تیوال سام فرحزادی | دیوار
S2 : 16:34:06
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سام فرحزادی
درباره نمایش رگ i

رگ واقعا نام مناسبی برای این نمایش است چون خون درونش جریان دارد من از کارگردان نمایش چند کار دیده بودم اما این اثر ، اثری ماندگار است .همه چی تمام است. اولین چیزی که با آن مواجه میشویم صدای روای است صدای قوی و مخملین محسن بهرامی که مارا به دیدن نمایش هدایت میکند.سپس از طراحی صحنه به چشم می خورد بسیار کارآمد است .بازی وحید آقاپور و عرفان ابراهیمی درخشان است در حال لذت بردن از بازی زیبای آنها هستیم که برزو ارجمند وارد می شود پر قدرت و درنقشی متفاوت که من تا بحال ازش ندیدم(بیشتر او را در نقشهای کمدی به یاد میاورم) نمایش در اوج درخشش است که به صحنه زندگی عبداله میرویم همسرو دخترش و ناگهان نمایش افت شدیدی میکند بازی ها به دل نمی نشیندو من منتظرم زودتر راوی بیاید ما را به صحنه دیگر ببرد صحنه دیگر باز برمیگردیم و روایتی دیگر از سربازان قهرمان میبینیم ... دیدن ادامه » وبعد بار دیگر بانوان با گریم و لباسهایی دیگر وارد صحنه می شوند اینبار بهنار بستان دوست موفق می شود ضعف صحنه قبل را جبران کند پیرزنی مغرور و لجبازاست و به دل می نشیند اما الهه شه پرست اولین اصل بازیگری را هم در این صحنه رعایت نمیکند و آن اینست که دیواری(در) که به عنوان دیوار تلگرافخانه فرض شده از سوی مادربزرگ (با عصا بر آن می کوبد) برای این خانم شکسته می شود و ناگهان می بینیم که روبروی مادربزرگ می رود و می ایستد جایی که دقیقا دیوار فرضی نمایش و تماشاچی است و بنظرم گاف بزرگی است نمیدانم همه شبها انجام می دهد یا نه!
صحنه دیگر صحنه خودمانی شدن سرجوخه و سرباز است دردودل میکنند عجیب شیرین است ما را با خودش میبردوبا یگان مرزبانی و همراه می شویم با لحظات سختی که آن سه مرد بزرگ گذراندند راوی صحنه را جابجا میکند بسیار ظریف و به موقع آنچنان که راغب شویم صحنه بعد زودتر شکل بگیرد صحنه دیگر به زندگی مصیب می رویم خواهر و همسرش بنظرم اپیزود شیرینی است شباهت خواهر به مصیب حتی گاه در بازی بنظر عامدانه و از روی فکر است بنظرم هلن بهرامی از آن دو خانم دیگر موفق تر است به لحاظ اینکه در زمان کوتاه اثرگذار است و من انگار نقشی که بازی میکند را دور و بر دیده ام زن روستایی که به شهر آمده و میخواهد شهری باشد در حرکاتش پیداست اما شه پرست جز اپیزود اول روستایی بودنش حس نمی شود شاید طراحی لباسهایش هم قضیه را بدتر کرده و با اینکه زمان دارد تا با سه نقش مارا جلب کند بنظرم موفق نیست . صحنه پایانی مرگ محمد است که بسیار دلخراش است ناخودآگاه بغض میکنیم .موسیقی آذری درخشانی پایان بندی نمایش است و ناگهان از خودتان میپرسید چرا ؟چرا ؟تا بحال نامی از این سه مرد نشنیده بودم ! و به واقع بعد از نمایش سرتان را بالا میگیرید و می گویید خدایاشکر من ایرانی ام
من دیدن این نمایش را به هر ایرانی توصیه میکنم
سلام و سپاس
ممنون که نقطه نظراتتون رو با ما درمیون گذاشتین و خرسندیم برای حسی که داشتید.
۲۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من بازی هارو خیلی دوست داشتم
پوریا و آقامیلاد طیبی این را خواندند
سحرناز قاسم نژاد و سیدمحمدصادق سیادت این را دوست دارند
با سپاس از لطف و نظر شما
۲۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من بر خلاف دوستان متن نمایش ر ودوست داشتم موضوع به روزیه.روابط پیچیده و زودگذر .اما درباره طراحی صحنه بنطرم نو و خلاقانه بود درباره بازی ها خیلی نقد دارم
بازیگر نقش سیروس بنظرم غلو شده بازی میکرد طوری که انگار میخواد صدای خوبش رو به رخ تماشاگر بکشه اما تمام حس هاش بنطرم بیرون میزد طوری که انگار فقط داشت بازی میکرد و برعکس بازیگر نفش شریک که محمود حقیری بود بسیار باورپذیر و روان بود بازی خانم کارگردانمعمولی بود گاهی به شدت جذب میکرد و گاه تماشاگرو رها میکرد هرچند بیشتر به دل می نشست از سحرناز عباس زاده که فقط یه تیپ ارایه میداد که خیلی هم سعی داشت بامزه باشه بازیگران دیگر هم بیشتر درگیر بازی کردن بودن تا اینکه حس کنی یک زندگی جریان داره بنظرم برای تاتر شهر متاسب نبود
من به صحنه و متن امتیاز میدم 7
بازی 4
کارگردانی 7
امیر مسعود و امین حق شناس این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید