اجرای جزئیات و همچنین هماهنگی در اجرای حرکات، در لحظاتی مخاطب رو به وجد میاره.
مسئولین محترم سالن مولوی، ای کاش توجه بیشتری به شرایط تماشاگران داشته باشید، دیدن نمایش در میان تعداد قابل توجهی تماشاگر خارج از ظرفیت که در میان اونها عکاس بلند قدی (!) هم حضور دارند، در فضایی فاقد تهویه، بشدت آزار دهنده است و فکر میکنم این آزار بیشتر متوجه بازیگران مظلوم این کار بود که در فضایی فاقد اکسیژن، حرکات بدنی سنگینی انجام دادند!
دم این گروه جوان و خوش فکر گرم و تشکر بابت اخلاق نیکوی این عزیزان در جلسه گفت و شنود با تماشاگران
سپاس از لطف و توجه شما ✨
۲۱ مرداد
با سلام و عرض پوزش بابت مشکل تهویه .که در حین اجرا بوجود آمد.
تیم اجرایی مولوی تمام تلاش خود را می کند که مشکلاتی از این قبیل دیگر رخ ندهد.
با تشکر از شما
۲۳ مرداد
سپاس از توجه شما
سالن مولوی همیشه یادآور اجراهای خوب دانشجویی برای ماست و امیدوارم با رفع مشکلات، امکان بهرمندی از نمایشهای خوب در این سالن، بیش از پیش فراهم بشه
۲۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من این اجرا رو تماشا نکردم ولی می بینم که کامنتهای مثبت و منفی در خصوص این اجرا منتشر میشه!
امیدوارم سایر گروه های اجرایی هم چنین ظرفیتی داشته باشند و ما در برگه ی همه ی نمایشها، شاهد انتشار نظرات مختلف باشیم!
با توجه به اینکه خیلی اوقات نسبت به حذف کامنتهای منفی معترض بودیم، میخوام به سهم خودم از این گروه تشکر کنم که نظرات منفی رو فیلتر نکردند
جامعه چند صدایی، نقطه ی اوج هر جامعه ای هست که امیدوارم ما هم روزی به این درجه برسیم
*مریم*
درباره نمایش صدای خنده حضار i
اقرار میکنم این اجرا بهتر اونی بود که فکر میکردم!
اصلا بنظر نمی آمد این متن توسط نویسنده ایرانی نوشته شده باشه! این یعنی متن کاملا یکدست بود و بنظرم هیچ باگی نداشت.
شروع نمایش چندان امیدوار کننده نیست و این ترس رو در مخاطب ایجاد میکنه که نکنه قراره کل تایم اجرا باید شاهد نمک پاشی و تقلید صدای یکی از کاراکترها باشیم ولی به مرور این حس کمرنگ میشه و اجرا توی مسیر خودش می افته!
طراحی صحنه بسیار خوب و در خدمت اجراست (عاشق چراغهای سقف شدم)
انتخاب بازیگران هم بنظرم به بهترین شکل انجام شده و صرفنظر از یک سوم ابتدایی نمایش، همگی به خوبی از عهده اجرای نقششون برآمدند
در مجموع راضی از سالن خارج شدم و بنظرم اگر گروه محترم نسبت به تعدیل قیمت بلیط این نمایش، اقدام مناسبی انجام بدهند، امکان استقبال از این اجرا خیلی بیشتر خواهد بود
چقدر خوب که نظرتون مثبت بود.
از همون اول که این کار شروع شد به خاطر بازیگراش میخواستم برم اما قیمتش کمی دودلم میکرد.
اما خب الان دیگه با خیال راحت میرم :)
۱۴ مرداد
(صدای خنده حضار ) :))) قربانت و ممنون از لطفی که داری ، کم سعادتی اون عزیزان‌ بوده :))
به امید دیدار
ارادت .
۱۴ مرداد
اخ اخ منم عاشق اون چراغهام
۱۵ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش اتینا i
متن این کار من رو یاد قصه ظهر جمعه مساوات انداخت! متنهای اینچنینی قابلیت این رو دارن که به اجرایی جذاب تبدیل بشوند اگر کارگردان سعی کنه روی نکات دراماتیک، تمرکز کنه! ولی اگر تمام فکر و ذکر کارگردان معطوف به خنده گرفتن از تماشاگر باشه، رشته کار از دست میره که خب متاسفانه در این اجرا دقیقا همین اتفاق افتاد!
در بسیاری از زمانها ریتم کار می افتاد، تلاش بازیگران قابل توجه بود ولی به نظر میاد هنوز خوب با هم چفت نشدند.
این مسائل همه به کنار
نکته ای که بسیار باعث رنجش و تاسف هست، نشان دادن چهره ی نامناسب و توهین آمیز از افراد ترنس هست (ضمن عذرخواهی از کسانی که این موضوع باعث رنجششون میشه).
من شخصا بعد از ورود این کاراکتر به صحنه، ارتباطم با اجرا قطع شد!
مساله بعدی حضور همزمان سه عکاس در میان تماشاگران و استفاده همزمان یکی از این عزیزان از دوربین عکاسی ... دیدن ادامه » (برای عکاسی) و موبایل (برای فیلمبرداری) بود که در نوع خودش تجربه بینظیری محسوب میشد!!!!!!
اجرا راس ساعت شروع شد که جای تقدیر و تشکر داره ولی ماجرا این بود که پس از گذشت بیست دقیقه از شروع اجرا، هنوز سیل تماشاگران به سالن روان بود!
حالا شما بفرمایید در میان همهمه ی تماشاگران و تردد اونها، صدای شاتر دوربین، نور موبایل و انواع و اقسام آزارها، ما چگونه امکان تمرکز روی یک نمایش رو داشته باشیم؟!!
کاش حداقل برای اجرایی که مشخصه با زحمت و تمرین تولید شده و انرژی که بازیگران صادقانه روی این کار میگذارند، شرایط مناسبتری ایجاد بفرمایید
ممنون از نوشته های خوب و مهربان و اطلاع رسان ات مریم جان ... خنده گرفتن از مخاطب با تمسخر افراد متفاوت عملی سخیفانه است
ضمنا این پدیده نوظهور کاربرد همزمان دوربین عکاسی و فیلمبرداری با موبایل هم باید به دست اندکاران (متجاوزان حقوق تماشاگران) تبریک ... دیدن ادامه » گفت!!!!!!
۱۴ مرداد
عمارت هنری تُ برگزار میکند
جلسه نقد و بررسی نمایش اتینا
شنبه ۱۹ مرداد ۹۸
ساعت۷.۳۰ عصر
با حضور عوامل نمایش و منتقدین
محل برگزاری:میدان ولیعصر.بلوار کشاورز.بعد از فلسطین.خیابان دائمی.پلاک ۳ طبقه اول
۱۹ مرداد
خانم کاوندی عزیز
ممنونم از اطلاع رسانی
۱۹ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش مارلون براندو i
اواخر عمر مارلون براندو تصویری ازش دیدم که فرتوت و ناتوان و بیمار، در مراسمی شرکت کرده بود که بنظر می آمد اصلا حوصله اش رو نداره ولی از سر اجبار در سالن حضور پیدا کرده!
همون موقع فکر کردم الان این آدم چه احساسی داره؟ بعد از اینهمه فراز و فرود و ماجرا، آیا از زندگیش راضیه؟!
برای نسل ما که نوجوانی رو بدون اینترنت سپری کردیم، بدست آوردن اطلاعات، کار بسیار مشکلی بود ولی در همان زمان هم معترض بودن مارلون براندو به زمین و زمان برای همه آشکار بود و جالب اینکه در هر شرایطی این اعتراض رو به نمایش میگذاشت!
امشب بازهم یاد اون پیرمرد بیمار و ناتوانی افتادم که خالق یکی از جذابترین و مستعدترین شخصیتهای هنری جهان بود ولی بنظر می آمد خودش هرگز احساس رضایت نداشته!
جهان فانتزی مد نظر نویسنده بنظرم تا حد قابل قبولی موفق خلق شد و علیرغم اینکه در بخشهایی، کار از ... دیدن ادامه » ریتم می افتاد (خصوصا در مکالمات با پدر) ولی تنوع در صحنه های مختلف باعث میشد مخاطب روی اجرا تمرکز داشته باشه
نکته اصلی در این اجرا پیش آگاهی مخاطب هست، هرچه بیشتر از آثار سینمایی مارلون براندو و همبازی های او و البته حواشی زندگی این افراد بدانیم، متوجه جزییات بیشتری در اجرا خواهیم شد!
ضمن احترام به تمام عزیزان، بنظرم خانمها در این اجرا موفق تر عمل کردند و یا شاید شخصیت پردازی مناسب تری داشتند.
در مجموع فکر میکنم دیدن این اجرا برای علاقه مندان فیلمهای دهه ۶۰ و ۷۰ جذابتر باشه
چه راه تبلیغی ناخوشایندی آقای رحمانی
الان زیر هر پستی این جمله رو منتشر کردید مثلا تبلیغ تئاتری رو بکنید؟
اجازه بدید تیوال و کامنت پستهاش حداقل از این هجمه‌ی کامنتهای تبلیغاتی دور بمونه ..
باسپاس
۰۹ مرداد
ممنون از توضیح شما جناب رحمانی
۰۹ مرداد
خواهش .باز هم عذر خواهی می کنم.
۰۹ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش الیزابت باتوری i
قطعا امین طباطبایی انتخاب قابل اعتمادی برای تماشاگران هست، ولی بازهم ضمن احترام به تمام عزیزانی که نظرشون رو به اشتراک گذاشتند، از کاربران با سابقه خواهش میکنم اگر اجرا رو دیدن، دیدگاهشون رو بیان کنند که امکان تصمیم گیری بهتر برای سایرین فراهم بشه. با سپاس
قابل اعتماد؟؟
بعد از خون به پا..؟؟؟
چی بگم..
ایموجی تفکر..
۰۵ مرداد
درود اقای قویم عزیز
هملت جناب دادگر که آقای طباطبایی دراون بازی می کنند فکر میکنم فیلم تاترش موجود باشه یا در آپارات گویا قابل دسترس هست
قرار بود ماراساد هم فیلم تاترش منتشر بشه و اودیسه
بازهم من از دوستان گروه کوآنتوم دراین باره اطلاعات می گیریم ... دیدن ادامه » و همین جا خبر میدم :)
۰۷ مرداد
سپاس فراوان خانم ثانوی . منت سر ما می گذارید اگه زحمتش رو بکشید
۰۷ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش پستچی، پابلو نرودا i
اگر این امکان از طرف گروه محترم فراهم بشه که در اجراهای دیگری بشه از تخفیف استفاده کرد، بنظرم علاقه مندان بیشتری فرصت تماشای این نمایش رو خواهند داشت.
وجود صرفا یک روز با تخفیف، قطعا امکان زمانبندی رو دشوار میکنه
*مریم*
درباره نمایش این یک اعتراف است i
این اجرا بشدت به بازیگرش وابسته ست و فرصت ارزشمندی برای بازیگره که توانایی هاش رو به رخ بکشه و بنظرم انتخاب فرزین محدث برای اجرای این نقش، تصمیم بسیار درستی هست.
نوشتن متنهای چند وجهی ریسک بزرگیه و میتونه نویسنده رو با چالشهای زیادی روبرو کنه و این متن هم از چنین مواردی مستثنی نیست.
ممکنه بعضی از بخشها در ذهن مخاطب با علامت سوال باقی بمونه ولی در بخشهای زیادی، این باگها توسط بازی مسلط و متمرکز آقای محدث کاور میشه.
شاید ترجیح این بود که طراحی صحنه تا این میزان رئال نباشه ولی بنظرم طراحی لباس بسیار جذاب بود و ای کاش از موسیقی استفاده بیشتر و مناسبتری میشد. بهرحال کارگردان موفق شده بود علیرغم مونولوگ بودن اجرا، تنوع خوبی ایجاد کنه و یکنواختی و کسالت کار تک پرسوناژ در این اجرا احساس نمیشه.
و نکته مهم، اعتقاد اعضای این گروه به فرهنگ گفت و شنود ... دیدن ادامه » با مخاطب هست که اتفاق بسیار ارزشمندیه.
بهرحال هر اجرایی با سلایق مختلف دیده و نقد میشه ولی ارزش و احترامی که خالقین یک اثر برای مخاطبینشون قائل هستند، مساله ای نیست که از ذهن مخاطبین پاک بشه
امیدوارم به تلاشتون ادامه بدین و پیروز باشید
سرکار خانم مریم عزیز و دوستان عزیز تیوالی
ممنون که امشب به تماشای نمایش ما نشستید و کلی با هم گپ زدیم و لذت بردیم ❤️❤️❤️
۰۲ مرداد
جناب رزمجوی گرامی
ممنون از شما و گروه محترم که پذیرای ما بودید
۰۲ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قرار گروهی برای تماشای نمایش این یک اعتراف است
دوستان عزیز
ما برای روز سه شنبه یک مرداد نمایش "این یک اعتراف است" رو هماهنگ کردیم که هم اجرا رو ببینیم و هم بعد از اجرا به همراه گروه در کافه عمارت، در خصوص کار گفتگو کنیم
هر کدوم از عزیزان که مایل بودن تشریف بیارن و همراهی مون کنند، خوشحال خواهیم شد.
لطفا افرادی که قصد دارن تشریف بیارن، «می آیم» رو بزنن که بدونیم باید منتظر چند نفر باشیم
به امید دیدار
گزینه " ای کاش میتونستم بیام " چرا نداریم :(((
۲۹ تیر
با سلام
متاسفانه من چهارشنبه نیستم
پنج شنبه و جمعه اوکی ام
۳۱ تیر
جناب رزمجو
با بچه ها صحبت کردیم و‌ اکثرا نمیتونن برنامه شون رو تغییر بدن!
بنابراین ما مطابق قرار قبلی مون، فردا خدمت میرسیم
انشالا اگر همه چیز مرتب باشه حدود یک ساعت در خدمت عوامل اجرا هستیم که خیلی برامون ارزشمنده
به امید دیدار
۳۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش آئورا i
بعضی نمایش ها بیشتر از اینکه بخواهند داستان مشخصی روایت کنند، حاوی شاعرانگی هستند که بسته به سلیقه مخاطب میشه از اون لذت برد و یا اصلا با اجرا ارتباط برقرار نکرد
دیدن آئورا برای من حاوی حس رهایی و از خود بیرون شدگی بود
در طول اجرا مطمئن نبودم که اجراگران آگاهانه بازی میکنند یا مدهوش و شیدا، روی صحنه حرکت میکنند
در اجراهای اینچنینی نیاز نیست چندان روی خط داستان تمرکز کنیم، فقط کافیه به صندلی تکیه بدی و غرق بشی در دنیای رویاگونه ای که مقابلت ترسیم شده
برای من تلفیق صدا، نور، موسیقی، ضرباهنگ، آواها، شجاعت، ریتم، احساس، حرکت، شور و از همه مهمتر رهایی، لذتبخش بود.
ترجیح میدادم المان های امروزی در اجرا وجود نمیداشت چراکه تمرکز تماشاگر رو از دنیای شگفت و ماورائی که خلق شده بود، میگرفت و به روزگار اکنون پرتابمون میکرد!
برای این گروه جوان و جستجوگر ... دیدن ادامه » روزهای روشنی می بینم و قطعا در انتظار اجرای بعدی خواهم بود.
پیروز باشید
چقدر خوب گفتی مریم جان عزیزم
تلفیق بسیار خوب سه افسانه ی معروف در یک نمایش خلاقیت جذابیه که بخوبی بهم متصل شدند و یک پیکره ساختند.
منهم از دیدن این اجرا لذت بردم بخصوص جنون پرده ی نهایی درخشان بود
۲۶ تیر
بله نیلوفر عزیزم
بنظر من اجرا کردن کارهای تلفیقی نیاز به جرات و جسارت زیادی داره
تلفیق متون مختلف و همچنین تلفیق ارکان و اجزاء مختلف در این اجرا، محصول یکپارچه ای رو به مخاطب عرضه میکرد که تماشای اون برای من هم لذتبخش بود
۲۶ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید