تیوال صبا صالحیان | دیوار
S3 : 15:43:50
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
هوا بد است...
تو با کدام باد می‌روی؟
چه ابرِ تیره‌ای گرفته سینه‌ی تو را
که با هـزار سـال بارشِ شـبانه‌روز هم
دلِ تو وا نمی‌شود...


-هوشنگ ابتهاج-

صبا صالحیان
درباره نمایش مشروع i
از اجراهای تعاملیِ جناب رضایی، این اولین کاری بود که من دیدم و از اساس با موقعیتِ ایجاد شده مشکل داشتم.
فارغ از اینکه مرد چه کرده و به چه علت، فکر می‌کنم طرزِ برخوری که از فرنوش در این اجرا دیدیم، فقط از کسی برمیاد که تعادلِ روانی نداشته باشه. اینکه شخصی که بهش خیانت شده به شدت تحت فشار روحی قرار می‌گیره و احتمالاً برخورد عصبی و رفتارهای غیرمنطقی ازش سر می‌زنه کاملاً قابل قبوله. دعوا، درگیری لفظی و درگیری فیزیکی، حتی درگیری‌های شدید فیزیکی که منجر به قتل شده، همه‌ی این‌ها اتفاقاتِ خیلی رایج‌تری هستن در مقایسه با رفتارِ فرنوش. (بستن دست و پا و حبس کردن)
البته اگه اجرا غیرتعاملی بود، اصلاً با این موضوع مشکلی نداشتم و داستان رو خیلی راحت دنبال می‌کردم از دیدِ شخصیت‌های همون اجرا. ولی وقتی این اثر بیننده رو قراره درگیر داستان کنه و ازش نظر بخواد، ... دیدن ادامه » بهتره که موقعیتِ فرضی هم کمی طبیعی‌تر باشه تا بیننده بتونه با منطقِ موقعیتِ داستان راحت‌تر همراه بشه.
تنها بخشی که برای من جالب بود، مشارکت مخاطبان و شنیدن نظرات متنوع اونها بود. ولی با داستان و اتفاقاتی که افتاد نتونستم ارتباط زیادی برقرار کنم.
سینمای ایران مملو از خیانته و سریال های ترکیه ای هم که انواع و اقسام خیانت رو به خانه های ایران آوردند
شاید پرداختن به این موضوع در تیاتر ضرورتی نداشته باشه آن هم به شکل تعاملی
۱۰ دی
بله فریبا خانم. به نظرم این سوژه و این برخورد اصلاً انتخاب مناسبی نبود برای اجرای تعاملی.
۱۰ دی
با سلام

من از ایشون قبلا کار دیور رو دیدم. و اصلا اجرای موفقی نبود ( لااقل شبی که من اجرا رو دیدم ) / نه داستان ، داستان مناسب و پرکششی بود و نه مدیریت موقعیت ها و انتخاب شون در لحظه ای که قرار بود تعامل شکل بگیره ،( از طرف کارگردان )که خب راهبری این تعامل ... دیدن ادامه » رو به عهده داشتند. بعد از اجرا هم با آقای کارگردان صحبت کردم و ایشون متاسفانه جبهه گرفتند و باور داشتند کارشون عالی بوده / و وقتی من نقاط ضعفشون رو در قسمت مشارکت مخاطب گفتم به گفتن خب شما می اومدی توی بازی و موقعیت رو درست جلو می بردی. من بهشون گوشزد کردم شما به عنوان مدیر و راهبر و راهنما باید موقعیت درست رو انتخاب کنی و تماشاچیان رو رهبری کنی ...تمام نمایش یک مضحکه بود، بخصوص قسمت مشارکت تماشاچیان در نمایش . فقط دو نفر برای حل مساله و با جدیت برای ایفای نقش رفاتند. نمایش محلی شده بود برای تماشاگران تا برن روی صحنه و خودشون رو محکی بزنند و دورهمی بخندیم ...
خلاصه از همونجا قید تماشای تاتر تعاملی رو زدم. (البته تنها نبودم. اونشب دو نفری رفته بودیم برای تماشای کار. با دوستی که تاتر بین حرفه ای هست و هردومون نظرات مشابه داشتیم روی کار )
الان هم که نظر شما رو خوندم متوجه شدم که این نمایش هم احتمال خیلی زیاد تجربه ای شبیه دیور بوده است / ندیده قضاوت نمی کنم ، فقط احتمالش رو گفتم با توجه به تجربه ام (ایموجی لبخند )
برقرار باشید
۱۲ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای من فقط ارتباطی که بین داستان‌ها برقرار شد جالب بود و تأثیری که اتفاق‌های به ظاهر بی‌ربط روی هم می‌تونن بذارن. اما در کل این اجرا با سلیقه‌ی من هماهنگ نبود. (شاید برای افرادی که به مونولوگ علاقه‌ی بیشتری دارن، دوست داشتنی‌تر باشه.)
موسیقیِ فریدون شهبازیان حس خوبی داشت و همون اول اجرا من رو یاد فیلم‌های دهه‌ی شصت و هفتادِ ایران انداخت. :)
از امین میری قبلاً اجرایی در مقام کارگردان ندیده بودم. ولی با توجه به بازیِ ایشون در "آبی مایل به صورتی" و "شبی که ماه کامل شد" دوست داشتم که این اجرا رو ببینم و به لطف تخفیف پنجاه درصدی این فرصت فراهم شد. اجرا رو دوست داشتم. عالی نبود. اما فضای معمایی-جنایی و داستانی که داشت رو کمتر دیده بودم و برام نسبتاً جدید بود. با توجه به زمانِ طولانیِ اجرا، بدون خستگی داستان رو دنبال کردم. فقط پایانش یه مقدار قابل حدس و مصنوعی بود.
دیدنش با تخفیف می‌تونه جالب باشه.
و چه خوب که بلیت فروشی به تیوال منتقل شد.
ممنون از نظرتون،خداروشکر دوست داشتین
۲۳ آذر
اجراهای خوبی در پیش داشته باشید جناب میری.
۲۳ آذر
ممنونم عزیزم،انشالله و با حمایت شما
۲۴ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صبا صالحیان
درباره نمایش مستند i
چهار هفته پیش این اجرا رو دیدم. ولی متاسفانه امکان و زمانش پیش نیومد تا در موردش نظری بنویسم.
هنوز دارم بهش فکر می‌کنم.
به اینکه دومین نفر اولین نفریه که می‌بازه... که گاهی فاصله با اول بودن فقط یه لحظه‌اس... و مادری که در بیست سالگی هنوز دوستم داره... که شاید فقط همونه، حتی در سی سالگی یا چهل سالگی...

ممنون از تیوال و گروه اجرا برای دعوت به دیدن این کار.
شروعش رو خیلی دوست داشتم با اینکه تقریباً هیچ جمله‌ای ازش یادم‌ نمونده. اگه دوباره اجرا بشه، دوباره می‌بینمش.
خوشبختانه این اجرا رو در حالی دیدم که اصلاً تمایل و آمادگیِ دیدن اجراهای شلوغ و پر سر و صدا نداشتم. سکوت و آرامش اجرا برای من خیلی دوست‌داشتنی بود. اما اگه شما علاقه‌مند به دیدن اجراهای پر انرژی هستین، دیدن این کار به شما توصیه نمیشه.
در مقایسه با کار قبلیِ کارگردان (خرده نان) این اجرا از دید من پخته‌تر بود.
با تغییرِ اسم نمایش (که توی همین صفحه و توضیحات نوشته شده) هم خیلی موافقم. این عنوان دلچسب‌تره.
سالن‌های پر از تماشاچی رو براتون آرزو می‌کنم جناب سلیمانی. موفق باشید‌.
صبا صالحیان ارجمند ممنونم از حضور و اظهار رضایت شما ... پاینده باشید ...
۱۳ آذر
ممنون از توجه شما جناب سلیمانی گرامی. :)
۱۳ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صبا صالحیان
درباره نمایش کد ۱۳ i
"کد ۱۳" یه اجرای دخترونه و خوب بود.
البته می‌تونست اجرای قوی‌تری هم باشه. هم از نظر متن و هم از نظر بازی در بعضی صحنه‌ها. اما در کل کاریه که ارزش دیدن داره.
به نظر من همونقدر که "لانچر ۵" مخاطب رو با دنیای پسرها و سربازی آشنا کرد، "کد ۱۳" هم بخش‌هایی از دنیای دانش‌آموزان دختر رو به نمایش می‌گذاره.
موافقم
۰۶ آذر
میثم جان خدا رو شکر که پسندیدی :)
۰۹ آذر
محمد جواد جان جدای از بحث پسندیدن
اگه از دستش میدادم انصافا جان خودم ناراحت میشدم اصلا باور کن :)
۰۹ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب خوابِ این نمایش رو دیدم... و منتظر بودم شهرزادِ بهشتیان بیاد قصه بگه...
خیلی دلم می‌خواد بازم ببینمتون.
کاش باز اجراش کنین. :)
همیاری جان
تاریخ این اجرا رو نوشتین تا ۳۰ آبان. ولی در قسمت فروش بلیت از ۱۵ آبان نوشتین روزهای پایانی.
اجرا زودتر از ۳۰ آبان قراره تموم بشه؟
آقامیلاد طیبی این را خواند
محمد لهاک ⭐ ( آقای سوبژه ) این را دوست دارد
سلام.‌روز بخیر.
بله. اجرا زودتر تموم میشه.
تا ۱۷ آبان قطعی هست اجرا.
اما احتمال اینکه تا ۲۴ آبان ادامه داشته باشه، وجود داره.
۱۰ آبان
ممنون از توضیحتون.
۱۰ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مسئولینِ سالنِ شهرزاد. خیلی خوبه که قبل از اجرا، توضیحات خوب و کاملی دادین در مورد آدابِ دیدنِ تئاتر. ولی لطفاً در موردِ آدابِ سالن‌داری هم کمی حرفه‌ای تر عمل کنید. این خیلی بَده که وسطِ اجرا صدای موتور سیکلت‌های توی خیابون به گوش می‌رسه. یا اینکه موسیقیِ اجرای یک سالن به وضوح در سالنِ دیگه شنیده میشه... رویِ آکوستیکِ سالن کار کنید لطفاً !!!

در مورد نمایش.
اول. موسیقی و اجرای زنده رو دوست داشتم. اما... نسبت به مدتِ اجرا، موسیقی بر نمایش غالب بود و می‌تونست کمی کمتر باشه.
دوم. دلیل من برای انتخاب این کار دیدنِ بازیِ جناب برق‌نورد بود، بعد از مدت‌ها... بازیِ خوبی هم داشتن. با اینکه نقش جای کار زیادی نداشت، ولی بازیشون دوست‌داشتنی بود.
به جز این دو مورد، بقیه موارد (از نظر من) متوسط بود. داستان می‌تونست خیلی جذاب‌تر پیش بره و دیالوگ‌ها هم میشد ... دیدن ادامه » که منسجم‌تر و پخته‌تر و قوی‌تر باشن. بازی خانم افشاری هم بهتر از توقعم بود ولی جا داشت برای بهتر شدن.
صبا صالحیان
درباره نمایش اُسلو i
هماهنگی در اجرا خیلی خوب بود... ولی دنبال کردن داستان برای من که اطلاعات سیاسی ناقصی دارم، سخت بود. تلاشم رو کردم که بفهممش. اما بعضی جاها، دیالوگ‌ها سریع‌ بیان میشد و گاهی هم صداها توی هم میومد و کلام واضح نبود برای من... البته، تسلط گروه به زبان‌های مختلف و لهجه‌ها خیلی خوب بود به نظرم. در کل، از نظر اجرایی کار رو دوست داشتم و اگه موضوع برام جذاب‌تر بود، می‌تونستم ارتباط بهتری با کار برقرار کنم.
خانم صالحیان گرامی سلام .. نمایشنامه اسلو اثر راجرز ، به نقل از منتقدان آمریکایی و اروپایی در ژانر دلهره اور سیاسی می گنجد و خود متن نمایشنامه اتفاقا خیلی سر راست و روشن به ماجراهای مذاکرات پشت پرده برای ایجاد گفتگو و صلح بین اسرائیلی ها و فلسطینی می ... دیدن ادامه » پردازد که توسط بخشی از افراد در وزارت امور خارجه نروژ و تشکل مردمی ان پشتیبانی و اقدام شده..
به نظر من نمایشنامه انقدر شفاف و سر راست به معرفی شخصیت ها و روابط می پردازد که لزوما به داشتن دانش سیاسی زیادنیازی نیست ...
اما آقای باپیری اولا از نمایشنامه سر راست اما پرکشش سیاسی اسلو(سیاسی در معنای متداول و ژورنالیستی آن) سیاست زدایی کرده اند و از طرف دیگر به طرز پرسش برانگیزی آنرا گنگ و پیچیده نما طراحی و اجرا کرده ....
واقعا دلیل انتخاب چنین‌طراحی گنگ، نا رسا و البته به زعم بنده کسالت بار و نامنطبق با متن راجرز که سرشار از جملات و گزاره های تحلیل گرایانه نسبت به مواضع دوطرف مجادله است، متوجه نشدم
ارادتمند
۲۲ مهر
@هادی رستگار
آقا دیگه واقعاً این‌جوری هم نبود دیگه!! :)
کاملاً غیر قابل فهم هم نبود که!! یه چیزایی میشد فهمید...
۳۰ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صبا صالحیان
درباره نمایش شگفتی i
"شجاعتِ گفتنِ شجاعانه‌ترین کار زندگیمو نداشتم."

این اجرا رو تیرماه دیده بودم. امشب هم برای بار دوم دیدم. داستان خوب که هم مناسب نوجووناس، هم بزرگ‌ترها. بازیِ بازیگرانِ جَوونِ این اجرا رو ببینین و براشون انگیزه‌ای باشین برای ادامه.
همیشه و همیشه و همیشه به این فکر می‌کنم که خیلی وقت‌ها، مثلاً، اگر به جای نگاه‌کردن به سمت چپ، به سمت راست نگاه کرده بودیم، همه چیز یه جور دیگه پیش می‌رفت... و هزار سال دیگه هم به این موضوع فکر کنم برام جذابه!
به شخصه بخش اول نمایش رو بیشتر دوست داشتم و باهاش بیشتر ارتباط برقرار کردم. از جایی که روندِ داستان تغییر کرد، حسِ اجرا هم تغییر کرد و برای من فقط کنجکاوی باقی موند که ببینم آخرش چی میشه؟ ولی ایده‌‌ی داستان رو دوست داشتم. بخشِ استاد دانشگاه خیلی عالی بود. با دوستانی که نوشتن بازیِ خانم‌ها بهتر بود، موافقم. من ردیف اول بودم و مشکلی در شنیدنِ دیالوگ‌ها نداشتم، اما یه قسمت‌هایی آقایون تقریباً دیالوگ‌ها رو توی دلشون می‌گفتن. ؛)
یه کوچولوی چهار-پنج ساله هم توی سالن بود. با اینکه مخالفِ همراه داشتنِ بچه در سالن هستم، اما این کوچولو انقدر ساکت ... دیدن ادامه » و مودب بود که دلم می‌خواست به عنوانِ تماشاچیِ نمونه ازش تقدیر کنم. بزرگترها یاد بگیرن!
من هم اون بخش اول قبل از این که روند داستان عوض بشه خیلی دوست داشتم .
۱۳ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تمامِ اجرا یه طرف، صحنه‌ی آخرش یه طرف... صحنه‌ی آخر رو خیلی دوست داشتم.
وسطای اجرا شک کردم که نویسنده ایرانی بود یا نه! خوشحالم از ظهورِ این نویسنده‌های جوان و خلاق.
در کل اجرا رو دوست داشتم، به نظرم میتونست کمی بهتر و پخته‌تر هم باشه. ولی با توجه به اینکه از این گروه اجرای اولی بود که من دیدم، راضی بودم ازشون.

موسیقیِ صحنه آخر رو کسی میشناسه؟

(خانومی که ردیف سوم نشسته بودی، لطفاً اگر خوراکی هم میخوای بخوری توی سالن، از قبل خوراکیتو از کیسه‌ی نایلونیش در بیار که وسطِ اجرا انقدر صدا نده! اگرم وسط اجرا یادت افتاد، لطفاً وقتی یه بار از کیسه خوراکیتو در آوردی، دوباره جمعش نکن!!! چون پنج دقیقه بعد دوباره لازمت میشه! چه کاریه آخه؟ وسط اجرا به خودم قول دادم بودم که بعد از تموم شدن نمایش حتماً اینو براش توضیح بدم. ولی صحنه‌ی آخر رو اونقدری دوست داشتم ... دیدن ادامه » که به کل از یادم رفت. اگر خودش یا همراهش اینجا هستن، لطفاً برای اجراهای بعدی این نکته رو رعایت کنن.)
سر و صدا کردن ؟؟؟ اون هم وسط این اجرا ؟؟
من روی صندلیم انقدر سعی کردم تکون نخورم که صدا نده ، خشک شدم . بعد صدای کیسه ؟؟؟؟؟
۰۹ مهر
نه بابا نمیشه که همش تذکر داد، خدا صبرت بده، صدای نایلون خیلی رو مخه
چندروز پیش یه آقایی کنار من نشسته بودن، یه بطری آب دستشون بود، فک کنم قطره قطره میخوردن، کلا شمارشش از دستم در رفت، هربار در بطریو باز میکردن میبردن لبشون بعد دوباره در بطریو محکم میبستن... ... دیدن ادامه » دوباره دو دیقه بعد....
البته خداییش سر صدا خیلی نداشت، ولی بعد نمایش نموندن بپرسم داداش این بطریه جادویی چیزیه؟ چرا تموم نمیشه پس این لامصب؟؟؟ :))))
۰۹ مهر
یادم افتاد خودمم که چند ماه پیش سرما خورده بودم، کار همین آقا رو انجام میدادم و قطره قطره آب میخوردم... وگرنه اگر سرفه ام میگرفت، دیگه ول نمیکرد! شاید این بنده خدا هم مشکلی داشته. :) ولی بازم خوبه که سر و صدا و مزاحمتی نداشتن. :) بعضیا هستن که نفس کشیدنشونم ... دیدن ادامه » صدا داره :)))))
۱۰ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از جنابِ رحمتی اجراهای دیگه‌ای دیده بودم قبلاً. ولی متاسفانه به اسم نمیشناختمشون و چه بهتر که ندانسته و بدونِ داشتنِ پیش‌زمینه به دیدنِ این اجرا رفتم. وسطای اجرا از صداشون شناختمشون و حیرت کردم از این بازیِ متفاوت و انرژیِ بالا.
کمتر پیش میاد از اجراهای تک نفره لذت ببرم. ولی این اجرا رو دوست داشتم و دلم می‌خواست طولانی‌تر باشه. لذت بردم. خدا قوت به جناب رحمتی. روحِ کریم شیره‌ای هم شاد.
خیلی خوشحال شدم از دیدنِ اجرایِ قویِ جناب سعید پورصمیمی. عمرِ طولانی براشون آرزو می‌کنم و امیدوارم بازم بر صحنه‌ی تئاتر ببینمشون.
صحنه‌ی پایانی من رو یادِ مرحوم "سعدی افشار" انداخت؛ از بازیگرهای قدیمیِ سیاه‌بازیِ ایران که آرزو داشت روی صحنه تئاتر از دنیا بره.

انتظار داشتم متن کمی جذاب‌تر باشه. ولی انتخابِ این متن و این داستان برای نمایشِ قدرتِ بازیِ جناب پورصمیمی کارِ هوشمندانه‌ای بود.
سلام صبا جون❤
۲۹ شهریور
ممنون از توجهِ شما گروهِ اجرایی به نظر مخاطبان. :)
۲۹ شهریور
خواهش می کنم.تک تک نظرات بی غرض و دلسوزانه شما عزیزان برای گروه نمایش آواز قو ارزشمند و قابل تآملست.و نشان از توجه و عنایت شما دوستان به هنر تئاتر این سرزمینست.
۳۰ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"ستاره‌شناس" ایده، متن و داستانِ خوبی داشت. البته از طریق نظراتِ همین صفحه متوجه شدم یکی از شخصیت‌های داستان به دلیل اتفاقی ناگهانی حذف شده و شاید تا حدی باعثِ گنگ شدنِ پایان‌بندیِ نمایش شده باشه. کنجاوم که نمایشنامه رو هم بخونم تا بتونم مقایسه‌ای داشته باشم بین متنِ اصلی و متنی که در این اجرا دیدم.
بازیِ جناب ساعتچیان خوب و دوست‌داشتنی بود. مدتی بود ازشون اجرایی که اینجوری به دلم بشینه ندیده بودم. اما بازیِ هر دو بازیگرِ خانم از نظرِ من اغراق داشت. بازیِ خانمِ خانه‌دار رو بیشتر دوست داشتم اما گاهی به نظرم مصنوعی بود. و بازیگرِ نقشِ "مور" (اگر درست در خاطرم مونده باشه) جوری دیالوگ می‌گفتن که انگار خیلی در اون نقش و حس و حالِش جا نیفتادن و فقط سعی میکنن متن رو درست اجرا کنن. البته شاید این حسِ خنثی چیزی بوده که کارگردان ازشون خواسته ... دیدن ادامه » و ایرادی هم بهش وارد نباشه.
در کل از دیدنِ این نمایش راضی هستم.و اگر بازیِ بهتری از بازیگران خانم میدیدم، خیلی راضی‌تر هم بودم!
(در مورد طراحی صحنه هم با خانم میناوند که همین پایین نظر نوشتن، موافق هستم.)
خیلی ممنون خانم صالحیان عزیز
۲۷ شهریور
ممنون از شما جناب نوری، که نظر مخاطبان رو میخونید. :)
۲۸ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صبا صالحیان
درباره نمایش تصعید i
اجراهای عروسکی همیشه برام جذاب هستن. در هر ژانر و برای هر گروه سنی...فرقی نداره... دیدنِ هنرِ عروسک‌گردان‌ها من رو همیشه به وجد میاره. عروسک‌گردان‌هایی که خیلی وقت‌ها خودشون دیده نمی‌شن ولی با صبوری و علاقه به تمامِ جزییاتِ حرکتِ عروسک‌ها توجه می‌کنن و به اونا جون میدن... البته، خوشبختانه در این اجرا، عروسک‌گردان‌ها رو می‌دیدیم...بهشون خسته نباشید میگم به خاطر این همه دقت و ظرافت توی اجراشون.
اجرای خیلی جالبی بود. فضاسازی، طراحی صحنه...عااالی... به تک تکِ اجزای صحنه فکر شده بود. نور... صدا، موسیقی، افکت‌ها... همه چی رو دوست داشتم.
فقط در مورد داستان، مطمئن نیستم کاملاً اون چیزی که منظور نویسنده و گروه بوده رو درک کرده باشم. اما با این وجود، بسیاار لذت بردم از جز به جزِ این اجرا...
کاش باز هم اجرا داشته باشین. :)
سالن‌های محترمِ دولتی و خصوصی... اگه گذرتون به این صفحه افتاده باشه، متوجه شدین که این نمایش، با استقبالِ عمومی مواجه شده - اکثر بیننده‌ها امتیاز بالایی دادن به این اجرا و خیلی‌ها هم هنوز دنبال بلیت هستن که برای بار اول یا دوم و سوم به دیدنِش برن. لطفاً از این اجرا و اجراهای این چنین که نیاز به حمایت دارن، حمایت کنین. یک سالنِ استاندارد با صدای استاندارد (مخصوصاً برای سربازِ سرماخورده!) و تعداد صندلیِ بیشتر (که موقع باز شدنِ فروش بلیت برای خریدش جنگ و خونریزی نشه!)، و کمی حمایتِ سالن‌دارِ گرامی از این گروهِ جوان و پرتوان تنها چیزهایی هستن که گروهِ اجرایی لانچر و مخاطبانش نیاز دارن. لطفاً حمایت کنین.

در مورد خودِ اجرا...
آفرین به این گروه که تمامِ تلاششون رو کرده بودن و ذره‌ای کم فروشی نکرده بودن. متنِ درستِ ایرانی با موضوعی که به ندرت بهش پرداخته ... دیدن ادامه » شده. موضوع به شدت تلخه که با طنز جبران شده. به شخصه طنزش رو دوست داشتم، اما فقط می‌تونست کمی کمتر بشه برای درگیری ذهنی بیشتر. بازی‌ها هم درست و تمیز. امیدوارم بازم از این گروه بازیگران اجراهای موفقی در آینده ببینم. اگر بازم تمدید بشه، حتماً دوباره به دیدنش میرم. اگر هم نه، دلم برای همه سربازانِ این اجرا (که نماینده‌ی سربازهای این مملکت هستن) و سروان شایگان تنگ میشه.
متاسفم که این سربازیِ اجباری سرنوشتِ تلخ و مشترکِ پسرانِ این مملکته... بیچاره سرباز...همه‌ی سربازانِ بی‌دفاع...

اینم دارم میرم ببینم
۰۹ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی اجرای جذابی بود. آفرین.
بازی‌ها عالی... حالت‌ چهره‌ها، حرکاتِ بدنی... همگی بسیااار هماهنگ و درست و دقیق... مخصوصاً خودِ جنابِ چاپلین. بعضی صحنه‌ها انقدر شبیه به فیلم‌های صامتِ قدیمی بود که یادم می‌رفت دارم تئاتر می‌بینم!!! (هماهنگی اتاق فرمان هم جای تقدیر داره و خیلی به اجرای خوب گروه کمک می‌کنه.) فقط حیف از اینکه به خاطر سرعتِ اجرا و همزمانی اتفاقات، گاهی نمی‌شد همه بازی‌ها رو دید و دنبال کردن اتفاقات هم گاهی سخت می‌شد.

ممنونِ دوستم هستم که باعث شد من این اجرا رو از دست ندم. بلیت داشت، من رو راهی کرد، ولی خودش دیدنِ دوباره‌اش رو از دست داد.
امیدوارم اجرا بازم ادامه داشته باشه که هرکسی جا مونده یا دوست داره دوباره به دیدنش بره، موفق بشه. :)
البته با متن کمی مشکل داشتم من
۰۴ شهریور
خانم تدین، سپاس از شما برای اجرای خوبتون و خدا قوت... :)
۰۵ شهریور
صبا جان هرچی اجرا رفتم و دوست داشتم شماهم رفتین و تقریبا هم نظر بودیم، اجرای خوب دیدین منم خبر کنین لطفا :)
۰۹ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید