همینک تیم پشتیبانی تیوال از طریق چت آنلاین و ایمیل در خدمت شماست و موقتا پاسخگویی تلفنی متوقف شده‌است. اطلاعات بیشتر
تیوال *مریم* | دیوار
S2 : 03:18:22
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
*مریم*
درباره نمایش پنجاه پنجاه i
اول اینکه خوشحالم از اجرای مجدد این نمایش و امیدوارم تمام بچه های پرتلاش این گروه، همچنان با انرژی و انگیزه به کارشون ادامه بدن :)
دوم اینکه قیمت اعلام شده ۳۵۰۰۰ هست ولی وقتی صندلی رو انتخاب کنیم، قیمت رو ۳۰۰۰۰ نشون میده
بهتر:)))
۳۰ بهمن ۱۳۹۸
والا اگه میدونستم نتیجه اش این میشه صداشو در نمیاوردم :((
یه درصد هم فکر نمیکردم!!
بامداد جان من خودم جزو اون دسته ای بودم که اون خود شیرین ها رو ادب میکردم
بنظرم آه اونا دامنگیرم شد
۳۰ بهمن ۱۳۹۸
آخرشم ۴۰ از حساب کم میشه:)))
۳۰ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش شیر خشک i
انسان «بیچاره ترین» مخلوق خداست!
طی هزاران سال میلیاردها نفر به این سیاره زیبا پا گذاشتند، زندگی کردند و رفتند، ولی نه تنها تولد و مرگ در این دنیا بر اساس خواست هیچکدام از ما رخ نداد بلکه شکل زندگی هم، قالبی از پیش تعیین شده ست که هرکس بر اساس شرایط تاریخی و اقلیمی خود درون آن شکل گرفته و جزئی از همان سیستم میشود!
ما «چاره» ای نداریم جز آنکه به این قالبها تن بدهیم! بر اساس آنچه اقلیت حاکم تعیین کرده، آموزش می بینیم و بر اساس همان آموخته ها به زیست خود ادامه می دهیم!
ما کاری نمی کنیم جز تکرار و تمرین طوطی وار آنچه قراره بعنوان اطلاعات در ذهن ما حک بشوند. از مفاهیم ابتدایی مثل مادر و پدر گرفته تا government!
ما تحت سیطره ی سیستمی رشد میکنیم که آذوقه جسم و روح ما رو بر اساس صلاحدید و سیاست خودش تهیه میکنه و همگی برای دریافت این خوراک مصنوعی (شیر خشک)، باید ... دیدن ادامه » برده وار از این نظام سیاستگزار تبعیت کنیم!
شاید پدران و مادران هنگام زایش نوزاد خود، چهره ی سرد و سخت بشریت رو انکار کرده و ظاهری عاشقانه، شاعرانه و هنرمندانه و در یک کلام «زیبا» برای این اتفاق متصور بودند و امید داشتند که تولد و زایش موجب ایجاد دوستی و عشق شود ولی حقیقتی که در طی قرنها زندگی بشر، بارها و بارها رخ داده اینست که انسانها می آموزند تا در هر شرایطی، بیرحمانه ترین اعمال را نسبت به هم انجام دهند و گوش به فرمان اقلیتی باشند که برای آنها خط مشی تعیین میکنند.
پایان هر دوره ای جنگهای خانمان سوز، کشته های فراوان، زندگی های ویران شده، مادرانی مبهوت، نقابهایی فروافتاده و سخن راندن دیکتاتورهایی ست که سعی میکنند، نسل بعد را برای مقاصد بعدی تربیت کنند!
ولی همیشه این امید هست که شاید نسل بعد، انسانهای رها، آزاد و «باچاره» ی بیشتری به خود ببیند! شاید ....
# من یک تماشاگرم
مریم جان سلام، میشه بگی قرار بعدی گروه "من یک تماشاگرم" کی و کجا هست؟

۱۸ بهمن ۱۳۹۸
گالنا جان
شنبه ۲۶ بهمن نمایش مرد بالشی رو خواهیم دید
اطلاعات قرار در برگه این نمایش قرار داده شده
۲۰ بهمن ۱۳۹۸
ممنونم.
۲۰ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش تولد بازی i
کی از دل دیگران خبر داره؟
چنددرصد زنها از نگرانی مردها برای امرار معاش و درگیریهای بیرون منزل خبر دارن؟
اینکه پسرها برای تلف نشدن عمرشون توی دو سال سربازی چه تلاشهایی میکنن!
چنددرصد از مردها احساس زنها رو نسبت به مسائل روزمره درک میکنن؟
اینکه علیرغم فقر، به جنین شون دل می بندن!
اینکه از تنها موندن با غریبه ای با چشم ناپاک چقدر عذاب میکشن!
اینکه همیشه سعی میکنن دردهاشون رو پنهان کنن یا در هر وعده ی غذا چقدر باید دقت کنن که همه سیر بشن!
کی از دلشوره همیشگی دخترها خبر داره وقتی هم رازدار مادرها هستن هم نگران رفتن برادرهاشون!
کی میدونه پسرها چقدر زود به این فکر می افتن که سربار خانواده نباشن و کمک حال خانواده باشن و برای این تصمیم، چه خطرها که نمیکنن!
ما کنار همیم ولی شاید از دل هم بیخبر باشیم
با هم حرف نمیزنیم، درددل نمیکنیم!
هرکسی فکر میکنه ... دیدن ادامه » رنج و مسئولیت بیشتری به عهده اش هست!
ولی در این اجرا یادت می افته حواست به دل دیگران هم باشه ...
چقدر خوشحالم که حرفی که تو ذهن همه‌ی ما بود رو انقدر خوب گرفتین خداروشکر و ممنون از نگاه تیزتون
۲۸ دی ۱۳۹۸
آخ که حیف شد
این نمایش قرار گروهی میخواست ...
۰۳ بهمن ۱۳۹۸
بله میثم جان
متاسفانه بخاطر ساعت دیروقت اجرا، امکان هماهنگی قرار میسر نشد
۰۳ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش مشروع i
اجراهای تعاملی آقای رضایی مثل هر اجرای دیگه ای از منظرهای مختلف قابل بررسی هست و همیشه برای من یه سری نکته های مثبت و منفی داشته!
مهمترین نکته اش به نظرم وادار کردن مخاطب به «اندیشیدن» راجع به یک موضوع هست! فارغ از اینکه چقدر بتونیم با موقعیت خلق شده روی صحنه ارتباط بگیریم، میشه فکر کنیم اگر خودمون در چنین موقعیتی قرار بگیریم یا نزدیکانمون در این مورد ازمون مشورت خواستن، چه تصمیمی خواهیم گرفت؟
هنوز هم بعد از گذشت سالها از اجراهای قبلی، گاهی این فکر به سراغم میاد که اگر من بودم چه میکردم؟!
ممکنه در این اجراها، موقعیت مانند یک قاب بسته شده، قدرت مانور مخاطب رو بگیره و اجازه نده که تصمیماتش رو عملی کنه ولی بهرحال در زندگی عادی هم این امکان وجود داره که ما گرفتار موقعیت یا شخص غیر منعطفی بشیم که از هر دری وارد بشیم، بهمون راه نده!
بنظرم اینکه تا ... دیدن ادامه » چه حد موقعیت خلق شده در اجرا رو همراهی کنیم، اهمیت چندانی نداره و همین که چنین اجرایی باعث بشه یادمون باشه هر موضوع رو از زوایای مختلف ببینیم، اتفاق خوبی هست.
برای بازیگران جوان این کار که نقشهای پرچالشی داشتند و حتما در شبهای آتی با چالشهای بیشتری مواجه خواهند شد، آرزوی موفقیت دارم و البته تسلط جناب عطایی هم در اجرای چنین نقشهایی، کاملا آشکار هست.
حیف که حضور تعداد زیادی عکاس با انواع و اقسام وسایل برای تهیه عکس و فیلم و... شب خیلی از تماشاگران رو تلخ کرد
ولی حضور تعدادی از تماشاگران، روی صحنه و ارائه بازی خوب و مسلطشون برام خاطره خوبی به جا گذاشت
#من یک تماشاگرم
اجرای متنهای ابزورد مثل حرکت روی لبه ی باریکی هست که یک طرفش پرتگاه «لودگی» و طرف دیگر «کسالت» قرار داره!
ولی این گروه جوان موفق شدند از سقوط در این پرتگاهها نجات پیدا کنند و نیهیلسم موجود در متن رو به شکل درستی به اجرا دربیاورند.
طراحی لباس و صحنه و البته موسیقی در خدمت اجراست ولی اگر برای تفکیک صحنه ها و یا کاراکترها، استفاده مناسب تری از نور میشد، قطعا جزییات مد نظر کارگردان بسیار بیشتر مورد توجه مخاطبان قرار میگرفت.
اینکه یک کارگردان جوان در اولین تجربه ی خود، به سراغ این متن رفته و در ارائه جزئیات مد نظر نویسنده، تلاش زیادی انجام داده، واقعا جای امیدواری داره و نوید اجراهای موفق تر رو به تماشاگر میده!
امیدوارم در ادامه راه، همچنان دغدغه مند و متعهدانه به کارتون ادامه بدین و پیروز باشید
#من یک تماشاگرم
ممنونم از لطف و محبتتون مریم خانم
در مورد نور متاسفانه حداکثر امکانی بود که سالن در اختیار ما گذاشت ، و نور برامون یکی از نظام های مهم اجرامون هست که مثل بقیه نظام ها در حال تکثیر هست
۱۱ دی ۱۳۹۸
حمیدرضا مرادی عزیز
متوجه محدودیت امکانات هستم
امیدوارم اجراهای خوبی داشته باشید
۱۱ دی ۱۳۹۸
ممنونم از لطفتتون
خدارو شکر از امروز پرده ها هم برداشته میشه و فضای مناسب تری خواهیم داشت
بازم سپاس از مهر همیشگیتون به من ❤
۱۱ دی ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علیرغم اینکه میدانستم تعداد زیادی از دوستان تاتر بینم با این اجرا ارتباط برقرار نکردند، نتوانستم در برابر نام آرمان طیران مقاومت کنم و به تماشای این کار نشستم!
سالهاست منتظرم این نویسنده و کارگردان خلاق و خوش فکر، اجرایی به صحنه ببرند.
هنگام ورود به سالن با دیدن صحنه و لباسها، متوجه ایراد کار شدم.
کاراکترها هوشمندانه "انتخاب" شدند ولی متاسفانه خوب "پرداخت" نشدند و از همان ابتدا برای اکثر مخاطبان حالت دافعه ایجاد می کنند.
احساس میکنم باید نسبت به سلیقه و علاقمندی مخاطب، مطالعات بیشتری صورت می گرفت!
بهرحال تمامی سبک های نمایشی، چه پارودی، چه تراژدی و ... ساختاری در ذهن مخاطبان دارند که بر هم زدن تمامی این عناصر و ساختارها، بدون ایجاد جایگزین مناسب، باعث آشفتگی و در نهایت عدم ارتباط لازم با اثر می شود.
دقیقا ده سال پیش در همین سالن، ... دیدن ادامه » نمایش "ملانصرالدین" اصغر دشتی تقریبا با همین سبک و سیاق به صحنه رفت ولی آن اجرا در زمان خود با استقبال بسیار زیاد مخاطبان روبرو شد و تبدیل شد به یکی از آثار ماندگار در ذهن ما!
یادآوری آن اجرا بدین منظور است که امکان بررسی عدم توفیق لازم این اجرا در ارتباط با مخاطب فراهم شود.
در مهارت و توانایی نویسنده و کارگردان این نمایش شکی نیست و مساله اصلی "نحوه بیان" دغدغه های خالق اثر و تاثیرگذاری روی مخاطب است که ظاهرا باید برای آن، روشی متفاوت و البته جذابتر انتخاب شود.
بهرحال اجرای آثار ساختار شکن و متفاوت، تبعات و پیامدهای خاص خود را دارد و قطعا برای هنرمندان، تجربیات ارزشمندی به همراه خواهد داشت.
این احتمال وجود دارد که تجربه ی به صحنه بردن این اثر و بازخوردها و نظرات تماشاگران، محصولی جذاب و ماندگار در آینده تولید کند، چراکه معتقدم این متن و البته این اجرا، قابلیت تبدیل شدن به اثری جذاب را داراست.
ضمنا این کاش مدیریت محترم تالار مولوی، همکاری لازم با گروه های نمایشی و تماشاگران را در ایجاد فضای مناسب فراهم می کردند! وجود این حجم از سر و صدا در طبقات فوقانی سالن و کلافه کردن بازیگران و تماشاگران، تجربه عجیب و منحصر به فرد این روزها در این تماشاخانه است!!
این سر و صداها تو مولوی دیگه کم کم داره بخشی از موسیقی اجراها می شه
بعید می دونم کوچک ترین اهمیتی برای مسئولین مولوی داشته باشه، چون اگر براشون مهم بود این اتفاق این همه تکرار نمی شد
۰۳ دی ۱۳۹۸
من به عنوان یک تماشاچی تئاتر که نظرات تماشاچیان محترم نمایش ها را پیگیری میکند از شما ممنونم.
۰۳ دی ۱۳۹۸
@ مهرانا عیسی پور عزیز ممنونم از توجه تون، پیروز باشید
@ Nemo گرامی از لطف و توجه شما سپاسگزارم
۰۳ دی ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش بیگانه در خانه i
ای کاش عزیزانی که در وادی هنر، دستی بر آتش دارند، قوانین سالن نمایش را جدی تر رعایت میکردند!
وقتی در ابتدای نمایش صراحتا ذکر شد که گرفتن عکس و فیلم ممنوع است، عکس گرفتن با فلاش، آن هم وسط صحنه تاریک، هیچ توجیهی ندارد!
عکسبرداری حین اجرا ممنوع است! «حتی برای “شما” دوست عزیز»
*مریم* خانم
گفتنِ "چهل دقیقه ش می کردی دیگه" چطور؟
۰۱ دی ۱۳۹۸
واقعا/ مستحق توبیخم:( که هول بودم و پُر شور - سید/ مصطفی فراهانی و بقیه دوستان بسیار بسیار در جهد بودند این مدت و ثمره آن بی خویشی من بود و تعدی از قوانین نمایش:(
۰۲ دی ۱۳۹۸
اوه اوه عکاس آقای اشراقی بوده:)) اونم فلاش:))درجه شیدایی بالا بوده
۰۴ دی ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش شازده احتجاب i
رفتن به سمت متنی که برای مخاطبان، نوستالژیک و خاطره انگیز هست، قطعا جرأت زیادی لازم داره!
شاید این اجرا، دقیقا مطابق متن شازده احتجاب نباشه و صرفا از بخشهایی از این داستان استفاده شده باشه، ولی آنچه روی صحنه اتفاق افتاد، برای من اجرای کاملی بود.
دلم تنگ شده بود برای نمایشی که تمامی بازیگران آن بیان قوی و بدن منعطف داشته باشند
قبلا برای دیدن همین هنرمندی ها به دیدن تاتر میرفتیم ولی الان در خوشبینانه ترین حالت، در هر سال تعدادی انگشت شمار از چنین اجراهایی سهم داریم!
خوشحالم که هنوز جوانانی هستند که هرچند به سختی، «تاتر» (به معنای واقعی کلمه) کار میکنند!
امیدوارم همینطور متعهد و عاشقانه به کارتون ادامه بدین
#من یک تماشاگرم
با نمک و هوشمندانه:))
چه خوب. شک داشتم به دیدنش. مطمئن‌تر شدم. :)
۰۷ آذر ۱۳۹۸
برای فردا گرفتمش
۰۸ آذر ۱۳۹۸
همون روال شل سیلور استاینه
به ظاهر ساده ست
ولی وقتی می خوانی (یا می شنوی یا می بینی) میدونی که مهمه!
لبخند میزنی ولی ته دلت خوشحال نیستی
برای من تجربه جالبی بود
۰۸ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای رخ دادن «تاتر»
دکور میتونه باشه، میتونه نباشه
طراحی لباس
گریم
نور
دیالوگ
و هر عامل دیگری میتونه باشه، میتونه نباشه
ولی بدون بازیگر و بدون تماشاگر هرگز اتفاقی بنام «تاتر» رو شاهد نخواهیم بود!
الان ما بودیم و دو تا بازیگر توانمند و یک کاگردان خلاق و تیمی صمیمی و منسجم که رفاقتشون هم پشت صحنه و هم روی صحنه ستودنیه!
بنظرم کشش داشتم که این نمایش یکی دو ساعت دیگه هم ادامه داشته باشه
نه این مدل اجرا بدیع و تازه ست و نه اولین بار هست که با چنین متنی مواجهیم ولی از اونجایی که با گروهی دوست داشتنی و توانمند روبروییم، فرصتی ایجاد شده تا اجرایی لذتبخش و تفکر برانگیز رو شاهد باشیم
#من یک تماشاگرم
*مریم*
درباره نمایش کد ۱۳ i
چقدر لذتبخشه شاهد هنرنمایی دختران جوان و مستعد سرزمین مون روی صحنه تاتر باشیم!
چقدر جذابه که نویسنده جوانی، اینهمه سعی کرده به دنیای دختران نوجوان نزدیک بشه
و چقدر همگی خوش شانس بودیم که سکان هدایت این اجرا به میثاق زارع سپرده شد
پرداخت خوب شخصیتها و سیر منطقی و درست حوادث باعث میشه ارتباط مخاطب لحظه ای با اجرا قطع نشه
اصلا عجیب نیست که خانمها با این اجرا ارتباط بیشتری برقرار کنند و در هر کدام از شخصیتها، خودشون یا دوستانشون براشون تداعی بشه!
خروجی این اجرا نشان میده که حتی اگر سوژه تازه و بدیع نباشه، حتی اگر سلبریتی در نمایش بازی نکنه، حتی اگر همه راههای ارتباطی قطع باشه و حتی اگر سرما و بارندگی تردد رو سخت کنه باز هم میشه کلی مخاطب رو راضی از سالن خارج کنی!
امیدوارم این همدلی و رفاقتی که در این گروه دیدیم همیشه همراهشون باشه چون قطعا دلیل ... دیدن ادامه » مهم موفقیت شون همین تیم بودن و دوستی قشنگیه که دارند
برای این گروه پویا و خوش انرژی آرزوی موفقیت میکنم و ممنونم که باعث شدین بعد از اجرا جلسه ای صمیمانه و دوستانه داشته باشیم
#من یک تماشاگرم
مرسی مریم جان❤
نوشته ای پر از انرژی مثبت ....
از دختران با استعداد تئاتر
یک حرکت عالی ست.

همچنین خودتون که همیشه پر انرژی و پویا هستید و من کاملا حس میکنم . تشکر
۳۰ آبان ۱۳۹۸
ممنونم واقعا برای این همه انرژی خوبتون
۳۰ آبان ۱۳۹۸
الهه جان ❤️
۳۰ آبان ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش سوختن i
بعضی از آثار هستند که اکثر کاراکترهای آنها سفید و سیاه و خط کشی شده اند و مخاطب از همان ابتدای مواجهه با اثر میداند که با چه شخصیت و احیانا چه عواقبی مواجه خواهند بود.
ولی در این اجرا همه عوامل از کارگردان تا بازیگران و سایرین تمام تلاش خود را کردند که فارغ از ارائه هرگونه اطلاعات کلیشه ای و بدون پیش فرض، مخاطب را با شخصیتها مواجه کنند.
البته این احتمال وجود دارد که این نوع شخصیت پردازی برای برخی مخاطبین نامآنوس باشد، ولی چنین روشی برای همذات پنداری با کاراکترها، روشی جذاب و متفاوت محسوب می شود.
همچنین طراحی لباس و گریم ها نیز در خدمت این تفکر و پیش برنده ی اهداف کارگردان برای هرگونه آشنایی زدایی با کلیشه های معمول به نظر می رسد.
توقع این بود که از طراحی نور در تفکیک صحنه ها استفاده مناسب تری میشد، هرچند در برخی صحنه های خیال انگیز مانند شعرخوانی ... دیدن ادامه » پدر و دختر، استفاده از نور به شکل چشم نوازی صورت گرفت.
و البته موسیقی و سازهای انتخاب شده به تاثیرگذاری این اثر در ذهن مخاطب کمک شایانی کرد.
در مجموع این نمایش برای من اجرایی دلنشین و آرامش بخش بود که بدون هیچ چالشی، ابتدایی ترین روابط انسانی را روی صحنه نمایان کرد
برای کلیه اعضای محترم این گروه آرزوی موفقیت دارم و بابت جلسه گفتگوی پس از اجرا بسیار سپاسگزارم
امید که در این ایام، از تمام نمایش های روی صحنه در کنار یکدیگر حمایت کنیم
#من یک تماشاگرم
با این تفاسیر، موندم "خواندم" رو بزنم یا "دوست دارم" رو!
۲۹ آبان ۱۳۹۸
بانو مریم بزرگوارید؛

محمد جواد جان کم سعادتی از من بوده و من در جریان جلسه درون گروهی شما نبودم و جداگانه و اتفاقی بلیط خریدم و به تماشا نشستم.
۳۰ آبان ۱۳۹۸
ممنونم
۰۱ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش چرنوبیل i
سپاس بابت تذکرات قاطع و بجایی که در برگه ی نمایش دادین
اگر تمام این نکات به علاوه عدم حضور عکاس در اجرای عموم رعایت بشه، حتما شاهد فضایی ایده آل برای تماشاگران خواهیم بود
#من یک تماشاگرم
متشکرم از نظرات کارشناسى شما، و سپاس از نگاه هنرمندانه ى شما به این نمایش
۲۸ آبان ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش سکوت سفید i
وادی هنر خیلی شگفت انگیزه! وقتی هنرمند اثری خلق میکنه وارد دنیای عجیبی میشه و مسیری رو طی میکنه که حتما او رو غرق لذت میکنه ولی شاید هنرمند هرگز متوجه نشه وقتی مخاطب با اثرش مواجه میشه، چه حسی داره؟ لذت می بره؟ غمگین میشه؟ درد میکشه؟ دلتنگ میشه؟ می ترسه؟ ....
بعضی هنرها رو میشه سالها و قرنهای بعد هم دید و خواند و لمس کرد و تحلیل کرد
بعضی هاش رو نه! باید در همون لحظه خلق اونجا باشی و ببینی و حس کنی و سهمت رو برداری و بری
اینطوری همیشه بخشی از اون اثر رو با خودت حمل میکنی. شاید متوجه نباشی ولی یک روزی، یک جایی دوباره میری سراغ اون سهمی که یه وقتی برداشتی! یه لبخند میزنی یا بغض رو فرو می خوری و یواشکی اشکت رو پاک میکنی و دوباره سهمت رو میگذاری سر جاش!
تاتر از همه هنرها شگفت انگیزتره! شانس و تقدیر تعیین میکنه کِی و کجا متولد بشی و هنر چه افرادی رو از نزدیک ... دیدن ادامه » ببینی!
گاهی از همون اول متوجه میشی بعضی ها اومدن که خالق باشند! نه به فکر شهرت هستند، نه پول های عجیب و غریب! اومدن که با همه وجود توی تاتر غرق بشن! اومدن دست تماشاگر رو بگیرن و ببرن به اعماق! جایی که نویسنده جهانی خلق کرده، کارگردان فضا رو طراحی کرده و بازیگران کارکترها رو آفریدند!
وقتی از سن کم شروع به تاتر دیدن میکنی و از اول شاهد هنرنمایی جوانان سرزمینت باشی، شاهد رشد و تجربه اندوزی شون باشی، شاهد تلاش و شکوفایی شون باشی، یه شوق عجیبی در دلت بوجود میاد!
دیشب حین اجرا یاد سالیانی افتادم که روی صندلی تماشاگر نشستم و بازی های سامان دارابی رو دیدم! چند کاراکتر؟ چقدر اکت؟ چقدر دیالوگ؟ در همون اجراهای دانشجویی تالار مولوی فهمیدم که ایشون حتما "یک بازیگر واقعی" خواهند شد!
وقتی بازی مسلط و خونسرد الهه شه پرست رو دیدم، قند توی دلم آب شد
وقتی کارهای کوروش سلیمانی رو مرور میکردم که طی این سالها کلی آرامش و حال خوب و احترام و مهربانی رو به مخاطبان هدیه دادند، دوباره به اندازه همه ی اون اجراها لذت بردم!
شاید هنرمندان «اصیل» خبر نداشته باشند ولی مخاطبان شما، همه ی این حس و حال ها رو درک میکنند.
ما میدانیم شما چطور به اثر نگاه کردین! متوجه می شیم چقدر تلاش کردین. حس میکنیم تا چه حد به جزئیات توجه کردید تا نهایت «احترام» رو به مخاطب داشته باشید.
بنابراین قدر این تلاش و معرفت شما رو میدانیم، چون قطعا اصل و اساس هنر، همین رفتارها و احترام هاست
برای همه شما گرامیان آرزوی موفقیت دارم و بابت جلسه گفتگو، صمیمانه سپاسگزارم
#من یک تماشاگرم
مریم جان
تو سالها و همیشه بعنوان یک علاقمند و دلبسته‌ی تئاتر انرژی و حضور قلبی تو از هنرمندان هنرهای نمایشی دریغ نکردی و خالصانه همراه بودی و حالا هم با یک گروه خوب و علاقمند این انرژی و عشق رو بیشتر و مضاعف تر ارزانی می کنید .. بدون شک همان اندازه که این ... دیدن ادامه » حظ و لذت رو شما از یک اثرواجرای خوب دریافت می کنید بلکه بسیار بیشتر، گروه های نمایشی به ویژه بازیگران روی صحنه از شما دریافت می کنند و با دلگرمی بیشتر بر صحنه می روند.
این انتقال عشقی دوسویه ست که می تونه در یک شکل محرک و قوی برای تئاتر اعتبار و غنا بسازد
درود به تو و گروه من یک تماشاگرم و گروه های اجرایی که ارزش این همدلی وهمبستگی را بخوبی دریافتند
۲۲ آبان ۱۳۹۸
لطف داری محمد جان
۲۲ آبان ۱۳۹۸
مریم‌خانم جان، الان پاسختون رو دیدم. شما قلب و روح بزرگی دارید. ممنون از محبتتون
۲۳ آبان ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش آشپزخانه i
مدیریت محترم تالار مولوی
با توجه به اینکه بارها مشکلاتی که در آن سالن وجود داشته را اینجا مطرح کردیم و شما با حس مسئولیت پاسخگو بودید، این بار هم مساله ای که شب گذشته در تالار مولوی اتفاق افتاد با شما در میان میگذارم.
در دقایق پایانی اجرای بانو آئویی که در واقع لحظات اوج اجرا محسوب میشد، صدای کوفتن و تنظیم کردن آهن آلات از سالن مجاور به گوش می رسید و باعث شد ما در انتهای نمایش نه موسیقی رو بشنویم و نه تمرکزی روی اجرای بازیگر داشته باشیم!
پس از خروج از سالن هم از دوست گرانقدری که در سالن اصلی حضور داشتند پیگیر شدیم که چرا هنگام اجرای نمایش در سالن کناری، سکوت را رعایت نکردند که ایشان فرمودند تشخیص این موضوع با خودشان است!
به نظر بنده، رعایت حقوق تماشاگری که وقت و هزینه و انرژی خود را برای تماشای نمایش گذاشته، بدیهی ترین وظیفه هر تماشاخانه ای است.
بنابراین ... دیدن ادامه » خواهشمندم نظارت موثرتری بر رعایت قوانین و همچنین حقوق تماشاگران و سایر گروههای اجرایی داشته باشید.
حتما با نظارت بهتر و همکاری و همدلی هنرمندان، میتوان از بروز چنین مسائلی پیشگیری کرد.
پیشاپیش از توجه شما سپاسگزارم
متاسفانه صداهایی که از سالن بغل شنیده می شد کاملا آزاردهنده بود
۰۲ آبان ۱۳۹۸
درود بر شما و پوزش به خاطر تاخیر در پاسخ
از توجه و تذکر به جای شما سپاسگزاریم. از بوجود آمدن این مشکل ناخواسته، عذرخواهی کرده و امیدواریم با هماهنگی و تعامل بیشتر بین گروه های نمایشی شاهد اتفاقاتی از این دست نباشیم. همکاران مرکز تئاتر مولوی نیز برای ... دیدن ادامه » ارائه خدمات شایسته به هنرمندان و مخاطبین عزیز از هیچ کوششی فروگذار نخواهند بود.
از اینکه با انتقادات خود زمینه خدمت رسانی بهتر را برای ما مهیا می کنید صمیمانه سپاسگزاریم.
۱۰ آبان ۱۳۹۸
مدیریت محترم مرکز تاتر مولوی
سپاس از توجه شما
۱۱ آبان ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش بانو آئویی i
اجرایی جذاب از متنی مشکل!
عناصری که در متن میشیما مورد تاکید قرار گرفته از جمله دو وجهی بودن انسان، وجود آنیما و آنیموس، عشق، نفرت، اغوا، ترس، زندگی، مرگ و... باعث میشه به این متن بگم مشکل!
و البته بنظرم جسارت لازم هست که بری سراغ متنی که همه اجرای استاد بیضایی رو ازش بخاطر دارند!
ولی خوشحالم که تعدادی جوان جسور همت کردند و این متن رو به اجرا گذاشتند.
من با گارد بسته وارد سالن شدم چون همیشه پیش فرضم اینه که نمایشهای شرقی خسته کننده و خشک و کسالت آورند! ولی بسرعت متوجه شدم با اجرایی خلاقانه و خوش فرم روبرو هستم. از طراحی نور، دکور و موسیقی خیلی راضی بودم. فکر میکنم همه ی اعضای گروه به جان مایه ی اصلی متن پی بردند و اون رو کشف کردند و به همین سبب همه عناصر اجرا یکدست بود. اجرای بازیگران خصوصا بازی بدن فائزه بختیار کاملا راضی کننده ست و بنظرم فقط نیاز ... دیدن ادامه » هست که آقای اشرفی روی کاراکترشون بیشتر کار کنند چون بنظرم بازی شون مقداری اغراق آمیز بود که البته قاعدتا بخاطر تاثیرپذیری از نقش های مقابل شون این اتفاق افتاده.
حیف که حضور عکاسان با سمفونی شاترها باعث شد چنان که باید از این اجرا لذت نبریم.
از اعضای محترم گروه سپاسگزارم که در جلسه گفتگوی پس از اجرا شرکت کردند و براتون آرزوی موفقیت میکنم
#من یک تماشاگرم
سلام خانم مریم
ای کاش قرار گروهی را زودتر قبل از اینکه نمایش شروع به فروش کند ترتیب دهید تا افراد قبلش تنهایی نمایش را نروند. چون بعضی نمایشها تخفیفات روزهای اول یا سانس های مشخص دارند و به محض شروع فروش افراد ممکن است اقدام کنند.
۰۴ آبان ۱۳۹۸
سلام جناب مقیمی
البته تلاشمون هست که اجراها رو زودتر ببینیم پیش از اینکه دوستان انفرادی اقدام کنند ولی خب مساله اینه که در هفته دو یا حداکثر سه تا قرار میتونیم هماهنگ کنیم و از اونجایی که تعداد نمایشها زیاد هست، قرار گذاشتن در هفته اول برای تمام نمایشها ... دیدن ادامه » میسر نیست. ولی همچنان اولویت این هست که زودتر قرارها رو اطلاع رسانی کنیم تا بصورت گروهی نمایشها رو ببینیم.
و البته گاهی اوقات از کیفیت نمایشها اطلاعی نداریم و ناچاریم صبر کنیم تا اطلاعات مناسب بدست بیاریم
ممنونم از توجهتون
۰۴ آبان ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قبلا فکر میکردم چه خوب که گروهی در ایران هست که جرأت داره علیرغم حواشی ها و دردسرهایی که متنهای پینتر داره، اونها رو برای اجرا انتخاب کنه!
ولی حالا جناب قادرپناه یک ریسک بزرگتر کردند و سراغ نوشتن متنهای اینچنینی رفتن که حتما برای گروه چالشی سخت و لذتبخش بوده و البته مشکلات خودش رو هم بدنبال داره!
کشف این متن پیچیده و پر از گره برای من لذتبخش بود و سبک کارگردانی هم مشابهت زیادی با اجراهای قبلی ریگولیتو داشت!
در خصوص بازیها ضمن احترام به همه عزیزان، بنظرم خانمها موفق تر عمل کردند و البته توضیحات گروه رو در خصوص تغییرات لحظه آخری در متن و دیالوگها شنیدیم که ظاهرا دلیل بعضی ناهماهنگی ها بوده!
همچنین ترجیح میدادم از موسیقی به شکل موثرتر و مناسبتری استفاده میشد! از دکور هم توقع بالاتری داشتم که ظاهرا در این مقوله هم شکل سالن باعث شده شرایطی به گروه ... دیدن ادامه » تحمیل بشه که انتظارش رو نداشتند.
در مجموع احساس میکنم احتیاج دارم یک بار دیگه این اجرا رو ببینم چون بنظر میاد شاید در طول اجرا به تکامل بیشتری برسه.
ممنونم از گروه اجرایی محترم که بعد از اجرا در جلسه گفتگو شرکت کردند بخصوص از جناب بهنام شرفی که علیرغم اینکه در حین اجرا آسیب دیدند، تا پایان نمایش درد رو تحمل کردند و به کارشون ادامه دادند و دقایقی در جلسه شرکت کردند، امیدوارم بزودی بهبودی حاصل بشه.
و البته سپاس ویژه از آوا فیاض عزیز برای هماهنگی و لطف بی پایانش
#من یک تماشاگرم
منم میام برای دیدن دوباره
۰۱ آبان ۱۳۹۸
@ نماینده محترم گروه اجرایی، سپاس از لطف شما
۰۲ آبان ۱۳۹۸
چرا من اعتقاد دارم:)) ۵۰ درصد در دور دوم حلال:)) .انشالله خدمت میرسیم.

باشه مریم جانم
۰۲ آبان ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایده این کار جذاب هست چون قراره متنی کلاسیک و بسیار مشهور بصورت امروزی روایت بشه. چنین تصمیمی ریسک بزرگی برای نویسنده و کارگردان هست چراکه رفتن به سمت متون کلاسیک (که اجراهای قوی از آنها دیدیم) و امروزی کردن آنها، میتونه چالش برانگیز باشه که بنظرم گروه به خوبی از عهده انجام این کار برآمدند.
خصوصا بازیگران که با توجه به تغییرات پی در پی اتمسفر اجرا، کار سختی داشتند.
همچنین با توجه به برخی محدودیتها، نیاز به هوشمندی هایی در کارگردانی و بازیها احساس میشه که تا حد رضایتبخشی این اتفاق افتاد ولی بنظرم هنوز هم امکان بهتر شدن برای این اجرا وجود داره و در نهایت تلنگری برای مخاطب هست که احتمال رخ دادن چنین اتفاقهایی برای هر خانواده ای وجود داره و ای کاش هرکس قبل از هر اقدامی به عواقب آن فکر کنه ...
سپاس از گروه محترم اجرایی که در جلسه گفتگو با تماشاگران ... دیدن ادامه » شرکت کردند
# من یک تماشاگرم
بسیار ممنون از حضور و بیان نظر صمیمانه تون مریم خانم عزیز
آرزوی بهترین ها براتون❤️
۲۹ مهر ۱۳۹۸
ممنونم از لطف تون
۲۹ مهر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تاریخ فروش بلیط احتمالا ۲۲ مهر هست که به اشتباه ۲۲ آبان درج شده
درود بر شما
تاریخ درج شده پیرو اعلام گروه محترم اجرایی نوشته شده بود که اصلاح شد.
با سپاس از شما
۱۸ مهر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش جمعه‌کُشی i
بنظرم ما خوش شانس هستیم که امکان تماشای آثاری از گروه های پیشکسوت برامون فراهم شده. نسلی که تاتر رو نه بعنوان یک شغل یا منبع درآمد بلکه در اصل بعنوان مسیری برای تعالی و کمال خودشان و تماشاگران، نگاه می کردند.
اجراهایی ساده، ملموس و بی ریا که میشه با تک تک کاراکترها ارتباط برقرار کرد و اونها رو بین خانواده و دوست و همسایه، یافت!
دیدن این اجراها میتونه کمی حال و هوای گروه های اولیه تاتر رو برامون بازسازی کنه.
گروههایی که اعضای اون با هم زندگی میکردند، می خواندند و می نوشتند و تمرین می کردند. از جوانی با علاقه شروع به کار کردند و تا چند دهه با عشق به کارشون ادامه دادند.
و جالب اینکه در عین سادگی متن و اجرا، هر تماشاگری میتونه این عشق رو از روی صحنه احساس کنه.
جناب خلج بزرگوار، از شما ممنونم که با مهربانی پدرانه، ما رو پذیرفتین و اجازه دادین این حس ... دیدن ادامه » عمیق عشق به تاتر رو بعد از اجرا هم درک کنیم.
ای کاش که فرصت بیشتر بود و میشد ساعتها این جلسه دلنشین رو ادامه داد.
از تک تک اعضای محترم گروه هم سپاسگزارم که در جلسه صمیمانه با تماشاگران شرکت کردند.
همه شما الگوی ارزشمندی برای گروه های جوانتر هستین و امیدوارم همه قدردان وجود و حضور شما روی صحنه باشند.
# من یک تماشاگرام