تیوال سمانه سرحدی زاده | دیوار
S2 : 12:29:31
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
برای لیلی عاج و نمایش های کارگری اش
الان دیگر لیلی عاج برای خودش یک شناسنامه و اندیشه اثر مشخص دارد. روایت طبقه ی کارگر... و اما کمیته نان... کمیته نان بیشتر از آنکه در مورد کولبران باشد، در مورد دانشجوی سیاسی کردی است که در دانشگاه تهدید شده ( پروندهای بسیاری درمورد ستاره دار شدن دانشجویان کرد اپوزیسیون در دانشگاهها وجود دارد ) و حالا خانواده ی کارگرش باید او را به همراه کولبرها از مرز خارج کنند... کمیته نان تلاش می‏کند در جریان حق طلبی کارگرها این بار دانشجو ها را هم به ماجرا اضافه کند، اینکه نویسنده تا چه اندازه موفق بود، بستگی به شناخت و دقت مخاطب دارد، هرچند نوسینده مثل آثار پیشین خود، زبان گزنده و تند وتیزی دارد و در دیالوگ نویسی و شوخی نویسی موفق است و حتی داستان ملودارم خانوادگی را هم به خوبی روایت می‏کند، اما به نظر می رسد در نگاه اش به ... دیدن ادامه » مبارزات کارگری کمی عقب نشینی کرده و می خواهدحرفهای را بزند ولی از ترس اش آنها را قورت می‏دهد... در کل کمیته نان را باید دید، اول به دلیل بازی های درست و یک اندازه بازیگرانش و بعد به این دلیل که سیاسی ترین و تند وتیز ترین نمایش این شبهای تاتر تهران است که در لحظاتی با فرار از سانسور حرفش را می‏زند هرچند بعد با ترس پشت مناسبات خانوادگی شخصیتها پنهان می شود... کمیته نان را باید دید تا تاتر کارگری هم نفس بکشد... کمیته نان را باید دید چون جنس کاملا متفاوتی از نمایش اجتماعی را مطرح می کند و حال و هوای انتقادی متفاوتی دارد آن هم بدون شعار زدگی...
سمانه ی عزیز
سپاس از حضورتان
و ممنون از نوشته ی دقیق و درج نظرتون
۳۱ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قطعا این اجرا بهترین اجرا از آثار دورنمات نیست، اما بواسطه کارگردانی پیروز فر و توقعی که در مخاطب به وجود می آورد دیدنی می شود. فارغ ار کشدار بودن بعضی صحنه ها و بازی‎های نسبتا خام برخی از بازیگران جوان، اثر نمایشی قابل تحمل است. هر چند در یک نگاه کلی باید گفت این نمایش نسبت به کارهای قبلی کارگردان اتفاق ویژه ای محسوب نمی شود و چه بسا پیروز فر را بتوان کارگردان و بازیگر نمایش های جمع و جور با تعداد پرسوناژ اندک دانست.
بنده هم کاملا موافقم با نظرات شما. واقعا میشه گفت آقای پیروزفر در نمایش های کم بازیگر واقعا درخشان تر عمل کرده اند.
۳۱ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بزرگترین ویژگی اکوان دیو، کیفیت اجراست. کیفیتی که در صحنه، لباس، کارگردانی، متن و بازی‎ها به خوبی قابل تشخیص است. تا جایی که وقتی از سالن نمایش بیرون می‏آید به خودتان میگوید آفرین به این گروه اجرایی که تا این اندازه هماهنگ بودند. آفرین به کارگردان و گروه همدل اش و ایده های جذاب اجرای شان ... این نمایش رو از دست ندید چون علاوه به نگاه متفاوتی که به شاهنامه داره ، اجرای دقیق و پرزحمتی را خواهید دید که خالی از لطف نیست
مطول و کش دار تا جایی که تماشاگران بارها یواشکی تلفن همراه خود و زمان را چک می کردند... تلاش و هزینه ای که به ثمر ننشته... همه چیز دارد و هیچ چیز ندارد، خوانده و آواز و رقص و قصه و صحنه پرهزینه و گاهی دیالوگ های درخشان... اما متاسفانه نشده آن چیزی که باید بشود... شاید اگر متن دراماتورژی می شد و اجرا زمان معقولی داشت و بازیگران تمرین بیشتری می کردند نتیجه فرق می کرد... همگی خسته نباشید... سالن محترم مهرگان لطفا لطفا فکری برای تاخیرهایتان بکنید... هوا بسیار سرد و ورودی و سالن انتظار تماشاخانه افتضاح است...
سلام و ارادت امیدوارم در حضور بعدی شما ایرادات برطرف شده باشد
۲۳ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از اونجایی که اغلب نمایش های این روزها به خاطر مشکلات اقتصادی و شرایط عجیب و غریب تماشاخانه های خصوصی کمتر جلوه‏ ای از تصویرسازی درخشان و ایده‎های طراحی صحنه ی ناب برخوردارن، ناخودگاه هر وقت قراره اثری از دکتر رفیعی ببینم، حال تشنه‏ ای رو دارم که قراره از زیبایی شناسی بصری فوق العاده ای در تئاتر سیراب بشم؛ با وجود اینکه این اثر دکتر رفیعی فوق العاده بود ولی شگفت زده نشدم... انگار فشار اقتصادی به کار بزرگانی مثل دکتر رفیعی هم رخنه کرده...صحنه ایستا بود و جلوه ی خاصی نداشت، یا درست اینکه بگم بعد از گذشت 10 دقیقه از نمایش دیگه جذابیتی نداشت، همین نکته در مورد میزانسن‏ ها هم صدق میکرد... ‎
با توجه به فرتوت بودن سالن های نمایشی ، زمان طولانی آثار گاهی واقعا عذاب آور به نظر می‏رسه؛ خانه برناردا آلبا نیز طولانی بود... بسیار از بازی خانم تیموریان لذت ... دیدن ادامه » بردم و در نهایت یک خسته نباشید جانانه به همه ی بازیگران و عوامل این نمایش... فردا 22 دی تولد استاد دکتر رفیعی براشون از خدا سلامتی و آرامش میخوام
یکی از کارهای به غایت ضعیفی که تازگی دیدم... باور کنین بازیگرها محترم نمایش رقابت عجیبی در بد بازی کردن با هم داشتند. بعد از تریو بدون هارمونی این دومین باری بدی که جناب نعیمی می دیدم.. کار خام شلخته و سرسری بود... البته سالن خالی هم همین رو می گفت... دلم برای گروه های جوانی که کمرشون زیر بار کف فروش سالن های خصوصی خرد میشه می سوزه و تعجب می کنم چرا باید این نمایش در یکی از بهترین سالن های کشور اجرا بشه... نمی دونم حتما چیزهایی هست که من سر در نمی یارم...با احترام به بزرگوارانی که برای تولید این نمایش وقت گذاشتن اصلا پیشنهاد نمی کنم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوب من با توجه به کار قبلی آقای دلخواه مفیستو این نمایش رو انتخاب کردم و خیلی پشیمون شدم... تنها یکی دو بازیگر قابل تحمل بودند... ریتم گاهی کند و جانکاه می شد، هر چقدر مفیستو خلاقانه با کارگردانی حساب شده بود، لیر دم دستی، خسته کننده و شلخته بود. آقای سلطانی این لیر را فقط با شما می شد تحمل کرد، خدا قوت
من که از مفیستو متنفر بودم پس خوب کاری می‌کنم نمیرم شاه‌لیر رو ببینم :)
۱۰ آذر ۱۳۹۷
حالا من هم با ذهنیت مفیستو که دوبار رفتم دارم جمعه میرم ایشالا که پشیمون نشم!!
۱۷ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی. فوق العاده، یه کار خوب دیدنی... توصیه می شود به شدت
میرسعید مولویان، ایمان صیاد برهانی پاینده باشید و سربلند
۰۹ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از روز مرگی این نمایش رو دیدم و به نظرم پاشنه آشیل نمایش متن بود... دنیای قصه و شخصیتها به سختی من رو با خودشون همراه می کرد....گریم ها کمی توی ذوق می زد... با توجه به متن می تونم بگم بازیگرها تلاش خودشون رو کرده بودن... یه کار از یه گروه جون که حالا حالاها باید تجربه کسب کنن...
میترا، جهان، امیرمسعود فدائی و محمد لهاک این را خواندند
امیر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من از خانم عاج نمایش قند خون رو در جشنواره فجر سال گذشته دیدم و از همون نمایش که به نظرم جز بهترین کارهای سال گذشته بود، پیگیر کارهاشون شدم. روزمرگی در ادامه همون نگرش های همیشگی نویسنده اس یعنی طبقه کارگر و فرودست و نقد بسیار تند سیاسی اجتماعی وضعیت موجود... اینکه نویسنده ای با این میزان از شجاعت اثری اجتماعی و تند و تیز می نویسن برای من جذاب و بسیار قابل احترام... لیلی عاج یک دیالوگ نویس درجه یک و فارغ از برخی لحظات نمایش که به خاطر کم تجربگی بازیگران که اغلب از هنرجویان خانم نصیر پور هستند. اثر تکان دهنده، هولناک و بی نظیر بود... روزمرگی رو ببینید به خاطر تلاش های نویسنده ای که اهل اندیشه اس و با زبان نمایش وضعیت سیاسی اجتماعی موجود رو به چالش می کشه...روز مرگی در یک کلام از مشکلات مالی این روزهای مردم حرف می زنه و دستمریزاد به این همه همت و شجاعت...
سمانه عزیز
سپاس از حضورتان و درج نظرتان
خوشحالیم که نمایش روزمرگی را دوست داشتید
۰۵ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این کار، همون دوزخ سارتر و اینکه گروه نام اثر رو تغییر دادن رو نپسندیدم، چون به نظرم سارتر بهترین اسم رو انتخاب کرده. با احترام خانم قاسمی حرفی در کارگردانی برای گفتن نداشتند. ایده و نگاه متفاوتی به متن وجود نداشت، همین متن رو چند ماه قبل در تماشاخانه ‏ی شهرزاد با بازی توماج دانش بهزادی دیده بودم. بازی بازیگران مرد در اون اجرا قوی تر و پخته بود. خروج ممنون رو تنها به خاطر انرژی و خلاقیت خانم سهیلی میتوان تحمل کرد و گرنه یه کار معمولی معمولی خیلی معمولی همین و اگر متن دوزخ سارتر رو مطالعه کنید و این اجرا را نبینید، چیزی رو از دست نمی‏دیدن.
شبنم یگانه، محمد لهاک، امیر و فرزاد جعفریان این را خواندند
r 0 y a و رضا غیوری این را دوست دارند
اسم نمایش تغییر نکرده است.خانم سرمدی زاده.
۲۹ آبان ۱۳۹۷
فکر کنم اسم نمایش در اصل خروج ممنوع هست. که قبلا با نام دوزخ ترجمه شده .
۲۹ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با تعاریفی که دوستان از این نمایش داشتند، انتظار دیدن یک شاهکار را داشتم، اما اثر یک فرزین محدث درجه یک داشت، همین... متن و دغذغه‏‎های طرح شده را نپسندیدم، یا بهتر است بگویم دغدغه ی من نبود... گاهی چند پاره و آشفته می‏شد، کارگردانی از متن جلوتر بود... در کل قابل تحمل بود ولی نه آنقدرها که برخی دوستان به شکل اطرافی از کار تعریف می‏کنند.
سرکار خانم سرحدی زاده نازنین
فکر میکنم منظورتون افراطی بود :)))
به شخصه برای نظرتون بسیار احترام قائلم تا قبل از جمله آخرتون که به نوعی و شاید هم ناخواسته اینهمه نظرات مثبت رو زیر سوال برده بودین.

نقل قولی از جناب جباری نازنین که در پست دیگری گذاشته ... دیدن ادامه » بودند رو عینا برایتان نقل میکنم : " علاقه داشتن یا نداشتن به یک نمایش یک امر کاملا سلیقه ای و شخصی میباشد و هر کس در بیان نظر خود کاملا آزاد هست اما اگر نمایشی در اجرا و کارگردانی و متن و سایر موارد از کیفیت قابل قبول برخوردار باشد باید از روی وجدان و انصاف نقد شود و باب میل نبودن آن ، اثری بر نقد نمایش نگذارد همانطور که علاقه فراوان باعث نشود چشم بر نقاط ضعف ببندیم. "

صد البته که نظر شما بسیار بسیار محترم و بر روی چشمان ماست :)
۱۴ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی خوشحالم که نمایش فیل در تاریکی رو دیدم. یه نمایش شسته رفته با بازی‏های به قاعده، دیالوگ‏ نویسی خوب و کارگردانی درخشان. همه چیز سرجای خودش بود، آنقدر که در طول نمایش چیزی شما را به عنوان مخاطب آزار نمی‏داد. تماشاگر به واسطه فضاسازی درست کارگردان و طراحی صحنه خلاقلانه ،خیلی زود وارد دنیای اثر و دنیای شخصیت‏ها شده و آرام و بی‏صدا با قصه‎ی آدم‏های نمایش پیش می‏رود. بازی بازیگران جوان نمایش قابل ستایش است. آقای ابراهیم عزیزی و بازیگری که نقش سید ممد را بازی می‏کردند بی نظیر بودند، در تمام مدتی که خانم شریفی دیالوگ می‏گفتند، آهنگ صدا و نوع ادای کلماتشان من را به یاد خانم سهیلا گلستانی می‏‏انداختند. همگی خدا قوت و دستمریزاد.
خسته کننده. حرفها و زندگی شخصی یک کارگردان تاتر که ملال انگیز روایت می‏شود.
میترا، محبوبه، رامین غفرانی و لیلى شجاعى این را خواندند
خشایار قمی و فرزاد یزدان پناه این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سمانه سرحدی زاده
درباره نمایش لوله i
یه کار خوب دانشجویی به معنی واقعی کلمه، نمایش لوله ایده‏ های اجرایی جذاب و بدیعی دارد. حتی گاهی به لحاظ بصری شما را شگفت زده می‏کند. برای این گروه جوان آرزوی موفقیت دارم. تنها چیزی که کمی ریتم و روایت اثر را مخدوش می‏کرد تکرار بیش از حد یک میزانس و از هم گسیختگی گاه و بیگاه خط داستانی نمایش بود. از آثار دانشجویی مرکز تاتر مولوی حمایت کنیم، حقیقتا آثاری که در این سالن به روی صحنه می‏روند به خیلی از نمایش های بی سرو ته و مثلا حرفه ای ها این روزها مثل نامبرده شرف دارند.
لینک مربوط به اجرای سالن مولوی :
https://www.tiwall.com/p/lule
۰۳ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خلاقانه بود. دقت و ظرافت گروه بازیگران در حرکات نشان از تمرینات طولانی و هماهنگی گروهی داشت... لذت بردم و برای گروه جوان این نمایش آرزوی موفقیت و اجراهای خلاقانه تر دارم.
خب به قدری دوستان تیوالی از این کار تعریف کرده بودند، که انتظارم خیلی از نمایش بالا بود و اطمینان داشتم یک شاهکار می بینم... زهر ماری نمایش بدی نیست حتی لحظات درخشانی دارد، اما در کارگردانی چیزی برای ارائه ندارد... متن از جایی به دام شعار می افتد و بازی ها گاه به تیپ نزدیک می شود... مثلا در حرکات و رفتار آقای نادر فلاح به عنوان مداح گاهی بسیار اغراق شده بود؛ گویی تا خنده تماشاگران را نشوند آرام نمی گیرد... لباس و لحن و حرکات خانم کیانی هم از قشر بی نوا و درمانده ای که در متن آن را بازی می کند دور بود...به گروه اجرایی خسته نباشید می گویم؛ اما انتظارم خیلی بیشتر بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سمانه سرحدی زاده
درباره نمایش تیولا i
راستش نمی‏‎دونم من خیلی متوجه نشدم، یا نمایش نقطه چین ها و حفره های خالی در اجرا و روایت داشت؛ در کل کار رو دوست نداشتم؛ ولی انصافا نمی شه از تیولا حرف زد و به باز خوب وحید آقا پور اشاره نکرد... تنها چیزی من رو نگه داشت بازی خوب ایشون بود... همگی خسته نباشید.