تیوال ساسان صبری | دیوار
S3 : 00:01:30
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
ساسان صبری
درباره فیلم زهرمار i
اگه می خواین برین یه فیلمی ببینین که ذهنتونو در گیر هیچی نکنه یه جاهایی بخندید یه جاهایی ساکت شید . اگه بهتون پیغام دادن پیغامتونو جواب بدین و آب از اب تکون نخوره بعدشم وقتی میاین بیرون همه چیزو فراموش کنید به شدت این فیلم توصیه می شود . نه جدی می گم . بعضیا می خوان برن تو سینما که یه ساعت به چیزی فکر نکنن کاری ندارن چی می بینن . به هر حال برای همه جور سلیقه و نیازی باید تولید داشته باشیم دیگه .
کجای این فیلمو بشدت توصیه میکنید ؟ !!! یه فیلم بی محتوا که نه سر داشت نه ته ! تکلیفش با خودش روشن نبود ...
۱۳ مرداد
دقیق خوندید متن آقای صبریو ؟ این که به چه علتو زمینه ای توصیه میکنه ؟ !!!!
۱۳ مرداد
بله خوندم ! من میگم اون بیست تومن میرم میشینم بستنی میخورم نه تو تاریکی پیغامامم جواب میدم ....
من فیلم مصداق بارز اون لرزش های معروف اقای رضویان بود که میگفت اه متحول شدم یکی منو بگیره :))))
۱۴ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من اتاق خواب رو دیدم . راستش همیشه اصرار دارم که کار یا تئاتر باشه یا فیلم . نمی شه همین این باشه هم اون . اقرار می کنم که این کار از این تلفیق تا یک حدودی لذت بردم ولی از جایی به بعد دیگه داشت اذیتم می کرد . فرق تئاتر با سینما اینه که شما انتخاب می کنی چه ببینی اما در سینما کارگردان انتخاب می کنه . و اینجا به خاطر نوری که مناسب دوربین طراحی شده بود جاهایی نمی تونستم بازی ها رو با دقت ببینم و تصویر رو می دیدم و خوب چیزی می دیدم که کارگردان به فیلمبردارش گفته بود اینجوری بگیر . قدرت انتخاب نداشتم . ماشالا به بازیگرا که این همه مدت ریتم رو نگه داشتن و این همه سردی و تلخی رو در حد و مرز نگه داشتن . از سالن که در اومدم با خودم می گفتم کار بدی نبود ولی داستان نوع روایت و ریتم آزارم داد . و این جیزی بود که کارگردان می خواست . اما من اگه می دونستم نمی رفتم ببینم ... دیدن ادامه » .
پی نوشت : تو رو خدا یه اجرا بذارین برای عکاس ها هر چقدر دلشون می خواد عکس بگیرن و تمام . این چیه که قشنگ جا افتاده هر جا می ریم یکی هست خیلی شیک و انگار نه انگار نمایشی داره اجرا می شه و تماشاچی اومده تلق و تلق عکس می گیره . آقا به قران به همون اندازه که نمایش و اجراش و عواملش محترمن تماشاچی هم محترمه و مهم .
اریک قاراسمیان این را خواند
امیر مسعود این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
راستش چند روزه دارم فکر می کنم چی بنویسم . اصلن بنویسم یا نه
از بازیگر خانم . خانم سیف . ممنون که بودن و تک لحظه هایی رو جذاب خلق کردن .
iamnegin@ این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوشحالم که این کار رو دیدم . فرشاد هاشمی خیلی سریع تماشاچی رو وارد دنیای خودش می کنه . دنیا رو بهش می قبولونه و کار به جایی می رسه که تماشاچی هم جزئی از بازیگرهای این دنیا می شه . با کراهت رفتم و نشستم پرای دیدن کار . می گفتم آخه یعنی چی خودت بنویسی خودت کارگردانی کنی خودتم بازی کنی خودم پولشو بدی . خوب خودتم تماشاش کن چیکار به کار ما داری دیگه . اما خوشجالم که دیدم . به سلیقه من این نوع کارها تئاتر تر هستن . نه لباس و دکور عجیب غریب . نه بازیگرهای گرون نه بریز و بپاش اما یک کار شسته رفته و کاملن قابل قبول .
دستشون درد نکنه .
خسته نباشید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ساسان صبری
درباره نمایش تراس i
خوب اولن که خدا رو شکر بعد از مدتها تونستم یه کار برم و ببینم . فقط اسم آقای کرامتی و احتمال دیدنش از نزدیک برای من یعنی کلی انرژی که برم و کار رو ببینم . فارغ از همه خوب و بدها و باید نباید های موجود .
اما خوب ها :
قبل تر من اجراهای دیگه ای از تراس دیده بودم که این اجرا از اونا خیلی بهتر بود . خیلی شسته رفته تر و پخته تر .
بازی احمد ساعتچیان خانم فریده سپاه منصور و امیر رضا دلاوری رو خیلی دوست داشتم .
موسیقی و لباس هم همچنین جزء خوبها بود برام .
انتخاب جواد یحیوی برای اون نقش خیلی خوب بود
و بد ها :
دکور باید طوری باشه که همه به راحتی ببینن . این چیزی که به عنوان پنجره گذاشته بودن مانع دید کامل تماشاچی هایی می شد که پشت اون نشسته بودن .
متن اصرار داره که من در پاریس هستم اما بازی مخصوصن رویا میر علمی مشخصات یک زن ایرانی متجدد رو داشت . با همون شلوغ کاری ... دیدن ادامه » ها و تلاش برای خنده گیری
که البته این بلای خیلی از بازیگرهای حتی خوش نام ما شده که در هر شرایطی می خوان از تماشاچی خنده بگیرن . هیچ کس از خنده بدش نمیاد اما تو رو خدا هر چی می ریم جلوتر این مرز این نوع نمایش ها رو با تئاتر آزاد یا به قولی لاله زاری کم نکنید .
حیف نقش به اون خوبی که جواد خان بهش کم لطفی کرده بود
اما روی هم رفته :
با حال خوب از کار اومدم بیرون . خسته یا عصبی یا کلافه نبودم .
خسته نباشید
بازی خوب . لباس مناسب . طراحی صحنه به اندازه . استفاده از صحنه عالی . نو آوری به اندازه ای که کیفور می شی . بازی آقایون شیرین .و درست و لذتبخش و متنی که حسابی درگیرت می کنه مخصوصن بعد از کار ... به خدا نامردیه اون صندلی های خالی ... یه گیرای کوچولویی با متن داشتم که حقیقتن می شه ازش گذشت . دمتون گرم همه گی .
سپیده و امیر مسعود این را خواندند
غزال شعبانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ساسان صبری
درباره فیلم درساژ i
حیف که فیلمو دیر دیدم . خیلی دوست داشتم . خیلی ما فیلم نداریم با موضوعی مثل این . یه نظرم خیلی حرفش به جا بود . خیلی درست بود . نگرانی اجتماع و بچه هایی که به شدت هم نگران این روزهاشون هستیم هم فرداشون . زیر بار حرف زور پر زور تر از خودشون برن یا نرن . سیلی بخورن و صداشون در بیاد یا نیاد . درست وقتی که حتی بزرگتر هات هم حرف تازه ای برای گفتن ندارن . به آدما اعتماد کنن یا نه .... دوست داشتم حسابی
ساسان صبری
درباره نمایش ۳۰/دی/۹۵ i
خوب ... همین الان دو سه خط نوشتم بعد دیدم خیلی داره تند می شه برای همین پاکش کردم و دوباره شروع کردم که منصفانه بنویسم . خوب وقتی وارد می شی اولین چیزی که می بینی دکوره . به دلم نچسبید . درسته که کار رئاله و باید یک خونه رو تا جایی که می شه عینن ساخت اما به دلم نچسبید . نه انقدر واقعی بود که بگم وارد یک خونه شدم نه انقدر هنری بود که بگم چه حجم زیبایی . آب و دونش سوا بود . بعد متن کار .. شروع خوبی بود . کسی که هم زمان داره کسب و کارشو از دست می ده هم زندگی شو . من فقط موندم که خوب چرا ساختمون پلاسکو ؟ از این فاجعه عظیم شما چه استفاده کردین ؟ خوب می شد هر جای دیگه ای باشه . یه پاساژ دیگه به همون اندازه که شما بهره برداری کردین می تونست جواب کارتون رو بده نه پلاسکویی که از دست دادنش اتفاقی به اون بزرگی بود . غافلگیری ها و چالش هایی که به کار وارد می شد تازه نبود . طراحی ... دیدن ادامه » لباس .. اصلن داشت ؟ یا اینکه هر کی هر چی داشت پوشیده بود اومده بود ؟ هیچ اختلاف شخصیتی یا طبقاتی شما در پوشش افراد متوجه نمی شدین . مثال : لباس خدمتکار خونه رو با بقیه آدما مقایسه کنید . من که می گم از اونا شیک تر بود . و بعد بازیا ... انتخاب بازیگرها خیلی درست بود . هر بازیگر با توجه به انرژِی که با خودشون میارن و فیزیکی که دارن نماینده خوبی برای شخصیت ها داشتن اما این وسط فقط دست خانم دلشاد درد نکنه . واقعن یک جاهایی نجات می داد فضای کار رو و صحنه ای که کسی با کسی کار نداشت و هر کس فقط دیالوگ های خودشو می گفت . که در اکثر مواقع باید بگم داد می زد . حضور در صحنه تکنیک متفاوتی نسبت به حضور جلوی دوربین داره که عمده بازیگرهای این کار از این تکنیک بهره ای نبرده بودن .
حسن جوادی و حمیدرضا مرادی این را خواندند
رضا غیوری و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ساسان صبری
درباره نمایش ماه در آب i
اگه می خواین به میزان اهمیت بازیگر تاثیر گذار در یک نمایش پی ببرید به دیدن این نمایش برید و ببینید وقتی چنین بازیگری نباشه چی می شه . غیر از خانم فرهاد پور باقی بازیگر ها لحظه های زیادی رو از دست داده بودن و یا اصلن خرابش کرده بودن . ببخشید که انقدر بی رحمانه می گم اما بسکه حرصم دادین . شاید بهتر بود از خوبی های کار اول می گفتم اما این نقص خیلی منو اذیت کرد . از خوبی های کار می شه از صحنه خوبش گفت . صحنه ای که نمای خوبی داره تاثیر خوبی به روی تماشاگر می ذاره و البته استفاده خوبی هم ازش شده .
امیر، حمیدرضا مرادی و دایِه* این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ساسان صبری
درباره نمایش خرده نان i
وقتی کار رو دیدم به خودم گفتم چرا انقدر لفتش دادی ؟ ایکاش زودتر می اومدی . به محض اینکه کار شروع شد من خودم یادم رفت . اینکه چطور نشستم . اینکه کجا نشستم . اینکه کی هستم . فکر می کردم مثل یه بچه خوب و ساکت یه گوشه خونه یه زن و شوهر دوست داشتنی نشستم و بهم اجازه دادن بی سر و صدا زندگیشونو نگاه کنم و غرق لذت بشم . دکور رئال نبود اما بعد از یه مدت تعریف خونه برای من شد . طوری که اگه اون موقع ازم می پرسیدن می گفتم مگه خونه شکل دیگه ای هم هست ؟ چقدر متن خوبی بود . چه اجرای خوبی بود . چه بازی های درخشانی بود . ایکاش حالا حالا ها روی صحنه بمونه و مردم برن و بلیط بخرن و این کار رو ببینن . این یعنی تئاتر . بدون سوپر استار سینما و گرون قیمت . بدون جار و جنجال و های و هوی ... بدون هر گونه ادا ... خیلی خیلی ممنون از هر کسی که هر کاری حتی کوچیک برای این کار کرده بود .
ساسان صبرى عزیز ... این حس و حال شما پس از دیدن احرا خستگى تلاش چندماهه ى ما را از تن به در مى برد ... ممنونم و پاینده باشید.
۰۷ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوب نبوووووود
ایکاش کارگردان ها و نویسنده های ما یاد بگیرن که بابا ... به زور بازیگر کار درست نمی شه ... متن تکلیفش با خودش معلوم نبود . یه جاهایی ابزورد بود یه جاهایی رئال . شخصیت پردازی ها دلیل نداشت . من آخرش نفهمیدم چرا هم خونه انقدر بی مصرف بود . چرا اون دختره انقدر خنگ بود . همسایه انقدر مودب بعد انقدر دگم ؟ آخه نمی شه ... بازیگرا مخصوصن اون آقایی که خونه رو اجاره کرده بود و اون دختره خوب بودن اما خوب که چی ؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوب راستش یه کم جا خوردم وقتی دیدم بعضی ها نمایش رو دوست نداشتن . کمی به یادداشت هاشون فکر کردم اما باز سر نظر خودم هستم . راستش من کار رو دوست داشتم . خیلی هم دوست داشتم . طراحی صحنه کمی اذیتم می کرد . اما راستش باقی چیزها اصلن . حتی می خوام بگم از بده بستون و ارتباط خوبی که بین بازیگرها بود خیلی لدت بردم . میثاق زارع که وااااای . من از این به بعد هر کاری این بازیگر توانا و دوست داشتنی توش باشه رو باید ببینم . چقدر خوب بود آخه . واقعن بازیگرها سهم بزرگی برای ایجاد فضا پیشبرد و درگیری تماشاچی با کار رو داشتن . واقعن کارشون سخت و جذاب بود . ایکاش زودتر رفته بودم و می تونستم برای این کار تبلیغ کنم . اما هنوز دو سه روز مونده امیدوارم این روزها سالنشون یک صندلی خالی نداشته باشه .
زهره مقدم، امیر، مژگان عراقی و میثاق زارع این را خواندند
محمد لهاک این را دوست دارد
ممنون از لطفتون
۲۹ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام . یکی دو شب پیش من این نمایش رو دیدم .
خوب به هر حال از هر چیزی مهم تر اینکه تلاشی برای اجرای نمایش انجام شده باید به همه خسته نباشید بگیم و امیدوار باشیم باز هم تلاش کنن و در آینده باز هم ازشون کار ببینیم .
ولی در مورد این کار باید بگم آشفتگی زیادی در کار دیده می شه و من تقصیر کلی رو به گردن کارگردان می اندازم . راهنمایی و هدایت بازیگری درش دیده نمی شد . میزانسن و یا ایده ی جدیدی که تماشاگر رو جذب کنه توش نبود .
بازیگرها هم به زعم خودشون داشتن تلاش زیادی می کردن اما چون هدایتی وجود نداشت هر کس به یک سمت می رفت . فریاد های بی خود و بی جهت که مخصوصن در مورد شخصیت مک کنا که به نظر من برای نشون دادن یک شخصیت ماچو نهایت یک بار یا دو بار کافیه بقیه اش دست و پا زدن اضافه است . مسلط نبودن به متن و بده بستونی که بین بازیگرا در نیومده بود هم به باور ناپذیر بودن ... دیدن ادامه » شخصیت ها کمک کرده بود .
از سالن که بیرون می اومدیم شنیدم که کسی می گفت چقدر هامون تلاش می کنه که هومن بشه . با این حرفش مخالفم . شباهت زیاد این دو برادر ( که به نظر هامون ورژن تصویری بهتریه ) باعث این اشتباه می شه . شاید اگه کمی بیشتر از موهاش به حسش می پرداخت مردم اصلن فراموش می کردن که دارن هامون یا هومن رو می بینن و دارن مک کنا می بینن .