تیوال | رضا بهکام درباره نمایش نان: اجرایی موزیکال و فرمالیستی که در مرز باریک بین تئاتر
S2 : 19:05:20
رضا بهکام
درباره نمایش نان i
اجرایی موزیکال و فرمالیستی که در مرز باریک بین تئاتر و پرفورمنس در حرکت است.

المان نان ایده ایست برای پیشبرد خط سیر داستان و ایجاد بستری مناسب برای ژرف نگری با افق دیدهای سیاسی،مناسبات اجتماعی و تاریخی.

استفاده از تکنیک های اجرایی در فرم ، اثر را به سمت قالبی جهت دار بواسطه تعدد ایده ها و بسط ایده اصلی و تنیدگی محتوا هدایت می کند و جذابیتی برای مخاطب است تا کار را تا انتها ببیند؛
با توجه به عناصر اجرایی در محتوا ، اثر ساختار پدیدار شناسانه را در بطن خود رشد می دهد که رهیافتی فلسفی برای اذهان و دیده وران خود است.

خلاقیت در ارائه آکسسوارهای متنوع و دست سازِ زیبا و البته طراحی مینیمالیستی صحنه و دکور و نور کمینه بر زیبایی و کیفیت بصری اثر می افزاید.

اجرای موزیکال زنده در تار و پود اجرا می نشیند و جنس انتخاب صدا در آلات موزیکال القای حسی از ژانر دارک کابارت را در مخاطب بوجود می آورد هر آنچه که در ابتدای نمایش هم بر ترانه ای از بند The tiger lillies شاهد هستیم و قدرت المانی نان و هدفمندی نمایش در روایت قصه تا حدی است که شاید نیازی به راوی نباشد.

طراحی موزون حرکات و میزانسن بازیگران محدود و در خدمت فرم است منتها نیاز به هماهنگی درون گروهی بیشتری را اقتضاء می کند البته با وصف این مورد نمی توان از بازی های خوب بازیگران صحنه یادی نکرد و وجود ماسکهای صورت شعاع دید و بازی آنها را سخت می کرد ولی وجود ماسکها خلق دنیایی سوررئال و وهم انگیز است که لذتی ناب را رقم می زند.

استفاده خلاق از دکور مکعبی وسط صحنه با توجه به تعلیق هایی که در خود دارد بر جذابیت کار می افزاید ولی بهتر است تا با دوران ١٨٠ درجه ای مکرر آن این مکعب در وسط صحنه بر پایه ای دوار فیکس شود تا از حرکات اضافی به چپ و راست صحنه و نمایان شدن بک استیج جلوگیری شود.
مورد دهان تمساح را می توان با پارچه ای مشکی از انتها مستتر کرد تا بک استیج و شخص پشت آن مخفی بماند؛
چون ... دیدن ادامه » ردیف اول بودم در صحنه آخر استرس داشتم که دیوار ساختیافته و چینشی هر لحظه بروی ما بریزد و به نظرم ١ متر عقب تر این چینش پایه ریزی می شد از التهاب من کم می کرد:))
بنظرم کمی روی جزئیات حوصله باید کنند و حیف است که این موارد سهل انگارانه کوچک به بدنه زیبای کار صدمه بزند و اصطلاحاً ذوق مخاطب را کور کند و تمرکز او را بهم بریزد(از وظایف کارگردان و منشی صحنه)((گروه اجرایی مرا خواهد بخشید برای ابراز نظر مستقیم)).

کارکرد مفهومی و بصری مناسب ماسک ها ، مخاطب را در فضایی سوررئال و فاقد تاریخ و زمان قرار می دهد و این محتواست که ما را به زمان حال الصاق می کند.

طراحی گرافیکی پوستر و تیزر این اجرا بسیار زیبا و دلنشین است و من خیلی دوست داشتم یک پوستر از این کار به یادگار می داشتم.

از جناب نصیر ملکی جو برای ارائه این اثر خوش فکر و لطیف و گروه خوبشان نهایت تشکر را دارم.



آقا در بسیاری موارد موافق هستم اما گروه خیلی کم تمرین و با عجله اجرا میکردند

ولی با همه کاستی ها بعد از اجرا من از ده دقیقه آخر آنقدر راضی بودم که به نمره ۴از ۵فکر میکردم
⁦❤️⁩
۰۱ تیر
بله موافقم جناب لهاک عزیز.
شاید گرمای زیر ماسک ها و یا شعاع دید کم از کیفیت کارشون بکاهه (چون نمیدونم چه مدت تمرین داشتن) ولی مشخصاً اثر لذت بخشی بود و حرف های تازه ای در یک اثر موزیکال و فرم حداقل در ایده پردازی داشتن و اینکه بدون دیالوگ مخاطب را در تاریخ ... دیدن ادامه » و روایت غرق می کردن و طنز سیاه خود را القاء می کردن؛
من احساس سبکی و مفرحی داشتم حین خروج از سالن و در مجموع راضی بودم و به نظرم رسید ممکنه در اجراهای آتی نواقصشون کم بشه در اثر اجراهای بیشتر
۰۱ تیر
امیدوارم که بدرخشند گروه
من هم حالم با کار بجز چند مورد خیلی خوب بود
آقا مشتاق دیدارتون هم هستیم ⁦❤️⁩
۰۱ تیر
عزیز دل ،من هم دلم براتون تنگ شده امید که بزودی ببینمتون❤️
۰۱ تیر
⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۰۱ تیر
رضا جان بهکام ، ممنون از اشتراک گذاری نقد جامع و کاملتون :)
۰۳ تیر
لطف دارید جناب رزمجو ؛ عزیز دلید
❤️❤️❤️❤️
۰۳ تیر
شما هم نقدهای خوبی می نویسید..
من درکف واژه ژرف نگر هستم...
خیلی واژه قلمبه و سلمبه ای است..
ادم یاد فیلم هایی که زنان لباس سفید دارند و در بیابان
در دوردست ها هستند می اندازه
خدایی حال کردم
۲۷ تیر
درود جناب موسوی؛ سپاس از توجهتون؛
تشبیه جالبی بود❤️
به قول استاد چرمشیر نمایشنامه نویس معاصر : چه اشکالی داد که دایره واژگانمان را نیفراییم و از لغات خاک خورده در قفسه های دهخدا و معین بهره نبریم...
ارادتمندم.
۲۷ تیر
آقای بهکام عزیز
بنده هم اکنون متوجه شدم حضرتعالی نمایش خواندید
خیلی خوشحالم و برخود می بالم که نقدهایم بعضاً مورد توجه تان قرار می گیرد..
و می فهمم دانش درونش هست که شما تمجید می کنید..
سبک نگارش تان را که دوست دارم..
زبان و واژگانتان را دوست دارم...
اما شاید یک رسالت بر دوش خودم می دیدم...
وقتی نقد می نویسم سعی کردم بطور ناخودآگاه نقد نویسی
را آموزش دهم .. از اینکه همه چیز خوب بود
خیلی ... دیدن ادامه » عالی بود و بد بود و دوست نداشتم و این حرفها نباشد..
تا کم کم تماشاچیان هم با یک زبان مشترک (نمایش) سخن بگویند..
برای همین معمولاً تنها تئاتر می روم چون دوستان برای تفریح می آیند.
چندوقت یکبار هم پارتنری می آید و چند نمایش می رویم و دوباه تنها می روم.
وذت من علاوه بر دیدن کار ، نقدنویسی است بعدش نقد دوستان را می خوانم
تا ببینم به کجاها دقت نکردم.. نمی خواهم نظریات دیگران نقدم را تحت تاثیر
قرار دهد ..با تجربه ای ناب از نقد مواجه شوم... البته معمولاً تا 80% مطالب را
پوشش می دهد و البته بعضاً هم شده نکاتی را از قلم بیاندازم یا تصئرات
من اشتباه باشد...
تئاترهای خوب را به من معرفی کن.. آنهایی را که رفتی...
اگر تنها بودی ، حال کردی تئاتر بروی، می دونستی تئاتر خوبیه یک خبر به من بده
اگر خودمم هم اوکی بودم میایم باهم برویم.. بالاخره دیدن تئاتر با یک صاحب نظر بسیار شیرین است.
به امید دیدار در یک سالن تئاتر
محمد حسن موسوی


۲۷ تیر
عزیز دل، لطفتان بر سرم❤️❤️
در مقام منتقد نیستم و سلیقه و اندیشه ام را بیان می کنم ولی تلاش میکنم مفید واقع گردد؛
نمایشی را در کنار شما دیدن باعث افتخار هست و بر دیده منت.
۲۷ تیر
لطف داری شما نسبت به من
پس دعا کنم خدا به افتخارهایتان بیافزاید
و ما نیز لذت ببریم از سلیقه و اندیشه تان
ان شا الله
۲۷ تیر
جناب موسوی گران سنگ ❤️❤️❤️❤️❤️
۲۷ تیر
عزیز دلی !!
قول بده یادم بدی کشیدن قلب را...
۲۷ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید