تیوال علی رضیانی | دیوار
S3 : 16:57:59
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
علی رضیانی
درباره نمایش شمس پرنده i

نمایش " شمس پرنده " به کارگردانی پری صابری
تا پیش از این نمایش دچار این چالش نشده بودم که یک نقد هنری ،باید نقدی تکنیکال باشد یا اخلاقی ؟ یا حتی نقدی تکنیکال و با در نظر گرفتن اصول اخلاقی. شاید سالهاست که این بحث در مباحث علمی مطرح است که آیا علم ( در معنای کلی آن ) باید اخلاق مدار باشد یا نه ؟
خیلی به حاشیه نروم و این کار را از هر دو جنبه بررسی کنم، یک بار بدون در نظر گرفتن وضعیت فیزیکی کارگردان و یک بار با در نظر گرفتن شرایط فیزیکی و سنی کارگردان.
نگاه تکنیکال: شاید اکثر تماشاگران از دیدن این کارر لذت برده باشند اما باید واقعیت را در نظر گرفت که مخاطبان از چه چیزی لذت بردند ؟ پاسخ روشن است، تماشاگران از تماشای یک داستان کلاسیک و با ارضای حس نوستالژیک خود از این داستان لذت بردند، چه بسا صدها روایت دیگر از این داستان نیز ساخته شود و همگان لذت ... دیدن ادامه » ببرند، اما واقعیت این است که در تماشای این داستانهای کلاسیک، تماشاگر به تئاتر می آید که خوانش کارگردان از این داستان کلاسیک را بببیند و به نحوی متفاوت از آن لذت ببرد . اما خوانش خانم صابری چه بود ؟ چگونه از کارگردانی دفاع کنم ؟ از ناهماهنگی رقص دفاع کنم ؟ از ضعف شدید سیستم صوتی دفاع کنم ؟ از نور پردازی دفاع کنم ؟ به راستی از چه دستاورد کارگردان باید دفاع کرد ؟
در روزهایی که اینهمه گروه های رقص حرفه ای در کشور فعالیت می کنند، از کوروش زارعی بگیرید تا ابراهیم پشت کوهی و نیما جاودان فر و ده ها نفر دیگر ، چرا باید انقدر گروه رقص ضعیف باشد ؟ در روزگاری که آتیلا پسیانی ، همایون غنی زاده ، رضا حداد ، امیررضا کوهستانی از قوی ترین سیستم های صوتی استفاده می کنند ، چرا باید بعد از بیست اجرا ، اینهمه ضعف در سیستم صوتی باشد ؟
به راستی انتظاری بیش از اینها از خانم صابری می رفت ، شاید یک دستبار کارگردان قوی می توانست بسیاری از این مشکلات را حل کند.
نگاه اخلاقی : وقتی می بینم که یک بانوی هشتاد و چند ساله با انگیزه به کار خود ادامه می دهد واقعا لذت می برم . به راستی چند نفر از پیرمردان و پیرزنان اطراف ما اینچنین توانایی دارند ؟ ما واقعا مدیون این بزرگان هستیم و باید اینها باشند که درهای کاخ سعدآباد به روی علاقه مندان تئاتر باز شود و راه برای سایر گروه ها و تئاترهای موزیکال هموار گردد.

#شمس_پرنده #پری_صابری #کاخ_سعدآباد #ایران #تهران #تئاتر #معرفی_تئاتر #پیشنهاد_تئاتر #نقد_تئاتر
هاشمی و پرندیس این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی رضیانی
درباره نمایش مستاجر i

دوست دارم برای معرفی این کار از یکی از جملات انتهایی کار شروع کنم ، وقتی که شخصیت اصلی داستان خودکشی کرده است و می گوید:
" این خودکشی نبود، این قتل عمد بود "
در روزهایی که از همه طرف اخبار خودکشی به گوش می رسد، چقدر این جمله قابل تامل می شود. از کودک یازده ساله گرفته تا پیرمرد هفتاد ساله، چه عاملی باعث این خودکشی ها می شود ؟
پاسخ: سرکوب محیطی
این نمایش تمام سعی خود را می کند که به ما اخطار دهد که در دنیای امروز بی قهرمان، این جبر محیطی است که رفتار انسانها را با کنترل های بیش از حد به جنون می کشاند .
طراحی صحنه کاملا متناسب با کار
بازی شخصیت اصلی خوب
نور پردازی بسیار ضعیف
موسیقی پایانی کار شاهکار
و در کل نمره قابل قبول برای این کار :)
امیرمسعود فدائی، عارف، پرند محمدی و پرندیس این را خواندند
رومینا خلج هدایتی و Firouzeh Elahi این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با کنار رفتن پرده ، اولین چیزی که به شدت به چشمم آمد ، تقارن در طراحی صحنه بود ، تقارنی که بعید بود بی دلیل باشد و این خود آغازی شد بر جریان های موازی و سیال داستان.
حال و هوای کار به شدت من رو به یاد کارهای امیررضا کوهستانی می انداخت ، از ترکیب سعید چنگیزیان و الهام کردا و ستاره پسیانی گرفته تا استفاده از مانیتور در طراحی صحنه...
نمایشنامه های تئاتر در تئاتر را دوست دارم و از این کار نیز لذت بردم.
به صورت اختصار داستان در ارتباط با مترجمی است که به درخواست ناشرش به پاریس می آید و مامور قتل نویسنده کتابی می شود که او آن را ترجمه کرده است و داستان هایی که همزمان پیش می روند.
بازی ها که به صورت کلی خوب بود ( به غیر از بازی ناشر ) و این نکته را نیز باید گفت که بازی متفاوت و جدیدی از لیلی رشیدی دیدم که جای تحسین داشت

#پرتقالهای_کال #صابر_ابر #الهام_کردا #سعید_چنگیزیان ... دیدن ادامه » #پانته_آ_پناهی_ها #تئاتر #معرفی_تئاتر #نقد_تئاتر #ستاره_پسیانی
در مورد بازی لیلی رشیدی و آن ناشر بسیار با شما موافق هستم. البته متاسفانه چون وقتی نمایش را می‌دیدم در ردیف اول و سمت راست نشسته بودم؛ این تقارنی که در مورد طراحی صحنه به آن اشاره فرمودید را احساس نکردم.
۲۶ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی رضیانی
درباره نمایش تهران بی تو i
بی شک نمایش های مدرن نیاز به نگاه های مدرن هم دارند. در چنین نمایشنامه هایی شاید خیلی نباید به دنبال یکپارچگی داستان در معنای کلاسیک آن بود؛ بلکه باید از صحنه ها در جای خود لذت برد، از تماشای تصاویر زیبا لذت برد و منطق را کنار گذاشت و با احساس غرق در کار شد. به راستی هدف اصلی تیاتر هم جز این نبوده است که تخیل مخاطب را فعال ساد و از ترکیب نور،تصویر و صدا، تصویر سومی را در ذهن مخاطب ایجاد کند.
خوشحالم که از این نوع کارها هم در ایران ساخته می شود.
Benighted این را خواند
baharan ebrahimi، shazdehbala، آنا عـلـّامی و حمید رضا ضیایی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی رضیانی
درباره نمایش اتاق ورونیکا i
متن این نمایش از آن دست نمایشنامه هایی است که سراسر مخاطب را درگیر می کند و دائما علامت سوالهای جدیدی را ایجاد می کند که به علت تعلیق در پاسخگویی ؛ مخاطب را مجبور به حدس و گمان های پی در پی می کند. بازی ها نیز به خوبی روی متن سوار شده است و ترکیبی دریت را به تماشاگر هدیه می کند.
به علت ظرافت داستانی حیف است که داستان را بازگو کنم چرا که از هیجان کار می کاهد . اما پیشنهاد می کنم که این کار را ببینید ، مطمئن هستم که لذت خواهید برد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی رضیانی
درباره نمایش خرمهره i
" خرمهره " نمایشی است که این شبها در تماشاخانه استاد مشایخی به نمایش در می آید.
این کار را باید در ژانر " کمدی تلخ " قرار داد، ژانری که اخیرا نیز دوباره مورد استقبال عموم قرار گرفته است. وقتی لیست کتابهای پرفروش سال گذشته سایت آمازون رو می بینیم؛کتابهایی مثل " اتحادیه ابلهان " و " پیرمرد صد ساله ای که..." می بینیم که همگی در این ژانر نوشته شده اند.
اما " خرمهره " روایتگر نظام استبدادی که قصد دارد با استفاده از پول و قدرت به همه ی خواسته هایش برسد.
فضای کار به شدت ضد سرمایه داری است و دائما سعی در القای این موضوع دارد که در دنیای مدرن " پول " به چنان ارج و قربی رسیده است که افراد برای بدست آوردن آن حاضر هستند تمامی موازین اخلاقی را زیر سوال برند.
در انتهای تماشای این کار این سوال در ذهن من شکل گرفت که آیا حکومتی مستبد و چپاول ... دیدن ادامه » گر زاییده ی مردمی مستبد و چپاول گر است یا به عکس این دولت های مستبد و چپاول گر هستند که مردمی با روحیات استبدادی و چپاول گری تربیت می کنند ؟
در انتها دیدن این نمایش غیر دولتی و خصوصی را به علاقه مندان این هنر شریف دعوت می کنم
علی رضیانی
درباره نمایش رد پای صورتی i
از دیدن این کار واقعا لذت بردم
سریع خودم رو رسوندم پای تیوال که ازش تعریف کنم ، اما با این حجم از انتقاد رو به رو شدم
دوستان فراموش نکنیم که قرار بود " پلنگ صورتی " ببینیم و دیدیدم . قشنگ فضای اغراق شده ی کارتونی رودیدیم ، ممکنه نقد هایی به متن وارد باشه اما باز هم نه در مقایسه با " پلنگ صورتی " بلکه در مقایسه با "تن تن ِ چرمشیر " ، اما این باعث نمیشه که کلیت کار رو زیر سوال ببریم
بازی کاظم سیاحی فوق العاده بود فوق العاده
من تن تن رو بیشتر دوست داشتم..خیلی بهتر بود...اما از این تئاتر هم لذت بردم
۱۱ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی رضیانی
درباره نمایش هملت i
اولین کلمه ای که به ذهنم میرسد درمورد این اجرا ،"مهندسی" است
واقعا آرش دادگر این کار را مهندسی کرده است . همه چیز حساب شده است ، ازطراحی صحنه بگیرید تا نور و میزانسن موسیقی . عنصر تعادل به خوبی در این کار رعایت شده ، هیچ چیزی بر هیچ چیزی برتری ندارد . از اون کار ها نیست که بگیم مثلا بازی بر متن سوار است یا مثلا طراحی صحنه، بار اصلی کار را به دوش می کشد ، نه واقعا این طور نیست و همه ی عوامل در یک سطح خوب هستند.
به جرات میتونم بگم که بهترین اجرایی بود که درسال 93 دیده ام.
خوانش خیلی جالبی بود از متن هملت که خیلی دوستش داشتم.
خوشحالیم که از اجرا راضی بودید . پیروز باشید .
۲۷ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی رضیانی
درباره نمایش شاه لیر i
در تمام طول اجرا داشتم به این فکر می کردم که اگر تماشاگری نمایشنامه شاه لیر را نخوانده باشد و کلا از داستان بی خبر باشد آیا از این پرفورمنس برداشت درستی خواهد داشت ؟ و آیا اصلا کلیت کار را درک می کند یا نه ؟
من فکر می کنم که نه ، اگر بیننده ای از داستان بی خبر باشد مطمئنا نمی تئاند برداشت صحیحی از این نمایش داشته باشد ، مطمئنا این شک به دل ملودی ارام نیا هم افتاده بود که در لحظات پایانی اجرا کل داستان را در دو خط برای تماشاگر تعریف می کند تا کسی گنگ و گیج از سالن خارج نشود . اما به نظر من زمان این اطلاع رسانی خیلی دیر بود و ای کاش همین دو خط در ابتدای نمایش گفته می شد و سپس اجرا شروع می شد .
این گیجی و گنگی تماشاگر را در تعلل اش در دست زدن هم می بینیم ، وقتی که اجرا تمام شده و همه چراغ ها روشن شده اما هنوز تماشاگر باور ندارد که کار به پایان رسیده .
در نهایت ... دیدن ادامه » به همه گروه خسته نباشید می گم به خصوص به خانم آرام نیا به جهت طراحی نور ِ و طراحی رقص مناسب .
دوست عزیز تا جایی که سواد بنده قد میدهد بعید میدانم بتوان این اجرای تئاتر را در طبقه پرفورمنس دسته بندی کرد :)
۲۱ خرداد ۱۳۹۳
من که خودم سوادی ندرم ، بنابراین رفتم سراغ کتاب ها و مراجع تا ببینم معنی پرفورمنس چیست :
کتاب فرهنگ واژگان تئاتری - تالیف علیرضا احمدزاده
پرفورمنس را هنر ترکیبی و چند رسانه ای از قبیل نقاشی ، فیلم ، موسیقی ، نمایش و رقص می دانند. ویژگی های بدن بازیگر و ... دیدن ادامه » ترکیب هنر ها از شاخصه های اصلی این سبک می باشند.
ویکی پدیا فارسی :
هنر اجرا گونه‌ای هنر است که عناصر تئاتر، موسیقی و هنرهای تجسمی را با هم ترکیب می‌کند. هنر اجرا با رخداد، مرتبط است و اغلب به صورت مترادف با یکدیگر به کار می‌روند. ولی هنر اجرا معمولاً برنامه‌ریزی دقیق‌تری دارد و عموماً تماشاگران را در اجرا دخالت نمی‌دهد.

هنر اجرا هنر زنده نیز نامیده می‌شود و اغلب دارای محتوای سیاسی، اجتماعی و فلسفی است و با هنر مفهومی پیوند نزدیک دارد.
۲۱ خرداد ۱۳۹۳
بسیااااااااار عالی! دست شما درد نکنه.
طبق دانسته های اندک بنده پرفورمنس زیرشاخه ای از تئاتر است(بعضی این نظر را رد میکنند)که آن را هنر زنده هم مینامند و اغلب دارای محتوای سیاسی، اجتماعی و فلسفی است و با هنر مفهومی پیوند نزدیک دارد.
استفاده از بدن از خصوصیات ... دیدن ادامه » این سبک است ولی الزامی بر وجود آن نیست. بطور مثال شعبده بازی گونه ای پرفورمنس است.
۲۱ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی رضیانی
درباره نمایش میز i
این نمایش را بیش از هر چیز تقابل ایمان و اعتقاد با عقل و تفکر دیدم . برای همین نسل ما با گوشت و پوستش با این نمایش ارتباط برقرار می کند . اجرایی که در نهایت سادگی به ژرف ترین معناها می رسد . روند پیش روی داستان رو دوست داشتم :
مرحله ی اول انکار : اصلا سقف سوراخ نیست
مرحله دوم سفسطه و انحراف از بحث اصلی : سفسطه های عمو و صحبت راجع به آینده
مرحله سوم تطمیع : پوست مادر - حق زن - خوش گذرانی پسر
و نهایتا تسلیم
از طرفی مقابله به مثل جبهه مقابل هم جالب بود
مرحله اول : استفاده از برهان های عقلی
مرحله دوم : تمسخر جبهه مقابل از طریق جوک سازی
اما پایان بندی کار را دوست نداشتم ، چرا که وقتی خواهر و برادر هم در انتهای نمایش از سر مخالف به انکار سوراخ بودن سقف پرداختند ، در واقع وارد یک چرخه معیوبی شدند که پایان خوشی ندارد و جبهه ای که نماد عقل گراها و منطق گرا هاست نباید ... دیدن ادامه » وارد این لج بازی می شد .
یک انتقاد دیگر هم دارم و به نظرم بازیگر پدر بزرگ انتخاب مناسبی برای این نقش نبود .
اما نهایتا ا همه دوستان دعوت می کنم که در این 3-4 روز پایانی به دیدن این نمایش بروند .
نیلوفر ثانی، manimoon و ابرشیر این را خواندند
Marillion، بهار کاتوزی، محیا بهرامی و حانیه تولایی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی رضیانی
درباره نمایش مسخ i
وقتی دیالوگ حذف می شود ، همه ی بار انتقال معنا بر دوش بایگران می افتد که من فکر می کنم این گروه نتوانستند از پس ِ این کار به خوبی بر بیایند . در نتیجه اگر طراحی ِ صحنه را از این نمایش حذف یا حتی کمی ضعیف می کردیم ، چیزی برای ارائه به تماشاگر باقی نمی ماند .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی رضیانی
درباره نمایش مرداب روی بام i
فضای کار رو دوست نداشتم ، کندی ِ ریتم اذیتم کرد . تناسبی بین منولوگ های شعاری رزیتا و آینه با کلیت ِ کار پیدا نمی کنم . بازی ِ پدرو به شدت در سطح ِ پایین تری از بقیه قرار داشت .و ای کاش آقای گوران فقط کارگردانی کنند و دستی به قلم نبرند .
دقیقا...
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۳
متن خووووب که با حساسیت و مهارت آقای گوران ایرانیزه و بازنویسی شده
بازی های بسیار عالی خانم پناهی ها و جعفری و لحظه سازی های بسیار حرفه ای و به جای ستاره پسیانی...
کارگردانی و طراحی صحنه فوق العاده...
۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۳
طراحی صحنه خوب بود قبول دارم ام دیالوگ های کلیشه ای روند کند.....فقط یه سری دیالوگ پر سوز....
۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی رضیانی
درباره نمایش هم هوایی i
چقدر این کار را دوست داشتم
مگر با قصه گویی هم می شود این همه تصویر در ذهن مخاطب ساخت ؟
بله می شود . وقتی متن قوی باشد و بازی ها خیره کننده ، وقتی حتی چیزی نمی بینی اما با شنیدن داستان اشک در چشمانت حلقه می زند .
این کار فوق العاده روی من تاثیر گذاشت.
از اون جایی که کار هم طناب رو دوست نداشتم، با یک دید منفی به دیدن این کار رفتم . اما واقعیت اینه که این دو کار اصلا قابل قیاس نبودند.
از همه عوامل این کار سپاس گذارم که این لحظات شیرین رو برام رقم زدند.
علی رضیانی
درباره نمایش شمعدانی ها i
داستان تکراری
شیوه ی اجرا تکراری
کارگردانی تکراری
بازی ها تکراری
....
جم، سیامک قلی زاده، niloofar.Lotus و بیتا نجاتی این را خواندند
محمد م و نیما قانعی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سازی که دیر کوک شد .
شاید بهترین تعبیری است که بعد از دیدن ِ این کار به ذهنم رسید . قبل از هر چیز باید بگم خوشحالم که در سالن ِ اصلی تئاتر ِ شهر ، اجرایی با این سبک و سیاق به روی پرده رفت و این نشون میده که مدیریت تئاتر شهر اگه کار ِ کلاسیکی مثل دایی وانیا ِ اکبر زنجان پور را به صحنه می برد ، کار ِ همایون غنی زاده را نیز به روی پرده خواهد برد .
و اما در مورد ِ خود ِ کار ، از دیدگاه ِ من نمایش دیر کوک شد و یک ساعت زمان برد تا نمایش جا بیفتد ، اما امان از لحظه ای که جا افتاد... 2 پرده ی آخر فوق العاده گیرا بود .
و اما نکته ای مهم و آموزنده برای من : در صحنه ای همایون غنی زاده مجبور بود که رابطه عاشقانه و سکشوال ِ 2 بازیگر را نمایش دهد و همه ما به خوبی می دونیم که این کار توو ایران غیر ممکنه . اما این مرد با هنرمندی ِ هرچه تمام تر به گونه ای صحنه را کارگردانی کرد که ... دیدن ادامه » بیننده از جزئی ترین اتفاقات ِ نمایشنامه پی ببرد .
من خیلی کارهای مدرن و با این سبک و سیاق رو دوست ندارم اما انصافا باید بگم که از این کار لذت بردم و گونه ای متفاوت از اجرا رو دیدم
ممنون از اشتراک گذاری دیدگاهتون جناب رضیانی. فقط جسارتا فکر می کنم این اصطلاج روی پرده رفتن در مورد سینما باشه، تئاتر روی صحنه برده میشه یا اجرا میشه.
۰۳ اسفند ۱۳۹۲
ممنون آقای جم
بله واقعا کار ِ خوبی از آب در اومد
۰۷ اسفند ۱۳۹۲
آقای رضیانی درست میگن به قدری با ظرافت اینکارو انجام داد که من واقعا تعجب کردم و آفرین گفتم سخت بخوای یه همچین چیزی رو نشون بدی
۱۳ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حلقه ی مفقوده ی این تئاتر دراماتورژی است . باید لزوم ِ اجرای این نمایش برای مخاطب امروزی مشخص باشد . اینکه فقط و فقط بیایم یک متن را بدون در نظر گرفتن المان های امروزی اجرا کنیم جذابتی برای مخاطب نخواهد داشت .
از این اجرا فقط بازی میکائیل شهرستانی را تحسین می کنم .
خوب که چی؟
همه ی ماها از این مدل خاطرات داریم, اما بیان کردنش وقتی حتی نتونه احساس ِ تو رو درگیر کنه یا لااقل یک حس نوستالژیک ایجاد کنه چه فایده ای داره؟
چیز ِ خاصی توو این کار ندیدم
تنها نکته جالبی که برای من داشت, این زول زدن های ِ بازیگران توو چشم های تماشاگران بود که برای دقایق اول حس معذب بودن رو القا می کرد و در ادامه حس می کردی که خیلی با بازیگرا راحت و صمیمی هستی.
اما در کل پیشنهاد نمی کنم این کار رو ببینید.
بابت وقتی که جهت تماشای اجرا و نوشتن نظر گذاشتید از شما تشکر می کنیم.
۰۸ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی رضیانی
درباره نمایش سقراط i
این نمایشی نگاهی است به زندگی ِ سقراط, اما از اون دیدی که متناسب امروز هم هست.
به نظرم متن خوبی داشت به طوری که هم مخاطب عام و هم مخاطب خاص باهاش ارتباط برقرار می کنند. اما چند ایراد هم به متن وارد است, مثلا متن دفاعیات سقراط در دادگاه انگار وصله ای ناجور به کل ِ متن بود, سقراطی که این همه در طول ِ داستان سعی می کند که جایگاه عقل را بالاتر از باور بداند, چرا باید اینگونه باور مدارانه از خود دفاع کند؟
بازی ها به نظرم خوب بود به غیر از بازی ِ زن سقراط
استفاده خیلی خوبی شده بود از عمق صحنه ی تیاتر شهر و طراحی صحنه کارآمدی داشت و آن مفهوم را خیلی دوست داشتم که یکی یکی همه ی ستون های آتن فروریخت اما تنها چیزی که در همه ی صحنه ها باقی می ماند کتابخانه بود. استفاده از بالابر در دادگاه جهت نشان دادن طبقه ی اجتماعی اشراف و سرمایه داران هم استفاده ی بجایی بود. اما ... دیدن ادامه » نور پردازی ِ کار به نظرم مناسب نبود. استفاده خوبی از موسیقی و رقص شده بود و گویی هر چند دقیقه بار ِ متن را از دوش مخاطب بر می داشت.
حرف برای گفتن راجع به این کار زیاد است اما ترجیح می دم که خودتون ببینید.
درود ..امروز این تئاتر رو میبینم امیدوارم باشما هم نظر باشم :)
۰۵ دی ۱۳۹۲
کاملا موافقم...
۰۵ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی رضیانی
درباره نمایش هم‌طناب i
تبریک می گم به خانم صدری! به قول معروف ایشون رکورد زدند! ایشون اولین تیاتر مخصوص نابینایان رو به صحنه بردند!
واقعا درک نمی کنم که کارگردانی توو این کار چه مفهومی داشت ؟ ما نمایشنامه خوانی هم ندیدیم چه برسد به تیاتر
نه چیزی به عنوان اکت و بازی دیدیم نه طراحی صحنه خاصی نه طراحی لباسی نه نورپردازی نه موسیقی و نه هیچ چیز ِ دیگر...
ای کاش اینهمه اصرار نبود که هرچیزی رو که نوشتیم اجرا کنیم. این کار مناسب تیاترهای رادیویی بود نه تیاتر صحنه ای.
مسعود اخوان، کتایون حقیقی و manimoon این را خواندند
مونا قاسمی و الی هادی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی رضیانی
درباره نمایش دوست کافکا i
وقتی صحبت از تیاتر محیطی می شود, نه انتظار طراحی صحنه خاصی داریم نه انتظار متنی فاخر و سنگین اما حداقل وقتی از سالن بیرون می آییم یابد بتوانیم به خودمان پاسخ دهیم که چی ؟ دیدن ِ این کار چه فایده ای برای من داشت و کلا هدف نویسنده و کارگردان چی بود ؟
وقتی به جواب ِ قانع کننده ای نمیرسی نهایتا می گی که برای دقایقی سرگرم شدم.
سجاد افشاریان پس از تجربه های موفق در دراماتورژی و نویسندگی و همچنین تجربه های نسبتا موفق در کارگردانی, طراحی صحنه و لباس و تهیه کنندگی, این بار چهره ای دیگر از خود به نمایش درآورد و نشان داد که در حوزه بازیگری هم تواناست.
اما من همچنان سجاد افشاریان ِ« احساس آبی مرگ» و « پروانه های غمگین» را بر سایر سجاد افشاریان ها ترجیح می دهم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید