تیوال بهزاد هندی | دیوار
S3 : 19:21:43
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
- وقتی فیلمی با زمانی بالای دو ساعت (که در سینمای ایران طولانی به حساب می آید) تو را خسته نمی کند.
- وقتی از ابتدا تا انتهای فیلم، آنچنان فیلم را با دقت می بینی که صدای چیپس و پفک برخی از تماشاگران، پچ پچ پشت سری و تکان خوردن های بغل دستی را (که کم و بیش در تمام سالن ها و تمام فیلم ها وجود دارد فقط کم و زیاد دارد) اصلا متوجه نمی شوی و یا تو را آزار نمی دهد. (یا شاید آنها هم محو فیلم شده اند و چیپس و پفک را نیمه کاره رها کرده اند)
- وقتی فصل افتتاحیه بسیار قوی و کوبنده است. (فصل افتتاحیه خود مانند یک فیلم کوتاهِ کامل است، با مقدمه، اوج و فرود)
- وقتی چهره و رفتار پلیس (با توجه به محدودیت ها و قوانین نوشته و نانوشته موجود) با سایر فیلم ها بسیار متفاوت هست.
- وقتی پیمان معادی آن قدر بازی خوب و روانی دارد که گاه فراموش می کنی او بازیگر است.
-وقتی فیلم تا چند روز تو ... دیدن ادامه » را رها نمی کند.

این ها یعنی با فیلمی خوب طرف هستی. آنگاه دیگر مهم نیست که:

- اگر بازی و شخصیت نوید محمد زاده تکراری باشد.
- اگر فیلم دوم کارگردان از نظر فیلمنامه و جزئیات از فیلم اولش ضعیفتر باشد.
- اگر انتهای فیلم کمی کش دار و از نفس افتاده باشد.
- واگر فیلمساز گاهی بی مورد سعی می کند اشک تماشاگر و قاضی فیلم را درآورد.
بهزاد هندی
درباره اپرای عروسکی عشق i
اجرا های گروه عروسکی آران اگرچه مصالح مشابهی دارند، اما هر بار تماشاگر تجربه ای جدید را نظاره می کند. در نمایش های آقای غریب پور، احساس ترس، عشق، کابوس و رویا به زیبایی به تماشاگر منتقل می شوند و انتقال تمام این احساسات توسط عروسک هایی بی جان و در کادری به مراتب کوچکتر از سایر صحنه های نمایشی اتفاق می افتند. در همین کادر کوچک، طراحی صحنه، تغییر دکور و نور پردازی می بینیم. گاه تالار هایی عظیم و بزرگ در مقابل ما خودنمایی می کنند. با خوف شخصیت های داستان می ترسیم و با خواب و خیالشان به رویا می رویم. در اجرای اخیر وقتی شیخ هق هق گریه می کرد و شانه هایش می لرزید، عمق درد و اندوه قابل درک بود. آثار این گروه، هنر ناب و عنوان هنرمند برازنده تک تک عوامل است.
- سفری مناسب برای علاقه مندان تاریخ، طبیعت و عکاسی

- در طول مسیر پدیده های طبیعی و آثار تاریخی زیر از داخل قطار قابل بازدید هستند:
کوه اژدها (گرمسار) ، بقایای قلعه باستانی استوناوند (نزدیک به ایستگاه بن کوه و در کنار رودخانه حبله رود)کوه های مریخی، کوه های رنگین کمانی و هودو یا دودکش جن (حدفاصل بین ایستگاه بن کوه تا فیروزکوه محدوده سیمین دشت و زرین دشت) ،چشمه شوراب (شوراب) بقایای قلعه مازیار (ورسک) دهانه غار اسپهبد خورشید (سواد کوه)

- قطار در 4 ایستگاه توقف دارد و مسافران از قطار پیاده می شوند: بن کوه، شوراب، ورسک و سواد کوه. ایستگاه بن کوه به نوعی موزه تاریخ راه آهن است. ایستگاهی تدارکاتی که ، بویلر های آب ، مخازن آب و محل تعمیر لوکوموتیو های بخار هنوز موجود هستند و برای عکاسی بسیار مناسب است. شوراب ایستگاه قطار های معمول نیست و تنها قطار گردشگری ... دیدن ادامه » توقف دارد. در ایستگاه شوراب از پل شوراب بازدید می شود و بازارچه محلی هم برای قطار گردشگری بر پا هست. در ایستگاه ورسک منظره خوبی برای عکاسی از پل ورسک وجود دارد. در سواد کوه در کنار ریل راه رفته و از پل دوآب هم بازدید می شود.

- قطار گاهی روی ریل توقف دارد و یا سرعت خود را کم می کند. تا فرصت کافی برای توضیحات راهنما، تماشای مناظر و عکاسی وجود داشته باشد. هیجان انگیز ترین قسمت سفر توقف قطار روی پل تاریخی ورسک با ارتفاع 110 متر است.

در صورت تمایل جهت ملاحظه عکس ها به لینک های زیر مراجعه کنید:
https://www.instagram.com/p/Bp7SERzgIOP/
https://www.instagram.com/p/BpU7bOLgGEM/
https://www.instagram.com/p/BpIWLXAgj8w/
خودتون رفتید آقای بهزاد ؟
۱۰ آذر ۱۳۹۷
من تقریبا دو سال بود که میخواستم ازین تور استفاده کنم و هی نمیشد. بالاخره سال گذشته بعد از کلی کش و قوس و اینور و اونور کردن برنامه هام موفق شدم.
باید بگم یک روز رویایی رو سپری کردم، هر ثانیه اش برام ارزشمند بود و خاطره انگیز. ازون تاریخ به بعد به همه توصیه ... دیدن ادامه » میکنم این فرصت رو از دست ندن. چیزهای ارزشمند و دیدنی درین مسیر بسیاره.. راهنماها و پذیرایی هم عالی بود. امسال دارم برنامه ریزی میکنم که خانواده امو بیارم و بتونیم با این تور گردش کنیم. البته به تورهای دیگرشون نرسیدم، امیدوار بودم که بتونم از معادن نمک و راه آهن جنوب هم بازدیدی داشته باشم که موفق نشدم از تمام دست اندرکاران تشکر میکنم و برای همشون شادی و سلامتی ارزومندم. بویژه از سایت تیوال که این پیشنهاد خوب رو مطرح کرد، و خواهش میکنم برای تورهای دیگر راه آهن هم اعلان بذارن.
۳۱ فروردین
سلام
با تشکر فراوان از مجموعه ریل رو و همچنین سایت تیوال که امکان استفاده از این تور بیاد ماندنی را فراهم کردند همچنین باتشکر از لیدرهای مهربان تور اقایان اریایی ومعدن دار که با حوصله همراه ما بودند
همه چیز عالی بود ایستگاه های انتخاب شده توضیحات کامل ... دیدن ادامه » تور لیدرها وپذیرایی ....
امیدوارم در تورهای بعدی هم بتوانم حضور داشته باشم بی شک خاطره این تور تا سالهادر یاد وخاطره من وهمسرم خواهد ماند.
۱۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهزاد هندی
درباره فیلم دارکوب i
داستان فیلم کاملا کلاسیک و حتی تکراری است. اما این جزئیات است که سینما را می سازد. شروع فیلم از همان ابتدای تیتراژ کاملا کوبنده است. در ادامه در لحظه هایی که بهروز در فروشگاه درگیرکار روزانه است و مهسا بارها مزاحمش می شود، استرس و تنش داستان به خوبی به تماشاگر منتقل می شود. همچنین در صحنه ای که همسر بهروز از پاتوق معتادان در پارک برگشته و بهروز سوال و جوابش می کند و گلی با جوجه هایی که در دست دارد مدام روی اعصاب آنها راه می رود. همین که تماشاگر درگیر مشکل شخصیت های داستان می شود، نگران سرنوشت شخصیت ها (حتی مهسا) می شود و تنش داستان، تماشاگر را هم در بر می گیرد. یعنی با فیلم خوبی طرف هستیم.
نگاه کنیم به کیسه شهروند که خرید های تینا در آن است (بعد از گرفتن پول از بهروز). اینکه چطور این کیسه دست به دست می شود و به واسطه همین کیسه خرید، نیلوفر ( و حتی مهسا) ... دیدن ادامه » می فهمند که بهروز با تینا ملاقات داشته.
- بازی در نقش معتاد سهل و ممتنع است. بازیگر با کوچکترین خطایی به دام کلیشه می افتد. اما به نظرم سارا بهرامی به خوبی نقش دوگانه خود را بازی کرده از سویی زنی معتاد که دنبال اخاذی است. از سویی یک همسر/ مادر که هم حس مادرانه نسبت به فرزند خود دارد و هم نسبت به نیلوفر حس حسادت دارد و این حسادت در نگاه و چهره اش بارز است. تماشاگر گاهی حتی حق را به او می دهد. (او حق دارد حداقل فرزندش را ببیند و یا مهریه اش را بگیرد.) اما جدا از بازی سارا بهرامی، بازی امین حیایی هم در این نقش جدی خود، خوب و قابل قبول هست.
- مهسا در عین نیاز مالی دو میلیونی را که از بهروز می گیرد جوانمردانه به تینا دوستش می دهد تا او بچه اش را نگه دارد. نامزد تینا در کمال نامردی پول را می گیرد و فرار می کند. این بار تینا از بهروز مبلغی را می گیرد اما به مهسا چیزی نمی گوید و حتی حاضر است مهسا را بکشد تا بهروز خلاص شده و همچنان به تینا پول بدهد.
- یک ایراد وارد به فیلم صحنه هایی است که مصرف مواد مخدر- اگر چه به صورت نامشخص- نمایش داده می شود. سال ها پیش رخشان بنی اعتماد هنگام اکران فیلم "خون بازی" گفته بود که صحنه های تزریق مواد مخدر را مخصوصا نمایش نداده تا تماشاگران احتمالی که قبلا معتاد بوده اند، مجددا به سمت مواد مخدر بازنگردند. ای کاش این مورد در این فیلم هم بیشتر رعایت می شد.
- پایان بندی دیگری برای فیلم نمی شد تصور کرد. مهسا راهی جز کنار آمدن با قضیه ندارد. او به عنوان یک مادر راحتی فرزندش را می خواهد قطعا خودش نمی تواند دخترش را خوشبخت کند. اما پیش بینی اینکه بعد از ترک اعتیاد، مهسا چه کار خواهد کرد مشکل است. شاید باز به دنبال فرزند خود باشد، شاید باز به ورطه اعتیاد بیفتد و به دنبال اخاذی از بهروز باشد یا ...

پی نوشت: یکی از مشکلات جامعه ما، نبود مهارت های زندگی در افراد است. شاید اگر زوج فیلم دارکوب به مهارت هایی همچون مدیریت استرس، مدیریت خشم، مهارت حل مسئله و... مسلط بودند داستان فیلم به گونه ای دیگر رقم می خورد. البته این نکته هم از مزیت های فیلم محسوب می شود و می تواند توسط دوستان متخصص در این زمینه بیشتر بررسی شود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
- در فیلم در عین حال که کسی مقصر نیست، اما کوتاهی افراد، فاجعه می آفریند. دکتر نریمان ناخواسته تصادفی جزیی را باعث می شود. به علت نداشتن بیمه، پی گیر وضعیت مصدوم حادثه نمی شود و با پرداخت مبلغی آنها را راهی درمانگاه می کند. موسی در بردن فرزندش به درمانگاه کوتاهی می کند. موسی قبلا به دلیل فقر مالی مرغ ارزان قیمت خریده. حبیب بدون اطلاع از عواقب خوردن مرغ آلوده، و باز هم به دلیل فقر مالی اقدام به فروش آنها با مبلغی بسیار ناچیز کرده. تمام این اتفاق ها منجر به مرگ فرزند موسی می شود. درادامه سکوت دکتر نریمان در پزشکی قانونی و عدم باز کردن گردن متوفی منجر به مقصر جلوه دادن موسی نزد خانواده اش می شود. عدم کنترل خشم موسی منجر به ضرب و شتم حبیب و مرگ او می شود. مطابق قانون، موسی مقصر مرگ حبیب است. اما واقعا مقصر اصلی کیست؟ قانون چگونه می تواند برای این اتفاق ... دیدن ادامه » های زنجیره ای مقصری را تعیین کند؟ کدام دادگاه می تواند درصد گناه کار بودن افراد را مشخص کند؟
-فردای تصادف ظاهرا همه چیز معمولی است. دکتر به سر کار رفته اما نشانه های تنش وجود دارند. تعمیر کاری که در اتاق دکتر دریل کاری می کند و وسیله ای را می شکند، درخواست چند باره همکاران برای امضا یک پرونده مشکوک که دکتر نریمان رد می کند
- جدای از بازی بازیگران اصلی، بازیگران فرعی هم در نقش خود نشسته اند. نگاه کنیم به بازی بازپرس هنگام بازسازی صحنه جرم، قاضی دادگاه و مالک کشتارگاه مرغ (طرز حرف زدن و راه رفتنش) که چقدر طبیعی است.
- دکتر نریمان انسان چندان قانون مداری نیست. شهروندی کاملا معمولی است. هنگام رانندگی لقمه نان می خورد. راهنما نمی زند و کمربند هم نمی بندد. بیمه اتومبیلش تمام شده. اگرچه پزشک است، اما سیگار می کشد و کبدش هم چرب است. با این وجود در کار خود جدی است. اگر چه در مواجهه اول با موسی و همسرش سکوت می کند و خود را پنهان می کند، اما و وقتی پای وجدان پیش می آید، خود درخواست نبش قبر می دهد و مسئولیت مرگ کودک را هم گردن می گیرد. اگر در زندگی روزمره کاملا مقرراتی بود شخصیتی دافعه برانگیز می شد.
-فیلم بسیار چالش برانگیز است. در انتها اغلب تماشاگران این سوال را از خود می پرسند که اگر جای دکتر نریمان بودند آیا حاضر به فاش کردن حادثه تصادف و درخواست نبش قبر می شدند؟ و سوال بعدی اینکه چه عاملی باعث می شود که بعد از کالبد شکافی دوم با اینکه ظاهرا علت مرگ تصادف نبوده، دکتر نریمان تقصیر را به گردن می گیرد؟
دیدگاهتون به فیلم رو خیلی دوست داشتم.
زنجیره ای از کوتاهی ها که با اثر پروانه ای شون منجر به فاجعه شدند.
۱۳ اسفند ۱۳۹۶
تلبته همانطور که اخر نوشتین تصادف تاثیری در مرگ کودک نداشت و پدر بچه واقعا مقصر اصلی بود
۱۴ اسفند ۱۳۹۶
بله ظاهرا تصادف علت مرگ کودک نبود. اما به این راحتی هم نمیشه گفت که موسی (پدر بچه) مقصر مرگ فرزندش بوده. موسی بدون آگاهی از آلوده بودن مرغ ها و از سر نیاز مالی مرغ ارزان قیمت خریده. حبیب (کارگر کشتارگاه) بدون آگاهی از عواقب خطرناک مرغ آلوده و باز هم از سر ... دیدن ادامه » نیاز مالی مرغ ها را به موسی فروخته. اگر موسی بلافاصله بعد از تصادف کودک را به درمانگاه می برد و یا دکتر نریمان بعد از تصادف پی گیر وضعیت کودک می شد، شاید مسمومیت غذایی او تشخیص داده می شد.
حالا واقعا مقصر اصلی کیست؟
۱۵ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهزاد هندی
درباره اپرا-تیاتر شاخ نبات i

- عنوان " نمایش موزیکال" برای این برنامه مناسب تر است تا "اپرا".
- زمان نمایش کمی طولانی و خسته کننده است.
- گرد آوری یک ارکستر 50 نفره برای اجرای همه روزه نمایش کار آسانی نیست و مشخصا برای اجرای این نمایش زحمت کشیده شده و چه خوب که از متن ایرانی استفاده شده .
- مشکل تالار وحدت (با همه زیبایی هایش) این است که در بعضی برنامه ها مهمان هایی از سازمان ها و ارگان ها دارد که رایگان یا با بلیط های تخفیف خورده به دیدن برنامه ها می آیند و با خود انواع خوراکی به سالن می آورند. برای این مهمانان ورود خردسالان هم آزاد است که موجب آزار سایر تماشاگران می شود.
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برخی تماشاگران قبل از دیدن فیلم، در مورد آن مطالعه می کنند. این دسته از قبل می دانند که داستان فیلم "اژدها...." واقعی نیست و جمله ابتدای فیلم را هم جدی نمی گیرند و البته لذت دیدن فیلم را هم دست می دهند.

آنهایی که بدون هیچ پیش زمینه ای به دیدن "اژدها...." می روند، دو دسته اند. برخی در طول فیلم از روی برخی نشانه ها و یا در انتها با دیدن تیتراژ و نام بازیگران به واقعی بودن داستان شک می کنند. اما برخی طبق قرارداد موجود در سینما، جمله ابتدای فیلم را قبول کرده و داستان را باور می کنند و از دیدن فیلم هم لذت می برند. (به خصوص حضور افرادی چون زیبا کلام و حجاریان به این باور کمک می کند). اما این دسته بعد از تماشای فیلم، با مطالعه و یا گفتگو در مورد فیلم به ساختگی بودن داستان پی می برند و بد جوری توی ذوقشان می خورد.
ای کاش حقیقی جمله ابتدای فیلم را ذکر نمی ... دیدن ادامه » کرد تا از همان ابتدا تماشاگر بین شک و تردید باشد و یا ای کاش در انتهای فیلم هم جمله ای می نوشت مبنی بر اینکه "هر چه دیدید غیر واقعی و شوخی من با شما بود"
البته یک دسته از افراد همچنان باور نمی کنند که همه چیز غیرواقعی بوده است :)
۱۲ خرداد ۱۳۹۵
دوست گرامی م.م.ر.
ممنون از توضیحاتتون.
توضیحات شما در مورد تماشاگر جدی و پیگیر سینما صحیح است.اما تماشاگر عادی سینما راضی از سالن بیرون می آید، اما بعدا از دیگران در مورد غیر واقعی بودن آن می شنود و توی ذوقش می خورد و این به نفع فیلم و سازنده اش نیست. به ... دیدن ادامه » همین دلیل به نظر من بهتر بود جمله ابتدای فیلم حذف می شد تا هر کس برداشت خود را داشته باشد.
۱۳ خرداد ۱۳۹۵
به نظرم رسالت اصلی این فیلم برمبنا همین جمله بود اینجاست که تلنگری ظریف به تمام باورهایی است که شاید بر واقعیت بودنش اعتماد داریم
۱۴ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهزاد هندی
درباره فیلم خشم و هیاهو i
-فیلم از همان ابتدا با تیتراژ زیبای خود ما را غافلگیر می کند. نمایی سیاه که بعد می فهمیم از دورن یک کمد یا صندوق دیواری است و دریچه هایی که باز می شوند تا مردم گوشی و لوازم خود را درون آن بگذارند و اینکه انتهای فیلم را همان ابتدا دیده ایم.
-برخی فیلم را متهم می کنند که داستانی تکراری دارد و یا اقتباس از داستان فوتبالیست معروف است. بحث واقعیت و کشف واقعیت از زوایای محتلف در سینما و ادبیات بحثی قدیمی است. از راشومون کوروساوا گرفته تا مرگ یزدگرد بیضایی و می خواهم زنده بمانم. در این فیلم نیز هر کس برداشت خود را از حقیقت دارد و داستان خود را می گوید و طبیعی است که فیلم به طور قطعی قاتل را معرفی نمی کند که در غیر این صورت با فیلمی صرفا داستان گو و معمولی روبرو بودیم. طبیعی است که قاتل اصلی معلوم نباشد و اصلا فیلم درباره چند وجهی بودن حقیقت است. هر چند که ... دیدن ادامه » شواهد تا حدودی به نفع بی گناهی حناست.
-قاب بندی ها و فیلم برداری فوق العاده اند. نشان ندادن قاضی در هنگامی که به طور خصوصی با بازپرس صحبت می کند. تغییر زاویه دوربین در کارواش.جایی که مسئول خوابگاه با حنا صحبت می کند و نظافتچی از بیرون شیشه ها را پاک می کند و سیاه و سفید شدن تدریجی فیلم.
-صحنه تصادف بسیارخوب در آمده و کاملا غافلگیر کننده است. در سیزده هم شروع فیلم با تصادف و غافلگیری همراه بود.
-بازسازی صحنه قتل سینمای ناب است. بدون آنکه قتل را نشان دهد خشونت صحنه را القا می کند. نبودن مقتول در صحنه این را تداعی می کند که حنا واقعا آنجا نبوده و این گفته ها را به دروغ برای نجات خسرو می گوید. در جایی که دوربین به جای چاقو بالا و پایین می رود گویی نمای نقطه نظر چاقو را مشاهده می کنیم.
-در پایان صخنه اعدام مستقیما نشان داده نمی شود. اما وقتی حنا از چهار پایه بالا می رود تا از پنجره سلول بیرون را ببیند و چادر از سرش می افتد و دم پایی هایش را می بینیم در واقع اعدام شدن او را دیده ایم.
shadesofNTH این را خواند
رومینا خلج هدایتی، بیتا نجاتی، ترانه و کیمیا TAV این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهزاد هندی
درباره نمایش پینوکیو i
-آشنایی زدایی از فرشته مهربون را دوست نداشتم. اگر فرشته هم اشتباه می کند و گاه شیطنت هایی دارد پس به چه کسی باید اطمینان کرد؟
- یک اثر هنری باید طیف مخاطب خود را معلوم کند. اگر اثر برای کودک و نوجوان است باید ذکر شود(و برعکس).در تماسی که با عوامل اجرایی داشتم پرسیدم که برای نوجوانان(سن 12سال)مناسب است یا نه؟ عنوان کردند مناسب است. اولین سوالی که دخترم در آستانه شروع نمایش پرسید این بود که چرافرشته "مهربون" روی بینی شخصیت ها راه می رود و باعث اذیت آنها می شود؟مگر فرشته "مهربون" نیست؟ سیگار کشیدن فرشته مهربون،اشتباه او در انتخاب تنه درخت و قطعه قطعه شدن پینوکیو هم به کنار.
-ای کاش عکاسان محترم در تمرین ها و اجراهای ویژه عکاسی کنند و حین اجرا با صدای شاتر مانع تمرکز تماشاگران نشوند(اجرای روز 15 بهمن ماه).در ضمن مگر دوربین های دیجیتال امروزی ... دیدن ادامه » بیصدا نمی شوند؟
-ای کاش در نمایش ها سیگار واقعی آتش زده نشود تا فضای سالن (آن هم سالنی کوچک) با بوی سیگار آلوده نشود.(این قضیه دیگر ربطی به مخاطب کودک و بزرگسال ندارد)
-اما کارگردانی کار را دوست داشتم. استفاده خوب از دکوری به ظاهر ساده اما پر از در های گوناگون،صحنه مربوط به سیرک،نحوه تبدیل شدن شخصیتها به الاغ و در نهایت زیر آب در دریا به خوبی اجراشده بودند.
-بازی گربه از همه دلچسب تر بود.
مجتبی مهدی زاده، لعیا میری، سعید نوری، بهرنگ و شادی بهرامی این را خواندند
فرانک.غ این را دوست دارد
دقیقاً در اجرای امروز سه تا عکاس نزدیک من نشسته بودن، نمیدونم چرا حین اجرای اصلی بهشون اجازه عکاسی داده میشه، امیدوارم تکرار نشه، نمایشنامه بنظرم بسیار ضعیف بود، تنها نکته مثبت همون صحنه اجرا بود
۲۸ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مدت اجرا بسیار کوتاه است. همانطور که قبلا گفتم با توجه به فصل مدارس ساعت اجرا هم مناسب نیست. می ماند جمعه ها که تنها یک جمعه اجرا دارید آن هم خیلی زود پر شد.حداقل تنها یک روز نمایش را تمدید کنید تا برای جمعه آینده بتوان بلیط خریداری کرد.
آمنه خزایی این را دوست دارد
سلام و عرض ادب
شما میتوانید از روز دوشنبه هفته آینده تا روز پنج شنبه خرید داشته باشید
۲۷ آذر ۱۳۹۴
عرض بنده این است که با توجه به ساعت اجرا و ساعت کاری مدارس بچه ها را نمی توان در روز کاری به تماشای کار آورد. لذا روز دوشنبه تا پنج شنبه عملا برای کسانی که می خواهند با نوجوانان خود به دیدن اثر بیاینذ کارایی ندارد. اما روز جمعه مناسب تر است. که تنها یک جمعه ... دیدن ادامه » اجرا دارید.
۲۷ آذر ۱۳۹۴
سلام و عرض ادب
الان با توجه به این نکته شما اما از تمامی مدارس در این ساعت مقرر دوستان حمایت خود را از این اثر دارند به هر جهت هر عزیزی که باور و اعتقاد قلبی داشته باشد حتما تشریف میاورد .صحبت های شما کاملا متین می باشد اما این الزام و چارچوبی است که خانه ... دیدن ادامه » هنرمندان برای گروه بوجود آورده.
شما با حضور خود و دوستانتان مرهمی باشید برای درد های رسوخ کرده در دل گروه در طول تمرین و اجرا

۲۸ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهزاد هندی
درباره فیلم شیفت شب i
-فیلم شروع خوبی دارد اما در ادامه و پس از مشخص شدن قضیه بدهکاری فرهاد، داستان کش دار می شود.
-وقتی فیلم دلچسب نباشد ناخواسته تماشاگر به دنبال ایراد های فیلمنامه می گردد:
نمی توان پذیرفت که مردی زنش را تهدید کند و بگوید"دفعه بعد دندوناتو خرد می کنم" و در ادامه همسرش را ضرب و شتم کند و گلوی او را تا سر حد مرگ بفشارد اما زن همچنان عاشقانه به دنبال همسرش برود و در پی حل مشکلات باشد.
فرهاد با کار در آژانس و بعدا با کار شبانه در شهرداری(کشتن موش با تفنگ بادی!)می خواهد قرض 500 میلیونی را بدهد؟
مدیر شرکت چگونه راضی می شود چک برادر فرد فراری را بدون هیچ ضمانتی قبول کند. و اساسا اگر راضی کردن مدیر شرکت و پس دادن خانه اجاره ای و جور کردن بخشی از پول تا این حد ساده بود چرا زودتر به فکر فرهاد یا همسرش نیفتاد؟
-پایان بندی فیلم هم نامناسب است. ابتدا دوربین در ... دیدن ادامه » اتومبیل همراه با ناهید است برادر فرهاد سمت او می رود و با او صحبت می کند و ما نمی شنویم. در ادامه فرهاد نزد همسرش داخل اتومبیل می رود. این بار دوربین بیرون است و ما باز هم صحبت های آن دو را نمی شنویم. این که بین آنها چه صحبتی رد و بدل شد که فرهاد را متحول کرد، قبل از آن که ایجاد کنجکاوی کند به نوعی سر هم بندی پایان فیلم است.
-نیکی کریمی بیش از دو دهه بازیگر موفقی بوده (بازی کوتاه او در فیلم خودش، بهتر و روان تر از سحر قریشی و لیلا زارع است) و 4 فیلم سینمایی ساخته. برای ساخت فیلم هایش تلاش کرده و تهیه کننده فیلم اخیر خودش است. اما اولین ساخته اش (یک شب)با توجه به اولین تجربه و سال ساخت(1383) از بعضی جهات از کار آخرش بهتر بود. ("سوت پایان" و "چند روز بعد" را ندیده ام)
-اگر بخواهم شخصا به سبک مجلات سینمایی فیلم را ارزش گذاری کنم(علی رغم آشکار بودن تلاش فلیم ساز) متاسفانه ستاره ای به آن تعلق نمی گیرد. از دوستان تیوالی دعوت می کنم در ارزش گذاری فیلم شرکت کنید
» تا ۵ پاسخ





یه نکته مهم چرا کسی اشاره نمیکنه اگه این مرد برادری داره که میتونه چک 160 میلیونی بده و یه مادر زن خوب که میتونه همسایه ها رو جمع کنه و 100 یا 200 میلیون جور کنه دیگه نیازی نبود خونه رو جهنم کنه و از خونه فرار کنه و این همه بد رفتاری و کم حرفی و .. همون اولش به ... دیدن ادامه » اونها میگفت کمک میکردن
۰۵ آذر ۱۳۹۴
میشه شرایط فرهاد رو درک کرد. فرهاد آدمیه که داداشش پولداره باجناقش پولداره فقط این یه نفره که به قول مادرزنش یه لا قباست! و همین مساله رو اتفاقا مدام تو سر ناهید هم می زنن. شما بودید برای گرفتن پول به این فک و فامیل رو می زدید؟ شاید آره ولی من فکر می کنم ... دیدن ادامه » نگفتن فرهاد خیلی م غیر منطقی نیست. خواهر ناهید م به محض این که قضیه رو فهمید پول رو داد. در کل سکته ای بین ترتیب اتفاقات نمی بینم فقط این مساله ی قبول چک از برادر فرهاد یه کم ماست مالی بود. در مورد کار آژانس و شهرداری هم موافقم با این تبصره که کار در شهرداری یه جور خالی کردن عقده ی درونی واسه آدمیه که فکر می کنه دیگه هیچی نداره و زندگیش رو رها کرده. در کل فیلم متوسطیه اما ضعف گل درشت و وحشتناکی نداره.

راستی ما یه کم اختلاف سلیقه هم داریم جناب هندی! من فکر نمی کنم دیگه نیکی کریمی بتونه فیلمی به بدی «یک شب» بسازه :)
۱۸ آذر ۱۳۹۴
ممنون از نظر خوب شما
در مورد شیفت شب تجربه اول و سال ساخت را در نظر گرفته ام. به هر حال هنر هست و اختلاف سلیقه!
۱۸ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
- دوستانی که فیلم را دیده بودند چندان راضی نبودند. نقد های منتشر شده هم مثبت نبود. با دیدی نه چندان مثبت به دیدن فیلم رفتم. اما فیلم را دوست داشتم.
- تنها نقطه ضعف اصلی فیلم زمان طولانی آن است. با فیلم های طولانی مشکلی ندارم. اما زمان فیلم نباید توی ذوق بزند و حوصله تماشاگر را سر ببرد.
- دیدن حمله سپاه ابرهه و سایر حوادثی که فقط در تاریخ و داستان ها خوانده بودم، جالب بود.
-در بین بازیگران، بازی ساره بیات بهترین بود.
- یک فیلم با بکار گیری عوامل خارجی بین المللی نمی شود. معتقدم کار فیلمبرداری، تدوین و موسیقی فیلم را عوامل ایرانی هم می توانستند انجام دهند و این از هزینه های فیلم کم می کرد.
-مقایسه این فیلم با فیلم مصطفی عقاد منطقی نیست. هر کدام ویژگی ها و جایگاه خود را دارند.

- و یک نکته فرعی که قبل از دیدن فیلم هم در یادداشتی دیگر به آن پرداخته بودم، ... دیدن ادامه » بهای بلیط فیلم است. مشخص نیست که چرا تنها به بهانه طولانی بودن زمان فیلم بهای بلیط گران تر است. بعد از آن طرف یک شنبه ها بهای فیلم نیم بهاست! حتی در بین سالن های نمایش هم تفاوت قیمت وجود دارد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درباره فیلم نظری ندارم. اما باز هم انیمیشن های کودک و نوجوان در فصل سرما و مدرسه و در سانس هایی نامناسب اکران شد. آنوقت توقع داریم فروش بالایی هم داشته باشد.
یادداشتی از نگارنده را اینجا بخوانید.
http://sadbarg.persianblog.ir/post/19/
Art-Girl و رضا قاسم پور این را خواندند
فروشش که تا الان از همه فیلم های درحال اکران بیشتره حدود 900 میلیون تومن تو کل ایران فروخته، اونم تو 3 هفته
۰۵ آذر ۱۳۹۴
بله با تبلیغات مناسب و اکران در سینما های بیشتر فروش خوبی دارد. اما اگر در فصل تابستان اکران می شد قطعا بهتر بود.
۰۵ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تور های طبیعت گردی زیادی به این منطقه می روند. اما گردش همراه با مطالعه با همراهی مترجم کتاب ابتکار جالبی است.
سپاسگزارم :)
۱۰ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهزاد هندی
درباره فیلم ۳۶۰ درجه i
- پایان فیلم مانند سایر فیلم های شاخص ژانر پلیسی-معمایی قابل پیش بینی نیست. مثلا این که تا آخرین لحظه شخص اصلی باند قاچاق معرفی نمی شود. اما پایان آن در سینمای اخیر ایران سابقه ندارد چرا که مامور پلیس و فرد بیگناه پیروز میدان نیستند.
-بر خلاف نظر بعضی از دوستان تشابهی بین این فیلم و آثار کیمیایی ندیدم. به نظرم فیلم یک سر و گردن بالاتر از آثار اخیر ایشان است.
مخالفم.. برای من کاملا قابل حدس بود که "دکتر" توی زندان همون "ناظم" بیرون زندان هست. کسی که همه توی زندان ازش حساب می بردن و حتی اشپز هم غذای بهتری بهش می داد اما بی دلیل!
اما اصلا به خوبی فیلم اول کارگردان "گناهکاران" نبود.
۱۱ مهر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام بر دوستان

- فیلم تنها زندگی روزمره یک فرد معمولی نیست بلکه خاطرات یک نسل و مقطعی از تاریخ کشور است.
- موسیقی خوب فیلم، گفتار مناسب و نحوه قرائت آن توسط راوی، تیتراژ اول و پایانی و اینکه فیلم اصلا حوصله سر بر نیست از نقاط مثبت فیلم است.
- قسمت های مستند مربوط به انقلاب تصاویر کمتر دیده شده است(بنا به گفته کارگردان از مستند های کامران شیردل استفاده شده)
- به هر حال فیلم کار اول کارگردان و یک اثر تجربی اما بسیار دلچسب است. بدیهی است خالی از اشکال نیست و هر کدام از ما دوست داشتیم در قسمت هایی طور دیگری ساخته می شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام به دوستان
فیلم را هنوز ندیده ام. اما یک نکته فرعی: چرا قیمت این فیلم به بهانه زمان طولانی بیشتر است؟ مگر وقتی زمان فیلمی کمتر از 2 ساعت است بهای بلیط را کمتر حساب می کنند؟ تازه در سینما آزادی بین سالن اصلی و سایر سالن ها هم اختلاف قیمت وجود دارد.
بحث بر سر 2000 تومان ناقابل نیست. بحث این است که وقتی از قبل مشخص است که فیلمی با استقبال مواجه می شود چرا از این استقبال سو استفاده می شود؟ به علاوه فیلم با بودجه نهاد دولتی ساخته شده و قطعا هدف این نهاد سود آوری نیست.
m.ansari و بهنام [شاهین] باقری این را خواندند
ذوق زده این را دوست دارد
سلام
این سو استفاده نیست به نظرم
تفاوت در سطح کار انجام شده است
شبیه به تفاوت قیمت بلیط در سینما آزادی و سینما فلسطین مثلا
۰۸ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهزاد هندی
درباره فیلم گینس i
در چند سال اخیر بازیگرانی که به کارگردانی روی آورده اند فیلم های موفقی را -به عنوان فیلم اول- از خود به جای گذاشته اند: پیمان معادی،شهاب حسینی،مانی حقیقی، و حتی رضا عطاران در سبک خود. انتظارم این بود که تنابنده هم در همکاری با عطاران فیلم قابل قبولی بسازد، که از دید من نشد.
در بسیاری از آثار کمدی دنیا هم شوخی های جنسی و صحنه های چندش آور وجود دارد. اما دوستان توجه داشته باشند که درهمه جای دنیا فیلم ها درجه بندی می شوند و سینما ها درجه بندی ها را با سخت گیری رعایت می کنند. بنابراین فردی که می خواهد با کودک خود به دیدن فیلم برود و یا مهمان به سینما دعوت کند، تکلیف خود را می داند.
جالب آنکه سینما های وابسته به یک نهاد فرهنگی از پخش فیلم "از رئیس جمهور پاداش نگیرید" خودداری می کند، اما گینس رابا گشاده دستی نمایش می دهد!
مجتبی مهدی زاده، علی جعفریان، maria و نیلوفر رحیمی این را خواندند
dvb sat این را دوست دارد
مانی حقیقی از قبل هم کارگردان بوده و فیلم هایی نظیر کنعان و گارگران مشغول کارند رو ساخته...
۱۶ تیر ۱۳۹۴
گینس هر جای دیگه دنیا که به نمایش دربیاد درجه بندی نمیگیره و مجاز برای همه میشه، اما من اگر حساسیت ویژه ای داشته باشم که تو جاهایی مث همین تیوال نظرات رو میخوندم تا از فضای فیلم باخبر باشم
۱۶ تیر ۱۳۹۴
گینس توهین آمیز ترین فیلم به شعور تماشاگر در سالهای اخیر.... متاسفم
خنداندن مخاطب به هر قیمتی
ساده ترین و دم دست ترین و سخیف ترین ابزراها برای خنداندن
۱۶ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام به دوستان
-توقیف بودن فیلم و قیچی خوردن آن به خودی خود مزیتی محسوب نمی شود و اساسا ارتباطی به تماشاگر ندارد. بقیه فیلمسازان هم در همین شرایط کار می کنند. فیلمساز باید محدودیت ها را بشناسد و البته همیشه هم تهیه کننده با نفوذ (مثل تهیه کننده لیلی با من است و مارمولک) حامی فیلم نیست.
- فیلم حتی در خنداندن تماشاگر هم موفق نیست. توجه کنیم که خنده تماشاگران تنها در هنگام آمپول زدن،لحظه خلوت عروس داماد و صحنه صحبت تلفنی معجونی با تهران(آنجا که می خواهد چند بار به خودش فحش بدهد و هر بار پسیانی مانع می شود) به گوش می رسد.
- خلاصه داستان فیلم نا خواسته فیلم "لیلی با من است" را به یاد می آورد. اما "از رئیس جمهور..." با "لیلی با من است" و دوران اوج تبریزی فاصله بسیار دارد
-اما پوستر فیلم و تبلیغات آن با این عبارت که "تنها در بعضی از سینما ... دیدن ادامه » های تهران"! در خور توجه است.
غزاله کهن دل، مجتبی مهدی زاده و maria این را خواندند
شیوا الف و آرش این را دوست دارند
بدترین فیلم چند سال اخیر سینمای ایران...
۱۶ تیر ۱۳۹۴
مضخرف ترین و احمقانه ترین و مسخره ترین فیلم سالهای اخیر....
بدترین بازی و نقش سینمایی در همه سالهای اخیر بازی حسن معجونی و آتیلا پسیانی و همه بازیگران فیلم
نه قصه داره نه داستان نه محتوا نه موضوع فقط بر پایه هیچ
توهین آمیز ترین فیلم به مردم و مقامات یک ... دیدن ادامه » کشور
۱۶ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهزاد
درباره نمایش سینماهای من i
با سلام به دوستان
برخی از کارگردان های حرفه ای تاتر تعصب خاصی روی اصالت و قدمت تاتر دارند. اینکه محمد رحمانیان به صراحت علاقه خود به سینما را در نمایش هایش بیان می کند و از المان های سینمایی بهره می گیرد، به خودی خود جالب توجه است.

در نمایش ترانه های قدیمی از عناصر تصویری در پس زمینه استفاده می کند. در نمایش ترانه های محلی، موسیقی متن فیلمهای ایرانی را با اشاره به خلاصه فیلم و بازیگران آن بررسی می کند. و حالا "سینما های من" کاملا در باره سینماست.‍به علاوه در یک سالن سینما اجرا می شود.

"سینما های من" حتی به شیوه معمول نمایش ها بروشور ندارد و ماننند یک فیلم سینمایی در پایان نمایش تیتراژ دارد.

در چند کار اخیر او شاید نحوه اجرا کمی تکراری باشد. اجرایی اپیزودیک که ابتدا با شوخی و خنده آغاز می شود و در پایان به صورت تراژیک و با اجرای موسیقی به انتها می رسد. اما اجرا آنچنان پر شور و با احساس است و دیالوگ ها شنیدنی که بعد از اتمام هر نمایش بی صبرانه منتظر کار بعدی گروه می شویم. بازیگر ها هم مثل همیشه بهترین هستند. نمایش های او حس نوستالژیک تماشاگر را حسابی سیراب می کند.

حضور هانا کامکار در دو نمایش اخیر رحمانیان در خور توجه است. هانا کامکار در نمایش ترانه های محلی هم بازیگر بود،هم نوازنده دف و هم خواننده و با لهجه کردی خود اجرای تاثیر گذاری داشت. در "سینماهای من" بازیگری و خوانندگی را بر عهده دارد و هر دو را به بهترین نحو اجرا می کند. ورود او به عرصه بازیگری تاتر نوید حضور بازیگری جدید و قوی را می دهد.

اجرای این نمایش در پردیس سینمایی مدرن و زیبای چهار سو -که برای اولین بار میزبان نمایش شده است- باعث رونق و شناخته شدن این پردیس تازه تاسیس شده . اگرچه این سالن، خاص نمایش ساخته نشده و عمق صحنه کم است. اما در این نمایش کمبودی به چشم نمی خورد و صندلی های خوب و راحت سینما چهار سو، لذت دیدن این نمایش را دوچندان کرده. تنها نکته شاید آگوستیک سالن باشد که ویژه سینما طراحی شده و شاید به همین دلیل بازیگران مجبور به استفاده از میکروفون شده اند.

و در پایان باید توجه داشت که این نمایش برای شیفته گان سینما اجرا می شود. اگر از فیلم های سینمایی و سالن های سینما خاطره دارید حتما این نمایش را ببینید.


مجتبی مهدی زاده، سعید و Hossein Valizade این را دوست دارند
البته نبودن بروشور احتمالا بخاطر صرفه جویی مالی هست چون بلیت نمایش فوق العاده ارزون هست امکان چاپ بروشور نبوده احتمالا
۲۴ خرداد ۱۳۹۴
الان که با یک کلیک همه اطلاعات رو میشه پیدا کرد، من نداشتن بروشور را هم بر حسب حسن نمایش می ذارم چون واقعا همیشه از میزان کاغذی که بیخودی اخر هر تاتر باید دور بریزم ناراحتم.
۲۵ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید