تیوال شادی اسدپور | دیوار
S3 : 01:03:51
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
دیشب این نمایش رو تماشا کردم. در ابتدا خسته نباشید میگم به گروه اجرایی و ...
بیش از هر چیز بازی بعضی بازیگران این نمایش از جمله خانم آرزو نبوت عزیز و آقای صادق ملک نازنین توجه ام را جلب کرد. بازی دقیق، موجز و حساب شده و استفاده درست از ژست و امکانات بدنی در راستای ارائه شخصیت، که نشان از آگاهی و توانایی و تسلط این عزیزان و کارگردان محترم نمایش می باشد. به امید موفقیت های بعدی...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در ستایش فرزین محدث:

وقتی یک بار نمایشی را تماشا می کنی
هیچ معلوم نیست چه اتفاقی قرار است رخ دهد . جهانش ناشناخته است و می روی که ببینی و بشنوی
ولی
وقتی دوباره به آن سالن و آن نمایش می روی
رفته ای که اینبار نگاه کنی
اینبار گوش کنی
اینبار ستایش کنی
برای من که اینچنین است
در تمام مدت نمایش، متوجه گذر زمان نبودم
شاید برایم دقایقی بیش نبود
غرق شدم در جهانی عجیب
غریب
و البته آشنا...
روحم
روحم
روحم
به ... دیدن ادامه » درد آمد
رنج را حس کردم
غم را لمس کردم
شادی را درک کردم
و اشک و لبخند
تنها پناهم شد
دمت گرم و سرت خوش باد
فرزین جانِ محدث
بدرخشی
خانم اسدپور عزیز و آقای رزمجوی گل: یه راهنمایی بفرمایید بی زحمت کجای سالن بلیط بگیرم مسلط ترم به کار؟ دوز فرزین محدث اش زیاااااااد باشه
مرسی :)
۲۳ آبان ۱۳۹۷
بسیاااار ممنونم از شما :)
چه فرزین محدثی تزریق کنیم تو رگ
۲۳ آبان ۱۳۹۷
خواهش میکنم بله دقیقا کلی لذت خواهید برد

ما که هنوز مستیم
۲۳ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشتی بر نمایش استیو جابز
از نکات مهم این نمایش می توان به دراماتیزه بودنش اشاره کرد . نمایشی که با استفاده از تصویر سازی ، حرکت، ریتم، صدا و موسیقی درست و بجا تمامی قصه و احساسات را به شکل نمایشی انتقال می دهد .
در این نمایش تخیل جایگاه ویژه می یابد که در کنار بازی بسیار قدرتمند فرزین محدث و جزئیاتی که در طراحی این نمایش در زمینه های لباس، موسیقی، صدا و ... وجود دارند ، جملگی لذت تماشای یک نمایش را برای مخاطب ایجاد می کند .
حرکت و فرم در این نمایش خودنمایی می کند و پیوسته تصاویری را ایجاد می کند که دارای ارزش تصویری هستند و از الگوی ریتمی مناسبی تبعیت می کنند به طوری که در تمام مدت مخاطب حظ بصری لازم را میبرد .
استفاده کارگردان از نقاط مختلف قوی و ضعیف صحنه و استفاده از مسیر های موازی و عمودی و مورب ، همگی به ارزش بصری نمایش می افزاید و قطعا فرزین ... دیدن ادامه » محدث با توانایی اش در ایفای ده نقش متفاوت تاثیر بسزایی در کیفیت این اثر نمایشی گذاشته است .
و اما گروتسک ، به عنوان بستری که نمایش در آن شکل می گیرد .
گروتسک اساسا باید شرایطی را برای مخاطب ایجاد کند که تحمل آن دشوار باشد و مخاطب تلاش کند که از آن احساس ناخوشایندی که در او بیدار شده فرار کند . قصد گروتسک معمولا هجو کردن است و در واقع امر خنده دار و چیزی ناهمساز با امر خنده دار را هم زمان در خود جمع کرده است . خصلت اصلی گروتسک برخاسته از تضاد و ناسازگاری فرم و محتواست که هم مضحک است و هم وحشت زا و پایدارترین مشخصه گروتسک کمیک و وحشت زا بودن است و همچنین اغراق و زیاده روی که در بخش هایی از نمایش استیو جابز بستر گروتسک به درستی جریان دارد خصوصا لباس ، نور و بازی کاریکاتور گونه فرزین محدث به لحاظ اغراق مضحک در ویژه گی های هر ده شخصیت نمایش که علاوه بر بامزه بودن مایه ی اشمئزاز یا ترس هم می شود و همچنین در مخاطب حس ناهمگونی ، اعوجاج و اغراق را از طریق خطوط بدن ، میمیک ، صدا و... ایجاد می کند .
و در بخش های دیگر نمایش بستر گروتسک حفظ نمی شود و عقیم می ماند و آن ضربه ناگهانی را وارد نمی کند .
به امید موفقیت های بعدی...
شادی اسدپور
شادی اسدپور
درباره نمایش خدایگان i
یادداشتی بر نمایش خدایگان :
وودی آلن معمولا در آثارش فلسفه ای پارادوکسیکال را دنبال می کند که می گوید " در این عالم همه چیز ممکن است و در عین حال هیچ چیز ممکن نیست ."
ما فکر می کنیم با اراده خودمان بلیت خریده ایم تا به تماشای نمایش خدایگان بنشینیم و کمی بعدتر به این شک می افتیم که شاید ما هم بازیگران نمایش دیگری هستیم که عده ای به تماشای ما نشسته اند . بعد ترجیح می دهیم یا بهتر است بگویم من ترجیح دادم بیشتر ندانم چرا که به قول وودی آلن با دانستن بیشتر گرفتار ترس های بیشتری می شدم و مدام به خود تلنگر می زدم که در سالن تئاتر هستم و مشغول تماشای نمایش خدایگان ، البته طبلی که در نزدیکی من بود و هربار که بر آن کوبیده می شد من از جا می پریدم در این تلنگر من را بسیار همراهی کرد .

و اما خدایگان
نمایشی که در آن فضا سازی تا جایی به سمت ایجاز پیش می رود که ... دیدن ادامه » هویت مخدوش نمی شود و در آن رویدادها شکل می گیرد و مخاطب را وارد دنیای تخیل می کند ، تخیلی که توانایی به تصور درآوردن واقعیتی دیگر تعریف می شود و ما با توسل به تخیل ، خود را از جهان اطراف جدا می کنیم و احتمالات مختلفی را بررسی می کنیم و تخیل اساسی ترین عامل تاثیر گذاری در دنیای نمایش است و جایگاه ویژه ای دارد . همه عناصر از دکور ، لباس، موسیقی، نور، میزانسن ها و... به این تخیل جسمیت می بخشند.
در این اثر نمایشی ، مخاطب جایگاه ویژه ای می یابد تا جایی که خودش را بخشی از این نمایش می بیند ، تخیلش جان می گیرد و لذت می برد و این لذت با تفکر همراه است که قطعا با بیرون آمدن از سالن تا مدتی همراه مخاطب می ماند و این یعنی موفقیت اثر نمایشی . در واقع این تخیل، ابزار مهمی است برای شناخت که ما را به دریافت و ادراک می رساند .
نکته بعدی ، ترکیب بندی های درست و بجاست. چیدمان منطقی آدم ها که تمامی عناصر مثل تاکید، توازن، زیبایی شناسی و ... در آن شکل گرفته است و رسیدن به این چیدمان در نمایش های پر پرسوناژ بسیار کار دشواری است که در این اثر نمایشی، کارگردان آن را به درستی انجام داده است.
بازیگران نیز با یک هدایت هوشمندانه از جانب کارگردان و توانایی های قابل تحسین خودشان بازی های قابل قبولی را ارائه می دهند.
با تشکر از گروه اجرایی و به امید موفقیت های بعدی...
شادی اسدپور
نویسنده ای که مدعی بود مولف کل جریانات هست و اراده ی همه رو در دست داره، معلول بود و حتی قادر به پیاده شدن از صندلی چرخ دار یا سوار شدنش نبود
۲۱ مهر ۱۳۹۷
منت شماست بر من که همراهیتون رو افتخار دادید.
امیدوارم بدون تعارف کارگردان های روشن مثل شما در هنر ایران زمین زیاد بشه
کسایی که فارغ از نام و موقعیت و بدون ترس ببینند و بنویسند
۲۲ مهر ۱۳۹۷
ممنوننن. لطف شماست.
۲۲ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شادی اسدپور
درباره نمایش صد درصد i
یادداشتی بر نمایش صد در صد :
فضا :
در این نمایش، فضا به درستی خلق شده است و در آن رویداد دراماتیک شکل می گیرد و با ارتباط با مخاطب به معنا می رسد . این فضا ، هم در نوع فیزیکی که شامل دکور و لباس و گریم است در خدمت نمایش است و هم در نوع احساسی . در فضای فیزیکی اش از همان ابتدا برایمان سوالاتی را ایجاد میکند در مورد اینکه اینجا کجاست؟ با چه شخصیت هایی روبه رو هستیم و قرار است چه اتفاقی بیوفتد ؟
که ما را مشتاق میکنند تا حواسمان را به نمایش جمع کنیم .
دیوار عظیم و سخت، صندلی فلزی، میز، پنجره ها، عروسک دلقک، نیم تنه ، کف صحنه و... همه و همه در انتقال معنا و شناخت و ایجاد ارتباط به درستی کارشان را انجام می دهند و در راستای مفاهیم اثر هستند .
فضا در نوع احساسی اش نیز با نور، صدا، رنگ و بافت تاثیر عاطفی خودش را باز هم در انتقال معنا میگذارد و موفق است زیرا مخاطب ... دیدن ادامه » را به ادراک می رساند .
نشانه ها :
در این اجرا ، نشانه ها جایگاه ویژه ای دارند . نشانه هایی که در طراحی صحنه، صداها، رنگ ها، بافت و حتی میزانسن وجود دارند و از همان ابتدا مخاطب را به وادی کشف وشهود می کشانند و بعد از آن ادراک حاصل بسیار لذت بخش می شود . این نشانه ها در ساحت های ارجاعی، عاطفی، فراکلامی، و بافت صوتی به درستی به کار گرفته شده اند و در انتقال معنا درست عمل می کنند .
موسیقی :
در این نمایش موسیقی هم به شکل تماتیک و هم دراماتیک جریان دارد. در خیلی جاها، متوجه موسیقی نمی شویم ولی حضور دارد و حس های ما را تقویت می کند و در جاهای دیگر ، موسیقی روایتگر است و حتی میتوان ادعا کرد که کاراکتر می شود . ولی سوالی که برایمان باقی مانده این است که منبع این موسیقی کجاست ؟ آیا با توجه به سبک اجرا بهتر نبود منبعی برایش مشخص می شد؟
کارگردانی :
همه موارد فوق الذکر مربوط به حیطه کارگردانی می شود و این نتیجه به دست می آید که کارگردان و طراحان به درستی و هوشمندی و فکر ، کارشان را انجام داده اند . کارگردان در هدایت بازیگر نیز موفق بوده خصوصا در مورد خانم پسیانی ولی نه به اندازه خلق فضا و البته که توانایی خانم پسیانی هم در ایفای چنین نقش پر فراز و نشیبی قابل ستایش است .
به امید موفقیت های بعدی...


یادداشتی بر نمایش مثل شلوار جین آبی

اغلب مونولوگ را در قالب سخن می شناسیم . سخنی که توسط یک شخصیت نمایشی اراِئه می شود . شاید بتوان گفت مونولوگ نگاهی ابزاری و تبلیغاتی به تئاتر است که هنرمند ، مفهومی را به عنوان تئاتر و به صورت یکطرفه به مخاطب منتقل می کند .
در مونولوگ ، گوینده به تنهایی روی صحنه صحبت می کند که مخاطب آن یا تماشاگر یا خود گوینده و یا شخصی غایب روی صحنه است که در تمام این موارد باید ارتباط صورت بگیرد .
در این نمایش سوالاتی ایجاد می شود که بی جواب می مانند .
اینجا کجاست ؟
گوینده با چه کسی یا کسانی صحبت می کند ؟
آیا ما با یک فضای ذهنی مواجهیم ؟
نویسنده به درستی ، داستانی را خلق کرده که می تواند نقطه قوت یا شاید تنها نقطه قوت اثر باشد . شخصیت به واسطه داستان ما را در یک هزارتو می اندازد و با خود همراه می کند و البته که تا پایان سوالاتی ... دیدن ادامه » را برایمان به وجود می آورد ولی پاسخی به آنها نمی دهد .
و اما کارگردانی ، اساسآ کارگردانی مونولوگ دشوار است و در این نمایش ضعف کارگردانی بسیار مشهود است تا جایی که مارا به لحاظ فضاسازی و... در یک وادی کسالت بار می اندازد و فقط و فقط با چنگ انداختن به داستان می توانیم همراه باشیم که شاید مهم ترین دلیلش تکرارهای غیر دراماتیک در میزانسن ها و کمپوزیسیون و... باشد .
فضای خالی صحنه که از همان ابتدا به شدت توی ذوق میزند. حرکت محدود و هدایت نشده ی بازیگر که بارها و بارها و بارها در یک انقباض به شدت قابل مشهود و حول یک محور می چرخد که صد البته این ضعف می تواند برگرفته از این باشد که خود کارگردان ، بازیگر نمایشش است .
بازیگر سعی می کند مترونوم،انرژی،تمپو و...را حفظ کند که در خیلی جاها موفق می شود البته که تپق هایی هم دارد که سعی می کند آنها را وارد بازی کند .
در پایان خسته نباشید میگم به گروه محترم و آرزوی موفقیت و اجراهای درخشان برایشان دارم .
سرکار خانم اسد پور از خوندن نظرتون لذت بردم یک کامنت حرفه ای و کامل با شما کاملا موافقم
ممنونم که حرفه ای ها هم خالی از نگرانی ها و حب و بغض ها حضور دارند
۱۳ مهر ۱۳۹۷
درود بر شما و سپاس از فعالیت شما در تیوال
به منظور بهتر دیده شدن نوشته‌هایتان، اگر یک نوشته مشخصا درباره یک اثر است آن را پای برگه همان اثر بنگارید. سیستم به صورت خودکار آن‌را در دیوار زمینه مربوطه (مثلا تیاتر) نیز خواهد گنجاند.
۱۳ مهر ۱۳۹۷
ممنون جناب لهاک عزیز
لطف شماست به بنده
۱۳ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید