کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال شاهین نصیری | درباره نمایش خانواده تت
S3 : 20:42:06 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
نگاهی به نمایش خانواده تت . . .

باید گفت اشتوان ارکنی در خلق موقعیت گروتسک در دل فضای وودویل کاملا موفق عمل کرده است. متن «خانواده تت» یک موقعیت بار ها امتحان شده در کمدی های شاد و دور همی خانوادگی را پیش روی ما قرار می دهد. اما این بار پایان بندی چنان ضربه کوبنده ای دارد که کار به طور کامل از تخت بودن و یک بعدی بودن خارج می شود. سو تفاهمات، وجود عامل خارجی در خلق موقعیت کمیک (پستچی و اهمال او) و عواملی از این دست همگی بار ها امتحان شده اند و از مخاطب خنده گرفته اند. اما «خانواده تت» در عین حال که ما را با کمدی بیان، کمدی موقعیت و کمدی بدن می خنداند، در نهایت فرجامی تراژیک و غیر قابل پیش بینی را در مقابل چشمان ما به تصویر می کشد . . .

نادر نادر پور با هوشمندی از عرض صحنه، و حتی ردیف جلوی سن برای اکت بازیگران استفاده کرده است. این حربه، ایده ی تازه و بکری نیست اما اجرای درست آن در این نمایش، جذابیت بصری کار را بالا برده است. جناب نادر پور به دنبال خود نمایی و پر رنگ کردن کارگردانی در صحنه نبود اما کار خود را به بهترین نحو ممکن انجام داد . . .

امیدوارم «خانواده تت» به عنوان یکی از درخشان ترین نمایش هایی که در شش ماه گذشته تماشا کردم مورد استقبال هر چه بیشتر علاقه مندان قرار گیرد. به نادر نادر ... دیدن ادامه ›› پور و گروه بی نظیرش به خاطر این همه هنرمندی تبریک می گویم و بابت حال خوبی که برایم ساختند بی نهایت سپاسگزارم.

متن کامل در لینک زیر:
http://nooshinslegacy.blogfa.com/post/6
هنوز که یاد ِ صحنه ی گاز گرفتن دست آقای تت می افتم خنده ام میگیره...ینی غیرقابل پیش بینی ترین و خنده دارترین حرکت ممکن بود:))
۲۵ شهریور ۱۳۹۳
من دقیقا برای بهتر جلوه دادن آخر کار اصرار دارم که دکتر یا باید کاملتر و بهتر حضور میداشت تا این تحول گویاتر باشه یا به کلی حذف میشد و با نشانه های دیگه ای منتقل میشد، آگاهی پرتابی(چه اصطلاحی به کار بردم!) یا گل درشت هم توو ذوق میزنه و هم اثر اتفاق نهایی رو کمرنگ کرده.
میترسم آخر این تعریفای آخرمون به بوس بوس عجیجم بکشه از همین الان جلوگیری میکنم! :)
۳۰ شهریور ۱۳۹۳
خیلی ممنونم آقای نصیری چقدر خوب و با حوصله می نویسید
منظورم از نورپردازی حضور بیشتر نور برای بیان مفهوم و بیشتر کردن جلوه های بصری نمایش بود من ترجیح می دادم زمانی که پستچی خبر کشته شدن ( تو فرهنگ ما شهادت) زولا رو میاورد از نور آبی استفاده میشدبا یه موسیقی مناسب همینطور زمانی که پدر رویای پسر ش رو میبینه. بهتر بود که صحنه ی کشته شدن سرگرد به دست لایوش اجرا میشدبا نور پردازی قرمز رنگ و حضور موسیقی مناسب خیلی سرسری و گذرا ازین قضیه گذشتن در صورتی که اصل ماجرا برخوردهای بین ایندو نفر بود این یکی از دلایل ضعف متن هم هست از نظر من و اینکه چرا کشته شدن زولا بلاتکلیف موند چه دلیلی داشت پستچی که بیان و رفتارش هر کسی رو به شک می انداخت نتونه خانواده رو متوجه کنه. در مورد شخصیت پردازی علت تنفر دکتر از مادر خانواده نشون داده نشد من هنوز هم علت حرکات دست دکتر رو که مدام مادر خانواده رو طرد می کرد متوجه نشدم آیا دکتر روشنفکر بودو فهمیده ونمی تونست یه زن ساده و عامی رو تحمل کنه ؟؟ یا دلیل دیگه ای داشت؟؟دختر خانواده رفتار پوشش و گفتارش شبیه یه دختر نوجوان روستایی بود ولی ناخن های بلند مانیکور شده و لاک زده داشت!!! که البته ... دیدن ادامه ›› این رو اشکال گریم می دونم
از دکور هم خوشم نیومد دو لنگه در رو با بی حوصلگی که به هیچ جایی بند نبودن با شیشه های دستمال نکشیده رو هوا ول کرده بودن با دکور نمایشی مثه فاوست مقایسه نمی کنم ولی نمی دونم نمایش همه به کافه ملکیادس می روند رو دیدین یا خیر با چهار تا تیر و تخته چه دکور زیبا و دلنشینی درست کرده بودن
کار اونقدر غرق در جنبه کمدی قضیه شده بود که مسئله پوچ بودن آدم های زورگو اصلا دیده نمیشد مگر اینکه کسی از قبل تیوال این نمایش رو مطالعه می کرد بازم میگم بیشتر شبیه جنگ شادی بود تا تیاتر حرفه اینمی دونم شاید به خاطر دوست نداشتن نمایش دارم بیش از حد دارم سختگیری می کنم ولی این نظر من بود به عنوان مخاطب عام
۳۰ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید