تیوال مجتبی تاج میری | دیوار
S3 : 20:13:14
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
مادر می‌گوید: دلتنگ نباش !
پیدایش می‌شود حتمأ..
امّا دریغ
که نمی‌داند
گم‌ شده‌ی این قصّه
مـــــنمـ !




" رضا کاظمی "
زیبا بود
۲۶ بهمن ۱۳۹۳
ممنون از رضا کاظمی عزیز
و ممنون از عمو فرهاد قصه های مهربان و همراه..
۲۶ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفته بودی خوشت از ما نمیاید، به درک
حالت از دیدنمان جا نمیاید، به درک

کسرِ شأن است که همصحبتِ مجنون باشی
مردِ دیـــوانــه به لیلا نمیاید، بــه درک

هرچه در کوچه تان پرسه زنم پنجره ات
قدرِ پلکی به تماشا نمیاید، به درک

راست گفتی لبِ من را چه به شهدِ لب تو
نانِ خشکی به مربا نمیاید، بــه درک

منِ بی کس سرِ جایم بتمرگم بهتر
قدِ مرداب به دریا نمیاید، به درک

نسخه ... دیدن ادامه » پیچیده مرا دورِ خودش هر شب درد
قرصِ ماهت به مداوا نمیاید، به درک

من خودم خواسته ام پشتِ سرت گریه کنم
نفســـم بعــدِ تـــو بالا نمیاید؟ به درک

تو برو دلنگرانِ منِ بیچـــاره نباش
مرگ هم سمتِ دل ما نمیاید، به درک

نیستم لایقِ خوشبختی و می دانم خوب
به من ایــن گونه غلطها نمیاید، به درک

سقط کن عشقِ مرا و بزن اصلن زیرش
هر جنینی کـــه بــه دنیا نمیاید، به درک



پ.ن
شهراد میدری
به درک..
مرگ هم سمتِ دل ما نمیاید، به درک
...
سکوت کمر فکرم را شکست
خسته ام از تظاهر به خندیدن
به بودن, به ایستادگی, به صبر
کاش میشد به عزرائیل رشوه داد
اینجا روی این کره ی خاکی پر است از آدم هایی
که
... دیدن ادامه » مرا نمی فهمند و فقط ترجمه ام میکنند,
آن هم به زبان خودشان . . .
۱۴ بهمن ۱۳۹۳
مجتبی جان
لابد عاشق بودمو هستم که ازش دم میزنم:)
یه جفت چشم سیاه که تاابد کوررنگم کرده روهمه رنگا.
بعدم من اگه ادعای عاشقیمه طرفم که ادعا نداره که حتما بیاد طرف من.
چاکر داداش:))
۲۹ بهمن ۱۳۹۳
محمد عزیز..

خوب باشی همیشه
عاشق :)
۰۳ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خمیـازه‌های کش‌دار ،سیـگار پشت سیگار
شب گوشه‌ای به ناچار ،سیگار پشت سیگار

این روح خسته هر شب ،جان کندنش غریزیست
لعنت بـــه این خود آزار ،سیگار پشت سیگار

پای چپ جهــــــان را ،با ارّه‌ ای بریدند
چپ پاچه‌های شلوار ،سیگار پشت سیگار

در انجمـاد یک تخت ،این لاشه منفجر شد
پاشیده شد به دیوار ،سیگار پشت سیگار

بر سنگفرش کوچه ،خوابیده بی‌ سرانجام
این مرده ی کفن خــوار ،سیگار پشت سیگار

صد ... دیدن ادامه » صندلی در این ختم، بی‌ سرنشین کبودند
مردی تکیده ،بیـــزار ،سیگار پشت سیگار

تصعید ِ لاله ی گوش ،با جیغ‌های رنگی
شک و شروعِ انکار ،سیگار پشت سیگار

مُردم از این رهایی ،در کوچه‌های بن‌بست
انگار ها نـــه انگار ،سیگار پشت سیگار

این پنچ پنجه امشب ،هم خوابگان خاکند
بدرود دست و گیتار ،سیگار پشت سیگار

ماسیده شد تماشا ،بر میله میله پولاد
در یک تنور نمدار ،سیگار پشت سیگار

صد لنزِ بی‌ترحم ،در چشم شهر جوشید
وین شاعران بیکار ،سیگار پشت سیگار

در لابلای هر متن ،این صحنه تا ابد هست
مردی بــه حال اقرار ،سیگار پشت سیگار

اسطــوره‌های خائن ،در لابلای تاریـــخ
خوابند عین کفتار ،سیگار پشت سیگار

عکس تو بود و قصّه ،قاب تو بـود و انکار
کوبیدمش به دیوار ،سیگار پشت سیگار

مبهوت ردّ دودم ،این شکوه‌ها قدیمیست
تسلیم ِ اصل تکـرار ،سیگار پشت سیگار

کنسرو شعر سیگار ،تاریــــخ انقضاء خورد
سه، یک، ممیز چهار ،سیگار پشت سیگار

ته مانده‌های سیگار ،در استکانی از چای
هاجند و واج انگـار ،سیگار پشت سیگار

خودکارِ من قدیمی‌ست ،گاهی نمی‌نویسد
یک مارک ِ بــی‌خریدار ،سیگار پشت سیگار



پ.ن
سیگار پشت سیگار
اندیشه فولادوند
"دخترکِ تلخِ خاص"

http://s1.picofile.com/file/7940347525/Cigar_poshte_Cigar_andishe_foladvand.mp3.html
ممنون از لینک صوتی. بسیار تاثیرگذار بود
۱۴ بهمن ۱۳۹۳
سیگار پشت سیگار...!

۱۴ بهمن ۱۳۹۳
یلدا بانو
..
۱۵ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
داری میری ولی یادت تو قلبم
جــا میمونه..
دیدی منم اونکه آخره این قصه
تنهــا میمونه..
تو که می گفتی این دنیا بی چشمام
دلگیره..
تو که می گفتی این گلدون بی بارون
می میره..

باریدم باریدم گُل دادی
باریدم تا دیدم گُل دادی
گُلدون از بارون بیزار شد
لعنت به چشمی که بیمار شد..

داری میری ولی یادت نره
جونِ ... دیدن ادامه » منو بهم قول دادی
داری میری ولی یادت نیست
مثل عطر تیچون گُل دادی
ببین خدایی حیف نبود
میونِ اونهمه چشم حسود
منو تو باهم شاد بودیم
نا کجا آباد..
بگو چی شد یهو دلتو زدم
من که با تو خوبم با همه بَدم
بگو یهو چی شد بارون بده شد
چی شد یهو گُلم دلزده شد
چی شد یهو گُلم دور شد و
چی شد یهو مغرور شد و
چی شد..
چی شد

باریدم باریدم گُل دادی
باریدم تا دیدم گُل دادی
گُلدون از بارون بیزار شد
لعنت به چشمی که بیمار شد..




پ.ن
سینا حجازی.
باریدم.
مرا شمرده بخوانید..
برای خاکسپاری
تمام باغچه ها را
به مـــادرمـ بسپارید..




پ.ن
پـــاروی بی قــــــــایقـ
محسـنـ چــــــــاوشی
از همان آغاز
راه ما کمی از هم جدا بود
تو مثل یک شاعر
عاشق بودی
و من مثل یک عاشق
شعر می سرودم
هر دو گــــمـ شدیم
من در پایان یک رویا
تو در یک شعر بی پایان



" واهه آرمن"
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آری از پشت کوه آمده ام!

چه می دانستم اینور کوه باید برای ثروت حرام خورد
برای عشق خیانت کرد
برای خوب دیده شدن دیگری را بد نشان داد
برای به عرش رسیدن دیگری را به فرش کشاند
وقتی با تمام سادگی دلیلش را می پرسم میگویند از پشت کوه آمده..
ترجیح میدهم به پشت کوه برگردم
و تنها دغدغه ام سالم برگرداندن گوسفندان از دست گرگها باشد
تا اینور کوه باشم گرگ!



" محمد بهمن بیگی"
خیلی خوووووووبه

من کولی ساده بودن را دوست دارم اگر شهرنشینی من را از " من " دور میکند...
۱۷ شهریور ۱۳۹۳
ترجیح میدهم به پشت کوه برگردم
و تنها دغدغه ام سالم برگرداندن گوسفندان از دست گرگها باشد...
خیلی قشنگ بود مجتبی :)
۱۷ شهریور ۱۳۹۳
ممنونم مینای عزیز..

دقیقأ بخاطر همین قشنگ بودن و حقیقت داشتنش بود که به اشتراک گذاشتمش
تا دوستانی مثل تو، با دید وسیع و عمیق خودشون بکاونش و نیوشش کنن!

ممنونم که خوندی :)
۱۷ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فکر می کنی چه کسی هستی که زندگی مرا قضاوت می کنی؟!
می دانم که کامل نیستم..
قبل از آن که انگشت اشاره ات را به سمت من نشانه بگیری
مطمئن شو که دستان ات پاک اند!



"باب مارلی"
عالی ...
۱۵ شهریور ۱۳۹۳
ممنونم someone عزیز..
عالی نگاه شماست..
۱۵ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیگران را اگر از ما خبری نیست، چه باک
نازنینا، تو چرا بی خبر از ما شده ای ...؟!



استاد شهریار
:((((
۰۸ شهریور ۱۳۹۳
به به
۱۰ شهریور ۱۳۹۳
:)
۱۰ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک روز از سرِ بی کاری به بچه های کلاس گفتم انشایی بنویسند با این عنوان که "فقر بهتر است یا عطر؟"
قافیه ساختن از سرگرمی هایم بود.
چند نفری از بچه ها نوشتند "فقر".
از بین علم و ثروت همیشه علم را انتخاب می کردند.
نوشته بودند که فقر خوب است چون چشم و گوش آدم را باز می کند و او را بیدار نگه می دارد ولی عطر، آدم را بیهوش و مدهوش می کند.
عادت کرده بودند مجیز فقر را بگویند چون نصیبشان شده بود!
فقط یکی از بچه ها نوشته بود "عطر".
انشایش را هنوز هم دارم.
جالب بود..
نوشته بود؛ "عطر حس های آدم را بیدار می کند که فقر آنها را خاموش کرده است..!"



رویای تبت - فریبا وفی
یاد اون انشاء ها بخیر :(
۰۵ شهریور ۱۳۹۳
شاهکار تکان دهنده ای بود :(( مرسی مجتبی جان
۰۷ شهریور ۱۳۹۳
مصطفی عزیز..
درود بر تو که در مقابله با حقیقت تکان می خوره اندیشه و جانت هنوز!!
نه مثل خیلی ها..
۰۸ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گاهی باید به دور خود یک دیوار تنهایی کشید!
نه برای اینکه دیگران را از خودت دور کنی،
بلکه ببینی
چه کسی برای دیدنت دیوار را خراب می کند!!



" ژان پل سارتر "
ببخشید البته من شاعر نیستم و علمی هم به شعر ندارم.
بهتر از این هم می توانی بسرایی دوست من
۰۵ شهریور ۱۳۹۳
دیوار چین هم باشه خراب میکنیم داداش :)
۰۵ شهریور ۱۳۹۳
عجب روش خوبی برای یافتن دوست
۰۶ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی آدم یک نفر را دوست دارد ، بیشتر تنهاست!
چون
نمی تواند به هیچکس جز به همان آدم بگوید که
چه احساسی دارد ..



سمفونی مردگان - عباس معروفی
عباس معروووووفی عززززززززززیز
۰۴ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شما که سواد داری ، لیسانس داری ، روزنامه خوونی
با بزرگون میشینی ، حرف میزنی... همه چی میدونی
شما که کله ت پُره ، معلم مردم گنگی
واسه هر چی که میگن جواب داری ، در نمیمونی..

بگو از چیه که من دلم گرفته...

راه میرم دلم گرفته ، می شینم دلم گرفته
گریه می کنم ، می خندم ، پا میشم، دلم گرفته !



" محمد صالح اعلا "
چرخید ماه دور زمین در ستایشت
قلبش گرفته حین خسوف نوازشت
خورشید روزمرگی از اسمان گذشت
شب سرگذاشت روی افق های تابشت
دریا دو گام امد و بعدش دو موج رفت
مانند ان کبوتر دلتنگ و سرکشت
فواره خواست دل بکند از زمین نشد
با گریه بازگشت به سوی گرانشت
گفتی که عشق ... دیدن ادامه » چیست گفتم خودت بگو
پرسش ترین جواب مناسب به پرسشت
۱۲ مرداد ۱۳۹۳

راه میرم دلم گرفته ، می شینم دلم گرفته
گریه می کنم ، می خندم ، پا میشم، دلم گرفته !
آقای میری من عااااشق این دستنوشته ی جناب صالح اعلاء هستم ...انتخابتون عالی بود ممنون:(
۰۴ شهریور ۱۳۹۳
تاج میری آنا بانو!
تاج میری :)

خوشحالم که هم عقیده ایم تو دوست داشتن نوشته های عالی جناب صالح اعلاء عزیز و فخیم..
۰۴ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هر انسانی یک بار
برای رسیدن به یک نفر
دیر می کند،
و پس از آن
برای رسیدن به کسان دیگر
عجله ای نمی کند!



" یاشار کمال"
چه خوبه :)
۱۱ مرداد ۱۳۹۳
:))
۱۱ مرداد ۱۳۹۳
:)
۱۲ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر کسی احساست را نفهمید مهم نیست
سرت را بالا بگیر و لبخند بزن
فهمیدن احساس کار هر آدمی نیست!



"احمد شاملو"
کاش اینجوری نبود!
کاش اینقدر راحت نادیده نمی گرفتیم همدیگرو با نفهمیدن احساسات همدیگه!!

کاش این کاش وجود نداشت..
۳۱ تیر ۱۳۹۳
ببین، همیشه خراشی است روی صورت احساس...
۰۱ مرداد ۱۳۹۳
این تو کدوم دفتر شاملوئه؟
۱۰ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیمی از مردم جهان افرادی هستند که چیزهایی برای گفتن دارند ولی قادر به بیان آن نیستند!
و نیم دیگر افرادی هستند که چیزی برای گفتن ندارند اما همیشه در حال حرف زدن هستند!!


"رابرت لی فراست"
''چیزهایی برای گفتن دارند ولی قادر به بیان آن نیستند''!....این خیلیییییییی حس خفقان به آدم میده و بَده....آدم نتونه بگه ...

اون نیمی که مداااام در حال حرف زدن اون هم نسنجیده اکثرا!هستند بسیاررر نابووووودکننده اند این افراد: دی
۱۶ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صدای گوشخراشی در فضا طنین انداخت :
« پسر مریم ، تو بر خلاف شریعت عمل می کنی »

عیسی به آرامی جواب داد :
« شریعت مخالف قلب من عمل می کند»


" آخرین وسوسه ی مسیح - نیکوس کازانتزاکیس "
تکون میده آدمو
۰۹ تیر ۱۳۹۳
موافقم!

دلی که آگاه باشه و روحی که آزاد باشه از درک معنای نهفته در همین چند کلمه تکون میخوره و به خودش میاد..
۰۹ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر کسی بخواهد بخشی از زندگی شما باشد حتما خواهد بود!
پس برای کسی که هیچ تلاشی برای ماندن نمی کند، خودتان را به زحمت نیندازید تا جایی را برایش نگه دارید.


"خورخه لوئیس بورخس"
مثل یه بچه کلاس اولی که بی ریا و صادقانه همکلاسیش رو دوست داره
و همیشه تو صف براش جا نگه میداره تا برسه و با لبخندش دنیا رو روشن کنه
منتظرم!!
متن بالا رو نوشتم و گذاشتم اما..!
اما خودم جا نگه داشتم!!
با اینکه می دونم هیچوقت..

بگذریم..
۳۱ خرداد ۱۳۹۳
چقدر این حال این روز های منه
۳۱ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
" آه اگر آزادی سرودی می خواند
کوچک
همچون گلوگاه پرنده ای
هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند
سالیان بسیاری نمی بایست
دریافتی را
که هر ویرانه نشان از غیاب انسانی است.."

" احمد شاملو "
زیباست
۲۰ خرداد ۱۳۹۳
خوشحالم که خوشتون اومد خانم مرجانه.


و شاملو..
خورشیدی که سیاه دیده شد!!
۲۰ خرداد ۱۳۹۳
***
۲۴ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
و شاعران
از بی آرش ترین الفاظ
چندان گناه واژه تراشیدند
که بازجویان به تنگ آمده
شیوه دیگر کردند,
و از آن پس
سخن گفتن
نفس جنایت شد.


استاد " احمد شاملو "