کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال | رها باصفا درباره نمایش مترسک: اصلا لذت نبردم کارِ بدون خلاقیت و پر از شعارزدگی....
S3 : 02:17:34 | com/org
رها باصفا
درباره نمایش مترسک i
اصلا لذت نبردم
کارِ بدون خلاقیت و پر از شعارزدگی....
سلام
ممنون از شما که تشریف آوردید.

و اما درباره لذت و شعارزدگی.... حق با شماست. هوشنگ ابتهاج در شعری به نام «گالیا» می‌گوید:

اما در این زمانه که درمانده هر کسی

از بهر نان شب

دیگر برای عشق و حکایت مجال نیست

امشب هزار دختر همسال تو ولی

خوابیده ... دیدن ادامه ›› اند گرسنه و لخت روی خاک

زیباست رقص و ناز سرانگشت‌های تو

بر پرده‌های ساز

اما هزار دختر بافنده این زمان

با چرک و خون زخم سرانگشت هایشان

جان می کنند در قفس تنگ کارگاه

از بهر دستمزد حقیری که بیش از آن

پرتاب می کنی تو به دامان یک گدا

وین فرش هفت رنگ که پامال رقص توست

از خون و زندگانی انسان گرفته رنگ

در تار و پود هر خط و خالش، هزار رنج

در آب و رنگ هر گل و برگش، هزار ننگ

اینجا به خاک خفته هزار آرزوی پاک

اینجا به باد رفته هزار آتش جوان

دست هزار کودک شیرین بی گناه

چشم هزار دختر بیمار ناتوان ...

دیر است گالیا!

هنگام بوسه و غزل عاشقانه نیست

هر چیز رنگ آتش و خون دارد این زمان

هنگامهٔ رهایی لبها و دست هاست

عصیان زندگی است
۰۲ شهریور ۱۳۹۷
درود بر شما
در این که شما خوشتون نیومده بحثی نیست و نظرتون محترمه، فقط عرضم اینه که خلاقیت شاخ و دم نداره همین که شما با محدود ترین امکانات و شرایط بتونید به این ظرافت و شیوایی حتی شعار بدید جای تقدیر داره
شعار هم میتونه حرف دل باشه و به دل بشینه، گرفتن پالس های یک شعار هم میتونه خوشایند باشه
شعار هم میتونه انرژی بخش و راه ... دیدن ادامه ›› گشا باشه
بعضی وقتا شعار خوب دادن از بی تفاوت بودن خیلی بهتره

اسپویل.... اسپویل... اسپویل :

هرچند که به نظرم مترسک اصلن شعاری نبود، تصویر یک واقعیت بود، اگه قرار بود شعاری باشه باید 4 صندوق شکسته میشد و درآخر تفنگ جلو چشم تماشاگر گرفته نمیشد
۰۲ شهریور ۱۳۹۷
با سلام و احترام
با ارادت به جناب خامنه‌ای عزیز جناب جعفریان
خانم باصفا با عرض ارادت
در جامعه ای که مردمانش بیشتر از درک حقایق از آنها جک می‌سازند
در جامعه ای که مردم ترجیح میدن کَر و کور باشند و بجای خوندن و یادگرفتن وپرسیدن رفرنس های تاکسی مدار و تلگرام محور اولویت و مسندشون ... دیدن ادامه ›› هست
در جامعه‌ای که مردمش یه خانم رو به‌خاطر عریانی و رنگ و لعاب دنبال میکنند و یک آدم بی هویت اوباش رو که تنها توانایی اش اراجیف بافیست میلیونها فالور داره و برای مزخرف گفتن هاش هزاران لایک و کامنت میگذارن
و بعد یک استاد معظم یک نفر فرهیخته یک فرهنگی یک هنرمند ارزشی یک نفر ..... فقط چند نفر فالور دار به معنای تعقیب کننده ، پیرو
این جامعه شعار میخواد
باید گوش های کر جامعه صدای شعارها رو بشنوه
اتفاقا خیلی خوبه که کسی حرف حسابی برای گفتن داشته باشه حتی اگر شعاری به نظر برسه
من به نظر شما احترام میگذارم اما شعار زدگی مربوط به جامعه ما نمیشه مربوط به جامعه ای میشه که مردمش .......
خشمم رو بابت جامعه ببخشید جامعه ستیز نیستم اما برام عجیبه برای یک فیلم کمدی سخیف مردم ارزش قائل هستند و میلیاردها فروش می‌کنه و برای یک اثر کم‌نظیر هزار ایراد و اشکال میگیرند در پایان هم فروشش کمتر از یک سانس همون فیلمهای گل وبلبله
امیدوارم قدر مهرداد خامنه‌ای و امثالش رو بدونیم تا بیضایی های بعدی نشن
استاد بیضایی رو هم متهم به شعار زدگی میکردنند
۰۲ شهریور ۱۳۹۷
سلام و ممنون جناب خامنه ای :)
چیزی که منو بیش از هرچیزی آزرد، سطحی بودنِ نمادپردازی ها بود. ای کاش روی نمادها کار بیشتری انجام میدادید.
اسلحه و قدرت دم دستی ترین نماد ممکن بود....

۰۲ شهریور ۱۳۹۷
دوستان عزیزم فرزاد جعفریان و محمد لهاک ، سپاس از نظراتتون.
۰۲ شهریور ۱۳۹۷
خواهش می‌کنم خانم با صفا عزیز
چشم. حتما به پیشنهاد شما فکر خواهم کرد و امیدوارم به نتایج بهتری برسم. گرچه نباید نظر خالق اصلی اثر و این نمادها و داستان را (آقای بیضایی) نادیده گرفت. کار من بیشتر اجرای اندیشه نمایشنامه نویس است. که البته در بهتر شدن آن با توجه به نظرات مخاطبانی چون شما کوشا خواهم بود.
۰۲ شهریور ۱۳۹۷
جناب محمد لهاک :

درسته که آثار کمدی ما سخیف و بی ارزش شدن، ولی طبیعی هست که مخاطب آثار کمدی بیشتر باشه. اتفاقا مشکل من با اون جنبه از کار بود که میخواست به سطحی ترین شکل، مخاطب "تئاتر رو" رو جذب کنه، یعنی دامن زدن به سطحی ... دیدن ادامه ›› نگری .

توی جامعه 80 میلیونی ایران واقعا چند نفر تئاتر میبینن ؟ و از بین این اقلیت کوچک چند نفر کار "جناب خامنه ای" رو قرار هست ببینن ؟
حالا شما میفرمایید در تقابل با فالوورهای "شاخ های مجازی" شعار نیاز هست تا بیدارشون کرد. ولی مخاطب هدف تئاتر قطعا کسان دیگه ای هستن

توضیح اینکه کار شعاری الزاما کار بدی نیست، ولی کاری که فقط شعار باشه قطعا بده . من نمایشنامه "آقای بیضایی" رو یک اثر شعاری خوب متوجه شدم. ولی اجرای "گروه اگزیت" رو یک اثر صرفا شعاری دیدم
۰۵ شهریور ۱۳۹۷
جناب غیوری عزیز
با سلام مجدد.
اینکه به سطحی ترین شکل خواسته‌ایم مخاطب جمع کنیم خود شعاری است که در صورت تمایل برایم جالب است که بدانم چطور ؟ در کجا در سطح مخاطب جمع کرده‌ایم؟ اصولا مگر ما قصد مخاطب جمع کردن داشته‌ایم؟ با کدام شعار؟ عدالت اجتماعی؟ حقوق کارگران و اقشار فرودست؟ بی عملی و فرصت‌طلبی طبقه متوسط؟ سرکوب و تمامیت‌طلبی نظام سرمایه‌داری؟
سطحی‌نگری در کجای تحلیل سیاسی- اجتماعی نمایش مترسک بوده؟ تنها زمانی که به این شعارها رنگی از تحلیل مشخص بزنیم می‌توانیم تاثیری مثبت در برقراری دیالوگ داشته باشیم و ما از شما دوستان عزیز بیاموزیم وگرنه صحبت‌هایمان در حد همان شعارهای سطحی باقی خواهد ماند.

۰۵ شهریور ۱۳۹۷
جناب خامنه ای عزیز فکر میکنم که هر کلمه ای بار معنایی خودش رو داره. "جذب" ِ مخاطب با "جمع" کردنِ مخاطب دو مقوله ی متفاوته!
و اما با حرف دوستمون آقای غیوری درباره سطحی بودن کار موافق و هم نظرم.
۰۵ شهریور ۱۳۹۷
یک - دوست دارم روی این نکته دقت بشه که من گفتم جذب مخاطب "تئاتر رو" ، یعنی کسی که مخاطب تئاتر هست و تشریف میبره و تئاتر میبینه

دو - بطور کلی کار شما هیجان، اکت و جهان شمولی معمول آثار بیضایی رو نداشت (ای کاش تو این چند روز نمایش نامه رو میخوندم تا با قطعیت بیشتری از وجود همچین عناصری تو متن صحبت میکردم) - اینجا لازمه اشاره کنم فقط قسمتی که روی موزیک بازیگرها پا میکوبیدن کمی اکت داشت، اگرچه هیچ حرکت و طراحی خاصی توش نبود و فقط ایجاد صدا میکردن

سه - کار شما میزانسن و حرکت بازیگر نداشت، یا اگر بود به قدری زیبا نبود که در من تاثیر بگذاره

چهار - بطور کلی بازی ها ضعیف ... دیدن ادامه ›› بودند و هیج کدوم از بازیگرهاتون من تماشاگر رو به وجد نمی آورد

پنج - من مشکلی با انتخاب یک زن بعنوان مترسک نداشتم، ولی وقتی تو پرده دوم به یکباره با لباس زنانه و آرایش زنانه رو صحنه ظاهر میشد و از همه بدتر با عشوه صحبت میکرد، هیچ متوجه نمیشدم چرا ؟ چه لزومی داشت رو جنسیت تاکید بشه ؟ مگر تو دیالوگ ها و بازی های تاجر، راهب، روشنفکر یا کارگر جنسیت مطرح بود ؟

به عقیده من ( که فقط یکی از مخاطبین یکی از شب های اجارتون بودم) کار شما نه تنها فاقد هرگونه زیبایی هنری بود، بلکه متن رو هم از داشته هاش تهی کرده بود و در عوض تاکید داشت روی شعارهاش و حتی اون شعارها رو هم مبتذل کرده بود (بعنوان مثال نحوه صحبت کردن راهب اصلا شبیه یک راهب نبود و کاملا مثل یک آخوند حرف میزد که بطور کلی مبتذل هست، شما راهب رو برای ما بساز، ما خودمون متوجه میشیم که ما به ازای امروزی راهب چه کسی هست).

و اینکه بنده تئاتر میبینم که لذت ببرم، نه برای اینکه کسی آموزشم بده یا اینکه با بازخوردم به هنرمند آموزش بدم،
کار روشنگر یا رهنما یا اثری که تاثیر اجتماعی، سیاسی یا فرهنگی شگرفی تو ذهن مخاطب داشته باشه قطعا از دل خلاقیت هنری و اثر هنرمندانه خودش رو دیکته میکنه. نظر بنده اینه که توی هنر حرفی قابل استماع هست که زیبا باشه، زیبا نه به این معنی که از گل و بلبل صحبت کنه، به این معنی که هنرمندانه باشه. شعری که از "هوشنگ ابتهاج" نقل کردید شعر زیبایی هست اگرچه از زشتی های دنبا داره صحبت میکنه. کافیه این شعر ابتهاج رو با نامه های آتشین و سراسر شعار "کارو" مقایسه کنیم تا متوجه بشیم شعار هم باید زیبا باشه و دلنشین

ممنون که بحث براتون مهم هست و وارد دیالوگ میشید. به شخصه لذت میبرم از صحبت کردن راجع به تئاتر و از هم کلامی با شما.
۰۶ شهریور ۱۳۹۷
جناب غیوری. خواهش می‌کنم
ممنون از شما. مطالبی که فرمودید همه کاملا درست و بجا است چرا که حس و اداراک و سلیقه شخصی شماست از کاری که دیده‌اید.
اما دیدگاه شخصی شما درباره هنر، بازیگر، نمایش محترم است ولی تعریف آن نیست. آنچه شما دوست ندارید بسیار مهم است اما تنها درگستره سلیقه شما می‌کنجد و نه تئوری هنرهای نمایشی . بدین رو جوابی هم برای سلیقه و خواست شما از یک اثر نمایشی نمی‌توان یافت. جز آنکه می‌پسندید و یا نمی‌پسندید.

آنچه مورد بحث بود و هست و هدف اجرای نمایش مترسک، مسئله‌ سیاسی - اجتماعی آن است که در این فرم اجرایی مطرح شده و آنچه شما فرمودید ... دیدن ادامه ›› بحث شعارزدگی، سطحی نگری، ابتذال و ... در آن بود که موضوعی اجتماعی است و جالب توجه. که تحلیل آن با ابراز سلیقه در مورد فرم نمایشی متفاوت است.
ممنون از گفتگو
۰۶ شهریور ۱۳۹۷
جناب خامنه ای بزرگوار

چند بار توی فرمایشاتتون اشاره کردید که ای کاش نقد مشخصی رو مطرح میکردیم تا شما توش دقت میکردید. برای من کمی گنگ هست چرا که من موارد زیادی رو مطرح کردم، همچنین خانم باصفا هم اگرچه کلی، ولی مشخص اشاره کردن، در جایی هم به نمادپردازی های سهل و ساده رو مطرح کردن که شما تقصیر رو به گردن متن انداختید.
منظور من اصلا این نیست که هرچی گفتم به اندازه یک نقد ماندگار ارزشمند، دقیق، کارشناسی و مهم هست، ولی همون اندک موارد مطرح شده بنده ... دیدن ادامه ›› هم بی پاسخ مونده. منظور از بی پاسخ این نیست که می بایست تک به تک جواب میدادید، ولی همین که هنوز به عنوان موارد انتقادی مشخص قبولش نکردید من رو متعجب میکنه.

- بنده در خصوص همون نماد پردازی ها مطرح کردم که لحن راهب دقیقا لجن یک آخوند بود، یعنی شما از اونچه که تو متن نماد پردازی شده یک قدم به کلیشه جامعه امروز نزدیک تر شدید. لطفا نفرمایید که این دهه نودی کردن یک نمایش نامه دهه چهلی هست، چون نمایش نامه همون دهه چهلی باقی میمونه و قرار نیست دهه نودی باشه. چون اصلا واقعیت جامعه امروز ما و تحلیل سیاسی اون اصلا نمیتونه جزء به جزء با این نمایش نامه منطبق باشه.

مثال عرض میکنم : اگر توی نمایش نامه سیاه یا کارگر تحت تاثیر قدرت سرمایه، فریب نهاد مذهبی یا وسوسه گفتمان های روشنفکری دست به اقدام میزنه، توی جامعه امروز طبقه کارگر هیچ کدوم از این نهاد ها رو اصلا قبول نداره.
یا اصلا خیلی کلی تر، امروز بطور کلی جامعه ما روشنفکر نداره، نه تو ادبیات کاری انجام شده، نه تو موسیقی و نه حتی توی حوزه تئاتر (شاید فقط سینما کمی فعال تر بوده تو این زمینه). اصلا یک مثال کوچک همین کار شما بود که قبلا خدمتتون عرض کردم، بیشتر پشت نظر عوام جبهه میگیره و چند قدم از مردم عقب تر هست


- بنده عرض کردم بازی بازیگرها هیچ چنگی به دل نمیزد. ما به زور به خودمون میقبولوندیم که مثلا این بازیگر تو فلان شرایط قرار گرفته و مثلا میترسه. نه ترس بازیگر قابل پذیرش بود، نه هیجانش، نه تردیدش.

- بنده مطرح کردم که هیچ میزانسن و حرکت درستی کارتون نداشت. بعنوان مثال قسمت شلاق زدن مترسک رو عرض میکنم : همون قسمت باید به قدری زیبایی تئاتری داشته باشه که تماشاگر صرفا از تماشای همون لحظات به وجد بیاد. اینکه مترسک صبر میکنه بازیگر شما حرکت کنه بعد رو زمین شلاق میزنه دیگه صحبتی باقی نمیذاره. اینکه مترسک شما فقط هیکل نسبتا درشتی داره کافی نیست، مترسکتون خشک وای می ایسته ولی توی حرکات بدنی اش این خشکی، عدم شکنندگی، شکست ناپذیری نیست .. مثل بقیه بازیگراتون ابرو بالا میندازه، خم میشه و ...

- بنده راجع به اینکه صندوق که کارکرد کلیدی توی مفاهیم اثر داره چرا حذف شده صحبت کردم. و اینکه چرا این صندوق ها که نمادی از فضای بسته و تاریک فکری اون تیپ هاست چرا با نور مشخص شده ؟ اوکی با تمام بی منطق بودنش شما این کار رو کردید، چرا برای شکستن اون صندوق ها از تبر مجسم استفاده کردید. اینکه صندوق نیست ولی تبر هست یعنی قاعده ای که خودتون بپا کردید هم رعایت نشده

و خیلی موارد دیگه ..
بازم میگم من ادعایی ندارم که یک منتقد حرفه ای هستم، بلکه بعنوان یک مخاطب مواردی که به ذهنم رسیده بود رو مطرح کردم، برعکس دوستان مدافع اثر یا کلی گویی می فرمایند یا موارد مضمونی و سیاسی رو ذکر میکنن که قاعدتا باید بیرون از کار باشن، و ذکرش بعنوان برتری های اثر، شاهدی ست به ادعای بنده مبنی بر ضعف اثر و موج سواری و مضمون گرایی بجای خلق اثر هنرمندانه
۰۶ شهریور ۱۳۹۷
جناب غیوری عزیز
ممنونم از وقتی که گذاشتید و مرا بیشتر و دقیق‌تر از نقطه نظراتتان مطلع ساختید. از این طریق هم بهتر با تفکر شما آشنا شدم و هم با دید شما بعنوان مخاطب تئاتر که هر دو برایم بسیار مغتنم و ارزشمند است و حتما در پرونده ذهن من در مورد این نمایش ثبت خواهد شد.
در نهایت فکر می‌کنم می‌توانیم در این نقطه به توافق برسیم که نگاه ما نسبت به تئاتر و تحلیل سیاسی اجتماعی یکدیگر متفاوت است. چه خوب که می‌توانیم به واسطه این هنر شریف با هم گفتگو کنیم و از نقطه نظرات گاها متضاد یکدیگر مطلع شویم. شما البته بیشتر لطف دارید با پیگیری از دیدن نمایش گرفته تا نوشتن در مورد آن. من فکر می‌کنم نظر صادقانه شما هیچ‌گاه کم ارزش‌تر از نقد تخصصی نمایش نیست. حداقل برای من. ممنونم از شما و امیدوارم بار دیگر سعادت گفتگو و شاید دیدار شما را داشته باشم.
۰۶ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید