تیوال رضا غیوری | دیوار
S3 : 14:19:45
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
این هم دورانی بود
خداحافظ دوست داشتنی ترین دیوار مجازی
حمیدرضا مرادی، علی نوروزی و لیلا مظاهری این را خواندند
رضا غیوری و امیر مسعود این را دوست دارند
:(
۶ روز پیش، چهارشنبه
لطفا بمونید! (ایموجی غمگین)
۵ روز پیش، پنجشنبه
ای بابا.باشید و همچنان منصفانه ترین ها رو اینجا بنویسین
۴ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سوال ؟
آیا تئاتر نباید چیزی بیشتر از دیالوگ باشه ؟
آیا تئاتری که اکت هاش، دور خود چرخیدن بازیگرهاش، دکور و اجزای صحنه اش، رنگ و نورش هیچ کمکی به روایت نکنه و قصه صرفاً توسط دیالوگ های رگباری پیش بره ارزشمند هست ؟



حتی اگر از بازی های بد و کم تمرین بازیگرها چشم پوشی کنیم، باز چیزی برای لذت بردن وجود نداشت.
جناب غیوری درود ؛
نشر روزبهان انتقاد صریحی از این نابودی متن نمایشنامه آتش سوزی های وجدی معود در یکی از پستهای اینستاگرامش و البته در کانون ملی منتقدین تئاتر ایران I.A.T.C به وضوح تشریح کرده است...کمی فراتر از واژه شگفتا باید بگوییم "واشگفتا"
با احترام
https://www.instagram.com/p/Bz3V_iXHiNW/?igshid=72zqyqyes7w8
۲۴ تیر
ممنون از لطف شما
حتما میخونم سر فرصت
۲۴ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لامبورگینی 3 ؟!
خیلی اتفاق بدی هست که با دیدن اسم بازیگر بزرگی مثل "سیامک صفری" کار رو حذف کنی از لیست
این لامبورگینی رو جای دیگه هم خوندم.ماجراش چیه آقا رضا؟
۲۴ تیر
جناب غیوری خدایی نکرده پست شما بی ارزش و توهین به جناب سیامک صفری تلقی نشه .... :)
دیگه همیاری جان کاری کرده با ترس و لرز بنویسیم :))
۲۴ تیر
واقعا رضا جان منم موافقم و لامبورگینی رو همون اجراهای اول دیدم . به نظرم سیامک صفری رو بازیگری متمرکز باشه موفق تره !
۲۴ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

سه تا بازیگر داریم و متنی که احتمالا توی کم تر از دو ساعت نوشته شده، در حدی که کار اصلا نویسنده نداره و طراح محترم فقط چند ساعتی فکر کرده تا یه سری شوخی بی مزه رو از گوشه ذهن و آرشیو شبکه های مجازی بیرون بکشه.، صحنه مون هم یک میز و دوتا لامپ آویزون و چهارتا شاخه گل بیشتر نیست، سالن هم که مال خودمون، کار هم چهل و پنج دقیقه است، چی کار کنیم که بلیط چهل هزار تومانی موجه باشه ؟

بله، میتونیم کار رو با پانزده دقیقه تاخیر شروع کنیم و بعد از رورانس و خروج تماشاگرها از سالن، تازه یک ساعت تکمیل بشه و کاری که فقط برای ده دقیقه ملات داره، چهل دقیقه روی صحنه، و در مجموع یک ساعت کش بدیم

برای اینکه تماشاگرمون هم پررو نشه، میتونیم یه عکاس تعبیه کنیم که با صدای رگباری شاتر بره روی اعصابش تا شاید رنجی که از فاصله کم ردیف ها میکشه رو فراموش کنه و حواسش نباشه که بواسطه ... دیدن ادامه » تنگی فضای صندلی؟! بازوی نفر سمت راست تو شکمش رفته و کف کفش نفر سمپ چپ شلوارش رو رنگ آمیزی میکنه
سلام. وقت بخیر
خیلی از شما ممنونیم که نظرتون رو از تجربه تماشای نمایش در تئاتر هامون به اشتراک می‌گذارید
ضمن احترام به نظرتون درباره میزان رضایت از نمایش، به نظر می‌رسه در یکی دو مورد با نتیجه‌گیری نادرست مواجه شدید که شاید نیاز به توضیح داشته باشه
قطعا ... دیدن ادامه » مجموعه تئاتر هامون هرگز باهدف سودجویی یا کسب درآمد ناحق از تئاتر به این عرصه پا نگذاشته و توضیحات مدیران این مجموعه درباره دلایل راه‌اندازی تئاتر هامون و نوع نگاه حمایتی که این مجموعه به گروه‌های تئاتر دارد می تواند به شما برای قضاوت بهتر درباره رویکرد این مجموعه کمک کنه؛ بنابراین هرگز چنین تصوری وجود نداشته که با تکنیک‌های عجیبی که می‌فرمایید قیمت 40 هزار تومانی بلیت موجه بشه. بنابراین ممکنه شما از نمایش لذت نبرده باشید که بسیار قابل احترام و البته مایه تاسف ماست؛ اما چنین تصوراتی درباره رویکرد مجموعه تئاتر هامون بسیار دور از واقعیت است و علاوه بر این‌که بلیت 40 هزار تومانی در تئاتر امروز چندان خارج از عرف و بالا نیست، سعی شده است که با تخفیف‌های مختلف همچون تخفیف وفاداری، تخفیف دانشجویی، تخفیف تیوال پلاس و تخفیف گروهی، تماشای نمایش برای تئاتر دوستان تسهیل بشه
------
اما درباره تجربه بد شما از فضای سالن در هنگام تماشای نمایش، اول اینکه بابت این تجربه نامطلوب از شما عذرخواهی می‌کنیم. اما توضیحاتی هم که پیشتر برای چند تماشاگر محترم عنوان کردیم را با شما درمیان می‌گذاریم.
اول این‌که هماهنگی حضور عکاس در هنگام اجرا با سالن نیست و با گروه اجرایی است و از الزامات سالن این است که اگر قرار است عکاس محترم در سالن تصویربرداری کند حتما باید دوربین خود را در حالت سایلنت قرار دهد. پس برای جلوگیری از تکرار این تجربه برای تماشاگران محترم بعدی حتما این موضوع در تاریخی که شما به تماشای کار نشستید بررسی و از تکرار آن جلوگیری خواهد شد
اما درباره فضای نشستن تماشاگران محترم، باید در جریان باشید که بهسازی، ایمن‌سازی و استانداردسازی سالن اولویت ما در پروژه‌ بازسازی سالن بود که قرار بود یک‌ماهه و با هزینه‌ای مشخص انجام شود، اما بیش از 5 ماه طول کشید و هزینه‌های آن حداقل 5 برابر برآورد اولیه بود. سالن از لحاظ ایمنی مشکلات اساسی داشت که پس از آغاز فرایند بازسازی متوجه آن شدیم. اولویت اصلی ما ایمن‌سازی و استانداردسازی سالن بود به طوری که الان تجهیزات ضد حریق نصب شده و در صورت وقوع زلزله یا حریق، امکان صدمه به تماشاگران به حداقل ممکن رسیده است. این‌ها تغییرات پرهزینه‌ای است که شاید از دید مهمانان محترم تئاتر هامون پنهان بماند. در فرایند بازسازی یک ردیف صندلی به ردیف‌های سالن اضافه شد که شامل 14 صندلی بود. اما در پایان چون فکر کردیم چینش سابق صندلی های سالن بسیار نزدیک به هم بوده و باعث ناراحتی تماشاگران محترم خواهد بود، از هر ردیف یک صندلی حذف کردیم و فاصله صندلی‌ها را از هم بیشتر کردیم که باعث کاهش 9 صندلی شد. همه این توضیحات به خاطر این مطرح شد که تماشاگران محترم بدانند برای تئاتر هامون، ایمنی، احترام و راحتی تماشاگران از درآمد سالن مهم‌تر است. این‌که نتوانستیم در صندلی ها تغییر اساسی انجام دهیم به خاطر ساختار پلکانی سکوها و فاصله میان آن‌هاست که اجازه نصب هر صندلی را به ما نمی‌دهد، برای حل این مساله هم مسئولان طراحی سالن درحال بررسی ابتکار جدیدی هستند و ان‌شالله صندلی‌های سالن هم به استاندارد مدنظر تماشاگران محترم نزدیک‌تر خواهد شد
۲۴ تیر
⭐⭐⭐⭐⭐
امید که تئاتر هامون به مأمنی جذاب برای نمایشگر و تماشاگر تبدیل و وطن امن همه ما بشود
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۲۴ تیر
این موضوع بالاترین آرزوی ما در مجموعه خانواده تئاتر هامون است
۲۴ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا غیوری
درباره نمایش دروغ i
کار رو دوست نداشتم
به نظرم غیر از نقش "پل" ، باقی بازی ها به شدت ضعیف بودند، در حد یک کار آماتور
"میشل"، شیشه مشروب رو سر میکشید بدون اینکه تغییری در اکت ها و بیانش رخ بده، "آلیس" قرار نبود شخصیتی رو برای تماشاگر زنده کنه و صداش هم به سختی به ردیف پنجم سالن میرسید. "لورا" هم که نبود اصلا روی صحنه، وقتی هم که بود بازم نبود.

صحنه نمایش با سه دکور مجزا به سه بخش تقسیم شده بود، پذیرایی، آشپرخانه و اتاق خواب. نکته جالب این بود که فقط یک بار "پل" توی مسیرش از آشپزخانه به پذیرایی دیوار فرضی بین این اتاق ها رو رعایت کرد و در باقی موارد توی رفت و آمد شخصیت ها، هیچ دیواری فرض نمیشد.
چند بار هم برای ورود یا خارج شدن از اتاق خواب، بازیگرها در رو باز و بسته میکردن یا با قفل کردنش مانع از ورود دیگری میشدن، ولی تو باقی لحظات مرزی بین اتاق ... دیدن ادامه » خواب و نقاط دیگر صحنه نبود. اهمیتی نداشت که موارد ذکر شده از شلختگی کار ناشی میشد یا تعمدی بودند، مهم نداشتن رویه ثابت یا منطق مشخص تو این زمینه بود.

جایی از کار "پل" با حالت چهره و میمیک صورت جواب "آلیس" رو میده و تماشاگر به اون حالت صورت میخنده، نکته عجیب در لحظه ادای اون بازی، حضور بازیگر نقش "پل" بیرون از هسته مرکزی صحنه و تو گوشه تاریک سمت راست هست و اتفاقا بعد از اون "بازی با صورت" به سمت مرکز صحنه و نور اصلی حرکت میکنه و چهره اش واضح تر دیده میشه.

و البته علیرغم ادعای گروه اجرایی؛ برای من نمایش کمدی نبود به هیچ وجه

امتیاز : یک و نیم از ده
یازدهم تیر نود و هشت
خیلی نکات خوبی رو اشاره کردی رضا جان. موافقم باهات
ولی خب فقط به جزئیات پرداختی
دلم میخواست در مورد متن و جدال دروغ و واقعیت که میخواستن تو ذهن مخاطب شکل بدن هم نظرت رو بدونم
۱۳ تیر
ایموجی شصت به معنای تایید
۱۳ تیر
من کار رو دیدم و بعدش در نشستی برای تحلیل نمایش با حضور کارگردان و تمامی بازیگرا حضور داشتم عجیبه که حضار به خیانت اشاره میکردن و کارگردان و اقای هاشمی میگفتن خیلی ها هم فکر میکنن خیانتی نبوده و جذابیت کار در همینه ولی واقعا همه خیانت رو پذیرفته بودن
۱۴ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا غیوری
درباره نمایش است i
"است" نشد.
چقدر بازی ها بد بودن، غیر از نقش های مادر و دختر که میشد تحمل کرد، باقی بازی ها دافعه برانگیز بود برای من.

پدری که ظاهرا مدت هاست تو منجلاب قرض و الکل افتاده و با موهای ژولیده و تلو تلو خوردن های اضافی حوصله مخاطب رو سر میبره، یهو صبح از خواب پا میشه مثل یک مرد خانواده دوست، خوش تیپ و خوش قامت کارهای منزل رو انجام میده و صبحانه میپزه ؟

پسری که به یکباره تمام رخ تبدیل به پدرش میشه، چطور برخلاف انفعال پدر، دنبال پول میره و خطر میکنه ؟
بالاخره کدوم گذاره اتفاق می افته ؟ جا پای پدر میگذاره یا انقلابی در ایشون رخ میده که از تمسخر عصیان خواهر دست میکشه و دست به عمل میزنه ؟

غیر از تحول جسمی دختر که ما از ابتدا متوجهش هستیم، تحول رفتاری پدر و دگرگونی ظاهری پسر حاصل اتفاقاتی هست که بین پرده دوم و سوم خارج از صحنه و تو فکر صاحب اثر شکل میگیره و مخاطب تو ... دیدن ادامه » این قسمت نیاز نیست اقناع بشه.

با احترام به گروه محترم اجرایی و تشکر از حسن توجه و لطفی که به مخاطبینشون داشتن، کار رو دوست نداشتم و غیر از اتمسفر کلی که حاصل طراحی صحنه و لباس و موزیک ها بود، چیز قابل توجهی نداشت.

دو و نیم از ده
98/04/04
"چقدر بازی ها بد بودن"..واقعاً چرا؟؟؟ از میرسعید بعید بود..
۰۵ تیر
لطف دارید جناب غیور
در واقع چون ما نمیتونیم جلاسات نقد و بررسی با منتقدین و مخاطبان منتقد داشته باشیم تنها بستر این اتفاق همین نوشته ها است و بس.
از اونجایی هم که من پروفایل حضرت عالی رو ریز نگاهی انداختم و دیدم در امتیاز دهی و نظر دهی تقریبا-تقریبن هم ... دیدن ادامه » صلیقه هستیم لازم دیدم که به یه گفتمانی برسیم.
باز هم ممنون از نظر حضرت عالی.
۰۶ تیر
"محسن جوانی" :
ممنون از لطف تون

"م.مه(میر سعید مولویان)" :
متشکرم از عنایت و بزرگواری شما
۰۷ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مخفی میکنم، پس هستم

"همیاری تیوال"
:)))
۱۷ خرداد
:))))
۱۷ خرداد
کاربر "سپهر" :

البته پست های من هم قبلا چندین بار مخفی شدن، ولی این نوشته ناظر بر مخفی شدن کامنت اخیر "فرزاد جعفریان" بود.
وگرنه کسی از ما دلجویی نمیکنه، دافعه مون به جاذبه مون میچربه
۱۹ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مشکل اصلی کار، متن سطحی و بدون جزئیاتش هست که اجازه نمیده نمایش از سطح فاصله بگیره.
پارتی ابتدای کار - که نور مقطعش کمی هم آزاردهنده است - نمیتونه اثرگذاری لازم رو داشته باشه.
شخصیت راوی بازی خوبی نداره.
ولی زد و خوردها، دویدن ها و دنبال کردن ها و بازی 4 بازیگر دیگه خوب هستن و حال تماشاگر رو خوب میکنن.
موقعیت میز ناهارخوری روی صحنه، برای جایگاه سمت چپ تماشاگرها مناسب نیست و میشد از نور بیشتر و بهتر استفاده بشه.

و اما ...
برای من خیلی عجیب بود که برای توصیف بی عرضگی (با تعریف خاص خانواده) و انفعال "عباس" توی یک خانواده ترک سرعینی، اسم "بابک" انتخاب شده بود. منظور من بیان تعصب خاص و خرده گرفتن برای بی احترامی و مسائلی از این دست نیست، فقط استفاده از بابک بعنوان معرف یک جوان منفعل و زودرنج برام عجیب بود.

امتیاز : 2 و نیم از 10
سلام
من ندیدم کار رو ولی کلا چرا باید اسم شخصیت ها به کاراکترشون مربوط باشه؟
[تفکر]
۱۴ خرداد
"رضا بولو" ممنون از اینکه به بحث اضافه شدید و "محمد رفیعی (یه تئاتری)" سپاس از پاسختون
۱۵ خرداد
ممنون آقای رفیعی عزیز. بله، هیچ حرجی به حاج رحمان وارد نیست. مطلقا هیچ.

بهترین‌ها رو براتون آرزومندم.

۱۸ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا غیوری
درباره نمایش تراس i
نصف سمت چپ صحنه بواسطه سازه ی مشبک پوشش داده شده بود و بیشتر دقایق صورت بازیگرها پشت میله های قطور این سازه گم بود.

صرف نظر از ضعف مفرط بازی ها و کشدار و بی معنا بودن کلیت کار، این نوع طراحی صحنه برای منی که سمت راست جایگاه تماشاگرها نشسته بودم و بالاجبار تمام اجرا رو از پشت اون سازه میدیدم، آزار دهنده بود

دو نفر (در اصل واحد شمارش دیگه ای باید استفاده بشه) عکاس هم کل سالن رو با تراس خونه خودشون اشتباه گرفته بودن و تمام طول اجرا از چپ به راست و از ابتدا تا انتهای سالن جولان میدادن. نهایتا یکی شون کنار من جا خشک کرد که بعد از ده پانزده دقیقه تحمل با لحن درخور از کنار خودم دورش کردم

من هم این کارو روز جمعه دیدم . متاسفانه هیچ درون مایه ای برای ایجاد یک اتفاق خوب در بیننده انعکاس نمیافت .
۰۵ خرداد
ممنون از همه دوستان بابت توجه شون
❤️ ❤️ ❤️


۰۷ خرداد
❤️❤️❤️❤️❤️
غیوری جان نازنینم
۰۷ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تشابه اسمی با نمایش "لیلی نام تمام دختران ایران زمین است" که اسم خود اون نمایش هم شبیه " لیلی نام تمام دختران زمین است" بود.
آقای غیوری خداشاهده وسطِ اجرا یادِ شما افتادم چون خب اجرا یه جاهایی مرتب و منظم نبود این دخترکوچولوها یه اشتباهای بامزه ای میکردن یا حتی بزرگترها نمیتونستن حالتِ قرینه رو حفظ کنن و یه اشکالاتی وجود داشت و من یه جا فکر کردم الان آقای غیوری میومدن میدیدن ... دیدن ادامه » کامنت میذاشتن کار فاقدِ ارزش :)))
۱۳ فروردین
ممنون از توضیحات خوب و کاملتون
خسته نباشن دوستان، با امید برطرف شدن محدودیت ها
۱۵ فروردین
❤️
۱۵ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ما وجدان داریم
ما شرف داریم
ما خوره ی تئاتریم
ما تئـــــــــــــــاتر بازیم
//
ما احمق هستیم
ما خرفتیم

(1397/12/13)

ما خوره ی تیاتریم
ما تیاتربازیم!


چه دیالوگ خوبی :)
۱۵ اسفند ۱۳۹۷
به اضافه اونجا که میگفت تلویزیون دیدن خطرش خیلی کمتر
۱۵ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"خلاصه:
مونولوگی سراپا شاعرانه و انسانی که به هنگام دیدنش مثل فیلم‏های چارلی چاپلین باید با یک چشم گریست و با چشم دیگر خندید"

صرفنظر از قابل قیاس نبودن سطح کیفی کار با فیلم های "چارلی چاپلین" ، تشبیه طنز حداقلی این نمایش به کمدی ِ جاری در فیلم های "چاپلین" ، طنز اصلی ِ ماجرا بود.

بازی علیرغم تپق ها، راضی کننده بود و قابل تقدیر.
نوری که سکوی تماشاگرها رو هم پوشش میداد، از حس و حال کلی اثر کم میکرد متاسفانه.
موسیقی اگه اشتباه نکنم، "ترکمان - حسین علیزاده" بود و ارتباطی با فضای ترکی - آلمانی ِ کار نداشت. (اگه درست خاطرم مونده باشه، توی کار قبلی آقای "کوشک جلالی" - "مسیو ابراهیم و گل های داودی" هم موسیقی چندان مرتبطی استفاده نشده بود.)

امتیاز : چهار از ده
(97/11/09)
کار با شروع بسیار گیرا و به همراه پرده های لایه لایه ی تیره، فضای دهشتناک و مرگ زده رو بخوبی منتقل میکرد. اما در ادامه ریتم کندش پس زننده بود و عملا روایت پیش رونده ای نداشت.

بطورکلی غیر از شروع خوب، برای من ارتباط با ساختار کلی سخت بود، ولی با پشتکار، شکیبایی و پایمردی ِ یک ساعته!!! بالاخره تونستم تو نیم ساعت پایانی درگیرش بشم و لذت ببرم.

خیلی دوست داشتم مونولوگ ابتدایی رو یک بار دیگه بشنوم، به نوعی در پایان نمایش چیز زیادی از خطابه اول رو بیاد نمی آوردم.

نورهای جانبی تعبیه شده در صحنه و اینکه بازیگرها قبل از ترک کامل صحنه حالت بازی خودشون رو از دست میدادن، صورت خوشی نداشت. هرچند یکی از دوستان نظرش بر این بود که هر دو مورد اخیرالذکر بعلاوه چهره امروزی نوازنده و استفاده از میکروفون در آغاز کار، تاکیدی بودند بر نمایش در نمایش بودن.

به دلیل ... دیدن ادامه » ضعف متن، یا طراحی بازی غلط کارگردان یا بازی نچسب خود بازیگر، شخصیت دلقک بی مزه ترین شخصیت داستان بود و بازی خود "آباس میرزا" بهترین بازی ارائه شده.

امتیاز کلی : سه و نیم از ده
(97/11/07)
درود ، علت حضور اون عزیز تمبک زن با اون شمایل و لباس خاص و عینک رو هم من متوجه نشدم ، مثلن قرار بوده نقبی به حال بزنه ؟ از نظر من صحنه ی خالی هم تو ذوق زن بود هرچند شاید اون پرده ها تفکیک مکانی رو بخوبی مشخص میکردن
در ضمن برای اولین بار نمره من به یک کار کمتر ... دیدن ادامه » از نمره شما دراومده ، فکر کنم فردا تعطیل اعلام شه :)))))
البت نمره ی همراهی با دوستانش بالا صد بوده ها :))
۰۹ بهمن ۱۳۹۷
درود.
کمابیش با شما موافقم، گرچه گیرایی کار بد نبود. من از ارتباط کار با مکتب نگارگری تبریز و اصفهان، سردرنیاوردم؛ آیا طراحی ژست، حرکت و لباس بازیگران بر پایه نگارگری‌های هنرمندان تبریزی و اصفهانی انجام شده (برای نمونه یکوری حرکت کردن بازیگران) ؟ "طراحی ... دیدن ادامه » کارگردانی ... بر اساس استقراء مکتب تبریز و اصفهان در نگارگری ایرانی" یعنی چه؟!!!
۱۰ بهمن ۱۳۹۷
متاسفانه من هم سررشته ای تو این زمینه ندارم.
شاید اگه این مکاتب رو میشناختم، درک بهتری از کار نصیبم میشد.
۱۰ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از این بدتر نمیشد
فاقد ارزش برای امتیاز دهی
یعنی انقدر !!!
۰۶ بهمن ۱۳۹۷
موافق نیستم...بعنوان یه کار سرگرم کننده و طنز اثر متوسطی بود....بویژه برا اونا خیلی خوبه که فوبیای شوخیهای شبه اروتیک بسیار ملایم موجود در سایر کمدیها رو دارن
۱۰ بهمن ۱۳۹۷
نظر من هم به نظر آقای دانش نزدیکِ
یه کار طنز و سرگرم کننده.
به نظر من ارزش یکیار دیدن را داشت.
۲۲ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چی شد ؟
تخفیف 50 درصد سنگلج برای یکشنبه ها اعمال نمیشه ؟
فقط 5 هزار تومان تخفیف وفاداری، اونم تنها برای یک بلیط ؟
درود بر شما
تخفیف عمومی این سانس منظور شد.
با سپاس از توجه شما.
۰۶ بهمن ۱۳۹۷
لطف دارید شما
این اجرا رو که اتفاقا در معیت رفقای تیوالی دیدیم، برای هر اجرایی دستور بفرمایید خوشحال میشیم خدمت دوستان باشیم، البته بدون تحمیل هزینه میزبانی :)))
۰۸ بهمن ۱۳۹۷
آقا ما کی باشیم دستور بدیم :)
۰۸ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا غیوری
درباره نمایش تابستان i
فاصله زیاد صحنه از تماشاگر قابل دفاع نبود.
وسط صحنه لامپی آویزون بود و به ظاهر قرار بود نور خونه رو تامین کنه، ولی نور صحنه نه از پروژکتوری در راستای همون لامپ، که از سه جهت تامین میشد و حتی سایه خود لامپ هم رو دیوارها نقش میبست، میشد به خودت بقبولونی که شاید لامپ آویزون، کارکردی غیر از تامین نور داره و اصلا مسئله کارگردان از اون روشنایی، نور صحنه نیست، ولی به یکباره با سوختن لامپ صحنه تاریک میشد و این فرض رو هم باطل میکرد.
رنگ کلی دیوارها توی طراحی صحنه و انتقال کرختی خوب عمل میکرد، ولی ریختگی رنگ و زخمی بودنش، خودنمایی نمیکرد و باید دقت میکردی تا زخم های روی دیوار رو متوجه میشدی و حدس میزدی که منظور از این لکه های زخم، نشون دادن خونه ی مستعمل و کهنه و کثیف هست.
اینکه شما دیالوگ نداشته باشی و سعی کنی با کلید و لامپ و شال و فرفره و ... نمادپردازی ... دیدن ادامه » کنی، و یهو شخصیتت پیغام صوتی یا ویدئویی دوستش(با ادبیات کوچه بازاری) گوش بده، یعنی تکلیفت با خودت و لحنت مشخص نیست.

(97/10/02)
فاصله زیاد صحنه از تماشاگر قابل دفاع نبود.
کاملا موافقم.
۰۳ بهمن ۱۳۹۷
"در جستجوی زمان از دست رفته"
تاکیدم روی "درخشان" به این دلیل بود که بگم صرفنظر از کیفیت کلی اثر، این شکل از تغییر زاویه دید و راوی و لحن کار رو نمیپسندم
۰۵ بهمن ۱۳۹۷
درود و ارادت آقای غیوری عزیز حتما وخوشحال میشم نظرتونو بعد درمورد مطلبم بدونم ... ممنون از اشتراک نظراتت
۰۵ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر وقت تماشاگر مهم نیست، اگر پولی که مخاطب هزینه میکنه اهمیت نداره، اگر متن ارزشمند دغدغه نیست، اگر اجرای درست هدفمون نیست، لااقل سلامتی مخاطب که باید مهم باشه.
چه اصراری به کور کردن تماشاگر بود ؟
آقاجان این چشم ها واسه دیدن تئاترهای بعدی هم که شده لازم میشه
با نور کور کننده و مقطع شکنجه ندید تماشاگر رو

ایده قابل دفاع بود، ولی سطح پرداخت تو متن و اجرا به شدت پایین.
من اون نور مقطع رو دوست داشتم ولی چشم درد و سر درد هم گرفتم
۲۷ دی ۱۳۹۷
رضا جان غیوری نازنین
من نقدتون رو نخوندم فقط امدم بگم باهات مخالفم ولی دوستت دارم و تا الان کسی نبوده که تا این حد مخالف من باشه و من انقدر دوستش داشته باشم
پس چرا مخالفم
همینجوری مرض دارم باهات مخالفت کنم
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۱۴ بهمن ۱۳۹۷
کاربر "آقای سوبژه (محمد لهاک)" :
نفرمایید، مریض چرا ؟ شما طبیب حالِ دلِ پیرِ ما هستید.
متشکرم از بنده نوازی تون، برای من هم افتخاری هست آشنایی و گفتگو با بزرگی مثل شما .
راستش نوشته من نقد نبود، و تا الان فکر میکردم تو قسمت "گفتگو" پست کردم، ولی ... دیدن ادامه » الان متوجه شدم گزینه دسته بندی رو اشتباه انتخاب کردم.
۱۴ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میدونم ممکنه کمی طولانی به نظر برسه، ولی لطفا و لطفا و لطفا بخونید :

امروز برای سانس ساعت 20 این فیلم توی خانه هنرمندان، بعد از گذشت سه چهار دقیقه از ساعت اکران و عدم روشن شدن پرده سینما، بلند شدم و از مسئول چک بلیط سوال کردم که مشکلی وجود داره که فیلم اکران نمیشه ؟ در جواب فرمودن نه مشکل فنی وجود نداره، فقط امروز تولد خانم "ریاحی" هست و به همین خاطر فیلم با 15 دقیقه تاخیر اکران میشه.
پیش خودم فکر کردم لابد خانم "ریاحی" از عوامل اصلی فیلم هستن و پایین تو دفتر خانه هنرمندان همکارانش واسش تولد گرفتن و دوستان منتظر هستن ایشون تشریف بیارن و بعد فیلم اکران بشه.
اعتراض کردم که فیلم رو اکران کنن و خانم ریاحی هم هرموقع تشریف آوردن میتونن فیلم رو ببینن، و اینکه وقت این همه آدم تو سالن ارزشش بیشتر از این هست که بخاطر یک نفر اکران به تاخیر بیفته. جواب دادن که تصمیم از دفتر "هنر و تجربه" و مدیریت این گروه هست و ربطی به "مجموعه خانه هنرمندان" نداره. سراغ نماینده هنر و تجربه رو گرفتم و دیدم همونجا وایساده و به حرف های ما گوش میکنه و جوابش این بود که من تصمیم گیرنده نیستم و شما میتونی فردا زنگ بزنی به دفتر هنر و تجربه و اعتراض خودت رو مطرح کنی. ضمن اینکه مدعی شد ما 15 دقیقه تاخیر رو اعلام کرده بودیم.
کمی صدام رو بالا بردم و خواستم فیلم سریع تر شروع بشه، و اینکه اعلامی مبنی بر اکران دیرتر از موعد فیلم به من نشده. نماینده محترم وارد سالن شد و از جمع سوال کرد که من موقع ورودتون به سالن اطلاع ندادم فیلم تاخیر داره ؟ تقریبا همه سالن غیر از سه چهار نفر جواب منفی دادن، ضمن اینکه من گفتم اصلا اعلام قبل از ورود به سالن مهم نیست و باید قبل از تهیه بلیط من مطلع میشدم و برنامه ریزی زمانی میکردم.
واکنش مسئولین به اعتراض من زیاد شد و ضمن عذرخواهی مدعی شدن صدای بلند من مناسب محیط فرهنگی نیست، نماینده هنر و تجربه هم در واکنش به این حرف من که "تولد خانم ریاحی برای من مهم نیست و فیلم رو باید سر ساعت شروع میکردید" فرمودن واژه "به من ربطی نداره" مناسب محیط فرهنگی نیست.
تو همین موقع خانم "ریاحی" و هیئت همراه کم کم ظاهر شدن و مسئولین ذیربط با خوشحالی گفتن خیلی خب، خانم ریاحی هم که اومد، برید بشینید تا فیلم شروع بشه. و من با عصبانیت به سمت خانم ریاحی رفتم تا اعتراضم رو به خودش بگم، و بقیه دستپاچه و نگران و با گفتن اینکه زشته و بی خیال و ... دنبال من بدو اومدن.

جالب بود که با نزدیک شدن به خانم ریاحی متوجه شدم ایشون خانم بازیگر "کتایون ریاحی" هستن، در کمال احترام و ضمن تبریک تولدشون، بهشون گوشزد کردم که این رفتار اصلا شایسته نیست و حق ندارن بخاطر تولد خودشون حقوق مخاطب رو زیر پا بذارن. ضمن عذرخواهی ِ ساده، شروع کردن به نصیحت بنده که اصلا نباید خودت رو عصبانی کنی و رنگت پریده و مثل لبو شده (اصلا هم حواسشون نبود که لبو قرمز هست نه سفید). کمی لحنم رو تغییر دادم و ازش خواستم سریع تر بره تو سالن تا فیلم شروع بشه.

بعد از اینکه من و کتایون ریاحی تو صندلی های خودمون نشستیم نماینده هنر و تجربه گفت قبل فیلم 8 دقیقه تبلیغات داشتیم که از پخشش صرفنظر میشه برای جبران تاخیر. در حالیکه سانس قبل رو هم بنده دقیقا تو همون سالن بودم و فیلم "سلطان بی تاج و تخت، بخارا" راس ساعت 6 و بدون تبلیغات اکران شده بود. به هر شکل آروم شدیم و منتظر شروع فیلم که دوستان تازه کیک تولد رو، رو کردن و ضمن تبریک تولد کتایون ریاحی از حضار خواستن ایشون رو تشویق کنن. خانم ریاحی هم بلند شد وخطابه اش رو آغاز کرد و بعد از تقدیر و تشکر دوباره در کمال بی احترامی گفت که اصلا 15 دقیقه تاخیر این حرفها رو نداره که کسی عصبانی بشه و رنگ صورتش مثل لبو سفید بشه و تو این جمع های فرهنگی 15 دقیقه نباید ما رو عصبانی کنه.

کلی صحبت و جواب تو ذهنم شکل گرفت برای جواب دادن به این درک غلط و بی احترامی ایشون، ولی به سه دلیل ترجیح دادم فقط سالن رو ترک کنم :

1- ... دیدن ادامه » نمیخواستم دعوای دیگه ای شروع بشه و وقت بقیه بیشتر گرفته بشه
2- با توجه به اینکه هدفم نه رو کم کنی خانم بازیگر خودشیفته، که فهموندن ضرورت احترام به حقوق مخاطب، به مسئولین سالن و هنر و تجربه بود، و احساس کردم سر و صدا و اعتراض بی پرده و شرمندگی که در قبال "مهمانِ بازیگرشون" نصیب مسئولین نامحترم کردم، جهت درک موضوع و عدم تکرار همچین اشتباهاتی کفایت داشت و از این به بعد همچین اشتباهاتی رو تکرار نمیکنن.
3- اینکه قطعا اون فیلم و اون بازیگر و اون عوامل، لیاقتشون نه حضور من، که صندلی خالیِ من تو سالن بود

خیلی خلاصه مورادی که در جریان این اتفاق خیلی اذیتم کرد رو عنوان میکنم :
- اول اینکه مسئولین محترم تو برنامه ریزی جشن تولد، اصلا و اصلا به مخاطب و وقتی که ازش قرار بود گرفته بشه فکر نکرده بودن، وگرنه میتونستن این مراسم رو در انتهای فیلم برگزار کنن و مخاطبینی که عجله داشتن یا به هر دلیلی دوست نداشتن تو مراسم باشن امکان ترک سالن رو پیدا میکردن.
- دوم چقدر برنامه ریزی غلط و ندانم کاری میزبان میتونه برای مهمان گرون تموم بشه و ایشون که باید با احترام ازشون پذیرایی بشه رو تو موقعیت پاسخگویی قرار بده،
- سوم اینکه چرا "کتایون ریاحی" به خودش اجازه میده تشخیص بده من ِ مخاطب از چه چیزی حق عصبانیت دارم و از چه چیزی نه. و بجای شرمندگی و عذرخواهی از وضعیت پیش اومده، با یه مثال زشت، از عصبانیت من بعنوان یک ری اکشن ناصحیح و نامناسب برای محیط های فرهنگی یاد کنه
- و چهارم اینکه هیچ کدوم از اون سی - چهل نفر حاضر در سالن به خودشون زحمت ندادن تو جریان این ماجرا من رو همراهی کنن و حتی بصورت خیلی ملایم از اعتراض من و حق خودشون صحبتی با مسئولین بکنن.


خواهش من اینه که لطفا و لطفا و لطفا، اگه جایی تو محیط های فرهنگی، بی احترامی صورت میگیره، برای جلوگیری از استمرار این برخوردها و تلنگر به مسئولین و عوامل، خواهشا اعتراض بکنید از حق خودتون حرف بزنید، حتی اگه خیلی آروم و در حد تذکر باشه. نذارید فکر کنن هر نوع دوست داشتن میتونن با مخاطب برخورد کنن. اگه دوستان متوجه بی حرمتی نباشن و ما هم متوجهشون نکنیم، قطعا در حق خودمون و اونها ظلم کردیم. خواهشا بی اثر نباشیم

جناب غیوری درود
متأسفانه یه فرهنگ غلطی در سینما هست که هنرمند رو تاج سر مخاطب میکنن. اگر اتفاقی به یکی از حضورهای "هنرمندان" در کوروش بربخورید متوجه می‌شید که این "مردم" برای فقط نگاه کردن از نزدیک به یک بازیگر درجه سوم حتا، ساعت‌ها خودشون ... دیدن ادامه » رو معطل می‌کنن جلوی سالن تا ایشون خارج بشه و فقط بگن "سلام" و اون هم جواب بده یا نده؛ و نکته وقتی غم‌انگیز می‌شه که اون بازیگر از در پشتی خارج می‌شه و جماعت دوان دوان تا آسانسور فقط برای دیدن بازیگر از نزدیک می‌رن.
دوبار که شخصاً شاهد فرار گلزار در پارکینگ با خودرو بودم که حتا نزدیک بودن یکی از دوست‌دارن‌شون رو زیر بگیرن سر همین داستان.
تجمعات انسانی فقط برای دیدن پوریا پور سرخ جلوی در رستوران طبقه پنجم که اوج شاهکار بود.
نگاه اون سالن‌دار و خود اون بازیگر متأسفانه اینه که من دارم بهت‌ون لطف می‌کنم با شما در یک سالن فیلم می‌بینم و شما می‌تونی بعداً به این مفتخر باشی که نگاهی صدردصد غلط و از بالا به پایینیه.
مردم ما هم گویی به اینکه حق‌شون خورده بشه عادت کردن. منفعل شدن جزئی از زندگی شهری شده متأسفانه.
۱۲ دی ۱۳۹۷
سوال من اینه که چرا این یک ربع تولد گرفتنو مثلا نزاشتن یک ربع قبل هشت یا هفت ونیم ؟
بلاخره ما تو مملکتی هستیم که نماینده مجلس حق تو گوش زدن متصدی داره، یا بعد از یک فاجعه بدون عذر خواهی و حق به جانب بودن جواب سر بالا میده و به کارش ادامه میده، این قضایا ... دیدن ادامه » شده اپیدمی و متاسفم که کسی به توی اون سالن بزرگ به ذهنش نرسید که یک نفر برای احیای حقوق همشون پا میشه و زحمت حمایت کردن به خودشون نمیدن
یاد نمایش فاصله کانونی افتادم که یک نفر بقدری از حضور عکاس آژیته شده بود که صداش بلند شد و در عین ناباوری عوامل اجرا با لحنی بدی گفت ، آقا صداتو بیار پایین ، من که یکم شرایط ارزیابی کردم و دیدن حق با تماشاگر بود به سرعت اومدم کنار اون فرد، و جواب کارگردانو دادم که حق نداری جر و بحث کنی وقتی بلد نیستی عذرخواهی کنی و ...
ما باید از حقوقمون در سالن ها دفاع کنیم و کسی حق نداره بواسطه اینکه هر عنوانی داره به تماشاگر بی احترامی کنه ...
۱۲ دی ۱۳۹۷
باسلام..
ضمن همدلی با شما دوست محترم و عذرخواهی از شأن و جایگاه اغلب هنرمندان محترم سینما و تئاتر و موسیقی و.. باید عرض کنم خدمتتون که متاسفانه بنده سالهاست در روند فعالیت‌هام در مواجهه با رفتار بعضی از این دسته هنربَندان بی فرهنگ و بی اندیشه ، ناخواسته ... دیدن ادامه » گوشه‌ای از ذهنم یه سوال مرتب تکرار میشه و گاها بسیار عمیق و دردناک ، اینکه چطور ممکنه و چطور قراره انسانی چنان بی شخصیت ، بی فرهنگ و بی ادب برای من و جامعه‌ی من محصول فرهنگی تولید ‌کنه و پُز هنر و فرهنگ بگیره و پولای هنگفت غارت ‌کنه؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!.....

_ و پیرامونیانِ مصلحت جو کماکان در سکون و سکوت زبان عافیت به حلقوم گرفته و از بیم و هراس بدنامی به نادانی وجهالت سِیر می‌کنند...
۱۸ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار متوسطی بود، یه جاهاییش رو میتونستی لذت ببری از نمایش و بازی ها،
بازی "زن پوش" و "پهلوون" و تا قسمتی "تاجر" خوب بود. بقیه هم بازی قابل قبولی ارائه میدادن و حضورشون به کار ضربه نمیزد.
به نظرم کارهای سیاه بازی و شاد ِ از این دست، شدیداً به انرژی مخاطب و جو سالن وابسته هستن و متاسفانه بدلیل استقبال کم مخاطبین، میشد حدس زد نمایش بخشی از گیرایی و اثرگذاریش رو از دست میده.
نمیدونم چرا تماشاخانه "سنگلج" که برای من دوست داشتنی ترین سالن تئاتر این شهر هست، با وجود صندلی های خوب و نرخ پایین گیشه اش، اینقدر مخاطب کمی داره و اصولا مخاطبین تئاتر رو زیاد ازش استقبال نمیکنن.
آرزوی موفقیت دارم برای گروه اجرایی و احساس میکنم اگه کارشون دکور خوب، و ایده های بصری بیشتری میداشت، میتونستن دلنشین ظاهر بشن.

با مقداری سهل گیری، میشه از ده ، تا ... دیدن ادامه » سه و نیم هم نمره داد به کار
(97/10/09)
کاربر " رضا غیوری "
آقا من بعد مدت ها غیبت واقعا سورپرایز شدم ! بلاخره شما یه نمره بالای نیم دادین :))))))))))))) ( شوخی )
۱۲ دی ۱۳۹۷
چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن
تو چو روی باز کردی در ماجرا ببستی
۱۲ دی ۱۳۹۷
:)))))))))))))))
۱۲ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید