همینک تیم پشتیبانی تیوال از طریق چت آنلاین و ایمیل در خدمت شماست و موقتا پاسخگویی تلفنی متوقف شده‌است. اطلاعات بیشتر
تیوال سون داو | دیوار
S3 : 22:50:33
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سون داو
درباره نمایش خلود i
یه دل می‌گه برم برم‌
یه دلم می‌گه نرم نرم‌
طاقت نداره دلم دلم‌
بی
تو
چه
کنم
پیش عشق ای زیبا زیبا‌
خیلی کوچیکه دنیا دنیا
با یاد تو ام هرجا هرجا
ترکت
نکنم‌

دقیقا از اینجای نمایش، که بازیگر نقش فرمانده‌ی خانوم مجاهد خلق، شروع کرد به خوندن و چرخیدن، وصل شدم به نمایش و محذوب مالیخولیای دیوانه‌‌وار بازی‌ش شدم.
مجذوب میمیک‌ صورتش، حرکات ریز چهره‌ش، خنده‌های عصبی‌ش، و آروم آروم زنده شدن شخصیتش...‌

مجذوب ... دیدن ادامه » تلاش مذبوحانه‌ش برای خندوندن دختر افسرده‌ی کوچیکش -که چه قدر هم بازی کوتاه دختر کوچولو خوب بود و روان و چه قدر فلوت زدنش به دلم نشست-...

کاش تو سالن بهتری شاهد نمایش بودیم و کاش‌تر کمی به ظرایفی که موقع ساخت یه آمفی‌تئاتر باید رعایت شه، اهمیت داده می‌شد.‌

با این وجود "دروازه‌های دلم رو شکستین"! به عنوان گروهی‌ از دخترها که شاید حمایت چندانی نشن و امکاناتشون محدوده...
‌‌
لیلا مظاهری، maryam z.b و میترا این را خواندند
فاطمه زارع، تینا نیکبخت و sirena این را دوست دارند
منم بازی‌شو دوست داشتم ولی کلا برام مساله‌ ست که چرا ویژه‌ ی بانوان؟‌!اتفاق خاصی رو صحنه نیفتاد واقعا! چرا باید "گروهی از دختر ها" باشن که ویژه‌ ی بانوانه اجراشون و نیمی از مخاطب‌ ها و حمایت‌ ها رو از دست بدن؟‌



۲۶ شهریور ۱۳۹۸
سوال منم بود،
ولی احساس کردم برای خودشون قلعه ی امنی ساختن تا آزادانه به پرواز در بیان...
کلا یه جنس دیگه ای بود نسبت به تئاترای دیگه
حسه مثبتی داشت!
من تئاترای حرفه ای رو دیدم که حس مثبت نداشتن.
ولی خب قطعا کلی نکته واسه نقد هست.
اما در کل ارزششو داشت
۲۷ شهریور ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سون داو
درباره نمایش علیا مخدره i
پرده‌ها را بکش فخری... پنجره‌ها را ببند... هوا سرد شده است... آدم‌ها سرد شده اند...‌

بنشین بر سرخیِ قالیِ قاجاری‌ات دامن بگستران... بگذار اقیانوس بریزد از سر و رویت به خاکِ خسته‌ی عمارتِ بی‌باران...‌

بگذار آتش ببارد از دستان داغ شعله ورت... شعر بخوان... بلند... بلندتر...
امیر، محمد لهاک و زهره مقدم این را خواندند
جهان، ارغوان و راضیه عبدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید