تیوال roya imani | دیوار
S3 : 23:02:10
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
کسی بود که بودش در زندگی من ریشه داشت
و خودش همسفر بادهای سر گردان بود
بادهای بی پروا...
بادهای وا مانده از کاروان های بی خاطره...
که انقدر میپیچیدند دست های نیلوفر پرورش دور تنهایی رویاهایم
که چشمهایم، بیکرانه ی دریا ها را انگار هرشب گریسته است
که انگار هر شب گریسته بود...
که انگار هر شب محبوب دور دستهایم ،
می اید،
گل تنهاییم را می بوید،
و مرا میان غنچه ی خواب بی تاب بوی یاس می کند...



هر چه کنی بکن مکن ترک من ای نگار من
۱۲ خرداد ۱۳۹۵
بله مدت هاست نیستند و خلاء شعرشان اینجا بشدت احساس می شود .امیدوارم سلامت و شاد باشند
۲۶ آبان ۱۳۹۵
که انگار هر شب محبوب دور دستهایم ،
می اید،
گل تنهاییم را می بوید،
و مرا میان غنچه ی خواب بی تاب بوی یاس می کند...
این جملات قلب منه
۰۸ آبان ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

دلتنگم که خوابم طرحی رها شده از
دست های توست
دورم که لبخندم مات عکس های توست
نازنینم!..
گاهی شب پره های شهرت را
اوازی بلند بخوان از زمزمه های دوست دارم هایی
که فقط مهربانی تو را می جویند...
که تو همان مردی
مردی که بشارت تمام لبخندهای منست...


همیشه همچی خوب نیست اما وقتی مثل من از یک تصادفی
که قرار بود بعدش نباشم سالم هستم و با یک کسالت جزیی
میتونی بدی های همه رو ببخشی...
از ... دیدن ادامه » خیلی ها ممنونم که دعای خیرشون پناهم بود...





عالی و تمام .هزار احسنت
--
گاهی شب پره های شهرت را
اوازی بلند بخوان از زمزمه های دوست دارم هایی
که فقط مهربانی تو را می جویند...
--
خدا را شکر که لطف الهی شامل حالتان شد و ان شاءالله منبعد نیز چنین باشد .
ابتلائات ما در دنیا ، دلایل مختلفی دارند که یکی از ... دیدن ادامه » آنها تلنگر زدن به آدم ، جهت دیدن خدا و وضعیت خود است . امیدوارم در میان سختی ها و مرارت های این واقعه ، دست مرحمت و مهربان خداوند را ببینید .
۰۶ خرداد ۱۳۹۵
بسیار زیبا مانا باشید
۱۰ خرداد ۱۳۹۵
بانو تیلای نازنینم
درود بر شما
ممنونم از محبت و لطفتون بانوی جان...


۱۲ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوست داشتنت ضمیمه ی تمام نفس هایی ست که میکشم
محبوبم !..
شعر هایم برای تو
چشمهایم برای تو
تو فقط گل حسرت نباش
برای این مو پریشان اشنا به شبنم خیال...
بگذار تاک جوانی باشم
که مست میکند چشمهای از شوق لبریزت را...



عالی...
پاینده باشی نازنین
۰۳ خرداد ۱۳۹۵
جناب جاهد ارجمند
درود بر شما
ممنونم از حضور پر محبتتون جناب...


شعرتون بی نهایت زیبا بر دل نشست
ممنونم...


۰۵ خرداد ۱۳۹۵
بانو پرندیس نازنینم
درود بر شما
شما هم مثل همیشه به من محبت دارید ممنونم ...



۰۵ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این درخت انار با هزاران شکوفه ی ترک خورده
شبیه خاموشی توست
وقتی دریغ میکنی دوستت دارم هایی که باید
مخاطبش من باشم و چشم هایی که از
دیدنت سیر، نه...
محبوبم !..
این ستاره های در انتظار پرواز
شبیه منظره تواند
این ستاره ها شبیه تواند
وقتی إنکار میکنی شکوه ربایش چشمهایت را
وقتی آب میکند دل هر عابری ،
هر عابر نه ،تنها دل من را،که اسمان را
چشم اندازی بزرگ از عشق تو میدانم...
محبوبم !..
بلوغ من در کوچه ی تنهایی عشقت
اتفاقی ... دیدن ادامه » ساده نیست
شاید اولین و اخرین هیجان پروازست
که چشم های من را پر فروغ میکند...



بسیار زیبا...
وقتی دریغ میکنی دوستت دارم هایی که باید
مخاطبش من باشم و چشم هایی که از
دیدنت سیر، نه...
محبوبم !..
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۵
جناب ضیایی پور بزرگوار
درود بر شما
ممنونم از مهربانی حضورتون...

بی شک چیزی جز لطف شما نیست سپاس...


۰۲ خرداد ۱۳۹۵
جناب فلاحی ارجمند
درود بر شما
ممنونم از لطف و محبت حضورتون


سپاس...

۰۲ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کشت زارها همه سبز میشوند
و درناها
بر فراز باغی از سکوت
جامی سرخ می نوشند
به یاد دستهایی که رویایش،
مرا ملکه ای با گردنبندی سبز کرده است...



"گردنبندی سبز" می‌تونم بدونم استعاره از چیست؟ ضمنن فکر کنم "گردنبند" از نظر تایپی یه بازنگری کوچیک نیاز داشته باشه. مرسی ...
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵
درود بر شما دوست عزیزم
ممنونم از حضورتون

مطمئن نیستم استعاره باشه من هرروز با دید تازه ای به دلنوشته هام
نگاه میکنم اما در کل منظورم نشان سبز تعهدست
...

ممنونم حتما تصحیح خواهد شد سپاسگزارم از مهربانیتون....
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دریغ
دریغ از کوچ کلماتی
که در غیاب گندم زار چشمهایت دیگر شعر نمیشود...
که قحطسالی عظیم فرا گرفته است مرا،
که من گواه بی أمان بی عشق زیستنم
که واژه های برهنه ام
قمری سوگوار،
قمری خاموشی ست ،که از هرچه غیر توست،
به درد رسیده است...
هان !..
فانوس نیم سوخته ی الاله های در تاریکی خفته!..
برگی روی فراموشی پندارت بگذار
بگذار چهره ات نوسان تمام خاموشی هایم باشد...
بگذار لالایی باغچه، استخاره ای باشد،
برای داوودی که مزامیرش را از یاد برده است...



اشعارتون رو خیلی دوست دارم
از عمق جان
از انتهای درد
از نهایت عشق

زیبایید زیبا
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۵
بانو ارزوی مهربانم
درود بر شما
سپاسگزارم از محبت و مهربانی حضورتون...


۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵
بانو پریسای مهربانم
درود بر شما
از محبت و زیبایی حضورتون سپاسگزارم...


۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اواز شالی کاران
انتهای تمام درد های بشر
و درخت ،تکیده اما سبز
پای می کوبد انگار رویای رفتنش را
بی انکه نگاه کند به برگ های نو رسته
در بستر درخشان ماهی
که دست های من بود...



برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیار خیالم
تصویر هیچ سایه ای را در خود نمی جنباند
که تصویر هیچ سایه ای بیراهه های لبخند تو را اینگونه دلخواه منست ضمیمه ی زیبایی هایش نمیکند...
هان !..
با توام،
سایبان ارامش بر نگاه اینهمه سیما
اینهمه پگاه،اینهمه آواز
این تنهایی ژرف
گل افسوسی ست که در کویر به سوی
بی سویی رهسپار میشود
من با توام سوسن در خواب خفته!..
بنشین کنارم به حرفهایم فکر کن
بگذار این جام فرو ریخته،لإله ای شود
برای مزاری که شاعره است و شاید رویا نام
با چشمهایی روشن
که ... دیدن ادامه » گمنام در تیرس کودتایی
عاشق شده است...


درودهاا رویا بانو.. بسیار عاالی
۲۴ فروردین ۱۳۹۵
بانو ارزوی جانم
درود بر شما
ممنونم از شما و اینهمه مهربانی که همیشه به من دارید...


۲۷ فروردین ۱۳۹۵
بانو مهتاب نازنینم
درود بر شما
ممنونم از لطف و مهربانیتون بانوی مهربان...


۲۷ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در پی انروزها میگردم
مرزی از گذشته تا امروز
مرزی که گم شد در میان تمام دوستت دارم هایی که از دهانت ارام ارام
سرد سرد
بی صدا بر جان گر گرفته ام می افتاد...
مرزی که خنده ی تمام تصویر هایم را از ذهن تو برده بود...
مرزی که ،حایل بود بین بودن من و بستری که
شاید تنها شبیه موهای پریشانم...
محبوب کویر نشین هر چه دور دست
طنین گمشده ای تو را میخواند
طنین گمشده ای اینروزها تنها تو را میخواند
که بازوانت ،همان سپیده دمی ست
نه!..
تنها پگاهی ست
که چشمهایم را در سکوت اینه نوازش کرده است...



عالی...
۲۲ فروردین ۱۳۹۵
جناب جاهد بزرگوار
درود بر شما
سپاسگزارم از لطف و مهربانی بی نهایتتون ...

ممنونم برای شعر زیباتون...


۲۸ فروردین ۱۳۹۵
بانو مهتاب دوست داشتنی
درود در شما
ممنونم از لطف و زیبایی حضورتون بانو...
۲۸ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روشنایی چشمهایت موسم تمام
شکوفه های در باد خفته است
و تمنای دست هایت ترنمی ست
شبیه چهچه ی یک هدهد
که مزامیر داوود را زیر گوش باد اواز خوانده است
محبوبم!..
کجاست راز اینهمه ترنم بر مرمت احساسم
که این چنین پوچ کرده اند
لحظه هایی که بی تو گذشت
لحظه هایی که بی پنجره خواب اسمان میدیدم...
بگو کجاست؟؟؟
که دست بگذارم روی همان حرف
تا بمانم تا باز زنده شوم
تا دست بیندازم گرد تمام افراهای عاشق
که شبیه شویم به جنگلی که خواب یک کلبه را میبیند
با ... دیدن ادامه » شور دست های عاشقانه ات...




عالی رویا جان لذت بردم...
کجاست راز اینهمه ترنم بر مرمت احساسم
۱۶ فروردین ۱۳۹۵
بانو ارزوی نازنینم
درود بر شما
ممنونم از لطف و مهربانی شما بانو جانم...


۲۲ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چگونه بگویم دوستت دارم
چگونه اینهمه پرواز را در ضمیر نا خوداگاهم
از چشم اندازی انهمه بزرگ
به ناپیدایی دست های عشق بسپارم
چگونه بگویم دوستت دارم
که این جوشش شگفت انگیز خون میان رگ هایم را،
بکشانم سمت این لحظه هایی که دیگر دور نیست
که انقدر ها هم که فکر میکردم
عشق کور نیست
محبوبم !..
من ایوان دلم تهی ست
اما چند شبی ست که سکوت چشمهایت
منطق هرچه تور و ماهی و هرچه برکه کاشی ست را از بین برده است
من تور میخوام و دست هایی که...
محبوبم تو لحظه ی خوب تمام سادگی هایی
بگذار ... دیدن ادامه » همینقدر ساده
همینقدر فاتح
همینقدر عجیب
برایت اواز دوستت دارم باشم...


آفرین رویا عزیز
خیلی زیباست

محبوبم !..
من ایوان دلم تهی ست
اما چند شبی ست که سکوت چشمهایت
منطق هرچه تور و ماهی و هرچه برکه کاشی ست را از بین برده است
درود بر تو
۱۰ فروردین ۱۳۹۵
جناب جاهد بزرگوار
درود بر شما
ممنونم از محبت و مهربانی حضورتون...


شعرتون بی نهایت زیباست جناب...


۱۵ فروردین ۱۳۹۵
بانو ارزوی نازنینم
درود بر شما
ممنونم از مهربانی و بزرگواریتون بانو جان...


۱۵ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به پریشانی این شبها فکر نمیکنم
اصلا عین خیالمم نیست
که خواب ندارم یا نه اصلا هیچ رختخوابی پهن نیست
به گل های نرگس توی پارک هم فکر نمیکنم
که چرا هر رهگذری دستی بر اتش دارد و
نرگسی به همراهش
من هیچ چیز عین خیالم نیست
به جز دست های مادرم
که هی نبض به نبض میکند تپش های دور از تو را
من هیچ چیز عین خیالم نیست
به جز این ستاره هایی که
که میترسم اینقدر دوری را تاب نیارند
خاموش شوند،بپاشند روی ماه
تو فکر کنی ماه میشود اینقدر ابی باشد
زیر اینهمه ابرهایی که مغموم
سایه ... دیدن ادامه » میکنند هاله بودن را...



سلام
مثل همیشه زیبا بود و در شأن ستایش
آفرین
۰۹ فروردین ۱۳۹۵
جناب خورد چشم بزرگوار
درود بر شما
ممنونم از لطف و بزرگواریتون...

۱۵ فروردین ۱۳۹۵
بانو ارزوی نازنینم
درود بر شما
سپاسگزاره محبت و حضور سبزتون هستم...

۱۵ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رها میکنم تو را
میتوانی بروی
بروی برسی بپیچی لای موهای سیاهی که شبیه موهای من نیست
رها میکنم تو را
میتوانی بروی بایستی رو به ایینه ای که دیگر ایینه ی
چشم های من نیست
رها میکنم تو را
میتوانی بروی گم شوی ،
بین شاخه های اغوشی که دیگر اغوش من نیست
رها میکنم تو را
میروم میشوم افتاب گردانی
که بوسه هایش دل افتاب را دلتنگ بهار کرده است...


حس و حال شعر لطیف عالی دلنشین
۱۰ اسفند ۱۳۹۴
چقدر زیبا....چقدر شرین و لطیف !
زنده باد !
۲۸ اسفند ۱۳۹۴
جناب positron بزرگوار
درود بر شما
ممنونم از لطف و محبت شما...


۰۸ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بوی کویر میاید
و من لبریز میشوم از ستاره هایی که...
به تو میرسم
پای همان اتشی که ...
در انتهای کویر جا مانده ام
در ابتدای رویاهایم
ای تماشایی ترین تگرگ نشسته بر قلب هرچه پرواز!..
لطفی کن...
پرنده های خیس گونه هایم را یاد بود عشقی نارس کن
و از سر انگشت های غمگینم
بر قاب عکسهایت نترس...
من میدانم که تصویرت کنار ان دیگری
شروع بهاری ست که من هرگز نخواهم دید...



خیلی زیبا بود.
۲۸ بهمن ۱۳۹۴
عالی...
۱۹ اسفند ۱۳۹۴
بانو لیلای محبوبم
درود بر شما
ممنونم از لطف و مهربانی وجودتون بانو...


۲۰ اسفند ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
افتاب هنوز در اوج است
و من اما
به پوست انداختن حرف هایی فکر میکنم
که شب به شب
به داوودی های خشک شده ،
در اتاق میگویم،
به داوودی هایی که هیچ وقت رنگ دستان تو را نچشیده اند...


بسیار عالی..درود بر شما
۲۴ بهمن ۱۳۹۴
عالی بود عزیزم..
۱۹ اسفند ۱۳۹۴
بانو لیلای بزرگوارم
درود بر شما
سپاسگزارم از وجود پر مهرتون بانوی جان...


۲۰ اسفند ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاه چراغی که رو به خاموشی ست...


نسیم در شاخه های درخت کهنسال قرارهایمان می شکند
و شب تهی میشود از تپش هایی که از چشمهای پر شکوه تو می افتاد
هان!..
با توام ای سرگشته در چراغانی
وسوسه های معشوقه های عاشقانه هایت...
با توام ...
مرا نگاه کن
ناتمامی دست هایت را ببین
ببین چگونه سرشارم از عصیان عشقی که طعم لحظه های بلوغم شد
ببین من لبریزم از سوْال هایی که ...
راستی ،تویی که ریشه داده ای در حجم رخوتناک و غمناک یک مشت دروغ
تو می دانی ،کیست این عابری که هر شب در سینه ام قدم بر میدارد
و ... دیدن ادامه » گل های نابالغ عشقم را با سر انگشت های تردیدش درون پیراهن حریرم ،
پر پر یک دنیا شک میکند ...
راستی تو میدانی؟؟؟


چه پرداخت فوق العاده ای..درود بسیار
۰۵ بهمن ۱۳۹۴
بسیااار زیباست...
۱۹ اسفند ۱۳۹۴
بانو لیلای مهربانم
درود بر شما
سپاسگزاره محبت های شما هستم بانو جان...


۲۰ اسفند ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوشبختی و...

انتهای تمام جاده های دنیا،
در سکوت چشمهایت
جا می ماند
و من ..
آه که من هم ،
جا می مانم کنار نهالی که بیتوته کرده بود
پشت به قول های چند ساله ات
که من هم...
ای باران خورده در کویر چشمهای داغ خورده ام!...
از این پس،
اوازها و شعرها و تمام رویاهایم را به تو میسپارم
و رد میشوم
از جاده ای که از ابتدای شعرهایم
با ... دیدن ادامه » تو ترسیم یک دنیا خواستن بود در مقام عشق...



سلام
زیبا و دلنشین
--
بیچاره جاده های مفلوکی
که بی آنکه بفهمند
سال هاست از کنار چشم تو گذشته اند
جاده هایی که به مقصد چشمان تو
آغاز شده بودند
بیچاره سکوتی
که ... دیدن ادامه » به شوق شنیدنت از آواز برید اما
صدای تو را نشناخت
بیچاره شاعری
که شعرش بر دلت نشست اما
نامش بر زبان تو نه

سید
۰۲ بهمن ۱۳۹۴
زیباست دوست خوبم
متاسفانه امتیاز ثبت نمی شه
۰۵ بهمن ۱۳۹۴
بانو مرجانه ی خوبم
درود بر شما
ممنونم از لطف و مهربانی حضورتون بانوی جان...


بله متاسفانه برای من هم همین مشکل پیش امده...
ممنونم...

۰۵ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عصمت تنهایی خواب هایم...


ای خدای نقره فام چشمه های ماه پرور!..
من
محبوب دور از دست هایم را
انگار جایی کنار شاخه های اقاقیا
لای گلبرگ های مه الود نسترن ،در فسون خواب های پریشانم از دست داده ام...
از دست داده ام ،که چشمانم جولانگاه امواج داغ خورده ی نیایش های بر باد رفته است...
خدایا نگاه کن، پیشم نیست
جایی که باید...
خدایا...خدای من...
من لبریزم
لبریزم از عصیان خواهش دست هایم
اما،اشنایم نیست
انگار ... دیدن ادامه » طوفان نبودن هایت افتاب را هم با خود
از این شهر به غارت برده است...



بی نهایت زیبا و پراحساس بانو

مانا و نویسا باشید
۲۵ دی ۱۳۹۴
بانو ارزوی مهربانم
درود بر شما
سپاسگزاره محبت و حضور زیباتون هستم بانوی جان...


۲۶ دی ۱۳۹۴
جناب سلیمی ارجمند
درود بر شما
ممنونم از مهربانی و محبت حضورتون...

لطف دارید به بنده بزرگوار...




۲۶ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صدایت اغوش تمام چلچله هاست ...


دختری زیر نور ماه،
کنار فواره ی دست هایت ...
کمی انطرف تر
زنبق و چند قطعه شعر،
برای شاعری که
گمان میکرد،
شهاب ها ، بوسه هایی ست
که از دیدار ماه می ایند...



صدایت آغوشِ تمام چلچله هاست

زیبا و دلنشین...
درود بر شما بانو
۲۱ دی ۱۳۹۴
بسیار زیبا و لطیف
۲۳ دی ۱۳۹۴
جناب خسروی گرانقدر
درود بر شما
ممنونم از لطف و مهربانی حضورتون...


۲۵ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سیب هایی که می تراود از تو...


از بیم عشق می گریزم
اما انگار یادم رفته است
این جهان پهلو به پهلوی من هر روز و هر شب پر میشود،
از عطر چشمهایی که عاشقانه
این پریشان های خرمایی راهم اغوش کهنه شراب دستهایت کرده اند...
از بیم عشق می گریزم
اما
به یاد نمی اورم
این افتاب گردان تنها تنهاییش را به باد داده است...
این افتاب گردان روزهاست ،که
در بیراهه های شعری که پشت به افتاب
به خواب رفته است
خواب ... دیدن ادامه » باغی را میبیند
که سیب هایش تکثیر بوسه های توست...


به بیراهه ی شعر تو چون شدم
به جادوی عشق تو افسون شدم
به پیچ و خم و تاب گیسوی تو
من آواره ای همچو مجنون شدم

درود بر شما بانوی احساس...
۲۹ آذر ۱۳۹۴
بیم عشق............... ترکیبی زیبا برای جدایی

این افتاب گردان تنها تنهاییش را به باد داده است...
این افتاب گردان روزهاست ،که
در بیراهه های شعری که پشت به افتاب
به خواب رفته است
خواب باغی را میبیند
که سیب هایش تکثیر بوسه های توست...

زیباست بانوی واژه های ... دیدن ادامه » مهربانی
۰۴ دی ۱۳۹۴
جناب سنایی بزرگوار
درود بر شما
ممنونم از لطف و مهربانی حضورتون...

بی شک مهربانی در خوانش زیبای شماست...


۰۷ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید