تیوال سحر عبداله زاده | دیوار
S3 : 16:46:33
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
بی صبرانه منتظر دیدن کار هستم
رضا تهوری این را خواند
farhad riazi و Natamam این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود بر دوستان

کلاس های خوب بازیگری در حوزه سینما کجا و یا چه استادی رو پیشنهاد می کنید؟
من تجربه شخصی ندارم اما تعریف موسسه کارنامه رو خیلی شنیدم .به نظرم خودتون ی تحقیقی کنید بد نباشه
۲۶ تیر ۱۳۹۶
ممنونم ماهرو جان
۲۶ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

نمایش "نمیدونم فردا چی میشه "

فردا شب ؛ جمعه 9 تیر ماه ؛ میزبان شاعر گرانقدر "سابیر هاکا "خواهد بود

نورا موسوی نیا ؛مترجم عزیز و دوست داشتنی نیز به نقد و تماشای ما می نشینند
رضا تهوری این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهمانان امشب نمایش "نمیدونم فردا چی میشه"

"مهدیه مطهر " نویسنده ،مترجم, شاعر

"بهار ارشد ریاحی" نویسنده

منتظر نقد و نگاه شما هستیم
رضا تهوری این را خواند
mehrshad shahsavar haghighi این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بدون شک از کارهای کم تر خوانده و دیده شده تنسی ویلیامز.
دیدن این کارو حتما پیشنهاد میکنم. نگاهی روانشناسانه به دو شخصیت اصلی کار.
حتما به تماشا بنشینین.
پرند محمدی این را خواند
بهاره ارشدریاحی، رضا تهوری و mehrshad shahsavar haghighi این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تا به حال حضور حاضر غایب شنیده ای ؟ ....

از: ...
من درمیان جمع و دلم جای دیگرست...
۰۲ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کا رو 28 شهریور که 815 نفر اومده بودن دیدم:)

تبریک به گروه و ممنون ازشوووون عاااالیییییییییییییییییییییییی بود:)

خدا قوت!
مونولوگ "روز بی سیم"

نویسنده و کارگردان : علی میری

بازیگران : امیر محمدی ، مهرشاد شهسوار حقیقی


15 الی 18 دی ماه

ساعت: هشت و نیم شب /کافه آوانسن

آدرس : تقاطع طالقانی و ولیعصر؛ جنب سینما قیام(پاتوق هنرمندان)؛ کافه آوانسن
نمایش " تغییرات غم انگیز زندگی آقای صاد "
نویسنده : حسین توازنی زاده
کارگردان : احسان شایان فرد
بازیگران :
حسین توازنی زاده
کتایون سالکی
متین فارسی
مهدی قرجه داغی
سحر عبداله زاده


موسیقی : متین فارسی

دستیار کارگردان و منشی صحنه :
سحر عبداله زاده

دستیار ... دیدن ادامه » کارگردان و مدیر برنامه ریزی :
محمد مهدی نداف

فرهنگسرای ارسباران
سالن هنر و تجربه
چهارم تا بیست و چهارم ابان ماه
هر روز به جز شنبه ها ساعت 18:30
دوشنبه ها ساعت 20

مدت زمان : 70 دقیقه

رزرو :

6303407-0912
محمد مهدی نداف

و یا از سایت
www.tiwall.com
فردا شب آخرین اجرا...
۲۳ آبان ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نام کتاب: تئاتر ابسورد

نویسنده: مارتین اسلین

مترجمان:مهتاب کلانتری،منصوره وفایی

دوستان از خوندنش پشیمون نمیشین:)
سلام...

نمیدونم اینم میشه تو یادگاریا دسته بندی کرد یا نه!!!

خدا جونم! می دونم تابستونه ولی من دلم باروون می خواد....یه باروون پاییزیه خوب
اینقده دعا کردم که هوا یه کم داشت ابری میشد
ولی دوباره... نمیدونم کی دعا کرد که باروون نیاد
و الا من داشتم خدارو راضی میکردم که ...
اگه میشه شمام دعا کنید.

بارون ببار لطفا!

پی نوشت:یادش بخیر یکسال پیش همچین پستی رو گذاشتم......!!و بعدش بارون شدیدی گرفت.....امشب بارونش منو یاد همون شب انداخت....

از: خود
انشاالله بارون بباره که خوشحال بشی:)
۲۶ تیر ۱۳۹۱
یادش بخیر ...
۲۶ تیر ۱۳۹۱
:)
۰۳ مرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
belakhare........:) khodaroshokr................
شکر خدا:)
۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"بیادش و بیاریش"

نمایش مهمانسرای دو دنیا

نویسنده: اریک امانوئل اشمیت

کارگردان: سحر عبداله زاده

دراماتورژ: مجتبی امیر خانی

بازیگران: مهرشاد شهسوار حقیقی؛سحر عبداله زاده؛ پونه سلیمانی،گلبو عالیپور،امیر محمدی،مرتضی عبادالهی،فرداد صارمی، میلاد تراز

طراح لباس و گریم: فرزانه جان نثار

شنبه_23 اردیبهشت_ ساعت 10صبح_ آمفی تئاتر دانشگاه آزاد پرند.

دوستانی ... دیدن ادامه » که مایل هستن تشریف بیارن این آدرس: بیاین مترو صادقیه،تاکسی های پرند رو سوار شین ؛جلو در دانشگاه پیاده میشین:)
۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۱
خوشحالم برای شمادوست قدیمی...
:))
۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۱
سلام به همه دوستان دیواری عزیز:) ممنونم بابت انرژی های مثبتی که فرستادین! واقعا حق میدم که مسیر براتون سخت باشه...دوستانی هم که تشریف میارن واقعا واقعا منت میذارن...! متاسفانه فقط یک اجرا هست:(( خود ما هم از این بابت ناراحتیم اما محدودیت هایی رو گذاشتن... ... دیدن ادامه » دوستانی که مایلن بیان حتما حتما حتما بگن .... بازم ممنونم :)) بهترین باشین
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۱
از مسئولین دیوار به خاطر پر رنگ کردن مطلب خیلی ممنونم:)


ممنونم از شما آقای عمروآبادی:)
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چترها تان را ببندید ای به ساحل مانده ها

شاید این باران که می بارد شما را تر کند

از: ناشناس
از حضورتون خوشحالم بانو عبدالله زاده.
۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۱
خیلی زیبا
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۱
ممنونم دوستان:)
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام. امیدوارم خوب باشید دوستان:)

کتاب بازیگری اثر میخائیل چخوف.

مترجم:کیاسا ناظران.

نشر :قطره
نظر آقای میرباقری را دوست دارم
۱۰ فروردین ۱۳۹۱
فکر کنم یه کم بهتر شد معرفی کتاب!!ممنونم بابت پیشنهاد خوبتون آقای میر باقری:)
۱۱ فروردین ۱۳۹۱
ممنون بابت پیشنهاد خوبتون

آقای میر باقری اون کار با بازی خانم عارفه لک و آقای میلاد صیقلی در جشنواره امید اجرا شد.
۱۱ فروردین ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام!
کار ایتالیارو امشب ندیدم ...نتونستم...نذاشتن!!ازدحام جلو قشقایی!!!اوووووووه!سی نفر بلیط بدست با شماره صندلی و ردیف بیرونن که برن داخل ولی انگار نه انگار از 7 یا زودترم اونجا بودن!.چرا؟ چون پنجاه نفر بدون بلیط داخل هستن!!!!آخه ویژه ده نفر..15 نفر...نه که کل سالن!!!همه مونده بوودیم که الان کی جای ما نشسته؟!؟!جوابش کاملا مشخصه اما چرا؟؟؟واقعا چرا؟!؟! رفتیم پیش مسئوولین...یکی از آقایون حراست طوری داد میزد برین بیروون که انگار نه انگار حق با ماست!خدا آقای زند رو خیر بده که محترمانه رفتار کردند و جوابگو و پیگیر کار ما شدند!آقای جودکی بعد مطلع شدنشوون با کار گردان کار صحبت کردند اما کارگردان گفت:نه! اجرا دوم نمیریم!!بعد ما خواستار دیدن آقای جودکی شدیم که بیان جواب منطقی ما رو بدن!یکی از افراد حراست برگشت گفت یعنی بیان ازتون معذرت خواهی کنن!!!!!!!بله که باید ... دیدن ادامه » معذرت خواهی کنن!نمیدونم این چه رسمیه هر کی بگه معذرت می خوام کوچیکیشو نشوون میده!!اصلا این طور نیست!حالا ایشون اومده و ما هم شروع به حرف زدن دیدند واقعا دیگه حرفمون حقه و...!گفتند:ببینید جشنواره دبیر داره..معاون داره!من مسئولش نیستم ولی بازم معذرت می خوام..خب الان شما راه کار نشون بدین؟جدا یعنی ما باید مشکل رو حل کنیم !!!خلاصه در آخر پشت بلیط هامون رو امضا زدند که برای فردا در اولویت باشیم و ..!!اونوقت یه سوال دوستانی که فردا میان و بلیط دارن کجا بشینن!؟!؟! خانوم سفیر ایتالیا اومده بوود و نمیذاشتن بره که همراهانشون شوکه شده بودند!!دیگه دیدن خیلی ضایع هست سریع بی سیم زدن و ..آره!یعنی فردا دویست نفر بلیط دارن که همه هم شماره صندلی و ردیف دارن ..اونم برای یه سالن 70 نفره!!راستی اون مردی که از شهرستان اومده بوود و فردا می خواست بره چی میشه..؟اون همه آدم که اون جا بودن تو سرماا.. چی میشن؟؟ این از ویژگی های جشنواره بین المللی هست؟یک کلمه این انصاف نیست!امشب شبه عجیبی بوود...متوجه این مسئله هم شدم که به دوست هم نباید اعتماد کرد به راحتی جلوت حرف میزنه دربارت و سو استفاده میکنه...:(


از: من که خیلی آرومم ...خیلی!
الان آروم باش! منم مثل تو. چقدر حرص خوردم! راستی من پشت بلیطم امضا نداره ها!! ساعت 8 رفتم. فردا اگر دیدمت شناختم، بیا منم زود ببر! نه اینکه همه چیز مملکتمون خوب و عالیه .. ولش کن!
۱۸ بهمن ۱۳۹۰
سلام بر دوستان
دیشب رفتیم کار دراکولا خانم پسیانی رو ببینیم. رفتیم و دیدیم که دوستان VIP جای ما نشستند. ازشون خواستیم که لطف کنند و از جای ما بلند بشن اما در جواب به ما گفتند که جای ما هم یک نفر نشسته و در ضمن فرمودند: "میدونی من کی هستم؟". البته با سماجت ما ... دیدن ادامه » بالاخره از جای ما بلند شدند. وقتی که مثلا قشر فرهیخته ما این جوری حق دیگران رو پایمال می کنند دیگه چه انتظاری میره از...؟
۱۸ بهمن ۱۳۹۰
تأسف باره.
۱۸ بهمن ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام.میدونم که دوستان با نمایشنامه نویس بزرگ آلبر کامو آشنایی دارند. پیشنهاد فرهنگی: خواندن چند باره ی آثارش:)


کامو در وسیع ترین معنای کلمه یک انسان‌گرا است. او انسان و جان او را بزرگ‌ترین و والا ترین ارزش ها می داند. او به همه‌ی ایدئولوژی هایی که برتر از جان آدمی می نشینند و فرمان کشتن می دهند،"نه" می گوید.کامو بر این باور است که "هیچ آرمانی کشته شدن یک انسان را توجیه نمی کند." پیام کامو،پوچی ِ زندگی است. این پوچی او را به بی عملی و مرگ دعوت نمی کند. کامو از این "است"ِ پوچی به "باید" ِ خودکشی نمی رسد. پوچی در فلسفه‌ی کامو معنای منفی نمی دهد. خشایار دیهیمی می گوید: "پوچ" و "پوچی" در فلسفه‌ی آلبر کامو معنای منفی ندارد و به عکس معنای آن مثبت و ایجابی است. منظور کامو از "پوچ" و "پوچی" این است که جهان و زندگی معنا و هدفی بیرون از خودشان ندارند و جست‌و جوی چنین ... دیدن ادامه » هدف و معنایی بی هوده،و معانی و اهداف این‌چنینی که برای جهان و زندگی عرضه می شود فریب یا خود فریبی است. بنابر این "انسان پوچ" یا "پوچ‌گرا" کسی است که بی معنایی جهان و زندگی را می پذیرد و با آن کنار می آید. انسان پوچ گرا می داند که جهان به اهداف او بی اعتناست و کار خودش را می کند و "شعوری" پشت آن نیست و نقشه و طرحی ندارد و این فقط خود انسان است که می تواند به زندگی اش معنایی ببخشد،آن هم صرفا با زندگی کردنش،یا به تعبیر خود کامو با جرعه جرعه نوشیدنش." آری کامو از "زندگی پوچ است" به نتیجه‌ی "به استقبال مرگ رفتن" نمی رسد. " من از پوچ سه نتیجه که همان عصیان، اختیار و اشتیاقم باشد را بیرون می کشم. و به یاری نقش خود آگاه،دعوت به مرگ را بدل به قانون زندگی کرده،خودکشی را رد می کنم.

کامو با خودکشی و دیگر کشی مخالف است.او هیچ نظر و عقیده ای را آن‌چنان آرمانی و مقدس نمی انگارد که بتوان جان ِ انسان را در پای آن قربانی نمود.کامو با خشونت مخالف است.او همچون گاندی حقیقت را تو در تو و لایه لایه می بیند،او می داند که این حقیقت ِ جزمی است که آدمی را به اعمال خشونت می کشاند. " گرچه می پذیرم همه چیز حقیقت است اما حقیقت پذیرش مخالف بدین معنا است که ما نادرستی ِ نگره‌ی خودمان را باور داریم (زیرا پذیرش مخالف یعنی این‌که مخالف می تواند حقیقت باشد)". کامو می دانست آن‌جا که قدرت تن به پذیرش اصلاح نمی دهد ،خشونت،ظاهری موجه به خود می گیرد. " کامو این را می پذیرفت که وقتی ستم تحمل ناپذیر می شود و اگر هیچ‌گونه وسیله‌ی اصلاحی در دست نباشد،شورش ِ خشونت وار موجه می شود.ولی او خواهان حد و مرز اعتدال در سیاست و تفکر بود. عصیان‌گر باید از ایدئولوژی های جزمی و از "حقایق" مطلق اجتناب کند.باید در هر قدم از خود بپرسد که آیا این خشونتی که من به کار می برم نوع بشر بیش‌تر از آن‌که یاری شود،آسیب نخواهد دید؟قربانی کردن دیگران برای آرمان ِ خود، قهرمان‌گرایانه نیست،خودت را قربانی کن".
نهلیسم مثبت گرا!!!
چی بگم والا:)
از خوندنش لذت بردم سحر خانم ممنون:)
۱۵ بهمن ۱۳۹۰
مرسی.من هم استفاده کردم :)
۱۵ بهمن ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

"بیادش و بیاریش"


سلام به همه ی دیواری های عزیز:)

ممنونم از تک تک دوستان بابت محبت و انرژی که به ما دادند....امیدوارم گروه بتونه جوابگوی این همه خوبیتون باشه.نمایش "تغییرات غم انگیز زندگی آقای صاد" که تونسته به جشنواره شمسه راه پیدا کنه توسط آقای نداف به گوشتون رسید و وقتی من این استقبال رو دیدم واقعا.....خوشحال شذم...اما الان کمی ناراحتم چون از اونجایی که دیواری ها خیلی حامی و هنر دوستند استقبال خیلی خووووبی شده و ما مشکل کمبود جا داریم کلا 40 عدد صندلی وجود داره.....در صورتی که دوستان خیلی بیش از این ها هستند...گروه تمام سعی خودشو داره میکنه تا بتونه دو اجرا داشته باشه... اگه سایت هم بتونه کمکمون کنه تا یه اجرا برای شما دیواری ها داشته باشیم بسیار عالی میشه.... در هر صورت اگه یه اجرا رفتیم دوستان از ما دلگیر نشن که واقعا شرمنده ایم

ارادتمند شما خوبان:سحر ... دیدن ادامه » عبداله زاده
۱۰ نفر این را دوست دارند
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
امیدوارم بتونم کار دوستان عزیزم را تماشا کنم.
برای شما و گروهتان آرزوی موفقیت دارم
۲۸ دی ۱۳۹۰
09126303407 با این شماره تماس بگیرین آقای اسدالهی...

ممنونم دوستان :)
۲۹ دی ۱۳۹۰
@سحر عبداله زاده
یه کم دیر شماره دادید. من بعدش چندبار اومدم سر زدم ولی کسی جواب نداده بود.بعد هم که دیگه وقت گذشته بود. به هر حال سپاس از لطفتون.
۳۰ دی ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام: دوستان پیشنهاد میکنم تئاتر" دست های دکتر زملوایس "رو حتما ببینید! نمایشنامه ی کار بسیاار زیبا و قوی هست. تبریک به نغمه ثمینی :) بازی زیبای رضا بهبودی که به نظرم عاالی بوود. کارگردانی کار ضعیییف!

اجرا تا آخر همین هفته هستش!!! دی ماه 1390/ ساعت هفده و سی دقیقه / تماشاخانه ی استاد انتظامی / خانه ی هنرمندان ایران

یه قسمت هایی از نمایشنامه رو گذاشتم (هی گفتم بذارم...نذارم...دیدم بذارم بهتره:) .....)

.....لطفا نگاه کنید ، همه با دقت تمام به کف دستهاتون نگاه کنید ، من التماس میکنم ، عاجزانه از شما میخوام نگاه کنید به جایی فراتر از اون خطوط کف دستی که گفتید ، چی میبینید ؟... خون ، خون هم نه . دیگه چی میبینید ؟ هیچ، خواهش میکنم ، بذارید یک بار دیگه از شما خواهش کنم ، به کف دستهاتون خیره بشید و ببینید چی میبینید . هیچ چیز نمیبینید ؟ شاید من انتظار ندارم شما چیزی ... دیدن ادامه » ببینید ؟ چیزی نمیبینید ؟ نه چیزی نیست و نمیشه ....

یک نفر داره درد میشکه پس حتما حامله ی حقیقته ... خودم باید خودم رو سزارین کنم .... این شما نیستید که من رو توی این تیمارستان تبعید میکنید این من خودم هستم که خودم را تبعید میکنم ، من خودم این تیمارستان رو میسازم .برای حقیقت . چون این حقیقته که آواره است و خونه ای نداره ...این منم که این تیمارستان رو میسازم که حقیقت خونه ای داشته باشه . . . . . . . . . قدرت سخن گفتن ... قدرت از دست ها سخن گفتن . . . تاریخ شریف نیست جای ترسوها تاریخ که اصلا شریف نیست . . . .

این کشمکش انسان با خودش ، با جامعه ای که درکش نمیکنند و این هذیان ها یی که حقیقتند رو دوست دارم و این بازی ها رو . . . این شش ظرف سفید پر از آب رو . . . انگار جایی برای طهارت . . . همیشه در طول تاریخ مردمان درست بدترین محاکمه ها ی سرنوشت گلویشان را فشرده این ربطی به هنرمندان و دانشمندان نداره ، گالیله و نمایش مردی برای تمام فصول و ... همه بر این اساس نوشته شده اند حتی لیرشاه ظاهرا از داستانی مشابه ان گرفته شده . . . و همه اش غم انگیز... که تو حقیقتی را بدانی و نتوانی آن را به یک مشت آدم نفهم حالی کنی ... همچون پیامبران که برای باور مردمان معجزه میاوردند ....همیشه مردم احتیاج دارند که چیزی را با ذهن کوچکشان تجزیه کنند تا حرف بزرگتری را از دهان آدم برتری بفهمند

ةبط کزده بودی؟دیییییییییی
دقیقا در مورد کارگردان با شما موافقم سحر خانم اصلا حضورش رو توی اجرا حس نمیکردم یعنی هیچ اثری ازش نبود!!!!!!
خودم هم به شخصه از دیدن کار لذت بردم
ممنون بابت آوردن اوج مونولوگ های نمایش:)
۲۶ دی ۱۳۹۰
خیر.ضبط نکرده بودم.حفظم صد در صد نمیتونستم کنم....بعد اجرا در اینترنت خیلی دنبال متنی ازش گشتم تا دوستان واقعا ببینند که چه متن قوی داشته :)‏ ...که خوشبختانه بود. به امید چاپ این نمایشنامه(‏ خیلی با ضبط کار موافق نیستم)‏
۲۶ دی ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام.

تئاتر "رپرتواری از آثار گروه تئاتر دن کیشوت با رونمایی از محسن"

(تا کنون کار های گروه "دن کیشوت" را ندیده بودم.) خب واقعا هم رپرتواری از آثار گروه بود. گروهی که به نظرم بسیار بسیار ناراحت بود از اینکه تا کنون آن طور که باید و شاید دیده نشده و دوست داره که دوباره....انصافا گروه خلاق و ایده پردازی هستند و این غیر قابل انکاره و دلیلی هم برای انکار وجود نداره...(شایدم وجود داره!!!) وقتی رپرتواری از آثار هست و چکیده ای از هر نمایش به اجرا درآمده یا نمایشی که گروه تمرین کرده بوده؛پس توقع یک نمایشنامه ی خوب وجود نداره...اما با این حال و با توجه به هدفی که گروه داشت بسیار به خوبی عمل کرده بود.وجود lcd و پرده آنطور که دوستان میگفتند هم باعث حواس پرتی نشد .در قسمت های مصاحبه هم اگر حواس پرتی بوجود بیاد دلیل کاملا منطقی وجود داشته و گروه همین رو می خواسته.آهنگسازی ... دیدن ادامه » فرشاد فزونی عزیز بسیار بسیار عالی بود.اما هدایت هاشمی نازنین... واقعا این بازیگر را قبول دارم اما وقتی وارد صحنه شدند یاد افسانه ببر افتادم...صدا و لحن همان بود و این منو ناراحت کرد.بروشور کار گویا در ابتدا به یک شکل نبوده و در اجراهای بعدی تغییر کرده که اگر اینطو بوده ضعف کاره.چرا؟چون بروشوری که به من دادند بسیار کامل بود به همین دلیل اصلا نیازی به وجود پرده در قسمت هایی که در بروشور کار آمده(مثل تاریخچه گروه و سال اجرا و ....)نبود و همچنین به وجود احسان کرمی عزیز!!به نظرم اگر گروه از همان اول بروشور کار را میدادندو این قسمت ها حذف میشد خیلی بهتر بوود. زیادی به کار بردن اسم گروه دن کیشوت واقعا اذیت کننده بود...طوری که بعضی از دوستان گفتند دوساعت تبلیغ گروه دیدیم(خیلیم بد نگفتند)بازی ها خوب بود .نگار جواهریان زیبا بازی کرد.طراحی لباس کار رو مخصوصا شازده کوچولو را خیلی دوست داشتم. ایده ی محسن هم برایم جااالب بوود اما از کلیپ آخر اصلا خوشم نیومد .در آخر خسته نباشید به گروه و پیشنهادم اینه که اگه مایل به دیدن تاتر با موضوع و روایت و داستان واحد هستید این کار رو نبینید.

(امیدوارم یک روزی برسه که آثار رو نقد تخصصی کنم چون این طوری بهتر میتونم به هم دیواری های عزیزم کمک کنم.)
مرسی سحر جان از نقد خوبت...

من هم با تو موافقم حضور احسان کرمی اصلا ضرورتی نداشت...

من هم ایده کار رو دوست داشتم بعنوان مثال مراسم تعزیه خوانی خیلی ایده خوب وبکری بود... بازیها هم خوب بود و من هم معتقدم باید هدایت هاشمی عزیز بیشتر به انتخاب و اجرای نقشهایش ... دیدن ادامه » دقت کند که شبیه بازی خوب و فوق العاده اش در افسانه ببر نشود...

البته این نمایش کاربرای بهتر شدن هم داشت ولی در کل نمایش خوبی بود
۲۶ دی ۱۳۹۰
خانم سحر عبداله زاده سلام . این نمایش یکی از دشوار ترین نمایش های من به لحاظ بازیگری ست . من در عرض چند دقیقه به طور کامل عادت های رفتاری و بدنی ام را روی صحنه کاملاً دگرگون می کنم . یعنی از کشیشر نق نقوی نمایش دن کیشوت به ژپتوی نمایش پینوکیو و از آن به مرد ... دیدن ادامه » روستایی نمایش ننه دلاور ( گالیور ) و این ها هرکدام جدا جدا در سال های متمادی تمرین و اجرا شده اند ، اما حالا در مدت زمان فشرده ای بدنبال هم اجرا می شوند . بنابراین بسیار بسیار کار مشکلی را پیش رو دارم . در مورد بیان تکراری هم باید بگویم که محل تولید صوت صدای کشیش در نمایش دن کیشوت صدای سر ( از انواع بیان بازیگر ) است که در سالها قبل و به قصد تقلید صدای یکی از معلم های تئاتر دانشگاه مان شکل گرفت ، صدای مرد روستایی هم صدای شکمی ( از انواع بیان بازیگر )می باشد . در نمایش افسانه ببر من معمولاً از صدای سینه استفاده می کردم ، البته در بعضی از تقلید ها سایر صداها هم استفاده می شد ، بهرحال من گمان می کنم در شیوه پردازی این دو نمایش تفاوت های فاحشی وجود دارد ، اما اگر به نظر شما شبیه شده امیدوارم این توضیح فنی برایت مفید واقع شود . ممنون از اینکه با دقت میبینید .
۲۸ دی ۱۳۹۰
سلام.آقای هاشمی عزیز ...ممنونم بابت این همه توجه به مخاطب و نظراتشون.از توضیحات فنی تون استفاده کردم :) تبریک میگم به این همه تواناییتون... منتظر اجراهای بعدیتون هستم. چون دوستون داریم دقت بیشتری میکنیم... و برامون مهم هستش :)
۰۶ بهمن ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید