تیوال | رها باصفا درباره نمایش مترسک:
S3 : 16:57:12
رها باصفا
درباره نمایش مترسک i
اصلا لذت نبردم
کارِ بدون خلاقیت و پر از شعارزدگی....
سلام
ممنون از شما که تشریف آوردید.

و اما درباره لذت و شعارزدگی.... حق با شماست. هوشنگ ابتهاج در شعری به نام «گالیا» می‌گوید:

اما در این زمانه که درمانده هر کسی

از بهر نان شب

دیگر ... دیدن ادامه » برای عشق و حکایت مجال نیست

امشب هزار دختر همسال تو ولی

خوابیده اند گرسنه و لخت روی خاک

زیباست رقص و ناز سرانگشت‌های تو

بر پرده‌های ساز

اما هزار دختر بافنده این زمان

با چرک و خون زخم سرانگشت هایشان

جان می کنند در قفس تنگ کارگاه

از بهر دستمزد حقیری که بیش از آن

پرتاب می کنی تو به دامان یک گدا

وین فرش هفت رنگ که پامال رقص توست

از خون و زندگانی انسان گرفته رنگ

در تار و پود هر خط و خالش، هزار رنج

در آب و رنگ هر گل و برگش، هزار ننگ

اینجا به خاک خفته هزار آرزوی پاک

اینجا به باد رفته هزار آتش جوان

دست هزار کودک شیرین بی گناه

چشم هزار دختر بیمار ناتوان ...

دیر است گالیا!

هنگام بوسه و غزل عاشقانه نیست

هر چیز رنگ آتش و خون دارد این زمان

هنگامهٔ رهایی لبها و دست هاست

عصیان زندگی است
۰۲ شهریور ۱۳۹۷
درود بر شما
در این که شما خوشتون نیومده بحثی نیست و نظرتون محترمه، فقط عرضم اینه که خلاقیت شاخ و دم نداره همین که شما با محدود ترین امکانات و شرایط بتونید به این ظرافت و شیوایی حتی شعار بدید جای تقدیر داره
شعار هم میتونه حرف دل باشه و به دل بشینه، گرفتن ... دیدن ادامه » پالس های یک شعار هم میتونه خوشایند باشه
شعار هم میتونه انرژی بخش و راه گشا باشه
بعضی وقتا شعار خوب دادن از بی تفاوت بودن خیلی بهتره

اسپویل.... اسپویل... اسپویل :

هرچند که به نظرم مترسک اصلن شعاری نبود، تصویر یک واقعیت بود، اگه قرار بود شعاری باشه باید 4 صندوق شکسته میشد و درآخر تفنگ جلو چشم تماشاگر گرفته نمیشد
۰۲ شهریور ۱۳۹۷
با سلام و احترام
با ارادت به جناب خامنه‌ای عزیز جناب جعفریان
خانم باصفا با عرض ارادت
در جامعه ای که مردمانش بیشتر از درک حقایق از آنها جک می‌سازند
در جامعه ای که مردم ترجیح میدن کَر و کور باشند و بجای خوندن و یادگرفتن وپرسیدن رفرنس های تاکسی مدار و تلگرام محور اولویت و مسندشون هست
در جامعه‌ای که مردمش یه خانم رو به‌خاطر عریانی و رنگ و لعاب دنبال میکنند و یک آدم بی هویت اوباش رو که تنها توانایی اش اراجیف بافیست میلیونها فالور داره و برای مزخرف گفتن هاش هزاران لایک و کامنت میگذارن
و بعد یک استاد معظم یک نفر فرهیخته یک فرهنگی یک هنرمند ارزشی یک نفر ..... فقط چند نفر فالور دار به معنای تعقیب کننده ، پیرو
این جامعه شعار میخواد
باید گوش های کر جامعه صدای شعارها رو بشنوه
اتفاقا ... دیدن ادامه » خیلی خوبه که کسی حرف حسابی برای گفتن داشته باشه حتی اگر شعاری به نظر برسه
من به نظر شما احترام میگذارم اما شعار زدگی مربوط به جامعه ما نمیشه مربوط به جامعه ای میشه که مردمش .......
خشمم رو بابت جامعه ببخشید جامعه ستیز نیستم اما برام عجیبه برای یک فیلم کمدی سخیف مردم ارزش قائل هستند و میلیاردها فروش می‌کنه و برای یک اثر کم‌نظیر هزار ایراد و اشکال میگیرند در پایان هم فروشش کمتر از یک سانس همون فیلمهای گل وبلبله
امیدوارم قدر مهرداد خامنه‌ای و امثالش رو بدونیم تا بیضایی های بعدی نشن
استاد بیضایی رو هم متهم به شعار زدگی میکردنند
۰۲ شهریور ۱۳۹۷
سلام و ممنون جناب خامنه ای :)
چیزی که منو بیش از هرچیزی آزرد، سطحی بودنِ نمادپردازی ها بود. ای کاش روی نمادها کار بیشتری انجام میدادید.
اسلحه و قدرت دم دستی ترین نماد ممکن بود....

۰۲ شهریور ۱۳۹۷
دوستان عزیزم فرزاد جعفریان و محمد لهاک ، سپاس از نظراتتون.
۰۲ شهریور ۱۳۹۷
خواهش می‌کنم خانم با صفا عزیز
چشم. حتما به پیشنهاد شما فکر خواهم کرد و امیدوارم به نتایج بهتری برسم. گرچه نباید نظر خالق اصلی اثر و این نمادها و داستان را (آقای بیضایی) نادیده گرفت. کار من بیشتر اجرای اندیشه نمایشنامه نویس است. که البته در بهتر شدن آن با ... دیدن ادامه » توجه به نظرات مخاطبانی چون شما کوشا خواهم بود.
۰۲ شهریور ۱۳۹۷
جناب محمد لهاک :

درسته که آثار کمدی ما سخیف و بی ارزش شدن، ولی طبیعی هست که مخاطب آثار کمدی بیشتر باشه. اتفاقا مشکل من با اون جنبه از کار بود که میخواست به سطحی ترین شکل، مخاطب "تئاتر رو" رو جذب کنه، یعنی دامن زدن به سطحی نگری .

توی جامعه 80 میلیونی ... دیدن ادامه » ایران واقعا چند نفر تئاتر میبینن ؟ و از بین این اقلیت کوچک چند نفر کار "جناب خامنه ای" رو قرار هست ببینن ؟
حالا شما میفرمایید در تقابل با فالوورهای "شاخ های مجازی" شعار نیاز هست تا بیدارشون کرد. ولی مخاطب هدف تئاتر قطعا کسان دیگه ای هستن

توضیح اینکه کار شعاری الزاما کار بدی نیست، ولی کاری که فقط شعار باشه قطعا بده . من نمایشنامه "آقای بیضایی" رو یک اثر شعاری خوب متوجه شدم. ولی اجرای "گروه اگزیت" رو یک اثر صرفا شعاری دیدم
۰۵ شهریور ۱۳۹۷
جناب غیوری عزیز
با سلام مجدد.
اینکه به سطحی ترین شکل خواسته‌ایم مخاطب جمع کنیم خود شعاری است که در صورت تمایل برایم جالب است که بدانم چطور ؟ در کجا در سطح مخاطب جمع کرده‌ایم؟ اصولا مگر ما قصد مخاطب جمع کردن داشته‌ایم؟ با کدام شعار؟ عدالت اجتماعی؟ ... دیدن ادامه » حقوق کارگران و اقشار فرودست؟ بی عملی و فرصت‌طلبی طبقه متوسط؟ سرکوب و تمامیت‌طلبی نظام سرمایه‌داری؟
سطحی‌نگری در کجای تحلیل سیاسی- اجتماعی نمایش مترسک بوده؟ تنها زمانی که به این شعارها رنگی از تحلیل مشخص بزنیم می‌توانیم تاثیری مثبت در برقراری دیالوگ داشته باشیم و ما از شما دوستان عزیز بیاموزیم وگرنه صحبت‌هایمان در حد همان شعارهای سطحی باقی خواهد ماند.

۰۵ شهریور ۱۳۹۷
جناب خامنه ای عزیز فکر میکنم که هر کلمه ای بار معنایی خودش رو داره. "جذب" ِ مخاطب با "جمع" کردنِ مخاطب دو مقوله ی متفاوته!
و اما با حرف دوستمون آقای غیوری درباره سطحی بودن کار موافق و هم نظرم.
۰۵ شهریور ۱۳۹۷
یک - دوست دارم روی این نکته دقت بشه که من گفتم جذب مخاطب "تئاتر رو" ، یعنی کسی که مخاطب تئاتر هست و تشریف میبره و تئاتر میبینه

دو - بطور کلی کار شما هیجان، اکت و جهان شمولی معمول آثار بیضایی رو نداشت (ای کاش تو این چند روز نمایش نامه رو میخوندم تا با قطعیت بیشتری از وجود همچین عناصری تو متن صحبت میکردم) - اینجا لازمه اشاره کنم فقط قسمتی که روی موزیک بازیگرها پا میکوبیدن کمی اکت داشت، اگرچه هیچ حرکت و طراحی خاصی توش نبود و فقط ایجاد صدا میکردن

سه - کار شما میزانسن و حرکت بازیگر نداشت، یا اگر بود به قدری زیبا نبود که در من تاثیر بگذاره

چهار - بطور کلی بازی ها ضعیف بودند و هیج کدوم از بازیگرهاتون من تماشاگر رو به وجد نمی آورد

پنج - من مشکلی با انتخاب یک زن بعنوان مترسک نداشتم، ولی وقتی تو پرده دوم به یکباره با لباس زنانه و آرایش زنانه رو صحنه ظاهر میشد و از همه بدتر با عشوه صحبت میکرد، هیچ متوجه نمیشدم چرا ؟ چه لزومی داشت رو جنسیت تاکید بشه ؟ مگر تو دیالوگ ها و بازی های تاجر، راهب، روشنفکر یا کارگر جنسیت مطرح بود ؟

به ... دیدن ادامه » عقیده من ( که فقط یکی از مخاطبین یکی از شب های اجارتون بودم) کار شما نه تنها فاقد هرگونه زیبایی هنری بود، بلکه متن رو هم از داشته هاش تهی کرده بود و در عوض تاکید داشت روی شعارهاش و حتی اون شعارها رو هم مبتذل کرده بود (بعنوان مثال نحوه صحبت کردن راهب اصلا شبیه یک راهب نبود و کاملا مثل یک آخوند حرف میزد که بطور کلی مبتذل هست، شما راهب رو برای ما بساز، ما خودمون متوجه میشیم که ما به ازای امروزی راهب چه کسی هست).

و اینکه بنده تئاتر میبینم که لذت ببرم، نه برای اینکه کسی آموزشم بده یا اینکه با بازخوردم به هنرمند آموزش بدم،
کار روشنگر یا رهنما یا اثری که تاثیر اجتماعی، سیاسی یا فرهنگی شگرفی تو ذهن مخاطب داشته باشه قطعا از دل خلاقیت هنری و اثر هنرمندانه خودش رو دیکته میکنه. نظر بنده اینه که توی هنر حرفی قابل استماع هست که زیبا باشه، زیبا نه به این معنی که از گل و بلبل صحبت کنه، به این معنی که هنرمندانه باشه. شعری که از "هوشنگ ابتهاج" نقل کردید شعر زیبایی هست اگرچه از زشتی های دنبا داره صحبت میکنه. کافیه این شعر ابتهاج رو با نامه های آتشین و سراسر شعار "کارو" مقایسه کنیم تا متوجه بشیم شعار هم باید زیبا باشه و دلنشین

ممنون که بحث براتون مهم هست و وارد دیالوگ میشید. به شخصه لذت میبرم از صحبت کردن راجع به تئاتر و از هم کلامی با شما.
۰۶ شهریور ۱۳۹۷
جناب غیوری. خواهش می‌کنم
ممنون از شما. مطالبی که فرمودید همه کاملا درست و بجا است چرا که حس و اداراک و سلیقه شخصی شماست از کاری که دیده‌اید.
اما دیدگاه شخصی شما درباره هنر، بازیگر، نمایش محترم است ولی تعریف آن نیست. آنچه شما دوست ندارید بسیار مهم است ... دیدن ادامه » اما تنها درگستره سلیقه شما می‌کنجد و نه تئوری هنرهای نمایشی . بدین رو جوابی هم برای سلیقه و خواست شما از یک اثر نمایشی نمی‌توان یافت. جز آنکه می‌پسندید و یا نمی‌پسندید.

آنچه مورد بحث بود و هست و هدف اجرای نمایش مترسک، مسئله‌ سیاسی - اجتماعی آن است که در این فرم اجرایی مطرح شده و آنچه شما فرمودید بحث شعارزدگی، سطحی نگری، ابتذال و ... در آن بود که موضوعی اجتماعی است و جالب توجه. که تحلیل آن با ابراز سلیقه در مورد فرم نمایشی متفاوت است.
ممنون از گفتگو
۰۶ شهریور ۱۳۹۷
خانم با صفا عزیز
ممنون از توضیح شما.
برای سطحی بودن، ابتذال و شعارزدگی هم بار معنایی وجود دارد که من متوجه نشدم. چون هنوز دلیلی جز ابراز سلیقه شخصی به جای معنای آن نیافتم. نه از طرف شما و نه از طرف دوست عزیزم آقای غیوری.
نظر دادن تنها به معنای گفتن نیست ... دیدن ادامه » بلکه تحلیل آن نیز جزئی از کار مهم گفتگو است که برای من شخصا بسیار آموزنده خواهد بود.
لطف سرکار زیاد
۰۶ شهریور ۱۳۹۷
با سلام خدمت خانم باصفا ضمن احترام به نظر سرکار ..داشتم گفتگو های دوستان خوبم را ذیل نظرتان می خواندم خصوصا نظر اقای غیوری شایان تامل نقادانه است چراکه متاسفانه نشان دهنده یک امر منفی اما شایع در شیوه اظهارنظر بین برخی از ما است ... فارغ از مباحث طرح ... دیدن ادامه » شده؛ آقای غیوری که خودشان صادقانه اظهار کردند متن چهارصندوق را نخوانده اند اما از روی حدس و گمان با قطعیت حیرت انگیزی درباره عدم تطابق جهان شمولی! متن بیضایی با اجرای مترسک سخن گفتند. من دوبار دست کم در یک سال گذشته متن چهارصندوق را خوانده ام و اجرای مترسک را هم دیده ام و چنین نظری که اقای قیوری ابراز فرمودند ندارم...
فکر می کنم با اظهارنظرهای کلی و غیرمستدل و گاهی سلیقه ای و البته با زبان تامگرا و قطعی نگر فضای گفتگویی سازنده را نباید مسدود کرد
۰۶ شهریور ۱۳۹۷
ابرشیر عزیز، صحبت خودم رو که تو کامنت های قبلی و طی بحثی که با آقای "خامنه ای" داشتم عینا نقل میکنم :

((* یه نکته کلی راجع به این قضیه عرض کنم که چون من نمایشنامه رو نخوندم، استنباطم از بی زمانی متن برمیگرده به شناختم از آثار بیضایی و برداشتی که از اجرای "مترسک" و "چهارصندوق - آناهیتا زینی وند" داشتم. دوستانی که متن رو مطالعه کردن اگه در این خصوص اشتباه میکنم حتما تذکر بدند.))

========

به هرحال چند اجرا از آثار اقای بیضایی دیدیم و با آثارشون آشنایی مختصری داریم و تشخیص یه سری مسائل، کار شاق و چشم بندی نیست. در ضمن نه کاربران و نه آقای خامنه ای برداشت من رو نفی نکردن و من مطمئن تر گمان خودم رو مطرح کردم. در ثانی بنده سه ویزگی برای آثار آقای بیضایی اشاره کردم و مورد سوم رو هم توش تشکیک کردم. ولی جالبه هیچ جوابی راجع به اون دو مورد قبلی نگرفتم که ایراد اصلی من به کار بودن. مسئله سوم اینکه حتی اگه به کل "بیضایی" رو کنار بگذاریم و کلیت کار ارائه شده رو ببینیم، اون سه مورد ایراد رو وارد میدونم بهش صرفنظر از اینکه این ایراد به متن کار برمیگرده یا خوانش گروه

طنز ماجرا در اینه که دوستانی که کار رو دوست داشتن (که صد البته حق داشتن و نوش جانشون که لذت "تئاتر خوب دیدن" رو با این کار تجربه کردن) نظرات مخالف رو بیجا تلقی میکنن و دنبال یک لغزش هستن که نیات پلید دست نشانده های غرض ورز رو روشن کنن، چرا ؟ چون کاری که اونها دوست داشتن رو نپسندیدن. محترمانه ترین شکلش هم اینه که نظرات بنده شخصی، غیر مستدل و سلیقه ای تلقی میشه، انگار کسانی که کار رو دوست داشتن نظرات قاطع، مطلق و غیر سلیقه ای و غیر شخصی، با کوله باری از مستندات ارائه دادن
دوستی ... دیدن ادامه » لطف میکنه و شعارزدگی کار رو در بیشعوری جاری تو جامعه توجیح میکنه و هنر متعالی رو موظف میدونه توی سالن پنجاه، شصت نفری خودش علیه مخاطب میلیونی سینمای زرد شعار مرده باد بده، به مثابه اینکه به نشانه اعتراض بزنیم شیشه های خونه خودمون رو بشکنیم !! (جالبه که وقتی تو جمع دوستان سینمایی همین نقد هارو راجع به همون فیلم های پیش پا افتاده بی ارزش مطرح میکنم، دقیقا جواب هایی میشنوم که اینجا باهاشون برخورد میکنم و ما رو غرش ورزانی میدونن که کمر به نابودی سینما بستیم)
یکی دیگه از دوستان سوال بنده رو در خصوص کپی رایت، جهت دار میبینه، که جواب کارگردان کار اون رو مثل تیری که به سنگ میخوره خنثی کرده

بازم تشکر میکنم از همه کسانی که انقدر به تئاتر ارزش قائل هستن که نظرات همدیگه رو میخونن و برای پاسخ دادن وقت صرف میکنن. خوشحالم از بودن تو این جمع که به احترام تئاتر هزینه میکنن، وقت میذارن و انرژی صرف میکنن.
۰۶ شهریور ۱۳۹۷
جناب ابرشیر : همچنین بالای همین پیج و تو قسمت ((یه جای یادداشت کارگردان)) هم این جمله اومده :

نمایش مترسک برخلاف چهارصندوق، لامکان و لازمان نیست. برداشتی انضمامی‌ست که فانتزی متن بیضایی را به واقعیتی که کارگردان می‌بیند پیوند می‌زند.

با این وجود شما ... دیدن ادامه » بعد از دوبار خوندن نمایش نامه و تماشای اجرا، ظاهرا نظری که بنده حدس زدم و یادداشت مورد تائید کارگردان هم بهش اذعان داره رو ندارید
۰۶ شهریور ۱۳۹۷
آقای غیوری عزیز یکی از کارکردهای اصلی تاتر ایجاد دیالوگ و گفتگوی سازنده است و خوشحالم که مترسک این فرصت را به نوعی فراهم آورده البته به نظرم گفتگو و بحث وقتی سازنده و پیش برنده است که اصولی پیش برود و دو طرف ، شنونده حرف مخالف باشند و نه تنها صبورانه ... دیدن ادامه » همدیگر را بشنوند بلکه سعی در غور و تامل در مباحث نمایند
وقتی صحبت از نظر مدون و اصولی در مورد مثلا کارهای بیضایی می کنیم قطعا باید به دوره های نمایشنامه نویسی این هنرمند بزرگ اتکا کنیم..اینکه از کدام دوره کاری و چه اثری از او سخن می گوییم...مثلا از نمایش های مرتبط با نمایش های کاروانی یا میدانی یا نقالی با برخوانی و. ....کدام مد نظر است اینکه یک یا دو اجرای دانشجویی و اماتوری از دیگران دیده باشیم و یا حتی اجراهای معدودی که خودشان در ایران روی صحنه بردند دیدیم ملاک کاملی و مستدلی نیست برای اظهار نظر کلی و با قطعیتی که به آن اصرار فرمودید باید تمام اثار مکتوب شان را در حوزه نمایشنامه خوانده باشید تا امکان قیاس میسر باشد
در بند دوم مرقومه خودتان نوشته اید مترسک هیجان , اکت،جهان شمولی آثار بیضایی را ندارد. بر چه اساس چنین استنتاجی کردید؟ من متن بیضایی را بسیار جهانشمول می دانم چون مترسک نمونه خوبی از این گستردگی و گشودگی است که در حصار زمان و مکان مشخصی گرفتار نیست .... مترسک خوانش قرن بیست و یکمی از متن بیضایی است و در خودش تفسیرهای گشوده ای دارد...‌.
اگر زمانی بگذارید متن چهارصندوق را مطالعه بفرمایید بخشی از مواردی که تحت عنوان ایراد به مترسک گرفته اید را در چهارصندوق نیز احتمالا می یابید چون چهارصندوق اساسا یک اثر سمبولیستی با مختصات اجتماعی و سیاسی مربوط به دوران خلقش یعنی دهه چهل نیز هست...متون نمایشی بیضایی متفاوت است و قطعا تماشای چند اجرای احتمالا دست دوم از متن بیضایی به نتیجه گیری مستدلی ما را رهنون نمیشود. سلامت باشید
۰۶ شهریور ۱۳۹۷
توی این نظردهی ها و کامنت ها متوجه شدم که متاسفانه با تمام ژست های روشن فکری ای که میگیربم، هنوز تحمل نقد نداریم.
مثال جالبی بود آقای غیوری . مثالِ سینما. همه از فلان کارگردانِ تازه وارد که کارهاش خیلی هم مورد پسند جشنواره ها بوده تعریف میکنن بعد خدای ... دیدن ادامه » نکرده اگه یکی مخالف حرف بزنه همه هجوم میبرن طرفش.
به قولی: من آنچه شرط بلاغ بود گفتم، حالا پند و ملالش با خودتون آقای خامنه ای و دوستان. من نظرم رو گفتم دلایل زیادی هم دارم(حتا اگه متهم شم به شخصی بودن نظرم و یا غیرمستدل بودنش)
اما دیگه زیاده حرفی نیست و اصلا اگر هجوم میارن به سمتم چه باک؟ :)
۰۶ شهریور ۱۳۹۷
خانم محترم باصفا چه کسی بر شما هجوم آورده؟ من که جز استفاده از این گفتگوهای دوستانه بین عزیزان این صفحه چیز دیگری برداشت نکردم. کاش شما هم واقعا نقدی می‌نوشتید و من به شخصه همانطور که قبلا هم گفتم بیشتر استفاده می‌کردم. بنده همواره نظرات مخالف و به قول ... دیدن ادامه » شما نقد را با وسواس بیش‌تری دنبال می‌کنم و پذیرای بی‌چون و چرای آن هستم. اگر دیگر دوستان هم از شما طلب استدلال کردند نه بخاطر هجوم به شما بلکه برای ادراک بیشتر از منطق سخنانتان بوده و این قضاوت قدری نخ نما شده است که هرکس دنبال دلیل بود حتما از نقد گریزان است. این عین روشنفکری است که هر حرفی را بی‌منطق و دلیل نپذیریم. حال شما هم خود دانید که چطور وارد گفتگو با دیگران می‌شوید و چقدر برای شعور دیگران ارزش و احترام قائل هستید.
۰۶ شهریور ۱۳۹۷
واقعا عجیبه !!
شما یک بار یه بخش از صحبت بنده رو تیتر میکنید و بهش میتازید که بنده ندانسته اظهار نظر کردم در حالی که با نظر منتقد و خود کارگردان هم یکی ست. الان هم کامنت مبسوطی در خصوص بیضایی شناسی ارائه کردید.

این قانون کجاست که نظر دادن روی یک کار سالها ... دیدن ادامه » تحقیق و بررسی روی آثار نویسنده متن اون رو میطلبه. اگر شما آشنایی با آثار آقای بیضایی دارید قطعا ارزشمند هست، ولی بقیه مجبور نیستند برای اظهار نظر در خصوص یک نمایش یا نمایش نامه همه این دانش رو گردآوری کنن.

اگه بخوام خیلی ساده ش کنم، اصلا کاری نداریم که بیضایی چی نوشته یا اصلا کی بوده، خامنه ای چه کارهایی قبلا کرده و ذهنیاتش چیه. با تئاتری به اسم "مترسک" روبرو هستیم که بنده هیچ نکته مثبتی توش ندیدم. اگر اون کار آماتوری که اشاره فرمودید کار بدی بود لااقل روح داشت ولی توی اجرا دچار لکنت بود. نمایش حاضر نه تنها خوب نبود، که روح و حتی جان نداشت، نیمه جونی قرار بود از طریق ویدئوها و موزیک ها بهش تزریق بشه ولی عملا بی تاثیر بود. اینکه چقدرش تقصیر نمایش نامه بود و چقدرش از ضعف گروه اجرایی میومد، بنده نظرم رو قبلا دادم، حالا شما بیضایی شناس ها قبول می فرمایید یا نه، تغییری تو اصل ماجرا نمیکنه

ممنون
۰۶ شهریور ۱۳۹۷
جناب غیوری کجای ماجرا عجیبه؟
بحث من بر اساس حرفهای شما نگاشته شده و اصلا عجیب نیستند
اینکه شما بر اساس دانسته ها و ندانسته هایتان از آثار بیضایی به بحث های من انگ تاختن میزنید و کل محور به اصطلاح استدلال خودتان را حالا نفی می کنید عجیب است..
ضمنا برای ... دیدن ادامه » کسی که می خواهد اثری را نقد اصولی کند لزوما نباید سالها مطالعه کند شاید کمی مطالعه عمیق تر و روش استدلال صحیح تر کافی باشد.
لحن شما و نتیجه گیری شما بسیار تام گرایانه و قابل نقد است.
۰۶ شهریور ۱۳۹۷
جناب خامنه ای بزرگوار

چند بار توی فرمایشاتتون اشاره کردید که ای کاش نقد مشخصی رو مطرح میکردیم تا شما توش دقت میکردید. برای من کمی گنگ هست چرا که من موارد زیادی رو مطرح کردم، همچنین خانم باصفا هم اگرچه کلی، ولی مشخص اشاره کردن، در جایی هم به نمادپردازی های سهل و ساده رو مطرح کردن که شما تقصیر رو به گردن متن انداختید.
منظور من اصلا این نیست که هرچی گفتم به اندازه یک نقد ماندگار ارزشمند، دقیق، کارشناسی و مهم هست، ولی همون اندک موارد مطرح شده بنده هم بی پاسخ مونده. منظور از بی پاسخ این نیست که می بایست تک به تک جواب میدادید، ولی همین که هنوز به عنوان موارد انتقادی مشخص قبولش نکردید من رو متعجب میکنه.

- بنده در خصوص همون نماد پردازی ها مطرح کردم که لحن راهب دقیقا لجن یک آخوند بود، یعنی شما از اونچه که تو متن نماد پردازی شده یک قدم به کلیشه جامعه امروز نزدیک تر شدید. لطفا نفرمایید که این دهه نودی کردن یک نمایش نامه دهه چهلی هست، چون نمایش نامه همون دهه چهلی باقی میمونه و قرار نیست دهه نودی باشه. چون اصلا واقعیت جامعه امروز ما و تحلیل سیاسی اون اصلا نمیتونه جزء به جزء با این نمایش نامه منطبق باشه.

مثال عرض میکنم : اگر توی نمایش نامه سیاه یا کارگر تحت تاثیر قدرت سرمایه، فریب نهاد مذهبی یا وسوسه گفتمان های روشنفکری دست به اقدام میزنه، توی جامعه امروز طبقه کارگر هیچ کدوم از این نهاد ها رو اصلا قبول نداره.
یا اصلا خیلی کلی تر، امروز بطور کلی جامعه ما روشنفکر نداره، نه تو ادبیات کاری انجام شده، نه تو موسیقی و نه حتی توی حوزه تئاتر (شاید فقط سینما کمی فعال تر بوده تو این زمینه). اصلا یک مثال کوچک همین کار شما بود که قبلا خدمتتون عرض کردم، بیشتر پشت نظر عوام جبهه میگیره و چند قدم از مردم عقب تر هست


- ... دیدن ادامه » بنده عرض کردم بازی بازیگرها هیچ چنگی به دل نمیزد. ما به زور به خودمون میقبولوندیم که مثلا این بازیگر تو فلان شرایط قرار گرفته و مثلا میترسه. نه ترس بازیگر قابل پذیرش بود، نه هیجانش، نه تردیدش.

- بنده مطرح کردم که هیچ میزانسن و حرکت درستی کارتون نداشت. بعنوان مثال قسمت شلاق زدن مترسک رو عرض میکنم : همون قسمت باید به قدری زیبایی تئاتری داشته باشه که تماشاگر صرفا از تماشای همون لحظات به وجد بیاد. اینکه مترسک صبر میکنه بازیگر شما حرکت کنه بعد رو زمین شلاق میزنه دیگه صحبتی باقی نمیذاره. اینکه مترسک شما فقط هیکل نسبتا درشتی داره کافی نیست، مترسکتون خشک وای می ایسته ولی توی حرکات بدنی اش این خشکی، عدم شکنندگی، شکست ناپذیری نیست .. مثل بقیه بازیگراتون ابرو بالا میندازه، خم میشه و ...

- بنده راجع به اینکه صندوق که کارکرد کلیدی توی مفاهیم اثر داره چرا حذف شده صحبت کردم. و اینکه چرا این صندوق ها که نمادی از فضای بسته و تاریک فکری اون تیپ هاست چرا با نور مشخص شده ؟ اوکی با تمام بی منطق بودنش شما این کار رو کردید، چرا برای شکستن اون صندوق ها از تبر مجسم استفاده کردید. اینکه صندوق نیست ولی تبر هست یعنی قاعده ای که خودتون بپا کردید هم رعایت نشده

و خیلی موارد دیگه ..
بازم میگم من ادعایی ندارم که یک منتقد حرفه ای هستم، بلکه بعنوان یک مخاطب مواردی که به ذهنم رسیده بود رو مطرح کردم، برعکس دوستان مدافع اثر یا کلی گویی می فرمایند یا موارد مضمونی و سیاسی رو ذکر میکنن که قاعدتا باید بیرون از کار باشن، و ذکرش بعنوان برتری های اثر، شاهدی ست به ادعای بنده مبنی بر ضعف اثر و موج سواری و مضمون گرایی بجای خلق اثر هنرمندانه
۰۶ شهریور ۱۳۹۷
جناب غیوری عزیز
ممنونم از وقتی که گذاشتید و مرا بیشتر و دقیق‌تر از نقطه نظراتتان مطلع ساختید. از این طریق هم بهتر با تفکر شما آشنا شدم و هم با دید شما بعنوان مخاطب تئاتر که هر دو برایم بسیار مغتنم و ارزشمند است و حتما در پرونده ذهن من در مورد این نمایش ... دیدن ادامه » ثبت خواهد شد.
در نهایت فکر می‌کنم می‌توانیم در این نقطه به توافق برسیم که نگاه ما نسبت به تئاتر و تحلیل سیاسی اجتماعی یکدیگر متفاوت است. چه خوب که می‌توانیم به واسطه این هنر شریف با هم گفتگو کنیم و از نقطه نظرات گاها متضاد یکدیگر مطلع شویم. شما البته بیشتر لطف دارید با پیگیری از دیدن نمایش گرفته تا نوشتن در مورد آن. من فکر می‌کنم نظر صادقانه شما هیچ‌گاه کم ارزش‌تر از نقد تخصصی نمایش نیست. حداقل برای من. ممنونم از شما و امیدوارم بار دیگر سعادت گفتگو و شاید دیدار شما را داشته باشم.
۰۶ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید