تیوال رضا سجادی | دیوار
S3 : 07:14:49
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
در تاریخ 14 مرداد نمایش را دیدم. تلاش کارگردان و بازیگران برای اجرای نمایشنامه بسیار ستودنی است و هنگام رورنس دوست داشتم که تماشاگران تشویق پرشورتری میکردند. دست مریزاد. کاش تعداد بیشتری به تماشای آن بنشینند. و نسرین درخشان زاده چه خوب بود و مهدیس توکلی چه پرانرژی و بر روی نقشش متمرکز بود. خسته نباشید میگم به همه عوامل.
و اما یک انتقاد: با اینکه در ردیف دوم نشسته بودم در پرده های پایانی نمایش، متأسفانه صدای موسیقی مانع از شنیدن صدای بازیگران میشد. با توجه به اینکه در نظرات قبلی تیوال، دیدم که چند بار این مورد از سوی تماشاگران تذکر داده شده بود، شایسته بود که گروه فنی نمایش خیلی پیش تر از این هماهنگی لازم را در زمینه هماهنگی صدای بازیگر و موسیقی انجام میدادند. این قبیل مشکلات نهایتا بعد از یک هفته اجرا، نباید دیگر وجود داشته باشند. واقعا حیف است ... دیدن ادامه » که جملات از دهان بازیگرانی که زحمت فراوانی برای اجرای خوب متن کشیده اند، شنیده نشود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا سجادی
درباره کنسرت-نمایش لیلا و چند مسافر i
متاسفانه در دو نمایش اخیر آقای رحمانیان شاهد اجرایی ضعیف از جهت متن و مضمون و اندیشه و میزانسن بودم. در مورد این نمایش، اولا میبایست مضمون آن اطلاع رسانی میشد که نشده بود الا در بروشور چاپ شده آن که خب معمولا همزمان با دیدن نمایش آن را تحویل گرفته و میخوانیم. انتظار مونولوگ های بدون میزانسن و حرکت را نداشتم! از ویدئو پروجکشن در جهت تلاش برای تحریک احساسات تماشاگر استفاده شده بود؟ واقعا آیا هیچ لزومی داشت؟ مضمون نمایش و متن مونولوگ ها اغلب تکرار مکررات وقایع و بعضا ارائه آمار و ارقامی بود که سالهاست صدها بار تقریبا با همین جملات در رسانه های گوناگون و مدرسه و تریبون ها و غیره شنیده ایم.
از همۀ اینها گذشته نویسنده و کارگردان در متن بروشور مضمون را نقد و بررسی ایمان و انسان معاصر دانسته و نوشته است:
«آیا برای نگاه به این مضامین باید همچنان به کنکاش ... دیدن ادامه » در دل تاریخ پرداخت یا بهتر است نگاهی نیز به آدم های دور و بر خود بیندازیم و نقش ایمان و مذهب را در جوامع امروز شهری به داوری بنشینیم؟ زندگی پر مخاطره و غریبانۀ ایرانی خواه ترین امام معصوم شیعیان، در خود چه نکات آشکار و پنهانی به ما می آموزد که دوازده قرن است ملجأ ...؟ چگونه است که با گسترۀ روزافزون تمدن شهری و هجوم دیدگاه های انسان مدارانه ، همچنان بارگاه امام، پذیرای میلیون ها زائری است که عاشقانه و دردمند، قدم در راه می گذارند؟...... اما بزرگترین دستاورد ما از نمایش چند مسافر، طرح پرسش هایی درباره ایمان و اندیشه مذهبی در روزگار ماست»
واقعا آیا جز این بود که در این نمایش باور شیعیان ایرانی و احیانا در اپیزودهایی دفاع از میهن و هم میهن آن هم صرفا با مونولوگ و قطعات موسیقی آوازی به نمایش درآمد؟ کدام بررسی عمیق و کدام نگرش انتقادی به موضوع؟
آیا تاکنون پاسخ آن پرسش که «زندگی پرمخاطره و غریبانۀ... چه نکاتی به ما می آموزد؟» تاکنون داده نشده بود؟!
اگر به واقع یکی از دغدغه های نویسنده نگاهی به این موضوع بود که «چگونه است که با گسترۀ روزافزون تمدن شهری و هجوم دیدگاه های انسان مدارانه ، همچنان بارگاه امام، پذیرای میلیون ها زائری است که...» پس از این همه آثار و سخنرانی ها و کتاب های کلیشه ای که دیده و خوانده و شنیده ایم، آیا دست کم، از جناب رحمانیان انتظار نمی رود که نگاهی عمیق تر به موضوع داشته باشد یا از منظری متفاوت ؟
و چقدر برخی آثار این سالها تلخ و ملالت بار شده اند.از جمله در این نمایش و کلیشه های غمگین کننده از سنت جامعه.
آیا باب شدن استفاده از خواننده در برخی تئاترهای امروزی بیشتر برای گیشه نیست؟ البته عنوان اجرا را «موسیقی نمایش» اعلام کرده اند و از این بابت بر صاحبان نمایش حرجی نیست و البته که مخاطبان خود را هم دارد و خیلی جاها معمول است و من نیز از موسیقی و اجرای نیما مسیحا بدم نیامد البته به جز اجرای اولین قطعه. اما به نظر حقیر باید مراقب سطحی شدن بود!
در نهایت به پیشنهاد دوست گرامی جناب جباری در پست پیشین-> «فقط عزیزانی که علاقه به تئاترهایی با پس زمینه مذهبی هستند (و البته تلخ ) به دیدن این تئاتر برن.»
این کار بحدی ضعیف بود که تا مدتی تئاتر نخواهم رفت که خاطره تلخ این کار از ذهنم پاک بشه
۲۵ تیر ۱۳۹۷
جناب سجادی عالی نوشتید، درود بر شما
پریما خانم اتفاقن باید سریع یه کار دیگه رو برید تا اثر بد این رو بشوره ببره :)))
۲۵ تیر ۱۳۹۷
موقع نوشتن این نمایش ، یک لحظه با خودتون فکر نکردین ممکنه یه بیمار سرطانی توی تماشاچی ها باشه و با دیدن اون اپیزود پر از انرژی منفی مربوط به سرطان چه تاثیری رو خودش و خانواده ش میذارید؟ خواستین همدردی کنین یا امید رو ازشون بگیرین ؟؟
بازی مصنوعی یک بیمار ... دیدن ادامه » سرطانی که اعلام میکنه خودش پرستار بیماران سرطانیه و همشون میمیرن و هیچ امیدی نیست و هیچ جراحی و رادیوتراپی فایده نداره و داره میسوزه از اثر داروهای شیمی درمانی رو بدنش و حتما اخرش مرگه... نمیدونید دیشب به ما چه گذشت ... چه عذابی کشیدیم با این اپیزود لعنتی ...
مگه همه بیمارهای سرطانی وضعیتشون شبیه به همه که شما این دیالوگها رو نوشتی ؟ یکی مثل بیمار ما که یه هفته از جراحی سینه ش میگذره و دو روز دیگه شیمی درمانی داره اومده تئاتر شما رو ببینه چطوری باید این اپیزود مسخره رو تحمل کنه که توش فقط حرف از ناامیدی و مرگ بود ؟ کسانی که این نمایش رو دیدن میدونن منظور من چیه. کارگردان محترم خودتو جای ما بذار ، یا اون اپیزود رو حذف کنین یا دیالوگها رو تغییر بدین گرچه در کل نمایش بسیار ضعیفی بود.
در آخر بابت اجرای خانم نصیرپور ، اقای عمرانی و پسر نوجوان هنرمند ، صدای زیبای نیما مسیحا که دیدن این نمایش ضعیف رو برای خانواده ما قابل تحمل کردن که وسط نمایش از سالن بیرون نریم سپاسگزارم. .
۲۵ تیر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید