تیوال صبا صالحیان | دیوار
S3 : 15:00:04
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
خیلی خوشحال شدم از دیدنِ اجرایِ قویِ جناب سعید پورصمیمی. عمرِ طولانی براشون آرزو می‌کنم و امیدوارم بازم بر صحنه‌ی تئاتر ببینمشون.
صحنه‌ی پایانی من رو یادِ مرحوم "سعدی افشار" انداخت؛ از بازیگرهای قدیمیِ سیاه‌بازیِ ایران که آرزو داشت روی صحنه تئاتر از دنیا بره.

انتظار داشتم متن کمی جذاب‌تر باشه. ولی انتخابِ این متن و این داستان برای نمایشِ قدرتِ بازیِ جناب پورصمیمی کارِ هوشمندانه‌ای بود.
سلام صبا جون❤
۳ روز پیش، جمعه
ممنون از توجهِ شما گروهِ اجرایی به نظر مخاطبان. :)
۳ روز پیش، جمعه
خواهش می کنم.تک تک نظرات بی غرض و دلسوزانه شما عزیزان برای گروه نمایش آواز قو ارزشمند و قابل تآملست.و نشان از توجه و عنایت شما دوستان به هنر تئاتر این سرزمینست.
۲ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"ستاره‌شناس" ایده، متن و داستانِ خوبی داشت. البته از طریق نظراتِ همین صفحه متوجه شدم یکی از شخصیت‌های داستان به دلیل اتفاقی ناگهانی حذف شده و شاید تا حدی باعثِ گنگ شدنِ پایان‌بندیِ نمایش شده باشه. کنجاوم که نمایشنامه رو هم بخونم تا بتونم مقایسه‌ای داشته باشم بین متنِ اصلی و متنی که در این اجرا دیدم.
بازیِ جناب ساعتچیان خوب و دوست‌داشتنی بود. مدتی بود ازشون اجرایی که اینجوری به دلم بشینه ندیده بودم. اما بازیِ هر دو بازیگرِ خانم از نظرِ من اغراق داشت. بازیِ خانمِ خانه‌دار رو بیشتر دوست داشتم اما گاهی به نظرم مصنوعی بود. و بازیگرِ نقشِ "مور" (اگر درست در خاطرم مونده باشه) جوری دیالوگ می‌گفتن که انگار خیلی در اون نقش و حس و حالِش جا نیفتادن و فقط سعی میکنن متن رو درست اجرا کنن. البته شاید این حسِ خنثی چیزی بوده که کارگردان ازشون خواسته ... دیدن ادامه » و ایرادی هم بهش وارد نباشه.
در کل از دیدنِ این نمایش راضی هستم.و اگر بازیِ بهتری از بازیگران خانم میدیدم، خیلی راضی‌تر هم بودم!
(در مورد طراحی صحنه هم با خانم میناوند که همین پایین نظر نوشتن، موافق هستم.)
خیلی ممنون خانم صالحیان عزیز
۵ روز پیش، چهارشنبه
ممنون از شما جناب نوری، که نظر مخاطبان رو میخونید. :)
۴ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صبا صالحیان
درباره نمایش تصعید i
اجراهای عروسکی همیشه برام جذاب هستن. در هر ژانر و برای هر گروه سنی...فرقی نداره... دیدنِ هنرِ عروسک‌گردان‌ها من رو همیشه به وجد میاره. عروسک‌گردان‌هایی که خیلی وقت‌ها خودشون دیده نمی‌شن ولی با صبوری و علاقه به تمامِ جزییاتِ حرکتِ عروسک‌ها توجه می‌کنن و به اونا جون میدن... البته، خوشبختانه در این اجرا، عروسک‌گردان‌ها رو می‌دیدیم...بهشون خسته نباشید میگم به خاطر این همه دقت و ظرافت توی اجراشون.
اجرای خیلی جالبی بود. فضاسازی، طراحی صحنه...عااالی... به تک تکِ اجزای صحنه فکر شده بود. نور... صدا، موسیقی، افکت‌ها... همه چی رو دوست داشتم.
فقط در مورد داستان، مطمئن نیستم کاملاً اون چیزی که منظور نویسنده و گروه بوده رو درک کرده باشم. اما با این وجود، بسیاار لذت بردم از جز به جزِ این اجرا...
کاش باز هم اجرا داشته باشین. :)
سالن‌های محترمِ دولتی و خصوصی... اگه گذرتون به این صفحه افتاده باشه، متوجه شدین که این نمایش، با استقبالِ عمومی مواجه شده - اکثر بیننده‌ها امتیاز بالایی دادن به این اجرا و خیلی‌ها هم هنوز دنبال بلیت هستن که برای بار اول یا دوم و سوم به دیدنِش برن. لطفاً از این اجرا و اجراهای این چنین که نیاز به حمایت دارن، حمایت کنین. یک سالنِ استاندارد با صدای استاندارد (مخصوصاً برای سربازِ سرماخورده!) و تعداد صندلیِ بیشتر (که موقع باز شدنِ فروش بلیت برای خریدش جنگ و خونریزی نشه!)، و کمی حمایتِ سالن‌دارِ گرامی از این گروهِ جوان و پرتوان تنها چیزهایی هستن که گروهِ اجرایی لانچر و مخاطبانش نیاز دارن. لطفاً حمایت کنین.

در مورد خودِ اجرا...
آفرین به این گروه که تمامِ تلاششون رو کرده بودن و ذره‌ای کم فروشی نکرده بودن. متنِ درستِ ایرانی با موضوعی که به ندرت بهش پرداخته ... دیدن ادامه » شده. موضوع به شدت تلخه که با طنز جبران شده. به شخصه طنزش رو دوست داشتم، اما فقط می‌تونست کمی کمتر بشه برای درگیری ذهنی بیشتر. بازی‌ها هم درست و تمیز. امیدوارم بازم از این گروه بازیگران اجراهای موفقی در آینده ببینم. اگر بازم تمدید بشه، حتماً دوباره به دیدنش میرم. اگر هم نه، دلم برای همه سربازانِ این اجرا (که نماینده‌ی سربازهای این مملکت هستن) و سروان شایگان تنگ میشه.
متاسفم که این سربازیِ اجباری سرنوشتِ تلخ و مشترکِ پسرانِ این مملکته... بیچاره سرباز...همه‌ی سربازانِ بی‌دفاع...

اینم دارم میرم ببینم
۰۹ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی اجرای جذابی بود. آفرین.
بازی‌ها عالی... حالت‌ چهره‌ها، حرکاتِ بدنی... همگی بسیااار هماهنگ و درست و دقیق... مخصوصاً خودِ جنابِ چاپلین. بعضی صحنه‌ها انقدر شبیه به فیلم‌های صامتِ قدیمی بود که یادم می‌رفت دارم تئاتر می‌بینم!!! (هماهنگی اتاق فرمان هم جای تقدیر داره و خیلی به اجرای خوب گروه کمک می‌کنه.) فقط حیف از اینکه به خاطر سرعتِ اجرا و همزمانی اتفاقات، گاهی نمی‌شد همه بازی‌ها رو دید و دنبال کردن اتفاقات هم گاهی سخت می‌شد.

ممنونِ دوستم هستم که باعث شد من این اجرا رو از دست ندم. بلیت داشت، من رو راهی کرد، ولی خودش دیدنِ دوباره‌اش رو از دست داد.
امیدوارم اجرا بازم ادامه داشته باشه که هرکسی جا مونده یا دوست داره دوباره به دیدنش بره، موفق بشه. :)
البته با متن کمی مشکل داشتم من
۰۴ شهریور
خانم تدین، سپاس از شما برای اجرای خوبتون و خدا قوت... :)
۰۵ شهریور
صبا جان هرچی اجرا رفتم و دوست داشتم شماهم رفتین و تقریبا هم نظر بودیم، اجرای خوب دیدین منم خبر کنین لطفا :)
۰۹ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از دیدن این نمایش راضی هستم ، فقط به خاطر فضایِ شاعرانه‌اش!
با توجه به موضوع، توقع داشتم طنز کمتری ببینم و اگر هم قراره طنزی باشه، متناسب با موضوع اثر باشه. شوخی‌ها به نظرم خیلی بی‌ارتباط بود با فضای این داستان.
خیلی وقت بود از جناب آهنین‌جان تئاتر ندیده بودم و خوشحال شدم از دیدنِ دوباره اجرای ایشون. بازی جناب خطیبی من رو یاد نمایش "موسیو ابراهیم" انداخت. به نظرم با وجودِ انرژی زیادی که برای اجرا گذاشتن، اما اغراق در بازی ایشون زیاد بود. قسمت‌های مادر و دختر با بازی خانم تیموریان و مدنی هم میتونست قوی‌تر و طبیعی‌تر باشه.
در نهایت، اگه فقط در مورد اجرا بخوام چیزی بگم، متوسط بود (از دیدِ من). ولی فضای کلیِ کار و اشعاری که در طول اجرا خوانده شد برام بسیار دوست داشتنی بود.
اینم دیدم :)))
۰۹ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش رو دو جور میشه دید. اگر با منطق و دید منتقدانه ببینید احتمالاً لذت زیادی نخواهید برد. ولی اگر با احساستون ببینین، میتونین درگیرش بشین و ازش لذت ببرین... البته لذتِشم شیرین نیست... اما دوست داشتنیه.
داستان، طراحی صحنه، بازی‌ها... هیچکدوم پیچیده نیستن! اما با همه سادگی، به خاطر حسی که در جملات و قصه هست، تماشاچی میتونه درگیر بشه و دوستِش داشته باشه.
برای بار دوم دیدم این اجرا رو. (قابل توجه نیلوفرجان و جناب جعفریان گرامی ؛) )
هنوز به اندازه بار اول عجیب بود برام. :) اما باز هم دوست داشتمش.
خوشحال شدم که همهمه ای که در شب های اول اجرا مانع شنیدن دیالوگ ها میشد، کمتر بود و هماهنگی در اجرا بیشتر.
باز هم به نظرم جا داره که اجرا پخته تر و منسجم تر باشه.
ولی به خاطر ریسک گروه در انتخاب این متن و این شیوه برای اجرا، بهشون آفرین میگم.
مخلصیم :)))
۳۰ مرداد
ممنون از همراهی و همیاریتون
۰۵ شهریور
موفق باشید جناب پروشانی. :)
۰۵ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اول ممنونم از گروه اجرایی و تیوال برای دعوت تیوالی ها به عنوان مهمان.
(کمی با تاخیر نظر مینویسم. متاسفانه زودتر فرصت نشد.)

سبک اجرایی این نمایش برای من جالب بود. بازی های گروهی، هماهنگی در اجرا، همه نشون دهنده تمرین و زحماتیه که برای این نمایش کشیده شده.
سوژه و موضوع کلی اثر میتونست خیلی جذاب تر باشه، اما متاسفانه داستان (در واقع سبک بازنویسی و امروزی شدن داستان) توی ذوق میزد برای من. طراحی صحنه هم تا حدی همینطور بود.
موسیقی و قدرت نوازندگی جناب رضانیا عالی بود.
بابتِ انرژی و توان اجرایی بازیگر نقش "کوریولانوس" بهشون خسته نباشید میگم. واقعاً کنترل بازی و دیالوگ گفتن با این میزان راه رفتن و دویدن کار سختیه.
بازیگر نقش "مادر کوریولانوس" هم حس خوبی داشتن برای این نقش.
من هی دارم پست های شما رو نگاه میکنم ، ولی کامنتی از میثم جان نمیبینم :)))
۳۱ مرداد
عه
من گمان بردم سکوت شما ناشی از رضایت شما پیرو نکوهش های ما من باب نمایش بوده است
پس نبوده است...
چه خوب. خوشحالم براتون
متاسفانه گاهی یادم میره لذت ببرم دیگه ...
۳۱ مرداد
با نظرات شما و بقیه دوستان موافق بودم، اما نه به شدتِ شما :)
قطعاً که میتونست خیلی بهتر باشه، از خیلی جهات! اما مواردی هم داشت که من دوست داشته باشم.
۳۱ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به گروه‌هایی که میرن سراغ داستان‌های غیرتکراری و فضاهای متفاوت و جدید، باید آفرین گفت.
این اجرا از نظر من نقصی نداشت. بازی‌ها خوب بود. طراحی صحنه و فضاسازی جالب بود. موسیقی رو دوست داشتم. همه چی درست و اندازه.
سوژه داستان برای من اونقدری پرکشش نبود. اما به داستان و نویسندگی نمیتونم ایرادی بگیرم. واقعاً متن خوب نوشته شده. چه از نظر پیشروی داستان، چه از نظر نزدیکی به واقعیت فضای انتخاب شده.

یک مورد رو هم از دیدِ منِ تماشاچیِ ترسویِ ردیفِ اول بگم! :)))) اون توپی که باهاش بازی میکنن، توی یکی از صحنه‌ها، بازیگر اون توپ رو با شدت زیاد پرت کرد به سمت جعبه‌ها... داشتم فکر میکردم آیا این احتمال هست که یک درصد توی پرتاب توپ خطا کنن و اون توپ با شدت به یکی از وسایل فلزی برخورد کنه و با همون شدت بره توی صورت تماشاچی؟؟؟ (چون خودم آدمی نیستم که عکس‌العمل سریع ... دیدن ادامه » داشته باشم، تصورش خیلی من رو نگران کرد! :))) )

در ضمن، همه کاربران تیوال شکایت میکنن از گرمای سالن. ولی ما دیشب خیلی یخ زدیم. البته من ردیف جلو بودم. شاید عقبی‌ها کمتر سرما رو حس کنن.
خانم صالحیان، دیشب چه زود تشریف بردید. من سراغتونو گرفتم که پس چرا نمیاین کافه و گپ و گفت با عوامل. بچه ها گفتند تشریف بردید.
کاش میموندید. هم جلسه خوبی بود با گروه، هم بیشتر شما با ما و ما با شما آشنا میشدیم.
حالا قرارهای بعدی رو هم ایشالا بتونید بیاید ... دیدن ادامه » حتمن
۳۰ مرداد
به هر حال من سه نظرم رو در یک روز نوشتم :))))) مجازید برای اعتراض! :))

۳۱ مرداد
اینم دیدم .. البته نظرم کمی متفاوته :)))
۰۹ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیاری جان
من بلیت "رویای یک شب نیمه تابستان" رو در این دور اجرا خریدم. ولی برای کوریولانوس، تخفیف 25درصد وفاداری اعمال نمیشه. دلیل خاصی داره؟ یا خطای سیستمه؟
ادیب وکیلی و مریم شریعتی این را خواندند
محمد لهاک ( آقای سوبژه ) این را دوست دارد
باهات لجِ
۲۲ مرداد
قربان شما
چه خوب، ایشالا میبینیمتون. :)
۲۳ مرداد
سلامت باشین. بله دیگه، ایشالا که میام میبینم دوستان حاضر رو. :) سالن هم که خیلی خودمونیه :))) کسی نمیتونه قایم بشه :)))
۲۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من هم مثل دوستانی که قبل از من نظر نوشتن، توقعم از این اجرا خیلی خیلی بیشتر بود؛ به خاطر حضور خانم صدرعرفایی (با توجه به سابقه ایشون هم در سینما هم در تئاتر)، چون از جناب تابش و خانم محمدی قبلاً اثری ندیده بودم.
بعد از دیدن نمایش، وقتی دوباره خلاصه نمایش رو خوندم، دیدم کاملاً گویای داستان نمایشه! "یک خوابگاه دانشجویی، یک دختر، یک مسئول، یک جنین. همین." شخصاً با اون "همین" آخرش خیلی ارتباط برقرار کردم! چون خودمم آخر اجرا داشتم فکر میکردم"همین"؟ هر لحظه منتظر بودم یه اتفاق غافلگیرکننده بیفته، ولی داستان این نمایش ذره ای فراتر از خلاصه نمایش نمیره... همین.
در مورد طراحی صحنه هم متوجه نشدم که آیا همین طرح قرار بوده اجرا بشه؟ یا به خاطر مشکل زمانبندی به این دکور اکتفا شده؟؟؟
استفاده از میکروفون رو هم به هیچ وجه نمیپسندم. خیلی وقتا توی ... دیدن ادامه » ذوق میزنه.

در نهایت، فکر میکنم بهتر بود گروه عجله نمیکردن و اجرا رو به مدتی بعد موکول میکردن تا شاید هم داستان پخته تر میشد، هم دکور مشکل ایجاد نمیکرد، هم مخاطبان راضی از سالن بیرون میومدن. (با توجه به اینکه از جناب تابش تعریف شنیدم، فکر میکنم با کمی صبوری بیشتر اجرای خیلی موفق تری رو میتونستن روی صحنه ببرن. و چون خودشون هم به نظرات توجه میکنن، امیدوارم که اجراهای بعدیتون بهتر و قوی تر باشه و مخاطبانتون راضی تر.)
سلام مزسی از نظرتون اگر دوست داشتید تشریف بیارید مهمان من تا ببینید ایرادانی که فرمودین برای دوشب اول اجرا بوده
صحنه از شب دوم کامل شده
۱۸ مرداد
ممنون جناب تابش بابت دعوت و آفرین به روحیه خوبتون در برخورد با مخاطب. امیدوارم اگر فرصتی بود، بتونم بیام و بیننده اجراتون باشم. (من اجرای شب اول رو دیدم. و حدس زدم صحنه ناقصه هنوز. امیدوارم اجراهای خوبی داشته باشید.)
۱۸ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علت انتخاب این اجرا برای من، اول به خاطر بازیگرانِ مشترکش با نمایش "شهر ما" بود و دوم به خاطر طرح پوستر (که جناب جباری پایین‌تر توضیحی در موردش نوشتن) و سوم هم خلاصه داستانش که مقداری عجیب به نظر میاد. اجرا هم به اندازه همین خلاصه داستان عجیبه. :) داستان‌هایی که شاید اول بی‌ارتباط به نظر بیان، اما بعد به هم مرتبط میشن.
داستان و سبک اجرا به نظر من کاملاً قابلیت رسیدن به یه اجرای عالی رو داره. اما به نظرم کمی تمرین بیشتر برای هماهنگی و یکدست شدن کلیتِ اثر نیاز بود. دیشب که من این اجرا رو دیدم، هم اتاق فرمان کمی ناهماهنگ بود (مخصوصاً آخر اجرا)، هم به نظرم اجرا کمی عجولانه اومد. (حتی اگر اشتباه نکنم زمان اجرا حدود 10 دقیقه کوتاه تر از زمان درج شده بود.) ولی با این وجود بازم از دیدنش راضی هستم. شاااید اگر فرصتی باشه یک بار دیگه اجراهای آخرشون رو هم ببینم. ... دیدن ادامه »
یک نکته هم قابل توجه گروه اجرا : صحنه‌های مربوط به آشپزخونه، سر و صدا و هرج و مرج زیادی دارن که قطعاً هدف نشون دادنِ اون فضاس و این سر و صدا لازمه‌ی اجرا... اما اینکه این هرج و مرج مانع شنیدن دیالوگ‌ها بشه، کمی ایراد داره به نظرم. چون به نظرم شنیدن تک تکِ جملات کمک میکنه به درکِ بهتر داستان و حیفه که تماشاچی بعضی از این دیالوگ‌ها رو از دست بده و داستان رو گم کنه. خسته هم نباشید و اجراهای خوبی رو براتون آرزو میکنم.
خیلی خوش اومدید
بسیار متشکریم
۰۹ مرداد
من بال اهنگ تراسم چی بود بگید ب منم
۱۹ مرداد
خانم هدایتی، برای خان یا آقای fa fa هم در برگه نمایشِ تراس نوشتم. توضیحات زیر یکی از نظرها موجوده.
لطفاً به قسمت نظرات رجوع کنید، تاریخ 21 خرداد، زیر نظر اقای mehdi ghasemian , هم بنده و هم آقای پوریا موسیقی های این اجرا رو معرفی کردیم.
۱۹ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این اجرا رو دوست داشتم. فضای نسبتاً متفاوتی داشت. داستان اصلی رو نخوندم. ولی اینکه این روزها خیلی مورد توجه قرار گرفته (به صورت اجرای صحنه‌ای و نمایشنامه‌خوانی و کتاب صوتی) نشون میده که اثر موفقی بوده. اینکه اقتباس چقدر موفق و وفادار به متن بوده رو اطلاع ندارم. ولی داستانی که توی این اجرا دیدم برام دوست داشتنی بود و طنزِ جالبی داشت. خانمِ سوسن مقصودلو رو خیلی دوست دارم و خیلی خیلی خوشحال شدم از دیدن اجرای زنده ایشون. :) بازیگر نقش آلن هم علاوه بر چهره شیرین و دوست داشتنی، بازی خوبی هم داشت؛ مخصوصاً که شب دوم اجرا بود و ایشون هم کوچکترین بازیگر این اجرا هستن.
تنها ایرادی که به چشم من اومد، بعضی ناهماهنگی‌ها و سرعت پایین در جابجایی صحنه بود که یه جاهایی سرعت اجرا رو پایین آورد. قطعاً در شب‌های بعدی هماهنگی بیشتر خواهد بود. (البته بهتر بود که از اولین ... دیدن ادامه » شب این اتفاق میفتاد.)
عه ، شمام دیشب بودین؟ :)
۰۹ مرداد
ویدا خانم پیشنهاد میدم کتاب صوتی ش رو هم گوش بدید که با صدای هوتن شکیبا جدیدن منتشر شده

https://www.ketabrah.ir/go/b40552/fbed1
۰۹ شهریور
جناب آقای جعفریان اتفاقا قبل از دیدن این اجرا در یک کتاب فروشی فایل های صوتی رو دیدم و برام کنجکاوی ایجاد شد که ایندو چه ارتباطی دارن.. از توصیه تون سپاسگزارم چشم در اولین فرصت گوش میکنم.
۰۹ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پایه اصلی اجراهای تک نفره عموماً قدرتِ بازیِ بازیگر و توانش در جذب کردن مخاطبه؛ که به نظر من این اجرا از این نظر موفق بود. از فرزین محدث اجرای تئاتر ندیده بودم (یا در خاطرم نیست.) و همیشه تعریفِ اجراهاشون رو شنیده بودم. این همه تغییر شخصیت و لحن به این سرعت و پشت سر هم، انرژی خیلی زیادی لازم داره که ایشون خوب از پسِ این کار بر اومدن. داستان برای من کمی گنگ بود در بعضی قسمت‌ها ولی در انتهای کار تقریباً همه چی در جای خودش قرار گرفت و واضح شد. (نظر خانم نرگس هم که همین پایین نوشته شده به شخصِ من کمک کرد برای درک بهتر بعضی نکات :) )
اگر علاقمند به اجراهای تک نفره و روانشناسانه هستید، براتون جذاب خواهد بود.
چند روز پیش این اجرا رو دیدم. برای من دوست داشتنی بود. البته این سبک از اجرا شاید برای کودکان جذاب تر باشه. ولی برای غیرِ کودک هایی مثل من یا دوست همراهم که "حالِ خوش" اجرا میتونه جذبشون کنه، اجرای راضی کننده ای خواهد بود. خوشحالم بابتِ وجود این چنین افرادی در تئاتر که با روح لطیفشون، برای دغدغه دلشون کار میکنن... فردا (جمعه) اجرای آخرشون در تئاتر شهر هست ولی به زودی در کانون پرورش فکری قراره اجرا بشه. اگه خواستید دقایقی دلتون آروم بشه، اجرای مجددشون رو ببینید.
ممنون جناب ناصحی... شما رو با "دیو" حسن و دیو راه باریک پشت کوه شناختم و خوشحالم همیشه از دیدن کارهاتون. موفق باشید.
صبا صالحیان
درباره نمایش پا i
تیوال جان، در اطلاعات این برگه تاریخ پایان اجرا رو نوشتین 30 تیر.
الان توی فروش 28 تیر روز آخره. کدوم تاریخِ قطعی پایان اجراس ؟
درود بر شما
پیرو آخرین اعلام گروه محترم اجرایی آخرین اجرای این نمایش روز ۳۱ تیرماه بوده و پس از اعلام برگزارکننده محترم فعال خواهد شد.
۲۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صبا صالحیان
درباره نمایش دروغ i
دروغ برای من چیزی بیشتر از تصور و توقعم نداشت. موضوع (با توجه به آثار مشابهش چه از زلر چه از بقیه نمایشنامه نویسان) قابل حدس بود. اما این بازی مداوم که بین دروغ و حقیقت تکرار میشد و اینکه تصویر دقیقی از مرز دروغ و حقیقت و درست و غلط بودنش نشون نمیداد رو دوست داشتم. متن اصلی رو نخوندم و نمیدونم بخش‌های کمدی چه مقدار در متن بوده و چه مقدار سلیقه کارگردان و گروه بوده اما در هر صورت کمدی خوبی داشت. اما در مورد بازی‌ها به نظرم اشکال در یک‌دست نبودن بازی‌هاس... برای من افشین هاشمی به تنهایی یک افشین هاشمی خوب بود و لادن مستوفی هم به تنهایی یک لادن مستوفی خوب (در مقایسه به خاطراتی که از بازی هر دو نفر دارم.) اما قرار گرفتن این دو نفر روبروی هم، باعث شده که هم بازی پر انرژی افشین هاشمی کمی به اغراق نزدیک بشه، هم بازی لادن مستوفی از چیزی که هست هم کمتر دیده بشه. ... دیدن ادامه » در مورد دو بازیگر دیگه هم چون نقش زیادی نداشتن قدرت مانور کمتری داشتن، اما به شخصه بازی مژگان خالقی برام دلچسب‌تر از ارسطو خوش رزم بود. طراحی صحنه هم به نظرم خیلی میتونست بهتر باشه...
در نهایت، با اینکه این اجرا رو خارج از برنامه و برای همراهی یک دوست دیدم، از دیدنش ناراضی نیستم. (البته با بلیت تخفیف‌دار!) لحظات مفرحی داشت و موضوع هم جای فکر داره.
چند عزیز هم پشت سر ما نشسته بودن که نمیدونم بارهای اولشون بود که تئاتر میدیدن یا کلاً خیلی ذوق دارن سر همه اجراها... ولی تقریباً با تمام دیالوگ‌ها ذوق میکردن و بیشترشون رو هم با ذوق و صدای بلند تکرار میکردن. بهشون خسته نباشید میگم از همین تریبون. خسته تر از اونی بودم که بهشون تذکر بدم و دلم هم نیومد ذوقشون رو کور کنم! اما امیدوارم به این روند ادامه ندن !!!
اون شبی که من رفتم ، بازیگری که اتفاقا دوستش هم دارم جلو نشسته بود و همون اول بسم الله که هنوز شوخی ها شکل نگرفته بود بلند بلند می خندید:) انگار روال اینه که با این کار ابراز رضایت و ارادت می کنند، شاید این بنده خدا ها هم داشتن ابراز رضایت می کردند :)
۲۱ تیر
نه خانم لی لی، جسارت برای چی؟! این وقتا واقعاً آدم نمیدونه بخنده یا حرص بخوره :))
۲۲ تیر
اینم دیدم، البته من کار های آقای هاشمی رو کلا دوست دارم :)
۰۹ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دست همه اونایی که برای کودک کار میسازن درد نکنه. :)
شاد شدم با دیدن این اجرا... :)
صبا صالحیان
درباره نمایش سیزیف i
بالاخره من هم سیزیف رو دیدم، بعد از این همه سر و صدا و تعریف...
آنچه دیدم و اون قدری که ازش فهمیدم رو دوست داشتم. (البته شاید نه به اندازه تعریف‌هایی که خونده بودم ازش.) بازی هر دو بازیگر و انرژی زیادی که برای اجرا گذاشته بودن (چه در بیان دیالوگ‌ها و چه در حرکات دست و بدن) اولین چیزی بود که من رو راضی کرد.
اما در مورد داستان و متن... من با توجه به تکرار و تاکید دوستان (و بر خلاف میلم!) پیش‌نیازها رو تا حد ممکن رعایت کردم و توی فهم داستان مشکل خاصی برام پیش نیومد. اما می‌تونم تصور کنم که اگه بدون داشتن پیش‌زمینه این اجرا رو می‌دیدم، می‌تونست برام گنگ و شاید خسته‌کننده باشه... با وجود اینکه تایید میکنم تلاش زیادی شده برای این اجرا و گروه انرژی زیادی براش گذاشتن، اما به شخصه معتقدم نمایشنامه باید خودش گویا باشه و "گذراندن پیش نیاز برای درک یک نمایش" ... دیدن ادامه » ایراد محسوب میشه. (دارم تصور می‌کنم که اگر این متن رو به صورت چاپ شده خونده بودم، چطوری ممکن بود ازش سر در بیارم؟) قبول دارم که خیلی از نمایش‌ها هستن که داشتن اطلاعاتی در مورد موضوع اثر کمک می‌کنه "لذت بیشتری" ازش ببریم ولی نداشتن اون اطلاعات لزوماً در "فهم و درک داستان" اثری نداره. برای مثال... من تاریخم اصلاً خوب نیست (اصلاً!!!) ولی نمایش‌های تاریخی دیدم که هم از دیدنشون لذت بردم هم با دیدنشون به دانشم اضافه شده. شاید اگر اطلاعات تاریخی هم داشتم "بیشتر" لذت میبردم ولی ندانستن من خدشه‌ای در فهم اثر ایجاد نکرده.
این تنها نقدِ من به این اجرا بود... سایر موارد برای من راضی کننده بود.

چقدر خوشحالم دیدینش بالاخره
راستش من هیچ پیش زمینه ای رو رعایت نکرده بودم
ولی با این حال بازم مست شدم از لذت لایتناهی این اثر فاخر
هنوز هم نفهمیدم چرا اینقدر به دلم نشست و عزیز شد این کار
اگر روزی فهمیدم به اشتراک میذارم همینجا :)
۱۵ تیر
:)))))))
۱۸ تیر
آقااا ! نظر من تازه داشت به نظر دوستان نزدیک میشد! خرابش نکن علی جان...:))))
به تیوال پیشنهاد بدین وویس هم اضافه کنه تا در این مواقع دوستان وویس بذارن :))
۱۸ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید