تیوال سروناز یکتا | دیوار
S3 : 08:23:55
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
تیوال عزیزم قصد نداری از قیمت بلیت و صفحه جدید نمایش پرده برداری کنی؟
سید حامد حسینیان این را خواند
محمد لهاک و ف کیوان این را دوست دارند
"می سی سی پی نشسته می میرد"
نویسنده وکارگردان:همایون غنی زاده

ویشکاآسایش،بهرام‌افشاری،سیامک‌صفری،سجادافشاریان،داریوش موفق و همایون غنی‌زاده

آغاز فروش بلیت:
از روز شنبه ٧ مهر،ساعت ١٤

البته بلیط فروشیش از ایران نمایشه فک کنم
۰۶ مهر
200 تومن!!!! توی این شرایط بد اقتصادی!!!
۰۷ مهر
کاملا قابل حدس بود قیمت گزاف ،وقتی تیوال نفروخت معلوم شد قیمت خیلی بالاست
۰۷ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من نمیخواستم از روی اسم رضا رشیدپور قضاوت کنم،خودش داره من رو مجبور میکنه...
هفت یک برنامه ی تخصصی ست که رشیدپور داره با به چالش کشیدن کارگردان بحث رو به صحبت های" سبزی پاک کردنی" میکشونه.

الان عصبانی ام شاید فردا شب رشیدپور مثل یک سینمادان حرفه ای رفتار کرد و من این پست رو پاک کردم.
خانم یکتا با پوزش یک سوال داشتم به نظر شما چه شخصی از اهالی رسانه یا سینما را برای برنامه هفت مناسب می دانستید. منتظر پاسختان هستم.
۱۴ بهمن ۱۳۹۶
البته انتخاب بهتری از مهران مدیری بود، اگر اون بود میخواست از تک تک مهمانان اعتراف بگیره که سینمای ایران مافیا داره!و نکته آیرونیک اینجاست که خودش همه ویژگیهایی که برای مافیای فرضی تصویر میکنه داره(کار کردن با یه تیم تقریبا ثابت، همکاری با سرمایه گذارهای ... دیدن ادامه » مشکوک سینمای خانگی و بهره بردن از بهترین شرایط اکران برای فیلمش) ....البته بنظر من مافیایی نیست،سیستم معیوب هست و شجاعت و دانش لازم برای اصلاحش رو ندارن و ضمنا مدیری در کنار انتقاداتی که به عملکرد اخیرش وارد هست از بزرگان طنز کشور هست و خیلی‌ها افسرده نشدنشون رو به اون و برادران نابغه(قاسم‌ها) مدیونن
۱۴ بهمن ۱۳۹۶
البته که مدیری هم موضع خودش رو داره.من واقعا فکر میکردم رشیدپور میتونه میزان جدیت هفت رو درک کنه و سوالهای مفیدی بپرسه،به عنوان مجری باید بتونه.
به هرحال موافقم که مدیری هم مناسب نیست چون احساس میکنم چندان نمیتونه وارد جزئیات مفید بشه.
۱۴ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر دو انسان بالغ تحصیل کرده ی شاغل کتابخوان،نمی توانند با مشکلات زندگیشان کنار بیایند و آن را حل کنند،احمقهایی بیش نیستند.


آقای کارگردان و فیلمنامه نویس محل زندگی شما دقیقا کدام روستای دور افتاده ی بدون آب و برق است که هنوز نمیدانید شخصی به نام روانپزشک آفریده شده برای حل مشکلات روانی و نیازی نیست ما همسر افسرده ی مان را یکسال تحمل کنیم!بلکه به عنوان قشر تحصیل کرده میتوانیم عاقلانه حال او را بهبود ببخشیم.عقل و منطق چیزهای خوبی هستند که مرد ها ادعا میکنند آن را بیش تر از زنها دارند.(البته اون مردهایی که آن طور قر میدادند و آن نادری که از من بهتر خانه داری میکرد،باید هم تا این حد حسسساس باشند و بی عرضه)

1.فقط طرح مسئله کافی نیست،باید آن را حل کنید.(واقعا زحمت کشیدید)
البته که نادر با آشپزی سعی در حل مسئله داشت.پیش پا افتاده ترین راه حل ممکن.

2.لالالند ... دیدن ادامه » کمتر موزیک متن داشت.

3.دروغ گفتن با تیزرهای رنگارنگ را متوقف کنید.نود دقیقه بازیگر زن در حال گریه و زاری است،از سه ثانیه ای که در ساحل گذشت بیلبورد میسازید!

 4.چه مسخره!

و در آخر بابت تمام توهین های احتمالی که در متن وجود دارد از هیچ کس معذرت نمیخواهم،چون تا به حال هیچ کارگردانی به خاطر تلف شدن وقت مردم برای فیلم پوچ اش طلب بخشش نکرده.
اتفاقا من از این فیلم خوشم اومد :)
۱۷ آبان ۱۳۹۶
موافق شدیدم.منم فقط حرص زمان از دست دادمم به خاطر فیلم به این سطح پایینی رو خوردم...کاش توی سینما خوابم میبرد حداقل
۲۰ آبان ۱۳۹۶
آقای دانش عزیز اینطور که من از نرخ ها متوجه شدم این هست که افرادی که دارای مدرک دکترای روان شناسی هستن به طور نرم بین 100 تا 120 تومان بابت هر جلسه دریافت می کنن و افرادی که دارای کارشناسی ارشد هستند بین 60 تا 80 تومان البته افرادی که بنام هستند قاعدتا به خاطر ... دیدن ادامه » برندشون بیشتر می گیرن .این نکته رو هم باید خاطر نشان کرد که این نرخ روان شناس ها هست اگر نیاز به روان پزشک داشته باشید هزینه جداگانه و البته قرص و دارو رو هم اضافه کنید .
در مورد نکته دوم واقعا این فیلم درمانی که میگید عالیه ای کاش سایت یا کتاب یا وبلاگی داشتید که مابیشتر از اطلاعاتتون استفاده می کردیم .در هر حال خیلی ممنون
۲۰ آبان ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سروناز یکتا
درباره فیلم زرد i
"زرد"یا"خوشی به ما نیومده"
.
.
.
مخاطب چه گناهی کرده که تنها پنج دقیقه خوشی حقش هست و بعد از اون باید بدبختی دیگران را تحمل کند،
.
.
سوال:آقای تقی زاده شما فیلم جنایی ساختین؟
این میزان خشونت که روی یک کودک اتفاق می افتد،آن هم همان اول فیلم دو دلیل بیشتر ندارد:
1زرد یک فیلم جنایی است.
2.دوست داشتم این خشونت را روی یک کودک اعمال کنم،به نظرتون رد شدن از روی پای یک بچه با ماشین،ایده ی خیلی خفنی نیست؟دلم خواست.


اگر من قرار بود یک فیلم جنایی ببینم.این میزان خشونت را میپذیرفتم.

لطفا با تریلر و پوستر به ما دروغ نگویید.
متاسفانه درین که سینمای ایران نود درصد تبدیل شده به ژانر فاجعه بعضی از تماشاگران هم مقصر هستند....هر فیلمی که پایان روشنی داشته باشه فارغ از سایر معیارها متهم به هندی بودن میشه و کوچک شمرده میشه.....سینمای فاجعه بخودی خود هیچ ارزشی نداره ...طبیعی هست که مرگ ... دیدن ادامه » یه بچه یا یه جوون یا....احساسات ملت رو برانگیخته میکنه و این هیج ربطی به هنر کارگردان نداره.....مهم پرداخت درست شخصیت ها و تاثیری که میگیرن از تغییر شرایط و.....هست..،،.ضمنا این همه تمرکز بر یه شکل ثابت و یه فرمول مشخص نابود کننده خلاقیت و پس زننده تماشاگرهاست
۲۴ مهر ۱۳۹۶
فکر میکنم مشکل محدود بودن ژانر هست،سینمای ایران چندتا ژانر محدود بیشتر نداره،در واقع دوتا:درام اجتماعی(یا درام بدبختی های روزانه ملت)کمدی-درام(یا خندیدن به بدبختی های روزانه ملت)

و فانتزی،جنایی،معمایی،پلیسی،تخیلی،سوررئال و هزارتا ژانر و موضوع دیگه،جدا ... دیدن ادامه » جایگاهی ندارن.
۲۴ مهر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سروناز یکتا
درباره فیلم ویلایی ها i
زنهای این فیلم بسیار شکننده و ناتوان به نظر می رسیدند،من حدود یکسال پیش مستندی به نام(عیسی به روایت هاجر)را دیدم که در این مستند با زنهایی مصاحبه شده بود که تقریبا میشه گفت همرزم های محمد جهان آرا بودند.
این روز ها احتمال اینکه شبکه مستند(عیسی به روایت هاجر)رو نشون بده هست،ببینید و اگر خواستید مقایسه کنید.
وحید هوبخت، نوبادی و سین.شین این را خواندند
مریم نساجی این را دوست دارد
فیلم خوبی نبود... بیشتر از موضوع استفاده کرده بود و نماها و کرینهای بی دلیل صرفا برای جلب تحسین بیننده و تا حدی مرعوب کردنش با نماها و جلوه های ویژه
ساختار داستان و شخصیتها به شدت تخت و ضعیف..
زنها به جای اینکه قدرتمند باشن دست آویز حوادث بودن بیشتر
۰۳ خرداد ۱۳۹۶
بله درسته زنهای این فیلم مادرهایی معمولی و همسرانی دست و پاگیر بودند،شاید بیشتر قرار بود مادرانی فداکار و همسرانی قوی و منطقی باشند.
و واقعا داستان فیلم چی بود؟
فیلم از یه جایی به بعد تکرار شد،همه چیز تکرار شد.
۰۳ خرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

کسانی که از ایران نمایش بلیت گرفتن،میدونن که سایت رو معمولا چه ساعتی برای رزرو باز میکنه؟
چون ایران نمایش هیچ تمایلی به اطلاع رسانی نداره:/
سلام معمولا ساعت 12 ظهر و معمولا یکی دو ساعت قبلش تو صفحه اش مینویسه فروش روزهای جدید از ساعت 12 امروز. ولی واقعا در زمینه اطلاع رسانی ضعیف هستند. در واقع هیچی نمیدونند ظاهرا! با پشتیبانیش هم تماس میگیری تنها جوابی که میدن اینکه گروه باید بهمون اطلاع بده
۰۳ آذر ۱۳۹۵
مرسی:)
۰۳ آذر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سروناز یکتا
درباره نمایش کالیگولا i
فکر کنید...
شما تا به حال در زندگی تان پرتقال ندیده اید.یک روز خبری به گوشتان میرسد با این مضمون:شخصی هست که یک پرتقال دارد و روزی چند ساعت آن را در موزه ی مرکبات شخصی اش در معرض دید عموم میگذارد.
شما از شنیدن این خبر بسیار خرسند میشوید و خود را برای مراسم پرتقالبینی آماده میکنید.برای اینکه از دیدن پرتقال شوکه نشوید،تصمیم میگیرید پیش زمینه ای را در ذهن خود،از پرتقال بچینید.شروع به پژوهش میکنید؛عکسهایی از پرتقال میبینید،تعریف هایی را میخوانید و توصیف هایی را میشنوید و درآخر به یک تصویر ذهنی از پرتقال دست می یابید:
پرتقال میوه ای کروی شکل ونارنجی رنگ است. روی پوست اش منفذهایی وجود دارد .درقسمتی از بدنه ی کروی اش فرورفتگی سطحی است که از آن قسمت پرتقال به شاخه وصل میشود.
روز دیدار با پرتقال فرامیرسد و شما...شما با یک میوه ی آبی رنگِ استوانه ای روبه ... دیدن ادامه » رو میشوید که روی پوستش سرتاسر شطرنجی است.شطرنجی های آبی سیر و آبی فیروزه ای و درقسمت بالای این استوانه،یک قلاب برنجی است که میگویند با این قلاب از شاخه آویزان میشود.
طبیعتا شما نخست ناراحت میشوید که چرا پرتقال ایشان این شکلی است.هرچه بیشتر پیش میرود و این پرتقال روی چرخ گردون بیشتر میچرخد،شما میفهمید که این خودِ خود پرتقال است اما آن پرتقال همیشگی نیست انگار که روی یکی از سیارکهای میان مریخ و مشتری پرورش یافته.


همه ی این هارو گفتم که بگم: قبل از دیدن کالیگولا چندین بار نمایشنامه اش رو خوندم،متن سنگین بود و نیاز بود خودم رو آماده کنم.آماده کنم برای دیدن اجرایی شبیه همه ی اجراهای معمولی و کلاسیک که نهایتا تنها تفاوت اش اینه که در آشپزخانه دربار رخ میده.بسیاااار زیااااد به کسانی که هنوز اجرا رو ندیدن پیشنهاد میکنم که از قبل متن رو بخونن،چون این امکان هست که صدای موسیقی اجازه نده شما بخشهایی از دیالوگ هارو بشنوید،اگر پیش زمینه داشته باشید دست کم میدونید که کالیگولا داره راجع به چی صحبت میکنه و به چه منظوری.من یک نمایش فرامتفاوت دیدم که خیلییی خوب بود هرچند که از تصویر ذهنی من دور بود.حتی از برداشت من هم دور بود.کرآ این شکلی و کالیگولا اون شکلی...خوب من فکر میکردم که کالیگولا سیاه و کرآی جوان سپید است،در حالیکه در کالیگولای غنی زاده برعکس بود.

ودر آخر کاش میشد واین امکان وجود داشت که از کف پوشهای پلاستیکی آجدار استفاده میشد تا از احتمال سرخوردن و افتادن بازیگران جلوگیری شود.البته این کف پوش ها تا حدودی عایق صدا هستند و صدای قدمهای غلام واضح شنیده نخواهد شد و این که چون آجدارن تمیز کردن صحنه دشوارتر میشود.
در نتیجه اگر نمیشه کاری کرد من دعا میکنم که بازیگران تا آخرین روز اجرا سالم و سلامت در صحنه بازی کنند.بدون لیز خوردگی.آآآمییین
و در آخر آخر منتظر یک نقد و بررسی جامع و مفید(درست و حسّابی)از دوستان و منتقدین هستم.تا من نمایش رو موبه مو یادمه،دلم میخواد از هر نشانه و حرکت نتیجه گیری کنم.خودم یه چیزهایی فهمیدم ولی باید مطمئن بشم.
و درآخر آخر آخر دیشب قبل از خواب و امروز بعد از بیداری حس عجیب و غمزده ای دارم.انگار که بخشی از امید زندگی ام رو مصرف کردم.در واقع من سه هفته انتظار کشیدم،دوروز قبل25ام از شدت هیجان خواب درست و حسابی نداشتم.امروز امابیست و ششمه.دیگه به چه انگیزه ای باید منتظر بمونم؟کاش امروز بیست و چهارم بود...این اولین باری که من میخوام زمان برگرده.
نگران کاهو کلم کرفس ها نباشید،پارک ساعی خرگوش زیاد داره.(آخرین باری که رفتم داشت مگر اینکه تغییر کاربری داده باشن)نگران نونوایی محل باشین:)
خلاصه کنم حرفم رو(!!!!!)ممننننننننونننننننم گروه اجرایی و بازیگران عزیز.
سروناز یکتا
درباره نمایش کالیگولا i
برای پر شدن صفحه های یک نمایش کافی بود قیمت بلیت اعلام شود.
معترضین پشت سر هم پست گذاشتند.کارگردان نمایش پست ها رو دید،یک جلسه با عوامل اجرایی گذاشت و گفت:(ممکنِ ما مخاطب های درجه یکمان رو از دست بدیم.بهتره از سودمون کم کنیم،در عوض این نمایش دیده شود چون من برای این نمایش خیلی زحمت کشیدم دوست دارم دیده شود.)عوامل موفقت کردند.کارگردان هم یک نامه ی سرگشاده تحویل صفحه های مجازی داد:من طاقت ندارم ببینم دلسوزان فرهنگ و هنر این مملکت به خاطر کمبود بودجه،این اثر شاهکار مرا نبینند.پس قیمتها شکسته شد فقط برای شما.
(و آنها به خوبی و خوشی سالیان سال در کنار هم نمایش دیدند.)
قیمت بلیت اعلام میشود.
معترضین اعتراض میکنند.کارگردان پست ها را میبیند و بحث میشود و حرمتها شکسته میشود و قهر قهر قهر تا روز قیامت.اما قیمت تغییر نمیکند.
قیمت بلیت اعلام میشود.
معترضین اعتراض میکنند.جمله ی/تئاتر به کالای لوکس تبدیل شده/مد میشود.حتی بزرگان تئاتر به قیمت و محل اجرا و کیفیت واکنش منفی نشان میدهند.اما قیمت تغییر نمیکند.
قیمت بلیت اعلام میشود.
معترضین اعتراض میکنند.کارگردان پست ها رو نمیبیند و شاید میبیند ، به روی خودش نمی آورد.بزرگان هم نظری ندارند.معترضین هم خوشحال اند که هرکاری از دستشان بر می آمد انجام داده اند.اما قیمت تغییر نمیکند.
معترض ها که خودشان را دلسوز تئاتر می دانند،ترجیح میدهند جلوی باد کولر و نشسته اعتراض کنند.ایده ی خاصی ندارند به قول خودشان تحریم میکنند!
اگه واقعا اعتراض دارید چرا یه قرار گروهی با تیوال نمیذارید،تا یک روز اجرا رو به شما اختصاص بده و شما اجرا رو تماشا نکنید به این منظور که کارگردان تنها به پول این نمایش نیاز دارد نه مخاطبانش.
چرا بلیت هارو نمیخرید و در یک حرکت نمادین نصف قیمت به بچه های ده ساله نمیفروشید تا هم آنها یک نمایش ببینندو هم کاگردان بفهمد که مخاطب باید آگاه و دانا باشد نه صرفا آدمیزاد.
چرا چارتا پلاکارد درست نمیکنید و جلوی تئاتر شهر تجمع نمیکنید تا یکی حداقل بفهمد که به قیمت بلیت و کیفیت تئاتر اعتراض دارید؟اصلا مگه شما بچه های تئاتر نیستید؟چرا پرفورمنس اجرا نمیکنید؟چرا برای آسمان آبی و آلودگی هوا لباس سفید میپوشید راه میوفتین توی خیابون تا مردم رو آگاه کنید اما برای تئاتر هیچ اجرای رایگانی رو حاضر نیستید انجام بدید؟
چرا قبول نمیکنید که شما هم حاضر نیستید برای بهبود تئاتر خرج کنید؟
کی از پست گذاشتن توی تیوال جواب گرفتید؟
کی ... دیدن ادامه » تیوال شما رو با کارگردان روبه رو کرد؟کی تونستید با کارگردان حرف بزنید؟شاید اون هم دلایل خودش رو داره.
ایده ی دادن بلیط به بچه های ده ساله عالی بود
۱۳ مرداد ۱۳۹۴
درود. البته اشتباه محاسباتی داشتید. سالن 164 صندلی داره در 27 شب که اگر 95 درصد صندلی ها بطور میانگین فروخته بشه که فرض نامعقولی نیست میشه 200 میلیون. البته احتمال تمدید هم هست.
۱۵ مرداد ۱۳۹۴
دوست من عزیز هر شب سی صندلی مهمان هست. دویست ملیون هم برای بیست نفر در حداقل 4 ماه کاری و برای این کار زیاد نیست. مشکل اضلی اینجاست که این حرفه شغل نیست تا متر و معیار داشته باشه و بر اساس انصاف قیمت گذاری بشه.وقتی شغل نباشه پس هرکس میتونه بگه زیاده یا کمه ... دیدن ادامه » و ما هم که در اینجا از هنرمندان صرفا انتظار کار دلی داریم. اصلا بر فرض حساب شما درست. 200 میلیون. یک نفر کارگردان. 12 بازیگر سطح اول تئاتر با قرارداد تیپ. مترجم. ظراح پوستر و بروشور.طراح صحنه. طراح لباس.طراح نور. دستیار کارگردان اول و دوم. مدیر صجنه.دستیاران صحنه. اجرای نور. گریمور. منشی صحنه. موسیقی و عوامل موسیقی. و هزینه اجاره سالن که بعید میدونم زیر سی میلیون باشه.
به طور تقریبی حدودا سی نفر شاید بیشتر یا کمتر. به نظرتون از 170 میلیون گفته شما بدون در نظر گرفتن تعداد بیشمار مهمانان مجانی تئاتر ایران. چه قدر به هر کدوم از عوامل می رسه. کمی با دقت تر بررسی کنید. این مبلغ قطعا برای حداقال سه ماه تمرین و یک ماه اجراست. یعنی 4 ماه. به هر فرد تقریبا 7 میلیون میرسد. یعنی حدودا ماهی زیادش را بگیریم دو میلیون.
آیا برای امثال پانته آ پناهی ها یا سعید چنگیزیان یا رامین سیاردشتی و پسیانی زیاده و داریوش موفق و مابقی زیاده؟ اون هم با نظر به اینکه هرلحظه ممکنه با قهر فلان ارگان ممنوع الکار باشن و از بیمه و مزایا هم که خبری نیست.
۱۵ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سروناز یکتا
درباره فیلم نهنگ عنبر i
این فیلم خیلی زیاد من رو به یاد رمان دختری از پرو اثر ماریو بارگاس یوسا انداخت.خیلییی زیاد.
نقره این را خواند
علی عبدالرحیم، فرزان امیری و بهنام [شاهین] باقری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عمید در فرهنگ فارسی خود آورده است: سوگند(sawgand)، در اصل «سوکنته»(Saokenta) به معنای گوگرد و سوگند خوردن به معنی خوردن گوگرد است که نوعی آزمایش برای تشخیص گناهکار از بی گناه بوده. در قدیم مقداری آب آمیخته به گوگرد به متهم می خورانیدند و از تأثیر آن در وجود وی گناهکار بودن یا بی گناه بودن او را تعیین می کردند، بعدها به معنای قسم به کار رفته است.(فرهنگ عمید، ج ۲، ص ۱۴۸۵).

یک شب جناب آقای رشید کاکاوند در برنامه ی رادیوهفت این موضوع را توضیح دادند و افزودند:"سوگند را میخورند و قسم را یاد میکنند."


جهت افزایش اطلاعات عمومی این را نوشتم:)

مثل آخَر و آخِر میمونه.
آخَر (akhar)به معنای دیگر و آخِر (akher)به معنای پایان می باشد.(بر گرفته از سخنان جناب میکائیل شهرستانی در مسابقه4321).





از: خود
خیلی جالب بود .. اصلن نمیدونستم حکایت سوگند رو
ممنون واقعن
۰۱ مرداد ۱۳۹۴
خواهش میکنم:)
۰۲ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سروناز یکتا
درباره نمایش بالابرغذا i
گاس:بن تخت شکست!!!
وحید هوبخت، علی عبدالرحیم و زهرا شایان فر این را خواندند
محمد تاجیک این را دوست دارد
گاس:بایدبراشون یه تخت دیگه بخریم!
۱۹ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موسیقی اروپای شرقی آمیخته با فرهنگ امریکایی و آزادی صدای خواننده .انگار اصلن تلاش نمی کند زیبا بخواند یا فرم خاصی به صدایش دهد . ترانه آنطور که هست پیش می رود . و البته این اثر یک تنظیم استادانه است .گروه Beirut ابتدا با ابتکار Zachary Francis Condon ایجاد که بعد ها تبدیل شد به یک گروه موسیقی.
ترانه ش هم فقط همین چهار خط است که می بینید !

Life, life is all right on the Rhine
No, but I know, but I know
I would have nowhere to go
No, but there’s nowhere to go, to go

http://musictimes.ir/?p=218
آهنگش هم برید اینجا دانلود کنید:)
در راستای پیشنهاد خانم غیاثیان.
اولین بار برای ترجمه ترانه ای از ژاک برل، با این سایت آشنا شدم؛ واقعن سایت خوبیه! فقط امیدوارم، زود به زود شاهد به روز رسانیش باشیم.
ممنون از سروناز عزیز:)
۰۳ بهمن ۱۳۹۳
nowhere دو معنی داره یکی no where و دیگری now here که فلسفه در لحظه بودن ذن هست
۰۹ بهمن ۱۳۹۳
ممنون آقای تورانداز:)
۰۹ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باربد:شرابش یه جوریِ...
امیرکبیر:آقا این شعر عرفانیست.
باربد:آخه عرفانش هم یه جوریِ...
ای وای،ای وای،ای وای

دیالوگ ماندگار شهاب حسینی
(تنهایی،درباره الی و هر فیلمی که در آن دچار ضربه ی روحی بشن)

ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺎ ﺣﺲ ﺧﻮﺑﯽ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﯾﺎﻟﻮﮔﻮ
۱۴ آبان ۱۳۹۳
بله،همیشه توی نقششون وقتی میخوان ناراحت بشن،خیلی عمیق ناراحت میشن.آدم دلش میگیره وقتی از ته دل میگن:ای وای.
۱۴ آبان ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جوون:این ماهگرفتگیه،مادر زاده!
سرکار:این!!
جوون:جوونیم دیگه سرکار...
سرکار:والا ما جوون بودیم می جنگیدیم.
جوون:ما هم می جنگیم.
سرکار:کو؟با کی؟
جوون:همین دیگه اگه بود می جنگیدیم.نیست که.

اسب حیوان نجیبی است-عبدالرضا کاهانی
عالیه :))
۱۲ آبان ۱۳۹۳
اوهووم:))
۱۲ آبان ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
...اگر شرایط اجتماعی و فرهنگی یک جامعه_و یا یک طبقه و گروه_آدم های وابسته به آن جامعه و گروه را به جنایت وادار کند،حکم اعدام،ظالمانه،غیر منطقی و غیر انسانی ست.

انسان،جنایت واحتمال
نادر ابراهیمی
سیاوش:خدا؟یعنی ما هر کی رو از اینجا میزنیم خداخواسته که بزنیم؟از این بالا فرمون آتیش دادن سخته...یادمه اولین باری که دیدگاه رو پیدا کردم،یه افسر عراقی رو دیدم اون ور آب.لب نهر،نیروهاشو همه رو به خط کرده بود.چمیدونم داشت آمار می گرفت سرشماری میکرد.گفتم الان ببینید سیاوش چه بلایی سرتون میاره؛من بی عرضم؟من دیدبانی ام که تا حالا یکبار هم به هدف نزدم؟حالا ببینید با یه گوله چه بلایی سرتون میارم.زدم پونزده،شونزده تاشونو با یه گوله ناکار کردم...فقط به خاطر اینکه ثابت کنم دیدبانه خوبیم.چرا میگی کار خدا بوده؟
بیا،بیا نگاه کن.هرروز دارم این افسر عراقی رو می بینم همونجایی که نیروهاش مُردن.مثه دیوونه ها دور خودش میچرخه.با خودش حرف میزنه.نامه هاشونو نگاه میکنه.با عکساشون،با عکساشون حرف میزنه.
به اون چی بگم به اون هم بگم خدا خواسته؟...نه!

ملکه-محمدعلی باشه ... دیدن ادامه » آهنگر

به به! ملکه این فیلم عالی! و این آذرنگ عالی
۲۳ مهر ۱۳۹۳
این فیلم زیبا ...
مرسی سروناز جان
۲۴ مهر ۱۳۹۳
خواهش میکنم مینا جان:)
۲۴ مهر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نصیر:بی بی من دیوونم؟من که از بچگی بارم روی دوش خودم بوده.من که آزارم به هیچ کس نرسیده.من که به همه پول قرض میدم...من دیوونم؟

وقتی همه خواب بودند-فریدون حسن پور
و بازی زیبای محمدرضا فروتن
۲۰ مهر ۱۳۹۳
فروتن کجایی که یادت بخیر...
۲۱ مهر ۱۳۹۳
عالی...بازی زیبای گلاب آدینه و محمدرضا فروتن...
۲۱ مهر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میهن مشرقی:بهتره از صورتم عکس بگیری...خوب چین و چروک های صورتم رو ببین.
مانی معترف:من این چین و چروک هارو دوست دارم.
میهن مشرقی:تو دیوونه ای!
مانی معترف:تو برای من مثل این بنا میمونی از صد تا ساختمون نوساز گرون قیمت عزیز تری.

شام آخر-فریدون جیرانی
طعم شیرین فیلم ها و خاطره های دیروز
و کام تلخ امروز ما از ...
جهان و اتفاقات و فیلم های امروز
ممنون از این انتخاب سروناز عزیز
۱۸ مهر ۱۳۹۳
مرسی از تجدید خاطره چقدر این فیلم و دوست داشتم....
۱۹ مهر ۱۳۹۳
خواهش میکنم:))
۱۹ مهر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خدایا تو مرا از شر دوستانم حفظ کن،خودم از پس دشمنام بر میام.

همنوایی شبانه ارکستر چوبها
رضا قاسمی
این کتاب عاااااااالیه!!! عالی!

به گمونم بهترین کتاب داستانی بیست ساله ی اخیر توی نظرسنجی وزارت ارشاد هم شده بود.
۱۴ مهر ۱۳۹۳
ممنون از این معرفی هیجان انگیزت دوست خوبم! :)))
۱۴ مهر ۱۳۹۳
خواهش میکنم:)
۱۴ مهر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید