تیوال شاهین | دیوار
S3 : 12:37:25
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
گفتنی ها گفته شد، قصه ی پرونده ی این غصه ها هم بسته شد

ممنونم ممنونم و ممنونم از تیم اجرایی نمایش با این همه انرژی، با این همه توان که روی صحنه رفتند و قصه ی پر از غصه ی برندهای وطنی رو از ته دل هاشون جار زدن.

با خنده شروع کردیم و به بغض نشستیم،
اجراهای طنز سلیقه ی من نیستن، اما این نمایش به جانم نشست :) اونم بدجور....

شب اجرایی که من رفتم، جناب رفوگران مهمان ویژه برنامه بودن، صاحب کارخانه بیک، و من چقدر خجالت کشیدم که دیگه بیک ی وجود نداره که من هر روز بیک بخرم و به بودنش افتخار کنم...

این حرفی که می زنم برای خودم خیلی جالبه،
اجراهای طنز ( زیاد) انتخاب من نیستن ولی این نمایش دومین نمایش تاثیرگذاری بود که تابحال دیدم....

ممنون که شب آخر اجرا رو لایو گذاشتین تو اینستا که همه ببینن....
( علی الخصوص رورانس شب آخر رو من خیلی دوست دارم :))) )

ممنون ... دیدن ادامه » سوسن پرور عزیز، و ممنون تک تک تیم عزیز نمایش و ممنون از آرش نوذری عزیز که به توصیه ی ایشون به دیدن این نمایش نشستم....




برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاهین
درباره نمایش سیزیف i
طراحی صحنه زیبا
نورپردازی خوب
بازی های خیلی خوب
موسیقی بجا
یک دیوانگی محض
نمایشی کم نظیر و پایانی بی نظیر
از نظر محتوا نامفهوم اما جذاب!
دیدنش رو البته به هیچ کس توصیه نمی کنم
خودم صرفن از دیدگاه هنر برای هنر از این نمایش لذت بردم و از نظر معنا و مفهوم چیز زیادی دستگیرم نشد، بهتر بگم، " او" ی آرش دادگر رو بیشتر فهمیدم تا "سیزیف" رو ( و بعضی از دوستان احتمالن در جریان هستن که بعد از ۳ بار تماشای " او" فهمیدم که از آن هیچ نفهمیدم :)))) )
البته که خیلی خوشحالم و لذت بردم از دیدنش

راستی از دوستی که کنار دستم بودن تشکر می کنم که با دستشون ضرب پرت شدن کتاب رو گرفتن :) چون بعد از اون به پای من خورد اگر نمی گرفتن چی میشد

و این که بالاخره فهمیدم چرا نباید سمت راست اون بالا ردیف آخر نشست، خیلی باحال بود :)))))

خودم ... دیدن ادامه » هم ردیف یک باکس B نشسته بودم که جای خوبی بود تقریبن، فقط اگه ردیف یک می نشینید مراقب کتاب های پرتاب شده باشید :))
این صندلی شماره B1 و یا ردیفش هم در این نمایش حکایتی شده و چند ساعت پیش اینجا ذکر خیرش بود :) .. مراقب کتاب ها که هستید , چتر هم همراه خود داشته باشید :))
۱۹ آبان
منم انگشت کوچکم ضرب کتاب رو گرفت. ولی داغون شد ((:
۲۰ آبان
شاید از این به بعد خرج (اصطلاح نظامی ) :) پرتاب کتابها رو کم کنند :)))
۲۰ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان خوب و بازی های زیبا، بخصوص مادر و دختر، از نقاط قوت کار بودند.
فقط ای کاش اون صدایی که در حال صحبت با خانواده بود کمی کمتر روی اعصاب می رفت،. بنظرم در اکثر موارد بار دراماتیک کار رو با نوع حرف زدنش از بین می برد و مدام ارتباط حسی تماشاگر با کار رو خدشه دار می کرد، بخصوص قسمت هایی که گیر الکی می داد، مثل صحنه ی به زور بلند شدن پدر، بعد از کار این انتقاد رو از یکی دو نفر دیگه هم شنیدم که بنظرم بجا بود.
و در پایان باید بگم ننگ و شرم بر جامعه ای که هنوز ساده ترین مسایل ( سکس) منجر به فجیع ترین مسایل میشن.
به قول "برادر" که می گفت از بچگی تنها چیزی که یادم دادن تعصب روی ناموس بود.
در کل نمایشی خوب بود با بازی های خوب، موسیقی بجا، میزانسن مختصر ولی خوب.
اگر وقت کردین ببینید نمایش رو، ارزش دیدن داره.
امیر، میترا، علی عبداللهی و سپهر این را خواندند
جهان، مهدی (آرش) رزمجو، شادی اسدپور و محمد لهاک این را دوست دارند
در کمال احترام بنده اون صدا رو وجدان در نظر میگیرم که تشر زدنها و گیر دادنهاش و روی مخ رفتن هاش به عمد و به قصد یاداوری کمبود شدیدش(وجدان) در جامعه گل درشت شده بود
۰۷ آبان
خود ماهیت صدا و شدتش خوب بود فقط گیر دادن زیاد از حدش یکم آزار دهنده بود
۱۳ آبان
آخه اون گیر دادن بیش از حد خودش حاوی پیام بود. در واقع کارگردان میخواست ما رو آزار بده تا مفهوم منتقل بشه.
۱۳ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاهین
درباره نمایش بچه گرگ ها i
" هرکسی از ظن خود شد یار من، از درون من نجست اسرار من
سر من از ناله ی من دور نیست ، لیک چشم و گوش را آن نور نیست"

بیشتر از هرچیزی از فرم نوی کار لذت بردم و به اندازه ی خودم از ظن خودم از محتوا برداشت هایی داشتم.
صحنه ی آخر، از بدو ورود تا پایان اجرا و بخصوص خود پایان متفاوت اجرا تجربه
و حس جدید و جالبی بود.
در حین اجرا کاملن احساس تجربه ی یک کابوس در بیداری رو داشتم.
روح داداءیست ها کاملن در وجود گروه اجرایی حلول کرده بود :)))

اگر اهل تجربه ی سبک های نوین اجرایی هستید و از حرکت های آوانگارد لذت می برید حتنن این نمایش رو تجربه کنید در غیر اینصورت هرگز به تماشای اون نرید.

شاهین
درباره نمایش بچه گرگ ها i
اونا خونه ی ما رو اشغال کردن
اونا تو سینماهای ما فیلمای خودشونو نشون می دن
مردم از چهار صبح توی صف ایستادن
"علاقه‌مندان می‌توانند با خرید ۱۰ فیلم به مبلغ کل ۱۵۰ هزارتومان اما با تخفیف ۵۰ درصد و پرداخت ۷۵ هزارتومان از لحظه خرید خود ۱۰ فیلم بعدی دوره را شرکت کنند. به طور مثال اگر از اکران دو یا سه فیلم این دوره گذشته باشد هیچ ایرادی ندارد زیرا خرید از فیلم سوم یا چهارم تا فیلم سیزدهم و چهاردهم منظور خواهد شد. "

این رو میشه یه توضیحی بدید ؛ متوجه نشدم ؛ ممنون
نماینده آکادمی هنر، جهان، میترا و مژگان عراقی این را خواندند
محمد لهاک این را دوست دارد
یعنی کلا ده فیلم رو می تونیم ببینیم در مجموع از بین 20 فیلم یا چی ؟!
۲۹ مهر
در مورد تعداد درست می فرمایید 30 فیلم هست مثلا یکی از آن ها روز گذشته اکران شد
شما از لحظه ای که خرید را انجام می دهید از طریق شناسه تلگرام @rajartgallery به ما اعلام می کنید که چه فیلم هایی را تمایل به مشاهده دارید. به طور مثال اگر امروز تا سه شنبه خرید کردید 11 ... دیدن ادامه » گزینه پیش رویتان هست که 5 تا از آن ها را حداقل معرفی می کنید و پس از معرفی دور جدید فیلم ها -که فهرست درج شده در برگه به روز خواهد شد- 5 فیلم دیگر انتخاب می کنید هر فیلم 15 هزارتومان هست ولی با خرید این پکیج فیلم ها را با قیمت 7500 خریداری کرده اید و در جلسات بحث و گفت وگو شرکت می کنید
۳۰ مهر
ممنونم از پاسخ اتون
۳۰ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاهین
درباره نمایش صد درصد i
چرا جدیدا هرجا میشینم یک قدبلند دقیقن ردیف جلو روبروی من می شینه :)
تقریبا 16.67 درصد از کار رو نمی دیدم و گاهی هم نمایش رو در دو پرده جدا می دیدم :))‌
راستی خیلی ممنووون که نمایش رو با بیش از نیم ساعت تاخیر اجرا رفتین ؛ تا الان برام بی نظیر بوده این حرکت ؛ اولین بار بود که چنین تجربه ای رو کسب کردم .
در مورد خود نمایش هم باید بگم ، بجز بازی نسبتن خوب ستاره پسیانی و بازی کمتر نسبتن خوب هوتن شکیبا و طراحی صحنه ی نسبتن خوب و افکت های تصویری و شنیداری نسبتن خوب ، در کل نمایش اصلن جالب نبود .
پایان نمایش هم جالب بود
خنده های بی موقع و بیجای تماشاگران هم گاهی روی اعصاب بود ؛ نمی دونم شاید هم من خنده گاهم مشکل داشت
حیف پولی که بابت این نمایش هزینه کردم و زمانی که براش گذاشتم .
همه ی شما دوستانی که از کار با این آب و تاب تعریف کردید مسئولید :))‌
احتمالا اقای فدایی بودن اخه قد بلندِ تیاتربین جز ایشون نداریم:)))
۲۷ مهر
به شخصه حاظرم توی سالن های کاملا غیراستاندارد تهران، این پاهای بلند رو با هرچیزی که میخواید عوض کنم.
باور بفرمایید بارها به خانم هایی که کنار دست من میشینند و به راحتی پاشون رو روی پای دیگه میندازن، بدون اینکه مزاحمتی برای بنده داشته باشن حسادت کردم.
پاهای ... دیدن ادامه » بلند معظلی هست برای خودش، مخصوصا اگه مثل من پیرمرد باشی و نتونی یک ساعت روی یک صندلی بدون حرکت بشینی.
۲۸ مهر
جناب غیوری :)))
امان از صندلی ها ؛ که در بهترین نمایش هم حواست رو از نمایش پرت می کنند
۲۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش رو به دو دلیل دوست داشتم :
یکی : مباحثی که طی نمایش مطرح می شد و حتا اگر دو نفر بصورت دیالوگ از اول تا آخر نمایش فقط در خصوص همون مباحث بحث می کردند لذت می بردم ؛ هرچند شاید برای بعضی دیگه این مباحث تکراری بیاد ولی من همچنان به چنین بحث هایی علاقه دارم ؛ و ممنون از دوستانی که در دیدگاه هاشون کتاب هایی برای مطالعه ی بیشتر ذکر کردن .
دوم : بخاطر بازی های نسبتن خوب و قابل قبول گروه اجرا ؛ و همچنین باید بگم که تغییر دکور گروه رو هم دوست داشتم ؛ خیلی وسیع و در عین حال خیلی ظریف انجام می شد .
( موسیقی کار هم جالب بود و همچنین طراحی لباس )
اما خود نمایشنامه رو زیاد دوست ندشتم .
در کل آخرش چی شد واقعن ؟ شاید من متوجه نشدم ؛ در هر صورت پایان داستان هرچیزی که بود برای من این سوال پیش میاد ؛ خوب که چی ؟!
مثلن نتیجه بگیریم که چون هیلاری برای کاترین دعا می کرد ... دیدن ادامه » یه خانواده ی پولدار سرپرستیش رو به عهده گرفتن ؟! یا برعکس نتیجه بگیریم که این یه اتفاق بود ؟! یا مثلن آخرش هیلاری رفت یا نرفت بالاخره و در هر دو صورت که چی ؟!
ضمن اینکه به دلیل خارجی بودن نمایش نامه کمی هم بعضی قسمت ها برام ناملموس بود ( هرچند زیاد نبود این موارد ؛ کلن نمایش نامه های بومی یا بومی شده رو بیشتر می پسندم )‌
ضمنن ممنون که نمایش راس ساعت مقرر شروع شد ؛ می تونم بگم اصلن انتظارش رو نداشتم !
اما خواهش می کنم از مسئولان سالن باران که صندلی هاشون رو عوض کنند ؛ دهنم سرویس شد امشب ! (‌عذر می خوام بابت این لحن ولی واقعن جز این نبود :/ )
کمی هم احترام به مخاطب و تماشاگر چیز بدی نیست ؛ فکر کنم اگر تشکچه های خارج از ظرفیت رو بهمون می دادن روی اونها راحت تر می شد نشست ؛ حین نمایش مدام دست می زدم روی زمین سخت و با صندلی خودم مقایسه اش می کردم . )
از گروه های اجرایی هم خواهش می کنم اجراهاشون رو در سالنی برن که برای مخاطب ارزش قایل باشه ؛
شخصن تا خبر تغییر صندلی های این تماشاخانه به گوشم نرسه سعی می کنم دیگه اونطرفا ظاهر نشم .
در پایان مجددن تشکر می کنم از گروه اجرایی محترم و عزیز بابت نمایش خوب اشون .
صمیمانه از نظراتتون و حضور گرم و پرمهرتان سپاسگزارم.
۲۴ مهر
درود بر شما جناب رفیعی بزرگوار
۲۴ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاهین
درباره نمایش لوله i
یک تیاتر فیزیکال سنگین
نقش ها رو عالی بازی کردند ، بخصوص خانم های گروه
عالی بودند و پر انرژی
جناب محمد خان ونائی در دیدگاه اشون جمله ای گفتند که دقیقن وصف حال من هم هست : " فهم جزئیات کار برای من واقعا سخت بود. خیلی جاها دقیق متوجه نشدم،گرچه از کار فیزیکال بازیگرها لذت می بردم "
موسیقی های کار شده در اجرا فوق العاده بودند و اکت بازیگران بی نظیر
و اینکه کمی تایم نمایش زیاد بود بنظر من
همچنان هم که تصمیم اشون بر این بود گروه نمایش که رورانس نداشته باشند ؛ باشه به هر حال بدون اینکه تشریف بیارند تشویقشون کردیم ، که واقعن جای تشویق هم داشت .
تبریک می گم بابت این نمایش به همه عوامل محترم و عزیز

پ .ن : ندارد :)
:)))))))))))))
آقا قبول نیست !! شاهین جان دل به کار ندادی برای این پست !! :)))))))) من عاشق بخش پ.ن هات هستم :))))))))))))
اصن هم تابلو نبود که کار رو دوست نداشتی :)))))))))))))))
۲۲ مهر
شاهین جان خوشحالم که دوست داشتی
من احتمالا یه بار دیگه هم برم ببینم.
۲۳ مهر
درود بر شما جناب ونائی عزیز
قطعن ارزش دوباره دیدن رو داره
۲۳ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عه چه جالب این جا میشه قرار گذاشت :D
شاهین جان این همه قرار گذاشتی من گفتم میام، پس چی شدی؟؟ :))
چه نمایشی رو نرفتی که من زوری بفرستمت بری یا بیای؟ :))
۰۲ آبان
:)))) قسمت نبوده درست میشه ایشالا ا علی خان
۰۲ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الان که داشتم از کنارش می گذشتم به این فکر می کردم که من روی پشت بام تیاتر شهر رفتم ولی هنوز موفق نشدم برم داخلش :)
امیدوارم هر چه سریع تر این مساله حل بشه
شادی اسدپور و *مریم* این را خواندند
مهدی (آرش) رزمجو و جهان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چند وقتیه که نقدهای مثبتی که تشویق ام کنه به دیدن یک تئاتر ازتون نمی بینم دوستان :)‌
نمایش هایی که هستند هم صفحاتشون و مضامین اشون رو که می خونم چنگی به دل نمی زنه
چند وقته راحت شدم :))
پ .ن : البته به جز یک کار که اون رو هنوز ندیدم البته
به نظر من هرکسی که این روزها تو خونه بشینه و یه سرگرمی واسه خودش دست و پا کنه، بهترین تصمیم رو گرفته.
۱۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هرچند از تبعیض جنسیتی به هر شکلی خیلی بدم میاد و معتقدم کاری کاملن اشتباه و نابجاست که در طولانی مدت ضررهای اجتماعی بسیار داره ،
اما از اونجا که توی جامعه ما تبعیض ها اکثرن بر علیه بانوان هست خوشحالم که گاهی محیط هایی برای این عزیزان جداگانه در نظر گرفته میشه تا کمی فرصت نفس کشیدن داشته باشن !
امیدوارم بانوان سرزمینم همیشه سرزنده و شاد باشند ( البته در کنار آقایون نه ایزوله شده :) )
خوشبحال تهیه کننده که کار رو دیده :))))))
۱۴ مهر
سرکار خانوم زارع، سپاسگزارم بابت پاسخ گویى تون... هرچند براى من فهم و درک ش واقعا سخته.... اما من همچنان آرزو مى کنم روزى بیاد که نوع مون(انسان/ بشر) به جنس مون(زن / مرد) چیره بشه... روزگارى داشته باشیم فارغ از "ویژه" بودن...
۱۴ مهر
جناب شاهین خان،،، کاملا با شما هم راى هستم.... به جد مى تونم بگم که واژه ى "ویژه" براى من از اون واژه هاى هولناک و البته غم انگیز ه.... و واراى هر چیز "ویژه" خسران بزرگى نهفته است که از آن بى خبریم....
۱۴ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار رو دوست داشتم ،
با این حال بنظرم بیش از حد دچار فلسفه بافی بود ؛
در این نمایش متن از همه ی عناصر دیگر قوی تر بود ؛ بیش تر با متنی روبرو بودیم که در کنارش موسیقی و بعد از اون اجرا ( پرفورمنس ) در کنار این دو قرار داشت .
ایده ی بسیار جذابی داشت اما کمی کند پیش می رفت ، نهایتن اما ، باز هم با تاکیید و تکیه بر متنی گیرا و جالب ، مفاهیم و سوالاتی رو به خوبی در ذهن تماشاگر به گردش در میاره .
- کاش متن نمایش نامه موجود بود تا قسمت هایی از اون رو بارها و بارها می خوندم . ( ممنون از دوستانی که برش هایی از کلام رو در دیدگاه هاشون درج کردند .)
- گاهی بعضی از ترجمه ها خیلی زود عوض میشد و یکی دوبار نتونستم متن ترجمه ی فارسی رو بخونم .
- نمایش با حدود پانزده دقیقه تاخیر و عذرخواهی مسئولین سالن شروع شد .
- به من و اکثر کسانی که در اطراف من بودند بروشوری داده نشد .
- خدا ... دیدن ادامه » رو شکر که اجرای آخر نمایش بود وگرنه ممکن بود مجددن به تماشای کار بنشینم :)

-پ . ن : من هیچ تخصصی در زمینه هنر ندارم و فقط نظرهای شخصی خودم رو نوشتم ؛ ممنون که خوندید :)‌
- شانزدهمین نمایشی که در سال 97 دیدم
- یک تیاتر با طعم فلسفه
ممنون از نقد بسیار خوبت شاهین عزیز :)
۰۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش جالبی بود
در کل به دلیل متن و سبک و سیاق انتخابی کارگردان باید بگم که کار سختی رو انتخاب کردند ولی تا حد خوبی تونستن از عهده اش بر بیان
جلوه های صوتی برنامه هم بسیار بجا بود تاجایی که تصور اینکه ظاهرن در روزهای اول " صدا " در نمایش وجود نداشته سخته .
بازی ها هم قابل قبول بود بخصوص بازیگر خردسال نمایش که بسیار خوب ایفای نقش کرد .
( چرا اسامی بازیگرها بیشتر از خودشون در صحنه بود ؟! ما که کلن در این نمایش 4 بازیگر داشتیم چرا اسم 5 نفر نوشته شده ؟! )
به علت سبک خاص اش و به نوعی وحشت توام با سوررئال که داشت هر کسی شاید کار رو نپسنده و سلیقه ی خاص خودش رو نیاز داره برای مخاطب .
برای گروه اجرایی آرزوی موفقیت های بیشتر رو دارم .

- پانزدهم امین نمایشی که در سال 97 دیدم
- - نمایشی قابل قبول (بیشتر برای کسانی که با حال و هوای نمایش فراواقع و کمی وحشت ... دیدن ادامه » :) علاقه مند باشن )

ممنون ازتون
ما دو تا بازیگر کودک داریم که یک شب در میون روى صحنه میان.
۰۶ مهر
چه جالب ؛ ممنون
دیشب که اجراشون عالی بود ؛ حتمن بازیگر دیگرتون هم همین طوره
به امید آینده ای درخشان برای هر دو عزیز
۰۶ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاهین
درباره نمایش کالاندولا i
یک اثر تاثیر گذار و به یاد ماندنی
این اجرا ، شاید ، رد زخمی بر روح تماشاگر می گذارد که هیچ گاه پاک نخواهد شد ؛
ردی که هرچند دردآور هست اما هوشیار کننده
امیدوارم در اجراهای بعدی شانس دیدن مجدد کار رو داشته باشم و امیدوارم هر چه سریع تر این اتفاق بیوفته و دوباره به اجرا برن .

از اتفاقات خوب نمایش امروز برای من هم دیدار جناب جهان عزیز بود که خیلی خوشحالم کرد ؛
بعد از نمایش به اتفاق ایشون مقداری منتظر امیر مسعود خان فدایی شدیم که ایشون رو هم بتونیم ببینیم که ظاهرن ایشون زودتر رفته بودن
جالب تر خود آقای سلگی بود که دنبال ایشون ( امیر مسعود خان ) بود و گفت ایشون همه ی کارهای من رو دیدن ولی من هنوز نتونستم ببینمشون :)

- چهارده امین نمایشی که در سال 97 دیدم

- یک اجرای محیطی فوق العاده که باید تجربه کرد

( پ .ن : توصیه می کنم در اجرای بعدی حتمن این ... دیدن ادامه » اجرا رو تجربه کنید . )
من مخلص شمام! اگه می‌دونستم انقدر ملت علاقه دارن ببینن منو وایمستادم :)) آخه به من گفتن خداحافظ، منم خیلی عادت ندارم بعد از خداحافظی جایی بمونم!!
یه نظر مختصری هم راجع به احمد سلگی نازنین: این رفیقمون بدشانسی آورد، اولین اثرش شاهکاری بود که شاید ۵ تا نمایش ... دیدن ادامه » در کل تاریخ تئاتر این مملکت در سطحش نباشن!! البته این نظر شخصی منه، «هویت پروانه‌های مرده» به قدری خوب بود که هیچ تئاتری -نه از سلگی و نه از غیر سلگی- به گرد پاش هم نمی‌رسن!!
۰۵ مهر
بابا من شوخی کردم والا، من کی هستم که کسی بخواد ببینه منو آخه؟!
۰۵ مهر
@ شاهین جان لطف دارین من که واقعا لذت بردم از مصاحبت شما.
@جناب فدایی شکسته نفسی میفرمایید ، مشتاق معاشرت بودیم که میسر نشد ، انشالا در آینده
۰۵ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فکر کنم همین الان ها باشه که نمایش شروع بشه
بلیت امروز این نمایش رو داشتم ولی اونقدر ترافیک زیاد بود که فکرشم نمی کردم نرسم به نمایش :(
محمد لهاک، مینا میرزاآقا، رضا غیوری و lilibani این را خواندند
زهره مقدم و مهدی (آرش) رزمجو این را دوست دارند
بعضی وقتها یکسری از تماشاخانه ها برای روز دیگه امکان دیدن رو میدن
۰۳ مهر
شاهین عزیزم ، ما خودمون چون اونجا اجرا داشتیم تا حدودی با شرایط اونجا آشنایی دارم ، سالن به هیچ عنوان راه نمیده مگر به درخواست گروه ، بعضی گروه ها خودشون این نرمش رو شاید دارند که دیر رسیده ها رو :))))) هم درخواست میکنن راه بدن که طبعا باعث ناراحتی و بهم خوردن ... دیدن ادامه » تمرکز تماشاچیان دیگر میشود.
در خصوص نام ارغنون هم با توجه به تغییر مدیریتی که در این مجموعه انجام شد این تغییر نام اتفاق افتاد،معمولا در واگذاری مدیریتی این تغییر نام برای سالن ها اتفاق میفته،حالا این که این تغییر نام اجباری هست یا اختیاری اطلاعی ندارم.
۰۵ مهر
ممنون آرش عزیز از توضیحاتی که دادی
۰۵ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاهین
درباره اپلیکیشن تیوال i
آخیش بالاخره ممنون :)
البته هنوز امتحان نکردم ولی دلم روشنه :)
:))))))))))
۰۴ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ولی دم تیوال گرم :)
داره ریز ریز هی تغییرات ایجاد می کنه )
( الان دیدم پروفایل ام گرد شده :))
تغییراتتان پایدار
راستی خیلی وقته از اپلیکیشن تیوال استفاده نکردم ؛ اونم تغییرات مثبت داشته ؟
۲۹ شهریور
اپلیکیشن اش با یه لوگو روی گوشی هیچ تفاوتی نداره
۳۱ شهریور
کم کم همه چیش عالی میشه بدون شک
۳۱ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاهین
درباره نمایش او i
خب ؛ قول میدم بعد از نوشتن این نظر دوباره در خصوص این نمایش پستی نداشته باشم :))
امشب برای بار دوم به دیدن نمایش نشستم و مجددن لذت بردم ؛
می خواستم به چند تا نکته اشاره کنم
- اجرا در روزهای پایانی دچار تغییراتی شد که بعضی خوب بودند و بعضی خیر ،
به عنوان مثال بعد از اینکه مرد ( عمار عاشوری ) از خانه خارج میشه ، صحنه ای که مرد داره از دختر بچه ( حورا رستگار ) با حالت بازجویی سوال و جواب می کنه ، و میگه چی دیده اینبار پشت درب خروج ( Exit ) مجدد اجرا میشه و شاهد دیدن این صحنه از طریق ویدئو آرت هستیم که کار جالبی بود .
نکته ی دیگه در خصوص اضافه شدن دیالوگ های پایانی بازپرس دوم هست ؛ با اینکه به شدت آقای دادگر رو دوست دارم و دوست دارم خودشون هم توی صحنه باشند و روز اول که نمایش رو دیدم و فهمیدم نیستن گفتم چه حیف ؛ ولی حضورشون با عرض معذرت ( برخلاف بازی اشون توی نمایش اسب ) زیاد گیرا و جا افتاده نبود ؛ جدای از اون بنظرم اضافه شدن اون دیالوگ ها ، که ظاهرن برای حل شدن بخشی از ماجرا در ذهن مخاطب اضافه شده بود ، اصلن کار خوبی نبود .
در اون فرصت کم پایانی و با اون شدت ، ابهام زدایی از بخشی از کار صورت گرفته بود که بنظرم سبک و سیاق کار رو بهم می ریخت ، و با روح کار سازگار نبود ، در چند دقیقه ی پایانی گویی کارگردان به زور می خواد بعضی ابهامات رو در ذهن تماشاگر از بین ببره ، سرعت و صراحت این عمل به نظر من با کلیت کار نمی خوند و بهتر بود کار به همون شکل قبلی ارائه می شد . ( البته ابهامات زیادی باقی موند و باز هم حل نشد ؛ که چه بهتر :) )
- ولی باز در همون بخش پایانی کارآگاه دوم جملاتی گفت که یادم نمیاد بار اول هم بود یا نه ؛ به هر حال جالب بودن ؛ مثل اینکه با اشاره به کفش دختر که کنار اتاق بود و همین طور اشاره به جعبه های گوشه ی اتاق و همین طور پنیر روی میز اعتراض کرد و گفت مگه اینجا دفتر کار من نیست ؟ اینا چیه اینجا ( نقل به مضمون ) ؛ ( این بخش جالبی بود )

و بحث بعدی در خصوص سوررئال بودن کار . ( رئالیسم جادویی یا سوررئال ؛ مساله این است . )
من ادعای فهم این سبک رو ندارم ولی تا جایی که می دونم ( و البته شاید برداشتم درست هم نباشه ) ما در مواجه با یک اثر سوررئال گاهی می تونیم برداشت های متفاوتی ، بر اساس قطعه های پازل ارائه شده در اثر ، داشته باشیم ؛ اون ها رو کنار هم میچینیم ، جلو میریم و بعد میبینیم یه جای کار میلنگه ، دوباره به شکلی دیگه قطعات رو کنار هم میذاریم و میبینیم درست داریم پیش میریم و بار بعد که اون کار رو میبینیم احساس می کنیم برداشت بهتر و جدیدتری از کار داشتیم . ( برای مثال توصیه می کنم فیلم "بازگشت" از اندری زویاگینتسف رو ببینید ) و خب در این اثر همونطور که همه میدونیم و اشاره هم شده به کرات ما با دختر و ذهن دختری روبرو هستیم که شیزوفرن هست ؛ پس ممکنه قطعاتی از این پازل اصلن واقعی نباشند ؛ و یک اثر سوررئال اثری است که نتونید مرز بین واقعیت و خیال رو در اون تشخیص بدید و تمایز قائل بشید بینشون که در این اثر بخوبی این اتفاق افتاده . ( ضمنن تا جایی که می دونم این اثر ویژگی های "رئالیسم جادویی " رو نداشت و برچسب" سوررئال" برچسب بهتری برای این نمایش هست . )

- و در پایان باز هم تشکر می کنم از تمامی گروه اجرایی و تک تک عوامل ، و بار دیگه و به طور ویژه از گروه خوانندگان ، و جناب دادگر عزیز که با دو اثر گذشته ی خودش نشون داده فضای سوررئال رو به خوبی درک کرده ؛ امیدوارم کارهای جذاب تر ، بیشتر و بخصوص تو چنین حال و هوایی رو بیشتر از ایشون و گروهشون ببینیم .
- هیمن طور از دوستانی که نظراتشون رو با ما هم شیر کردن تا لذت بیشتری از کشف معماهایی دسته جمعی رو با هم در این جا داشته باشیم ممنونم .

پ ... دیدن ادامه » . ن : من هیچ تخصصی در زمینه هنر ندارم و فقط نظرهای شخصی خودم رو نوشتم ؛ ممنون که خوندید :)‌

- ده امین نمایشی که در سال 97 دیدم و اولین نمایشی که سه بار به دیدنش می نشینم و جزو معدود کارهایی که خیلی ازش لذت بردم و حتا از تیزرهای خوبش :))‌
- ممنون که خوندید :)

- نمایشی بی نظیر و عالی
راستی داشتن فیلمبرداری می کردند از کار ؛ چه خوب ، یعنی ممکنه بیرون بدن بزودی ؟
۲۴ شهریور
درود بر تو علی جان
لطف داری دوست عزیز کاری نکردم من
کاش پایان نمایش عوض نمیشد که بیشتر لذت می بردی از کار :))
۲۶ شهریور
عزیزی شما
ای کاش، ای کاش غلیظ
۲۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید