تیوال مهرک | دیوار
S2 : 21:03:20
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
مهرک
درباره نمایش اگه بمیری i
من دیشب نمایش رو به اتفاق یکی از دوستانم دیدم. هر دو بسیار لذت بردیم. بعد از این که امروز صفحه تیوال را خوندم به ذهنم رسید که مطلبی رو حتما مطرح کنم. در مورد خود نمایش حرفی ندارم که دوستان قبلا گفتند کاری خوب با بازیهای خیلی خوب.
فقط می خوام از تک تک تماشاگرانی که دیشب در سالن حضور داشتند تشکر کنم. تماشاگران حرفه ای که نه کسی چیپس و پفک (!) خورد نه کسی صفحه تلگرامش رو چک کرد و نه کسی با بغل دستی حرف زد و نه هیچ رفتار مخل دیگه.
وقتی می بینم بعضی از دوستان به شدت از رفتارهای عجیب و غریب شکایت می کنند نگران می شم (منظورم این نمایش نیست به طور کلی). تصور این که در سالنی باشم سمت راستی با گوشی مشغول باشه. سمت چپی چیپس بخوره. جلوی با بچه 5-6 ساله سروکله بزنه. پشت سریها هم در حال وراجی، عصبی کننده است.
بد نیست هنرمندان عزیز به این قضیه که انگار داره اپیدمی میشه ... دیدن ادامه » جدی فکر کنند. به نظرم با درست کردن کلیپ های کوتاه چند دقیقه ای و انتشار اون در صفحات مجازی بشه با این بیماری نوظهور مقابله کرد.
برای اولین بار بود به سالن مستقل می رفتم. رفتار اعضای گروه و کارکنان مجموعه خوب بود از همه تشکر می کنم.
Nita
مهرک عزیز راهکاری که پیشنهاد دادین هوشمندانه بود، میشه با کارهایی مثل درست کردن کلیپ های طنز و انتقادی، فرهنگ صحیح رو آموزش داد. اما اگر شما هم مثل من زیاد به تماشای تاتر میرین حتما تایید میکنید که موارد مخل آسایش خیلی کم اتفاق میافته و اون موارد نادر ... دیدن ادامه » هم معملا با نگاههای سرزنش کننده سایرین رفع میشه.. متاسفانه چیزی که اپیدمی شده فرهنگ غلط نیست، بلکه حساسیت و واکنش بیش از حد نشون دادن به این موارده! در حدی که گاهی با خوندن کامنت های تیوال شک میکنم که برخی منتقدان فرهنگی(!) آیا تو همون سالنی که من نمایش رو دیدم به تماشای کار رفتن یا خدای نکرده در باغ وحش بودن!! کاش برای خودنمایی و به رخ کشیدن فرهنگمون(!) نیاز نباشه کل جامعه تماشاگران رو زیر سوال ببریم.. من غالبا کامنتهای تیوال رو میخونم که در مورد کیفیت کار اطلاعات کسب کنم ولی متاسفانه اخیرا بخش کامنت تیوال محلی شده برای واکنش نشون دادن به (خنده بی موقع تماشاگران)! واقعا جای تاسفه.. کاش عرصه خاصی برای فرهنگ نمایی دوستان فراهم بشه که این قبیل انتقاداتشون رو منتقل کنند همونجا..
۲۲ بهمن ۱۳۹۶
بله خانم مهرک، بقول شما متاسفانه بخش کوچکی از تماشاگران را شامل نمیشه و خیلیا رعایت نمیکنن و برای اینکه این موارد پیشرفت نکنه نباید بی توجه بود و حتی تذکر داد
توی نمایش الیورتوئیست دو تا آقا پشت سر من بودن مرتب حرف میزدن برگشتم بهشون گفتم لطفا ساکت باشید ... دیدن ادامه » که از نمایش لذت ببریم بعد نیم ساعت هر دوتاشون پاشدن از سالن رفتن. معلوم شد اصلا برای دیدن نیومده بودن و اصلا از اصول اولیه تئاتر دیدن خبر ندارن
خیلیا واقعا نمیدونن، تئاتر رو با سینما اشتباه گرفتن. باید فرهنگ سازی بشه از طریق آموزش توسط خودمون و هنرمندا و مسئولان سالن
۲۵ بهمن ۱۳۹۶
یه موضوعی هم به نظر من هست که بهش توجه نمیکنید،اگر دیده باشید اکثرا تماشاگرانی رعایت نمیکنند که تماشاگر دائمی تئاتر نیستند ،چون افرادی که همیشه به دیدن نمایش ها میرن که معمولا رعایت میکنند اما آنهایی رعایت نمیکنند که تازه واردنند و اونها هم به تیوال ... دیدن ادامه » و خوندن کامنتها خیلی کاری ندارن،اینه که عنوان کردن این موضوع به گوش افراد اصلی نمیرسه،اونی که میگه پاشو بریم شاید بعد از این به تماشای نمایشی نره
۲۵ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهرک
درباره نمایش دریا زدگی i
دوستان عزیز سلام
به نظر شما این نمایش برای کسی که اولین بارشه تئاتر می بینه خوبه؟ جذب تئاتر می شه یا نه ممکنه ....
اصلا! این نمایش، فضا و.روایت خاصی داره که هر کسی نمی پسنده چه برسه برای بار نخست تماشای تیاتر!
۰۲ مهر ۱۳۹۴
ممنون از پاسخ شما
۰۳ مهر ۱۳۹۴
بله به نظرم برای کسی که بار اولشه به دیدن نمایش میره ، این فضا فوق العاده است:
1- فضاسازی به خوبی انجام شده
2- داستان سرراسته
3-گره پیچیدگی اولیه بتدریج و به شکلی روان باز میشه
4-بازیها عالین
5-متن و دیالوگها به یاد میمونن
۱۷ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خانم سپهری عزیز
نمی خواهید اجرای نمایش رو کمی زودتر شروع کنین؟ نیم ساعت هم باشه خوبه ها!
رویا این را خواند
Unknown و *مرضیه* این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهرک
درباره نمایش هم هوایی i
سلام دوستان
ردیف F برای دیدن مشکلی نداره ؟ و اینکه غیر از تیوال از جای دیگری هم میشه بلیطش رو خرید؟ ( تیوال جان منو ببخش)
ردیف F مشکلی نداره می تونید از سایت سایه هم بلیط تهیه کنید:
http://www.theaterticket.ir/
۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۳
من هم از ریدف C دیدم و هم از ردیف E . خوب مسلمن ردیف های روبرو حس تسلط بیشتری به تماشاگر می دهند. اما از ردیف E هم جزییاتی را دیدم که از ردیف C ندیده بودم. بازیگران دایم به سمت همه تماشاگران رو می چرخانند. نگران نباشید.
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۳
ردیف F گرفتم. امیدوارم مشکلی پیش نیابد بخصوص برای دوستم .
از توجه همه خیلی خیلی ممنون. :)))))
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهرک
درباره نمایش در انتظار گودو i
نمایش امشب یک بازیگر افتخاری داشت.
در پرده دوم جایی که گوگو و دی دی در سکوت خیره شده بودند. صدایی فریادهایی بلند شد. گوگو سرش را به اطراف چرخاند و به دقت گوش کرد. فریادها ادامه داشت. چشم های گوگو تنگ و گشاد شد، سرش را به سمت صدا چرخاند با شگفتی فریاد زیاد: گربه ! گربه !
خدایا! تئاتر را از رضا بهبودی و رضا بهبودی را از ما نگیر.
اجرا خراب شد؟!
۲۳ فروردین ۱۳۹۳
@ سحر حسنی : سحر عزیز نه تنها پالتو نبود که اگه یادت باشه پیپ پوتزو هم ناپدید شده بود. شاید جناب گربه از این چیزها خوشش نمیومده!
محیای عزیز ممنون که پاسخ آقای باقری رو دادی.
نمایش به خوبی و خوشی انجام شد .
@ مریم عظیمی : :))))))))))
۲۳ فروردین ۱۳۹۳
سلام دوست عزیز.شما که در انتظار گودوی غنی زاده رو دیدین میشه خلاصه ی نمایش بگین.میخوام ببینم چه فرقی با اصلی داشت.ممنون میشم اگه این کار رو انجام بدین
۰۶ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علیرضای عزیز.
دو روز از اجرای شما می گذره من تازه اومدم دارم تبریک می گم. خیلی شرم آوره می دونم!
به امید اجراهای بعدی و بعدی . بهتر و بهتر .
ایشا.. دفعه بعد بتونم بیام .
همیشه موفق باشی
مهرک جان ، خیلی خواهش می کنم :)))
واقعا خوشحال می شدم اگر قدم رنجه می فرمودید و تشریف میاوردید ولی خوب امیدوارم تو کارهای بعدی حتما از حضورتون بهره مند بشم
۱۷ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آقای فصیح بزرگوار
اگر اجازه بدین سوالی خارج از موضوع این صفحه بپرسم.
فیلم کارهای " سنگها در جیب هایش " و " گلن گری گلن راس" کی ارائه می شه؟ به خصوص نمایش اولی. اگر لطف کنین پاسخ بدین ممنون می شم. چون دوستانی هم که خارج از تهران و ایران هستند پیگیر هستند.
ممنون از توجه شما
سلام. سال آینده فیلم سنگها در جیبهایش بیرون میاد اما گلن گری گلن راس رو هنوز معلوم نیست... هر روزی که بیرون بیاد تو صفحه فیس بوکم میزارم
۱۲ اسفند ۱۳۹۲
سنگها در جیبهایش واقعا بی نظیر بود ....
منم دوس دارم فیلمشو داشته باشم
۱۳ اسفند ۱۳۹۲
ممنون آقای فصیح
همیشه موفق باشید
۱۴ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهرک
درباره نمایش در انتظار گودو i
من اصلا دیشب نمی خواستم برم. نزدیکی ظهر بود که به خاطر مشکلی که برای یکی از نزدیکانم پیش اومد چنان بهم ریختم که می خواستم قید رفتن رو بزنم و دیدار با گودو رو به یک روز دیگر واگذار کنم! بعد پیش خودم فکر کردم اگر این حادثه برای یکی از بازیگرها پیش می اومد می تونست قید بازی کردن رو بزنه یا نه. تصمیم من هم عوض شد.
اولین نما گوگو و دی دی در دو طرف درخت هستند. حالت ایستاده و آرایش چهره یادآور دلقک هاست. لارنس گریور در توصیف دو شخیصت اصلی نمایش می نویسه : part tramp,part clown . گونتر آندرس اما آنها را به معنای واقعی یک دلقک می دونه. بکت چند جا در نمایشنامه به نمایش بودن زندگی اشاره می کند. گوگو توپ رو بنداز سمت من. مثل سیرک می مونه و از همه مهمتر پوتزو می پرسه آقایان آیا اینجا صحنه است؟
شاید به خاطر همینه که وجه دلقک بودن کارکترها پررنگ شده. حالتهای خاص راه رفتن دو شخیصت ... دیدن ادامه » اصلی که البته با هم متفاوته. دی دی بیشتر شبیه عروسکهاست. و مانند عروسک خیمه شب بازی که کنترل نخش از دست رفته باشه ، بعضی وقتها به جلو خم می شه و دستش لق لق می خوره. حتی پوتزو و پسر هم حالتی دلقک گونه دارن. حرکت های جهشی پوتزو هنگام راه رفتن و حالت صورت پسر . طراحی صحنه نمایش اگرچه یاد آور خارج از زمان بودنه ولی حالت مدورش آدمو یاد صحنه سیرک می ندازه. وجه نمایشی بودن و بازیگر بودن همه و همه به شدت پررنگ شده و به اشارات مذهبی داستان غلبه کرده که به نظرم آگاهانه بوده. چرا دی دی اغراق آمیزتر از بقیه عمل می کنه ؟ شاید به خاطر اندیشمندتر بودنش نسبت به بقیه است. در پایان نمایش هنگام ادای احترام گروه به تماشاگران، لاکی و گوگو رگه های خفیفی از بازی را به نمایش گذاشتند. به خصوص گوگوی دوست داشتنی. شاید به این منظور که نمایش تمام شده ولی ما هنوز در صحنه هستیم. زندگی ما در دنیا هم نوعی بازیه.
قضاوت اینکه بازیگرها تونستن به خوبی از پس اجرای نقش دلقک گونه بر بیان برام سخته. چون من به غیر از اون چیزهایی که در فیلمها دیدم هیچ اجرای جدی از دلقکها ندیدم. دلقکهای این نمایش ناطق هم هستند. به نظرم می اومد گاهی هنگام بیان جملات از ریتم خاص خودشون خارج می شدند.
قسمت بلند فکر کردن لاکی واقعا زیبا بود. به دقت گوش کردم که ببینم تپق می زنه یا نه که هیچ ایرادی نداشت ( چشم نزنم حالا). خر خطاب کردن لاکی توسط پوتزو و هش گفتنش خیلی تو ذوق می زد.
برای منی که نمایشنامه و گفتاری از گونتر آندرس نازنین و بقیه رو خوندم و خیلی دوست داشتم سخته که بدون دانسته های قبلی در مورد کار قضاوت کنم. به نظرم کسانی که اصلا نمایشنامه رو نخوندن و هیچی از داستان نمی دونن بهتر می تونن قضاوت کنن که آیا نشانه های ذکر شده در اجرا اونها رو با خودش درگیر می کنه یا نه.
از ساعت پنج و نیم تا حدود هشت و ربع روی صندلی اسفناک سالن تئاتر شهر نشسته بودم . اما حتی برای کسری از ثانیه نه خسته شدم و نه بدنم درد گرفت. بعید می دونم کسی سالن رو ترک کرده باشه. هیچ صدای حرف و یا غری نشنیدم. واقعا دیشب همه از جنس دیگری بودند. این جادوی بکته با اجرای غنی زاده. از همه ممنونم.
شرمنده که طولانی شد.
ممنون از نقد و نظر اصولی و فکر‌شده‌تون
۰۵ اسفند ۱۳۹۲
خواهش می کنم بهناز عزیز
۰۹ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهرک
درباره نمایش در انتظار گودو i
گودوی عزیز!
امشب به دیدنت خواهم آمد.
تو را خواهم دید؟
یک اشاره هم کافی است.
کشیدن بند کفشی
و یا لرزشی در تک برگهای باقیمانده بر درخت.
ایکاش امشب همه از جنس دیگری باشند .
از جنس گوگو و دی دی ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید