تیوال رضا مرشد | دیوار
S3 : 07:41:34
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
یک درام آبکی .
زیاده نوشتن و زیاده گفتن درباره ی اثری که دوستش نداشتی نه تنها سخت است بلکه لازم هم نیست.
اما یک چیز هست که همیشه در مورد نوشتن از یک کار لازم است.
انهم دقیق بودن و تخصصی نگاه کردن.
از مهدی زندیه باز هم متنی اجرایی دیده بودم ، چیزی چاپ شده یا نوشته شده از او نخواندم اما دیدن همان یکی دو کار پیشین به علاوه ی این اثر دستگیرم می کرد که عملا و ابدا در نوشتن پیشرفت نکرده!
محسن نجار حسینی را هم می شناسم، خداروشکر از ان دسته های ادم های اشتباهی تئاتر نیست ولی خب ادم های درس خوانده و لیسانس گرفته از دانشگاه ازاد هم می توانند غلط باشند دیگر...
فرم اجرایی و انتخاب مکان موثر اجرا و طراحی صحنه در یک راستا بود و خوب هم بود. اما این تمام خوبی این کار بود . تمام تمامش ...
انتخاب شیوه بازی را که تماما تقصیر کارگردان می دانم . اجرا یک محمد نادری بد دارد و ... دیدن ادامه » یک نسا حسینی بد و یک جفت بازیگر که نمی دانم اصلا برای چه روی صحنه راهشان دادند... اسمشان راهم نمی گویم.
اما در این میان باز هم دم مرتضی گرم (با اینکه ان لحظه ی بازی احساسیش بسیار بد بود) یا شاید بشود گفت خانم مهدی نیا(که من نمیشناسمشان) و هادی شیخ ... البته که هادی هم در این نقشِ ادم ناراحته ی ماجرا انصافا دیگر چیزی برای رو کردن نداشت...
بهر حال بیش از همه بازهم برمی گردم به ابتدای حرفم، طرح مسئله ی نمایشنامه بد است. پرداخت بر اساس فرمول است و لاجرم منطقی و پایان به شدت و به شدت باسمه، انقدر که فقط می خواهی از سالن در بروی...
راستی در اخر یک سوال هم دارم. از هر کسی که خواست جوابم را بدهد... ان قسمتی که در مورد کوبیدن و ساختن خانه ی قدیمی شان بود (با ان دیالوگ نویسی شاهکار!!!!) واقعا از روی تبلیغات تلویزیونی برداشته نشده بود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ !
.
تمام
فیلم فارسی:)
سه ریال های ماه رمضون :)
۱۷ مهر
آقای مرشد دقیقا حرف دل من رو زدید.وقتی نقد و امتیاز این کار رو دیدم خیلی مشتاق شدم که اجرا رو ببینم و کاملا خودم رو آماده کرده بودم برای تماشای یه اجرای بی نظیر اما حقیقت اینه که اگر از نظر اخلاقی کار اشتباهی نبود حتما وسط اجرا از سالن خارج می شدم؛ و همچنان ... دیدن ادامه » بعد از چهار ساعت هنوز عصبی ام!
عصبی از متن ضعیف، کارگردانی بد، بازی های بدتر، میزانسن های افتضاح موسیقی بی ربط و صد البته داستان تکراری
هرچند که موارد بیشتری هم باید ذکر می کردم اما فکر کنم خودتون بهتر می دونید که این کار چقدر ضعف داشت.
۱۸ مهر
ممنونم ازتون که نمایش مارو به تماشا نشستید و ممنون بابت نظری که در رابطه با نمایش ما نوشتید
۱۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر بخواهم تملق نکنم نمیتوانم بگویم بهترین ممکن بود و همه چیز عالی بود و بینظیر
اما کار به شدت دنبال کردنی بود .
متن از قلم فردی اگاه به جهان قدم گذاشته اش سر زده بود و کارگردانی نویسنده ان را کامل تر هم کرده بود .
بازی ها اما به اندازه کافی خوب و روان بودن و ابدا تلاشی اضافه در ان دیده نمیشد .
در یک کلام گروه کارش را بلد بود و نمابش بسیار با ارزش ... باقی سلیقه است و کمی سخت گیری برای دغدغه ی بهترین بودن
به امید اجراهای بی نظیر تا اخرین شب
چند جمله درباره ی پر ...
محتمل هست که تا بحال وقتی از خواب بیدار شده اید به خود گفته باشید که خب ، الان باید چیکار کنم .
و در جا به نظرتان برسد اهان الان باید یه تئاتر کار کنم ...
شاید این حرف را به سادگی نپذیرید اما ممکن است به همان سادگی که سرتان را به بالشت چسبانده اید و ایده دادید حدود 8-9 ماه بعد ان ایده روی صحنه پلتفرم عمارت روبرو اجرا بشود ...اگر این قصه را بپذیرید شما ابتدا اغاز راه پر فراز و نشیب محمد نورالدینی یا نویسنده و کارگردان این کار هستید .
<< پر >> یک ویژگی دارد بی نهایت مفتضحانه است . شوخی است .
بیشتر به شما این حس را انتقال می دهد که تئاتر هم عجب مضحکه ای شده ... ولی جالب تر اینجاست که به نظر من اهمیت دیدن این اجرا هم در همین است .
می خواندم در کتاب نشانه های شر که ژرژ باتای می گفت : ادمی هر چقدر به مدفوع خود چشم بدوزد به همان اندازه از حقیقت در فرار نیست !
"پر" نمونه ی امروز است از امر واقعی تئاتر ... یا ، (( انچه به هر قیمتی من خواستار اتفاق افتادنش هستم )) .
محمد خودش را و زندگیش را از متن قبلی تا این متن به روی صحنه اورده ! درام محمد بی نهایت شخصی است . و تنها خودش و اطرافیانش به درک درستی از این
می رسند که او دارد چه می کند یا چه می خواهد ... این البته ایراد است ...
اما همزمان من خودم به شخصه دوست داشتم جای یکی از ان غریبه ها در سالن باشم ... و به این ابتذال چشم بدوزم .
تئاتر محمد نمونه ی خوبی است از جامعه ما به صورت کلی چون ما اینیم و همین قدر شوخی هستیم .
از نظر من مهم است همچنین تجربه ای در هم چنین مکانی اتفاق بیوفتد تا ببینیم : درام رخت خوابی چیست؟
ایده ی دودی چیست ؟
کستینگ مبتنی بر داف چیست !!
اخر ... دیدن ادامه » همش هم که نمی شود ادعا کرد که می شود ویتگنشتاین را با تئاتر امیخت بعد به تنها چیزی که فکر کنیم ، امیختن با فلان دختر باشد !
پر باید دیده شود همان قدر که "شر" که "فساد" که "تباهی" که "تباهی نسل " و ...
باید و باید جان دادن و جان کندن را دید چون مهم است و تاثیر گذار .
<< پر >> یکی از بهترین ضد تئاتر هایی بود که تا بحال دیدم !
"اهان الان باید یه تئاتر کار کنم":))))))))))

نمایش رو که ندیدم اما چقددددددددددر کامنتتون رو دوست داشتم.. چه قلم جذابی دارید..یعنی یه جوری که با خودم گفتم کاش یه نمایش روی صحنه ببرم و این کاربر بیاد زیرش نمایشم و خودم رو له کنه :)))
افرییین..
۰۵ مرداد
شما لطف دارین به بنده :)
۰۷ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا مرشد
درباره نمایش عزازیل i
در تبلیغ هایش امده که عزازیل یعنی اولین شیطان.
اما من می‌گویم این خود فرشته مرگ بود. آخرین شیطان
فرشته‌ای مه بعد از دیدنش دیگر جانی برای گفتن نداری!
کار عاری از خطا نبود
نباید هم باشد ... مگر سپهر کار چندمش است!؟
من این گروه را تقریبا می‌شناسم و می‌دانم که تماما حرفه‌ای هستند.
اما برای نوشتن از این کار همین بس که در نیمه اول از فرط هول و بند امدن نفس جرات خوردن آب هم نداشتم، با این که بطری در دستم بود...
اما در نیمه دوم به من اجازه داد تا لحظه‌ای نگاهش نکنم... اما بقول خود نویسنده و کارگردان ان نیمه دوم همان قدر لازم بود که نیمه اول !
عزازیل را ببینید چون او جرات خطر کردن داشته است.
پس شما هم اگر اهل بازی و خطر باشید قبولش می‌کنید! منتهی اگر باشید...
چه کامنت جذابی نگاشته‌اید. شاید این هفته تماشا کردم.
۱۳ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید