تیوال قنبرعلی رودگر | دیوار
S3 : 07:23:37
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
"نمی رسی"

با این قطار رفته به جایی نمی رسی
فرصت گذشته است، بیایی، نمی رسی

در های و هوی آمد و رفتِ هزار دل
مثل صدا به هیچ صدایی نمی رسی

از ابتدای گام تو خواندم که هیچ گاه
با من به آرزوی نهایی نمی رسی

من در مسیر راه تو خطی موازی ام
در این مسیر جز به جدایی نمی رسی

عاشق شدن به بند درافتادن است و بس
با ... دیدن ادامه » همّتی چنین به رهایی نمی رسی

مجنون بجز به دامن صحرا نیافت دست
مجنون من! تو نیز به جایی نمی رسی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

"تو"

برایم از همگان تا ابد فراتر: تو
به چشم من تو نشستی فقط وَ دیگر تو

نگویمت که پری یا فرشته یا حور ی
که از فرشته و حور و پری فراتر: تو

پس از تو عشق مکرر نمی شود دیگر
چنانکه قبلِ تو، ای اولین و آخر تو

قلمرو تو خیال است و خواب و بیداری
به هر کجا که سفر می کنم سراسر تو

درون ... دیدن ادامه » آینه غیر از تو را نمی بینم
چو پیش آینه می ایستم، برابر: تو

من انتظار کسی را نمی برم با تو
تو را چه می شود ای آرزوی آخر: تو

بر آستان زمستان نشسته ای تنها
هزار مرتبه پاییزتر از آذر: تو...

#قنبرعلی_رودگر





"رفته"

می خواستم به راه بیایم...، تو آمدی
تا آمدی به زیر همه نقشه ها زدی

از پشت در صدات که آمد، دوباره شعر
درمن دوید و گفت: بگویش خوش آمدی!

گفتم: نرفته را چه کسی گفت بازگشت؟
او بودنی تر است ز هر"هست"و "باید"ی

او هست و رفته این دلِ ازدست رفته است
او را که در دل است چه گویم خوشآمدی

او هست و این ضعیف ترین احتمال عصر
از دست رفت و نیست ولو قدر درصدی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*رؤیا*

امروز آفتاب تو بر من نتافت، کاش
امشب چو ماه نور بپاشی به خواب من
به نظر من که خیلی خیال انگیز و عالی بود :)
***** ( پنج ستاره تمام )
۱۵ آبان
درود بر بامداد عزیز! همیشه از نظرات و پستهای خلاقانه تان بهره می برم.
۱۸ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"سپید"

تو نبودی
و دفتر شعرم
سپید بود!
سپید ایهام زیبایی داره
۰۹ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاید بتوان تنگۀ هرمز را بست
اما دهن گشاد بعصی را نه!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"آخرین خبر"

... و اینک
توجهتان را به شنیدن آخرین خبر جلب می کنیم:

دهها معدنچی
در اعماق زمین
جان کندند!

قنبرعلی رودگر/ قعر
و چقدر اخبار ،کوتاه است...
به همین راحتی....به همین ...!
۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۶
خبر مختصر بود و درد عظیم...
۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"بازتاب"

تو درد می کشی و... من دعام می گیرد
تو سرفه می کنی و من صدام می گیرد

توسرفه می کنی و از نفس می افتم من
چو شهر خستهء ی تهران، هوام می گیرد

چرا چنین شده ای؟سرفه پشت سرفه چرا؟
دلم شبیه صدایت مدام می گیرد

بگو که بند بیاید به سرفه هات وگر..
نه... قلبم ازین ازدحام می گیرد

اگر شفای تو را از خدا نگیرم من
قسم ... دیدن ادامه » به تو که دلم از خدام می گیرد

نه!
خوب می شوی و رفته رفته می فهمم
که دردهای تنم التیام می گیرد...
بسیار زیبا*
............
باز هم برامون شعر بذارید آقای رودگر*
۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۶
درودها صدری عزیز!
۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

"آن سوی فصول"

غزلهایم را
به گوش سنگ خواندم
چشمه شد

بر خاک افشاندم
چمن-فرش شد

برای تابستان آوازش کردم
آتش گرفت

به پای پاییز ریختم
بر باد رفت

در ... دیدن ادامه » گوش زمستان زمزمه کردم
گل از گلش شکفت

اما چرادر تو
هیچ نگرفت؟

تو مگر
از کدام فصل می آیی؟

96/1/8
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ناخواسته

در راه سفر خسته نشانم دادند
تقدیر نبایسته نشانم دادند
دنبال گشایش همه جا را گشتم
از لطف در بسته نشانم دادند

94/3/13
از لطف همه دوستانم سپاسدارم.
۱۰ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میلاد ماه

ای ماه نو که ماه تمام از تو سو گرفت
خورشید با طلوع تو از شرم رو گرفت

تا سرو در برابر قدّت بَرَد نماز
هر صبح در طراوت شبنم وضو گرفت

گل تا به جلوه روی نمود آشکار شد
از آب و رنگِ روی گلت رنگ و بو گرفت

آب فرات تشنهء دیدار روی تو
از تشنگان سراغ تو را جو به جو گرفت

شادان شدی چو مشک تو سیراب شد از آب
از ... دیدن ادامه » شادی تو آب فرات آبرو گرفت

دست تو پرچمی ست که وقتی فروفتاد
دشمن سپاهِ یک تنه ات را فروگرفت

دیگر زبانِ گفتنم افتاد از نفس
بغضی شگفت آمد و راه گلو گرفت

قنبرعلی رودگر/ قعر
درودها
بسیار عالی
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نوروز

نو لطفی و کهنه لطف دیگر دارد
پس: کهنهء نو لطف مکرر دارد
زینروست که نوروز پس از این همه سال
هر سال طراوتی فزونتر دارد

"قعر"
بسیار زیبا..درودها
۲۹ اسفند ۱۳۹۴
عالی
۰۴ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عاشقت شدن
اگر نوبتی می بود
هزار عمر دوباره را
باید صف می کشیدم!
عالی...
۲۰ اسفند ۱۳۹۴
درودها بر شما سرکار خانم imani
۲۰ اسفند ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"یادآر زشع مرده..."


چگونه یاد بیارد زشمع مرده کسی
که از حیات نشانی در او نمی بینی

قعر
آفرین
۱۶ بهمن ۱۳۹۴
ممنون استاد.
۱۸ بهمن ۱۳۹۴
زیباست...


۲۱ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"... چه خبر؟ "

رفیق سربه هوا! از نشانی ات چه خبر؟
ز حال و روز زمینآسمانی ات چه خبر؟

مرا که در به درت گشته ام جواب نکن
بگو جواب مرا از نشانی ات چه خبر؟

هزاروعده ی خوب! از وفا چه می دانی؟
ز مهربانی و نامهربانی ات چه خبر؟

ز دوستان قدیمت چگونه دل کندی؟
ز نوگزینی و خانه تکانی ات چه خبر؟

جوان جوان چه قدَر در غم تو پیر شدند!
ز ... دیدن ادامه » روی خوب و غرور جوانی ات چه خبر؟

من از فراق تو مانند مُردگان شده ام
ز من نپرس که از زندگانی ات چه خبر!
-------------------
مهر و وفا نام دو دلداده بود که منظومه هایی که پیش از عصر حافظ در شرح عشقشان سروده شده بود از میان رفته است.

قعر/قنبرعلی رودگر
بسیار زیبا و دل نشین . درود بر شما .
۲۵ دی ۱۳۹۴
درود بر شما
عالی
۲۷ دی ۱۳۹۴

از لطف همه دوستان گرامی بویژه خانمها و آقایان:
مرتضی کلانی
roya imani
مهدی..
مجید سلیمی
مرجانه


سپاسها دارم
۲۸ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قتل طبیعی!

نیازی نداری به تیرافکنی
به مرگ طبیعی مرا کشته ای

"قعر"
زیباست
۲۰ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"واقعیّت"

آن که توی آینه ست
هیچ نیست
مثل آن کسی که روبروی آینه ست!


"قعر"
محسن قربانی، مهدی..، سارا میراخورلی و مجید سلیمی این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
...هنوز

صبحت به خیر باد که صبح منی هنوز
در بامدادِ شبزده ام روشنی هنوز

یادت عجیب در دل من موج می زند
دریای بی قراریِ جانِ منی هنوز

آبِ حیاتِ عشقِ تو تضمینِ زندگی ست
جاری تر از روانیِ جان در تنی هنوز

بعد از گذشتِ اینهمه سال از ندیدنت
احساس می کنم که درست آن زنی هنوز
که اولین نگاهِ مرا صید کرده بود،

می ... دیدن ادامه » بینمت دوباره همان رهزنی هنوز

قلبم به شوق عشق تو چون پتک می زند
یعنی که صاحبِ دلِ چون آهنی هنوز

آهندلانه هم که شده، باش و دل ببر
تو بهترین نمونهء دل بردنی هنوز

صبح است و چشم مست تو تصدیق می کند
مثل شرابِ کهنه ء مردافکنی هنوز

صبحت شبیه عاقبتِ شب به خیر باد
صبحت به خیر باد که صبح منی هنوز

قعر
آرزو نوری، مجید سلیمی، مهدی..، مجتبی مهدی زاده و roya imani این را امتیاز داده‌اند
این قعر اخر تخلصه یا اسم شعر استاد؟
۰۲ دی ۱۳۹۴
بسیار زیباا..
۰۲ دی ۱۳۹۴
عالی
۰۲ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


تو پاییزی
تمام رنگها به تو می آید!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وداع می کنم اما دلم کبوتر توست
نرفته نیت برگشت کرده ام، آقا!

قعر/ قنبرعلی رودگر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید