تیوال پگاه شاهمرادی | دیوار
S3 : 19:29:36
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نگاهم به توست
دستانم از تو تهیست
جانم به لب است
و این آعاز یگ مرگ آرام و بی صدا ست
نگاهم به توست
نگاهت کجاست ؟
عالی بود :)
۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۴
مرسی رویا جونم :* 3>
۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اعلاترین نمک را برای درمانت میاورند وقتی جای زخمت را میابند
عالییی...
۰۹ آذر ۱۳۹۳
ممنون مجید عزیز
۱۲ آذر ۱۳۹۳
ممنون عمو فرهاد
۱۲ آذر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قبض گناه من پرداخت میشد

اگر بخششت را پس انداز نمیکردی!!!
به دلم نشست
۰۹ آذر ۱۳۹۳
ممنون آقا مجید فقط منظورتونو درست متوجه نشدم
۱۲ آذر ۱۳۹۳
یعنی دلنوشته های شما منحصر به فرد است و مشابهش را کمتر دیده بودم
باز هم ممنون که اشتراک گذاشتید
۱۳ آذر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هوای فکرم پر از ابر خاطره با توست

اینجا یادت بر من میبارد
زیباو لطیف...
۰۸ آبان ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پاهایت لهجه ی کفشهایت را گرفته

تو بی شک از من عبور خواهی کرد ...
مرسی
۰۳ آبان ۱۳۹۳
زیبا...
۰۴ آبان ۱۳۹۳
ممنون از همه 3>
۰۷ آبان ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صبح با راز و شکرانه

امروز ، من نور سیز زندگی و شکوفایی را به خودم هدیه می کنم تا پیوسته به جلو حرکت کنم

پروردگارا سپاس که

هر چه کردم از من روی بر نگرداندی!!

پروردگارا ببخشای بر من

آن هنگام که دانسته و ندانسته به تمسخر دیگری دهان گشودم.

پروردگارا

یاریم کن دلی گشاده داشته باشم تا دیگران را بدون قضاوت بپذیرم

امروز ... دیدن ادامه » به وسعت دادن دامنه عشق خویش همت می گمارم و تلاش خواهم کرد

دیگران را با اشتباهاتشان دوست بدارم

چون خود نیز عاری از اشتباه نیستم .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آنچه معشوق است صورت نیست آن
خواه عشق این جهان خواه آن جهان
آنچه بر صورت تو عاشق گشته ای
چون برون شد پس چرایش هشته ای
صورتش بر جاست این زشتی ز چیست
عاشقا واجو که معشوق تو کیست
نابینای توام
نزدیک تر بیا
فقط به خط بریل می توانم که تو را بخوانم،
نزدیک تر بیا
که معنی زندگی را بدانم.
خیلی خوب بود :) فقط کافی چشماتو ببندی تا حس لامسه ات تمام جزئیاتو توی ذهنت هک کنه / باشد برای روز مبادا /
۰۸ مهر ۱۳۹۳
مرسی شیدا جون
۰۹ مهر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کنارم خیلی ها هستند اما.....!!!

دلم.....!!

پیش "تو" آرام است .....!!!
زندگی قافیه باران است
من اگر پاییزمو درختان امیدم همه بی برگ شدن،
تو بهاری و به اندازه باران خدا زیبایی...
یقین بدان اگر خدایی وجود نداشت
تندیس مهربانیت را چون بتی می پرستیدم...
چون خیالت همه شب مونسو دمساز من است،
شرم دارم که شکایت کنم از تنهایی...
مهم نیست گودال آب باشی یا دریای بیکران ،
زلال که باشی آسمان در تو پیداست...
صبح از دریچه سر به درون می کشد به ناز

وز مشرق خیال

تو ، صبح تابناک تری را

_ سر در کنار من _

با چهره شکفته چو گلهای نسترن

لبخند میزنی.

من ، آفتاب پاک تری را

در نوشخند مهر تو می بینم

در ... دیدن ادامه » مطلع بلند شکفتن.

من ، روز خویش را

با آفتاب روی تو ،

کز مشرق خیال دمیده است

آغاز می کنم.

من با تو می نویسم و می خوانم

من با تو راه می روم و حرف می زنم

وز شوق این محال :

_ که دستم به دست توست ! _

من ، جای راه رفتن ،

پرواز می کنم !

آن لحظه ها که مات

در انزوای خویش

یا در میان جمع

خاموش می نشینم ؛

موسیقی نگاه تو را گوش می کنم.

گاهی میان مردم ؛ در ازدحام شهر

غیر از تو ، هرچه هست فراموش می کنم.



گویند این و آن به هم – آهسته - :

_هان و هان !

دیوانه را ببینید !

بی خود ، چو کودکان ،

لبخند می زند !

با خود ،چگونه گرم سخن گفتن است ؟! _ آه ،

من، دور از این ملامت بیگاه ،

همچنان ،

سرمست ،

در فضای پریخانه های راز

شاد از شکوه طالع و بخت موافقم

آخر چگونه بانگ بر آرم که : - عاقلان !

دیوانه نیستم ،

به خدا سخت عاشقم !
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه زود دیر میشود
در باز شد ...
بر پا ...
بر جا ...
درس اول ، بابا آب داد ، ما سیراب شدیم
بابا نان داد
ما سیر شدیم...
اکرم و امین چقدر سیب و انار داشتند در سبد مهربانیشان ...
و کوکب خانم چقدر مهمان نواز بود...
و چقدر همه منتظر آمدن حسنک بودند
کوچه پس کوچه های کودکی را به سرعت طی کردیم...
و در زندگی گم شدیم!!
همه زیبایی ها رنگ باخت ...
و در زمانه ی سنگ و سیمان قلب هایمان یخ زد !
نگاهمان سرد شد و دستانمان خسته!
دیگر ... دیدن ادامه » باران با ترانه نمی بارد
و ما کودکان دیروز دلتنگ شدیم
زرد شدیم
پژمردیم
و خشکزار زندگینمان تشنه آب شد
و سالهاست وقتی پشت سرمان را نگاه میکنیم
جز در پایی از خاطرات خوش بچگی نمی یابیم
و در ذهنمان جز همهمه زنگ تفریح طنین صدایی نیست...
و امروز چقـــــــــــدر دلتنگ "آن روزهاییم" ؟؟
و هرگز نفهمیدیم
چرا برای بزرگ شدن این همه بی تاب بودیم!!!!
عالی بود مرسی پگاه جون از انتخابت
۲۹ شهریور ۱۳۹۳
لایک پرند جون
۲۹ شهریور ۱۳۹۳
مرسی پرند جان دقیقاً 3>
۲۹ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کویر خشک و بی آبی ولی باران نمی خواهی
در این دریای خود سوزی نمی باران نمی خواهی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دل من دیر زمانی است که می پندارد: دوستی نیز گلی است؛

مثل نیلوفر و ناز، ساقه ترد ظریفی دارد.

بی گمان سنگدل است آنکه روا می دارد جان این ساقه نازک را دانسته بیازارد!
بی گمان سنگدل است
۲۹ شهریور ۱۳۹۳
مرسی علیرضای عزیز
۲۹ شهریور ۱۳۹۳
سپاس
۲۹ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باور کن بعضی دردها گفتنی نیست رفیق
نگو محرم نمی دانمت !! نه
تو محرمترینی بر من
اما بعضی دردها آنقد درد دارد که تکرارش برای خودم هم سنگین است
آنقدر سنگین که به زانو می اندازد مرا
بغض چشمانم را که دیدی بغض نکن
لرزش دستانم را که دیدی هیچ نگو
فقط دستم را بگیری کافیست
هیچ نگــــــــــــــو
بعضی دردها با دلداری سبک نمی شود
به خدا بیشتر دردم می آید
بعضی دردها بد دردی هستند
رفیق بد دردی...

بهترینم آتوسا
پگاه جان دردم امد...
امیدوارم خوب باشی همیشه و از صمیم قلب آرزوی سلامتی برای پدر بزرگوارت از خدا خواستارم و امیدوارم هرچه زودتر بهبود پیدا کنن..
۲۲ شهریور ۱۳۹۳
پگاه جان هر چقدر بگویم زیبا بود کم است .حرف من یود و درد من .
ازت ممنونم.
۲۴ شهریور ۱۳۹۳
مرسی مهدیه جان
بعضی دردها بد دردی هستند
رفیق بد دردی...
۲۴ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زندگی چیست؟

زندگی فرصت خندیدن دل
زندگی گریه شوق
از پی وصلت عشق

زندگی گریه نوزادی است
در لحظه زایش
به زبان دل خویش

زندگی غلغله جوشش آب
داخل ظرف سماور
به کنارش قوری

زندگی تابش نوری است
در ... دیدن ادامه » صبحدم زایش خورشید
که به رقص آوردش گرد و غبار

زندگی شرشره آب روان
چونکه بر سنگ خورد
آیدش نغمه زیباش به گوش

زندگی تیرگی ابر کبود
مژده بارش باران زیاد
بر تن شاخه افسرده ز باد

زندگی شعله شمعی است
که در ظلمت شب
نور امید دهد خانه دل را

زندگی لذت یک صبح قشنگ
سیر در ساحل دریایی
آرام بسی نیلی رنگ

زندگی بارقه نور امید
در پی یافتن راه شفا
به مریضی که جوابش دادند

زندگی آینه پاکیهاست
زندگی آشتی شب پره هاست

زندگی لحظه دیدار دو دوست
بعد یک عمر، فراق

زندگی پرزدن شاپرکهاست
در سیاهی شبی پر کوکب

زندگی غرش رعد در دل شب
چکه آب ز سقفی چوبین

زندگی نیل به رؤیایی دور
در خیالی به نهایت مستور

زندگی صفحه شطرنج دل است
زندگی قدرت یک کیش رخ است
تا که با لبخندی
کندش مات ، شه نومیدی را
زندگی لحظه دیدار دو دوست..


متشکرم.
۱۹ شهریور ۱۳۹۳
خواهش میکنم دوست خوبم روزای خوبی رو ایشاالله در کنار هم داشته باشیم
۱۹ شهریور ۱۳۹۳
پگاه جان اومدیم که روزای خوبی رو رقم بزنیم باهم و در کنار هم ..ممنون
۱۹ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه دوست خوب ایمانتو ازت نمی گیره ! ما آدما معمولا ایمان قوی نداریم . پس دنبال یه دوست باشیم که همینو هم ازمون نگیره !

یه دوست خوب عقایدت رو زیر سوال نمی بره ! و کمکت می کنه که باورهات بیشتر و بهتر بشن !

یه دوست خوب بی ارزشی رو ارزش نمی دونه ! بی دینی رو کلاس نمی دونه ! شراب خوری رو فرهنگ نمی دونه !


یه دوست خوب همیشه ازت تعریف نمی کنه ، گاهی ایرادهاتو بهت می گه تا بتونی اونها رو بفهمی و رفع کنی!

یه دوست خوب آبروی تو رو برای حفظ آبروی خودش نمی ریزه ! در واقع از آبروی تو واسه خودش مایه نمی ذاره !


یه دوست خوب راز داره ! رازهای تو رو به دیگران نمی گه و پشت سرت حرف نمی زنه !

یه دوست خوب در شادی و غم با تو هست . نه فقط توی شادی ها !

یه ... دیدن ادامه » دوست خوب باهات یه رنگه و نه صد رنگ . بهت دروغ نمی گه !

یه دوست خوب کمکت می کنه که به خدا نزدیکتر بشی و امیدوارتر زندگی کنی!

یه دوست خوب یعنی تو ، یعنی من ! به شرطی که بتونیم به خاطر همدیگه خودخواهیمون رو کمتر کنیم !
عععععااااالللللییی

ممنون از شما *:)
۱۷ شهریور ۱۳۹۳
آقا محسن ممنون از لطفتون
۲۸ شهریور ۱۳۹۳
سعید جان ممنون
۲۸ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید