تیوال پویا فلاح | دیوار
S3 : 00:17:45
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
اولین بار بود که برای دیدن مستند به سینما می‌رفتم.مستندی که برام از خیلی از فیلم‌هایی که دیدم جذاب‌تر و مهیج‌تر بود.
چیزی حدود سه سال پژوهش و تحقیق در مورد عمق آب و غارهای درونی دریاچه و مواد مضر آب دریاچه و کلی موارد دیگه و بیشتر از بیست بار غواصی تو آبی که 2100 متر از سطح دریا ارتفاع داره و فشار بیشتری رو به غواص وارد می‌کنه.همه اینها رو اضافه کنید به نکاتی که در مورد غار رسوبی زندان سلیمان،آتشکده آذرگشنسب و کلی موارد دیگه گفته میشه که به درستی در مستند قرار گرفتند. همه اینها باعث شد تا دیدن این مستند،بشه یکی از بهترین تجربه های سینماییم.
تصاویر جذاب،روایت متناسب با تصاویر و اینکه حتی لابلای مستند،تلاش‌های خود عوامل و سختی هایی رو که متحمل شدند،می‌بینیم باعث بیشتر شدن جذابیت اثر شده.شخصا صدا و بیان راوی و توجهش به همزمانی و انتقال حس و هیجان ... دیدن ادامه » به مخاطب رو دوست داشتم مخصوصا جایی که بعد از پیدا شدن یک شی فلزی نامشخص،چند ثانیه ای سکوت می‌کنه تا شگفتی وارد عمق وجود مخاطب بشه.
نکته مثبت دیگه بررسی وقایع اول از دید افسانه ها و بعد از دید علمیه و این روند تا جایی ادامه پیدا می‌کنه که آخر فیلم،بیننده حس می‌کنه هرچی که دیده و شنیده همش افسانه بوده اما با دیدن جمجمه‌ها مو به تن آدم سیخ میشه و اونجا جاییه که افسانه ها واقعی میشن.
افسانه واقعی برای من جایی بود که تماشاگرا،تیتراژ حدودا سه چهار دقیقه ای را تا انتها بدون هیچ حرف و حدیثی تماشا کردند.
تبریک به آرمین ایثاریان عزیز که یه تنه،چند کار مهم و سخت رو انجام داد و همچنین تبریک به همه عوامل اسرار دریاچه.
پ.ن:دوستان عزیز تیوالی،ممنون میشم اگه مستندی درباره جاذبه های ایران یا هرجای دنیا می‌شناسید معرفی کنید و ممنونم از دوستانی که با خوندن کامنتشون،این مستند زیبا رو معرفی کردند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هر‌ یک شاهی گرانی,یک کرور تلفات می‌دهد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیدن این نمایش برای رجال سیاسی به شدت توصیه میشه.شاید با دیدن این نمایش بفهمند دنیا همیشه همینطوری نمی‌مونه.
احمدشاه,وطن‌پرست بود و عاشق ایران,اما منفعل بود در تصمیم گیری در برابر قدرت خارجی و همین هم باعث از دست دادن سلطنتش شد اما خیلی از رجال سیاسی در ظاهر وطن‌پرستند و منفعل در برابر پول و قدرت.
عجیبه که بارها تاریخ تکرار شده و کمتر کسی بوده که ازش درس بگیره.اتفاقات این نمایش,مربوط به چند هزارسال قبل نیست,مربوط به صد سال قبله,دوره ایه که خیلی از پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هامون دیدند اما باز هم عده ای معتقدند که شرایط اونها فرق می‌کنه و اتفاقی که برای گذشتگان افتاد,برای اونها تکرار نمیشه.
بعد از دیدن نمایش,به یاد جمله دکتر مصدق بعد از قرارداد 1919(که در چند جای نمایش,بدون اسم بردن به آن اشاره شد) افتادم که گفتند چشم ملت ایران سیاه شد، بس که از بعضی ... دیدن ادامه » رجال این مملکت خطاکاری و خیانت دید.ای برگزیدگان ملت، همان چشم‌ها از انتظار سفید شد از بس که محاکمه رجال خائن و وطن فروش را ندید.
خود نمایش اما ساده بود و دوست‌داشتنی و بازی بازیگران یکدست و هماهنگ.شخصا از بازی احمدشاه و حاجی لذت فراوان بردم.
پ.ن:ممنون از همه عوامل این نمایش مخصوصا جناب لهاک که برخورد گرمی با تماشاگران داشتند و با لبخند و مهربانی جوابگوی تماشاگران بودند.
با آرزوی موفقیت های بیشتر
تاریخ یه دور بسته است، امروزی که در این دوران میگذره بازم در گذشته به شکل و رنگ و گونه ای اتفاق افتاده، کیه که عبرت بگیره؛
در مورد گروه لباس سفید پادشاه هم میشه گفتش یه گروه حرفه ای و عاشق تئاتر، روابط عمومی نمونه که کاش باقی دوستان تئاتری هم یاد بگیرن ... دیدن ادامه » چنین برخوردی رو
۴ روز پیش، دوشنبه
درود بر شما جناب لهاک
موفق و سربلند باشید ♥♥♥
۴ روز پیش، دوشنبه
جان ودلید آقا⁦❤️⁩
۴ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نوبت قبلی اجرای گروه شیراز رو دیدم و دیشب اجرای گروه تهران.تو این دو اجرا مازیار سیدی و بازیگران نقش پل و مایکل، یکی بودند و بقیه متفاوت.
اسکلت کلی متن حفظ شده بود اما خیلی از جزییات عوض شده بود که ای‌کاش عوض نمی‌شد.
مجموعا هم از بازی بازیگران و هم از متن کار در شب اجرای گروه رشت بیشتر خوشم اومد.
فکر کنم‌ شما شیراز رو دیدین. چون مازیار سیدی توی گروه رشت نبود.
۰۱ آذر
حق با شماست خانم صالحیان،
من 9 آبان اجرا رو دیدم که گروه شیراز اجرا داشتند.
لازم شد متن رو تصحیح کنم
ممنون از شما.
۰۱ آذر
خواهش می‌کنم.
۰۱ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پویا فلاح
درباره نمایش کد ۱۳ i
تو مرور هر روزه دیوار،از نمایش کد 13 فقط تعریف و تمجید بود و پنج ستاره،اونم از اکانت هایی که تازه ساخته شده بودند و فقط کد 13 رو دیده بودند و پنج ستاره داده بودند.خب طبیعیه که نظرم نسبت به نمایش تا حدودی منفی بشه،اما با توضیحات عوامل نمایش مبنی بر اینکه این اکانت ها برای تبلیغ بهتر کار ساخته شده و نه چیز دیگه ای و همچنین نظر قدیمی تر های تیوال مثل خانم مقدم،تصمیم گرفتم کار رو ببینم و خب،خدا رو شکر که اجرا با تصورات ذهنیم فرق داشت و خوب از آب در اومده بود.
هشت بازیگری که باورپذیر اجرا کردند،داستانی که مخاطب رو به دنبال خودش می کشونه و دکوری که در عین سادگی،کارآمد و مفیده.
تبریک میگم به همه عوامل این کار خوب و دوست‌داشتنی.
میدونم به لحاظ موضوعی تفاوت زیادی وجود داره و اصلا هم قصد مقایسه ندارم اما کد 13 برای من یه جور لانچر 5 دخترونست.
امیدوارم کد 13 هر ... دیدن ادامه » شب با سالن پر از تماشاگر اجرا بره و همه لذت ببرند از این اجرای دوست‌داشتنی.
به امید موفقیت های بیشتر همه عوامل کد 13
دقیقا من هم وقتی دیدم اکانت های یک روزه کارو تبلیغ کردن از دیدنش منصرف شدمو با تعریف دوستان قدیمی تیوالی نظرم عوض شدو بلیطشو گرفتم و چه نوید خوبی (مقایسش با لانچر).
۲۹ آبان
ممنون از لطفتون
۳۰ آبان
ممنون از مهرتون،ارادتمند
۳۰ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پویا فلاح
درباره فیلم مطرب i
روزگاری کیفیت اول بود و کمیت دوم.کیفیت خوب کمیت خوبی رو به دنبال خودش داشت, ولی الان همه چیز شده کمیت,فروش بیشتر,تعداد سانس اضافه,رکورد فروش در روزهای اول و .....
با دیدن این فیلم بعیده باور کنید کارگردانش,خط ویژه رو ساخته.
کاش حداقل فیلمای خوب رو توقیف نکنند.کاش کارگردان ها بدونند فیلم خوب و با کیفیت هم میتونه فروش بالایی داشته باشه.
امیرمسعود فدائی، celine، فهیمه، M... و Negin Fooladi این را خواندند
آقامیلاد طیبی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شخصا بعید میدونم که همه چی تو زندگی پنجاه پنجاه باشه, آدما مطلقا خوب یا بد نیستند, نظر ها همش صفر و صدی نیست البته مواردی هست که قطعا پنجاه پنجاهه مثل پنالتی زدن.
پنجاه پنجاه در مورد شرایطی کاملا آشنا صحبت می‌کنه.شرایطی که کاملا حسش می‌کنیم.تقسیم شدن به دو دسته خودی و غیر خودی, اونم نه انتخاب خودمون بلکه از دید کارگردان اصلی.اگر خودی باشی بی هیچ توانایی و استعدادی به همه جا می‌رسی,پر و بال می‌گیری,بزرگ و بزرگتر میشی و حتی روی اشتباهاتت هم سرپوش گذاشته میشه.
اما وای از روزی که غیر خودی باشی, وای از اون روز
به نظر من,ترسناک‌ترین جای نمایش بعد از مرگ آنجلو ایبرینه که ترسی به تمام بازیگران نمایش درون زندان غالب میشه و با اینکه گهگاهی اعتراضی می‌کنند اما عملی ازشون سر نمی‌زنه و در مقابل زندانبان که یک فرد تنهاست به راحتی تسلیم میشن.
پنجاه پنجاه ... دیدن ادامه » با استفاده از تمام ظرفیت های موجود و به زیبایی این مفهوم رو به تماشاگر القا می‌کنه.نور,موسیقی,دکور,بازیگران و کارگردانی همه در بهترین سطح خودشون هستند و یک تجربه ماندگار رو به یادگار می‌گذارند.
از تک تک عوامل این نمایش ممنونم.بازی همه بازیگران خوب بود و شخصا از بازی بازیگر نقش آنجلو ایبرین بسیار لذت بردم.
به امید موفقیت های بیشتر همه اعضای این گروه دوست داشتنی
جمعه رو دوست دارم،همینطور جمعه کشی رو.متن ساده و سر‌راست بود و بازی ها هم به همون نسبت ساده و دیوار چهارمی که چند باری شکسته شد.
ایده گفتن اینکه مثلا آقای احمدی میخواد حرف بزنه جالب بود و منو یاد میان‌نویس فیلمای صامت انداخت.
با بعضی از قسمتای موزیکال نمایش،نتوستم ارتباط برقرار کنم مثل جایی که شعر(...ربابه،دلم برات کبابه) حدود چهار پنج بار تکرار شد.
در مجموع،اجرا خوب بود و حالمو خوب کرد.
خدا حفظ کنه آقای خلج رو و تیمشون رو و قلمشونو و هنرشونو تا بازم باشند و کارای خوب بسازند و حالمونو خوب کنند و با اون لبخند دوست داشتنیشون بعد اجرا بدرقمون کنند.
از امیررضا کوهستانی تئاتری ندیدم اما فیلم پذیرایی ساده رو دیدم که ایشون نوشته بودند و مانی حقیقی کارگردانی کرده بود اون فیلم هنوزم خاص و عجیبه نه اینکه بگم فیلم مورد علاقمه اما برخی از جاهای فیلم هنوزم میاد تو ذهنم و برام سوال برانگیزه.
دلیل انتخاب این تئاتر هم فقط امیررضا کوهستانی بود اما خب اصلا نتونستم با کلیت کار ارتباط برقرار کنم.
بازی بازیگران فوق العاده سرد و بی روح بود که البته با متن نمایش همخوانی داشت.اجرا هم بیشتر به نمایشنامه خوانی شبیه بود.
البته باز هم مثل پذیرایی ساده برای من خاص و متفاوت بود.
به امید موفقیت های بیشتر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای اینکه از یه اجرا لذت ببرید باید عوامل زیادی دست به دست هم بده تا همه چی کامل باشه از تماشاچی و صندلی و تهویه مناسب بگیر تا نور و صدا و متن و اجرا و بازیگر و کارگردان.نمایش آشپزخانه در تئاتر مولوی همه اینها رو با هم داشت.
شخصا از اون جایی که عاشق بازیگری هستم ترجیح میدم اجراهایی رو ببینم که با 4 یا نهایتا 5 بازیگر اجرا میشه تا بتونم با دقت بیشتری ریزه کاری بازی هر بازیگری رو ببینم و یاد بگیرم و لذت ببرم اما اسم حسن معجونی به ترجیح من چربید.
آشپزخانه یه جای شلوغ و پر رفت و آمد و پر سر و صداست و پر از افرادیه که هر کدوم یه قسمتی از کار رو به عهده گرفتند.اما تو این حجم از شلوغی به راحتی می تونید شخصیت های متنوع و منحصر به فرد رو ببینید بدون کمترین تشابهی.
اکثر کارکنان این آشپزخانه،آدم هایی هستند که از کارشون خسته اند،از زندگیشون راضی نیستند و از آشپزخانه ... دیدن ادامه » بیزارند اما تنها حرکت و کنش اونها نسبت به این اتفاقات،فقط حرف و به هم پریدن و دعواست اونم نه دعوا با مدیر،دعوا با همدیگه چون دستشون به جایی نمی رسه که عصبانیتشونو خالی کنند.
خشم و عصبانیت تقریبا از همون شروع نمایش مشخصه.مکس که جواب سلام نمیده و با تندی جواب غرغرای بقیه رو میده،برتا که با یه کلمه دختر از طرف مگی عصبانی میشه و با اومدن مایکل و مزه پرونیاش،نوبت به بروز عصبانیت گاتسون میرسه و بعدشم نوبت دعوای نیکلاس و برتا سر یه سبده.
نمایش پر از لحظات شاد و بامزه است .همزمان با دیالوگای تند و پینگ پنگی بازیگرا که تماشاگر رو به وجد میاره،موج خشم و نفرت هم آروم آروم بزرگ و بزرگتر میشه و تقریبا عمده نمود این خشم رو تو حرکات و رفتار و گفتار پیتر میشه دید.پیتر میون این همه آدم منفعل و ترسو تنهاست و نمیدونه باید چیکار کنه.نمیدونه چطور به اونها بفهمونه میشه جور دیگه ای هم زندگی کرد،اینو نه مونیک میفهمه نه مایکل و نه هیچکس دیگه.همه اینها باعث شده هر حرکتی که از پیتر سر میزنه رگه هایی از خشم و نفرت توش باشه،نمونش جایی که زن حامله ای در خواست غذا می کنه و سرآشپز میگه هرکی پول بده بهش غذا میدیم و مایکل هم با همون خل بازی همیشگی،به سوپ ترشی که ده روز مونده خامه اضافه میکنه تا به اون زن بده و پیتر جلوی هردوشونو میگیره و از ناهار خودش به اون زن میده و تازه بابت اون هم باید کلی توضیح بده.
متن نمایش،جالب و جذابه و داستان ذره ذره جلو میره و انتهای نمایش به اوج خودش میرسه.
کارگردانی عالیه و اینو میشه از توجه به کوچکترین جزییات نمایش فهمید و خب از حسن معجونی کمتر از این هم انتظار نمیره.
بازی همه بازیگران این نمایش خوب و قابل قبوله اما پیتر با بازی بی نظیر مازیار سیدی بیشتر از همه چشم ها رو به خودش خیره میکنه.
پ.ن:موقعی که قصد خرید بلیت آشپزخانه رو داشتم،با دیدن تخفیف وفاداری خوشحال شدم اما با خوندن توضیحات،متوجه شدم که وفاداری برای دیدن مجدد همین نمایش لحاظ میشه.نمیدونم این تخفیف ها با نظر چه کسانی اعمال میشه اما هرکسی که بوده از پتانسیل بالای این نمایش برای جذب مخاطبی که یکبار کار رو دیده خبر داشته،همونطور که خیلی از تماشاگران دیشب،مشتاق دیدن آشپزخانه برای بار دوم بودند.
دست مریزاد به گروه تئاتر لیو،به امید موفقیت های بیشتر
سلام به شما،
خیلی ممنون بخاطر توصیف صحنه ها... اینقدر خوب بود که کاملا فضا رو درک کردم و حتی تصویر سازی بخودی خود شد.
نمایش جالبی بوده واقعا، دست مریزاد.
تعریف کار حسن معجونی و هم شنیدم.

یه سوال چنین نمایشی جزو کدوم ژانر هست؟ دسته بندی نمایشی مد نظرم ... دیدن ادامه » هست...
۱۰ آبان
باز هم جالبه،
مرسی برای تعریفتون.

حق با شماست که نمایشو دیدین .... و من خواستم موردی که شات آشپزخانه داشت و سریال بود مطرح کنم .

تماشای نمایش آشپزخانه رو به تئاتری ها پیشنهاد میکنم .
نمایشی واقعا جالب بنظر میرسه ،

آقای پویا فلاح هم این پست بسیار ... دیدن ادامه » خوب و در این باره داشتند.
۱۰ آبان
ممنون از مهرتون،ارادتمند ❤
۱۰ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پویا فلاح
درباره نمایش فانفار i
پویا سعیدی رو از لانچر 5 میشناسم و دیدن اسمش به عنوان نویسنده این نمایش،اشتیاقم برای دیدن فان فار رو بیشتر میکنه.
جناب فلاح درود
خبر دارین تئار هامون صندلی هاش رو عوض کرده یا نه؟
۰۹ آبان
صندلی‌ها همون صندلی‌های بارانه، فقط روکشش عوض شده...
۱۰ آبان
فریب نخورید خیلی بد بود. :(
۱۸ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش نشون میده که تو جنگ،علاوه بر اونایی که جنگیدند و کشته شدند،بودند کسانی هم که زنده موندند و روحشون کشته شد.کسانی که از ترس یا اجبار مجبور به انتخاب تنها راه ممکن شدند.واقعا بهترین انتخاب چیه؟
قطعا متن حرفای زیادی برای گفتن داره که برای من که بیننده معمولی ولی علاقه مند به تئاتر هستم دریافتش کمی سخته.
بازی بازیگران خوب بود و همچنین صدای علی صفری و بازیگر نقش ژانت که متاسفانه اسمشونو نمیدونم.
موسیقی کار هم خوب بود فقط گهگاهی مانع درست شنیدن دیالوگ ها میشد که البته تعدادش کم بود.
به امید موفقیت های بیشتر
ممنونم از حضورتون
خوشحالم که مورد توجه واقع شده
بازیگر نقش ژانت هم خانم رها حاجی زینل هستند
سپاس از نظرتون سعی می کنم نقدها هم در اجراهای بعدی لحاظ بشه
۰۴ آبان
ممنونم بابت اینکه پاسخگو هستید
موفق و پیروز باشید.
۰۵ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیاری جان،این اجرا همون بازسازی نمایش آقای معجونی که رضا بهبودی و نوید محمدزاده و هوتن شکیبا بازی می کردند است یا نه؟
لیلا مظاهری، مسعود فرجام و سروش امینی این را خواندند
ندا این را دوست دارد
سلام بله دقیقا ولی با میزانسن و بازی های متفاوت تر و جذاب تر
۱۴ آبان
موفق و موید باشید ❤❤
۱۴ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چطور میشه فیلمی که به این خوبی داستانی رو شروع میکنه و ریتمشو حفظ میکنه و به زیبایی تموم میکنه رو این همه سال توقیف کرد؟
فیلم به خوبی نشون میده که چطور وقتی چیزی وارد ذهن یک فرد و یک خونواده میشه چند سال و چند نسل طول میکشه تا کمرنگ بشه و از ذهن ها پاک بشه.
هرچی داستان فیلم جلوتر میره قدرت مردای خونواده کمتر میشه و این دخترا و زنها هستند که قدرتمند میشن.از نسلی به نسل بعد اعتراض خودشونو محکمتر نشون میدن و یاد میگیرن که تسلیم نشن.البته باز هم هستند دخترایی که تو ذهنشون جا افتاده که مردها قدرتمندترند و تقدیرشون ضعیف بودنه مثل سکانسی که ربابه قصد راه اندازی آموزشگاه رو داره و بعد از منتفی شدنش،به درخواست عمش(فرخنده)،یکی از دخترا تو صحنه ای که نمی بینیم داستان رو تعریف کرده و با گفتن همینه دیگه بلند میشه و میره.نویسنده با همین دو کلمه کاملا شخصیت ... دیدن ادامه » اون دختر رو تعریف میکنه.
برای پایان داستان هر نسل،عیاری تصویر دختربچه ای رو از حفره های روی دیوار زیرزمین نشون میده تا به نوعی خبر از آینده نه چندان زیبای اون دختر بده اما قاب آخر فیلم داستانی متفاوت داره.در طول فیلم پدرها به دختراشون زور میگفتند و اذیتشون میکردند اما تو قاب پایانی باز هم دختر(سکینه) هستش که نگران پدر(محتشم)ه و همراهش راهی بیمارستان میشه.
بازی های فیلم عالیه،مخصوصا مهدی هاشمی و نارنین فراهانی و مهران رجبی که هم با اینکه کمی از شیرینی نقش های قبلیش رو داره با این حساب هم غافلگیرکننده ظاهر میشه.
پ.ن:نمیدونم چرا اما بعد فیلم برای اولین بار اشکی تو چشمام جمع شد که نمی ریخت بیرون.فقط پیاده روی تو هوای بارونی بود که یه خرده حالمو بهتر کرد.
پویا فلاح
درباره نمایش نینوچکا i
امیدوارم این اثر هم به اندازه فیلم جذاب و دوست داشتنی باشه
این پیشفرض خطرناکیه که کسی با توجه به کامنت های مثبت و اجراهای قبلی به دیدن نمایشی بره چون اون پیشفرض مانع برقراری ارتباط درست با اجرا میشه.
با توجه به زمان نمایش،داستان کمی دیر راه میفته و شخصیت ها و رابطه ها دیر معرفی میشن اما با جلو رفتن داستان،گره ها کم کم باز میشه و باطن شخصیت ها رو میشه.
همیشه مقصر کسیه که نیست مثل پترسون.هریسون با لخت دیدن بقیه شعر میگفت و داستان می نوشت اما همه پترسون رو مقصر می دونستند یا جریان پول ها که همش پیش بابسون بود.
چند جای نمایش متاسفانه بازیگرا تپق زدند و گاهی اسم ها رو اشتباه میگفتند که با توجه به تمرین طولانی مدت گروه کمی عجیبه ولی در مجموع بازی ها خوبه.
پ.ن:کاوه مرحمتی(بابسون) صداش یه جور خاصی جذابه.
با توجه به گفتگوی بعد از نمایش گویا مشکل از اضافه شدن و تغییرات ناگهانی تو بعضی قسمتهای دیالوگ بوده و متن بخاطر مرزهایی که داشته مرتب عوض شده و یه متن ثابت نبوده
۰۱ آبان
سپاسگزاریم از حضور شما و ثبت نظرتون
۰۱ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پویا فلاح
درباره نمایش مشق شب i
همیاری عزیز
برنامتون برای تمدید مشق شب چیه؟
شاهین این را خواند
sedreh، گلبرگ کامروز(گافکا)، ماهرو رستمی، نرگس، Samira و محمد شمالی این را دوست دارند
موافقم
۲۸ مهر
ایشالا تمدید میکنن ماها مشق شب ندیده از دنیا نریم
مثل لانچر 5 و پنجاه پنجاه که تمدید شد
۲۸ مهر
اگه تمدید شه منم واقعا خوشحال میشم ببینمش.
۰۶ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پویا فلاح
درباره نمایش لانچر ۵ i
خبر فوق العاده عالی اینکه لانچر 5 به زودی برمیگرده
خبر اندکی بد اینکه محل اجرا تئاتر مستقل تهرانه
جماعت خواب،اجتماع خواب زده،جامعه چرتی
مسخره باز یه جوری با بقیه فیلمها متفاوته که حتی با وجود عناصر تکرار شونده باز هم تو ذوق نمی زنه.عناصر تکرار شونده ای که یادآور روزمرگی های ماست.
تمام شخصیت های فیلم رو میشه تو جامعه دید.فیلم مثل همون جمله اول این متن و کلی از دیالوگ های دیگه نقدهای سیاسی زیادی داره.
اینها به کنار،به نظرم تک لوکیشن بودن کار،انتخاب همزمان سخت ولی جذابیه برای کارگردان اما نهایتا به نفع فیلم تموم شده.
بازی ها جذاب و متناسب با فرم فیلمه و بازیگرای فیلم درک درستی از شخصیت ها دارند.
فیلم ادای دینی هم داره به چند فیلم بزرگ هالیوود و همچنین فیلم های خاطره انگیز سینمای خودمون.
فیلم به درستی نشون میده که خیلی ها فقط تو رویاشون به هدفشون میرسند اونم هدف مرده و واقعا فقط زلزله میتونه معجزه کنه
جناب فلاح اون دیالوگ زلزله رو کامل خاطرتون هست؟؟؟
زلزله همیشه ام بد نیست زلزله ....
۲۴ مهر
منم همینطور
ممنووون
۲۴ مهر
خواهش می کنم
۲۴ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از قسمت اول فیلم که اوج اقدامات خرابکارانه منافقین رو به تصویر کشید،در ماجرای نیمروز:رد خون،هم آمادگی مجاهدین برای عملیات مرصاد و هم اختلافات اعضای تیم عملیاتی رو می بینیم.با توجه به تلاش مهدویان برای پیگیری هر دو روایت،فیلم لااقل به اندازه قسمت اول جذاب نشده و گره های داستان به ساده ترین شکل ممکن باز میشن،مثل مرگ عباس زریباف که صادق اصرار داشت که جنازه رو بررسی میکنه و خب قطعا بعد از بررسی،قطعا متوجه ساختگی بودن داستان افشین و و موسی میشه اما در فیلم بهش اشاره ای نمیشه یا بعد از اینکه صادق،متوجه پنهان کاری افشین و موسی در مورد لیلا(سیما) میشه،بدون هیچ بازخواستی اونا رو به حال خودشون رها میکنه و اینکه یا حتی کاری با خود لیلا نداره.البته اینو هم باید در نظر گرفت که به خاطر حساسیت های زیاد موضوع فیلم،شاید امکان بسط بیشتر بخش هایی از داستان ... دیدن ادامه » وجود نداشته.
البته به این نکته هم باید اشاره مهدویان با ذکاوت خودش،سرنوشت افراد فیلم قبل رو هم با نشون دادن چندتا عکس نشون میده.
ماجرای نیمروز:رد خون فیلمیه که به لحاظ بصری جذابه و می تونست با پرداخت پرکشش تر موضوعش،جذابتر از نسخه حال حاضر باشه
امیر مسعود، فاطمه ایزدپناه و الهه الف این را خواندند
شهاب این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید