کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال ساسان صبری | دیوار
S3 : 08:51:48 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
من واقعن متاسفم که این نمایش رو دیدم .
دلم برای اون همه انرژی که بازیگرا گذاشتن برای این کار واقعن سوخت . وقتی فکر می کنم طفلیا مجبورن این همه هر شب به روح و روانتشون فشار بیارن اونم در این حد و کار رو اجرا کنم پیش خودم فکر می کنم خوب آخه چرا ؟ که آخرش چی در بیاد .
اصلن حرف متن رو نمی زنم چون رسمن ... بگذریم ... خواهر من کجا مگه زندگی می کنی شما ؟
کارگردانی یه چیزایی داشت برای گفتن اما برادر شما اول ببین داری چی درست می کنی بعد .
بیشترین نمره رو به کل گروه بازیگرای پر انرژی و روحیه و خوش قیافه می دم . همه هم فرم هم غیر فرم .
تو رو خدا از این کارا نکنین با مردم ولی ...
جالبه ظاهرن عوامل این کار خیلی به تیوال سر نمی زنن . هیچ فعالیت یا نظری یا نوشته ای ازشون اینجا دیده نمی شه
درود
جالبه ظاهرا داره تبدیل به یک امر عادی می شه که عوامل یک گروه بیان نظر بدن راجع به کار خودشون(که بعضا همگی مثبت هست)
۲۲ آذر ۱۳۹۸
سلام
راستش به عنوان صاحب اثر استقبال از نظرات مخاطبین و یا برقراری مکامه در اینجا رو شخصن خیلی می پسندم . به نوعی حس می کنم احترام به نظرات مردمه . و خوب بعضی وقت ها هم بعضی توضیحات می تونه کمک کنه . این با اون نظر مثبت دادن هایی که از پروفایل های یک روزه میاد به نظرم خیلی فرق داره
۲۳ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوب بچه ها خسته نباشید . یکی از چالش های شما این بود که گروهی با تجربه تر دقیقن همین کار رو در زمانی خیلی نزدیک با امکاناتی بیشتر اجرا کرده بود و خوب کار شما رو سخت تر کرده بود .
برداشت از فیلمی پر سر و صدا کار خیلی سختیه . و اگه درست از آب در نیاد کار دلچسبی نمی شه . به نظر من یکی از بزرگترین اشتباه ها ایرانی کردن داستانی بود که اساسش ایرانی نیست و بنا و بنیادش در خانواده ها و فرهنگ ایرانی جا نمی گیره . چیزهایی که اضافه شده بود به نظر من تلاشی برای همین امر بود که باز هم من می گفتم ایکاش نبود . اضافه کاری زیاد می دیدیم . وقتی کسی در حال خوندن پیام موبایله چه دلیلی داره یکی دو نفر اون طرف تر حتمن مشغول حرف زدن یا انجام کاری باشن .
ولی این وسط بازی خانم آقا پور خیلی درست و به جا بود همچنین حضور و بازی اون آقایی که تنها به مهمونی هم اومده بودن هم به دل من نشست .
امیدوارم که کارهای بعدی قدمهای درخشان و محکمی باشه .
ممنونم جناب صبری عزیز
۰۹ آذر ۱۳۹۸
ممنون
۱۴ آذر ۱۳۹۸
ضمن عرض خسته نباشید خدمت عوامل این نمایش خوب اموزنده بامحتوا.پنجشنبه این نمایش دیدم ساعت هشت نیم تازه نمایش قبلی تموم شد و با نیم ساعت تاخیر شروع شد بیانگر مدیریت بی نظم سالن.دوم بازیگران به حد افراطی از کلمه عزیزم استفاده کردن دلیلی نداره بازیگران مرد بهم عزیزم بگن!!.سوم درسته گروه از جهت مالی کم بضاعت اما دکور خیلی فقیر خلوت بود حتی مبلمان میز عسلی برای هفت تا بازیگر جا نداشت.میز عسلی انقدر کوچیک بود بازیگران همش باید احتیاط میکردن گوشی یا ظرف سالاد نیفته زمین.
مشابه موضوع داستان چندی پیش تالار حافظ نمایش نیمه تاریک ماه دیدم که از جهت دکور و بازیگران معروف در قیاس لاکچری محسوب میشد البته با بلیت دوبرابر قیمت!
در کل اثر خوبیه گذشته هر انسانی که واکاوی بشه مثل باغ گل رز کرمهایی توش پیدا میشه و دروغ پنهانکاری هر کسی ممکن داشته باشه.
۱۶ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ساسان صبری
درباره نمایش سکوت سفید i
صاحب نظری _ طبق فرموده خودشون و دوستانشون - ایراداتی مفصل به این کار گرفتن ( اون هم توی اون روزایی که تیوال تنها جا برای تبلیغ و معرفی نمایش بود ) لطف کردن کتاب معرفی کردن و برای سوال های بی ملاحظه من بسیار وقت گذاشتن و کلی جواب دادن . به لطف ایشون کتاب رو خوندم . کمی تحقیق کردم و دوباره نمایش رو دیدم . و این بار با اعتماد به نفس بیشتری عرض می کنم که نمایش بسیار دلنشین و درست بود . سری قبل از بازی خانم اقبال نژاد بیشتر خوشم اومد . اما این سری نمی تونستم دیگه انتخاب کنم . لباس دکور نوع روایت حضور بازیگران همه تمام و کمال در خدمت اجرایی دلچسب و دلنشین بودن . باز هم از همه عواملی که این نمایش رو به صحنه بردن و عواملی که باعث شدن به قولی " دو زار " بیشتر یاد بگیرم . ممنونم
از شما و همه ی لطف و دقت تان در همراهی با سکوت سفید بسیار ممنونیم جناب ساسان صبری عزیز ... پاینده باشید ..
۰۸ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ساسان صبری
درباره نمایش لانچر ۵ i
اول همه بگذارین بگم دمتون گرم هر کاری کردین که اینطور تو این اوضاع حتی راه پله اتون هم فروش بره دمتون گرم . نوش جونتون .
واقعن دست مریزاد داره . بدون فوتبالیست . بدون مجری . بدون بازیگر مشهور و گرون اینطور مردم رو به سالن بکشونی کاریه که من به افتخارش بلند می شم و دست می زنم . دلیلی محکم برای اینکه کار اگه برای مردم جذاب باشه این سواری دادن ها و پول خرج کردن ها الکیه . چقدر دلم می خواست می شد این الکی رو بولد می نوشتم . دمتون واقعن گرم . خیلی خیلی هم گرم .
اما بریم سراغ خود کار و نظرهای شخصی من . کار داد می زد که ماه ها تمرین جدی شده و همه چیز به خوبی در اومده بود . شخصیت های فرعی به شدت جذاب بودن و خیلی خیلی عالی از پس نقششون بر اومده بودن . و بر عکس جنس شوخی ها و بعضی وقت ها حتی جدیت سرگرد شادکام ( امیدوارم اشتباه ننوشته باشم ) اذیت می کرد . متن منو با خودش خوب کشوند هر چند یه جاهایی چه در اوایل کار و چه در آخر کار دلم می خواست کوتاه تر می بود . آخر دو ساعت واقعن خسته بودم . کارگردانی کار و کوریوگرافی درگیری ها رو دوست داشتم . ولی یک چیز دیگری هم هست اونم اینکه وقتی کاری اینطور فروش می کنه مورد استفبال قرار می گیره توقع و انتظار آدم رو بالا می بره . کمی از اون چیزی که منتظرش بودم پایین تر بود ولی منکر لذت و کیفی که از دیدن این کار بردم نمی شم .
خیلی خسته نباشید . منتظر دیدن کارهای دیگر گروه هستم .
سرگرد شایگان بود به نظرم
۳۰ آبان ۱۳۹۸
درسته سرگرد شایگان . ممنون از یادآوری تون .
۳۰ آبان ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ساسان صبری
درباره نمایش کد ۱۳ i
چقدر جذابه که ببینی شیش تا دختر خیلی جوون اینطور صحنه رو تو دستاشون بگیرن و تو رو با داستانشون غرق کنن . زحمت بازیگر نقش های مدیر و مستخدم رو ندیده نمی گیرم ولی واقعن نمایش به دوش این شیش تا پیش برده می شد . نمی خوام بگم بی عیب و نقص بودن اتفاقن یه جاهایی پیش خودم می گفتم ایکاش این کار رو نمی کرد . اما انقدر گذرا بود که دلیلی برای اهمیت دادن برات نمی موند . امیدوارم که امروز شاهد فعالیت های عده ای بازیگر بوده باشم که در آینده نه چندان دور ستاره های تئاتر تلویزیون و سینمامون صداشون کنیم .
ممنونم که مارو تماشا کردین ❤️
۲۹ آبان ۱۳۹۸
واقعا یک دست و هماهنگ و باورپذیر بودن
۲۹ آبان ۱۳۹۸
ممنون از لطف و محبتتون
۲۹ آبان ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ساسان صبری
درباره نمایش کاتالپسی i
راستش اون اجرایی که من دیدم یک مشکل بزرگ داشت که اجازه نمی داد من به بقیه چیزا فکر کنم . اونم بازیگراش بود. همه از اول تا آخر . ببخشیدا شرمنده به قرآن اونم تو این اوضاع ... اما برای من اینطور بود که انگار چند نفر دارن تلاش می کنن داستانی رو با نمک برای من تعریف کنن . واقعن بانمک و خیلی خوش انرژی بودن اما من هیچکدومشون رو به عنوان نقشی که داشتن بازی می کردن باور نکردم . خودشونو می دیدم نه اونی که باید . صحنه جای کار خیلی زیادی داشت که این رو هم می ذاریم به پای عدم وجود بودجه لازم . کلی چیز دیگه نوشتم که پاک کردم راستش دلم نیومد . شما که نمایش اجرا می کنین برای ما محترم هستین . لطفن ما تماشاگران رو مثل خودتون بدونین .
ساسان صبری
درباره نمایش سکوت سفید i
من دو سه شب پیش این کار رو دیدم و تا الان داشتم به هر چیزی که دیده بودم و شنیده بودم فکر می کردم و باز و باز و باز لذت می بردم . آقای سلیمانی نمایش رو فقط خوب نمی شناسه براش احترام قائله . برای همینه که کاراش به دل می شینه و تو با لذت تمام از دیدن کار یاد می کنی . دکور و استفاده ازش رو خیلی دوست داشتم . در مورد یکی دو تا از بازی ها کمی طول کشید که باهاشون همراه شدم اما بعدش کاملن برام جا افتاد و لذت بردم اما کسی که از لحظه ورود تا آخرین لحظه برام لذتبخش بود حضورش خانم اقبال نژاد بود . متن چقدر ساده بود و چقدر عمیق . مثل پیر خسته و دنیا دیده و رنجوری که با صدای کودکانه حرف می زنه . من باز هم می خواد از آقای سلیمانی تشکر کنم . تمام انتخاب هاش بسیار درست بود .
جناب ساسان صبری ... چه برداشت شاعرانه ای از نمایش داشتید؛ به به .... پیر خسته و دنیا دیده و رنجوری که با صدای کودکانه حرف می زنه ... ممنون از نظر لطفتان و همراهی تان ... پاینده باشید ...
۲۷ آبان ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چیزی که به تازگی در چند نمایش دیدم اصرار بر دیدن سینما در سالن نمایشه . من نمی پسندم . دلم می خواد سینما رو در سالن سینما ببینم و چیزی متفاوت از اون در سالن نمایش ببینم . چرا باید وقتی کارگردان نمی تونه مطمئن باشه که آیا تماشاگر به این شخص یا این اتفاق در این لحظه نمایش تماشاگران توجه می کنن یا خیر باید از پروژکشن استفاده کنه . تماشاگر نمایش باید آزاد باشه که هر سمتی از نمایش رو که می خواد ببینه . دکور نمایش چنگی به دلم نزد . بازی ها فقط سام کبودوند و خانمی که روبروشون بازی می کردن . بقیه اصلن به نظرم نقش رو نفهمیده بودن . در مورد متن و ضرورت اجرای چنین متنی در ایران نمی دونم چی بگم . واقعن نمی دونم ضرورتی داره که در این مقوله حرفی زده بشه یا نه درد واقعی این روزهاست ولی چیزی که بهش دارم فکر می کنم اینه که آیا باید نعل به نعل ( در نود درصد کار ) همونی که تو فیلمه رو اجرا کنیم یا اینکه نه طوری این حرف رو بزنیم که ایرانیزه تر باشه . و در آخر . من نمی دونم چرا وقتی این همه بازیگر بسیار خوب تئاتر داریم چرا برای انتخاب بازیگر دارن توی مجری ها و ورزشکارا می گردن . حتی اگه دنبال برگشت مالی هستین یک اجرای قدرتمند و تکان دهنده خیلی بهتر تماشاگر به سالن می کشونه تا یک چهره آشنا .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درست به همون اندازه که اجرای این کار تمرکز خیلی بالایی می خواست تماشای این کار هم تمرکز می خواست . واقعن کاری نیست که به هر کسی پیشنهادش کنی ولی اگه کسی صبر و حوصله به خرج بده و دقت کنه به نظر من از دیدن این نمایش بسیار لذت می بره . فراز و فرود های نمایش خیلی پر سر و صدا نیست اما بسیار عمیقه . شوکه کننده است . برای فهموندن مطلبی به تماشاگر فریاد نمی زنه فقط نگاه می کنه . و خوب طبیعیه که تماشاگری که این مدل حرف زدن باب طبعش نیست از این کار خوشش نیاد . طراحی صحنه رو خیلی دوست داشتم . از این که هنوز هستن که از پتانسیل تئاتر استفاده می کنن و زیبایی می آفرینند خوشحالم . بازی ها همه به قاعده و درست . شخصن بازی مرد جوان رو بیشتر دوست داشتم . منتظر دیدن کارهای بعدی این کارگردان هستم .
ساسان صبری
درباره فیلم زهرمار i
اگه می خواین برین یه فیلمی ببینین که ذهنتونو در گیر هیچی نکنه یه جاهایی بخندید یه جاهایی ساکت شید . اگه بهتون پیغام دادن پیغامتونو جواب بدین و آب از اب تکون نخوره بعدشم وقتی میاین بیرون همه چیزو فراموش کنید به شدت این فیلم توصیه می شود . نه جدی می گم . بعضیا می خوان برن تو سینما که یه ساعت به چیزی فکر نکنن کاری ندارن چی می بینن . به هر حال برای همه جور سلیقه و نیازی باید تولید داشته باشیم دیگه .
کجای این فیلمو بشدت توصیه میکنید ؟ !!! یه فیلم بی محتوا که نه سر داشت نه ته ! تکلیفش با خودش روشن نبود ...
۱۳ مرداد ۱۳۹۸
دقیق خوندید متن آقای صبریو ؟ این که به چه علتو زمینه ای توصیه میکنه ؟ !!!!
۱۳ مرداد ۱۳۹۸
بله خوندم ! من میگم اون بیست تومن میرم میشینم بستنی میخورم نه تو تاریکی پیغامامم جواب میدم ....
من فیلم مصداق بارز اون لرزش های معروف اقای رضویان بود که میگفت اه متحول شدم یکی منو بگیره :))))
۱۴ مرداد ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من اتاق خواب رو دیدم . راستش همیشه اصرار دارم که کار یا تئاتر باشه یا فیلم . نمی شه همین این باشه هم اون . اقرار می کنم که این کار از این تلفیق تا یک حدودی لذت بردم ولی از جایی به بعد دیگه داشت اذیتم می کرد . فرق تئاتر با سینما اینه که شما انتخاب می کنی چه ببینی اما در سینما کارگردان انتخاب می کنه . و اینجا به خاطر نوری که مناسب دوربین طراحی شده بود جاهایی نمی تونستم بازی ها رو با دقت ببینم و تصویر رو می دیدم و خوب چیزی می دیدم که کارگردان به فیلمبردارش گفته بود اینجوری بگیر . قدرت انتخاب نداشتم . ماشالا به بازیگرا که این همه مدت ریتم رو نگه داشتن و این همه سردی و تلخی رو در حد و مرز نگه داشتن . از سالن که در اومدم با خودم می گفتم کار بدی نبود ولی داستان نوع روایت و ریتم آزارم داد . و این جیزی بود که کارگردان می خواست . اما من اگه می دونستم نمی رفتم ببینم .
پی نوشت : تو رو خدا یه اجرا بذارین برای عکاس ها هر چقدر دلشون می خواد عکس بگیرن و تمام . این چیه که قشنگ جا افتاده هر جا می ریم یکی هست خیلی شیک و انگار نه انگار نمایشی داره اجرا می شه و تماشاچی اومده تلق و تلق عکس می گیره . آقا به قران به همون اندازه که نمایش و اجراش و عواملش محترمن تماشاچی هم محترمه و مهم .
اریک قاراسمیان این را خواند
امیر مسعود این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
راستش چند روزه دارم فکر می کنم چی بنویسم . اصلن بنویسم یا نه
از بازیگر خانم . خانم سیف . ممنون که بودن و تک لحظه هایی رو جذاب خلق کردن .
iamnegin@ این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوشحالم که این کار رو دیدم . فرشاد هاشمی خیلی سریع تماشاچی رو وارد دنیای خودش می کنه . دنیا رو بهش می قبولونه و کار به جایی می رسه که تماشاچی هم جزئی از بازیگرهای این دنیا می شه . با کراهت رفتم و نشستم پرای دیدن کار . می گفتم آخه یعنی چی خودت بنویسی خودت کارگردانی کنی خودتم بازی کنی خودم پولشو بدی . خوب خودتم تماشاش کن چیکار به کار ما داری دیگه . اما خوشجالم که دیدم . به سلیقه من این نوع کارها تئاتر تر هستن . نه لباس و دکور عجیب غریب . نه بازیگرهای گرون نه بریز و بپاش اما یک کار شسته رفته و کاملن قابل قبول .
دستشون درد نکنه .
خسته نباشید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ساسان صبری
درباره نمایش تراس i
خوب اولن که خدا رو شکر بعد از مدتها تونستم یه کار برم و ببینم . فقط اسم آقای کرامتی و احتمال دیدنش از نزدیک برای من یعنی کلی انرژی که برم و کار رو ببینم . فارغ از همه خوب و بدها و باید نباید های موجود .
اما خوب ها :
قبل تر من اجراهای دیگه ای از تراس دیده بودم که این اجرا از اونا خیلی بهتر بود . خیلی شسته رفته تر و پخته تر .
بازی احمد ساعتچیان خانم فریده سپاه منصور و امیر رضا دلاوری رو خیلی دوست داشتم .
موسیقی و لباس هم همچنین جزء خوبها بود برام .
انتخاب جواد یحیوی برای اون نقش خیلی خوب بود ... دیدن ادامه ››
و بد ها :
دکور باید طوری باشه که همه به راحتی ببینن . این چیزی که به عنوان پنجره گذاشته بودن مانع دید کامل تماشاچی هایی می شد که پشت اون نشسته بودن .
متن اصرار داره که من در پاریس هستم اما بازی مخصوصن رویا میر علمی مشخصات یک زن ایرانی متجدد رو داشت . با همون شلوغ کاری ها و تلاش برای خنده گیری
که البته این بلای خیلی از بازیگرهای حتی خوش نام ما شده که در هر شرایطی می خوان از تماشاچی خنده بگیرن . هیچ کس از خنده بدش نمیاد اما تو رو خدا هر چی می ریم جلوتر این مرز این نوع نمایش ها رو با تئاتر آزاد یا به قولی لاله زاری کم نکنید .
حیف نقش به اون خوبی که جواد خان بهش کم لطفی کرده بود
اما روی هم رفته :
با حال خوب از کار اومدم بیرون . خسته یا عصبی یا کلافه نبودم .
خسته نباشید
بازی خوب . لباس مناسب . طراحی صحنه به اندازه . استفاده از صحنه عالی . نو آوری به اندازه ای که کیفور می شی . بازی آقایون شیرین .و درست و لذتبخش و متنی که حسابی درگیرت می کنه مخصوصن بعد از کار ... به خدا نامردیه اون صندلی های خالی ... یه گیرای کوچولویی با متن داشتم که حقیقتن می شه ازش گذشت . دمتون گرم همه گی .
سپیده و امیر مسعود این را خواندند
غزال شعبانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ساسان صبری
درباره فیلم درساژ i
حیف که فیلمو دیر دیدم . خیلی دوست داشتم . خیلی ما فیلم نداریم با موضوعی مثل این . یه نظرم خیلی حرفش به جا بود . خیلی درست بود . نگرانی اجتماع و بچه هایی که به شدت هم نگران این روزهاشون هستیم هم فرداشون . زیر بار حرف زور پر زور تر از خودشون برن یا نرن . سیلی بخورن و صداشون در بیاد یا نیاد . درست وقتی که حتی بزرگتر هات هم حرف تازه ای برای گفتن ندارن . به آدما اعتماد کنن یا نه .... دوست داشتم حسابی
ساسان صبری
درباره نمایش ۳۰/دی/۹۵ i
خوب ... همین الان دو سه خط نوشتم بعد دیدم خیلی داره تند می شه برای همین پاکش کردم و دوباره شروع کردم که منصفانه بنویسم . خوب وقتی وارد می شی اولین چیزی که می بینی دکوره . به دلم نچسبید . درسته که کار رئاله و باید یک خونه رو تا جایی که می شه عینن ساخت اما به دلم نچسبید . نه انقدر واقعی بود که بگم وارد یک خونه شدم نه انقدر هنری بود که بگم چه حجم زیبایی . آب و دونش سوا بود . بعد متن کار .. شروع خوبی بود . کسی که هم زمان داره کسب و کارشو از دست می ده هم زندگی شو . من فقط موندم که خوب چرا ساختمون پلاسکو ؟ از این فاجعه عظیم شما چه استفاده کردین ؟ خوب می شد هر جای دیگه ای باشه . یه پاساژ دیگه به همون اندازه که شما بهره برداری کردین می تونست جواب کارتون رو بده نه پلاسکویی که از دست دادنش اتفاقی به اون بزرگی بود . غافلگیری ها و چالش هایی که به کار وارد می شد تازه نبود . طراحی لباس .. اصلن داشت ؟ یا اینکه هر کی هر چی داشت پوشیده بود اومده بود ؟ هیچ اختلاف شخصیتی یا طبقاتی شما در پوشش افراد متوجه نمی شدین . مثال : لباس خدمتکار خونه رو با بقیه آدما مقایسه کنید . من که می گم از اونا شیک تر بود . و بعد بازیا ... انتخاب بازیگرها خیلی درست بود . هر بازیگر با توجه به انرژِی که با خودشون میارن و فیزیکی که دارن نماینده خوبی برای شخصیت ها داشتن اما این وسط فقط دست خانم دلشاد درد نکنه . واقعن یک جاهایی نجات می داد فضای کار رو و صحنه ای که کسی با کسی کار نداشت و هر کس فقط دیالوگ های خودشو می گفت . که در اکثر مواقع باید بگم داد می زد . حضور در صحنه تکنیک متفاوتی نسبت به حضور جلوی دوربین داره که عمده بازیگرهای این کار از این تکنیک بهره ای نبرده بودن .
حسن جوادی و حمیدرضا مرادی این را خواندند
رضا غیوری و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ساسان صبری
درباره نمایش ماه در آب i
اگه می خواین به میزان اهمیت بازیگر تاثیر گذار در یک نمایش پی ببرید به دیدن این نمایش برید و ببینید وقتی چنین بازیگری نباشه چی می شه . غیر از خانم فرهاد پور باقی بازیگر ها لحظه های زیادی رو از دست داده بودن و یا اصلن خرابش کرده بودن . ببخشید که انقدر بی رحمانه می گم اما بسکه حرصم دادین . شاید بهتر بود از خوبی های کار اول می گفتم اما این نقص خیلی منو اذیت کرد . از خوبی های کار می شه از صحنه خوبش گفت . صحنه ای که نمای خوبی داره تاثیر خوبی به روی تماشاگر می ذاره و البته استفاده خوبی هم ازش شده .
امیر، حمیدرضا مرادی و دایِه* این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ساسان صبری
درباره نمایش خرده نان i
وقتی کار رو دیدم به خودم گفتم چرا انقدر لفتش دادی ؟ ایکاش زودتر می اومدی . به محض اینکه کار شروع شد من خودم یادم رفت . اینکه چطور نشستم . اینکه کجا نشستم . اینکه کی هستم . فکر می کردم مثل یه بچه خوب و ساکت یه گوشه خونه یه زن و شوهر دوست داشتنی نشستم و بهم اجازه دادن بی سر و صدا زندگیشونو نگاه کنم و غرق لذت بشم . دکور رئال نبود اما بعد از یه مدت تعریف خونه برای من شد . طوری که اگه اون موقع ازم می پرسیدن می گفتم مگه خونه شکل دیگه ای هم هست ؟ چقدر متن خوبی بود . چه اجرای خوبی بود . چه بازی های درخشانی بود . ایکاش حالا حالا ها روی صحنه بمونه و مردم برن و بلیط بخرن و این کار رو ببینن . این یعنی تئاتر . بدون سوپر استار سینما و گرون قیمت . بدون جار و جنجال و های و هوی ... بدون هر گونه ادا ... خیلی خیلی ممنون از هر کسی که هر کاری حتی کوچیک برای این کار کرده بود .
ساسان صبرى عزیز ... این حس و حال شما پس از دیدن احرا خستگى تلاش چندماهه ى ما را از تن به در مى برد ... ممنونم و پاینده باشید.
۰۷ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید