تیوال محمّـدمهـدی ندّاف | دیوار
S2 : 04:36:50
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

گــروه کــاریز پس از شرکت در بخش مسابقه جشنواره تئاتر شمسه نامزد دریافت جوایزی برای نمایش "پنجره" شد:
بهترین نمایش ، کارگردانی ( احسان شایانفرد ) ، نمایشنامه ( احسان شایانفرد ) ، بازیگری مرد ( حسین توازنی زاده ) ، بازیگری زن ( سحر محمدی ) ، طراحی صحنه ( احسان شایانفرد )

و از این بین موفق به دریافت :
بهترین نمایش جشنواره
رتبه اول کارگردانی ( احسان شایانفرد )
رتبه اول بازیگری مرد ( حسین توازنی زاده )
شد ..

کار قبلی اجرا شده از طرف این گروه نمایش "تغییرات غم انگیز زندگی آقای صاد" هست که قبلا در جشنواره شمسه حائز جوایزی شده و اجرای عموم موفقی در فرهنگسرای ارسباران داشتند.
http://www.tiwall.com/theater/aqaye-sad/
به امید موفقیت روز افزون گروه کاریز در آینده هایی دور و نزدیک..
تبریک میگم به همگی کار خوبی بود . نمایش تغییرات غم انگیز که فوق العاده بود
به امید موفقیت های بیشتر و اجرای نمایش های بعدی
۲۲ اسفند ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نامـزدهای جـشن کـانـون کـارگـردانـان خـانه تـئـاتر مـعرفی شـدند


کانون کارگردانان خانه تئاتر همزمان با جشن سالانه‌اش‌، از پنج کارگردان جوان که در سال جاری نمایش‌های اول و دوم خود را روی صحنه برده‌اند تقدیر می‌کند.


به گزارش خبرنگار بخش تئاتر خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، کانون کارگردانان خانه تئاتر‌ امسال 9 کارگردان جوان را به عنوان کاندیداهای این بخش در نظر گرفته که اسامی آنها به شرح ذیل است:


یوسف باپیری(نمایش ویران)،‌
احسان شایان‌فر(زندگی آقای صاد)‌،
سوگل قلاتیان(پروانه‌های غمگین من ...)،
غزل اسکندرنژاد(مرده ریگ)،
سما موسوی(سفر زمستانی و یک داستان بی‌ربط)،‌
جابر رمضانی(اسکیس)،‌
... دیدن ادامه » مریم شوقی(دخترای ننه دریا)،‌
محمد مساوات(قیاس‌الدین مع‌الفارق)
و اشکان خیل‌نژاد(پچ‌پچ‌های پشت خط نبرد)


آثار این هنرمندان جوان توسط نمایندگان هیات‌مدیره کانون کارگردانان خانه تئاتر دیده و ارزیابی شده‌ است. بر همین اساس کانون کارگردانان در جشن سالانه خود که روز 25 اسفند ماه برپا می‌شود، از پنج تن از این کارگردان‌ها تقدیر خواهد کرد.


همچنین همه کاندیداها روز شنبه (19 اسفند ماه) راس ساعت 14 برای برپایی جلسه هماهنگی جشن کانون کارگردانان در خانه تئاتر جمع می‌شوند.


جشن کانون کارگردانان خانه تئاتر با یاد حمید سمندریان، کارگردان بزرگ تئاتر ایران که تیرماه امسال درگذشت برپا می‌شود. در این جشن، کتاب کانون که ویژه حمید سمندریان است رونمایی خواهد شد. جشن کانون کارگردانان خانه تئاتر روز 25 اسفند ماه در تالار هنر برپا می‌شود.

احسان جان تبریک می گم. خیلی خوشحال شدم..
۱۸ اسفند ۱۳۹۱
احسان جان تبریک .
خیلی خوشحال شدم که نامزد بهترین کارگردانی شدی.

امیدوارم جزو یکی از 5 نفر کارگردانان برگزیده باشی.

همیشه در روند پیروزی و موفقیت باشی .
۲۱ اسفند ۱۳۹۱
ممنونم از محمد و هومن عزیز
۲۸ اسفند ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

فیلم تشیع جنازه شادروان استاد همایون خرم - بخش 1

http://ww2.mehr.ir/Multimedia-1-14146.aspx

بخش 2

http://ww2.mehr.ir/Multimedia-1-14147.aspx

بخش1: صحبت ها و صدای علیرضا قربانی و ...
بخش2: کلام و آواز محمداصفهانی و استاد شجریان و ...
استاد شجریان چه رباعی مناسبی از خیام خوندن ؛
جامی است که عقل آفرین می زندش / صد بوسه ز مهر بر جبین می زندش
این کوزه گر دهر چنین جام لطیف / می سازد و باز بر زمین می زندش
۰۲ بهمن ۱۳۹۱
نمی دونستم، ممنون مسعود جان بابت نگاشت شعر
۰۴ بهمن ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گریم عجیب اکـبـر عـبـدی، بازی هدایـت هاشمی و همسرش در فیلم جدید جیرانی + تصاویر


«« اکبر عبدی در تازه ترین فیلم فریدون جیرانی با عنوان «داستان عوضی» با گریمهایی متفاوت ظاهر شده است؛ یک بار با سری طاس و بار دیگر با موهایی کاملا بلوند! جیرانی از این مساله سخن گفته که بدش نمی آید این فیلم ابتدا در جشنواره فجر به نمایش درآید و بعد هم اکران شود. »»

انتشار فهرست فیلمهایی که برای شرکت در جشنواره متقاضی شده اند مخاطبان را با عنوان فیلم جدیدی از فریدون جیرانی هم مواجه کرد. فیلمی به نام «داستان عوضی» به کارگردانی جیرانی! از آنجا که جیرانی طی ماههای اخیر هیچ کار سینمایی جدیدی را کلید نزده بود مشاهده نام این فیلم در فهرست متقاضیان جشنواره سبب ساز آن شد که به سراغ جیرانی رفته و از وی درباره این فیلم بپرسیم.

http://cinematicket.org/files/newspic/dastan_avazi3.jpg

جیرانی درباره مضــمـــون «داســتـــان عوضـــی» اظهار می دارد:

«مضمون کار کمدی-فانتزی است و بازیگران اصلی کار هم اکبر عبدی، هدایت هاشمی، نگار عابدی و نادر سلیمانی هستند. تهیه کنندگی کار برعهده تینا پاکروان بوده و احتمالا اگر فیلم در سینماها اکران شود هم مخاطب خاص خود را خواهد داشت.»
فریدون جیرانی در پاسخ به این سوال که آیا این فیلم در بخش ویدیویی جشنواره به نمایش در می آید یا بخش سینمایی گفت:«درصدد هستیم نسخه سینمایی فیلم را هم تهیه کنیم چون فیلم این قابلیت را دارد که هم در بخش سینمایی جشنواره به نمایش درآید و هم بعد از جشنواره در سینماها اکران شود. البته فیلم باید در جشنواره به نمایش درآمده و بازخوردهای آن را بسنجیم تا بعد برای اکران آن تصمیم گیری شود.»

http://cinematicket.org/files/newspic/dastan_avazi2.jpg

وقتی ... دیدن ادامه » به جیرانی می گوییم بسیاری از فیملها بدون نمایش در جشنواره اکران عمومی شده اند و «داستان عوضی» هم می تواند یکی از آنها باشد وی پاسخ می دهد:«نه، برای من و تهیه کننده فیلم نمایش در جشنواره مهم است. به هر حال جشنواره یک نمونه کوچک از مخاطبان کل سینما است و براساس آن می توان درباره چگونگی اکران فیلم تصمیم گرفت.»
جیرانی کسب اطلاعات بیشتر درباره فیلم را به فرامرز روشنایی مدیر روابط عمومی «داستان عوضی» مربوط دانست. روشنایی هم اطلاعات زیر را درباره این فیلم در اختیار شبکه ایران قرار داد:
داستان عوضی
شروع فیلمبرداری: هشتم شهریور نود و یک
پایان فیلمبرداری: دوازدهم مهر نود و یک
مکان های فیلمبرداری: دربند/شهرک غرب/ملا صدرا/ نیایش/شریعتی/ایرانشهر
مضمون: فانتری

خلاصه داستان: نویسنده داستان های تلخ تصمیم می گیرد یک داستان بامزه و خنده دار بنویسد که خودش درگیر این داستان می شود و...
بازیگران: اکبر عبدی.علیرضا خمسه.هدایت هاشمی.نگار عابدی،نادر سلیمانی، داریوش کاردان،گیتی ساعتچی، احمد ایراندوست

http://cinematicket.org/files/newspic/dastan_avazi1.jpg

عوامل:

کارگردان:فریدون جیرانی/تهیه کننده:تینا پاکروان/طرح فیلمنامه:جمال امید/نویسنده فیلمنامه:آرش قادری/مدیر فیلمبرداری:فرشاد بشیرزاده/تدوین:بهزاد مصلح/طرح و اجرای کمیک استریپ:سیمین آل علی/جلوه های ویژه بصری:حسن پیله ور/طراح چهره پردازی:ایمان امیدواری/صدابردار همزمان:امین میرشکاری/صداگذاری ومیکس:علیرضا علویان/موسیقی متن:رضا مرتضوی/طراح صحنه و لباس:حجت اشتری/عکاس:احمد رضا شجاعی/برنامه ریز و دستیار اول کارگردان:آلاله هاشمی/دستیار دوم کارگردان:نیما فلاحی
منشی صحنه:سحر عقیقی/دستیار اول فیلمبرداری:پویان کفیلی/گروه فیلمبرداری:وحید عرب گری.پویا اقبالی.سینا علیپور/دستیار تدوین:فرشته هوشمند/اجرای چهره پردازی:محمد سیه پوش.سمانه مرادیان/دستیار چهره پردازان:میلاد خدا رحم/دستیار صدا:امیر عاشق/
گروه صحنه و لباس:پیام عزیز خانی.شادی رستگار.سهیل اسدی/سینه موبیل:وحید بیگلری/ترابری:غلامحسین حسن آبادی.محمد شاهسواری.حمید حاج رفیع.احمد دهقان.محسن یاری.سعید واشقانی/گروه تدارکات: رامین بهزادی.امید باغستانی.حمیدمحرمی.مجتبی توکلی.مجتبی طهماسبی/هماهنگی تولید:آیدا کاشف/مدیر تولید:مهدی چراغی/محصول:سیما فیلم

منبع : شبکه ایران
گفت‌وگوی «اعتماد» با همایون شجریان و سهراب پورناظری

همایون:
یک هنرمندی هست که یک غزل از سعدی به او می‌دهید؛ آن را با ده جور درآمد نوا می‌خواند. یک خواننده‌ای هم هست که ده غزل مختلف به او می‌دهید و او همه را با یک جور درآمد می‌خواند. بین این‌ها خیلی فرق هست.
...
http://www.homayounfans.net/weblog/posts/393/picture/homayoun-sohrab-interview.jpg

لینک کامل مصاحبه:
http://homayounshajarian.blogfa.com/post-393.aspx

"تـــغیــیــرات غـــم انگــیز زنـدگی آقـــای صـاد"

نویسنده : حسین توازنی زاده
کارگردان : احسان شایان فرد

بـازیـگران:(به ترتیب حروف الفبا)
حسـیـن تـوازنی زاده
کتـایون ســالکی
متـیـن فـارسـی
سـحر عبدالّه زاده
مـهدی قره جه داغـی

موسیقی: متـیـن فـارسـی
طرح صحنه و اجرای دکور: امـیـن یـزدانـی نـژاد و علی پـویا قـاسمی
طراح پوستر و بروشور: احسان شایان فرد
دستیاران ... دیدن ادامه » کارگردان: سـحر عـبـدالّه زاده و مـحمدمـهدی ندّاف
مدیربرنامه ریزی و روابط عمومی: مـحمدمـهدی ندّاف


**برنده جایزه رتبه اول بازیگری مرد
نمایشنامه برگزیده
بهترین موسیقی
دیپلم افتخار ترکیب صحنه ای
و رتبه اول کارگردانی در منطقه
از نخستین جشنواره تئاتر شمسه**

از چهارم آبان ماه
فرهنگسرای ارسـباران، سالن استاد ذوالفقاری
ساعت 18:30
دوشنبه ها ساعت 20
مدت اجرا: 70 دقیقه

رزرو و تخفیف:
http://www.tiwall.com/promotions/aqaye-sad

شماره رزرو: 09126303407
آرزوی موفقیت برای تمام گروه و مخصوصا دوستان عزیزم سحر و محمد مهدی رو دارم ...

انشاءالله برای دیدن کارتون میام :)
۰۵ آبان ۱۳۹۱
خدا قوت میگم به همه ی دوستان عزیز ِ جان . به امید موفقیت و درخشش، و به امید توفیق های روزافزون بعدی
۰۹ آبان ۱۳۹۱
سپاس از تو مهران عزیز
قدمتون روی چشم بانو هانیه ی عزیز، حضور شخص بزرگواری مثل شما برای ما باعث افتخاره.
سید جان ممنون از تو برادر خوبم
۰۹ آبان ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هــــمایون شــــجریان
گزارش ویدیویی برنامه‌ی «دستان» از نشست نقد «سیمرغ»

سهند سلطاندوست:
سومین دوره از سلسله نشست‌های موسیقایی «نقد نغمه» با بررسی آلبوم «سیمرغ» (http://www.simorq.org/Home.20.0.html)در فرهنگ‌سرای «اندیشه» (http://www.fandisheh.ir/ )
کلید خورد. این جلسه از ساعت ۱۸ روز سه‌شنبه ۱۴ شهریور ۹۱ با حضور صاحب‌اثر و جمعی از کارشناسان و منتقدان و اهالی موسیقی به مدت سه ساعت برگزار شد. در این نشست حمید متبسم(http://www.motebassem.com/2.htmlhttp://www.motebassem.com/2.html)(آهنگساز سیمرغ) و همایون شجریان(http://www.homayounfans.net/)(تک‌خوان قطعه) هم حضور داشتند و توضیحاتی در خصوص اثر ارائه دادند.

طبق اعلام قبلی، قرار بود کیاوش صاحب‌نسق به‌عنوان منتقد در کنار ابوالحسن مختاباد (مجری - کارشناس برنامه) حاضر باشد که وی با نگارش نامه‌ای و برشمردن دلایلی، از حضور در این برنامه سر باز زد. همین امر موجب شده بود که دست‌اندرکاران برنامه تعداد زیادی از صاحب‌نظران را برای سخنرانی دعوت کنند و برنامه بیش از حد به درازا بکشد و در پاره‌ای مواقع ملال‌آور شود. عبدالحسین مختاباد، فاضل جمشیدی، پیمان سلطانی، آروین صداقت‌کیش و کامیار صلواتی افرادی بودند که با حضور در جایگاه کارشناس، دیدگاه‌های خود را پیرامونِ این ساخته‌ی ارکسترال حمید متبسم بیان کردند. در این بین گوشه‌هایی از نسخه‌ی تصویری آلبوم سیمرغ ـ که قرار است به‌زودی منتشر شود ـ برای حاضران نمایش داده شد. گزارش مفصل همشهری‌آنلاین را از این جلسه در اینجا (http://www.hamshahrionline.ir/details/183689)بخوانید.

اما دیشب، مجله‌ی موسیقی «دستان» که چندی‌ست به‌رغم تمام محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های موجود به روی آنتن شبکه‌ی آموزش سیما می‌رود، به هر ضرب و زور ممکن گزارشی از این نشست پخش کرد. جا دارد به جناب عباس سجادی و همکاران محترم‌شان در این برنامه دست‌خوش گفت؛ که سعدی علیه‌الرحمه می‌فرماید: «به راه بادیه رفتن بهْ از نشستن باطل / و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم» قلباً معتقدم ایشان هدف والا و نیت نیکویی دارند و کمر همت بسته‌اند بلکه با تحمل همه‌ی موانع و تنگ‌نظری‌های گروهی از مدیران و سیاست‌گذاران بالادستی، افق که نه، دست کم روزنه‌ای به حوزه‌ی موسیقی مملکت بگشایند و بارقه‌ی امیدی از تغییر برخورد رسانه‌ی رسمی کشور بر هنر مظلوم موسیقی بتابانند. حدس ِ اینکه عوامل تهیه‌ی این گزارش چه مشقتی کشیده‌اند تا سرانجام بتوانند تأیید پخش این گزارش بیست دقیقه‌ای را از نظارتِ شبکه بگیرند، کار چندان دشواری نیست.

پس از تماشای این گزارش با خود می‌گفتم الحمدلله و المنة که نمردیم و برای یک‌بار هم که شده، نه از شبکه‌های ماهواره‌ای اجانب، که از همین صدا و سیمای خودمان یک برنامه‌ی به‌دردبخور برای وبلاگ ضبط کردیم و با خیال راحت ـ بدون ترس از فیاـتر شدن ـ منتشر می‌کنیم! تجربه‌ی پیشین در مورد برنامه‌ی Kurdsat
(http://homayounshajarian.blogfa.com/post-388.aspx
)به بنده ثابت کرد که بهتر است فایل را بدون فشرده‌سازی و رمزگذاری، در یک بخش تقدیم عزیزان کنم تا سؤالات فنی کاربران درباره‌ی اشکالات دانلود به حداقل برسد. این فایل را در سه کیفیت عالی، خوب و متوسط آپلود کرده‌ام که از لینک‌های زیر قابل دریافت است:


دانلود ... دیدن ادامه » گزارش ویدیویی از نشست نقد سیمرغ
مدت زمان: 18:20

دانلود با کیفیت عـالــی | حجم فایل: 170MB
http://www.mediafire.com/?8f7ol9ixl7v5ume
دانلود با کیفیت خــــوب | حجم فایل: 108MB
http://www.mediafire.com/?jee2y7sr5e46zd4
دانلود با کیفیت متوسط | حجم فایل: 74MB
http://www.mediafire.com/?xt2bzo554s2ms86

[ لینک‌ها غیرمستقیم هستند. ]



پی‌نوشت: در خاتمه بر خود لازم می‌دانم تا از همراهی دوست عزیزم، جناب علی چاشنی‌گیر (http://www.chashnigir.com/)قدردانی کنم که همواره به این وبلاگ لطف داشته و برای این پست هم یکی از عکس‌های منتشرنشده‌شان از این نشست را در اختیارم گذاشتند.
http://www.homayounfans.net/weblog/posts/391/picture/simorq-dastan-tv.jpg

ممنون جناب نداف عزیز
قطعاً تلاش شما در جهت انتشار فیلم های فاخر هم کمی از فعالیت جناب عباس سجادی و همکارانشون نداره
۲۸ شهریور ۱۳۹۱
ممنونم بزرگوار
۳۱ شهریور ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بداهه‌نوازیِ «آسـمانی» مـیـرجـلالی با ضرب همایون شجریان

سهند سلطاندوست: بداهه‌نوازی تار استاد شهرام میرجلالی در قالب آلبوم «آسمانی» از سوی مرکز موسیقی حوزه‌ی هنری منتشر شده است. این اثر دربردارنده‌ی ۱۰ قطعه در دستگاه نوا، آواز بیات ترک و شوشتری است. تمبک همایون شجریان هم قطعات ضربیِ این اثر را ـ به‌قول میرجلالی ـ آذین کرده است.
http://www.homayounfans.net/weblog/posts/389/picture/asemani-mirjalali-shajarian.jpg

شهرام میرجلالیِ ۵۳ ساله، زاده‌ی اهواز، از سازسازان و تارنوازان برجسته‌ی پیرو مکتب اصفهان است که طعم، و رنگ و بوی نوای تار بزرگانی چون «شهنازِ شهنواز» را به مشام جان شیفتگان موسیقی اصیل می‌رساند. شیرین‌نوازی و چیره‌دستی وی در جمله‌پردازی و نغمه‌سازی، در این مجموعه بسیار دلنشین، گوش‌نواز، روح‌پرور و ستودنی‌ست و دلدادگان هنر ناب موسیقی ایرانی را از چشمه‌ی ... دیدن ادامه » جوشان نبوغ خویش سیراب می‌کند. این حس‌آمیزی تنها منحصر به واژه‌های تعریفی نیست؛ باید این اثر را بشنوید و آنگاه قضاوت کنید که وقتی از نوازندگی شیرین و خوش‌لهجه سخن می‌گوییم، منظور چه هست. این موسیقی پراحساس به‌شخصه برای من طعم و عطر دارد و فضای باطراوت و راحتی پدید می‌آورد که مرا با خود می‌بَرَد.
ادامه مطلب: http://homayounshajarian.blogfa.com/post-389.aspx
به جرات میشه گفت که جناب میرجلالی جز معدود افرادی هستند که صدای سازشون یادآور صدای روح نواز تار استاد شهناز است. شهنازی که مدت هاست به دلیل بیماری بی نصیب شدیم از پنجه ی جادوییشون
جناب میرجلالی شاگردان بسیار خوبی هم تربیت کردن که به عنوان مثال میشه از ... دیدن ادامه » پسر ۱۵ ساله ی اصفهانی یاد کرد که در بزرگداشت استاد شهناز به طوری ماهرانه و بی نظیر تار نواختند که استاد شجریان از شدت لذت و هیجان به احترام این نوجوان از جا بلند شدن
۲۰ شهریور ۱۳۹۱
ممنونم احسان نازنین
۲۲ شهریور ۱۳۹۱
خواهش میکنم محمد عزیز
۲۹ شهریور ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

شهید چمران در کنار چهار کودک قد و نیم قد+عکس
فیلمبرداری چ ادامه دارد


فیلمبرداری پروژه «چ» به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا در لوکیشنهای قشم ادامه دارد آن هم در حالی که پیش فروش بلیتهای این فیلم از 25 مردادماه آغاز شده است. در تازه ترین تصاویر این پروژه ابراهیم حاتمی کیا را در کنار جمعی از بازیگران فیلم می بینیم و البته شهید چمران را پشت به دوربین در کنار تعدادی کودک.
http://www.cinemaema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-26-pid-7272.html
سلام
خوب و شادابید؟


هـــمکاری دوباره روح‌الله حـــجـــازی و گروه فیلم «زندگی خصوصی آقا و خانم میم»

تازه ترین فیلم روح الله حجازی با نام «زندگی مشترک یک زوج میانسال» با حضور حمید فرخ نژاد و هنگامه قاضیانی تولید می شود. در حالی که هنوز وضعیت اکران فیلم قبلی حجازی با عنوان «زندگی خصوصی آقا و خانم میم» مشخص نشده، این کارگردان به تازگی تصمیم گرفته فیلم جدیدش را کلید بزند.

این فیلم «زندگی مشترک یک زوج میانسال» نام دارد و حضور حمید فرخ نژاد و هنگامه قاضیانی به عنوان بازیگران اصلی فیلم قطعی شده است. به این ترتیب این دو بازیگر که پیش از این در «روزهای زندگی» هم نقش یک زن و شوهر را ایفا کرده بودند، بار دیگر در نقش یک زوج بازی خواهند کرد.

قرار است طی روزهای آینده چند بازیگر مطرح دیگر به این جمع اضافه شوند. فرخ نژاد پیش از این در فیلم قبلی این کارگردان ... دیدن ادامه » «زندگی خصوصی آقا و خانم میم» ایفای نقش کرده بود و این دومین همکاری‌اش با روح الله حجازی به حساب می‌آید.

فیلمنامه «زندگی مشترک یک زوج میانسال» توسط علی طالب آبادی نوشته شده که یک فیلم اجتماعی ـ خانوادگی است. پیش از این حجازی عنوان کرده بود که همان تیم پشت دوربین «زندگی خصوصی آقا و خانم میم» در فیلم تازه‌اش با او همکاری خواهند کرد. هومن بهمنش قرار است پشت دوربین این فیلم سینمایی قرار بگیرد.
طبق برنامه‌ریزی انجام شده فیلمبرداری تا چند هفته دیگر آغاز می‌شود تا فیلم به جشنواره فیلم فجر برسد.

منبع : بانی فیلم
زندگی خصوصی آقا و خانم میم با اینکه بالای 30 دقیقه سانسور داشت اما باز هم قابل دفاع بود و میشه گفت یکی از بهترین فیلم های جشنواره بود و برای من دیدن بازی ابراهیم حاتمی کیا این بار جلوی دوربین لذت بخش بود
امیدوارم این فیلم در شرایط خوب اکران بشه و فیلم بعدی ... دیدن ادامه » آقای حجازی هم باموفقیّت ساخته بشه.
۱۲ شهریور ۱۳۹۱
ممنونم بابت نظرت
۱۳ شهریور ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

در نسخه‌ی جدید سایت شــوق‌نامه،
کــلیـپـی از گــفتارهای مــحـمدرضا شـــجریان، مـحمـدرضا درویــشـی و هــمایون شـــجریان دربــاره‌ی آثار عبدالقادر مراغی قرار گرفته که در این صفحه (http://www.showqnameh.com/#m,10)به‌صورت آنلاین قابل مشاهده است.
همچنین می‌توانید این کلیپ را از لینک زیر دانلود نمایید:

http://www.filegir.com/files/sahandi/Showqnameh-Documentary%5Bwww.HomayounFans.net%5D.flv
20 آبان 91

یالطیف
امشب، این توفیق نصیبم شد تا «تغییرات غم انگیز زندگی آقای صاد» را به مشاهده بنشینم، به عنوان یک مخاطب غیر خاص، و با نگاهی غیر حرفه ای، مطالبی به ذهنم رسید که با اجازه عنوان می شود. پیش از ورود به موضوع باید این نکته را متذکر شوم که تلاش کردم تا آن حسّ و اِنگاره ای که شخصاً دریافت کردم را بدون دخیل کردن عاملی بیرونی، تحلیل کرده و عنوان کنم.
این نمایشنامه را از دو منظر می توان نگاه کرد: الف) ...محتوا(متن یا نمایشنامه و سیر داستان و مسایلی در این حوزه)، ب) قالب(بازیِ بازیگران، طراحی فضا و ...)
در نمایش با صدرایی مواجه هستیم که گویا از روانگسیختگی حاد(Schizophrenia) رنج می برد. نشانه هایی که از رفتار و کردار صدرا در طول داستان می بینیم این انگاره را بیش از پیش تقویت می کند. این تیپ شخصیت و آن توهّم ها، به همراه طراحی صحنه که فضایی سورئال را تداعی کرده است، به بیانی ما را وارد دنیای ذهنی صدرا کرده است، یعنی علیرغم این که برخی رفتارها در دنیای واقعی حادث می شود، ولی گویا در ذهن صدرا هستیم(با توجه به طراحی غیر طبیعی صحنه)... شخصیت پردازی داستان و فضا سازی کلی اثر، اگر نگوییم گرته برداری صرف از فیلم ذهن زیبا(A Beautiful Mind) بوده، لااقل تاثیر شگرفی از آن گرفته است، چه! نوع ادبیات و عملکرد صدرا با جان نَش(John Forbes Nash)، با بازی راسل کرو(Russell Ira Crowe) بسیار شبیه است، یا صحنه اصلی نمایش، قسمتی از فیلم که اتاق کار جان نش را نشان می دهد، در ذهن متبادر می سازد. تفاوت اصلی این دو شخص تنها در این نکته است که جان، از پارانویا(paranoid schizophrenia) رنج می برد که صدرا، هنوز به این مرحله نرسیده است و جان موفق به اخذ جایزه نوبل اقتصاد شده است، اما صدرا از کسب این عنوان محروم مانده و اجل مهلتش نداده است، اما به لحاظ قالبهای گفتاری و رفتاری، این دو شخص بسیار همگرا و در یک مسیر حرکت می کنند...
نمایشنامه دو نقطهء عطف زیبا داشت:
پس از شروع نمایش و در نیمساعت آغازین نمایش، مونولوگ عاشقانهء صدرا(در حضور بهار) بسیار تاثیرگذار بود، ادبیاتی گیرا، با بازی ای روان و یکدست، حسّ سادگی و پاکی و عشقی خالص و ناب را به زیبایی منتقل می کرد-در این قسمت همذات پنداری با صدرا احساس می شد- قسمت دوم، باز هم مونولوگ صدرا بود در مورد توصیف کودکی و وضعیت دانش آموزی و ...
استفاده از موسیقی به خوبی در کار صورت پذیرفته بود و موسیقی و بازیها در هم تنیده شده بودند و بهره گیری مناسب و بجا از موسیقی، در راستای بهبود بازی بازیگران و ارتباط با مخاطب موفق عمل کرده بود و سبب دوپاره و چندپارگی کار نمیشد، اما ریتم اثر، کند و در پاره ای از زمانها ملال آور میشد، چرا که مخاطب در نیمه ابتدایی اثر، تا حدود خیلی زیادی با روحیات و خلقیات صدرا آشنا شده بود و از آن پس، نکته ای جدید در واکاوی شخصیت صدرا مطرح نمیشد، بلکه شاخه های دیگری از ذهنیت و تصویرهای ذهنی او مطرح میشد که از چنین شخصی کاملا طبیعی است.
اگر ... دیدن ادامه » فصل بازی پدرِ صدرا و نحوهء ازدواج او و روابط عاشقانه اش را از نمایشنامه حذف کنیم، هیچ خللی به داستان وارد نمیشود، و به نظر می رسد، پرداختن به موضوعی فرعی، نتیجه ای جز دور شدن از خط سیر داستان، پَرِش و خسته کردن مخاطب ندارد، می شد اگر میخواستیم به این مهم بپردازیم، در قالب واگویه های صدرا و در چند دقیقه، اشاره ای هم به این موضوع بشود...

در مورد نمادگذاری یا نمادها هم شاید بتوان چراغ نفتی صدرا را همان چراغ دیوژانس دانست و مادرش را نماد مهر کامل و جذبهء اصیل دانست و او با چراغ به گِردِ این اصالت می گردد، که در پایان گویا این وصال حادث می شود.
اما پرسشی هم مطرح می شود: در ابتدای صحبت های صدرا، سخن از نویسندگی اش می شود و او خود را به این هنر معرفی می کند، اما در عمل، آن چه مشهود است، ارتباط او با موسیقی و نوازندگی و موسیقی دانی است، و خب! این به گونه ای تفاوت بیان و کردار است که تا پایان داستان باقی ماند، اگر او نویسنده است، پس چرا در هیچ کجای قصّه، سر سوزنی از این توانمندی نمی بینیم؟ و چرا از نوازنده بودن او هیچ سخنی در ابتدا به زبان نمی آید؟ (هر چند که می دانیم هر دو هنر، در خیال و اوهام صدرا است، اما ذهن و درون که دروغ نمی گوید!!! پس این تفاوت را چگونه میخواهیم پاسخ دهیم؟!)

نکته ای هم در باب بازی بازیگران بزرگوار به ذهن می رسد که بد نیست عنوان شود:
در بازی های، خستگی بازیگران محسوس بود، آن قالب پذیری شخصیتی و آن انتقال حسّی که باید از شخصیت منتقل شود، تا حدودی مشاهده نشد، و به بیانی دیگر، معلوم بود که افراد شخصیت را "بازی" می کنند، شخصیت را "زندگی" نمی کنند، یعنی در قالب شخصیت نرفته بودند، در پاره ای از قسمتها هم که گویی ربات و آدم هنی هستند! و خب! شاید این اتفاق را با تعداد اجراها و تعداد تماشاچی بتوان توجیه کرد، اما فراموش نکنیم که این "توجیه" است، و برای
اثری حرفه ای و دلنشین، و عواملی که به نظر می رسد با سعی و اهتمام، از آینده داران و تاثیرگذاران این هنر خواهند شد(انشاءالله)، چنین توجیهی سزاوار نیست.
اگر پراکندگی مطلب مشاهده می شود، به بزرگواری خودت ببخش، بدون ذرّه ای ویرایش و بازبینی نوشتم و هر آنچه فکر می کردم را عنوان کردم، برای همین ممکن است ترتیب و موالات موضوعات و موارد رعایت نشده باشد.
ممنون از صبر و حوصله ای که به خرج دادی
به امید حضوری پربارتر در نمایشنامه های بعدی

نوید نوازش

۲۷ آبان ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ســـلام
پیشنهاد می کنم حتما این مطلب نسبتا بلند رو مطالعه کنید. این متن فوق العاده از استاد نازنین محمود معظمی نگاشته شده که بسیار آموزنده و مفید هست. روی نقطه ضعفی از ما صحبت میشه که مساله ی اغلب ماست و اگر در پی حلش برنیایم زندگی بیشتر مضطربانه و ناآرامی خواهیم داشت!!!


"شــیشــۀ عـــمر تـــو در دســـت کــیــست؟"

نمی‌دانم خاطرتان هست یا نه؟ آن قدیم‌ها برای ما داستان‌هایی تعریف می‌کردند که قهرمان داستان برای این‌که به عشقش برسد، باید راه‌های زیادی را طی می‌کرد و آزمون‌های دشواری را از سر می‌گذراند. مرحلۀ آخر، معمولا به این شکل بود که باید معشوقه‌اش را از دست غول نجات می‌داد. معمولا هم غول، که خیلی تنومند و ترسناک بود، در قلعه‌ای زندگی می‌کرد که دیوارهای بلندی داشت و گذشتن از آن و روبه‌رو شدن با دیو کار هر کسی نبود. چه بسا کسان زیادی ... دیدن ادامه » که در همین مرحلۀ آخر جان خود را از دست داده یا از به دست آوردن همسر محبوبشان دست کشیده بودند..

ادامه مطلب:
(http://www.maktabekamal.com/pe/media/mkmag/62-success-selfknowing/341-%D8%B4%DB%8C%D8%B4%DB%80-%D8%B9%D9%85%D8%B1-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F.html)
ممنون
جالب بود
۰۴ تیر ۱۳۹۱
سمیرا پرویزی: ممنونم، یادشون بخیر..
۰۵ تیر ۱۳۹۱
مرضیه محبی فر: به به..ممنون بانوی مهربانم
۰۵ تیر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

تبریک به رضـــا امــیـرخــانی برای خلق «قــیـدار»
شجاعی، سیدمهدی

(..قطعا منتظر تقدیر و تحسین و اعطای جایزه از سوی مجامع رسمی و جشنواره های موجود نیستید . توصیه من این است که برای پذیرش و تحمل تیرهای تهاجم و تخریب ، آماده و مهیا باشید.. )



بسم الله الرحمن الرحیم
دوست و برادر عزیزم جناب آقای رضا امیرخانی

سلام و درود بر شما!
وظیفه خود می‌دانم که به احترام رمان قیدار، ‌تمام قد از جا برخیزم و به شما به خاطر خلق این رمان خواندنی و شکوهمند تبریک بگویم.
اغراق نیست اگر بگویم که جای این رمان، در ادبیات داستانی امروز خالی بوده است و قیدار با اقتدار و افتخار این جای خالی را پر کرده است.
رمانی که در خشکسالی و برهوت ادب و جوانمردی و مروت، خبر از چشمه سار زلال عیّاری و فتوّت بیاورد و با محمل پرداختن به صنف و طیفی ناشناخته و نپرداخته ، به احیای ارزشهای مشرف به انقراض بپردازد.
رمان ... دیدن ادامه » قیدار احیاگر فرهنگ و آدابی است که در ذات مردم ما به دلیل ریشه های اسلامی و ایرانی وجود داشته و تهاجمات بیرونی و تسامحات درونی ، بر آن غبار غفلت و نسیان نشانده.
رمان قیدار، اثری ماندگار در ساحت ادبیات معنوی ، دینی، اسلامی و به تعبیر دقیق تر، ‌شیعی و عاشورایی است. چرا که مشی و منش فتوت و جوانمردی را در نسبت با مبداً و منشاً آن که خلق و خوی مصطفوی و شیوه و مرام مرتضوی و تشیع عاشورایی و کربلایی است ، تعریف و تصویر می کند.
خلق رمان قیدار، خدمت به زبان و ادب پارسی است، چه از لحاظ مکتوب و ماندگار کردن بخشی از ادبیات شفاهی و چه از حیث ابداع عبارات و افزودن ترکیبات تازه به گنجینه مکتوب فرهنگ و ادب این سرزمین.
رمان قیدار از حیث زبان ، اثری محکم و استوار است. آن دست و پنجه ای که نویسنده در آثار پیشین با اسب سرکش زبان ، نرم کرده ، ‌در قیدار از آن مرکبی رام و راهوار ساخته ، آنچنان که در مسیرهای سنگلاخ و گردنه های هولناک ، ‌با همان آرامش و طمانینه راه می سپرد که در بستر نرم و هموار .
رمان قیدار به لحاظ شخصیت پردازی کاری تحسین برانگیز و در خور توجه است . در ساخت و پرداخت شخصیت ، رمان قیدار را می توان به تابلویی تشبیه کرد که شخصیت قیدار همانند ماه در نقطه طلایی آن نشسته و شخصیت های دیگر ، هر کدام به میزان دوری و نزدیکی و نیز تعریف و ارتباط و جایگاهشان نسبت به آن ، در سایه روشن قرار گرفته اند و طیفی از روشن ترین خاکستری تا تیره ترین آن راتشکیل داده اند . و طرفه این که این ماه نیز خود ، نور مطلق نیست ، منیر نیست ،‌ مستنیر است ، کره ای است که نورش را از خورشید «سیدگلپا» می گیرد و در چرخش و نسبت و قرارگاهش با خورشید «سید گلپا» به سمت روشنی یا تیرگی میل می کند و نورش کاهش و افزایش می یابد .
و البته و هنوز من این تعبیر را مسامحه آمیز می شمرم و بر این باورم که تقسیم شخصیت ها به سفید و سیاه و خاکستری در رمان به دورانی بر می گردد که در هنر سینما هم فیلم ها همه سیاه و سفید بودند و تصاویر در اوج تنوع ، به خاکستری می رسیدند . امروز که هنر سینما به این تنوع رنگ دست یافته است ، رمان نباید محصور این دو رنگ بماند و نویسنده نباید از شکستن قواعد ماضی و قاب های کهنه بهراسد .
در باب رمان قیدار هنوز حرفهای بسیار مانده است که در مجال این مقال نمی گنجد. پس مابقی حرفها را تا فرصتی دیگر فرو می گذارم و این یادداشت را با یک توصیه ماندگار به پایان می برم .
جناب امیرخانی عزیز ! از آنجا که شما به مختصات و مناسبات این روزگار واقفید و قواعد بازی را به خوبی می شناسید ، قطعا منتظر تقدیر و تحسین و اعطای جایزه از سوی مجامع رسمی و جشنواره های موجود نیستید . توصیه من این است که برای پذیرش و تحمل تیرهای تهاجم و تخریب ، آماده و مهیا باشید . شما با خلق رمان قیدار، عمارتی عظیم و شکوهمند ، استوار بنا کرده اید . این عمارت ،‌به همان میزان که در دل عابران فرهیخته و سلامت ،‌ ایجاد وجد و سرور و شعف خواهد کرد ، بغض و عداوت رهگذران نادان و ناتوان را برخواهد انگیخت و وجود ورشکسته گان به تقصیر در حوزه ادب و هنر را از حقد و حسد و کینه سرشار خواهد کرد . تهاجم ها و تخریب ها و تکفیرهای پس از خلق رمان «من او» را از یاد نبرده اید و نبرده ایم . آنچه اکنون شما باید باور کنید این است که هم رمان قیدار به مراتب از رمان «من او» فاخرتر و قوی تر وتاثیرگذارتر است - و طبعا مستعد تهاجمات جدی تر و گسترده تر - و هم آن مهاجمان ، امروز از آن زمان قدرتمند و با نفوذترند و به ابزار و ادوات و امکانات رسمی و غیر رسمی مجهزتر.
خلاصه این که مبادا این تحرکات سازمان دهی شده که پیش از این بوده و از این پس هم خواهد بود شما را دچار خستگی و آزردگی سازد.
خداوند بر توفیق و قوت قلم شما که همچون گذشته با اتکاء و اتکال به خداوند در مسیر حضرتش پیش خواهد رفت بیفزاید.

منبع: خبرآنلاین

پس از 11 سال زوجی صاحب فرزند پسری شدند. آن دو عاشق هم بودند و پسرشان را بسیار دوست داشتند. فرزندشان حدوداً دو ساله بود که روزی مرد بطری باز یک دارو را در وسط آشپزخانه مشاهده کرد و چون برای رسیدن به محل کار دیرش شده بود به همسرش گفت که درب بطری را ببندد و آنرا در قفسه قرار دهد. مادر پر مشغله موضوع را به کل فراموش کرد.
پسر بچه کوچک بطری را دید و رنگ آن توجهش را جلب کرد به سمتش رفت و همه آنرا خورد. او دچار مسمومیت شدید شد و به زمین افتاد. مادرش سریع او را به بیمارستان رساند ولی شدت مسمومیت به حدی بود که آن کودک جان سپرد. مادر بهت زده شد و بسیار از اینکه با شوهرش مواجه شود وحشت داشت.
وقتی شوهر پریشان حال به بیمارستان آمد و دید که فرزندش از دنیا رفته رو به همسرش کرد و فقط سه کلمه بزبان آورد.
فکر میکنید آن سه کلمه چه بودند؟
شوهر فقط گفت : عزیزم دوستت دارم
عکس ... دیدن ادامه » العمل کاملاً غیر منتظره شوهر یک رفتار فراکُنشی بود. کودک مرده بود و برگشتنش به زندگی محال. هیچ نکته ای برای خطا کار دانستن مادر وجود نداشت. بعلاوه اگر او وقت میگذاشت و خودش بطری را سرجایش قرار می داد، آن اتفاق نمی افتاد. هیچ دلیلی برای مقصر دانستن وجود ندارد. مادر نیز تنها فرزندش را از دست داده و تنها چیزی که در آن لحظه نیاز داشت دلداری و همدردی از طرف شوهرش بود. آن همان چیزی بود که شوهرش به وی داد.
گاهی اوقات ما وقتمان را برای یافتن مقصر و مسئول یک روخداد صرف می کنیم، چه در روابط، چه محل کار یا افرادی که می شناسیم و فراموش می کنیم کمی ملایمت و تعادل برای حمایت از روابط انسانی باید داشته باشیم. در نهایت، آیا نباید بخشیدن کسی که دوستش داریم آسان ترین کار ممکن در دنیا باشد؟ داشته هایتان را گرامی بدارید. غم ها، دردها و رنجهایتان را با نبخشیدن دوچندان نکنید.
اگر هرکسی می توانست با این نوع طرز فکر به زندگی بنگرد، مشکلات بسیار کمتری در دنیا وجود می داشت.
حسادت ها، رشک ها و بی میلی ها برای بخشیدن دیگران، و همچنین خودخواهی و ترس را از خود دور کنید و خواهید دید که مشکلات آنچنان هم که شما می پندارید حاد نیستند.
نوشته خیلی خوبی بود. سپاس
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۱
خوشحالم موثر بوده براتون..
۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۱
ممنون که خواندی عزیز
۱۰ مرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یـک داســتان گـــمراه‌کـنـنده بــرای فــقــیر نــگه داشـــتن شــــما!

علی‌اکبر قزوینی/ مطلبی که در ادامه می‌خوانید، با عنوان «داستان یک تاجر آمریکایی» یا عناوین مشابه، هم در سایت‌های مختلف موجود است، هم میلیون‌ها بار افراد برای دوستانشان آن را ای‌میل کرده‌اند، هم بی‌نهایت بار در شبکه‌های اجتماعی به‌اشتراک گذاشته شده است. این داستان ظاهر خیرخواهانه‌ای دارد؛ و مثلا در مورد آن نوشته‌اند: «یه داستان واقعا خوندونی که نشون می‌ده همیشه پول مهم‌ترین چیز نیست و خیلی چیز‌ها از پول بهتره.» اجازه بدهید ابتدا آن را با هم بخوانیم.

http://www.maktabekamal.com/pe/media/mkmag/52-wealth-business/207-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%B1-%D9%86%DA%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%B4%D9%85%D8%A7!.html
این مطلب رو بیشتر از این جهت قرار دادم که باور رایج بین مردم این هست که فقر و فقیر بودن شرافتمندانه است و ثروتمندان، انسان های خودخواه و متکبری هستند.
این باوری که ناخودآگاه در بیشتر ما ریشه دوانده و ما رو از هدف داشتن و تلاش بیشتر و تاثیرگذاری روی مردمی ... دیدن ادامه » که نیازمند کمک ما هستند بازداشته.

ما اغلب خواهان آسایش هستیم تا آرامش. اغلب در پی تغییر دیگرانیم تا خود. آرامش حقیقی در پی دست و پنجه نرم کردن بیشتر با چالش ها و حل کردن مسائلی است که روز به روز بیشتر می شوند و همین ها هستند که از ما انسان می سازند.
۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۱
شرافت ربطی به ثروت ندارد...
۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۱
کیارش جان ثروت فقط پول نیست در حالیکه پول هم چرک کف دست نیست..
۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«ای جـــانِ جـــان بی من مرو» تـــازه‌ترین آلــبـوم هـــمایون شــــجریان و گروه «دستان»
(توسط شرکت فرهنگی و هنری «دل‌آواز»، روز شنبه ۲۰ اسفندماه ۱۳۹۰ منتشر می‌شود.)

این آلبوم به آهنگسازی سعید فرجـــپوری با اشعاری از مولانا، سعدی و سیاوش کسرایی ساخته شده و قطعات آلبوم به این شرح است:

**تصنیف «بی من مرو» شعر از مولانا
**ساز و آواز «رها نمی‌کند ایام» شعر از سعدی
**تصنیف «آن دلبر من» شعر از مولانا
**قطعه‌ی بی‌کلام «لزگی»
**ساز و آواز شکسته «دست به جان نمی‌رسد» شعر از سعدی
**تصنیف «شب ستاره‌کش» شعر از سیاوش کسرایی
**قطعه‌ی بی‌کلام ضربی
**ساز و آواز «دست بنه بر دلم» شعر از مولانا
**تصنیف «طرب منم» شعر از مولانا.

نــــوازندگان ... دیدن ادامه » گـــروه «دســتان» در این آلبوم:
حمید متبسم (تار)، سعید فرجپوری (کمانچه)، پژمان حدادی (تنبک و بم‌دایره)، بهنام سامانی (دف و دایره)، شهرام غلامی (عود)، رضا آبایی (قیچک) و پویا سرایی (سنتور) تشکیل می‌دهند و تنظیم سازهای کوبه‌ای در این اثر بر عهده‌ی پژمان حدادی بوده است
.
.
منبع: دل آواز
محمد مهدی نازنین سپاس از شما
۱۶ اسفند ۱۳۹۰
خواهش می کنم عزیز مهربانم
موفق باشی کیوان جان
۱۶ اسفند ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کـتاب نــیستان مــــنتشر کرد:

رمـــــــانِ: »» کـــــمی دیــــــرتر ««

جدیدتریـن اثر ِ سـیّد مــهدی شــجاعی
.
.
.
.
(http://www.neyestanbook.com/showbook.asp?id=436)
"جیمز آلن" در کتاب « تو همانی که می اندیشی» نوشته است:
چقدر برای عوام راحت است که بگویند: « بسیاری از مردم، مظلوم هستند. زیرا یک ظالم وجود دارد؛ پس ننگ بر ظالم.» سپس در ادامه به رشد گرایش در بین مردم اشاره می کند که دارای چنین مضمونی است « ظالم وجود دارد زیرا عده ای حاضر به تحمل ظلم هستند؛ پس ننگ بر مظلومیت.»
.
.
(نوشته ی رندی گیج، انتخاب شده از مجموعه کتاب های بی نظیر سعادت)
.
.
.
حـقـیـقـت اصـــلی این است که ظالم و مظلوم هر دو در آفــریـنـش نادانی، فقر و تنگنا نقش دارند. اگر چه به نظر برسد آنها یکدیگر را مقصر می دانند، اما در واقع هر یک خود را متهم می کنند. سعادت و منزلت انسانی هر دو بر تبادل ارزشها متکی هستند. از آنجا که ظالم چیزی بیش از عایدی خود طلب می کند در نهایت خودآگاهی و شعور خود را می بازد. مظلوم نیز برای خود ارزش کافی قائل نمی شود و به همان شکل ... دیدن ادامه » سرانجام از نظر معنوی بازنده می شود. هر انسانی که از بالا بردن آگاهی و شعور خود غافل شود، ضعیف و وابسته و درمانده باقی می ماند.
انـــسان قـــادر است با افزایش دانش و آگاهی خود از بندگی نجات یابد، بر تنگناها غلبه کند و به بزرگی برسد. جیمز آلن در کتاب خود گفته است:
هیچ انسان ســـعادتمندی نمی تواند به انسان ضعیف تر از خود کمک کند مگر آنکه آن فرد ضعیف، خود، خواهان چنین کمکی باشد و تازه در این صورت هم فرد ضعیف به نوبه ی خود باید از توان خویش استفاده کند؛ فرد ضعیف باید با تلاش خود بتواند قدرتی را که در وجود دیگری ستایش می کرده در خود پدید آورد. هیچکس غیر از خود او نمی تواند شرایطش را دگرگون کند.
انتخاب خیلی خوبی بود آقای نداف.سپاس
۱۹ بهمن ۱۳۹۰
محمد مهدی :)
جالبه این پست برای حدود چهار سال پیشه،
یادش بخیر...
حس خوبی داشت دیدن این تاریخ و اسم ها پای پستت...
یادآوری خاطرات شد برام، خاطراتی که پی ش از دیوار شکل گرفت...
۲۴ مهر ۱۳۹۴
ضمناً ممنون از معرفی کتاب
:-)
۲۴ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گــــروه تـــئــاتـــر "کاریز"
در آستانه ی دو سالگی دیـوار
تقدیم می کند:

"تغـیـیـرات غـم انـگیـز زنـدگی آقـای صاد"
نوشته ی حسین توازنی زاده و کارگردانی احسان شایان فرد
با بازی: حسین توازنی زاده، سحر محمدی، متین فارسی، مهدی قرچه داغی، سحر عبداله زاده، بهار محمدی و نوید ولدخانی

کاندیدای دریافت 4 جایزه اصلی از جشنواره تئاتر شمسه
1 – کاندیدای دریافت جایزه بهترین بازیگری مرد
2 – کاندیدای دریافت جایزه بهترین نمایشنامه
3 - کاندیدای دریافت جایزه بهترین موسیقی
4 – کاندیدای دریافت جایزه ویژه خلاقیت و نوآوری صحنه ای
و
1 – برنده جایزه نگارش بهترین نمایشنامه – حسین توازنی زاده
2 ... دیدن ادامه » – برنده جایزه اول بهترین بازیگری نقش اول مرد – حسین توازنی زاده
3 – برنده جایزه اول بهترین موسیقی – متین فارسی و مصطفی شایان فرد
و همچینین تقدیر ویژه بخش خلاقیت و نوآوری صحنه ای


لازم به ذکر است در بخش نمایشنامه از نمایشنامه های هنرمندانی همچون مجید جعفری، مرحوم پرویز نعمتی، محسن آهنین جان و امیر اسماعیلی نیز تقدیر به عمل آمد.

*از اشخاص و چهره های حاضر در اختتامیه این جشنواره می توان به هنرمندانی همچون: دکتر محمود عزیزی، رحمت امینی، صمد چینی فروشان، حمید پورآذری، علی حی شماسی، لاله اسکندری، شبنم قلی خانی، وحید لک و سایر هنرمندان اشاره کرد.
*و از اعضای هیات داوران و بازبینان در مراحل و بخش های مختلف جشنواره می توان به آقایان صمد چینی فروشان، رضا بابک، آرش دادگر، علی حی شماسی، سعید کشن فلاح، مهدی مشهور و خانم ها سیما تیرانداز و شبنم قلی خانی اشاره کرد.

جشنواره تئاتر شـمسـه 25 تا 29 دی ماه با رقابت 95 گروه نمایشی در حوزه هنری و به دبیری هنری رحمت امینی برگزار شد.
هزاران تبریک...
ایشالا موفقیت های بعدی...
۰۶ بهمن ۱۳۹۰
تبریک تبریک....

مرسی محمد مهدی عزیز بخاطر این خبر خوب و فرخنده


موفق و پیروز باشید دوستان گلم
۰۷ بهمن ۱۳۹۰
ممنون از تو سعید عزیز
امیرحسین جان ممنون. انشااله..
آرش عزیز ممنونم
نفیسه خانوم عزیز ممنون که نظرتون رو نوشتید
۰۸ بهمن ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نامه محرمانه کمال تبریزی به اصغر فرهادی!

هوالصاحب الفنون

سلام بر تو ای اصـغر فرهـادی سینمای ایران! نمیدونی چقدر بابت این جایزه ای که گرفتی خوشحالم! ولی افسوس که در این شرایط ایده آل! نمی تونم احساسم رو به کسی ابراز کنم... شهر شلوغه و همه به هم، گیر دادن! می ترسم بهت تبریک بگم و بابت همین تبریک خشک و خالی، بشم عامل بیگانه و صهیونیزم جهانی و طرفدار مراسم فواحش هالیوود! اونوقت خر بیار باقالی بارکن! ولی خوب که فکر می کنم همش تقصیر توئه! آخه عزیز دل برادر! الان هم وقت جایزه گرفتن بود؟! اونم از گلدن گلوب ؟! آدمه دیگه! فکر نکردی تو این شیر توشیری بزن وببند خانه سینما، حسادت بعضی ها گل کنه؟؛ کلا در خانه سینما رو گل بگیرن؟!.. این همه متلک بارمون کنن!؟ آخه به فکر ما نیستی، به فکر سینما باش با این جایزه گرفتنت! رفتی اون جایزه گنده گنده رو گرفتی! حالا ما چه خاکی به سرمون کنیم؟! خیلی نامردی! بی معرفت! اقلا میگفتی جایزه مارو اعلام نمی کردن! همون پشت صحنه یه جوری زیر میزی می گرفتی می رفت پی کارش دیگه! بالاغیرتا، حالا که دیگه خراب کردی و همه عالم و آدم فهمیدن سینمای ایران جایزه مهم جهانی گرفته، عیب نداره؛ بیا و ازاین به بعد دیگه صداشو درنیار!.. مثل تلویزیون خودمون، شتر دیدی ندیدی!.. جایزه های احتمالی بعدی هم، علی الخصوص اسکارو که دیگه نگو!.. اگه دادن، پیشنهاد می کنم اصلا نگیری! یا اگرهم مجبور شدی بگیری، لااقل تقدیمش کن به اینایی که سریال ها و فیلم های جهانی ظرف 33 روز می سازن؛... بلکه سینما یه کم از دست و زبان اشون در امان باشه!.. یه حسن دیگه هم داره، اگه این جایزه هایی رو که تو گرفتی، اینا بگیرن، دیگه میشه جزو افتخارات ما و به احتمال زیاد، از تلویزیون خودمون هم نشونش میدن! اصغر جون، من و بقیه خونواده سینما، واقعا بابت این لطفی که در حق ما میکنی، ازت ممنونیم؛ جایزه هاتو تو بوق نکن!..بخصوص گنده هاشو!.. حرف آخرمون هم یادت نره؛...دیگه نشنویم جایزه اسکار و این حرفا ها... ! خدا خیرت بده!.. موفق باشی!

"پـرویـز پـرسـتویی" بـازیـگر تـوانـای سـینمای ایران
موفقیت فیلم «جدایی نادر از سیمین» را در گلدن گلوب تبریک گفت. در متن پیام تبریک این بازیگر آمده است: «هنرمند ارزشمند سینمای ایران آقای اصغر فرهادی عزیز یک سال است که شاهد موفقیت‌های پی در پی فیلم «جدایی نادر از سیمین» چه در داخل و چه در عرصه‌های بین‌المللی هستم، تا اینکه با گرفتن جایزه گلدن گلوب اشک شوق و غرور در چشمانم جاری شد و به عنوان یک ایرانی به خود بالیدم.
درود بر شما و یارانتان که افتخارآفرین بودید و پرچم فرهنگی ایران را به اهتزاز درآوردید. آرزو می‌کنم در مراسم اسکار نیز بر روی صحنه خوش بدرخشید و باز هم پیام صلح‌طلبی ایران و ایرانی را به تمام جهان برسانید.»

"رضـا مـیـرکریـمی":
«باز هم سینما، نام ایران را در کانون توجه افکار عمومی جهانیان قرار داد. اصغر فرهادی افتخارات زیادی برای سینمای ایران کسب کرده است، ولی این یکی بسیار به موقع و شیرین بود.»

*میرکریمی خطاب به فرهادی نوشته است: «به او و همکارانش تبریک می‌گویم و امیدوارم قبل از اینکه خبر خوش دیگری از مراسم اسکار برسد، درهای خانه اصناف سینمای ایران نیز دوباره گشوده شود.*


تاکنون ... دیدن ادامه » هنرمندان مطرحی چون عباس کیارستمی ،بهمن فرمان آرا ،مسعود کیمیایی ،مجید مجیدی، رسول صدر عاملی ،احمد رضا درویش ،رضا کیانیان ،بهرام رادان ،تهمینه میلانی ،حمید فرخ نژاد ،حبیب رضایی، عزیزالله حمیدنژاد ،ایران درودی ،حسن فتحی ،پوران درخشنده ،بهرام عظیمی و....این موفقیت فرهادی را به او وعوامل فیلمش تبریک گفته اند.
نامه اش را به اندازه فیلم مارمولک دوست داشتم :)
۰۱ بهمن ۱۳۹۰
خواهش می کنم عزیز
۰۲ بهمن ۱۳۹۰
چه خوب نوشتی محمد امین
من هم آرزو دارم و از خدا می خوام..
۰۲ بهمن ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید