تیوال سحر بهروزیان | دیوار
S3 : 21:39:03
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
لطفاً از الان به فکر یک سانس ویژه زودتر باشید!
با سپاس
محمد لهاک این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سحر بهروزیان
درباره نمایش هیپنوگوژیک i
امکان یک سانس زودتر مثلاً برای شنبه نیست؟
محمد لهاک این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سحر بهروزیان
درباره نمایش سیزیف i
مگه این که دلمون بخواد همیشه با "او" باشیم.......
بعد از دیدن نمایش زندگی در تئاتر تصمیم گرفتم به بازیگران و کارگردان نمایش اعتماد کنم و هر جا نام این بزرگواران ذکر شد حتماً به دیدن هنرشون بشتابم و این بار باید نام دو هنرمند دیگه رو هم به لیستم اضافه کنم،بازیگران این نمایش به طرز اعجاب انگیزی خارق العاده بودند بدون اغراق!

نمایش سیزیف به نوعی برا ی من یک کارگاه روانشناختی بود که به زیبایی اختلال چند شخصیتی و اسکیزوفرنی را به نمایش گذاشت ، به لطف بازی بی نظیر سرکار خانم مولایی به زیباترین شکل ممکن سوئیچ کردن شخصیتها نشان داده شد من با دیدن بازی ایشون ناخودآگاه یاد کتاب سیبل افتادم ،فردی با بالاترین تعداد شخصیت در تاریخ!
بازیگری که "او" آفریده خود را ،تا نهایت مرگ نگه داشت و هیچگاه رها نکرد حتی وقتی احساس می کرد شاید "او" می خواد که ... دیدن ادامه » بمیره............. ولی باز "او" از در یا پشت دیوارها بر می گشت دوباره بهترین پارتنر دنیا می شد!
دکور و صحنه به طور کامل با شخصیت داستان هماهنگ بود : یک تخت یک نفره و یک صندلی زخمی و سه آینه گریم در اتاقی که تمام داستان در اون می گذره سه آینه ای که هر کدوم منتظر پاک شدن گریم ستاره نه، بازیگر نمایشها بودند و بلانش داستان که به هیچ وجه جرات پاک کردن گریم و مواجه شدن با خودش در آینه را نداشت.
کتابچه خاطراتی که تنها از "او" در موقعیتهای مختلف یاد شده فرد مهمی که به جای نویسنده خاطرات در حال بازی کردن و زندگی کردن است.
پدری که در کودکی رها کرده رفته در کابوسها به عنوان دلقکی بر می گرده که تنها باعث وحشت بیشتر می شه و فرزندی که در روی صحنه از دست رفته باعث افسردگی که سالها ادامه خواهد داشت، با داشتن خلا عاطفی پاتنر ذهنی-نمایشی به صورت کاملاً واقعی شکل می گیرد و مادری که توانایی بچه دار شدن را از دست داده نقشهای بسیار باردار می شود که بزاید و نکشد که تا ابد با انها زندگی کند،بواسطه نمایشنامه های که توسط کارگردان از او منع شده و ناکامی دیگری را به او تحمیل کرده است و در جبران این خلا هر روز و هر ساعت بهترین نقشها تکرار می شود بدون توقف و از ریتم افتادن که تنها زمانی از ریتم می افتد که واقعیت در حال نمایان شدن است و"او" ناچار به شنیدن حقیقت از خود است!
بازی بینظیر جناب گرجی باعث شد من پلک زدنم کنترل کنم تا مباد ثانیه ای رو از کت ایشون از دست بدم ، اون دیالوگ در کلیشه ای ترین جای صحنه واقعی ترین و ملموس ترین حقیقت موجود بود که در نهایت به تراژدی ترین پایان نمایش تاریخ انجامید!
سپاس فراوان از همه عوامل بخصوص بازیگران تک ستاره!
آفرین... :)
۰۶ آبان
سحر عزیز واقعا عالی نوشته بودین .درود بر هوش و درک شما
۱۳ آبان
سپاسگزارم بانو از لطف و توجهتون!
۱۴ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سحر بهروزیان
درباره نمایش بینوایان i
تا آن زمان که گناهکاران بی گناه در حصراند و دوزخ های ساختگی بشری پایدارند و تا بدان روز که سه معمای زمانه ما سقوط اخلاقی زن به خاطر گرسنگی ،بی پناهی و سرگردانی کودک به خاطر ظلم اجتماعی و پست شدن انسان به لحاظ سیطره قوانین بشری حل نشده باشد و تا آن زمان که قانون آدمیان قانون الهی را از یاد برده باشد و به جای اعتلای انسان پست شدن او را فراهم سازد تا آن زمان که بی نوایی و نادانی بر روی زمین وجود داشته باشد بینوایان ویکتور هوگو زنده است.
مونولوگ ابتدای نمایش بینوایان استاد غریب پور
قانون ادمیان نتیجه اش میشه سویس و ژاپن و قانون الهی ....
۰۲ آبان
پیشرفت ظاهری مالزی و امارات البته که خوب بوده اما بعنوان مثال نگاهی به حقوق زنان در این جوامع شاید بتونه کمی غبار تعصب رو از چشم بشوره
۰۷ آبان
جناب کارامد همان کشور ژاپن شما مثال زدید اصو لا در تمام کشورهای اسیایی که ربطی. کشور مسلمان وغیر مسلمان ندارد به خیلی رعایت نمیشود حقوق زنان است.دوم حتی کشور خود ما اطرافیان خیلی هم اتفاقا ادعای مدرن بودن را دارند و روشنفکری انها هم خیلی حقوق زنان را ... دیدن ادامه » رعایت نمیکنند منظورم طرز نگرشان است.مرد سالاری.ربطی به اقای بقول شما غیر روشنفکر غربی با یک اقای روشنفکر ندارند.اصولاً مردهای کشورهای اسیایی مرد سالار هستند. واکر اقایی چه درقالب یک فیلم مانند فیلم غرق سرد از سوی خود شما اقایان انگ فمینیست بودن را زنند.
۰۷ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از مدتها حالم بعد از دیدن یک نمایش به تمام معنا، خوب بود راستش دلم برای این حالم تنگ شده بود!
بازی های تک تک هنرمندان،دکور،طراحی نو و لباس موسیقی و متن خلاصه همه عوامل فوق العاده بودن و با هدایت جناب غنی زاده بار دیگه بعد از کالیگولا یک شب جذاب رو رقم زدند!
سپاس از همه عوامل بخصوص جناب صفری نازنین که من هنوزم بعد از سالها وقتی می رم تالار وحدت دنبال اقا محمد خان می گردم چه برسه که خودشون هم روی صحنه باشن امیدوارم دوباره دکتر رفیعی شکار روباه اجرا کنن!
واقعا موافقم. من این حالم رو بعد کالیگولا داشتم. خیلی هم طول کشید بره. که بعد دیدن این نمایش هم دوباره با این حالم مواجه شدم. اما همش دارم تلاش میکنم بره. حال خوبیه. اما طولانی شدنش به نفع آدم نیست.
۰۷ آبان
دقیقاً شیوا جان بعد از کالیگولا و حالا بعد از سیزیف باز من مبتلا شدم.
۱۴ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مراقب بطری تو دستمون باشیم!
همه مون می تونیم با اسید یا بدون اسید به خودمون یا دیگران آسیب بزنیم آسیبی که شاید خیلی وقتها قابل جبران نباشه.....
نمایش بسیار زیبا و تاثیرگذاری بود بازی تک تک هنرمندان عالی بود همیشه بدرخشید و آگاهی ببخشید!
سپاس از همه عوامل
بازی جناب هاشمی معرکه بود واقعاً از اجرا لذت بردن همیشه بدرخشید!
عزادار توام
شب سیاه،پیرهن
شب کجا تمام می شود؟
تا هر شب یاکریمی بر لب بام بی کسی نپرسد
از چه غمگینی
از چه بیداری
صاحب عزای شب کیست؟
من عزدار توام
شب سیاه،پیرهن
که خوابم نمی بری
به خوابت نمی بری
صاحب شادمانی روز کیست؟
من بی تو بی روزم
دلم شب،چشمم شب
خانه ام شب،پشت بامم شب
باد ... دیدن ادامه » شب می آید
یادت شب می آید
من اشک می شوم
عزادار میان پیرهنی سیاه
شب می شوم
دلبر ستاره ای نشانه کن
این شب صح نمی شود

"سجاد افشاریان"


پ ن:تنها یک مرد برا ی یک نسل کافی است تا حرمت انسانیت حفظ شود!
بوی یخ
پیچیده
در چشمان شهر

آدمیت،برف شد
آب شد
دل او،بی تاب شد

ابرهای سفید
بعد ... دیدن ادامه » برف و باران
در میان آسمان
نم نمک پنهان شد

چشمهای
شاعر کارگردان
پُشتِ ِدشنه
زیر خنجر،
اشک شد

#مجتبی
۲۰ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سحر بهروزیان
درباره نمایش او i
در ابتدای ورود تماشآگر هدایت می شه تا از راهروی در زیر زمین وارد خانه ای بشه همون خانه ای که بازپرس معتقده همه چی اونجاست!
هم مقتول هم قاتل و هم من تماشاگر،جناب دادگر خودشن بروشور نمایش رو به عنوان یه سند تحویل می دن و شما رو روانه خانه ای می کنن که تمام طبقاتش آبستن حوادث دهشتناکیه ،حوادثی در خانه اتفاق می افته اما در دوربین فست فود سر کوچه ضبط و پخش می شه و من مخاطب همزمان در مقام شاهد ،مقتول و قاتل می تونم حضور داشته باشم.
به نظرم اشاره به اسکیزوفرنی بودن شخصت اول داستان که ما فقط صدای اعترافش رو می شنویم که شاید در مقابل یک قاضی یا یک روانشناس صورت می گیره فقط داره هشدار می ده تمامی حوادث این قصه خیالی است و هرگونه تشابه زمانی و مکانی با افراد حقیقی تصادفی است ،در بیماری اسکیزوفرنی فرد صدا تصویر و موجوداتی رو می بینه که واقعی نیستن و ساخته تخیل ... دیدن ادامه » فرد است.
من تماشاگر در طول نمایش یک بیمار اسکیزوفرن بودم که تصاویر و صداهایی رو شنیدم و در جای بودم که واقعی نبود ولی حقیقی بودن!
جناب دادگر همیشه یک سورپرایز ناب برای تماشاگر دارن!
پساس از همه عوامل
سپاس از نظرتان
۱۷ شهریور
نظرتون عالی بود
۱۷ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش عبدل میمون به تدریج که نامش در طول نمایش کامل می شه شخصیتها هم روابطشون بیشتر نمایان می شه و چقدر زیبا تک تک بازیگران در صحنه درخشیدند!
ممنون از زحمات همه عوامل!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من در تمامی بی تو غمگینم و ادامه نمی دهم......
سجاد افشاریان
‏چشم هایش
‏اصول کافى بود
‏دست هایش
‏تفسیر المیزان
‏هر بار که صدایم مى کرد
‏به شنیدن صداش
‏ایمان مى آوردم
‏هر لحظه که نمى دیدمش
‏به نشنیدن صداش
... دیدن ادامه » تمام مى کردم.

‏#سجاد_افشاریان
۰۷ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من اجرای اول این نمایش دیده بودم و جناب افشاریان رو اون موقع نمی شناختم بعد از اجرا چند روز گیج بودم با سوالها و جواب های رد و بدل شده در نمایش و فکر می کردم واکنش من یا آدمهای اطرافم چی می تونه باشه، خیلی از نمایش لذت بردم اون موقع به قول یکی از دوستان نازنین تیوالی هنوز افشاریانی نشده بودم :)
ولی بعدش شدم .... خیلی زیاد!
اجرای دوم پخته تر و ملموس تر بود واقعاً لذت بردم از بازی جناب آقاپور و جناب افشاریان ،برای من یه حسی مثل وزیدن یک ساعته یک نسیم خنک توی یک روز گرم تابستانی رو داشت پاس از همه عوامل!
پ ن یک: لطفاً جهت افشاریانی بودن حمله نکنید این مربوط به یک بیماری مهلک و کشنده در طول قرنهاست و البته غیر قابل درمان:عشق!
پ ن دو: با عرض پوزش از جناب افشاریان بابت نقل قول یکی از دوستان، به هیچ عنوان قصد جسارتی نبود من که از این لقب بسیار خوشحالم!
سحر بهروزیان
درباره نمایش آرش i
چند وقت پیش نمایش نامه خوانی آرش جناب شهرستانی رو دیده بودم و بعد که این نمایش رو دیدم خیلی برام ملموس تر و جذاب تر بود، به آراش بهرام بیضایی در این برهه زمانی به شدت نیاز داریم!
نمایشی زیبا با بازیهای فوق العاده، در واقع یک نمایش نبود یک کارگاه روانشناسی بود برای مسایلی چون سواستفاده جنسی در کودکی،مازوخسیم خود زنی و احساس گناه و...... که با نمود بیرونی و رفتاری در طول زندگی یک انسان به زیبایی به نمایش دراومده بود.
سپاس از همه عوامل
سحر بهروزیان
درباره نمایش ریچارد i
تقارن زمانی این نمایش با زمان حاضر به در عین ناراحت کنندگی امید بخش بود،بازی جناب کمیلی تحسین برانگیز بود!
مردم همه چیز رو می دونن......
_ مردم یادشون نمیره....
۲۷ تیر
سپاس از شما نازنین
۲۸ تیر
سپاس از اینکه همراه شدید و نظرتان را با ما به اشتراک گذاشتید
۱۴ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ما به انتخابات احترام گذاشتیم چون به دموکراسی معتقد بودیم اما دولت شونه پهنی برا ی به دوش کشیدن دموکراسی نداشت، آقایون بیاین خودمون فریب ندیم یه کشور می تونه با رژیم سلطنتی یا جمهوری پارلمانی یا فردی،کمونیزم یا فاشیست حیات خودش رو ادامه بده اما نمی تونه تو هرج ومرج زندگی کنه اسپانیا قبل از جنگ اسپانیا هرج و مرج بود اسپانیا تبدیل شده بود به بزرگترین گورستان دموکراسی جهان.......
این نمایش 5 شب اجرا داره؟
فرزاد و عاطفه گندم آبادی این را خواندند
درود بر شما
تاریخ پایان نمایش ۲۵ اسفندماه می باشد.
۲۰ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سحر بهروزیان
درباره نمایش شرقی غمگین i
رفت ، همین رفت انقلاب شد ، تو سرم انقلابی شد که پنجاه و هفت پیشش یه پاکت سیگار بیش نی ، به دلمون گفتیم بشین پاشد رفت کودتا کرد
سجاد افشاریان
نمایشی با متنی خوب و بازهای به مراتب خوبتر! بیست متری جوادیه خیابانی است به وسعت ایران ،پیشنیه این روزهای مرده و نوید آینده ای روشن!
چقدر حال و احوال این نمایش به این روزها می خوره و چقدر خوبه که جناب تاراج درد ما رو ثبت می کنن برا ی آیندگان!
سپاس از همه عوامل بخصوص بازیگرهای این نمایش زیبا!
سحر بهروزیان
درباره نمایش شرقی غمگین i
شرقی غمگین رو در زمستان ببینید و دلتون گرم کنید!
من که هر وقت می رم تماشاخانه پالیز منتظرم از یه گوشه صحنه علی عشقی بیاد بیرون.....