همینک تیم پشتیبانی تیوال از طریق چت آنلاین و ایمیل در خدمت شماست و موقتا پاسخگویی تلفنی متوقف شده‌است. اطلاعات بیشتر
تیوال رکسانا معتمدی | دیوار
S3 : 14:59:17
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
چقدر من لحظه‌های بیتا رو زندگی کردم، قسمت‌هایی از نمایش انگار نویسنده از روی اتفاقاتی که برای خود من افتاده بود موقعیت‌ها رو نوشته بود و به نظرم وقتی کاری رو روی صحنه داری که تماشاچی باهاش هم‌ذات‌پنداری می‌کنه یعنی نمایش‌ت کارش رو درست انجام داده.
یک نمایش خوب و رئال و باورپذیر با بازی‌های روان که من خوشحالم امروز پای اجراشون نشستم و لذت بردم.
جاهایی از نمایش به نیم‌فاصله‌ی رضا رشادت شباهت نزدیک داشت (چه از نظر موقعیت و چه از نظر ویدئومپ و روایتش) و نقدی که اونجا داشتم رو دوباره اینجا هم مطرح می‌کنم که متاسفانه اون ارجاع آخر کار به پرواز اکراین رو اصلا دوست نداشتم. واقعا پذیرفتن اینکه یه اثر هنری صرفا بر اساس فاجعه‌ی پرواز اکراین ساخته شده باشه (یعنی کمتر از یک‌ماه فرصت برای نوشتن و تمرین و اجرا) سخته و مشخصه که بعدا به کار اضافه شده، ... دیدن ادامه » که کاش دوستان هنرمند این ارجاع رو حذف کنن و بذارن این تداعی توی ذهن تماشاچی اتفاق بیفته و نه ارجاع مستقیم.
خسته نباشید به تیم هامون و جشنواره‌ی قشنگ‌شون.
امروز یکشنبه بود
یا دروغ نگو، یا پاش وایسا
این مردم یک قربانی می‌خواهند برای آرام‌کردن خشم‌شان و شما یک کشته می‌خواهید تا به آن‌ها نشان دهید که چه دشمن مهربانی هستید.
پشت هر در،هزار نفر دارند ما را هزار هزار بار می‌کشند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
-آنکه می‌ترساند خود بیشتر از بقیه می‌ترسد
+ پس بگو داروغه‌چیان چرا چوب به کمر می‌بندند...از ترسشان است نه از دلیری‌شان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر خوشحال و خرسندم که توی جشنواره این فرصت دست داد که نمایش پنهان‌خانه‌ی پنج در رو ببینم و چقدر لذت بردم از هم‌صحبتی با آقای فلاحت پیشه و رفتار حرفه‌ای‌شون.
امیدوارم توی اکران عمومی با استقبال تماشاچی‌ها مواجه بشین
در اجرای عموم قطعا بهتر خواهد شد این نمایش، نکات خوبی از اجرای دیروز بروز پیدا کرد
۲۱ بهمن ۱۳۹۸
بله بله شک ندارم.
البته که نمایش دیشب هم از خوب‌های جشنواره بود
۲۱ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تنها چیزی که در مورد این نمایش می‌تونم بگم
:|
یک ستاره نمی‌دم، چون نمایش باید در حد اجرای آقای افشاریان نازل باشه که یک ستاره بدم.
ولی واقعا اثر در بیان مفهومش به مخاطب الکن بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من به عنوان یک مخاطب عام، یک عاشق تئاتر و یک تماشاچی، با وجود اینکه مخالف انصراف از جشنواره بوده و هستم در حمایت از تمام کسایی که برای عقیده‌شون هزینه کردن هیچ بلیطی برای جشنواره نمی‌گیرم.
باشد که تمرین کنیم دستمون توی دست هم باشه، حتی اگر عقایدمون فرق دارن.
جشنواره هامون را بیایید..
۰۹ بهمن ۱۳۹۸
چرا که نه؟
هامون رو قطعا میام.
۰۹ بهمن ۱۳۹۸
بسیار هم عالی..
۰۹ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
توی بوک‌لت نمایششون نوشته موبایلاتونو بذارید رو سایلنت، خاموش نکنید، چون اتفاقای اون بیرون که اسمش زندگیه، خیلی مهمتر از اتفاقای روی این صحنه است.
شاید کسی که دوستتون داره نگرانتون شده، گوشی‌تون اگه زنگ خورد، دکمه‌ی ON رو بکشید تا کسی که پشت خطه بفهمه شما دارید که تئاتر می‌بینید تا تو سالن سینما هستید.
اینو بیشتر برای خودش نوشته که وسط اجرا گوشی رو برداشت و جواب داد شیشه انتلکتوال بودنش (به قول روحانی) تِرِک نخوره.
درضمن ۵ دقیقه وسط نمایش وقت گذاشته که با خیال راحت به هر کی دوست داشتید زنگ بزنید.
۰۸ بهمن ۱۳۹۸
من مخلصم آقای مجللی.
۰۹ بهمن ۱۳۹۸
ما بیشتر :)
۰۹ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من نمی‌تونم مترجم افکار و احساساتم بشم.
تو نیست رو به هست ترجیح دادی.
واقعن
۰۸ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش یک نفر بتونه به من توضیح بده که برای چی تماشاچیان عزیز تیتراژ رو ندیده از صندلی‌شون بلند می‌شن؟ با توجه به اینکه می‌دونستیم ترکیبی از سینما و تیاتر رو شاهد هستیم و اینکه دیدیم بازیگرها برای تشویق روی صحنه نیومدن و حتی داشتیم شناسنامه‌ی کار رو روی پرده می‌دیدیم چرا بلند می‌شیم؟!
من هیچ‌وقت به صدای خندیدن تماشاچی‌ها انتقاد نمی‌کنم چون واکنش غیرارادی‌شونه ولی دیگه دوستان اینکه تیتراژ رو نخونده از روی صندلی بلند می‌شید هم «ارادی»ه و هم به نظر شخصی من «بی‌فرهنگ»یه.
انگار بوک‌لت نمایش رو مثل تراکت بگیری و نخونده بندازی دور!
کاش soundtrack کار رو مخصوصا قطعه‌ی انتهایی رو در soundcloud یا هرجای دیگه‌ای منتشر کنید
امیرمسعود فدائی این را خواند
سپیده، celine و م.مه(میر سعید مولویان) این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر دوستش داشتم/چقدر اون ۴ دقیقه و ۳۳ ثانیه‌ی لعنتی رو دوست داشتم/چقدر موزیک کار رو دوست داشتم/چقدر دینو خوب بود، با همه‌ی نقش‌هایی که بازی کرده متفاوت بود و چقدر اینکه اسم خودش رو توی اطلاعات کار نیوردن خوب بود/چقدر ارجاعات به «این یک پیپ نیست» رو دوست داشتم/و دیالوگ‌هایی که بعد نمایش هم با خودت تکرار می‌کردیشون/و محمد مساوات.... /محمد مساوات دست مریزاد
چرا هیچ‌کس دقت نکرد اون سرباز آخری که hint داد به شایگان، اهل رمان آگاتا کریستی و ... بود فامیلی‌ش سعیدی بود؟
:))))
پویا سعیدی نبود، ولی محمد سعیدی بود.
دقت کنید آقا. دقت کنید.
مثل فیلم های نولان حالا هی ازش نکته در بیارین
۰۵ بهمن ۱۳۹۸
منتظر نباشین آقا لانچر همچنااااااااااااااان تمدید میشه :|

کم کم دارم نسبت به پست تمدیدش حالت هیستریک میگیرم :((
۰۶ بهمن ۱۳۹۸
مینا جان :))))))
۰۶ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شایگان: یه سئوالی می‌خوام ازت بپرسم ببینم چقدر دقت داری آقای صادقی.
صادقی: بله
شایگان : دقت کردی همه‌ی کسایی که میان توی این اتاق در مورد حداد و بویراحمدی یه حرفو می‌زنن.
صادقی: تقریبا
شایگان: تقریبا نه آقا، دقیقا. مشکل کجاست؟
صادقی: کمالی!
شایگان:‌کمالی که توی دست خودمونه. دقت کن آقا ! مشکل تابانه. سیاوش تابان. دقت کردی به واکنششون وقتی دارن از تابان حرف می‌زنن؟
چقدر سید مهدی حسام‌الذاکرین بازیگر خوبیه...
به به به... لذت بردم از بازی خوبش.
اما در خصوص کلیت اجرا، از وقتی که مینا اومد جلوی در خونه‌ی سمیرا و توضیح داد که بحث سر چی بوده واقعا دیگه داستانش چیزی نداشت برای روایت کردن. شیوه‌ی روایت رو هم به شخصه زیاد دوست نداشتم.
اما اصل داستان، داستانی بود که من توی زندگی خودم بارها و بارها باهاش برخورد کردم و تصمیمی که نگار گرفته بود رو خیلی از دوست‌های خودم گرفتند و همیشه من برای خودم سئوال بوده که من اگر در چنین موقعیتی بودم چه می‌کردم؟
فشارهای اجتماعی ناشی از نبودن مرد توی خونه، اونقدر زیاده که حتی زنی مثل نگار که موقعیت اجتماعی خوبی هم داره گزینه‌ی جدایی آخرین گزینه‌اش باشه، درست مثل تمام زن‌هایی که یک نسل قبل از ما بودن و تو شرایطی که حقشون ترک کردن بوده، ترک شدن.

در خصوص تماشاچی‌ها هم که ری‌اکشنشنون ... دیدن ادامه » برای من جالب بود که روی صحنه‌ای که نادر با کت به نگار می‌زنه عصبی می‌شدن، اما توی نمایش‌های دیگه که مردها سیلی می‌خورن این واکنش رو ندارن.
خوبه که نسبت به خشونت علیه زنان حساس شدیم، ولی نسبت به خشونت علیه مردان هم باید واکنش داشته باشیم و برامون «عادی» نشه.
آخی
چه خوب..
یک طرفدار مدافع مردان پیدا کردیم...
اما مردها خیلی براشون مهم نیست از خانم ها کتک بخورن..
الان گفتید یاد ضربات افتادم..
حس خاصی نداشتم...
فقط فکر می کردم چرا ول نمی کنه زدن را...
و زن چرا یک جایی دیگه نمی رود...
و منتظر کتک خوردن هست؟
....
جشنواره ... دیدن ادامه » هامون خرید بلیتش از امروز آغاز می شود...
۱۳ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیم‌فاصله با مفاهیم انسانی سر و کار داشت. عشق، رابطه، رفتن، نگفتن و...
ارجاعات خوبی داشت به این جمله‌های تکراری از همه‌ی دوستامون که «مجبور بودم به رفتن» و «کاش یکی مجبورم می‌کرد نمی‌رفتم» شنیدیم.
بازی‌ها خوب و رئال بود و دکور ساده رو دوست داشتم، ساده بودن فضا و لباس‌ها باعث می‌شد تا به اصل موضوع توجه کنیم و درگیر جزییات نشیم.
به نظر شخصی من می‌تونست اجرای بهتری باشه اگر آخرش وصل نمی‌کرد به پرواز اکراین و ۱۷۶ مسافر اون!
واقعا اون ارجاع آخر کار، گل‌درشت بود.
بله نمایش در مورد مهاجرت بود، کشور مقصد کانادا بود و حالا مخاطب با توجه به این شرایط این روزها خودش وصل می‌کنه نمایش رو به پرواز اکراین.

بنظرم اون تابلوی آخر فقط ادای دینی بود به اون ۱۷۶ نفر.
۰۴ بهمن ۱۳۹۸
@حدیث سیدی:
موافقم با شما.
۰۸ بهمن ۱۳۹۸
مرسی که تشریف آوردید و امیدواریم ادای دین قبول بفرمایید.
۱۴ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا هیچ‌کس به این نکته توجه نکرد که اسم اون پاس‌بخشی که رفت مرخصی و باعث شد شیفت حداد و بویراحمدی باهم بیفته «مسعود صرامی» بود؟
:))