تیوال صبا صالحیان | دیوار
S3 : 08:19:49
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
چند روز پیش این اجرا رو دیدم. برای من دوست داشتنی بود. البته این سبک از اجرا شاید برای کودکان جذاب تر باشه. ولی برای غیرِ کودک هایی مثل من یا دوست همراهم که "حالِ خوش" اجرا میتونه جذبشون کنه، اجرای راضی کننده ای خواهد بود. خوشحالم بابتِ وجود این چنین افرادی در تئاتر که با روح لطیفشون، برای دغدغه دلشون کار میکنن... فردا (جمعه) اجرای آخرشون در تئاتر شهر هست ولی به زودی در کانون پرورش فکری قراره اجرا بشه. اگه خواستید دقایقی دلتون آروم بشه، اجرای مجددشون رو ببینید.
ممنون جناب ناصحی... شما رو با "دیو" حسن و دیو راه باریک پشت کوه شناختم و خوشحالم همیشه از دیدن کارهاتون. موفق باشید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صبا صالحیان
درباره نمایش پا i
تیوال جان، در اطلاعات این برگه تاریخ پایان اجرا رو نوشتین 30 تیر.
الان توی فروش 28 تیر روز آخره. کدوم تاریخِ قطعی پایان اجراس ؟
درود بر شما
پیرو آخرین اعلام گروه محترم اجرایی آخرین اجرای این نمایش روز ۳۱ تیرماه بوده و پس از اعلام برگزارکننده محترم فعال خواهد شد.
۶ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صبا صالحیان
درباره نمایش دروغ i
دروغ برای من چیزی بیشتر از تصور و توقعم نداشت. موضوع (با توجه به آثار مشابهش چه از زلر چه از بقیه نمایشنامه نویسان) قابل حدس بود. اما این بازی مداوم که بین دروغ و حقیقت تکرار میشد و اینکه تصویر دقیقی از مرز دروغ و حقیقت و درست و غلط بودنش نشون نمیداد رو دوست داشتم. متن اصلی رو نخوندم و نمیدونم بخش‌های کمدی چه مقدار در متن بوده و چه مقدار سلیقه کارگردان و گروه بوده اما در هر صورت کمدی خوبی داشت. اما در مورد بازی‌ها به نظرم اشکال در یک‌دست نبودن بازی‌هاس... برای من افشین هاشمی به تنهایی یک افشین هاشمی خوب بود و لادن مستوفی هم به تنهایی یک لادن مستوفی خوب (در مقایسه به خاطراتی که از بازی هر دو نفر دارم.) اما قرار گرفتن این دو نفر روبروی هم، باعث شده که هم بازی پر انرژی افشین هاشمی کمی به اغراق نزدیک بشه، هم بازی لادن مستوفی از چیزی که هست هم کمتر دیده بشه. ... دیدن ادامه » در مورد دو بازیگر دیگه هم چون نقش زیادی نداشتن قدرت مانور کمتری داشتن، اما به شخصه بازی مژگان خالقی برام دلچسب‌تر از ارسطو خوش رزم بود. طراحی صحنه هم به نظرم خیلی میتونست بهتر باشه...
در نهایت، با اینکه این اجرا رو خارج از برنامه و برای همراهی یک دوست دیدم، از دیدنش ناراضی نیستم. (البته با بلیت تخفیف‌دار!) لحظات مفرحی داشت و موضوع هم جای فکر داره.
چند عزیز هم پشت سر ما نشسته بودن که نمیدونم بارهای اولشون بود که تئاتر میدیدن یا کلاً خیلی ذوق دارن سر همه اجراها... ولی تقریباً با تمام دیالوگ‌ها ذوق میکردن و بیشترشون رو هم با ذوق و صدای بلند تکرار میکردن. بهشون خسته نباشید میگم از همین تریبون. خسته تر از اونی بودم که بهشون تذکر بدم و دلم هم نیومد ذوقشون رو کور کنم! اما امیدوارم به این روند ادامه ندن !!!
اون شبی که من رفتم ، بازیگری که اتفاقا دوستش هم دارم جلو نشسته بود و همون اول بسم الله که هنوز شوخی ها شکل نگرفته بود بلند بلند می خندید:) انگار روال اینه که با این کار ابراز رضایت و ارادت می کنند، شاید این بنده خدا ها هم داشتن ابراز رضایت می کردند :)
۲۱ تیر
متاسفم خانم صالحیان چنین تجربه ای رو داشتید.‌چون برای خودم اتفاق افتاده و می دونم خیلی آزار دهنده است. لبخند من هم در نظر قبلی حمل بر جسارت نشه فقط مصداق این بیت هست : خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است.
کارم از گریه گذشته است بدان می خندم
۲۲ تیر
نه خانم لی لی، جسارت برای چی؟! این وقتا واقعاً آدم نمیدونه بخنده یا حرص بخوره :))
۲۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دست همه اونایی که برای کودک کار میسازن درد نکنه. :)
شاد شدم با دیدن این اجرا... :)
صبا صالحیان
درباره نمایش سیزیف i
بالاخره من هم سیزیف رو دیدم، بعد از این همه سر و صدا و تعریف...
آنچه دیدم و اون قدری که ازش فهمیدم رو دوست داشتم. (البته شاید نه به اندازه تعریف‌هایی که خونده بودم ازش.) بازی هر دو بازیگر و انرژی زیادی که برای اجرا گذاشته بودن (چه در بیان دیالوگ‌ها و چه در حرکات دست و بدن) اولین چیزی بود که من رو راضی کرد.
اما در مورد داستان و متن... من با توجه به تکرار و تاکید دوستان (و بر خلاف میلم!) پیش‌نیازها رو تا حد ممکن رعایت کردم و توی فهم داستان مشکل خاصی برام پیش نیومد. اما می‌تونم تصور کنم که اگه بدون داشتن پیش‌زمینه این اجرا رو می‌دیدم، می‌تونست برام گنگ و شاید خسته‌کننده باشه... با وجود اینکه تایید میکنم تلاش زیادی شده برای این اجرا و گروه انرژی زیادی براش گذاشتن، اما به شخصه معتقدم نمایشنامه باید خودش گویا باشه و "گذراندن پیش نیاز برای درک یک نمایش" ... دیدن ادامه » ایراد محسوب میشه. (دارم تصور می‌کنم که اگر این متن رو به صورت چاپ شده خونده بودم، چطوری ممکن بود ازش سر در بیارم؟) قبول دارم که خیلی از نمایش‌ها هستن که داشتن اطلاعاتی در مورد موضوع اثر کمک می‌کنه "لذت بیشتری" ازش ببریم ولی نداشتن اون اطلاعات لزوماً در "فهم و درک داستان" اثری نداره. برای مثال... من تاریخم اصلاً خوب نیست (اصلاً!!!) ولی نمایش‌های تاریخی دیدم که هم از دیدنشون لذت بردم هم با دیدنشون به دانشم اضافه شده. شاید اگر اطلاعات تاریخی هم داشتم "بیشتر" لذت میبردم ولی ندانستن من خدشه‌ای در فهم اثر ایجاد نکرده.
این تنها نقدِ من به این اجرا بود... سایر موارد برای من راضی کننده بود.

چقدر خوشحالم دیدینش بالاخره
راستش من هیچ پیش زمینه ای رو رعایت نکرده بودم
ولی با این حال بازم مست شدم از لذت لایتناهی این اثر فاخر
هنوز هم نفهمیدم چرا اینقدر به دلم نشست و عزیز شد این کار
اگر روزی فهمیدم به اشتراک میذارم همینجا :)
۱۵ تیر
:)))))))
۱۸ تیر
آقااا ! نظر من تازه داشت به نظر دوستان نزدیک میشد! خرابش نکن علی جان...:))))
به تیوال پیشنهاد بدین وویس هم اضافه کنه تا در این مواقع دوستان وویس بذارن :))
۱۸ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از گروه اجرایی این نمایش ممنون میشم اگه توضیحاتی در مورد گروه بازیگران بنویسن. اجرای سال 95 این اثر که فکر کنم اولین دوره اجرا بود، با 11 بازیگر اجرا شد ولی در این صفحه حدوداً تعداد بازیگران دوبرابر شده. دوستی نوشته بودن ممکنه تعدادی از بازیگران ذخیره باشن. خود من هم تصورم اینه که "شاید" در هر سانس از یک گروه بازیگر استفاده میشه. (با توجه به اینکه این اجرا تحرک نسبتاً زیادی داره و شاید بازیگران انرژی دو سانس اجرا رو نداشته باشن.)
جهت کنجکاوی خودم این سوال رو پرسیدم و نمیدونم جایی توضیحی درباره اش داده شده یا نه. با تشکر.
ممنون جناب کوشکی از توجه شما و اطلاعات تکمیلی در این برگه.
۱۳ تیر
تشکر جناب کوشکی.
۱۳ تیر
سپاس جناب کوشکی
۱۳ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خسته نباشید میگم به گروه اجرایی این کار.
از اون اجراهایی که خلاقیت و جسارت گروه در همه اجزا دیده میشه. کاری یکدست و فکر شده در تمام اجزا. موسیقی و اجرای زنده اولین چیزی بود که با ورود به سالن نظرم رو جلب کرد. موسیقی عالی با اجرای بسیااار مسلط... آفرین... طراحی صحنه و لباس، گریم، نور، کارگردانی، بازی‌ها، به ویژه صدای قوی بازیگران (اکثرشون)، همگی برای من دوست داشتنی بود و راضی‌کننده بود. فقط به نظرم داستان و متن می‌تونست "کمی" پرداخت بهتر داشته باشه و انسجام بیشتر. منتظر کارهای بعدی این گروه هستم.
ای کاش گروه‌های نمایشی به جای اجراهایی با موضوعات مشابه و تکراری و یا اجراهای تکراری از یک اثر، این جسارت رو داشته باشن تا فضاهای جدید رو هم امتحان کنن... حتی اگر نتیجه کاملاً راضی‌کننده نباشه، تجربه‌ جدیدی خواهد بود، هم برای گروه‌های اجرایی هم ... دیدن ادامه » برای مخاطب.
به لطف سانس ویژه این اجرا رو دیدم بالاخره. (البته گفتن سانس از 10:30 به 9 تغییر میکنه برای اجراهای بعدی.)
چند داستانِ در ظاهر بی ربط که در بخش پنجم به خوبی ارتباطشون مشخص میشه و پر از حرف های درستی که میشه مرورشون کرد و باز هم ازشون لذت برد. من از بازیِ جناب فلاح لذت بیشتری بردم در مقایسه با خانم حجار. هر پنج قسمت رو دوست داشتم، ولی بخش چرمشیر و سوفوکل و اختلاف زمانیشون برام جالب تر بود. عاشق سوفوکل شدم :)) و انگشت های باند پیچی شده چرمشیر :)) ... در مجموع راضی و خوشحالم از دیدن این اجرا. :) منتظر کارهای بعدی نادر فلاح و سهند خیرآبادی میمونم.
خیلی متن خوبی بود خانم صالحیان، مشتاقم کردین برم و ببینم و ذوق رسیدن سوفوکل رو داشته باشم در حالی که الان حتی نمیدونم چی هست :)
بشخصه از خوندن نظرهای مربوط به حس و سلیقه ی بقیه بیشتر لذت میبرم تا خوندن نقد یسری از دوستان خود بزرگ بین :)
۱۰ تیر
تشکر آقای مجللی. امیدوارم اگه دیدین اجرا رو ازش لذت ببرین. :)
۱۰ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمیدونم ایران نمایش خواسته تبلیغ کنه یا ضد تبلیغ!!!
پیام فرستادن : نمایش "آوازخان، علیرضا کوشک جلالی، سیما تبرانداز" . حالا اینکه بانو رو حذف کردن که عجیب نیست، همه جا حذف میکنن اینم روش، ولی آخه "خان" ؟؟!!!! :))) و در مورد "تبرانداز" هم نمیدونم چی بگم! حالا شایدم خانم تیرانداز تغییر سلاح دادن.
یه پیام تبلیغاتی و سه غلط! نفرستین خوب!
شاید خانم تیرانداز یه خواهر دارند رشته ش تبراندازی کامپونده؟!
۰۷ تیر
ترکیدم‌ :))))) تغییر سلاح
۱۳ تیر
:)) والاااا ...
۱۳ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کلیتِ اجرا به سلیقه من نزدیک بود و تا حد زیادی دوست داشتنی.
اولین چیزی که به چشم میاد، طراحی صحنه هست... یک آشپزخانه! همین! اما دقیق در جزییات و کار شده! با طراحی‌های مدرن و مینیمال مخالف نیستم ولی این سبک طراحی صحنه رئال خیلی کم شده و برای من به شدت دوست داشتنیه. خسته نباشید جناب دانش اشراقی و گروه صحنه.
اما بازی‌ها به نظر من در یک سطح قرار نداشتن، چه از نظر توان اجرایی بازیگران، چه از نظر سبک اجراشون. بعضی صحنه‌ها و دیالوگ‌ها خیلی حالت زندگی روزمره و گفتگوی دوستانه داشت و بعضی‌ صحنه‌ها خیلی پر قدرت و با حس تئاتری بیشتر. بازی جناب مولویان به وضوح یه سر و گردن از بقیه بالاتر بود و بعد از جناب مولویان، بازی "دختر خانواده، اِما" چشمگیر بود برای من. امید دارم به آینده‌ای در خشان برای این بازیگر جوان. بقیه بازی‌ها هم گاهی متوسط رو به خوب، گاهی ... دیدن ادامه » متوسط رو به ضعیف...
صحنه پایانی و خاموش شدن مرحله به مرحله نور هم برای من جالب بود و اون تمرکز آخر روی یخچال!
با اینکه به نظرم ایراداتی به کار وارده، ولی احتمالاً یک بار دیگه به دیدنش میرم. هم به خاطر حس خوبی که از کلیت اجرا داشتم، هم اینکه متاسفانه شبی که من اجرا رو دیدم، صدای تهویه شدید بود و باعث شد بخشی از دیالوگ‌ها رو به سختی بشنوم. (که امیدوارم رفع بشه این مشکل.)

خسته نباشید میگم به گروه و با آرزوی موفقیت بیشتر در اجراهای آینده.


اره نازنین جو گندمی خودمم:)
۰۵ تیر
ااا، حیف که دیگه فرصتی نشد از نزدیک تر باهاتون آشنا بشم...
۰۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرشته تاریخ از اول توی چهارسو قرار بود باشه؟؟؟
من همش توی ذهنم "سالن اصلی" بود :)))
(شاید به خاطر مدت زمانش اینجوری تصور کردم... )
بله صبا جان
از اول چهارسو بود
سالن اصلی فعلا در دست تعمیره
۰۳ تیر
موافقم سپهر خان ، شاید یه جورایی قضیه قدرت نمایی خانوم کوثری در زمینه اجرا بود ، چون به هر حال حدود سه ساعت اجرا رفته بودن و اون صحنه جدا از سلیقه من و شما صحنه نفس گیری بود
۰۴ تیر
بله آقای هنزکی :)))))) باید آمادگی جسمی لازم رو پیدا کنم.
۰۴ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این اجرا از دید من متوسط رو به خوب بود.
بازیگران و بازیشون رو دوست داشتم. فقط بازیگر نقش "دورا" به نظرم نسبت به شخصیت کمی کم سن به نظر میومد. البته بازی مسلطی داشتن، ولی با توجه به داستان و حس و حال شخصیت دورا، فکر کنم باید کمی بزرگتر از سن شخصیت دیده می‌شد.
قسمت‌هایی که مکالمات دورا و کیت بود به نظرم خیلی خوب بود. ولی در مورد قسمت‌هایی که تیپ‌سازی داشت به نظرم همه شبیه هم بودن و می‌شد بیشتر روی این بخش‎ها کار بشه. در کل، برای این اجرا که تغییر صحنه و پرشِ داستان زیاد داره، بهتر بود زمان بیشتری برای اجرا در نظر گرفته بشه. شاید در حد یک ربع تا بیست دقیقه، که هم تماشاگر فرصت داشته باشه یک صحنه رو درک کنه و بعد به صحنه بعدی بره و هم عجله در بازی بازیگران دیده نشه.
ویدویی هم در بالای صحنه پخش می‌شد که هم تاثیر زیادی در اجرا نداشت و هم محل قرارگیریش ... دیدن ادامه » طوری بود که از دید من خارج بود و فقط گاهی چشمم بهش میفتاد. (من ردیف دو بودم، شاید برای ردیف‌های عقب بیشتر در دیدشون بود.)
یک شکایت تکراری هم از عکاسان عزیز با صدای شاتر بلند. عکاس عزیزی که در دو قدمی بازیگر نشستی و داری عکاسی می‌کنی، آیا فکر می‌کنی که اون صدای شاتر که ثانیه به ثانیه تکرار میشه و اون صدای "قِرقِر" موقع تغییر تنظیمات دوربین، چقدر ممکنه تمرکز بازیگر رو از بین ببره؟؟؟ (منِ تماشاگر هیچی اصلاً!!!)
شما از عذاب وجدان اون عکاس چه می‌دونی صبا جان؟ اون صدای قرقر مال دوربین نیست؛ ضجه وجدان ترک‌خورده‌شونه! صدای شاتر کجا بود؟ چک‌های آبداری هست که دم به دم نفس لوامه بیخ گوش نفس اماره می‌خوابونه.
تازه این مکافاتیه که حین کار تو سالن دارند، از رنج و المی ... دیدن ادامه » که تو خونه می‌کشند نگم برات که دلت کباب می‌شه مخصوصا وقتی می‌رن تو رختخواب، مگه خواب جرات می‌کنه نزدیک بشه به اون جهنم افقی...
۲۹ خرداد
در مورد سایلنت کردن شاتر و تکنیک های صحیح عکسبرداری در تئاتر مقاله مختصر و مفدیدی با توضیحات کامل به قلم رضا جاویدی در دیوار خانم ثانی موجود هست به تاریخ سال گذشته. سایلنت کردن دوربین کاملا شدنیه و فقط نیازمند یادگیری هست!
اصولا کاری که نیاز به عکسبرداری ... دیدن ادامه » در عرض ثانیه داشته باشه اونقدرجنب و جوش داره که نهایتا صدای تیک تیک دوربین آزادهنده نمیشه و در پس زمینه محو میشه.
برای نمایش های آرام و متمرکز هم شما (عکاس نامحترم) بیجا میکنی زرت و زرت پشت هم عکس میگیری..
من کار مونولوگ دیدم فکر کنین! مونولووگ روی صندلی! با عکاسی مسلسل وار، بعد حالبه بهشون تذکر میدیم خدا نکنه سالن خلوت باشه... پا میشن در کمال خونسردی جاشون رو عوض میکینن که دستمون بهشون نرسه!
من به چشم خودم دیدیم اون اجراگر نمایشی که عرض میکنم بارها به توپوق افتاد بخاطر صدای دوربین این عکاس..
اخه این درسته؟؟
۳۰ خرداد
دقیقاً، کاری که خیلی حرکت داشته باشه رو سریع عکاسی میکنن، که از چند تا عکس یکی شاید خوب در بیاد که به قول شما اصلاً عکاس به چشم نمیاد.
ولی این اجرا در بعضی قسمت ها بی حرکت یا کم حرکت بود، و شاید در چند دقیقه یک فریم هم کفایت میکرد.
کاش اون آقای عکاس خودش ... دیدن ادامه » بیاد بگه چند فریم از این اجرا عکس گرفت. چون شمارش از دست من در رفت ؛) :))

۳۰ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متاسفانه من با این اجرا ارتباط زیادی برقرار نکردم.
بازی جناب هاشمی، با وجود انرژی زیادی که برای اجرا گذاشته بودن، برای هر چهار کاراکتر یک لحن و یک آهنگ داشت و فقط تغییر اسامی و داستان بود که نشون می‌داد این همون شخصیت صحنه قبل نیست.
سوژه و داستان‌ها به نظرم خوب بود و جای کار بیشتری هم داشت. اما برای من کل اجرا کمی گنگ بود و توضیح مختصری که توی بروشور نوشته شده بود من رو کمی روشن کرد. منم مثل بعضی از دوستان که نوشتن، فکر می‌کردم باید نقطه اتصالی بین این چهار داستان پیدا کنم، ولی تنها نقطه مشترک اسم نمایش بود.
در نهایت با توجه به استقبال خوبی که از این اجرا شده، این احتمال هم هست که من جوری که باید این اجرا رو ندیدم و کوتاهی از من بوده! :) )
دیشب این نمایش رو دیدم.
موضوع و شیوه نگاه کردن به هر دو طرف داستان خوب بود. بازی‌ها هم خوب بود، ولی با توجه به شناخت و سابقه‌ای که از هر دو بازیگر در ذهن داشتم بازی متفاوتی ندیدم ازشون (که البته ایرادی هم نداره به نظرم). به شخصه بخش‌های داستان صابر و بازی کامبیز دیرباز برام ملموس‌تر و واقعی‌تر بود. ولی از دیشب هرقدر فکر می‌کنم با دیالوگ‌های در این حد باز و این سبک طنز و خنداندن تماشاگر با این روش کنار نمیام. قبول دارم که موضوع شدیداً جای کار داره و باید در موردش حرف زده بشه، اما طرز بیان این کار حداقل با سلیقه من جور در نمیومد.
باز نبود...کلی ایهام و سایر صنایع ادبی بکار گرفته شد و خیلی از مواردی که گفته شد برای خیلی از مخاطبین قابل درک نبود...مخاطبی که فیلم پورن ندیده باشه یا کم دیده باشه قضیه لوله‌کش رو نمیگیره
۱۷ خرداد
آخه 1-2 مورد نبود.مثال شما یک موردشه. منم مثال بزنم، همون جایگزین کردن "حرف زدن" ، به نظرم خیلی رو بود و زیادی هم تکرار شد. البته قبول دارم که افرادی هستن که خیلی از قسمتها رو متوجه نمیشن . ولی حداقل شبی که من اجرا رو دیدم، همه خیلی آگاه بودن! ؛) به هر حال ... دیدن ادامه » من از دید و سلیقه خودم نظر دادم. برای من زیادی بود یه بخشاییش.
۱۷ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
توی توضیحات نوشته شده محل نشستن تماشاگران بر روی زمین تعریف میشه و کار تعاملی هست. من چنین تجربه ای ندارم ، ولی برام سوال شده که اگه همه روی زمین قراره بشینن، پس دیگه "خرید بلیت با صندلی به قیمت 60هزار تومن" چه معنی میتونه داشته باشه؟؟

و ظاهراً دیگه 60هزار تومن داره میشه قیمت نرمال ایرانشهر :|


خانوم صالحیان روی زمین نشستن خیلی به فضاسازی این دست اجراها برای خود بیننده کمک کننده هست‌. اگر مشکلی برای زمین نشستن ندارید پیشنهاد میکنم امتحانش کنید.
۱۳ خرداد
خانم ثانی عزیزم حالا تصور کنید شب تا صبح رو زمین با یک لایه مقوا خوابیدن رو!
۱۳ خرداد
زهره جان عزیزی

علی آقا من هنوز حس ناخوشایندی که از دیدن یک دقیقه و سیزده ثانیه پیدا کردم رو دارم.مثل جمع هایی که دورهم جمع شن آدمها و از مشکلات جامعه و فقر بگن و بهترین قهوه ی کافه رو سر بکشن و سوار بهترین ماشین بشن و برن دور دور و بعد سرشونم راحت روی بالش ... دیدن ادامه » بذارن و انگار نه انگار .این حس رو بعد دیدن اون تئاتر پیدا کردم.چون ادای کارتن خوابها رو در میاوردن و ما هم ادای درک کردن در میاوردیم.یه حس ناخوشایندی بود برای من.در صورتیکه بارها تئاتری دیده شده راجع به معضلات اجتماعی اما حس ادا در آوردن نداشتم.امیدوارم رسونده باشم مطلبی که میخواستم رو.خلاصه دوباره نمیخوام تجربه ش کنم با بانوان دستفروش مترو
۱۴ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سال گذشته، زمانی که بحث بر سر قیمت بالای نمایش‌هایی مثل "بینوایان" و "می سی سی پی نشسته می میرد" بود، جناب پیام دهکردی در برنامه "شبِ تئاتر" شبکه چهار به عنوان مجری و کارشناس برنامه، نقد و اعتراض شدیدی داشتن نسبت به قیمت عجیب و غریب بلیت‌ها... امیدوار بودم حداقل در آثاری که ایشون حضور دارن، قیمت‌ها منصفانه باشه... ولی متاسفانه این سبک قیمت‌گذاری داره میشه عرفِ تئاتر...
من هم با وجود ارادت به گروه اجرایی این کار، به تبعیت از دوستان تیوالی از دیدن این نمایش می‌گذرم و به جاش چند تا نمایش با قیمت‌های متعادل تر رو می‌بینم.
من اون برنامه رو دیدم دقیقا درست میفرمایید . متاسفانه حضور بازیگران سینما در عرصه تیاتر این هنر رو به شدت تجاری کرده . سعی کنیم از نمایش های تجربی در سالن های کوچکتر بیشتر حمایت کنیم.
۱۱ خرداد
علتش اینه که نت برگ و تیک هشت و چیلیوری و ... در اصل یک شرکت هستن.
۲۰ خرداد
بله جناب رضایی فر چون درست در پایین صفحه شان بود
۲۵ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای دیشب (30 اردیبهشت) رو دیدم و بسیااار لذت بردم. سبک اجرا، صحنه، داستان، موسیقی و بازی‎ها همه در نگاه اول ساده به نظر میان، اما همین سادگی ، اجرا رو مثل یه قصه شیرین کرده بود. برای من از اون اجراهای حال خوب کُنی بود که اصلاً متوجه گذر زمان نشدم و از اول تا آخر با لبخند دنبالش کردم و هنوزم حالم خوبه باهاش. سعی می‌کنم دوباره هم برم ببینمش :) راوی و داییِ صحنه آخر رو خیلی دوست داشتم و بقیه بازیگران هم به نظر من خوب بودن.
اگه دوست دارین حالتون برای چند ساعت خوب بشه، برید ببینیدش.

- بروشور کاغذی نداشت این کار (برای حفظ طبیعت) و به جاش کد QR بود که باید اسکن می‌شد. من اسکن کردم ولی بروشور برام باز نشد. اگه کسی اطلاعی داره در این مورد راهنماییم کنه. ممنون میشم.
- سالن متاسفانه تا حدی خالی بود دیشب - نمی‌دونم به خاطر ماه رمضان و ساعت دیر اجرا بود، یا به خاطر ... دیدن ادامه » بازی فوتبال دیشب، یا به خاطر نبودن بازیگرهای معروف (یا همه موارد) - به هر حال امیدوارم شب‌های بعدی سالن پر باشه. :)
و یا بخاطر نبود تیزر مناسب...که اگه بود همه نبودن های دیگه رو جبران میکرد
۱۱ خرداد
بله جناب دانش، تیزرشون هم اصلاً گویا نیست.
۱۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صبا صالحیان
درباره نمایش تراس i
سلام همیاری جان
فروش این اجرا قبلاً برای روزهای "یکشنبه، دوشنبه، چهارشنبه و پنجشنبه" باز بود. (تا جایی که من یادمه.) ولی الان "چهارشنبه توی لیست روزها نیست و به جاش "سه شنبه" باز شده.
خواستم ببینم اجرای چهارشنبه مشکلی براش پیش اومده؟ یا سر جاشه؟؟ (چون من برای چهارشنبه بلیت خریده بودم.)
محمد لهاک (آقای سوبژه) این را دوست دارد
سلام

با توجه به یک روز عقب افتادن ماه مبارک رمضان،، تاریخ های تعطیلات اجراها(تعطیلات ایام شهادت یا وفات) نیز یک روز جا به جا شده و متاسفانه اجرای روز چهارشنبه لغو و به جای آن روز سه شنبه باز شده است که قطعا خوشایند گروه نمایش و دوستانی که طبق برنامه ریزی ... دیدن ادامه » بلیت خریداری کرده اند نخواهد بود، اما امیدواریم که دوستانی که برای چهارشنبه بلیت خریداری کرده اند بتونن با هماهنگی هایی که از سمت سایت تیوال با آنها صورت خواهد گرفت برای روز سه شنبه تشریف بیارن تا گروه نمایش هم در روز سه شنبه همچون دو روز اول نمایش میزبان حداکثر مخاطبان خود باشد.

با سپاس فراوان
سید فرشاد هاشمی
(مدیر تولید نمایش)
۱۸ اردیبهشت
درود بر شما
با توجه به تغییر در شروع ماه مبارک رمضان و تقویم هجری قمری، روزهای شهادت و وفات نیز یک روز جابجا شده است. بنابراین وفات روز چهارشنبه ۲۵ به پنجشنبه ۲۵ اردیبهشت تغییر پیدا کرده است و اجرای نمایش ها روز چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت امکان پذیر نیست. به ... دیدن ادامه » همین دلیل تغییری در سانس های نمایش ایجاد و سانس سه شنبه ۲۴ اردیبهشت برای خرید امکان پذیر شد.
برای راهنمایی بیشتر می توانید با پشتیبانی تیوال به شماره ۶۶۱۷۶۶۳۷ تماس حاصل نمایید.
۱۸ اردیبهشت
ممنون از شما همیاری.
تماس گرفتن و بلیت منتقل شد به سه شنبه.
۱۸ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی دوست داشتم این نمایش رو و خوشحالم از دیدنش.
سبک اجرا، طراحی و ساخت عروسک و دکور خیلی دوست داشتنی بود به نظرم. امیدوارم دوباره این کار اجرا بشه. یا از این گروه اجراهای خوب دیگه ای ببینم.

تنها موردی که من رو کمی اذیت کرد، این بود که چیدمان صندلی تماشاگران برای دکورِ این نمایش خیلی مناسب نبود. صحنه‌های اول نمایش (دیباچه) که در پایین‌ترین قسمت از صحنه اجرا میشد، دید خوبی نداشت و اغلب تماشاگران مرتب سر خود رو حرکت میدادن تا بتونن درست صحنه رو ببینن. و متاسفانه جلوی من شخص قدبلندی نشسته بود، که دید من رو گرفته بود و صحنه‌های اول رو خیلی سخت دیدم.
شاید سالنی با عمق کمتر از قشقایی، ولی با ردیف صندلی‌های بلندتر، مناسب این دکور باشه. یا اینکه صحنه باید کمی بالاتر بیاد (اگه قرار به اجرای مجدد باشه البته)


یک جمله هم از بغلدستی خودم شنیدم که نمیدونم خنده داره یا تاسف!
اول نمایش که گروه تذکر دادن گوشیها رو خاموش کنیم، بغلدستی من، گفتن که "آره، بدم نمیگه!!! حالا خاموش کنیم، شاید حواسشون پرت شه بنده های خدا!"
:|
۱۴ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تماشاگر فهیم سرمایه‌ی تئاتر است. (این جمله رو با صدای خانم ژاله علو قبل از اجراهای تئاتر شهر می‌شنویم) بیاید سرمایه‌ی تئاتر باشیم!!! امشب موقع اجرا خیلی همهمه بود توی سالن. پچ پچ و حرف زدن و خنده بی‌ربط وسط اجرا که جای خود! رفت و آمد مکرر و صدای بلند باز و بسته شدن درهای سالن رو هم بهش اضافه کنید. مسئولین سالن نباید این موارد رو کنترل کنن که حداقل درها با اون شدت بسته نشن؟؟؟!!!

درباره‌ی نمایش...اجرای چهارشنبه، ۱۵ اسفند رو دیدم و از دیدنش لذت بردم. خاطره خوش اجرای سال ۸۶ به کارگردانی حمید سمندریان هم برام زنده شد.
کارگردانی آقای پیروزفر در مقایسه با کارگردانی آقای سمندریان، خیلی متفاوت بود. نمایش حمید سمندریان، خیلی رنگی بود و پر انرژی و پر هیاهو (در همه اجزا) و نمایش پارسا پیروزفر، خاکستری، با فضای سرد. من هر دو اجرا رو دوست داشتم. ولی تصور نمی‌کردم ... دیدن ادامه » یک متن بتونه انقدر متفاوت باشه در اجراهای مختلف.

در کل اجرای امشب رو دوست داشتم.
تنها موضوعی که من رو اذیت کرد این بود که دیالوگ‌ها گاهی به خوبی شنیده نمی‌شد. من ردیف 7 بودم و از پشت سر صدای تماشاچی‌ها رو هم می‌شنیدم که از هم می‌پرسن "چی گفت؟". شاید اگه دیالوگ‌ها واضح‌تر و پرقدرت‌تر ادا بشن ، تماشاچی هم راحت‌تر با نمایش ارتباط برقرار کنه.

ریتم اجرا هم به نظرم کمی کند بود امشب که توی اجراهای شب‌های اول پیش میاد (اجرا تاخیر زیادی نداشت اما از سالن که اومدم بیرون ساعت 9:47 دقیقه بود.)

در نهایت، اگه فرصت بشه دوباره این اجرا رو خواهم دید.
میشه بفرمایید صندلی های خارج از ظرفیت کجای سالن قرار دارند؟
۱۶ اسفند ۱۳۹۷
من دیشب اطلاع نداشتم که این اجرا خارج از ظرفیت هم داره و اصلاً دقت نکردم به چینش صندلی ها.
ولی فکر میکنم خارج از ظرفیت سالن اصلی تئاتر شهر، مثل سالن ناظرزاده ایرانشهر باشه.معمولاً در دو سر هر ردیف یک صندلی کنار دیوار قرار داره و به ترتیب ورورد میتونین ... دیدن ادامه » روی صندلیهای جلوتر بشینید.
۱۶ اسفند ۱۳۹۷
ممنون از شما
۱۶ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید