تیوال پویا فلاح | دیوار
S2 : 12:17:16
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نمایش رو دوست داشتم اما دلم می خواد دوستانه چند نکته رو بگم اونم از نظر خودم که بیننده معمولی تیاتر هستم
یه جاهایی گفتار راوی کشدار میشه و کمی اذیت کنندست
نمایش کمی دیر استارت میخوره
تا یه جاهایی از نمایش,متن شباهت زیادی به فیلم strenger than fiction داشت اما خب از یه جایی به بعد روند داستان تغییر کرد
انتخاب موزیک متن برای کار سنجیده و به جا بود و فضای زیبایی رو به وجود آورده بود
بازیگران نمایش همه خوب و مسلط ظاهر شدند مخصوصا خانم بهارمست
متن نقد های زیادی رو لا به لای داستانش به جامعه خصوصا جامعه هنری وارد میکنه
طنز کار دلنشینه و مبتذل نیست
و اما حیف از این متن خوب که می تونست پایان جدابتری داشته باشه اما نویسنده مجذوب ایده خودش شده که شاید با کمی تغییر,می تونست پایان موندگارتری داشته باشه
ممنون از همه عوامل تماشاخانه هامون و
ممنون از این گروه خوب ... دیدن ادامه » که میتونن آینده درخشانی رو داشته باشن
به امید موفقیت های بیشتر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سخته اما ظاهرا مثل ترافیک:آلودگی هوا و کلی معضلات دیگه،باید به تماشاگر بی فرهنگ هم عادت بکنیم.تماشاگری که حتی حاضر نمیشه یه ساعت از موبایلش دل بکنه.به غیر از خنده های چند نفر که گهگاهی بی دلیل می خندیدند،خانم و آقایی کنار من همزمان هم موبایلشون رو چک می کردند و هم نقد لحظه ای می کردند و تذکر یکی از تماشاگرا و چشم غره های من تاثیری نداشت،بگذریم.
برای من که عاشق بازیگری هستم تماشای نمایش تک پرسوناژ لذت دیگه ای داره.و خب مجید رحمتی این لذتو کامل کرد.منتقد نیستم اما حالت ها و حس های مختلف،لهجه های متنوع و هیجان و سکون به جای مجید رحمتی منو به وجد آورد.
متن هم تا اونجا که من فهمیدم رفت و برگشت های زمانی متنوعی داشت و نقد های زیادی به جامعه،سیاست و کلی از مسائل دیگه داشت.و راست میگفت کریم شیره ای که همه درباریا ازش بدشون میومد چون عیب همه رو میگفت.شاید ... دیدن ادامه » اصلا چون مثل کلاغ منفور بود هیچ کس براش سنگ قبری نخرید.
به نظرم کریم شیره ای نه به خاطر شیره انگور شد کریم شیره ای،نه به خاطر شیره تریاک،به نظرم شد کریم شیره ای،چون شیره شو کشیدند و آخرشم تفالشو انداختن یه گوشه.
اقای فلاح عزیز سپاس
۶ روز پیش، یکشنبه
خواهش می کنم آقای بهرامی عزیز،به امید موفقیت های بیشتر برای شما و گروهتون
۵ روز پیش، دوشنبه
مخلصم و ممنون از انرژی خوبت
۵ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان
کسی می دونه نمایش بداهه که قراره با بازی علی شادمان اجرا بشه قبلا اجرا شده یا نه؟اگه شده چطور بوده؟
و اینکه آیا اسمش ربطی به موضوعش داره؟
جناب فلاح خیر بعد فقط قرار بود این اجرا در ماه خرداد ماه امسال به اجرابرود که کنسل شد.
۲۴ شهریور
ممنون از شما
۲۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پویا فلاح
درباره نمایش لانچر ۵ i
کنار همه مشکلاتی که دوستان در مورد تئاتر مستقل اشاره کردند،اضافه کنید مشکل دیر شروع شدن اجرا رو.اجرای ساعت 6،با بیست دقیقه تاخیر شروع شد که باعث شد من به نمایش کریملوژی نرسم.حداقل اشاره کنید که دیرتر شروع می کنید تا برای اجراهای دیگه،بلیت نگیریم.
فرزاد و محمد حسن موسوی کیانی این را خواندند
الناز زالی، محسن جوانی، فصیح و نیلوفر ثانی این را دوست دارند
دوست من عذرخواهی می‌کنم بابت این که دیرتون شد اما ما راس ساعت ۶ در سالن رو باز کردیم اما بیست دقیقه ورودمون طول کشید
دیر شروع کردن به ضرر خود ما هم هست چون فاصله‌ی بین دو اجرا کمتر از بیست دقیقه می‌شه
ولی در روزهای پیش رو بازم سعی می‌کنیم زودتر شروع ... دیدن ادامه » کنیم
۱۴ شهریور
محمد جواد عزیز،من رو حساب فاصله کم دو سالن این تصمیمو گرفتم که خب نشد.
اما کریملوژی رو حتما هفته آینده می بیبنم.
۱۴ شهریور
درود بر تو دوست من :)
۱۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پویا فلاح
درباره نمایش لانچر ۵ i
کاش زودتر لانچر 5 رو میدیدم.کاش زودتر میدیدم تا دوباره هم بتونم ببینم.
لانچر 5 از همون شروع،نطفه داستان رو تو ذهن تماشاگر می کاره،جایی که شایگان با بازی خیره کننده امیر نوروزی به سرباز میگه:به همه گفتی کسی که میاد سربازی یا .... میشه یا سیگاری تا بتونی سیگارتو بفروشی.
داستان هرچی جلوتر میره جذاب تر میشه،شاخ و برگ پیدا میکنه و و همراهی بیشتری میطلبه.
تیزهوشی نویسنده ه‍ا این بوده که نه تماشاگر از اجرا جلوتره و میدونه که چه اتفاقی قراره بیفته و نه متن از تماشاگر جلوتره که باعث سردرگمی بشه.
به اینها شخصیت هایی رو اضافه کنید که نویسنده،برای هر کدوم طراحی کرده و کاملا متفاوت از شخصیت های دیگست و کاملا هم ملموسه و اطرافمون دیدیم.شخصیت هایی که بازیگران عالی این نمایش بهشون جون میدن و اون قدر بی نظیر با شخصیت یکی میشن که زمان دو ساعت و ربع این نمایش اصلا ... دیدن ادامه » حس نمیشه و خودم،شخصا با این که رو تشکچه بودم دوست داشتم حداقل نیم ساعت دیگه ادامه داشته باشه.
ممنون از همه عوامل این نمایش که حالمونو خوب کردند.امیدوارم که باز هم تمدید بشه تا باز هم لذت ببریم.
به شدت با جمله اول موافقم
۱۲ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پویا فلاح
درباره فیلم روسی i
امیرحسین ثقفی کارگردان عجیبیه،روسی هم فیلم عجیبیه،مثل بقیه فیلم های ثقفی،روسی نسبت به بیشتر فیلم های سینمای ایران جذابیت بصری بیشتری داره اما این برای جذب تماشاگر کافی نیست و قصه است که مخاطب رو درگیر میکنه،تو چند جای فیلم،شخصیت ها شعار گونه حرف می زنند اما به نظرم باگ اصلی،مربوط میشه به اون سه سال که چند جای فیلم هم گفته میشه،مرجان میگه سه سال با توماج زندگی کردم در حالی که توماج اون سه سال رو حبس بوده،دوست مرجان به توماج میگه مرجان یه سال پیش ازت طلاق غیابی گرفت وقتی فهمید افتادی حبس،در حالی که توماج دو سال قبلش هم تو حبس بوده
به غیر از اینا کلوزآپ های بیش از اندازه هم کمی اذیت کنندست
حتی از گذشته یوسف و اینکه چرا مرجان رو رها کرد هم متوجه نمیشیم.
قصد مقایسه ندارم اما فیلم room رو به تازگی دیدم و در حالی که عمده زمان فیلم تو فضاهای داخلی و اون ... دیدن ادامه » اتاق کوچیک میگذره اما داستان جذابش،بیننده رو تا پایان مشتاق دیدن،نگه می داره،بهتره که امیرحسین ثقفی که انقدر تصویر رو خوب می شناسه،کمی بیشتر هم رو جذابیت قصه کار کنه.
امیدوارم به اینکه کوچه ژاپنی ها فیلم جذابتری باشه.
پویا فلاح
درباره فیلم سرکوب i
فیلم عجیبیه،فیلمبرداری،نورپردازی،فیلمنامه و عجیبتر اینکه به نظرم محتوای کاملا سیاسی داره
پرویز دقیقا مثل افرادیه که افتادن به جون این آب و خاک و کوبیدن تو سر این و اون و ناامیدی رو گسترش دادند
دخترا(پریسا،پریا،پروانه)تقریبا مثل جوونای خودمونن،ناامید،بلاتکلیف و بی هدف
خسرو همون امیدیه که خیلی وقته نداریمش و معلوم نیست تا کی باید منتظر بمونیم
ملیحه مثل اونایی که به ظاهر خیرخواهن ولی از منافع خودشون غافل نمیشن
و مادر،مادر،مادر ........
سپیده این را خواند
Behrooz Ghiasi و آقامیلاد طیبی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مثل یکی دو تا دیگه از آثار میرکریمی،هنوز پایان بندی فیلم قانعم نکرده اما هم از فیلم لذت بردم و هم از بازی فوق العاده همه بازیگرای فیلم،که اصل کاریش حامد بهداد و دو کودک هستند که توانایی میرکریمی رو تو بازی گرفتن حتی از یه پسر هفت هشت ساله نشون میده.
این فیلم رو تا رو پرده هست ببینید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرم روایی فیلم یادآور فرم فیلم رخ دیوانه است اما دو فیلم تفاوت های اساسی با هم دارند.ایده اصلی کست خوبی دارد،در لوکیشنی کمتر استفاده شده فیلمبرداری شده و تقریبا کار همه عوامل خوب است اما فیلمنامه ای نسبتا ضعیف،همه این زحمات را بی اثر کرده.
زنی که برای انتقام از شوهر سابقش،دختر زیبایی را به عنوان مشاور به تیم او می فرستد و با کلی نقشه قصد زمین زدن او را دارد،چطور در انتهای فیلم و با چرخشی عجیب که هیچ مقدمه چینی برای آن نشده بود با شوهر سابقش همدست شده و حتی به نفع او کنار می کشد تا شوهر سابق برنده مناقصه شود؟متاسفانه این تنقاضات در فیلمنامه جذابیت را به شدت کم کرده و شاهد فیلمی پرستاره اما کم حرف هستیم
امیر مسعود این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پویا فلاح
درباره نمایش گریزلی i
یک دقیقه یا خودمونی تر یه دیقه
چه یه دیقه هایی که حواسمون بهش نبوده و رفته و رفته و بعدا که بهش فکر کردیم تاثیر زیادی رو سرنوشتمون داشته
این اجرا پره از یه دیقه هایی که جذبت میکنه،میکشونه تو خودت و غرق میشی،یه دیقه های سر و کله زدن با هادی،یه دیقه های گرم و پر احساس با پیرمرد،یه دیقه تو یه فیلم بیگ پروداکشن هالیوودی و یه جمله کوتاه که حتی کمتر از یه دیقه طول میکشه اما سرنوشت مهدی رو عوض میکنه(دریا من قبلا ازدواج کردم اما ما حتی زیر یه سقف هم نرفتیم)
نمیشه این نمایش رو دوست نداشت،اون قدری همه چیزش به اندازه است که انگار هر کدومشو اگه ذره ای کم و زیاد کنی،به دلنشینی الان نخواهد بود.از بازی بی نظیر مهدی حسینی نیا عزیز تا کارگردانی بی نقص و متن عالی که همه و همه یه تجربه فوق العاده رو رقم زدند.از عالی بودن متن این نمایش،همین بس که حتی اسامی شخصیت ها هم ... دیدن ادامه » با فکر انتخاب شده.حسن،پیرمردی که هرچی جلوتر میریم بیشتر شبیه پدر مهدی میشه،هادی که کمک و راهنمای مهدی بوده واسه ترجمه و سفر و دریا که انگار متعلق به هیشکی نیست و گریزلی،موجودی که سرنوشتش تنهاییه مثل مهدی.