تیوال ر. پ | دیوار
S3 : 20:06:37
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
ر. پ
درباره نمایش بیضایی i
با تشکر فراوان از کارگردان، بازیگران و بقیه ی دست اندر کاران. بسیار زحمت کشیده بودید و خلاقیت به خرج داده بودید که قابل تقدیر است. اما یک انتقاد دارم. برای شنیده شدن صدای بازیگر توسط تماشاگر نیازی به فریاد زدن بازیگر نیست. صدا می تواند قدرتمند و با نفوذ باشد و در عین حال به صورت فریاد به گوش بقیه نرسد. نقطه ضعف اصلی نمایش به نظرم در نحوه ی بیان جملات بود. تقریبا اکثریت بازیگران فریاد می زدند و همچنین سنگینی متن باعث شده بود تمام تلاش خودشان را صرف این کنند که صرفا جملات را تمام و کمال بگویند و چیزی را از قلم نیاندازند. اما در ادای جملات اکثریت بازیگران حس و قدرتی که در خور جملاتی از این دست است کمتر به چشم می خورد. با تمام این احوال لذت بردم و باز هم به تماشای کارهای آقای مساوات خواهم نشست.
کجا هست این پرفورمنس؟
وحید هوبخت، شیدا مطلبی و مهرداد . این را خواندند
با دقت در پوستر : گالری محسن :)
۱۲ آبان ۱۳۹۴
خواهش میکنم ر.پ عزیز اختیار دارید راستش این اصلا خوب نیست که اطلاعات کامل نمایش در برگه درج نمیشه وباید با زوم کردن در خطوط بسیار ریز پوستر محل رو دریابیم :)))

۱۳ آبان ۱۳۹۴
:)))
۱۳ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ر. پ
درباره نمایشنامه‌خوانی روز واقعه i
خیلی خوب بود. حضور آقای چکناواریان بسیار دلپذیر بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان و همیاری گرامی

مدتی است (حدود یک ماه) که از طریق تلفن همراه (iphone) نمی توانم در تیوال کاری انجام بدهم و این اتفاق صرفا در مورد تیوال می افتد. لینکها باز نمی شوند (پر رنگ می شوند ولی باز نمی شوند) و نمی توانم نظر بگذارم یا چیزی بنویسم. فقط می توانم مطالب را بخوانم. اول از Safari استفاده می کردم که گفتم شاید اگر از طریق دیگری به سایت سر بزنم درست بشود. ولی وقتی از طریق Google هم به تیوال آمدم همان مشکل را داشتم و کماکان دارم. آیا تیوال تغییر کرده یا گوشی من و اگر این طور است چرا فقط با این سایت خاص مشکل دارم؟ لطفا در صورت امکان راهنمایی بفرمایید که چکار کنم که بشود مثل سابق از طریق گوشی در تیوال فعالیت داشته باشم.

با تشکر فراوان


لازم به ذکر است که Google Chrome هم امتحان شد و فایده ای نداشت. با کروم هم نمی شود در تیوال کاری انجام داد.
ذوق زده و مجتبی مهدی زاده این را خواندند
Someone، رومینا خلج هدایتی و وحید هوبخت این را دوست دارند
ر.پ عزیز برای من چنین مشکلاتی وجود ندارد و به بخشهای سایت دسترسی دارم همین کامنت هم با گوشی ست .. واز گوگل کروم استفاده میکنم البته از سافری هم مشکلی نیست نمیدانم به چه دلیل بااین سایت فقط مشکل دارید اما فکر میکنم تیوال بتازگی(حدود یکماه) خیلی سنگین تر ... دیدن ادامه » از قبل شده شاید اگربرنامه های اضافی را حذف کنید مشکل برطرف شود
۱۳ شهریور ۱۳۹۴
ر.پ عزیز چه خوب مشکلتان حل شد تازه ازشگفتی روزگار انکه باگوشی، ماهم میتوانیم بلیط بگیریم هم آوای محترم تیوال را گوش کنیم شماهم امتحان کنید
۲۶ شهریور ۱۳۹۴
سپاس فراوان خانم ثانی عزیز.
۲۷ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ر. پ
درباره نمایش قلعه انسانات i
نمایش بسیار خلاق و ارزشمندی بود. بینامتنیت را به شیوه ای خلاقانه به اجرا گذاشته بودید و بازی های روایی تان بسیار موثر بودند. متن به شیوه ای خوشحال کننده قوی بود. تنها نکته ی آزار دهنده، جایگاه خانم مترجم بود که درست پشت به من نشسته بودند (من درست پشت سر دو نفری بودم که لپ تاپ داشتند) و دید من را از وسط میز بسیار محدود کرده بودند. گرداندن میز هم اگرچه برای تماشاگران دو طرف موثر بود برای من که دید مرکز را نداشتم تاثیری نداشت. علی رغم این قضیه، بسیار لذت بردم و از شما و همگی دست اندر کاران سپاسگذارم.
ر. پ عزیز ..نمایش به زبان ایتالیایی اجرا میشه یا انگلیسی ؟
۱۱ شهریور ۱۳۹۴
اشکان عزیز قربان محبتتان که بی شائبه است و هر آنچه خوبی در خود دارید به دیگران می تابانید.
۱۲ شهریور ۱۳۹۴
جناب کیان عزیز متاسفانه تقریبا همیشه من هم این مشکل را دارم که فرد بلند قامتی جلوی من می نشیند و نمی توانم ببینم :))
۱۲ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ر. پ
درباره کنسرت گروه بمرانی i
عالی بود. عالی. مخصوصا باد و اتوبان با آقای اشگواری :)
مهدی.. این را خواند
Marillion، بهنام [شاهین] باقری و نوید آغاز این را دوست دارند
یک احساس خوب :)
۰۷ شهریور ۱۳۹۴
جناب Marillion اصلا باورم نمی شد که آقای اشگواری هم تشریف بیاورند. فکرکنم تا مدتها این احساس خوب با من باشه :)
۰۷ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ر. پ
درباره کنسرت گروه بمرانی i
همیاری عزیز بمرانی روز جمعه یک سانس 6 یعد از ظهر هم گذاشته که بلیط هایش در ایران کنسرت به فروش می رسد.
بهنام [شاهین] باقری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام. آیا لازم هست بلیطی که از tik8 خریداری شده را پرینت بگیریم؟ تیاتر شهر همیشه پرینت می خواهد ولی روی بلیط بارکد دارد. برای همین شک کردم. سپاس
بله باید پرینت بگیرید بارکد چک میکنن.
۲۲ مرداد ۱۳۹۴
ر. پ گرامی من پرینت نگرفته بودم و هنگام ورود , بلیتم در DataBase آنجا وجود داشت و با یک سوال وارد شدم .. منتها پرینت بگیرید مسلما خیلی بهتره و خیالتون راحت تر ( ممکنه مورد من یک استثنا بوده باشه ) :)
۲۲ مرداد ۱۳۹۴
سپاس فراوان جناب Marillion :)
۲۲ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ر. پ
درباره نمایش wow واو i
جناب آقای تینو صالحی عزیز و گرامی

از مم و زین به بعد با شما همراه شدم و از آن به بعد به دلیل نگاه نویی که به درون مایه ی فولکلوریک/اساطیری نمایشنامه هایتان دارید نسبت به شما و آثارتان ارادت خاصی پیدا کردم. فکر می کنم یکی از مهمترین و برجسته ترین ویژگی های کارهای شما (آنهایی که تاکنون دیده ام) اطلاعات خوب شما در مورد فولکلورو اساطیر و استفاده ی به جا از این اطلاعات است که امیدوارم در کارهای بعدیتان هم اتفاق بیافتد.

نمایش امشب هم مستثنی نبود. زن قهرمان داستان همان مده آ بود که به خاطر عشق خود به جیسن برادرش را کشت، سپس مورد بی مهری جیسن قرار گرفت و از او انتقام سختی گرفت. در آخر مده آ سوار بر ارابه اش به آسمان رفت. قهرمان شما هم با چتر و چمدان از نظر پنهان شد. به علاوه ی درون مایه ی اساطیری، شما از اسطوره ی آفرینش، ترانه های محلی و ...نیز به شیوه ای هوشمندانه ... دیدن ادامه » بهره جسته بودید. این از نقاط قوت کار شما است. موسیقی، رنگها، و اجرا در همه ی قسمتهای سالن هم همگی نقاط قوت بودند. در کل لذت بردم و گذر زمان را متوجه نشدم.

علی رغم نقاط قوتی که گفتم به متن شما انتقاداتی دارم. نخست این که به نظرم شما خیلی حرف داشتید بزنید. و همه ی این حرفها بسیار مهم بودند: مظلومیت زنان، مهاجرت، تحمیل یک زبان به اقوامی خاص و ...به همین دلیل نتوانسته بودید آن طور که باید در هیچ کدام از این مسائل عمیق بشوید. به طور معمول در یک متن یک مسئله ی مهم تر که ذهن نویسنده را به خود مشغول کرده است، لا به لای ماجراهایی کم اهمیت تر پنهان می شود اما در مورد متن شما چون همه ی مسائل اولویت داشتند پنهان شدنی در کار نبود و همه ی حرفها با هم زده می شد. به همین دلیل حرفها کمی شعاری و احساسی شده بودند. به همین ترتیب شخصیتها در بعضی از موارد سیاه و سفید بودند و نیاز به پردازش بیشتری داشتند. به عنوان مثال شخصیت مرد داستان کمی بیش از اندازه منفعل بود و در نتیجه باور پذیر نبود. یا قهرمان زن برخلاف مده آ که در برخی از خوانش ها بسیار سمپاتی بر انگیز است حداقل در من هیچ سمپاتی ایجاد نکرد چون این فرصت به من داده نشد که به عمق شخصیتش دست پیدا کنم. دختر رییس باور پذیر تر بود و چقدر مکالمه ی راوی را با او در مورد بچه دار نشدنش دوست داشتم.

علی رغم مسایلی که گفتم از نگاه دلسوزانه و مهربانتان به مسایل و مشکلاتی که انسانهای اطرافمان با آنها درگیرند بسیار شاد و ممنونم و بی صبرانه منتظر کارهای بعدیتان خواهم ماند. شما اتفاق خوبی هستید که در تئاتر مملکتمان افتاده است.
سلام دوست خوب بسی خوشحالم که در پی دیدن اجراهای ما هستید.ممنون امیدوارم همیشه خوراکی فرهنگی برایتان داشته باشم. نکات مثبت نمایش های من جزو اهداف گروه تئاتر هژار است و از این مسیر خارج نخواهیم شد چرا که پیشرفت نمایش را در ریشه دار بودن آن می دانیم و چه ... دیدن ادامه » بسا اساطیر ، قصه ها و بیتها و ...... حلقه گم شده تئاتر ایران است در راه به روز شدن البته. و هدف ما رسیدن به تکنیک روز است با اتکا به همین مولفه ها. در مورد انتقادتان بر نمایشنامه باید بگویم که این تقصیر که البته به جا است بر گردن من می باشد چرا که اولین نمایشنامه من است که نگاشته ام و کم تجربگی دارم در این زمینه و البته قصد اصلی من نشان دادن جهان پست مدرن بود با بهره جستن از خرده روایتهای بی ارتباط ، "البته به ظاهر " و همچنین شعارهایی که عموما ارجاع داده ام به کلاژ کردن نوشته هایی پراکنده از مجلات و متن اصلی مده آ، که البته کار سختی بود و شاید کم تجربگی در نوشتن سدی بود در برابر این هدف، حتما در آثار بعدی این نقص را برطرف خواهم کرد ، بالاخره که باید یاد بگیرم بنویسم :)) نقد شما من را به وجد آورد که کمی برایتان بنویسم ، ممنون.
۱۶ مرداد ۱۳۹۴
سلام آقای صالحی عزیز

بزرگواری و فروتنیتان بسیار ارزشمند است. در مورد خرده روایتهای به ظاهر بی ارتباط موفق عمل کرده بودید. وجود راوی و عدم ارتباط ظاهریش با بقیه ی روایت ها بسیار دلنشین و پیش برنده بود. در عین حال نشانه هایی در روایت های راوی وجود داشت ... دیدن ادامه » که ظاهری بودن بی ربطی را به شیوه ای هوشمندانه بر ملا می کرد. برایتان آرزوی سلامتی و موفقیت بیش از پیش دارم.
۱۶ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای کاش قیمت تقریبی تور ها را هم همینجا نوشته بودید.
درود بر شما دوست گرامی

با توجه به نوسان قیمت‌ها و تغییر بهای تور نسبت به روز خرید و نوع اقامت درخواستی از طرف شرکت‌کنندگان عزیز، فرآیند تهیه این تور با هماهنگی تلفنی با شرکت مذکور انجام می‌شود.
۱۴ مرداد ۱۳۹۴
سپاس
۱۴ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ر. پ
درباره کنسرت سیمین غانم i

خوب بود ولی ای کاش خانم غانم به جای خواندن ترانه ها و تصنیف های خوانندگان دیگر بیشتر ترانه های خودشان را بخوانند. من اگر بخواهم به ترانه ها و تصنیف های ابی یا دلکش یا غیره گوش کنم، ترجیح می دهم با صدای خودشان بشنوم. همچنین ای کاش وقتی ترانه ی شخص دیگری را می خوانند لااقل یک یادی از آن شخص بکنند و بگویند این ترانه را فلانی خوانده. تعجب می کنم چرا ایشان با این صدای قوی انقدر کم از خودشان ترانه دارند. در هر صورت کل گروه خسته نباشند.
نیلوفر ثانی و مهدی.. این را خواندند
ذوق زده این را دوست دارد
نوازندگان ویولون و درامز بسیار خوب بودند
۱۱ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر جالب که دو اجرا از یک نمایشنامه با این فاصله ی کم انجام می شود و هر دو هم در ایرانشهر. فقط کنجکاوم بدانم چرا اسمش را گذاشته اند پپرونی برای دیکتاتور.
البته از قرار معلوم اسم خانم رشیدی بر اساس خود نمایشنامه است و نمایش حاضر بر اساس فیلم ساخته شده از نمایشنامه ی اسم. به هر صورت خوشحال می شوم این یکی را هم ببینم.
۰۵ مرداد ۱۳۹۴
بهرحال کلیت داستان یکی ست ... واقعا هم عجیبه ...
۰۵ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ر. پ
درباره نمایش هامون بازها i
ببین من می خواستم ببینم چرا ابراهیم پدر ایمان؟ می خواستم به عمق عشق ابراهیم به اسماعیل پی ببرم. می خواستم ببینم ابراهیم واقعا از عمق عشق و ایمان میخواست پسرش رو بکشه؟ اسماعیل! پسرش رو! بزرگترین عزیزش رو! عشق اش رو! این یعنی چی؟ آدم به دست خودش سر پسرش رو ببره؟ ابراهیم میتونست نره میتونست بگه نه! اما رفت و اسماعیل رو زد زمین. گفت همینه! همینه! همینه! امر امر خداست! وکارد رو کشید!
عصمت خانم.......عصمت خانم......
اون قرصای من ور دار بیار.....
۱۲ تیر ۱۳۹۴
:))
۱۲ تیر ۱۳۹۴
:)
۱۲ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ر. پ
درباره نمایش هامون بازها i
مادربزرگ: اذیتش کردی؟
هامون: نه , ازم بدش میآد.
مادربزرگ: آی , آی , تو چی؟
هامون: نه...
مادربزرگ: قلبت شیکسته؟
هامون: خب ... مادرجون , من دیگه باید برم.
مادبزرگ: تنها موندی؟ غمخواری نداری؟
عالی بود.
۱۴ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ر. پ
درباره نمایش فهرست i
بحث در مورد فهرست دارد کمی بیش از حد کشدار و حوصله سر بر می شود. یک عده خیلی دوست داشتند. یک عده اصلا دوست نداشتند. یک عده هم به نکات منفی و مثبت آن اشاره کردند. برخوردهایی پیش آمد که نباید پیش می آمد که عکس العمل به این برخوردها هم نشان داده شد هم از طرف تماشاگران و هم از طرف عوامل نمایش. دیگر هر چه بوده گفته شده. منفی و مثبت. چیزی که نباید فراموش کنیم این است که فهرست فقط یک نمایشنامه است. مسئله ی مرگ و زندگی که نیست. اگر فهرست را دوست نداشتیم بحث بیشتر درباره ی آن ناراحت ترمان می کند. اگر هم دوستش داشتیم که حس خوبمان را با بحث بیشتر خراب نکنیم. این روزها با ترس و لرز تیوال را باز می کنم. می ترسم باز یک بحث دیگر پیش آمده باشد.
من یه روزی به دنیا اومدم. داداشم فقط دو سال و خورده ای بعد من به دنیا اومد :) تقریبا همه شرایط زندگیمون در کودکی هم یکسان بود. احتمالا که نه حتما ژنتیکمون هم خیلی به هم شبیهه :) دیشب در راه برگشت به خونه فرصتی شد چند کلمه ای با هم صحبت کنیم و با تعجب بسیار به ... دیدن ادامه » من گفت که تو واقعا سه بار فهرست رو دیدی؟ و من گفتم بله به نظرم کار فوق العاده است. من ازش پرسیدم که شبی که کارو دیده آخر کار کارگردان صحبتی کرده؟ گفت من فقط میخواستم فرار کنم بیام بیرون اصلا نفهمیدم فقط دعا دعا میکردم زودتر تموم بشه. گفتم اگه تمدید بشه بار چهارم و پنجم هم میرم میبینم. گفت اگه به من یک میلیون هم بدن حاضر نیستم برم دوباره ببینمش :)
آخرش هم هر دوتامون موافق بودیم که جالبه به این فکر کنیم که چرا اینقدر نسبت به این کار نظر متفاوتی داریم.

بعد هم برکشتیم خونه شام خوردیم و صبح هم آفتاب از سمت مشرق طلوع کرد و امشب هم از سمت مغرب غروب میکنه :D
۱۱ تیر ۱۳۹۴
خانم عظیمی عزیز. خیلی خوب گفتید. حالا که فکر می کنم می بینم من و برادرم هم دقیقا همینطوریم. اختلاف نظر همیشه هست.
۱۱ تیر ۱۳۹۴
عاشق دو جمله ی آخرتونم:)
۱۱ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ر. پ
درباره نمایش اسم i
زنده باد آدولف با اف. لعنت بر آدولف با پی اچ.
بسی لذت بردیم. مخصوصا موومان دو و موومان چهار. سپاس فراوان.
مراقب روز های 10-11-12 تیر ماه هم باشید :)) دوباره ارکستر ملی با رهبری جناب فخرالدینی و با خوانندگی سالار عقیلی و محمد معتمدی در تالار وحدت اجرا خواهد داشت ..
۰۵ تیر ۱۳۹۴
اون که هیچ .. بعد از قطعه که گفت واقعا دست زدن میخواست خیلی عالی بودن همون که گفت فقط باحرکت دست من مینوازند و میزان نداره
۰۵ تیر ۱۳۹۴
بله بله به ما هم همینو گفتن و واقعا خوب بودند.
۰۵ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ر. پ
درباره نمایش اسم i
علی رغم انتقاداتی که به زمان نمایش دارم و داریم به دلیل ارادتم به خانم رشیدی عزیز برای دیدن این نمایش روز شماری می کنم و با کمال میل حاضرم خانمهایی را که با خودم هم مسیر باشند برسانم. بعد از این که بلیط خریدم زمان و مسیرم را اعلام می کنم که اگر کسی دوست داشت با هم هماهنگ کنیم.
خدا خیرت دهد ر. پ عزیز...
۲۹ خرداد ۱۳۹۴
نمایش رو دیدین؟
۱۰ تیر ۱۳۹۴
بله دیدم و بسیار لذت بردم. اگر این تجربه ی اول خانوم رشیدی هست باید بهشون تبریک گفت. همگی خوب بودند البته.
۱۰ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ر. پ
درباره پرفورمنس خارش i
با سپاس از همگی.

تجربه ی نو و منحصر به فردی بود ولی چیزی از پرفورمنس نفهمیدم که البته از بی سوادی من است. مطالب داخل بروشور برای من کافی نبود. لطفا راهنمایی کنید که کجا می توانم اطلاعات بیشتری درباره ی آن کسب کنم.
با سلام دوست عزیز
من هم امشب این پرفورمنسو دیدم متاسفانه منم چیز زیادی دستگیرم نشد
۲۹ خرداد ۱۳۹۴
به نظرم باید با خود آقای امیر کنجانی صحبت و گفتگویی صورت بگیره ..
۰۵ تیر ۱۳۹۴
بله واقعا اگر بشه خیلی خوبه! چون بیشتر از بروشور چیزی توی اینترنت پیدا نکردم.
۰۵ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ر. پ
درباره نمایش فهرست i
و اما شاهکاری به نام تالار حافظ! با دستشوئی های کثافت و کبره بسته! با سالنی بدون تهویه و اکسیژن، با چیزهایی شبیه صندلی و.... شاهکاری مجلل و با شکوه که شکوه و جلال نمایش را از آن ربود. لذت تماشای بی دغدغه را از من ربود. خیلی چیزها را از خیلی کسان ربود.

تالار حافظ از تو متنفرم! شبم را خراب کردی.

دوست عزیزم ممنونم که در صفحه نمایش فهرست از کبره ی دستشویی حافظ گفتین!!
۲۶ خرداد ۱۳۹۴
خانم ریاستیان عزیز. ای کاش مسئولان ببیند و بخوانند.
۲۶ خرداد ۱۳۹۴
66756043
66756042
66743357
۲۷ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید